وسایل ارتباط جمعی و افکار عمومی
اداره آموزش هاى عقیدتى ـ سیاسى ستادنمایندگى ولىّ فقیه در سپاه
فهرست مطالب
پیشگفتار
مقدمه
بـخـش اول ـ وسـایـل ارتباط جمعى
فصل یکم ـ ارتباطات
1. کلیّات
تعریف ارتباطات
انواع کانال هاى ارتباطات
رابطه ارتباطات و اطلاعات
پیام ، مهم ترین عنصر در ارتباطات
تنوّع و گستردگى ارتباطات در دنیاى امروز
2. ارتباط جمعى
تعریف وسایل ارتباط جمعى
انواع وسایل ارتباط جمعى
اهمیّت وسایل ارتباط جمعى
نظریه هاى وسایل ارتباط جمعى
نقش ها و وظیفه هاى وسایل ارتباط جمعى
3. وسایل ارتباط جمعى و نهادهاى اجتماعى و سیاسى
تاءثیر وسایل ارتباط جمعى بر نهاد خانواده
آموزش و پرورش
نقش کمک آموزشى وسایل ارتباط جمعى
مزیّت هاى آموزشى وسایل ارتباط جمعى نسبت به نهادهاى آموزشى
وسایل ارتباط جمعى و حکومت
وسایل ارتباط جمعى و دین
وسایل ارتباط جمعى و اقتصاد
فصل دوم ـ مطبوعات
1. مطبوعات
اختراع چاپ
نخستین مطبوعات جهان
روزنامه هاى پرتیراژ جهان
انواع نشریات و جراید
2. مطبوعات در ایران
نخستین روزنامه و روزنامه نگارى در ایران
مطبوعات در عصر پهلوى
مطبوعات و انقلاب اسلامى
مطبوعات و جنگ تحمیلى
3. خبرگزارى هاى مهمّ جهان
آژانس خبرى فرانس ـ پرس
خبرگزارى رویتر
خبرگزارى آسوشیتدپرس
آژانس بین المللى یونایتدپرس
خبرگزارى تاس
سایر خبرگزارى ها
فصل سوم ـ رادیو و تلویزیون
1. رادیو
تاریخچه رادیو در جهان
تاءثیر رادیو بر موضوعات سیاسى و اجتماعى
رادیوهاى مهمّ جهان
2. رادیو در ایران
سرگذشت رادیوى ایران
سیر گسترش فرستنده هاى رادیویى در ایران
رادیو از آغاز تاءسیس تا سقوط سلسله پهلوى
تحوّل رادیو در ایران پس از انقلاب اسلامى
3. تلویزیون
سیر پیدایش تلویزیون در جهان
شبکه هاى مهمّ پخش تلویزیونى
تاءثیرات فیلم ها و برنامه هاى تلویزیونى کشورهاى پیشرفته بر جهان سوم
4. تلویزیون در ایران
تاریخچه ایجاد تلویزیون در ایران
روند توسعه شبکه هاى تلویزیونى در ایران
تلویزیون قبل و بعد از انقلاب اسلامى
الف ـ تلویزیون در رژیم پهلوى
ب ـ تلویزیون در دوران پس از انقلاب اسلامى
فصل چهارم ـ ماهواره ها، رایانه و ویدئو
1. ماهواره
تکنولوژى ماهواره اى و اهمیّت آن در جهان امروز
تاریخچه ساخت و پرتاب ماهواره
ایران و تکنولوژى ماهواره اى
انواع ماهواره ها
2. رایانه ۷
کاربردهاى رایانه
نقش رایانه در وسایل ارتباط جمعى
3. ویدئو
ویدئو چیست ؟
تاریخچه ویدئو در ایران و جهان
کارکردهاى ویدئو
فصل پنجم ـ سینما
1. آشنایى با سینما
پیدایش سینما و سیر تکامل آن
نخستین آثار سینمایى جهان
مهمّترین شرکت هاى فیلم سازى جهان
اهمیّت سینما در عصر ارتباطات
سینما در خدمت سیاست هاى تبلیغاتى امپریالیسم
2. سینما در ایران
ورود سینما به ایران و چگونگى گسترش آن
سینماى ایران پیش و پس از انقلاب اسلامى
خلاصه بخش
بخش دوم ـ افکار عمومى
فصل یکم ـ آشنایى با افکار عمومى
1. کلیّات
تاریخچه
اهمیّت افکار عمومى
مفهوم و تعریف افکار عمومى
دلایل توجّه به افکار عمومى
کارکردهاى افکار عمومى
رابطه دولت و افکار عمومى
2. شکل گیرى افکار عمومى
عناصر لازم براى شکل گیرى افکار عمومى
عوامل مؤ ثر بر شکل گیرى افکار عمومى
3. افکار عمومى و عوامل مؤ ثر بر جهت گیرى آن
الف ـ تبلیغات
ب ـ رسانه هاى گروهى
ج ـ احزاب سیاسى
د ـ قوّه مقننه
ه ـ رهبران
فصل دوم ـ نمونه هاى تاریخى استفاده از افکار عمومى
1. نمونه هاى تاریخى استفاده از افکار عمومى
تبلیغات مارکسیستى
تبلیغات آلمان نازى
تبلیغات صهیونیستى
سلطه رسانه هاى گروهى آمریکا بر افکار عمومى
الف ـ امریکا در ویتنام
ب ـ امریکا در نیکاراگوئه
ج ـ امریکا در خلیج فارس
2. نقش افکار عمومى در نظام اسلامى
تکوین افکار عمومى در جامعه اسلامى
تریبون نماز جمعه
مسجد و اثر آن در افکار عمومى
آیات عظام ومراجع تقلید
نقش افکار عمومى در نظام اسلامى
فصل سوم ـ سنجش افکار
1. سنجش افکار
اهمیّت افکارسنجى
تـاریـخـچـه پـیـدایـش مـؤ سـسـات افـکـار سـنـجـى و سـیـر تحوّل آن
علائم و روش هاى افکار سنجى
کاربردهاى افکار سنجى
2. شیوه ها و ابزارهاى جهت بخشیدن به افکار عمومى در جهان امروز
الف ـ مالکیت و کنترل سیستم هاى عمده ارتباط جمعى جهان
ب ـ سرمایه گذارى هاى کلان در زمینه رسانه ها و تبلیغات
ج ـ انحصار در جمع آورى و انتشار اخبار
د ـ انحصار در تبلیغات
5 ـ گزینش خبر
خلاصه بخش
منابع وماءخذ
پیشگفتار
بـى گـمـان انـقـلاب اسـلامى ایران ، بزرگ ترین و عمیق ترین انقلاب ارزشى و فکرى عصر حاضر است .
بـنـیـانـگـذار ایـن نـهـضـت مـقـدس ، حـضـرت امـام خـمـیـنـى رحـمه اللّه علیه با پیروى از حضرت سیدالشهداء۷ و با کوتاه کردن دست ستم و سلطه قدرت هاى استکبارى از کشور امام زمان (عج ) بـه احـیـاى سـیـره جـدّ خـود، رسـول اللّه ۹ ، اصلاح امور امّت و تحکیم پایه هاى حکومت اسلامى پرداخت و نهادهاى پرثمرى را یکى پس از دیگرى در جامعه اسلامى ایران بنا نهاد.
سـپـاه پـاسـداران انـقـلاب اسـلامـى از خـجـسـتـه نـهـادهـایـى اسـت کـه هـمـزمـان بـا شـکـل گـیـرى نـظـام مـقـدس اسـلامـى ، به دستور آن پیر عارف و دوراندیش تاءسیس گردید و رسـالت عـظیم پاسدارى از انقلاب اسلامى و ارزش هاى الهى آن و دفاع از حریم ولایت فقیه را بـر عـهـده گـرفـت . تـحـقـق این ماءموریت خطیر، در گرو برخوردارى این نهاد مقدس از (بینش اسـلامى ) و (آگاهى سیاسى ) مى باشد که (آموزش ) یکى از راه هاى تاءمین کننده آن است . از ایـن رو، ارتـقـاى بـیـنش اعتقادى ـ سیاسى سپاه و (تداوم آموزش ) براى این نیروى نظامى ـ مکتبى ، نیازى اجتناب ناپذیر است .
ولىّ امـر مسلمانان جهان ، حضرت آیه اللّه العظمى خامنه اى ، بر این امر مهمّ تاءکید کرده ، چنین مى فرماید:
سـپـاه پـاسـداران انـقـلاب اسـلامـى یـک نـیروى انقلابى است که بر پایه دین و تقوا و درک و عـمـل انـقـلابى به وجود آمده و وظیفه اساسى نماینده این جانب در آن عبارت از نظارت مستمر بر حفظ و استحکام این پایه اساسى و برخورد با تخلفات و پیشگیرى از آنهاست .(۱)
هـر چـنـد آمـوزش هـاى عـقـیـدتـى ـ سـیـاسـى از ابـتـداى تـاءسـیـس سـپـاه بـه شـکـل هـاى گـونـاگـون وجـود داشـته است ، اما اهمیت و نقش زیربنایى آن موجب شد تا این مهمّ در چـارچـوب (نـظـام آمـوزشـى ) جـامـع و فـراگـیـرى ـ کـه در بـرگیرنده سطوح مختلف علمى و تخصص هاى گوناگون باشد ـ تحقق یابد.
در پـى ایـن حـرکـت ، آمـوزش هـاى عـقـیـدتـى ـ سـیـاسـى در قـالب (نـظـام آمـوزشـى ) از سـال ۱۳۶۴ شـروع شـد و بیش از نیمى از نیروى انسانى سپاه را تحت پوشش دوره هاى مختلف (تـداوم آمـوزش ) قـرار داد. امـا بـا گـذشـت بـیـش از شـش سـال و کـسـب تجارب مفیدِ عملى و نیز با توجه به تحولات سالهاى اخیر در این نهاد مقدس ـ از جـمـله تـشـکـیـل نـیـروهـاى پـنجگانه سپاه ، تصویب قانون استخدامى و اعطاى درجات ـ ضرورت بازنگرى در (نظام آموزشى ) احساس شد و نظام آموزشى کنونى جایگزین آن گردید.
مشخصات (نظام آموزشى ) عقیدتى ـ سیاسى
بـا تـوجـه به تفاوت سطح تحصیلات رسمى نیروهاى سپاه و تقسیم بندى آنان به دو سطح (سیکل ) و (دیپلم ) ، نظام آموزشى دربرگیرنده دو سطح زیر است :
1 ـ ورودى سیکل
2 ـ ورودى دیپلم
بـراى سـطـح یـک ، آمـوزش عـمـومـى و سـه مـرحـله آمـوزش ضـمـن خـدمـت (شـامـل دوازده دوره ) و سـه دوره آمـوزش تـخـصـصـى (تـخـصصى اولیه ، تخصصى تکمیلى و سرپرستى ) در نظرگرفته شده است .
سطح دو، شامل دوره هاى کاردانى ، کارشناسى ، مقدماتى رسته اى ، عالى رسته اى ، دافوس ، عالى جنگ و چهار مرحله آموزش ضمن خدمت (در دوازده دوره ) مى باشد.
بـراى هـر یـک از دوره هـا کـد و شماره مخصوصى در نظر گرفته شده که مشخص کننده سطح ، مرحله ، و دوره است . به عنوان مثال : در شماره (۱۲۱) رقم سمت چپ نشانگر سطح ، رقم وسط بیانگر مرحله و رقم سمت راست گویاى دوره است .
از آنجا که دوره هاى عمومى ، تخصصى و سرپرستى مرحله ندارند، رقم وسط با صفر مشخص شـده است . به عنوان مثال ، شماره (۱۰۲) ، نشانگر سطح یک و دوره دوم از دوره هاى غیرتداوم است .
موضوعات آموزشى شامل موارد ذیل است :
1 ـ اصول عقاید؛۵ ـ تاریخ اسلام ؛
2 ـ اخلاق اسلامى ؛۶ ـ دانش سیاسى ـ اجتماعى ؛
3 ـ احکام ؛۷ ـ نظام دفاعى .
4 ـ معارف قرآن ؛
با توجه به تنوع موضوعات ، به منظور سهولت کار، براى هر موضوع نیز شماره خاصى قـرار داده شـده کـه در پـى شـمـاره هـر دوره ، پـس از عـلامـت (/) مـى آیـد.بـراى مـثـال ، عـدد ( ۵ ) در شـماره ( ۵ / ۱۱۴ ) بیانگر آن است که موضوع دوره یادشده ،(تاریخ اسلام )است .
در مورد دوره هاى تخصصى و سرپرستى براى رسته هاى گوناگون ، شماره جداگانه اى در نـظـر گـرفـتـه شـده که با گذاشتن خط تیره ( ـ ) پس از شماره گروه نوشته مى شود؛ مثلاً، دوره تـخـصـصـى تـکـمـیـلى ، ورودى سـیـکـل از گـروه عـقـاید در رسته بهدارى با شماره (۵ ـ ۱/۱۰۳) مشخص مى شود.
پـژوهـشـکـده تـحـقـیقات اسلامى ، عهده دار تدوین متون آموزشى مورد نیاز حوزه نمایندگى ولى فـقـیه در سپاه است که با توجه به سطح معلومات و تخصص نیروهاى آموزشى و نوع و حوزه ماءموریت آنان ، متن مورد نیاز را تهیه و تدوین مى نماید.
مـتـون و جـزوات ایـن پـژوهـشـکـده تـوسـط گـروهـهـاى تـحـقـیـقـاتـى ، تـدویـن و پـس از طـى مراحل بررسى و نظارت به تاءیید (هیاءت علمى ) ـ که جمعى از فضلا و استادان حوزه علمیه قم هستند ـ مى رسد.
کـتـاب حـاضر با شماره (کد) ۶ / ۲۳۱ ، شامل ۲۴ درس ازنظام آموزشى عقیدتى ـ سیاسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است .
پـیـشـنـهـادهـا و تـجـربـیـات مـربیان ارجمند و برادران عزیز متربّى راهگشا و مشوّق ما در رفع کاستى هاى متون آموزشى خواهد بود.
از خـدا مـى خـواهـیـم کـه روز به روز بر بینش و آگاهیهاى اسلامى ما بیفزاید و آنها را عمیق تر سازد.
اداره آموزش هاى عقیدتى ـ سیاسى ستادنمایندگى ولىّ فقیه در سپاه
مقدمه
امـروزه وسـایـل ارتـبـاط جمعى در تمامى کشورها نقش حساس و مهمّى را ایفا مى کنند و این نقش در زمـیـنه هاى مختلف از جمله سیاسى و فرهنگى از حساسیت و اهمیّت بیشترى برخوردار بوده و به نـوعـى بـا امـنـیـت مـلّى کـشـورهـا مـرتـبط مى باشد. اهمیّت رسانه هاى گروهى تا حدى است که دانـشـمـنـدان در تقسیم بندى مراحل تاریخى تمدن بشر، آن را لحاظ کرده اند. (آلوین تافلر) تـمـدن بـشـرى را بـه سـه مـرحـله تـقـسـیـم مـى کـنـد کـه شامل مرحله کشاورزى ، مرحله صنعتى و مرحله فراصنعتى یا عصر ارتباطات و اطلاعات است . در عـصـر فراصنعتى ، قدرت در دست کسانى است که شبکه هاى ارتباطى و اطلاعاتى را در اختیار خود دارند.(۲)
(مـک لوهـان ) دانـشـمند کانادایى در نظریه دیگرى ، تاریخ بشر را به سه دوره یعنى عصر فرهنگ شفاهى ، عصر تمدن چاپى و عصر تمدن الکترونیک تقسیم مى کند. در عصر الکترونیک ، قدرت در دست صاحبان شبکه هاى تلویزیونى و شبکه هاى کامپیوترى و ماهواره هاست .
پـیشرفت شگرف تکنولوژى ارتباطات در سال هاى اخیر نشان دهنده این واقعیت مى باشد که در حـال حـاضـر بـشـر مـرحـله سـوم یـعـنـى عـصـر الکـتـرونـیـک را سـپـرى مـى کـنـد. وسـایل الکترونیک با انجام کار ویژه هاى خاص خودش اثرات عمیقى بر حیات فردى و اجتماعى انـسـان هـا نـهـاده اند که مهمّترین بُعد آن فراهم کردن امکان تماس و مبادله سریع فرهنگ ها با یـکـدیـگـر مـى بـاشـد. در ایـن فـرآیـنـد، انـواع پـیـام هـاى سـیـاسى ، فرهنگى و اقتصادى بر بال امواج نشانده و با درهم نوردیدن مرزها، در درون خانه هاى شهروندان به مخاطبان مى رسد و بـخـش قـابـل تـوجـهـى از نگرش ها و رفتارهاى سیاسى ، فرهنگى و اقتصادى ، افراد، تحت تاءثیر این پیام ها جهت پیدا مى کند.
بـا ایـن مـلاحـظـات ، امـروزه رسـانه هاى گروهى از پدیده هاى مهمّى محسوب مى گردند که با مـقـوله امـنـیـت مـلى کـشـورهـا در ارتـبـاط مـى بـاشـنـد. امـا نـکـتـه قـابل توجّه دیگر در این زمینه اثرات مثبت و منفى این ابزارهاست که هرگز از جنبه هاى مخرّب و سـازنـده خالى نبوده و همین امر، شناخت و مطالعه اثرات ، پیامدها و دیگر جنبه هاى این پدیده را ضرورى ساخته است . بدیهى است که این ضرورت و اهمیّت براى همه افراد جامعه یکسان نیست بـلکـه پـاسـداران انقلاب اسلامى که ماءموریت حفاظت از حریم انقلاب اسلامى را بر عهده دارند بـراى انـجـام این رسالت مقدس لازم است از عوامل تهدید کننده و خطرساز براى انقلاب ، شناخت دقیق و نسبتا جامعى داشته باشند.
وسـایـل ارتـبـاط جمعى به عنوان ابزارهاى تبلیغى در پاره اى از موارد مى تواند در دست نظام هـاى اسـتـکـبـارى و معاندین انقلاب اسلامى به عنوان حربه و سلاحى کارساز به کار گرفته شـود کـه در کـارزار فـرهـنگى امپریالیسم علیه نظام جمهورى اسلامى ایران این مساءله اتفاق افتاده و در حال حاضر نیز جریان دارد.
کـتـاب حـاضـر مـى کـوشـد بـخـشـى هـر چـنـد کوچک از پدیده عظیم ارتباطات را معرفى کند تا برادران پاسدار نسبت به کارکرد و سیر تحول رسانه ها، شناخت لازم را پیدا کنند. از آنجایى کـه رسـانه هاى گروهى همواره چیزى به نام افکار عمومى را مخاطب خود قرار مى دهند، به همین دلیـل مـجموعه حاضر در دو بخش سازماندهى و صورت بندى شده است . در بخش نخست ، پدیده ارتـبـاطـات ، انـواع رسـانـه هـا، نـحـوه شـکـل گـیـرى و سـیـر تحّول آن ها در جهان و ایران مورد بررسى قرار گرفته و در بخش دوم افکار عمومى معرفى و مـورد تـجـزیـه و تـحـلیـل قـرار گـرفـته است . امید آن که مفید واقع گردد. در خاتمه از کلیه اسـتادان و به ویژه جناب آقاى دکتر حشمت زاده که این مجموعه را مطالعه و نگارنده را راهنمایى کردند و در اصلاح و تنقیح این اثر قبول زحمت فرمودند، سپاسگزارم .
معاونت متون آموزشى و کمک آموزشى
پژوهشکده تحقیقات اسلامى سپاه
بخش اول
وسائل ارتباط جمعى
فصل یکم ـ ارتباطات
فصل دوم ـ مطبوعات
فصل سوم ـ رادیو و تلویزیون
فصل چهارم ـ ماهواره ها، رایانه و ویدئو
فصل پنجم ـ سینما
فصل یکم
ارتباطات
۱. کلیّات
عـصرى را که ما در آن زندگى مى کنیم با القابى همچون قرن تسخیر فضا، قرن اتم ، قرن کـامـپـیـوتـر مـلقّب کرده اند، اما شاید هیچ یک از این واژه ها همچون واژه عصر ارتباطات گویاى ابـعـاد تـحـوّلات ژرف و شـگـرف ایـن قـرن و وجـه تـمـایـز آن بـا قـرن هـاى گـذشـته نباشد. وسـایـل پـیـشرفته ارتباطى از قبیل تلفن ، رادار، پُست و دورنگار زندگى بشررا دگرگون سـاخـتـه انـد. و وسـایل ارتباط جمعى ، مانند مطبوعات ، رادیو، تلویزیون و انواع ماهواره ها با کاربردهاى گوناگون ، چهره زمین و زندگى ساکنینش را دستخوش تحولات کمّى و کیفى کرده اند.(۳)
ایـن وسـایـل بـا مـیـلیاردها رشته نامرئى آدمیان را به یکدیگر پیوند داده و جهان پهناور را با مـسـاحـت ۵۱۰ مـیـلیـون کـیـلومـتـر مـربـع و بـا پـنـج قـاره بـه صـورت دهـکـده اى کوچک درآورده انـد.(۴) گـویـى در ایـن دهـکـده جـهـانـى ، وسـایـل ارتـبـاطـى پـیـچـیـده و نـویـن ، وضـع را بـه صـورتـى درآورده انـد کـه افـکـار و اعـمـال هـر یک از ما آدمیان از دید و نظر یکدیگر پنهان نیستند و در این فراگرد، نفوذناپذیرى مرزها و دیواره ها در برابر تشعشعات امواج ماهواره ها رنگ باخته اند و فاصله ها از میان رفته انـد و سـراسـر گـیـتـى بـه تسخیر این وسایل درآمده است . امروزه کاخ هاى توانگران اروپا و آمـریـکا و کلبه هاى کوچک ملل آسیا، آفریقا و آمریکاى لاتین همه و همه به گونه اى در معرض امواج این وسایل قرار دارند.
بـا مـطـالعه پدیده ارتباطات و وسایل ارتباط جمعى ، مى توان با کسب بصیرت و آگاهى هاى لازم از جـنـبـه هـاى زیانبار این وسایل مصون ماند و با به کار بستن راهنمایى ها و تعالیم مکتب اسـلام آن هـا را در راه کـسـب سـعادت و رسیدن به تکامل انسانى به خدمت گمارد. این موضوع در بـنـد دوم از اصـل سـوم قـانـون اساسى نیز مورد تاءکید قرار گرفته است : بالا بردن سطح آگـاهـى هـاى عـمـومـى در هـمـه زمـیـنـه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه هاى گروهى و وسـایـل دیـگـر از وظـایـف دولت جـمـهـورى اسـلامـى در نیل به اهداف نظام اسلامى است .(۵)
تعریف ارتباطات
پـیـش از پـرداخـتـن بـه تعریف اصطلاح ارتباطات ، لازم مى نماید نخست از دریچه تاریخ به چـگـونـگـى پـیـدایـش و سـیـر تطور این پدیده نظرى بیفکنیم . آنچه ما اکنون به عنوان پدیده ارتـبـاطـات بـه شـکـل گـسـتـرده و پـیـچـیـده کـنـونـى اش مـى شـنـاسـیـم ، اشـکـال تـکـامـل یافته ابزارهاى ابتدایى است . از هنگامى که انسان نخستین گروه ها و اجتماعات کـوچک را سامان داد و هسته نخستین جوامع انسانى را پدید آورد، به ضرورت برقرارى رابطه بـا هـمـنـوعان خود پى برد و براى برآورده ساختن نیازهاى مشترک ، اهمیت برقرارى رابطه با دیگران را دریافت .
مقوله ارتباط در اجتماعات نخستین ، پدیده هاى ساده ، محدود و شخصى ، مانند پیام شفاهى و سپس تـصـویـر، خـط و حتى علایم و رنگ ها و انواع حرکات بدنى را در بر داشت . با گذشت زمان ، ابـزارهـاى ارتباطى کامل تر شدند و همراه با تحوّلات شرایط اقتصادى ، اجتماعى ، سیاسى و فرهنگى جوامع ، صورتى پیچیده تر به خود گرفتند. این فرایند با ظهور انقلاب صنعتى ، پـیـدایـش شـهـرهـاى بـزرگ و مـراکـز جـمـعـیـتـى شـتـابى بیشتر یافت تا به صورت کنونى درآمد.(۶)
ارسـطـو، فـیـلسـوف یـونـانـى (۳۸۴ ـ ۳۲۲ پـیـش از مـیلاد) نخستین دانشمندى بود که در کتاب (مـطـالعـه مـعـانـى بـیـان ) (ریـطـوریـقـا)(۷) از ارتـبـاط و تـعـریـف آن سـخـن گـفت .(۸) پـس از وى دانـشـمـندان علوم اجتماعى رشته مطالعات وى را درباره پدیده ارتباط پـى گـرفـتـنـد. از سـال ۱۹۵۰ م . / ۱۳۲۹ ش . بـه بـعد این پدیده در کشورهاى غربى مورد تـوجـه دانـشمندان و دست اندرکاران رشته هاى مختلف علمى همچون روان شناسى ، روان شناسى اجـتـمـاعـى ، جـامـعـه شـنـاسى ، مدیریت ، علوم رایانه ، علوم سیاسى و جزء آن قرار گرفت این کـوشـش مـطـالعـاتـى مـوجـب گـردیـد عـلم ارتـبـاطـات صـورت نـظـام یـافـتـه تـرى بـه خـود گیرد.(۹)
در حال حاضر رشته مطالعات ارتباطات از شاخه هاى جوان علوم اجتماعى معاصر جهان به شمار مـى رود و هنوز شالوده هاى نظرى و ابزارهاى روش شناختى ویژه خود را نیافته است . و در این زمـیـنـه از دیـگـر رشـتـه هاى علوم اجتماعى وام مى گیرد.(۱۰) در ایران نیز این رشته جـایـگـاه شـایـسـتـه خـود را یـافـتـه است . بررسى ادبیات موجود در زمینه دانشواژه (ارتباط) گویاى اختلاف نظر دانشمندان درباره ریشه ، مفهوم و تعریف آن است . هر چند پژوهشگران دانش ارتـبـاطـات بـراى دسـتـیـابـى بـه تـعـریـف واحـد و مـورد قـبـول هـمگان تلاش هایى بسیار کرده اند، اما این تلاش ها چندان موفقیت آمیز نبوده است ، بیشتر پـژوهـشـگـران ایـن رشـته ، نبود تعریفى گویا از مفهوم ارتباطات در گستره ادبیات موجود را خـاطـرنشان ساخته اند.(۱۱) از نظر واژه شناسى (ارتباطات ) داراى معانى متفاوتى نـزد اشـخـاص گـونـاگون است . پژوهشگران غربى که به عنوان پایه گذاران دیدگاه هاى جـدیـد و روش هـا و فنون ارتباطى شناخته شده اند، بر این باورند که این واژه از واژه لاتینى (کامیونیکار)(۱۲) مشتق شده است .(۱۳)
از مـیان پژوهشگران ایرانى نیز کسانى هستند که واژه ارتباطات را مترادف با واژه انگلیسى یا لاتـیـنـى (کـامـیـونـکاسیون )(۱۴) دانسته اند.(۱۵) برخى دیگر از صاحب نـظـران ایـرانـى عـلم ارتـبـاطـات ، ارتـبـاط را واژه اى عـربـى از بـاب افتعال دانسته اند که در فارسى به صورت مصدرى به معناى پیوند دادن ، رابط دادن و به صـورت اسـم مـصـدر بـه مـعـنـاى بـسـتـگـى ، پـیـونـد، پـیـوسـتـگـى و رابـطـه بـه کـار مـى رود.(۱۶)
دربـاره تعریف اصطلاحى ارتباطات ، بى آن که به مناقشات موجود وارد شویم ، تعریف زیر را از میان انبوه تعاریف موجود برگزیده ایم :
ارتباط عبارت است از انتقال یا تبادل اطلاعات ، احساسات و ایده ها به مخاطبین .(۱۷)
انواع کانال هاى ارتباطات
ارتباطات و اطلاعات از عناصر و پایه هاى اصلى تمدن امروزى انسانند و بخش اعظم تکاپوى او در قـرن حـاضـر رهکاوى و بهینه سازى شیوه هاى شناخت ، گردآورى ، سازماندهى ، انباشت ، بازیابى ، جابه جایى و انتقال اطلاعات و پیام ها مى شود.(۱۸)
در حـوزه جـابـه جـایـى و تـبـادل اطـلاعـات مـوضـوعـى بـه نـام (کـانـال هـاى ) ارتـبـاطـات مـطـرح اسـت . گسترش ارتباطات در جهان امروز ما را به تکاپوى شـنـاخت کانال هاى این پدیده مهم وامى دارد؛ زیرا مفهوم ارتباطات مى تواند مصادیقى پرشمار، مـانـنـد ارتـبـاطـات شـخـصـى ، فـرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، صنفى ، قضائى و… را در بر گیرد.(۱۹)
از سوى دیگر کثرت استعمال واژه ارتباطات در رسانه ها، مکالمات و نوشته ها، در پوشش کلى و مـطـلق آن ، ضـرورت و اهـمـیـت گـروه بـنـدى شـاخـه هـا و کانال هایش را بیش از پیش نمایان مى سازد.
صـاحـب نـظـران حـوزه دانـش ارتـبـاطـات ، کـانـال هـاى ایـن پـدیـده را بـه ۳ گـروه مـشـخـص کـانـال هـاى مـواصـلاتـى (تـرابـرى )، کـانـال هـاى ارتـبـاطـى ـ مـخـابـراتـى و کـانـال هاى ارتباطى اجتماعى طبقه بندى کرده اند. اینک ضمن به دست آوردن شناختى اجمالى از ایـن کـانـال هـا یـادآور مـى شـویـم کـه تـمـرکـز مـطـالعـاتـى و نـقـطـه ثـقـل مـبـاحـث ایـن مـجـمـوعـه بـیـشـتـر عـبـارت اسـت از نـوع اخـیـر یـعـنـى کانال هاى ارتباط اجتماعى .
الف ـ کـانـال هـاى مـواصـلاتـى (تـرابـرى ): راه هـا اعـم از کـوچه ها، خیابان ها، بزرگراه ها، اتـوبـان هـا، راه هـاى بـیـابـانـى و وسـایـل حـمـل و نقل ، همچون قطار، خودرو، هواپیما، کشتى و امثال آن ها و وسایل و کانال هاى مواصلاتى به شمار مى روند که امکان برقرارى ارتباطات را میان آدمیان فراهم مى آورند.
ب ـ کـانـال هـاى ارتـبـاطـى مـخـابـراتـى : پـسـت ، تـلگـراف ، تـلفـن و جـزء آن ، وسـایـل و کـانـال هـاى ارتـبـاطـات مـخـابـراتـى را تـشـکـیـل مـى دهـنـد کـه امـکـان تبادل و جابه جایى پیام ها را میان دو شخص و گاهى بیشتر ممکن مى سازند.
ج ـ کانال هاى ارتباطات اجتماعى : مقصود وسایل و ابزارى هستند که میان گروه هاى بزرگى از جـوامـع ارتـباط خطّى ، تصویرى و کلامى برقرار مى کنند که به طور عمده مطبوعات ، رادیو، تـلویـزیـون ، مـاهـواره هـاى ویـژه ، فـرسـتنده ها و تا حدودى سینما را در بر مى گیرند و به وسایل ارتباط جمعى مشهورند. به طور کلى هنگامى که واژه (ارتباطات ) را به کار مى بریم انواع وسایل ارتباط جمعى در اذهان تداعى مى شود.(۲۰)
رابطه ارتباطات و اطلاعات
تا کنون به گونه اى مختصر، درباره اهمیّت و نقش عصر ارتباطات در زندگى اجتماعى انسان هـا سـخـن گفته شد و دانستیم که انسان براى تداوم حیات اجتماعى خود نیازمند به مبادله پیام و دسترسى به اطّلاعات است . اکنون این عنصر را قدرى بیشتر به مطالعه و بررسى مى نهیم . مـطـالعـات دانـشـمـنـدان دربـاره مـوجـودات زنـده گـویـاى وجـود اشـکـال حـیـرت انـگـیـزى از ارتـبـاطـات مـیـان آن هـا اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، مـورچـگـان زبـان بـوهـا را بـه کـار مـى بـرنـد. زنبورها با حرکت هاى رقص گونه با یکدیگر ارتباط برقرار مى کنند. همچنین در جهان جانوران ، کاربرد نظام هاى ارتباطى صوتى و نـورى مـشـاهـده شـده اسـت کـه انـواعى از ماهیان و مارها از آن براى برقرارى ارتباط سود مى جویند.
انـسـان هـا نـیـز از هـمـان سپیده دم حیات و پدیدار شدن اجتماعات نخستین با شیوه هاى ابتدایى ، مـانـنـد لمـس کردن ، حرکات چهره ، ایما، اشاره و… به مبادله پیام با یکدیگر مى پرداختند. این اجـتـمـاعـات بـراى تـداوم بـقـا از راه شکار و دفاع گروهى ناگزیر به برقرارى ارتباط با یـکـدیـگـر بـودنـد. شـیـوه هـاى تـبـادل اطـلاعـات در گستره تاریخ از آغاز تا کنون دستخوش تـحـوّل و تـطـوّرى شـگـرف شـده اسـت و با گذشت زمان ، انسان ها ناگزیر بودند متناسب با شـرایـط و مـقـتـضـیـات نـویـن ، شـیـوه هـا و ابـزارهـایـى دیـگـر ابـداع کـنـنـد. ارسـال پـیـام بـه وسـیـله دونـدگـان مـقـاوم ، اسـب هـاى تـنـدرو، کـبـوتـرهـاى نـامـه رسـان و… حـاصـل ایـن تـکـاپـو بـود و انـدک انـدک نـشـانـه هـایـى هـمـچـون دود، آتـش و طبل نیز به انواع شیوه هاى انتقال اطلاعات و ارتباطات افزوده شد.(۲۱)
از آنـچـه گـذشـت مى توان دریافت که مبادله اطلاعات از گذر شیوه ها و اندازه هاى ارتباطى در میان جانوران به طور اعم و انسان ها به طور اخص امرى انکارناپذیر است . در دنیاى پیچیده و گسترده امروزى دیگر این نیاز انسانى با مبادلات شخصى ، چهره به چهره و ابزارهاى نخستین ، آن گـونـه کـه در قـرن هـا پـیـش صـورت مـى گـرفـت ، بـرآورده نـمـى شـود و بـه ابزارهاى پـیـشـرفـتـه تـرى نـیـاز اسـت تـا بـا اسـتـفـاده از آن هـا حـجـم انـبـوهـى از پیام ها و اطّلاعات در حـداقـل زمـان مـمـکـن بـیـن انـسـان هـا مـبـادله گـردد. فـنـّاورى و وسـایـل نـویـن ارتباطات ، مانند ماهواره ها، صنعت چاپ ، شبکه هاى بزرگ فرستنده رادیویى و تلویزیونى ، که امروزه به کار مى روند، زاییده همین نیاز بشرند.(۲۲) بدین سان ، درمـیـابـیـم که رسانه ها و ابزارهاى ارتباطات همچون ظرف هایى هستند که پیام ها و اطلاعات به وسیله آن ها جابه جا مى شوند.
پیام ، مهم ترین عنصر در ارتباطات
دانـشـمـنـدان عـلم ارتـبـاطـات ، در تـجـزیـه و تـحـلیـل عـنـاصـر و اجـزاى تـشکیل دهنده فرایندارتباط، از آغاز تا انجام چرخه آن ، به اجزایى گوناگون اشاره کرده اند کـه هـر جـزء داراى ویـژگـى هـاى خـود اسـت . بـراى شـنـاخت پدیده ارتباطات باید این اجزا را بازشناسیم و رابطه هر یک را با دیگرى و نیز اهمیّت و کار ویژه هر یک از آن ها را به مطالعه و بررسى نهیم . جامعه شناسان وسایل ارتباط جمعى ، هنگام مطالعه در حوزه ارتباطات ، هر یک مـدلى بـا عـنـوان (مـدل ارتـبـاطـى ) مـطـرح سـاخـتـه انـد. مـدل ارتـبـاطى عبارت است از تبیین اجزاى اصلى تشکیل دهنده همه انواع ارتباطات و بیان تقدّم و تاءخّر و کیفیت هر یک از این اجزا.(۲۳)
از نخستین نظریه پردازان علم ارتباطات ـ مانند ارسطو ـ گرفته تا نظریه پردازان معاصر، مدل هایى فراوان به دست داده اند که وجه مشترک تمامى آن ها تاءکید بر عنصر (پیام ) است و تـقـریـبـا در هـمه مدل هاى ارتباطى به عنصر پیام اشاره شده است .(۲۴) ساده ترین مدل ارتباطى ، عناصر اصلى ارتباط را شامل سه عنصر زیر دانسته است :
الف ـ منبع پیام
ب ـ پیام
ج ـ مقصد پیام
منبع مى تواند فرد یا سازمان ارتباطى باشد. پیام عبارت است از مجموعه اى از الفاظ، لغات ، اشـکـال و… کـه پـیـام دهنده به قصد تاءثیرگذارى بر روى مخاطب آن را تولید و ارائه مى کـنـد.(۲۵) مـقـصـد پـیـام نـیـز مـخـاطـب یـا مـخـاطـبـانـى هـسـتـنـد که پیام ها براى آن ها ارسـال مـى گـردنـد. اگـر بـپـذیـریـم کـه عـلت اصـلى پـیـدایـش وسـایـل ارتـبـاطى و کار ویژه آن ها جابه جایى و انتشار عنصرى به نام (پیام ) است ، در این صـورت بـه سـهـم و اهـمـیـّت ایـن عـنـصـر در ارتـبـاطـات پـى خـواهـیـم بـرد. اهـمـیـّت و ارزش وسـایـل ارتـبـاطـى نـاشـى از کـار ویـژه آن هـا اسـت کـه وسـیـله اى هـسـتـنـد بـراى انـتـقـال پـیام ها از مبداء به مقصد. آنچه به وسیله رسانه ها جابه جا مى شود، عنصر پیام است کـه بـه صـورت گـفتارى ، نوشتارى ، تصویرى ، گفتارى ـ تصویرى و… مبادله مى گردد. بـیـشـترین کوشش دست اندرکاران وسایل ارتباطى معطوف بر این هدف است که عنصرى به نام پیام را به وسیله ابزارى به نام رسانه و مطابق با هدف هاى از پیش تعیین شده منتشر کنند.
تنوّع و گستردگى ارتباطات در دنیاى امروز
جـوامـع کـنـونـى از لحـاظ ساختارى ، داراى نهادهاى اقتصادى ، سیاسى ، فرهنگى و جزآن است . ارتـبـاطـات از مـوضـوعـاتـى اسـت کـه بـه پـیـروى از این تنوّع ساختارى ، داراى قابلیت هاى کـاربـردى وسیعى در انواع زمینه هاى سازمانى ، اقتصادى ، مدیریتى ، سیاسى ، آموزشى و… است .(۲۶)
مـاشـیـنـى شـدن زنـدگـى آدمـى ، افـزایـش جـمـعـیـّت ، تـقـسـیـم کـار و مـشـاغـل ، تـخـصـّصـى شـدن فـعالیّت ها، گسترش یافتن حوزه هاى حرفه اى و شغلى ، تنوّع امـکـانـات بـهـره ورى ، افـزایـش مـیـزان وابـسـتـگـى هـاى متقابل ، از ویژگى هاى بنیادین تمدن کنونى است . در چنین دنیایى بر دامنه و بستر ارتباطات در حـوزه هـاى گوناگون افزوده شده است . نظر به تنوّع حوزه ارتباطات ، براى آشنایى با بـرخـى از نمونه ها و نمودهاى آن ، بایسته مى نماید به بررسى ارتباطات سازمانى (ادارى )، اقتصادى ، مدیریتى و سیاسى اشاره کنیم :
الف ـ ارتباطات سازمانى (ادارى ): مؤ سسه ها و سازمان هاى ادارى براى حفظ موجودیت خویش در مـیـدان رقـابـت بـا دیـگر سازمان ها، نیازمند به اطلاعات هستند که دسترسى به آن ها از مجراى ارتـبـاطات ممکن است . امروزه انجام این وظیفه ـ یعنى سامان دهى ارتباطات مؤ سّسه ها و سازمان هـاى ادارى ـ بـه واحـدى بـه نـام (روابـط عـمـومى ) سپرده شده است که کار ویژه آن انجام امر ارتـبـاطـات مـورد نـظـر مـؤ سـّسـه اسـت . وجـود عـنـاویـنـى هـمـچـون اداره کل روابط عمومى ، دفتر کل روابط عمومى ، واحد روابط عمومى و… نشان دهنده اهمیّت این عنصر در کارکرد سازمان ها و مؤ سّسه هاى گوناگون است .(۲۷)
ب ـ ارتباطات اقتصادى : عنصر ارتباطات در قلمرو فعالیت هاى اقتصادى نیز از اهمیّتى بسیار بـرخـوردار اسـت و بـازتـابـى مـسـتـقـیـم بـر تـوان تـولیـد و اشـتـغـال در مقیاس هاى محلّى ، ملّى و جهانى دارد. یکى از شاخص هاى توسعه کشورها نیز (زیر بـنـاى اطـلاعـاتـى ) آن هـا در حـوزه هاى گوناگون ، از جمله در بعد اقتصادى است و بنابراین شـایـد بـتـوان گـفـت کـه یـکـى از علل عقب ماندگى کشورهاى توسعه نیافته ، ضعف زیربناى اطّلاعاتى و ارتباطاتى آن ها است .(۲۸)
ج ـ ارتـبـاطـات مـدیـریـتـى : مـدیـریـت در شـاخـه هـاى گـونـاگـونـش ، از قـبـیـل صـنـعـتـى ، تـجارى ، ادارى ، آموزشى ، سیاسى و… براى سازگارى با محیط خارجى ، نـیـازمـنـد بـه جـریـان پـیـوسـته اطلاعات است . جامعه پیچیده صنعتى یا فراصنعتى ، که نقش سـازمـان هـاى عـمـومـى در آن روز بـه روز اهـمـیـتـى بـیشتر مى یابد، نمى تواند بى نظام هاى ارتباطى به زندگى خود ادامه دهد.(۲۹)
د ـ ارتباطات سیاسى : هیچ حکومتى نمى تواند بى ارتباط با شهروندان ، اجزاى سازمانى خود در سـطـوح مـرکـزى و محلّى و نیز دیگر کشورها به فعالیت خود ادامه دهد. در حوزه کشوردارى ، عـنـصـر ارتـبـاط، سـهمى حساس و تعیین کننده بر عهده دارد. هیاءت هاى حاکمه در کشورهاى جهان بـراى سـامان بخشى به ارتباطات کشور با واحدهاى سیاسى ، ناگزیر شده اند سازمان ها و تـشـکـیـلاتـى گـسـتـرده پـدیـد آورنـد کـه شـامـل مـدرسـه هـا و دانـشـکـده هـاى روابـط بـیـن المـلل بـراى تـربـیـت و آمـوزش کـارکـنـان مـجـرّب ، سـفـیـران ، کـنـسـول هـا و دیـپلمات هاى ورزیده و ایجاد سفارت خانه ها و نمایندگى هاى مختلف در کشورهاى جهان همچنین یکى از کار ویژه هاى اصلى سفارتخانه ها، افزون بر گردآورى اطلاعات مؤ ثر، مـفـیـد و مـورد نـیـاز از کـشـور مـقیم ، سامان دهى و ایجاد نظم و ترتیب در روابط کشور متبوع با کشور مقیم است .(۳۰)
2. ارتباط جمعى
در درس گـذشـتـه دربـاره دو مقوله (ارتباطات ) و (اطّلاعات ) و برخى از جنبه هاى مهمّ آن ها سـخـن گفته شد و از آن ها شناختى نسبى به دست آوردیم . اینک ، به بررسى گونه اى ویژه از ارتـبـاطـات مـى پـردازیـم کـه با صفت (جمعى ) و تحت عنوان (ارتباط جمعى ) مشخّص مى گـردد. اهـمـیـّت و نقش وسایل ارتباط جمعى به عنوان اهرم هاى اصلى تبلیغاتى و خبرى و نیز سـهـم آن هـا در شـکـل دهـى و هـدایـت افـکـار عـمـومـى و تـاءثیرشان در جهت گیرى هاى سیاسى ، اقـتـصـادى و فرهنگى کشورهاى جهان ، مطالعه این پدیده را ضرورى ساخته است . در حقیقت به دلیـل کـارکـرد مـهـمّ رسـانـه هـاى گروهى است که مستکبران و زورمداران جهانى ، براى در دست گـرفـتـن اخـتـیـار از هـیچ کارى فروگذار نیستند.(۳۱) کوشش اصلى ما در این درس ، عبارت از بررسى تعاریف ، انواع ، اهمیت و نظریه هاى ارتباط جمعى است . همچنین با برخى از نقش هاى این پدیده مهمّ آشنا مى شویم .
تعریف وسایل ارتباط جمعى
مـفـهـوم (وسـایـل ارتـبـاط جـمـعى )(۳۲) از آن دسته مفاهیمى است که دانش پژوهان علم ارتـبـاطـات تـعـریـف هـایـى پـرشـمـار بـرایـش بـه دسـت داده انـد و کـثـرت تعریف هاى موجود، عـمـل گـزیـنـش را بـسـى دشوار ساخته است ، امّا تشابه مفهومى میان تعریف هاى موجود حکایت از گـونـه اى تـوافـق ضـمـنـى مـیـان صـاحب نظران این رشته دارد. پیش از تعریف اصطلاحى این دانـشـواژه ذکـر ایـن نـکـتـه سـودمـند است که همانند بیشتر واژگان کلیدى دانش ارتباطات ، واژه (وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى ) را داراى ریـشـه اى لاتـیـنـى دانـسـتـه انـد کـه بـه مـجـمـوعـه لغوى انـگـلوساکسون وارد شده است .(۳۳) از میان تعریف هاى موجود درباره دانشواژه ارتباط جمعى ، تعریف زیر کامل تر به نظر مى رسد:
[ وسـیـله ] ارتـبـاط جـمـعـى مـشـخـص کـنـنـده آن نـوع از [ وسایل ] ارتباطى است که هدف آن برقرارى رابطه با یک مخاطب یا گروه کوچکى نیست ، بلکه جمع را در نظر دارد و [ مورد توجّه جماعتى پرشمار است ].(۳۴)
انواع وسایل ارتباط جمعى
در گـذشـتـه ، وسـایـل ارتـبـاطـى را بـه دو گـروه عـمـده ، وسـایـل ارتـباط رو در رو و وسایل ارتباط جمعى ، تقسیم مى کردند. کارشناسان ارتباطات به ویژه کارشناسان ارتباطات سازمان جهانى یونسکو طبقه بندى زیر را به دست داده اند:
الف ـ وسایل ارتباط رو در رو
ب ـ وسایل ارتباط محلّى ، منطقه اى و گروهى
ج ـ وسایل ارتباط جمعى
آنـچـه مـوجـب تـمـایـز وسـایل ارتباط جمعى از انواع دیگر مى شود، ویژگى هایى است که به مخاطبان و فرستندگان پیام مربوط مى گردند. در زیر به این ویژگى اشاره کرده ایم :
الف ـ ویژگى هاى مخاطبان وسایل ارتباط جمعى :
(۱) وسیع و فراوانند و به ساکنان محل و منطقه اى ویژه محدود نمى شوند؛
(۲) مخلوط و نامتجانس اند؛
(۳) ناآشنا و غیر مشخّص اند.
ب ـ ویژگى فرستنده پیام در وسایل ارتباط جمعى :
وسایل ارتباط جمعى ، گونه اى ارتباط منظم و متشکل برقرار مى کنند که در آن ، برقرارکننده ارتباط، در کنار صدها فرد دیگر ـ که هر یک به گونه اى در ایجاد ارتباط سهیم هستند ـ، کار خـود را انـجـام مـى دهـد و جـزئى از شـبـکـه اى گـسـتـرده و تـشـکـیـلات پـیـچـیـده مـحـسـوب مـى گـردد.(۳۵) وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى بـسـیـارنـد و هـر آنـچـه مـوجـب تـسـهـیـل در برقرارى ارتباط گروهى پرشمار از انسان ها شود، بدین نام خوانده مى شود. از گـذر ایـن کـارکـرد، بـه گـونـه هـایـى بـسـیار از رسانه ها که به اعضاى خانواده ارتباطات اجتماعى تعلّق دارند. مهم ترین وسایل ارتباط جمعى عبارتند از: رادیو، تلویزیون ، مطبوعات ، سـیـنـمـا، مـاهـواره ، رایـانه و ویدئو.(۳۶) هر یک از این رسانه ها، خود، داراى انواعى فراوان هستند که در درس هاى آینده به گونه اى بیشتر به آن ها خواهیم پرداخت .
اهمیّت وسایل ارتباط جمعى
وسایل ارتباط جمعى پدیده اى شگرف و مظهر ارتقاى فنّى و صنعتى انسان محسوب مى شوند. ایـن پـدیده داراى بیشترین تاءثیر فرهنگى بر زندگى انسان ها است . در آستانه ورود جامعه بـشـرى بـه قـرن ۲۱، وسـایـل ارتباط جمعى سهمى تعیین کننده تر در حیات فرهنگى بشر در مـقـایـسـه بـا دوره هـاى پـیـشـیـن بـر عـهـده گـرفـتـه انـد. ایـن وسایل در پدید آمدن عادات نو، تغییر در رفتار و خلق و خوى انسان ها و سرانجام ، کوچک شدن کـره زمـیـن و هـمـسـایـگى ملل دوردست ، سهمى شگرف بر عهده دارند؛(۳۷) زیرا اخبار وقـایـع و رویـدادهـاى طـبـیعى ، علمى ، سیاسى و اقتصادى با سرعتى برق آسا در وسعتى به پـهـنـاى کـره زمـیـن مـنـتـشـر مـى گـردنـد. بـدیـن سـان ، بـا پـیـشـرفـت وسـایـل ارتـبـاط جـمـعى ، فاصله هاى مکانى از میان برداشته شده اند و دروازه فرهنگ ملّت ها از گذر رسانه بر روى یکدیگر گشوده شده است .
اهـمـیـّت وسایل ارتباط جمعى از تاءثیر ژرف آن ها بر افکار عمومى ناشى مى گردد. تاءثیر پـیـام وسـایـل ارتباط جمعى همیشه ارادى و آگاهانه نیست ، بلکه در بیشتر اوقات انسان بى آن که بخواهد چیزى بیاموزد و اثرى پذیرد، از محتواى پیام ها متاءثّر مى گردد.(۳۸)
از سـویـى دیـگـر، اهـمـیّت کاربرد رسانه ها در سیاست هاى داخلى و خارجى کشورها نیز بسیار چـشـمـگـیـر اسـت . در عصر کنونى ، که جنگ افکار جاى جنگ ابزار را گرفته است ، دولت ها مى کـوشـنـد بـا بـهـره گـیـرى از فـنـّاورى پـیـشـرفـته ارتباطات ـ مانند بهره جستن از شبکه هاى رادیـویـى ، تـلویـزیـونـى ، خـبـرگـزارى ها، بنگاه هاى سخن پراکنى ، ماهواره ها و مطبوعات ـ الگوهاى ارزشى و مصرفى و طرز تفکّر و علایق ملت ها را دگرگون سازند و الگوهاى مورد نظر خود را بر جایشان بنشانند. بدین سان ، ملاحظه مى کنیم که در عرصه ارتباطات ، دنیاى امـروزى بـه مـیـدان کـارزارى تـبـدیل شده است که توپخانه و سلاح هاى آتشین تنها ابزارهاى پـیـکـار مـحـسـوب نـمـى شـونـد، بـلکـه مـهـم تـریـن سـلاح هـاى پـیـکـار، رسـانـه هـاى جـمـعـى اند.(۳۹)
در اعمال سیاست داخلى نیز رسانه ها، ابزارهایى کارآمد در دست حکومت هایند. اگر بپذیریم که روحـیـه و شـخـصـیـت ملّى ، یکى از عناصر اقتدار ملّى است ، به سهم رسانه ها در ایجاد اقتدار و شـخصیت ملّى اذعان خواهیم کرد. در چارچوب سیاست داخلى ، کاربرد و اهمیّت رسانه ها محدود به شـرایـط خـاص نـیـسـت ؛ زیـرا هـمـان گـونـه کـه در شـرایـط صـلح و آرامـش ، بـا برنامه هاى تبلیغاتى و آموزشى مى توان ملّتى را به راه سازندگى و رشد درآورد، در شرایط بحرانى و جـنـگـى نـیـز وسـایـل ارتـبـاط جـمعى وسیله اى مؤ ثر در اجراى جنگ روانى بر روى دشمنان و عـامـل خـنـثـى کـنـنـده عملیات روانى آنان در چارچوب مرزهاى ملّى است ؛ چنان که درمواقع حسّاس ، رهـبـران و زمـامـداران کشورها با ارسال پیام از رادیو، یا ظاهر شدن در صفحه تلویزیون ، مى توانند با ملت سخن بگویند و عملیات روانى دشمن را خنثى سازند.
بـه هر حال ، اهمیّت رسانه ها از جنبه هاى فردى ، اجتماعى ، ملّى و بین المللى و در مواقع آرامش و بـحـرانـى بسیار چشمگیر و تعیین کننده است . ولى باید توجه کرد که به لحاظ پیچیدگى کـارکـرد رسـانـه ها، تشخیص جنبه سازنده آن ها از جبنه هاى زیانبار چندان آسان نیست و شناخت آثار و پیامدهاى این وسایل نیازمند به مطالعه و بررسى هاى کارشناسانه است .
نظریه هاى وسایل ارتباط جمعى
درباره وسایل ارتباط جمعى سه نظریه مهمّ مطرح است . ضمن بررسى هر یک ازنظریه ها، این نکته را یاد مى آوریم که محور اصلى و تمرکز بحث ، بر پیامدهاى پدیده ارتباط جمعى است .
الف ـ نـظـریـه نـامـحـدود بـودن قـدرت رسـانـه هـا: بـر اسـاس ایـن دیـدگـاه ، وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى داراى چـنان تاءثیر و قدرتى هستند که مى توانند نسلى دلخواه پدید آورنـد. طـرفداران این نظریه از (فراگیرى ) ارتباطات جمعى و توان نهفته آن ها هراسانند؛ چـنـان کـه بـرخـى از آنـان ، تـوانـایـى رادیـو را با بمب اتم مقایسه مى کنند. در باور اینان ، وسـایـل ارتـبـاط جمعى نوین ابزارى بس نیرومندند که مى توان از آن ها در راه خیر یا شرّ با تـاءثیرى شگرف سود برد و چنان چه به کارگیرى و نظارت در میان نباشد، امکان استفاده از این وسایل در راه دوم ـ یعنى شرّ ـ بیشتر است .
ایـن دیـدگاه ، رسانه ها را داراى چنان قدرتى مى داند که مى توانند افکار فلسفى و سیاسى را دگـرگون سازند و به اختیار، تمامى رفتارها را هدایت کنند. این گروه از اندیشمندان براى تـاءیید نظریّه خود به کاربرد مؤ ثر رادیو توسط هیتلر و وزیر تبلیغاتش ، دکتر گوبلز، استناد مى جویند.
ب ـ نـظـریـّه بـى تـاءثـیـر بـودن رسـانـه هـا: ایـن دیـدگـاه بـر آن اسـت کـه وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى تاءثیر چندانى بر مخاطبان ندارند، به عقیده طرفداران این نظریّه ، دوران اِسـنـاد اثـرات جـادویـى و خـارق العـاده بـه وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى بـه سـر آمده است . وسـایـل ارتـباط جمعى به رغم این که از فنّاورى برتر سود مى جویند، با موانع بسیارى در راه اثرگذارى بر دیگران روبه رویند.
ج ـ نظریّه مشروط بودن تاءثیر رسانه ها: در برابر دو دیدگاه یادشده که به نظر مى رسد راه افـراط و تـفـریـط را پـیـمـوده انـد، بـه نـظـریـّه سـوم بـرمـى خـوریـم کـه بـر آن اسـت وسـایـل ارتـبـاط جمعى ابزارى اجتماعى ـ فرهنگى به مفهوم عالى آن هستند و از این رو اثراتى چـشـمـگـیـر بـر جـاى مى نهند، امّا این آثار نه آن چنانند که هیچ محدودیتى در پیش راهشان نباشد (نـظـریـّه نـخـسـت ) و نـه آن چـنـان نـاچـیزند که شایسته هیچ اعتنایى نباشند. (نظریّه دوم ) این دیـدگـاه دربـاره تـاءثـیـر وسـایـل ارتـباط جمعى ، به شرایط گوناگونى که سبب کاهش یا افزایش اثرات آن ها مى گردد، پاى مى فشارد.(۴۰)
نقش ها و وظیفه هاى وسایل ارتباط جمعى
وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى همچون شمشیر دولبه اند. این ابزارها داراى کارکرد دوگانه زیانبار سـازنـده انـد و در اصطلاح دانش ارتباطات ، وسایلى (پذیرا) شمرده مى شوند؛ یعنى در راه هـدف هـاى مـخـتلف مى توان از آن ها سود جست و از آن ها، براى سازندگى بهره برد، یا در راه نادرست و ناشایست بهره بُرد. این وسایل در عین برخوردارى از توانایى بسیار، پذیراى هدف هاى مختلف و اثرات مثبت و منفى نیز هستند که در زیر به برخى از آن ها اشاره مى کنیم :
الف ـ نـقش وسایل ارتباط جمعى در دگرگونى هاى اجتماعى : از دید رهیافت علّى مى توان گفت کـه پدیده ارتباط جمعى ایفاگر نقش متغیّر مستقل (علّت ) در بسیارى از دگرگونى هاى اجتماعى اسـت . بـرخـى از صـاحـب نـظـران عـلم ارتـبـاطـات ، تـغـیـیـرات اجـتـمـاعـى را نـاشـى از وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى مـى دانند؛ چرا که در جوامع انسانى در گذر از مرحله سنّتى به مرحله نوین ، تحت تاءثیر مبادلات پیام ها دستخوش تغییرات ساختارى و کارکردى مى شوند.
کـارکـرد ویـژه وسـایـل ارتـبـاط جمعى ، اشاعه و جابه جایى اطلاعات و اخبار رویدادها و حوادث گـونـاگـون است که در گستره اى به پهناى گیتى صورت مى گیرد. این فرایند به نوبه خـود مـوجـب پدیدار شدن تحولات نوین سیاسى ، اجتماعى ، اقتصادى و نظامى مى گردد. همچنین در نـتـیـجـه بـهـره گـیـرى از یـافـتـه هـاى عـلمـى و نـوآورى هـایـى کـه از گـذر وسایل ارتباط جمعى به دیگران منتقل مى شوند، ابداعات و اختراعاتى نوین صورت تحقّق به خـود مـى گـیـرنـد. بـدیـن سـان ، رسـانـه هـاى گـروهـى مـوجـب شکل گیرى دگرگونى هاى کمّى و کیفى در اجتماعات مى گردند.(۴۱)
ب ـ تـغـیـیـر ارزش هـا: بـا اسـتـفـاده از وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى مـى توان در ذهن و اندیشه مردم دگرگونى پدید آورد و عقاید و ارزش ها و هنجارهاى آنان را به گونه اى دلخواه درآورد؛ زیرا انسان ، به گونه مستقیم یا نامستقیم در تاءثیر آن چیزى است که از همین تاءثیرپذیرى انسان اسـت کـه دسـت انـدرکـاران تـبـلیـغـات سود مى برند و در ارزش ها و هنجارهاى فردى و اجتماعى تغییر ایجاد مى کنند.
ج ـ تـهـاجـم و دفـاع فـرهـنـگـى : چـنـان کـه در آغـاز ایـن گـفـتـار اشـاره شـد، وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى داراى کـارکـردى دوگـانـه انـد. دوگـانـگـى کـارکـرد ایـن وسـایـل در مـقـوله فـرهـنـگ نـمـودى آشـکـارتـر دارد و هـمـان گـونـه کـه وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى مى توانند به عنوان ابزارهایى سودمند در امر اعتلا و رشد ارزش هاى انـسـانـى و مـبـادله سـالم فـرهـنـگ هـا مـیـان جـوامـع مختلف بشرى به کار روند، مى توانند به ابـزارهـایـى زیـانـبـار بـراى فـروپـاشـى سـاخـتـار و هـویـت اصیل فرهنگى کشورها مبدّل شوند.
گـسـتـرش و تـنـوّع رسـانـه هاى جمعى و به کارگیرى دستگاه هاى الکترونیکى ، مانند رادیو، تـلویـزیـون ، رایـانـه و مـاهـواره در پـخـش بـرنامه هاى گوناگون ، چهره و گستره تبلیغات سـیـاسـى ، اقـتـصـادى و فـرهـنـگـى را تـغـیـیـر داده و امـکـان اسـتـفـاده بـیـشـتـر ایـن وسـایـل پـیـشـرفـتـه در کـشـورهاى استکبارى ، آن ها را به سلاحى خطرناک و مؤ ثر در تهاجم (فرهنگى غرب ) به کشورهاى جهان سوم مبدّل ساخته است و این تهاجم فرهنگى ، زمینه سازى بـراى تـهـاجم سیاسى و اقتصادى است . رسانه هاى فراملّى مانند شبکه هاى رادیویى (صداى آمریکا)، (بى .بى .سى .) و (رادیو اسرئیل ) و یا شبکه هاى تلویزیونى (سى .ان .ان ) و (بـى .بـى .سـى .) کـه داراى پـخـش مـاهـواره اى هـسـتـنـد، از مهم ترین ابزارهاى این تهاجم اند.(۴۲)
با ورود ماهواره به عرصه وسایل ارتباط جمعى درهاى خانه ها و حریم هوایى کشورها بر روى سیلى از محصولات ضد فرهنگى و ضد اخلاقى کشورهاى غربى گشوده شده ، و این پدیده به یکى از دغدغه هاى اصلى زمامداران کشورها تبدیل شده است . بنابراین ، یکى از محورهاى اصلى کـوشـش هـاى دسـت انـدرکـاران سـیـاسـى و فـرهـنـگـى کشورها، یافتن راه کارهایى براى دفاع فـرهـنـگـى در بـرابر یورش برنامه هاى ماهواره اى است .(۴۳) یافتن و برگزیدن تـدابـیـر مـنـاسـب کـشـورهاى مورد هجوم و سیاست گذارى فرهنگى و همگرایى و همفکرى آن ها در مـقـیـاس منطقه اى و جهانى آغازى کارساز براى رویارویى با تهاجم ضد فرهنگى ماهواره هاى جهان غرب است .
د ـ صـلح و جـنـگ : یـکـى از کـار ویـژه هـاى رسـانـه هـاى گـروهـى (تـبـلیغات ) است و تهاجم تـبـلیغاتى در تاریخ معاصر، همواره زمینه ساز تهاجم نظامى بوده است . بسیارى از دولت ها بـا اسـتـفـاده از رسـانه ها و انجام برنامه هاى تبلیغاتى گسترده ، زمینه تهاجم نظامى خود را علیه کشور مورد نظر در افکار عمومى فراهم مى کنند.
کـاربـرد رسـانـه هـا، در کـنار ابزارهاى جنگى ، براى اجراى عملیات جنگ روانى داراى اهمیّتى بـسـیـار اسـت . نـمـونه شناخته شده استفاده از رسانه ها براى هدف هاى جنگ طلبانه در تاریخ مـعـاصـر، آلمـان نـازى است . در دوره حکومت هیتلر، وزارت تبلیغات آلمان ، به سرپرستى دکتر گـوبـلز، بـر تـمـامـى رسـانـه هـاى گـروهـى و ارتـبـاط جـمـعـى آلمـان و مـنـاطـق تـحـت اشغال به سختى نظارت مى کرد و اختیارشان را در دست داشت . با طرّاحى و پیاده شدن عملیات جـنـگ روانـى ، رسـانـه هـاى گـروهـى آلمان ، به یکى از نیرومندترین اهرم هاى قدرت نازى ها مـبـدّل شـدنـد و نـمـونـه اى آشکار از وجهه نظامى گرى و جنگ افروزى رسانه ها را به نمایش گذاردند.(۴۴)
بـا ایـن هـمـه ، رسـانـه هاى گروهى در رویارویى با صلح و جنگ تنها داراى کاربرد زیانبار نـیـسـتـنـد، بـلکـه از ایـن ابـزارهـا مـى تـوان در راه بسط و گسترش آرمان هاى انسانى ملّت ها، همگرایى بین المللى ، تحکیم مبانى صلح و ثبات جهانى استفاده کرد.
ه ـ اسـتـعـمـار: اسـتـعـمـارگـران بـسـى زودتـر از دیـگـران بـه اهـمـیـّت وسایل ارتباط جمعى پى بردند و کوشیدند این پدیده را در جهت دستیابى به منافع استعمارى ، بـه انـحـصـار خود درآورند. نظام استکبارى از رسانه ها براى تهى کردن انسان ها از هویت و مـحـتـواى انـسـانى سود مى جوید و البته این فرایند را به صورتى پیچیده و حساب شده به انجام مى رساند.
جـهـان غـرب ، از اوایـل جـنگ جهانى دوم ، از رسانه هاى گروهى براى تجاوز و سیطره جویى و غـارت ذخـایـر مـعـنـوى و مـادّى کـشورهاى جهان سوّم سود جسته است و مطبوعات ، خبرگزارى ها و شـبـکه هاى رادیویى و تلویزیونى کشورهاى استعمارگر در سطحى گسترده در خدمت هدف هاى اسـتـعـمـارى قـرار گـرفـتـه انـد. پـدیـده امـپـریـالیـسـم خـبـرى ، جـعـل حـقـایـق ، تبلیغات گمراه کننده درباره نهضت هاى رهایى بخش ، به راه انداختن جنگ روانى عـلیـه ملّت هایى که راه استقلال را در پیش مى گیرند، از کار ویژه هاى رسانه هاى جمعى جهان استکبارى و نظام هاى غربى استعمارگر است .
و ـ بازسازى و رشد و توسعه : وسایل ارتباطى این توانایى را دارند که در توسعه اجتماعى ، سـیـاسـى و اقـتـصـادى جـوامـع ، بـه ویـژه در کـشـورهـاى در حـال تـوسـعـه ، سـهمى چشمگیر بر عهده گیرند. مطبوعات ، رادیو و تلویزیون مى توانند در بـسـط و گـسترش اندیشه ها و آگاه سازى و وجدان اجتماعى افراد به کار گرفته شوند. این وسایل به عنوان بخشى از نهادهاى جامعه ، به لحاظ برخوردارى از کارویژه هاى تبلیغاتى و آمـوزشـى ، مى توانند در خدمت رشد و توسعه جامعه قرار گیرند. به وسیله این ابزارها اهمیّت اجـراى بـرنـامـه هـاى مهمّ کشورى بر همگان آشکار مى شود و توجّه افکار عمومى به ضرورت تـحـولات اسـاسـى ، از قـبـیـل تعدیل ثروت ، مبارزه با بى سوادى ، گسترش رفاه اجتماعى و فراهم ساختن زمینه هاى مشارکت افراد جامعه در امور سیاسى و اجتماعى فراهم مى گردد. رسانه هـا بـراى انـجـام بـرنامه هاى تبلیغاتى و آموزش همگانى در ابعاد مختلف ، از جمله پدید آوردن وجدان کارى ، انضباط اجتماعى ، صرفه جویى و کوشش در تولید بسیار کارساز و سودمندند.
ز ـ وحـدت و انـسـجـام مـلّى : وسـایـل ارتـبـاط جمعى به همان میزان که مى توانند میان مردم جامعه تـفـرقـه و از هـم گـسـسـتـگى پدید آورند، مى توانند به عنوان وسیله اى براى همانندسازى ، هـمگونى ، وحدت ملّى و انسجام اجتماعى به کار روند. با تبلیغات رسانه اى مى توان علایق و تـمـایـلات قـومـى و نژادى را بیدار ساخت و نوعى واگرایى و گریز از مرکز پدید آورد و از سـویـى دیگر مى توان علایق مشترک ، همگونى و وحدت ملّى را در سطح جامعه پرتوان ساخت ؛ زیـرا یـکـى از ویـژگـى هـاى وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى (فـراگـیـرى ) آن هـا اسـت ؛ یعنى این وسـایل مى توانند در یک لحظه سرتاسر یک کشور را تحت پوش پیام هاى خود قرار دهند. چنین ویژگى اى سبب گردیده است که رسانه هاى همگانى در امر تحقّق وحدت ملّى و همبستگى عمومى از کارایى تواناترى در مقایسه با دیگر ابزارها برخوردار باشند.
روزانـه میلیون ها انسان مطالب روزنامه ها را مى خوانند، به برنامه هاى رادیو گوش مى دهند و بـرنـامـه هـاى تـلویـزیـون را مـى بـیـنـنـد. بـرنـامـه سـازان وسـایل ارتباط جمعى مى توانند با گنجانیدن محورهاى ویژه ، عِرق ملّى و مذهبى مخاطبان خود را بـرانـگـیزانند و با پخش سرودهاى مهیّج و حماسى ، حسّ وحدت و همگرایى را در آنان تحریک و تقویت کنند.(۴۵)
اهـمـیـّت رسـانه ها بیشتر در جوامعى نمودار است که تنوّع قومى ، زبانى ، فرهنگى ، نژادى ، مـذهـبى و… در آن ها بسیار و تجانس ملّى ناچیز است . در این گونه اجتماعات ، تبلیغات سیاسى رسانه ها مى تواند سهمى چشمگیر در تقویت همبستگى ملّى بر عهده گیرد.
ح ـ نـقـش هـاى آمـوزشـى : از جـنـبه هاى سازنده رسانه هاى گروهى ، آموزشى بودن آن ها است . فـرایـنـد آمـوزش از گـذر ایـن وسـایل به دلایلى بر آموزش مدرسه اى ترجیح دارد؛ زیرا این وسـایـل مـى تـوانـنـد در سـطـح کـشـور یـا جـهـان به ایفاى نقش آموزشى و تربیتى بپردازند. بـنـابـرایـن ، گـسـتردگى آن ها با مدرسه قابل مقایسه نیست و بازدهى شان نیز بیشتر است . همچنین ، این وسایل مى توانند در تمام عمر افراد جامعه ، به آنان آموزش دهند.
امـروزه بـیـشـتـر کـشـورهـاى جـهـان بـا تـهـیـّه و تـدارک بـرنـامـه هـاى آمـوزشـى و انتقال آن ها از گذر وسایل ارتباط جمعى ، فرایند آموزش را گسترده و ژرف ساخته اند. در این بـاره مـى تـوان به کشورهایى مانند چین ، فیلیپین ، اکوادور، تونس ، گواتمالا، تانزانیا و… اشـاره کـرد کـه بـا پخش پیام هاى آموزشى در زمینه هایى همچون تغذیه ، بهداشت و مبارزه با بى سوادى به پیشرفت هایى چشمگیر دست یافته اند.(۴۶)
3. وسایل ارتباط جمعى و نهادهاى اجتماعى و سیاسى
از آنـچـه گـذشـت مـى تـوان دریـافـت کـه جـامـعـه ، بـسـتـر فـعـالیـّت و کـارکـرد وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت و کـار ویـژه ایـن وسـایـل ، انـتـقـال و جـابـه جـایـى پیام است . رسانه هاى گروهى اعم از دیدارى و شنیدارى با اندیشه و اذهان افراد جامعه سر و کار دارند و هر یک از ابزارهاى ارتباط جمعى به شیوه اى ویژه و بسى پیچیده ، حمل انتقال پیام را انجام مى دهند.
بـررسـى تـاءثیر پیام رسانه ها بر جامعه ، یکى از محورهاى اصلى مطالعات جامعه شناسان وسایل ارتباط جمعى است و از نظر روش شناختى ، در دو سطح خرد (تاءثیر پیام بر افراد) و کـلان (تـاءثـیـر پیام بر نهادهاى اجتماعى ) شایسته بحث و بررسى است ، تمرکز مطالعاتى ایـن بـخـش ، از کـتـاب حـاضـر، بر نهادهاى اجتماعى و سیاسى است و بنابراین ، از دید کلان ، فرایند تاءثیرگذارى رسانه ها بر نهادهاى اجتماعى مورد مطالعه قرار مى گیرد.
ابـتـدا تـوجـّه بـه این نکته داراى اهمیّت است که جامعه به عنوان یک نظام پیچیده و داراى اجزا و انـدام ، هـمـانـنـد هـر نـظـام ارگانیک دیگر، از مجموعه اى از خرده نظام ها و اجزاى وابسته به هم تشکیل شده است که نهادهایى همچون خانواده ، آموزش و پرورش ، حکومت ، اقتصاد، دین و فرهنگ ، اجـزاى اصـلى و مهمّ آن را تشکیل مى دهند. البته اهمیّت و منزلت دین به عنوان یک نهاد انسانى ، در جـوامـع گـوناگون یکسان نیست ، ولى در واقع ، این پدیده بسیار مهمّ در تمامى ابعاد حیات فردى و اجتماعى انسان مى تواند داراى سهمى مهمّ و بنیادین باشد.
تاءثیر وسایل ارتباط جمعى بر نهاد خانواده
خـانـواده در آثـار مـکـتـوب کـهـن بـه عـنـوان هـسـتـه نـخـسـتـیـن شـکـل گـیرى و ظهور اجتماعات بشرى قلمداد شده است که در پى توسعه و گسترش آن ، دیگر نـهـادهـاى اجـتـمـاعـى و سـیاسى پدیدار شده اند. ارسطو در کتاب (سیاست ) خانواده را نخستین نـتیجه زندگى مشترک زن و مرد و نخستین سنگ بناى جامعه سیاسى دانسته است .(۴۷) در دیدگاه او، خانواده محصول نیاز طبیعى انسان است و بنابراین سرچشمه اصلى تکوین دولت محسوب مى شود.(۴۸)
اکـنـون پس از گذشت قرن ها، نهاد خانواده به ویژه در مشرق زمین همچنان اهمیّت و منزلت خود را حـفـظ کـرده اسـت . اسـلام نـیز شاءن و منزلت نهاد خانواده را به گونه اى شایسته مورد توجّه قرار داده و براى حفظ قداست و بقاى آن سفارش ها، برنامه ها و دستورهایى بسیار دارد. از این رو، هر پدیده اى که با نهاد خانواده در ارتباط باشد و بر آن تاءثیر بگذارد، شایسته توجّه و دقّت است . شاید رسانه هاى گروهى از میان پدیده هاى مختلف قرن حاضر بیشترین تاءثیر را بر خانواده داشته اند.
اگر چه تاءثیر رسانه ها بر خانواده تنها از گذر تلویزیون نیست و سینما، کتاب ، رادیو و مجلّه نیز هر یک آثارى مهمّ بر خانواده مى نهند، امّا تلویزیون داراى بیشترین تاءثیر است و در میان آثار پژوهشى پژوهشگران بیشترین حجم پژوهش ها به بررسى تاءثیر تلویزیون بر خانواده اختصاص یافته است .(۴۹) از این رو در نوشتار حاضر نیز بیشترین تاءکید بـر تـاءثـیـر تـلویـزیـون است . برخى تاءثیرهاى سازنده رسانه هاى گروهى را مى توان عبارت از یارى رسانیدن به فرایند تربیت ، انتقال ارزش ها و هنجارهاى فرهنگى به خانواده ، مـرتـبط ساختن خانواده با دنیاى خارج و تحکیم پایه هاى خانواده دانست که در زیر کوشیده ایم به گونه اى مختصر از آن ها سخن گوییم .
الف ـ یـارى رسـانـیـدن بـه فـرایـنـد تـربـیـت : هـمـه گـیـر شـدن وسـایل ارتباط جمعى به گونه هایى گوناگون بر نهاد خانواده تاءثیر گذارده است . پیش از تـوسـعه کنونى رسانه ها، خانواده وظیفه تربیتى بیشترى بر عهده داشت . امّا رسانه ها در کـنـار خـانـواده سـهـمـى انـکـارنـاپـذیـر در فـرایـنـد تـربـیـت و شکل دهى روابط اجتماعى افراد بر عهده گرفته اند.
پیش از ورود رادیو، تلویزیون و مطبوعات به صحنه زندگى اجتماعى و به خصوص خانواده ، دو نـهـاد خـانواده و مدرسه از مهم ترین نهادهاى تربیتى محسوب مى شدند، در حالى که امروزه سـیـنـمـا، مطبوعات ، رادیو و بیش از همه تلویزیون در فرایند تربیت افراد داراى تاءثیرند. امـروزه بـه عـلت ورود رسـانه ها به عرصه جامعه پذیرى (۵۰) و تربیت ، از میزان سـهـم خـانـواده در ایـن فـرایـنـد کـاسـتـه شـده و اعـضـاى خـانـواده بـه ویـژه نسل جوان ، از رسانه ها بیشتر مى آموزند و تربیت مى پذیرند.(۵۱)
ب ـ انـتـقـال ارزش هـا و هـنـجـارهـاى فـرهنگى به خانواده : رسانه هاى گروهى ارزش هاى کلان اجـتـمـاعـى را بـه خـانـواده مـنـتـقل مى کنند؛ به عنوان نمونه مى توان به داستان ها و رمان ها در مـطـبـوعـات و همچنین مقاله هاى گوناگون اشاره کرد که در این باره بسیار کارآمد و کارسازند. هـمـچـنـیـن رادیـو و تـلویـزیـون نـیـز ارزش هـایـى هـمچون میهن دوستى ، وظایف مادران ، پدران ، فـرزنـدان ، شـوهـران ، هـمـسـران و نـیـز مـعـارف دینى را در قالب هاى گوناگون به خانواده مـنـتـقـل سازند. بدین سان ، خانواده به طور پیوسته و همواره در تاءثیر تصاویر، گفتارها و نوشته هاى رسانه هایند.(۵۲)
ج ـ مـرتـبـط سـاخـتـن نـهـاد خـانـواده بـا دنـیـاى خـارج : بـا ورود وسـایل ارتباط جمعى به صحنه خانواده ، حصارهاى آن فرو ریخته است و دیگر این نهاد همانند گـذشـتـه نـفـوذنـاپـذیر نیست . از میان وسایل ارتباط جمعى ، تلویزیون ویژگى نوینى به خانواده بخشیده است . اکنون نهاد خانواده تنها محلّى براى استراحت ، صرف غذا و مانند آن نیست ، بـلکه سازمانى است که در آن مى توان آموخت ، جهان را تماشا کرد و خواست هاى مذهبى ، علمى ، ملّى ، فرهنگى و هنرى را ارضا ساخت .(۵۳)
امروزه رسانه ها در پیش چشمان اعضاى خانواده و در فضاى کوچک خانه ، پرده اى را گشوده اند کـه در آن ؛ هـمـه جـهـان را مـى تـوان تـمـاشـا و به گونه اى حس کرد. تلویزیون محیط محدود خـانـواده را بـه دنـیـایى بزرگ پیوند زده و دریچه اش را بر روى فرهنگ ها، روابط و آداب و رسوم دیگر مردم گشوده است .
د ـ تحکیم مبانى خانواده : تجربه هاى حاصل در کشورهاى مختلف ، از آن جمله ایران ، حاکى است که رسانه ها، به ویژه تلویزیون ، در تحکیم مبانى خانواده و تجمّع اعضاى آن در خانه اثرى انـکـارنـاپـذیـر دارنـد. اعـضـاى خـانـواده در اوقـات فـراغـت ، بـه ویـژه عـصـرهـا و روزهـاى تـعـطـیـل ، در برابر صفحه تلویزیون به همدیگر نزدیک مى شوند و گونه اى همگرایى از خویش نشان مى دهند.(۵۴)
دانـش پـژوهان رسانه هاى گروهى در پژوهش هاى خود به این نتیجه رسیده اند که تلویزیون بـنـیاد خانواده را استوار مى سازد و با عرضه سیمایى نمونه و آرمانى از پدران و شوهران و هـمـسران و فرزندان ، معیارهاى اعضاى خانواده را به یکدیگر نزدیک مى سازد و در خانواده هاى متّحد و سالم ، هماهنگى و همگرایى را افزایش مى دهد.(۵۵)
گـذشـتـه از آثار سازنده اى که تلویزیون مى تواند در خانواده پدید آورد، همچنین مى تواند سرچشمه پیامدهاى زیان بار نیز باشد که از میان آن ها مى توان به دگرگونى عادات خوب ، تـبـلیغ فرهنگ استعمارى ، زوال همبستگى خانوادگى ، پدیدار شدن روحیه انفعالى تدریجى ، بـدآمـوزى و تـبـلیـغـات سـیـاسى یک جانبه اشاره کرد.(۵۶) بدین سان ، تلویزیون وسیله اى است که مى توان از آن هم در جهت سازنده و هم زیانبار سود جست .
آموزش و پرورش
در عـصـر وسایل ارتباط جمعى ، پرداختن به امر آموزش از انحصار مدرسه و دانشگاه خارج شده اسـت و انتقال یافته هاى علمى و فرهنگى بشرى از راه امواج صوتى و تصویرى نیز صورت مـى پـذیـرد. وسـایـل ارتـبـاط جـمعى ، همچون مطبوعات ، رادیو و تلویزیون سهمى چشمگیر در انتقال میراث فرهنگى و فکرى بشریت بر عهده گرفته اند و بدین سان ، فضاى تنگ و محدود آمـوزش مـدرسـه اى ، بـه دنـیـاى گـسـتـرده و پـهـنـاور رسـانـه هـا تبدیل شده است .(۵۷)
نـقـش کـمـک آمـوزشـى وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى : وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى مـى تـوانند به عنوان وسـایـل کـمـک آمـوزشـى و عـنـصـر مـکـمـّل نـهـادهاى آموزشى کشور، مانند مدرسه و دانشگاه ، به کـارکـردهـاى آمـوزشـى بـپـردازنـد. کـارکرد رسانه ها در ابعاد آموزشى به گونه اى است که بـرخـى جـامـعـه شـنـاسـان بـراى ایـن وسـایـل نـقـش (آمـوزش مـوازى ) یـا (آمـوزش دایـم ) قـائل شـده انـد. آنـان بـر ایـن باورند که رسانه ها با انتشار اطّلاعات و معلومات ، به موازات کوشش هاى آموزگاران و استادان ، به ایفاى نقش هاى آموزشى مى پردازند.(۵۸)
وسایل ارتباط جمعى در ایفاى نقش کمک آموزشى ، به تدوین برنامه هاى آموزشى علمى ، فنّى و کشاورزى مى پردازند و بنیه علمى دانش آموزان و دانشجویان را توانا مى سازند. این برنامه هـاى آمـوزشـى بـراى تـوده مـردم به ویژه کارگران ، کشاورزان و دیگر طبقاتى که از امکان و فرصت تحصیلات مدرسه اى ، محروم هستند، بسیار سودمند است .(۵۹)
مـزیـّت هـاى آمـوزشـى وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى نـسـبـت بـه نـهـادهـاى آمـوزشـى : چـنـانـچـه وسـایل ارتباط جمعى به درستى به کار گرفته شوند، همچون مدرسه اى بزرگ بر تمامى حـیـات انـسـانـى پـرتـو مـى افـکنند. این وسایل از نظر کاربرد آموزشى از جهاتى بسیار بر مدرسه برترى دارند که در این جا به برخى از آن ها اشاره مى گردد: ۱ ـ مـدرسـه داراى مـحدودیت زمانى است و تنها سال هاى مشخص و محدودى از حیات انسان را دربر مى گیرد در حالى که فرایند آموزش در تمام عمر انسان از گهواره تا گور جارى و سارى است . ضـرورت تربیت و آموزش تنها به مرحله کودکى و دبستان ، دبیرستان و دانشگاه محدود نمى شـود. در مرحله پس از دانشگاه ، مطالعه کتاب ها و نشریه ها تداوم آموزش انسان را بر عهده مى گـیـرند. مطبوعات چهره جهان علمى ، فلسفى ، تاریخى ، سیاسى و… را به انسان ها نشان مى دهـنـد و بـدین سان ، آموزش و پرورشى که در دبستان آغاز شده و در دبیرستان و دانشگاه ادامه یافته ، پس از این مراحل نیز تداوم مى یابد.(۶۰)
2 ـ مـدرسـه حـتـّى در سـال هـاى مـحدودش ، که آدمى را در پوشش خود دارد، تنها ساعاتى چند از زنـدگى فرد را در اختیار دارد، در حالى که امواج رادیو، تلویزیون و مطبوعات گوناگون در تـمامى ساعات شبانه روز در دسترس مردمند. بنابراین ، بر خلاف مدرسه و دانشگاه ، رسانه ها محدودیت زمانى ندارند.
3 ـ مدرسه داراى محدودیت مکانى است ، امّا امواج رادیو و تلویزیون فراگیرند.
4 ـ مـدرسـه قـشـرى خـاص از انـسـان هـا را تـحـت پـوشـش دارد، ولى وسایل ارتباط جمعى همه افراد انسانى را در پوشش دارند.(۶۱)
وسایل ارتباط جمعى و حکومت
رسـانـه هـاى گـروهـى ، بـخـشـى از زنـدگـى سـیـاسـى و جـزو جـدایـى نـاپـذیـر آنـنـد. ایـن وسـایل چنان که یکى از ابزارهاى اصلى حکومتند، بر تصمیم هاى سیاسى حکّام و زمامداران نیز اثـر مى نهند. روزنامه ها و مجله هایى مانند تایمز، نیوزویک ، واشنگتن پست و گاردین روى میز سـیـاسـتـمـداران دنـیـا بـه چـشـم مـى آیـند و بى گمان بر تصمیم گیرى هاى آنان تاءثیر مى گذارند.
امـّا رسـانه هاى گروهى بیش از آن که بر تصمیم هاى هیاءت حاکمه تاءثیر بگذارند، یکى از ابـزارهـاى مـهـم آنـانـنـد.(۶۲) ایـن وسـایـل از عوامل اصلى جامعه پذیرى سیاسى اند و حکومت ها از آن ها براى پدید آوردن همگونى و نیز جهت دهـى افـکـار عـمـومـى و هـمـاهـنـگـى نـظـریـّه هـاى تـوده مـردم نـسـبـت بـه نـظام سیاسى سود مى جویند.(۶۳) در صحنه پیکار سیاسى و کوشش براى کسب قدرت سیاسى ، رسانه ها ابـزارى شـگـرف و کـارآمـدنـد. ایـن کـارآیـى در صحنه مبارزه هاى انتخاباتى بهتر نمایان مى شود.(۶۴)
در نـظـام هـاى اسـتـکـبـارى ، هـدف اصـلى زمـامداران از به کارگیرى ابزارهاى ارتباطى ، بیعت گـرفـتـن از شـهـرونـدان بـه سـود خـود است و در این نظام ها، رسانه ها وسیله اى براى قالب بـنـدى و سـاختن فکر مردم بر مبناى خواسته ها و منافع هیاءت حاکمه است .(۶۵) امّا در حکومت جمهورى اسلامى ، وسایل ارتباط جمعى ، به عنوان ابزارى مؤ ثر براى رشد آگاهى هاى عـمـومى ، بلوغ فکرى و عامل ارتباط توده مردم با دولت مردان تلقّى مى گردند. از نقطه نظر سـیـاسـى ، وسـایل ارتباط جمعى بهترین وسیله براى تبیین مبانى حکومت اسلامى ، افشاى چهره پنهان استکبار و ابزارى براى اجراى امر به معروف و نهى از منکر دو مقیاس ملّى و جهانى اند؛ چـنـان کـه در بند دوم از اصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران ، دولت موظف شده است بـراى دستیابى به هدف هاى متعالى ، سطح آگاهى هاى ملّى را افزایش دهد و استفاده صحیح از وسایل ارتباط جمعى ، از ابزارهاى مؤ ثرى است که در این زمینه مى تواند مورد توجّه باشد.
وسایل ارتباط جمعى و دین
یـکى از پایه هاى اساسى ادیان ، عنصر تبلیغ است . تبلیغات پدیده اى نوین نیست ،بلکه از سـپـیـده دم حـیـات بـشـر و ظـهـور و تـکـویـن ادیـان و مـذاهب گوناگون ، همواره شیوه اى به نام تبلیغات دینى و مذهبى نیز بوده است .
بـا گـذشـت زمـان ، ابـزارهـاى ارتـبـاطـى دگـرگـون گـشـت و رو به توسعه نهاد و در نتیجه تـبـلیـغـات دیـنـى و مـذهـبـى نـیـز روى بـه دگـرگـونـى نـهـاد. تـوسـعـه و پـیـشـرفـت وسـایـل ارتـبـاط جـمعى ، مانند کتاب ، روزنامه ، مجلّه ، رادیو، تلویزیون ، سینما و تئاتر، در بـسـط و تـوسـعـه عـقـایـد و بـاورهـاى دیـنـى و مـذهـبـى مـؤ ثـر افـتـاد. بـه واسـطـه وسـایـل ارتـبـاط جـمعى نه تنها شناخت پیروان ادیان و مذاهب از مکاتب مورد نظر خود ژرف تر و گـسـتـرده تـر از گـذشـتـه شد، بلکه این ابزارها به عنوان وسایلى مؤ ثر در تبلیغ دینى ، براى جلب پیروان بیشتر به کار رفتند.(۶۶)
امـروزه وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى در انـواع و اشکال گوناگونش ، از کارآمدترین ابزارهاى جنگ فـرهـنـگـى انـد. تـکـاپـوى مـراکـز نـشـر کـتـاب ، بـنـگـاه هاى خبرپراکنى ، شبکه هاى رادیو و تلویزیونى براى نشر و ترویج عقاید الحادى در پوشش مسلک هایى همچون بهائیت و وهابیت مـصـداقـى از کـاربـرد رسـانـه هـاى گـروهـى در جـنـگ فـرهـنـگى استکبار علیه اسلام است . در حـال حاضر استکبار جهانى و برخى از کشورهاى منطقه خاورمیانه با صرف مبالغى هنگفت حرکت سازمان یافته اى را در نشر و ترویج مسلک هاى الحادى آغاز کرده اند.
مـحـور دیگر جنگ فرهنگى ، فعالیت هاى تبلیغى (مشترک ) مسیحیت و یهودیت علیه اسلام است که با اتحاد آن ها علیه اسلام و بهره گیرى از وسایل ارتباط صورت مى گیرد.(۶۷)
وسایل ارتباط جمعى و اقتصاد
پـیـشـرفت وسایل ارتباط جمعى بسته به توانایى اقتصادى و مالى کشورها است ورسانه هاى گـروهـى در کـارکـرد خـود مـتـکـى بـر حمایت ها و پشتیبانى هاى مالى اند. پیشرفت اقتصادى هر کـشـور نـیـز اثـرى مـسـتـقـیـم و تـردیـدنـاپـذیـر در پـدیـده ارتـبـاطات دارد و از سویى دیگر تـکـامـل فـنـّاورى ارتباطاتى چه در مقیاس ملّى و چه در مقیاس فراملّى تابع توانایى اقتصادى اسـت و بـه دسـت آوردن ، وارد کـردن و یا ساختن وسایل ارتباطى ، مانند ماهواره ها، صنعت چاپ و فـرسـتـنـده هـاى پـر قـدرت ، مـنـوط بـه تـوان مـالى کـشورها است . بدین سان میزان پیشرفت اقتصادى در میزان دستیابى کشورها به ابزارهاى پیشرفته ارتباطى تاءثیرى بسیار دارد.
پیشرفته ترین وسایل ارتـبـاطى با حجمى انبوه ، در کشورهاى نیرومند از نظر اقتصادى و صنعتى تمرکز یافته اند. امروزه خبرگزارى هاى بین المللى ، مطبوعات ، شبکه هاى رادیویى و تلویزیونى و ماهواره هاى ارتـبـاطـى بـه جهان صنعتى تعلّق دارند. این در حالى است که کشورهایى که در بهره مندى از اطـلاعـات و اخـبـار و مـحـصـولات فـرهـنـگـى و مـطبوعاتى در سطحى پایین جاى دارند، مشتریان کشورهاى صنعتى اند.
در این میان ، کشورهاى صنعتى با فروش ابزار و محصولات رسانه اى و حتّى اجاره دادن ماهواره و فـروش اخـبـار و اطـلاعـات ، درآمدهایى هنگفت از کشورهاى غیر صنعتى به چنگ مى آورند. پس ، چـنـان کـه تـوان اقـتـصـادى و صـنـعـتـى در کـم و کـیـف پـیـشـرفـت وسـایل ارتباط جمعى تعیین کننده است ، وسایل ارتباطى نیز به نوبه خود در رونق اقتصادى و تجارى کشورها سهمى چشمگیر دارند؛ زیرا جریان ارتباطات موجب جابه جایى اطلاعات تجارى ، رویـدادهـاى صـنعتى و فنّاورى و بازرگانى مى شود. میزان دسترسى کشورها به اطلاعات و اخـبـار اقتصادى در جهت گیرى اقتصادى و حتّى سیاسى (آنان نیز) تاءثیرى انکارناپذیر دارد، چـرا کـه جـهـان امـروز، جـهـان وابـسـتگى متقابل است و عصر انزوا سپرى شده است و بنابراین ، ارتـبـاطـات در حـوزه هاى مختلف از جمله حوزه اقتصاد و تجارت ، عنصرى تعیین کننده محسوب مى گردد.(۶۸)
فصل دوم :
مطبوعات
۱. مطبوعات (۶۹)
مـطـبـوعـات از مـهـم تـریـن و شـنـاخـته شده ترین وسایل ارتباط جمعى اند که به لحاظ نقش مؤ ثـرشـان در بـرقرارى ارتباطات ، جابه جایى اطلاعات و به ویژه تاءثیرگذارى بر افکار عـمـومى ، داراى اهمیّتى چشمگیرند. اهمیّت مطبوعات در زمینه هاى علمى ، فرهنگى و اقتصادى بر کـسـى پـوشـیـده نـیست ، امّا تاءثیر سیاسى شان بیشتر مورد توجّه است ؛ چنان که براى نشان دادن اهمیت سیاسى مطبوعات ، آن ها را (رکن چهارم دموکراسى ) نام نهاده اند.(۷۰)
مـطـبـوعـات عـضـوى از خـانـواده بزرگ وسایل ارتباطى و بخشى از زندگى سیاسى هر کشور مـحـسـوب مـى گـردنـد.(۷۱) بـا تـوجـّه بـه نـقـش و اهـمـیـّت ایـن بـخـش از وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى در عصر کنونى ، در درس حاضر با تاریخ چاپ ، پدید آمدن نخستین مطبوعات ، روزنامه هاى پرشمارگان و جز آن آشنا مى شویم .
اختراع چاپ
یـوهـانـس گـوتـنـبرگ آلمانى در حدود سال ۱۴۵۶ م . حروف چاپ را انتخاب کرد. این اختراع از بـزرگ تـریـن رویـدادهـاى تـاریـخـى در زمـینه وسایل ارتباط جمعى و دانش عمومى است . در آن روزگـار چـاپـخـانـه گـوتـنبرگ ، چاپخانه اى ابتدایى و بسیار ناچیز بود که تمام کارهاى چاپى اش با دست انجام مى شد.
شـیـوه گوتنبرگ در چاپ چنین بود که نخست یک صفحه حروف چینى شده را به مرکب آغشته مى کرد و سپس صفحه کاغذى بر رویش مى نهاد و آن گاه به وسیله فشار حروف ، نقش آن ها را بر روى صـفـحـه کاغذ منعکس مى ساخت و بدین سان ، یک صفحه چاپى به دست مى آورد. این شیوه چاپ را، که حتى امروز نیز از متداول ترین شیوه هاى چاپ است ، (چاپ لترپرس ) مى خوانند و از آن بیشتر براى چاپ روزنامه استفاده مى کنند.
امروزه براى چاپ کتاب ، روزنامه ، مجلّه و مانند آن ، از دستگاه هاى تمام خودکار سود مى جویند. ایـن دسـتـگـاه هـا مـى تـوانـند در یک زمان ، کاغذها را با قلم ها و رنگ هاى گوناگون بیارایند و شـمـارگـان بـرخـى از آن هـا حـتـى بـه بـیـش از ۶۰ هـزار ورق در یـک سـاعـت نـیـز مـى رسد.(۷۲)
نخستین مطبوعات جهان
نـیـاز به اطلاعات ، عامل اصلى تکاپوى انسان براى پدیدآوردن نخستین مطبوعات درجهان بوده است ، حتّى از تمدن هاى باستانى نیز، که چاپ را نمى شناخته اند، وسایلى یافت شده است که نشان مى دهد آنان نیز به گونه اى این را برآورده مى ساخته اند.
دولت شـهـرهـاى بـزرگ در عـهـد قـرون وسـطـى بـراى رفـع نیازهاى ادارى خویش ، شبکه هاى گردآورى و پخش اطلاعات ایجاد کرده بودند و پیام رسانان به گونه شفاهى یا کتبى ، اخبار را از راه هـاى گـونـاگـون ـ مـانند استفاده از جارچى همراه با اعلامیه کتبى و دیوارى ـ در معرض آگاهى عموم قرار مى دادند.
در (رمِ) بـاستان ، گونه اى نشریه به نام (آکتاپابلیکا)(۷۳) منتشر مى شد که خـبـرنـامـه اى دربـاره مـجـلس سـنـا بـود و در کـنـار آن خـبـرنـامـه دیـگرى نیز پخش مى شد که (آکـتـادیـورنـا)(۷۴) نـام داشـت . ایـن خـبـرنـامـه منعکس کننده (زندگى رُمى ) بود و تـوسـط کـارگـاه هـاى ویـژه ، تـکـثـیـر مـى شد و میان طبقات ثروتمند توزیع مى گشت . تهیّه کنندگان این خبرنامه را مى توان خبرنگاران حقیقى به شمار آورد.
از آغاز قرن پانزدهم ، یک رشته عوامل سیاسى ، اقتصادى و فکرى موجب اهمیّت یافتن کسب اخبار در جوامع غربى شد. رُنِسانس (تجدید حیات ) و رفرم (اصلاحات اجتماعى )، بیش از پیش عطش کـسـب اطـلاعـات و اخـبـار را شدّت بخشید. کشفیّات بزرگ ، افق فکرى انسان ها را گسترش داد و پیشرفت مبادلات بانکى و بازرگانى موجب بسط و گسترش مبادلات خبرى شد.
بـا ظـهـور دولت هاى نوین ، شبکه هاى نوین نیز براى دستیابى به اخبار رویدادها و تحوّلات پـدیـد آمـدنـد. تـولّد صـنعت چاپ در آلمان ، در سال ۱۴۵۶ م . موجب سرعت یافتن انتشار اخبار و افـزایـش بـى سـابـقـه حـجـم نـوشـتـه هـاى خـبـرى شـد. بـا ایـن حـال ، نـخـسـتـیـن مـطـبـوعـات ادوارىِ چاپى ، یک قرن و نیم بعد، یعنى پس از اختراع صنعت چاپ پیشرفته تر، ظهور یافتند.
گـذشـتـه از اخبار دستنویسى که از آغاز قرن چهاردهم براى شاهزادگان یا بازرگانان منتشر مـى شـد، از پـایـان قـرن پـانـزدهـم ، نـشـریـات چـاپـى دیـگـرى نـیـز بـه شکل دفترچه هاى کوچک چهار، هشت یا شانزده صفحه اى منتشر شدند که گاهى به وسیله کلیشه هـاى چـوبـیـن بـه تصاویرى آراسته شده بودند. این اوراق خبرى ، از حوادث مهمّى ، مانند جنگ ، عـزادارى ، تـشـییع جنازه پادشاهان و شاهزادگان و جشن ها خبر مى دادند و گاهى نیز به تکثیر برخى اعلامیه ها مى پرداختند.
ایـن روزنـامـه هـا در زبـان هـاى گـونـاگـون ، نـام هـایـى گـونـاگـون داشـتند. در زبان لاتین (رلاتـسـیـونـس ) (Relationes)، در زبـان فـرانـسـه (اکـازیـونـل ) (Occasionnels) و در زبـان ایـتـالیـایى (گازتا) (Gazzetas) نامیده مى شـدنـد کـه بـه وسـیـله کـتـابـفـروشـى هـا یـا دوره گـردها در شهرهاى بزرگ به فروش مى رسیدند.(۷۵)
بـدیـن سـان ، نخستین نسل از مطبوعات جهان پاى به عرصه ظهور نهادند و در بستر زمان ، پا بـه پـاى صـنـعـت و فـنـّاورى و ظـهـور جـوامـع صـنـعـتـى ، گـسـتـرش یـافـتـنـد و بـه شکل کنونى جاى خود را در زندگى اجتماعى انسان ها گشودند.
روزنامه هاى پرتیراژ جهان
امروزه کمتر کشورى را در جهان مى توان یافت که در آن روزنامه اى منتشر نشود وشمار روزنامه هایى که در نقاط مختلف جهان منتشر مى شوند، بسیار فراوان است . امّا شمارى اندک از روزنامه هـا هـسـتـند که در مقیاس جهانى انتشار مى یابند و در زمره روزنامه هاى پرشمارگان جهان جاى دارنـد. روزنـامـه هـاى پـرشـمـارگـان ، آن دسـتـه از روزنـامـه هـا را شـامـل مـى شـوند که به گونه اى گسترده چاپ و منتشر مى شوند و در بیشتر سفارتخانه ها، اداره هـاى دولتـى ، اتـاق خـبـر تـلویـزیـون هـا، دفـاتـر خبرگزارى ها و دفاتر روزنامه هاى سـراسـر جـهـان بـه چـشم مى آیند و مورد مطالعه و استناد قرار مى گیرند و منبع تغذیه دیگر مـطـبـوعـات و رسـانـه هاى خبرى کشورها محسوب مى گردند. این روزنامه ها در کشورهاى مختلف داراى خـبـرنـگـارنـد کـه در مـقـیـاسـى فـراگـیـر بـه پیشه خبرنگارى و کسب اخبار فعالیت مى کنند.(۷۶)
در جـهـان امـروز بـه دلایـل سیاسى و اقتصادى ، تنها شمارى محدود از روزنامه ها مى توانند در سطح بین المللى به کسب اخبار بپردازند. اعزام هر خبرنگار به پایتخت کشورها، سالانه حدود صـد و پـنجاه هزار دلار هزینه در بر دارد و هزینه تلفن و نمابر و دورنگار نیز صرف مبلغى کـلان بـه هـمـراه دارد کـه پـرداخـت آن فراتر از توان مالى روزنامه ها است . حتّى در کشورهاى مـرفـّه جـهـان غـرب نـیـز تـنـهـا روزنـامـه هـایـى انـگـشـت شـمـار، یـک گـروه کـامـل خـبرى به کشورهاى دیگر اعزام مى کنند. بنابراین ، فعالیّت در مقیاس جهانى ر انحصار روزنـامـه هـایـى ، هـمـچـون نـیـویـورک تـایـمز، واشنگتن پست ، آبزرور و روزنامه تایمز است .(۷۷) بـرخـى دیـگـر از روزنـامـه هـاى پـرشـمـارگان جهان ،(۷۸) که به گـونـه فـرامـلّى انـتـشـار مـى یـابـنـد، عـبـارتـنـد از: وال اسـتـریـت ژورنـال در ایـالات مـتـحـده آمـریـکـا، تـایـمـز و گـاردیـن و فـایـنـانـشـال تـایـمـز و آبـزرور و سـانـدى تـایمز در انگلیس و روزنامه لوموند در فرانسه .(۷۹)
ایـن روزنـامـه هاى پرشمارگان ، یکى از ابزارهاى مهمّ سیاست خارجى کشورهاى خود به شمار مـى آیـنـد کـه به گونه اى هماهنگ با نظام هاى حاکم ، بر افکار عمومى تاءثیر مى گذارند و نـیز یکى از وسایلى هستند که مؤ سّسه ها و شرکت ها و افراد مختلف براى مقاصد تبلیغاتى ـ مانند درج آگهى و بازاریابى ـ بدان ها پناه مى برند.(۸۰)
انواع نشریات و جراید
ضوابط طبقه بندى در جهان مطبوعات ، پرشمار است و هر کس بر اساس معیارى ویژه آن ها را بـه انـواعـى مـخـتـلف طـبـقـه بـنـدى مـى کـنـد. در عـصـر انـفـجـار اطـلاعـات و پـیـشـرفـت وسـایـل ارتـبـاط جـمـعى ، همواره بر انواع وسایل ارتباطى افزوده مى شود و مطبوعات نیز به عـنـوان یـکـى از وسایل ارتباطى از این روند بیرون نیست و همه روزه شاهد چاپ و نشر عناوین و گـونـه هـاى نـویـن مـطـبـوعـات هـسـتـیـم . تـنـوّع بـسـیـار نـشـریـه هـا و روزنـامـه هـا، عـمـل طـبـقـه بـنـدى را بـسـى دشـوار سـاخـتـه اسـت . بـه هـمـیـن دلیـل ، هـر یـک از صـاحب نظران وسایل ارتباط جمعى و دانش ارتباطات ، مطبوعات را بر اساس مـعـیـارهـایـى ویژه طبقه بندى کرده اند؛ به عنوان مثال برخى کارشناسان نشریّه ها را از نظر زمـان انـتـشـار بـه نـشـریـه هـاى هـفـتـه نـامـه ، مـاهـانـه ، فـصـل نـامـه هـا، گـاهـنـامـه هـا و روزنامه ها تقسیم کرده اند و برخى بر اساس موضوع ، به نشریه هاى فرهنگى ، ادبى ، سیاسى ، اقتصادى ، اجتماعى ، علمى و جز آن .(۸۱)
شـیـوه دیـگـر طـبـقـه بـنـدى مـطـبـوعـات ، مـلاک قـرار دادن شـکـل ظـاهـرى آن هـا اسـت . در ایـن باره مى توان به معیارهایى مانند قطع ، شیوه چاپ ، صفحه آرایى ، شمار صفحه ها، بها و چگونگى عرضه مطالب اشاره کرد.(۸۲)
دربـاره انـواع نـشـریه ها و روزنامه ها، به طبقه بندى دیگرى نیز بر مى خوریم که بر حسب نـوع و مـحـتـواى آن هـا و یا گروه خوانندگانشان صورت گرفته است .(۸۳) برخى پـژوهشگران علوم سیاسى ضمن مطالعه و نیز مقایسه مطبوعات با یکدیگر، طبقه بندى زیر را به دست داده اند که با دیگر طبقه بندى هاى موجود متفاوت است :
الف ـ مطبوعات بازرگانى ،
ب ـ مطبوعات خبرى ،
ج ـ مطبوعات مسلکى .(۸۴)
بـدین سان ، مى توان دریافت که شیوه اى یگانه در طبقه بندى مطبوعات در دست نیست . از این رو، بـا چـشـم پـوشـى از طـبـقـه بندى هاى موجود براى شناسایى انواع مطبوعات ، به معرض ویـژگـى هـاى بـرخـى از انـواع نـشـریـه هـا و روزنـامـه هـا، از قـبـیل نشریه هاى یومیّه ، روزنامه هاى محلّى و منطقه اى ، روزنامه هاى اختصاصى ، گاهنامه ها و فصل نامه ها مى پردازیم .
الف ـ نشریه هاى روزانه :
روزنامه ها اصلى ترین بخش مطبوعات به شمار مى آیند. تنظیم مطالب روزنامه ها،تقریبا در هـمه جا کم و بیش یکسان است . این گونه جراید، همه روزه به انتشار خبرهاى عادى ، رویدادهاى سـیـاسى ، اقتصادى ، اجتماعى و اخبار محلّى ، ملّى ، بین المللى و غیره در صبح یا عصر همّت مى گـمـارنـد از ویژگى هاى جراید یومیّه ، انتقال اطلاعات و اخبار در فاصله کوتاهى پس از زمان وقوع رویدادها به خوانندگان است .
روزنـامـه هـا مـعـمـولا بـا چاپ مطالب دنباله دار و بهره گیرى از روش هاى ابتکارى تازه ، به جـذب خـوانـنـدگـانـى بـیشتر مى پردازند و در میدان رقابت مى کوشند به گونه اى خود را از رقیبان پیش اندازند و شمارگان چاپ را افزایش دهند.(۸۵)
ب ـ روزنامه هاى ملّى :
روزنـامـه هـاى مـلّى ، روزنـامه هایى هستند که معمولا در پایتخت منتشر مى شوند و ازشمارگانى بـالا و تـوزیـعـى گـسـترده در سراسر کشور برخوردارند. هدف این گونه روزنامه ها، تنوّع مندرجات و چاپ خبرهاى مهم و دست اوّل ملّى و بین المللى است .
ج ـ روزنامه هاى محلّى و منطقه اى :
ایـن گـونـه روزنامه ها مى کوشند نیاز مردم را به اخبار شهر و منطقه زیست خودبرآورند. نیاز به کسب خبرهاى محلّى ، که تنها روزنامه هاى منطقه اى از عهده اش برمى آیند، سب گردیده است که در فرایند رقابت میان رادیو و مطبوعات ، نشریّه هاى محلّى همچنان جایگاه خود را حفظ کنند و این نشان از توجّه و دلبستگى مردم به روزنامه هاى منطقه اى و محلّى است .
اکنون در کشورهاى غربى ، شمارى بسیار از روزنامه ها و مجلّه هاى منطقه اى یا محلّى انتشار مى یـابند که گستره عملکرد و کسب اخبار و انتشارشان از قلمرو محلّى و منطقه اى فراتر نمى رود. ایـن نـشـریـّه هـا، موفقیت خود را وامدار صفحه هاى اخبار محلّى خویشند. در جمهورى اسلامى ایران نـیـز شـمـارى بـسـیـار از روزنـامه هاى محلّى چاپ و منتشر مى شود و هم اکنون بیشتر استان ها و شهرستان ها داراى نشریّه ویژه خودند.
د ـ روزنامه هاى تخصّصى :
ایـن گـونه روزنامه ها تنها به نقل و درج خبرهایى در زمینه هایى خاص مى پردازند.روزنامه هاى ورزشى ، اقتصادى ، سیاسى و علمى ، از این گونه روزنامه هایند.
ه ـ گاهنامه ها:
گاهنامه نشریّه اى است که هر چند گاهى ـ به گونه نامشخص ـ منتشر مى شود. مطالب گاهنامه معمولا جنبه پژوهشى و دانشگاهى دارد.
و ـ فصل نامه ها:
چـنـان کـه از عـنـوان ایـن نـشـریـّه پـیـداسـت ، سـالیـانـه چـهـار بـار در آغـاز هـر فصل منتشرمى شود و محتوایش ، همانند گاهنامه ، پژوهشى و دانشگاهى است .(۸۶)
2. مطبوعات در ایران
در آغاز فصل حاضر، با مطبوعات به مفهوم عام آشنا شدیم و از برخى دانستنى هاى مربوط به آن ـ مـانـنـد پـیـدایش صنعت چاپ و نخستین روزنامه ها ـ آگاه گشتیم . امّا مطبوعات در ایران از چه زمـانـى و چـگونه پدید آمده اند؟ نخستین روزنامه هاى ایران را چه کسانى و چگونه بنیان نهاده انـد؟ روزنـامـه هـا از آغـاز تـا کـنـون چـه سـیـر و تـحولاتى را پشت سر گذاشته اند و پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایرن ، چه تحولاتى در مطبوعات کشور روى داده است ؟ در این درس مى کـوشـیـم بـه پـرسـش هـاى بـالا پـاسـخ دهـیـم و بـه اختصار، شرحى بایسته براى هر یک از موضوعات برنهیم .
نخستین روزنامه و روزنامه نگارى در ایران
در دوره قـاجـار بـه دسـتـور عـبـاس مـیـرزا، شـخـصـى بـه نـام مـیـرزا زیـن العـابـدین تبریزى درسـال ۱۳۳۱ ق . چـاپـخـانـه حـروفـى را بـراى نـخـسـتـیـن بـار بـه ایـران آورد و یـک سـال بعد میرزا صالح شیرازى ، از نخستین فرنگ رفتگان کشور، نخستین روزنامه را تاءسیس کرد.(۸۷) نام این روزنامه ، ترجمه لغت به لغت (Paper News) انگلیسى ، یعنى (کاغذ اخبار) بود.(۸۸)
کـاغـذ اخـبـار کـه قـطعش در حدّ یک چهارم روزنامه هاى فعلى بود، در نخستین شماره خود، از شاه (نـاصـرالدیـن شـاه ) بـا چـهـارده لقـب نـام بـرد! انـتـشـار روزنـامـه مـیـرزا صـاح بـه دلیل وابستگى شدید به دربار، چندان دوام نیافت و بسیار زود متوقف شد.(۸۹)
دومـیـن روزنـامه ایران در ارومیّه به زبان آشورى (سریانى ) به نام (زاراریت باهرا) (اشعه روشـنـایـى ) انـتـشـار یـافـت و سـومـیـن روزنـامـه ، حـدود دو سـال بعد، هنگامى که میرزا تقى خان امیرکبیر در مسند قدرت بود، با نام (وقایع اتّفاقیه ) به صورت قانونى انتشار یافت .(۹۰)
ایـن روزنـامـه هـفـتـه اى یـک بـار مـنـتـشـر مـى شـد و دربـردارنـده اخبار خارجى و شهرستان ها و انـتصابات بود. وقایع اتّفاقیه روزنامه اى دولتى بود که در تهران چاپ و در تمام استان هـاى ایـران تـوزیع مى شد.(۹۱) این روزنامه در شش یا هشت صفحه منتشر مى گشت و بـراى نـخـستین بار آگهى ها و اعلامیه هاى بازرگانى را در ایران منتشر کرد. روزنامه وقایع اتـّفـاقـیـه ، از شـمـاره ۴۷۱ بـه بـعـد، بـه (روزنـامـه دولت عـلّیه ایران ) تغییر نام داد و انتشارش تا شماره ۵۹۱ ادامه یافت .
بـه طـور کـلى روزنـامـه هـاى نـخستین ایران ، که داراى اهمیتى ویژه بودند، عبارت بودند از ده روزنـامـه : کـاغـذ اخـبـار (مـاهـانه )، زاراریت باهرا (ماهانه )، وقایع اتّفاقیه (هفتگى )، تبریز (مـاهـانه )، روزنامه دولت علّیه ایران (هفتگى )، روزنامه علمیّه (ماهانه )، روزنامه ملّتى (ماهانه )، روزنـامـه دولتـى (مـاهـانـه )، روزنـامـه ایران (سه روز در هفته ) و روزنامه فارس (هفتگى ).(۹۲)
بـررسـى سـیـر تـاریـخـى ارتـبـاطـات اجـتماعى در ایران ، نشان مى دهد که مطبوعات در مرحله شـکـل گـیرى ، در شرایطى نامطلوب و همراه با تقلید سطحى از غرب و بى توجّهى به هویت فـرهـنـگ مـلّى بـنـیـان یافتند که البته روزنامه وقایع اتّفاقیه در دوره امیرکبیر نمونه اى از روزنامه هاى مستقل و پرمحتوا بود. نسل نخستین مطبوعات ، به شدّت در نفوذ حکومت استبدادى وقت بـودنـد و جز نقش (جارچى ) و زبان یک طرفه حکومت ، سودى چندان در بر نداشتند، ولى به هر حال ، افکار عمومى را با گونه اى از ارتباطات اجتماعى آشنا ساختند.
در کنار مطبوعات دربارى و استبدادى ، جریانى دیگر از روزنامه نگارى نیز در ایران به چشم مـى آمـد کـه پـایـگـاهـش بـیشتر در خارج از کشور بود. در این باره مى توان به روزنامه هایى هـمـچـون (اختر)، (قانون )، (عروه الوثقى ) و ده ها روزنامه دیگر اشاره کرد که به وسیله روشـنـفـکـران تـبـعـیـدى در خـارج از کـشـور چـاپ و در خـارج و داخل کشور به گونه اى مخفیانه توزیع مى شدند.
به طور کلّى در دوران سلطنت طولانى (ناصرى ) چهارمین پادشاه سلسله قاجار، که به استثناى دوره کـوتـاه صـدرات امـیـرکـبیر، به عصر خودکامگى و کارکرد ضد فرهنگى و آزادى ناصرى شهرت یافته است ، مطبوعات ایران ، در استبداد و خفقان به سر مى بردند.(۹۳)
پـس از مـرگ نـاصرالدین شاه وروى کار آمدن مظفرالدین شاه ، نخستین شماره روزنامه (خلاصه الحـوادث ) مـنـتشر شد که در آن براى نخستین بار از اخبار تلگرافى خبرگزارى هاى خارجى اسـتـفـاده مـى شـد و مـدّت پـنـج سـال بـه کـار خـود ادامـه داد. بـا تـعـطـیـل شـدن روزنـامـه هـاى (ایـران ) و (خـلاصـه الحـوادث ) و بـرقرارى خفقان سیاسى ، روزنـامـه هـا و شـبـنـامـه هـاى زیـرزمـیـنـى رشـد کـردنـد.(۹۴) در دوره اول مشروطیت (۹۵) و تشکیل نخستین مجلس شوراى ملّى ، با تاءمین آزادى نسبى مطبوعات ، روزنـامـه هـا از نـظر کمّى و کیفى پیشرفت کردند. در این دوره بود که شهرهاى مشهد، همدان و بـوشهر براى نخستین بار در تاریخ ایران ، صاحب روزنامه شدند و روزنامه نگارى تا حدّى بـه شـاءن و مـنـزلت راستین خود نزدیک گشت و مطبوعات میان مردم به عنوان رکن اجتماعى مهمّى شناخته شد.
بـه طـور کـلّى ، در دوره اوّل مـشـروطـیت ، روزنامه هاى انقلابى سهمى چشمگیر در آگاهى افکار عـمـومـى و مـبـارزه بـا اسـتـبـداد قـاجـار بـر عـهـده داشـتـنـد.(۹۶) بـا انـتـقـال قـدرت بـه مـحـمـّد على شاه ، اختناقى شدید بر مطبوعات ایران حاکم شد، امّا این وضع چـنـدان دوام نـیـافـت و بـا روى کـار آمدن احمدشاه ، مطبوعات آزادى خود را باز یافتند و عناوین و شمارگان روزنامه ها روى به فزونى نهادند.
مطبوعات در عصر پهلوى
مـطـبـوعـات ایـران در عـصـر سـه دوره ، دوره نـخـسـت عـصـر حـاکمیت رضاخان است که حدود بیست سـال بـه طـول انـجـامید. دوره دوم فاصله میان سال هاى ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را در بر مى گیرد و دوره سوم عصر خودکامگى محمّدرضا پهلوى است که اینک به بررسى این دوره ها مى پردازیم .
الف ـ دوره اختناق رضاخانى
بـا سـقوط احمدشاه و انقراض سلسله قاجار، رضاخان پهلوى روى کار آمد و بارى دیگر اختناق بـر مـطـبـوعات ایران با شدّتى بى سابقه حاکم گشت .(۹۷) در این دوره ، روزنامه نـگـارى دوره افـول خـود را آغـاز کـرد و بـرخـوردهاى خشن و زورگویانه با روزنامه نگاران ، فضایى ناخوشایند براى مطبوعات فراهم آورد.
رضـاخـان بـسیارى از انتشارات را توقیف و مطبوعات را به شدّت محدود کرد. همچنین ، استفاده از اخـبـار و اطـلاعـات خـارجـى در مـطـبـوعـات بـسـیـار مـحـدود شد و نشریّه ها بیشتر به رویدادهاى داخـل کـشـور مـى پـرداختند و با دستگاه خودکامه رضاخان هماهنگ و همسو بودند. با نزدیک شدن واپسین سال هاى اقتدار رضاخان ، برخى نشریّه هاى سبک (۹۸) و سرگرم کننده رواج یافتند.(۹۹)
در اواخـر حـکـومـت رضـاخـان ، هـیچ روزنامه اى در داخل منتشر نمى شد و حتى روزنامه هاى مخالف خـارج از کـشـور نـیـز تـعـطـیل گشته بودند. سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ ه .ش . انفجار آزادى مـطـبـوعـات بـود؛ چـنـان کـه پـس از بیست سال اختناق ، امکان آن فراهم شد که روزنامه ها دوبـاره مـنـتـشـر شـونـد.(۱۰۰) پـس از سـقـوط رضـاخان ، اگرچه مطبوعات روى به گـسـترش نهادند، ولى در این دوره کمتر مى توان نشریّه هایى را یافت که حاوى مطالب عمیق و وزین باشند.(۱۰۱)
ب ـ دوره دوم
در بـیـن فـاصـله سـال هاى ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ که کودتاى ننگین ۲۸ مرداد به وقوع پیوست ،از مـطـبوعات ایران به دلیل فرار رضاخان از کشور و تبعید آن به وسیله انگلیسى ها، سرپوش اخـتناق برداشته شد و مطبوعات در فضاى نسبتا آزاد تنفس کردند. در این دوره کوتاه به تعداد مطبوعات کشور افزوده شد.
ج ـ دوره زمامدارى محمّدرضا پهلوى
مـطـبـوعـات در دوره حـکـومـت مـحـمـّدرضـا پـهـلوى ، داراى کـارنـامـه اى سـیـاه بـودنـد. سـال هـایـى بـسـیـار ایـن رسـانـه ها توجیه کننده کردار ستمگرانه رژیم شاهنشاهى بودند، از مـخـالفـان نظام و رویدادها و جریان هاى مخالف سیاسى حتى نام نمى بردند و گاهى به همان قـدر کـه به سود حکومت بود، به مخالفان اشاره مى کردند. گویى مطبوعات قلم را از ساواک برمى گرفتند و براى شاه مى نوشتند.(۱۰۲)
در عـصـر مـحـمـّدرضـا پـهـلوى ، مـجـلّه هـا و روزنـامـه هـا، سـطـحـى و سـرگـرم کـنـنـده و مـروّج ابـتـذال بـودنـد. محور اصلى جهت گیرى مطبوعات تزریق و القاى باورهاى غربى و به ویژه فرهنگ آمریکایى بود. از انتقادهاى سیاسى و اجتماعى خبرى نبود و هر گونه انتقاد سیاسى به تـیـغ سـانـسـور گـرفـتـار مـى شـد. حـاکـمـیـت اخـتـاپـوسـى دسـتـگـاه شـاهـنـشـاهـى مـجـال و فرصت اندیشیدن را از مردم باز گرفته بود و همه امکانات کشور در توجیه سرکوب گـرى هـاى رژیـم بـه کـار گـرفـتـه مـى شـد. در هـمـان حـال کـه شـاه نـویـد هـمـیـشگى گذشتن از دروازه هاى تمدّن را سرمى داد، کشور در آتش خفقان و سـانـسـور مـى سـوخـت و مـطـبـوعـات بـه بـلنـدگـوى نـظـام مـسـتـّبـد و خـودکـامـه پـهـلوى تبدیل شده بودند.(۱۰۳)
پـس از کـودتـاى ۲۸ مـرداد ۱۳۳۲، با سلطه و نفوذ آمریکا در ایران ، رشد روزنامه نگارى در کـشـور بـاز ایـسـتـاد. در دهـه هـاى ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ رونـد انـتشار مطبوعات روى به کاهش نهاد و بـسـیـارى از روزنـامـه هـا و مجلّه ها، که جنبه سیاسى داشتند، تحت نظارت بى سابقه اى قرار گرفتند و بیشترشان توقیف شدند و از این رو، مطبوعات باقى مانده ، روى به مطالب ادبى و اجتماعى نهادند.
بـنـابر بررسى هاى انجام شده به طور متوسط، بیش از ۴۱ درصد مطالب مجلّه ها را ادبیات ، ۰۹/۲۹ را مـطـالب اجـتـمـاعـى و ۱۱ درصـد را اخبار هنرى مربوط به هُنرپیشگان و خوانندگان تـشـکـیـل مـى داد و مـطـالب سـیـاسـى ، کـه فـرصت انتشار مى یافتند، عبارت بودند از: اخبار و گزارش ها و سخنرانى هاى مقامات سیاسى که موافق بودند.(۱۰۴)
در اواخـر دوره حـکـومـت پـهـلوى ، مـطـبـوعـات ایـران بـه طـور کامل در سیطره طاغوت درآمدند و مطبوعه اى مستقل و بریده از وابستگى هاى رژیم بر جاى نماند. این وضع تا آغاز انقلاب اسلامى ادامه یافت .(۱۰۵)
مطبوعات و انقلاب اسلامى
مـطـبـوعـات ایـران در فـاصـله مـیـان دى مـاه سـال ۱۳۵۶ و بهمن ۱۳۵۷ یکى از ابزارهاى پیکار سـیـاسـى عـلیـه حـکـومـت پـهـلوى بـود و بـدیـن روى ، سـال ۱۳۵۷ را سـال طـلایـى مـطـبـوعـات نـامـیـده انـد. در ایـن سـال حـدود ۴۰۰ نـشـریـه مـنـتـشـر مـى شد که این نقطه اوج فعالیّت مطبوعاتى در ایران است .(۱۰۶) گـرچـه وقـوع انـقـلاب اسـلامـى مطبوعات را از سلطه خودکامگى دیرپاى در ایـران رهـانـیـد و قـلم هـا را از چـنـگـال نـویـسـنـدگـان مـزدبـگـیـر حـکـومـت رهـا سـاخـت ، امـّا در سال هاى نخستین پیروزى انقلاب اسلامى ، به ویژه در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هر گروهى نشریه اى سـامان داد جز مردم . البته صدها نشریّه مدعى بودند که از زبان و به نام مردم قلم مى زنند و سـخـن مـى گـویـنـد. در ایـن زمـان ، ایران ناگهان با صدها نشریّه رنگارنگ رو به رو شد که البته جاى مطبوعات اصیل مردمى و اسلامى در آن ها خالى بود.(۱۰۷) در آن روزگـار، گـروهـى پـرشـمـار از این گونه مطبوعات براى رویارویى با مبانى انقلاب اسـلامـى و وحـدت کـلمـه مـردم و رهـبـرى امام خمینى (ره ) منتشر مى شدند. روزنامه بنى صدر با عـنـوان فـریـبـنـده (انـقـلاب اسـلامـى ) در مـیـان مطبوعات این دوره نشریّه اى ضد خط امام (ره ) شهرتى به دست آورد در برابر، (روزنامه جمهورى اسلامى ) نمونه اى از مطبوعات اسلامى در ایـن دوره بـود. بدین سان ، دو جریان عمده مطبوعاتى در این روزگار پدید آمد: یکى جریان مـطـبـوعـات مـخـالف شـامـل چـپ ، طـاغـوتـى و مـلّى گـرا بـا هـدف جـلوگـیـرى از شکل گیرى نظام اسلامى ، و جریان دیگر، مطبوعات اسلامى نوپا.
بـا تـسـخـیر لانه جاسوسى آمریکا، نخستین ضربه کارى بر پیکر مطبوعات طاغوتى نواخته شـد و روزنـامـه هـایى همچون (انقلاب اسلامى ) و (میزان ) به واپسین لحظه هاى حیات آلوده خـود نـزدیـک شـدنـد و سـرانـجـام ، در پانزدهم خرداد ۱۳۶۰ به حیات بیشتر روزنامه هاى ضد انقلابى پایان داده شد.(۱۰۸)
پـس از پیروزى انقلاب اسلامى و استوار گشتن نظام جمهورى اسلامى ، رشد و شکوفایى کمّى و کـیـفـى مـطـبوعات چشمگیر گشت و این روند پس از به کنار رفتن عناصر و جریان هاى ناپاک مـطـبـوعـاتـى بـه کـمـال رسید و رسانه هاى گروهى ، به ویژه مطبوعات ، براى پدید آوردن بـلوغ فـکـرى ، آگـاهـى هـاى سـیـاسـى و حـرکـت جـامـعـه بـه سـوى تـعـالى و تـکـامـل بـه کـار گـمـاشـتـه شـدنـد و ایـن آغـازى بـراى تکامل فرهنگى در فضاى عطرآگین جامعه اسلامى بود.
ایـنـک ، ۶۰ درصـد از مـطـبـوعات ایران ، نشریّه هایى هستند که پیش از پیروزى انقلاب اسلامى وجـود نـداشـتـه انـد. بـنـابـر آمـار مـوجـود، در سـال ۱۳۷۱ ش ، ۵۶۰ مـطـبـوعه با شمارگانى (۱۰۹) نـزدیـک به ده میلیون نسخه ـ در یک نوبت ـ منتشر شده است . شمارگان سیزده روزنـامـه سراسرى ایران ، میان یک میلیون و پانصد تا یک میلیون و ۶۸۰ هزار نسخه برآورد گـشـتـه است .(۱۱۰) ناگفته نماند که قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران ، آزادى مـطـبـوعـات را در چـارچـوبـى ویـژه پـذیـرفـتـه اسـت و اکـنـون مـجـلّه هـا و نـشـریّه هاى مختلفى (۱۱۱) در ایران بر اساس قانون مطبوعات منتشر مى شوند.(۱۱۲)
مطبوعات و جنگ تحمیلى
تـحـولات مـهـم سـال هـاى پـس از انقلاب اسلامى ، روزنامه نگاران را با تجربه هایى نوآشنا سـاخـت کـه مهم ترین آن ها، جنگ تحمیلى رژیم بعثى عراق علیه جمهورى اسلامى ایران بود. در ایـن دوره ، کـمـبود کاغذ، مطبوعات کشور را به شدّت دچار تنگنا کرد و بسیارى از روزنامه ها و مجلّه ها را تا مرز ورشکستگى به پیش برد.(۱۱۳)
در سـال هـاى دفـاع مقدّس ، مطبوعات متعهد کشور در عرصه پیکار فرهنگى و فکرى با دشمنان انـقـلاب اسـلامـى پـا بـه پـاى رزمـنـدگـان سـلحـشـور اسـلام بـه کـار و کـوشـش مـشـغـول بـودنـد. بـخشى از موضوعات مطبوعات در این دوره درباره جهاد و دفاع و جذب نیرو و بسیج امّت حزب اللّه براى پاسدارى از کیان سرزمین اسلامى بود و نویسندگان ، پیوسته مى کـوشـیـدند چهره راستین انقلاب اسلامى را نمایان سازند و دسیسه هاى استکبار جهانى را آشکار نمایند.
3. خبرگزارى هاى مهمّ جهان
نـیـاز روزنـامه ها به اخبار رویدادهاى جهان ، عامل اصلى تاءسیس خبرگزارى ها بوده است . در اوایـل قـرن نوزدهم میلادى ، روزنامه هایى گوناگون با شمارگانى بسیار بالا منتشر شدند. ایـن روزنـامـه هـا بـراى ادامـه کـار، بـه خـبـرهـاى دسـت اوّل از نـقـاط مـخـتلف جهان نیازمند بودند و فراهم آوردن چنین خبرهایى ، از توان مالى مؤ سّسه هـاى مـطـبـوعـاتى بیرون بود. بنابراین ، کار گردآورى خبر به آژانس هاى خبرى ـ مطبوعاتى سپرده شد و بدین سان ، زمینه پدید آمدن نخستین خبرگزارى جهان فراهم آمد.(۱۱۴)
بـا ایـن کـه حـدود ۱۲۰ خـبـرگـزارى در جـهـان به کار مشغولند، تنها پنج خبرگزارى غربى رویـتـر، فـرانس پرس ، آسوشیتدپرس ، یونایتدپرس و تاس با گردآورى اخبار رویدادهاى گوناگون از نقاط مختلف جهان ، خبرگزارى هاى کشورها، شبکه هاى رادیویى و تلویزیونى ، سـازمـان هـاى خدمات عمومى ، بانک ها و… را تغذیه مى کنند.(۱۱۵) در این درس ضمن پـرداخـتـن بـه پـنـج خـبـرگزارى مهمّ جهان ، مى کوشیم با برخى دیگر از خبرگزارى ها آشنا شویم .
آژانس خبرى فرانس پرس (۱۱۶)
آژانـس خـبـرى فـرانـس پـرس (آ.اف .پ ) یـکـى از پـنـج غول خبرى جهان است که به کشورفرانسه تعلّق دارد. این آژانس ، نخستین خبرگزارى جهان به شـمـار مـى رود کـه در سـال ۱۸۳۵ م . در شـهـر پـاریـس بـنـیـان نهاده شد. فرانس پرس تنها خـبـرگـزارى اى است که به گونه مستقیم از دولت کمک مالى دریافت مى کند و از این رو، آن را (صداى جمهورى فرانسه ) نیز مى گویند.(۱۱۷)
پـس از جنگ جهانى دوم ، فرانس پرس در سراسر جهان جاى (هاواس ) (آژانس پیشین فرانسه ) را گرفت . اکنون آژانس خبرى فرانس پرس از جایگاهى مهم در بازار خبرى جهان بهره مند است و نمایندگى هایش در ۱۳۹ کشور پراکنده اند و در مجموع ، ۱۲۴۰۰ روزنامه ، شبکه یا ایستگاه رادیو و تلویزیونى ، به گونه مستقیم یا نامستقیم از این خدمات اطلاعاتى دریافت مى کنند.
آژانـس خـبرى فرانس پرس ، داراى ۸۵۸ نفر خبرنگار است و افزون بر این ، ۱۴۱۷ خبرگزار نـیـز با آن همکارى دارند. این خبرگزارى ، در سال ۱۹۷۰ م . روزانه یک میلیون و پانصد هزار کـلمـه خـبـر بـه سـراسـر جـهـان مـخابره کرده است که به طور متوسط، تنها اخبار مربوط به پـاریـس ۷۵ هـزار کـلمـه بـوده اسـت . هـمـچـنـیـن بـراى اسـتـفاده مطبوعات فرانسه ، چند سرویس اخـتـصـاصـى (ورزشـى ، اقـتـصـادى ، اطـلاعـات مـذهـبـى و جـز آن دایـر کـرده اسـت . بـودجه این خـبـرگـزارى در سـال ۱۹۷۳ م . رقـمـى در حـدود صـد و چهل میلیون فرانک فرانسه بوده است .(۱۱۸)
خـبـرگـزارى فـرانـس پرس ، گزارش هاى مصوّر فراهم مى آورد و به تلویزیون هاى بزرگ دنـیـا مـخابره مى کند. گفته مى شود که خبرهاى این آژانس ، نسبت به چهار خبرگزارى دیگر از صحّت و دقّتى بیشتر برخوردار است .(۱۱۹)
خبرگزارى رویتر(۱۲۰)
خـبـرگـزارى رویـتر در سال ۱۸۵۱ م . در لندن تاءسیس شد و به مرور زمان گسترش یافت . رویـتـر، از سـال ۱۹۲۶ م . بـه صـورت شـرکـت تـعـاونـى درآمـد و از سال ۱۹۴۱ م ، چهار اتحادیه بزرگ ، شامل اتحادیه صاحبان روزنامه ها، اتحادیه مطبوعات و نیز مطبوعات متّحد استرالیا و اتحادیه مطبوعات نیوزلند در آن شرکت جستند.(۱۲۱)
ایـن خبرگزارى در سال ۱۹۷۰ م . در خارج از بریتانیا داراى هشتاد و هفت دفتر نمایندگى بود و خـبـرنـگـارانـش در ۱۸۳ کـشـور و سرزمین پراکنده بودند. رویتر روزانه دو میلیون کلمه خبر مخابره مى کند و چهار هزار روزنامه و چهارصد ایستگاه رادیو و تلویزیونى مشتریان عمده آنند. سـرویس خبرهاى اقتصادى و مالى از گسترده ترین و وسیع ترین سرویس هاى این خبرگزارى است که در شصت کشور فعالیت دارند.
رویـتـر بـراى کـسـب اخبار و اطلاعات ، در زمینه بورس ، از پیشرفته ترین رایانه ها سود مى جـویـد و در بسیارى موارد، اطلاعات را به گونه اختصاصى از طریق پایانه هاى الکترونیکى بـراى مـشـتـریـان ویـژه خـود مـى فـرسـتـد.(۱۲۲) در حال حاضر، خبرگزارى یادشده ، وابسته به وزارت امور خارجه انگلستان و در خدمت سیاست هاى استعمارى این کشور است .
خـبرگزارى رویتر در زمینه جعل و تحریف وقایع و جریان هاى انقلابى و رویدادهاى جهان سوم داراى پیشینه اى طولانى است و مى توان گفت که در این زمینه از تخصّصى ویژه بهره مى برد و ایـن تـخـصـّص را در طـول چـنـدیـن دهـه خـدمـت بـه وزارت مـسـتـعمرات انگلستان کسب کرده است .(۱۲۳)
خبرگزارى آسوشیتدپرس
خـبـرگـزارى آسـوشـیـتـدپـرس در سال ۱۸۴۸ م . از اتحاد شش روزنامه آمریکایى پدیدآمد. هم اکـنـون ، ایـن خـبـرگـزارى ، بـزرگ تـریـن آژانـس خـبـرى جـهـانـى اسـت .(۱۲۴) در خـبـرگـزارى آسوشیتدپرس بیش از هفت هزار گزارشگر، عکاس و فیلمبردار به کار مشغولند و بـودجه اش را یهودیان صهیونیست آمریکایى تاءمین مى کنند و از این رو، مدیران خبرگزارى از سـوى آژانـس بـیـن المـللى یـهود برگزیده مى شوند. خبرگزارى یادشده کاملا در خدمت منافع سرمایه داران صهیونیست بین الملل است و مى کوشد. بیشترین تبلیغات را براى تاءمین منافع سرمایه داران در اخبار و گزارش هاى خود بگنجاند.(۱۲۵)
سـرویـس عـکـس خـبرگزارى آسوشیتدپرس ، بهترین و غنى ترین سرویس هاى عکس خبرى جهان مـحـسـوب مى شود. این خبرگزارى در سال ۱۹۶۷ م . با روزنامه مهم و معروف اقتصادى آمریکا، (وال اسـتـریـت جـورنـال )(۱۲۶) رابـطـه برقرار کرد.(۱۲۷) هم اینک این بـنـگـاه خـبـرپـراکـنـى ، روزانـه هـفـده مـیـلیـون کلمه خبر به سرتاسر جهان مخابره مى کند و مـشـتـرکـانـش ده هـزار روزنـامـه در سـراسـر جـهـان ، ۱۱۰۰ ایـسـتـگـاه رادیـویـى و ۴۸۵ شـبکه تلویزیونى در بیش از صد کشور جهان هستند.(۱۲۸)
آژانس بین المللى یونایتدپرس (۱۲۹)
خـبـرگـزارى یـونـایـتـدپـرس در سـال ۱۹۵۸ م . از اتـحـاد بـا (سـرویـس خـبـرى بین المللى )(۱۳۰)پدید آمد و اکنون رقیب خبرگزارى آسوشیتدپرس است . این خبرگزارى به عـلّت روش ویـژه اش در کـسـب و نـشـر خـبـرهـاى هـیـجـان انـگـیـز و وسـواسـى کـه در ارسـال هـر چـه سـریـع تـر اخـبار به خرج مى دهد، مدّت ها به عنوان یک خبرگزارى نیمه جدى تلقّى مى شد.(۱۳۱)
خـبـرگزارى یونایتدپرس در میان آژانس هاى خبرى بین المللى ، یک نهاد سرمایه دارى محسوب مى شود، ولى درآمدهایى که از گذر فروش اخبار و اطلاعات خارجى کسب مى کند، چندان چشمگیر نیست .(۱۳۲) از یونایتدپرس به عنوان دومین خبرگزارى بین المللى یاد مى کنند. این خـبـرگـزارى داراى امـکـانـاتـى بـسـیـار گسترده و پیشرفته است ؛ چنان که قادر است اخبار مهمّ سـراسـر جـهـان را بـا بهره گیرى از ماهواره هاى مخابراتى در کمتر از یک دقیقه به سراسر جـهـان مـخـابـره کـنـد. یـونـایـتدپرس با تکیه بر امکانات و تجهیزاتى که در اختیار دارد، مى تواند از رویدادهاى گوناگون ، مانند جنگ هاى مهیب ، فیلمبردارى کند.(۱۳۳)
هـم ایـنـک خـبـرگـزارى یـادشـده ، حـدود یـازده مـیـلیـون کـلمـه خـبـر و تـفسیر درباره موضوعات گوناگون سیاسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى و نظامى به کشورهاى مختلف جهان مخابره مـى کـنـد.(۱۳۴) یـونایتدپرس ۲۴۴ دفتر نمایندگى در سراسر جهان دارد که از آن مـیـان ، ۱۴۸ دفـتـر در خـاک آمـریـکـا جـاى گـرفـتـه اسـت . مـجـمـوع اخـبـار ایـن خـبرگزارى به چـهـل و هـشـت زبـان مـخـابـره مـى شـود.(۱۳۵) و بـه ۱۰۳۶ روزنامه ، ۳۲۳۷ ایستگاه رادیویى ، ۱۴۴۵ ایستگاه تلویزیونى خدمات اطلاعاتى ارائه مى دهد و نود و دو کشور جهان را تـحـت پـوشـش خـبـرى خـود دارد.(۱۳۶) هـر چـنـد خـبـرگـزارى هـاى آسـوشـیـتدپرس و یـونـایـتـدپـرس مـدّعـى انـد کـه در فـعالیّت هاى خویش ، سود و زیان هیچ دولتى را در نظر نـدارند و مستقلانه و بى طرفانه به کار خویش مشغولند، شکّى نیست که هر دو خبرگزارى از ابـزارهـاى فـعـّال سیاست خارجى ایالات متّحده آمریکا هستند. این خبرگزارى ها موضوعات را به گـونـه اى عـرضـه مـى کـنند که پخش اخبار و ارائه تفاسیر با سیاست خارجى و منافع آمریکا همراه و هماهنگ باشند.
خبرگزارى هاى یادشده ، که در حقیقت ، ستون فقرات امپریالیسم خبرى اند و اولویت هاى خبرى را بـر اسـاس سـیـاسـت امـپـریالیستى خود برنامه ریزى و در جهان منتشر مى کنند. این برنامه ریـزى ، در بـسیارى اوقات براى تحقق مطامع و اهداف سیاست خارجى امپریالیسم آمریکا مؤ ثر افـتاده است .(۱۳۷) خبرگزارى هاى آسوشیتدپرس و یونایتدپرس همراه با سیاست هـاى تـوسـعـه طـلبـانـه و سلطه جویانه آمریکا، پیوسته کوشیده اند با طرح مطالب پوچ و نـادرسـت چـهـره اى وارونـه از انـقـلاب اسلامى ایران ، نزد افکار عمومى جهان ترسیم کنند. این آژانـس هـاى سـخـن پراکنى با طرح موضوع نقض حقوق بشر در ایران ، تروریسم و ده ها اتهام واهى دیگر، جنگ سرد دامنه دارى را علیه جمهورى اسلامى ایران سازمان داده اند.
خبرگزارى تاس (۱۳۸)
(تاس ) خلاصه سه کلمه روسى (آژانس تلگرافى شوروى )(۱۳۹) است که مهم تـریـن خـبـرگـزارى روسـى اسـت . ایـن خـبـرگـزارى وارث بـا واسـطـه نـخـسـتـین آژانس خبرى تـلگـرافـى روسـیـه اسـت کـه بـه سـال ۱۸۹۴ م . تـاءسـیـس گـشـت . تـاس در سـال ۱۹۲۵ م . بنیان نهاده شد و براى برآورده ساختن هدف هاى بلوک شرق در عصر جنگ سرد و نظام دوقطبى فعالیت مى کرد.(۱۴۰)
خبرگزارى تاس بر خلاف چهار غول خبرى جهان غرب ، داراى پوشش خبرى گسترده اى نیست و بـراى کـسـب اخـبار خارجى به خبرگزارى هاى آمریکایى و اروپایى متکى است . این خبرگزارى روزانـه ۱۱۵۰۰۰ کـلمـه خـبـر بـه سـرتـاسـر جـهـان ارسـال مـى کـنـد و داراى ۱۳۰۰۰ مـشـتـرک خـارج از شوروى سابق است . خبرگزارى تاس هشتاد کشور جهان را در پوشش دارد.(۱۴۱)
سایر خبرگزارى ها
آنـچـه گـذشـت ، مـخـتـصـرى بـود دربـاره پنج خبرگزارى بین المللى که در مقیاس جهانى به گـردآورى و تـوزیـع خـبـر، تـفـسـیـر و گـزارش خـبـرى اشـتغال دارند. امّا در حال حاضر هر کشورى داراى یک خبرگزارى ملّى است که کم و بیش وابسته به دولت است . وظیفه اصلى خبرگزارى هاى ملّى ، کسب خبرهاى داخلى و خارجى براى مطبوعات و رسانه هاى گروهى کشور خویش و ارسال خبرهاى کشور به دیگر کشورهاى جهان است .
از مـیـان خـبـرگزارى هاى ملّى مى توان به خبرگزارى (شین هوا) در چین ، خبرگزارى (وفا) وابـسـتـه بـه جنبش فلسطین ، خبرگزارى (کیودو) وابسته به کشور ژاپن ، خبرگزارى (آى .اف .پى ) متعلق به کشور اسپانیا، خبرگزارى (دى .پى .آى ) متعلّق به آلمان و خبرگزارى جمهورى اسلامى ایران اشاره کرد.
خـبـرگـزارى جـمـهـورى اسـلامـى ایـران ، وارث خـبـرگـزارى (پـارس ) اسـت کـه دو سال پس از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى این نام را بر آن نهادند. خبرگزارى یادشده ، کار خـود را با تهیّه خبر به زبان هاى فارسى و فرانسوى آغاز کرد و به مرور زمان فعالیت هاى خود را گسترش داد.
خـبـرگـزارى جـمـهـورى اسـلامى ایران در آغاز داراى دو شبکه بود که شبکه نخست ، اخبار را در دسترس مطبوعات و شبکه رادیو و تلویزیون قرار مى داد و شبکه دوم ، مؤ سسه هاى تبلیغاتى ، نـظـامـى و عـلمـى را در پـوشـش داشـت .(۱۴۲) پس از پیروزى انقلاب اسلامى ، این سـازمـان بـه گـونه اى چشمگیر گسترش یافت و به تجهیزات گردآورى و توزیع خبر مجهّز گـشـت . خـبـرگـزارى جـمـهـورى اسـلامـى ایـران یـکـى از فـعـّال تـریـن آژانـس هاى خبرى در گردآورى و توزیع خبر است و براى رویارویى با توطئه هـاى امـپـریـالیسم خبرى و شکستن انحصار در مبادله اطلاعات ، میزبان خبرگزارى هاى کشورهاى جهان سوم در تهران است و در این زمینه گام هایى مؤ ثر و سودمند برداشته است .
گـذشـتـه از خـبـرگـزارى هـاى مـلّى ، در بـیـشتر سازمان هاى منطقه اى و فراملّى ، مانند سازمان کـنـفـرانس اسلامى ، اوپک و جنبش عدم تعهّد، سازمان هایى به عنوان خبرگزارى پیش بینى شده اند.
فصل سوم
رادیو و تلویزیون
۱. رادیو
رادیـو یـکـى از وسـایـل ارتـباط جمعى است که به لحاظ کارآیى شگف انگیز و فراگیرى دامنه تاءثیرش آن را یکى از سه غول ارتباطى خوانده اند.(۱۴۳) رادیو وسیله اى کلامى و گـروهـى است و در فرایند ارتباطات اجتماعى در جوامع سهمى چشمگیر بر عهده دارد. با اختراع رادیـو و گـسـترش سریعش ، کمتر رویداد سیاسى ، علمى ، فرهنگى و… است که بى درنگ به آگاهى مردم نرسد. پس از اختراع ترانزیستور و کوچک شدن حجم رادیو، این وسیله بیش از پیش هـمـگـانـى شد. امروزه انسان ها اعم ، از پیر و جوان ، زن و مرد، کوچک و بزرگ و باسواد و بى سـواد، خـواه نـاخواه در ساعاتى از شبانه روز، به برنامه هاى رادیو و پیام هایش گوش فرا مى دهند و بدین سان ، رادیو مى تواند در شعاعى گسترده افکار عمومى را در تاءثیر پیام هاى خود قرار دهد.(۱۴۴)
بـا تـوجّه به اهمیّت رادیو در جوامع انسانى و تاءثیرش در عرصه هاى مختلف حیات اجتماعى ، در این درس با تاریخچه ، اثرات سیاسى و اجتماعى و نیز مهم ترین شبکه هاى رادیویى جهان آشنا مى شویم .
تاریخچه رادیو در جهان
رادیـو در مـیـان وسـایـل ارتباطى معاصر، جایگاهى ویژه دارد. با اختراع و همگانى شدن رادیو، ارتـبـاطـات انـسـانـى ویـژگـى هـایـى نـویـن بـه خـود گـرفـت . آدمـى در مـبـادله پـیـام هـا و انتقال اطلاعات و اخبار، بر مشکل فاصله مکانى و زمانى فایق آمد و بدین سان ، به کمک رادیو، ارتباطات از راه دور شکل مستقیم ، فورى و عمومى یافت .
اختراع رادیو همانند دیگر وسایل فنّى مخابراتى نوین ، ناشى از پیشرفت هاى علمى و صنعتى قـرن نـوزدهـم اسـت و بـه خـصـوص پدیده برق و به کار افتادن تلفن در تولّدش سهمى مهم داشته است .(۱۴۵)
جـیـمـیـز کـلارک مـاکـسـول ،(۱۴۶) فـیـزیـکـدان و اسـتـاد دانـشگاه کمبریج لندن ، به دنبال کوشش هاى آمپر، اُهم و استاد او، فاراده ، که یافته هاى علمى آنان به دانش الکترونیک کمک هـایـى چـشـمـگـیـر رسـانـیـد، بـه کـاوش دربـاره الکـتـرومـغـنـاطـیـس پـرداخـت و در سـال ۱۸۶۴ م . مـوفـق شد امواج الکترو مغناطیسى را کشف کند و نظریّه اى درباره مجموعه امواج الکترومغناطیسى مطرح سازد.
نـظـریـّه مـاکسول سال ها بعد به وسیله دانشمند آلمانى ، هاینریش هرتس (۱۴۷) که امواج هرتسى را تولید کرد، به اثبات رسید و این یافته هاى فنّى در نقاط مختلف جهان مورد بـررسـى و آزمـایـش قـرار گـرفـتـنـد. اخـتـراع دسـتگاه موج یاب هرتسى یا رساناى رادیو در فـرانـسـه به وسیله ادوارد برادنلى (۱۴۸) و اختراع آنتن توسط الکساندر پوپوف (۱۴۹) روسى ، راه را براى اختراع رادیو هموار کرد.
دانشجوى جوان ایتالیایى ، گولى یلمومارکنى ،(۱۵۰) از اختراع ها و کشفیّات یادشده ، بـراى اخـتـراع رادیـو بـهـره جـسـت و نـخـسـتـیـن آزمـایش هاى موفقیت آمیز دستگاه فرستنده امواج رادیویى را انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۹۶ م . در انگلستان نخستین امتیاز اختراع خود را به ثـبـت رسـانـیـد.(۱۵۱) بـدیـن سـان ، مارکنى اساس نظام ارتباطى رادیویى را پایه گـذارى کـرد و بـا این کار، بعدها به (پدر رادیو) شهرت یافت . وى به تشویق دولت هاى ایـتـالیـا و انـگـلسـتـان آزمـایـش هـاى خـود را ادامـه داد؛ بـه گـونـه اى کـه سـرانـجـام در سـال ۱۸۹۷ م . بـراى بـهـره بـردارى از دسـتـگـاه رادیویى او، شرکتى مخصوص بنیان نهاده شد.(۱۵۲)
نخستین گزارش رادیویى در دوم نوامبر ۱۹۲۰ م . به وسیله فرستنده اى رادیویى ، متعلّق به شـرکـت وسـتـیـنـگـهـاوس پـخـش شد و بدین سان ، پخش رادیویى به عنوان ابزار اطلاعاتى ـ سـیـاسـى پـدیـد آمـد.(۱۵۳) از ایـن تـاریـخ ، بـرنـامـه هـاى رادیـویى به سرعت در کـشـورهـاى مـخـتـلف رواج یـافـت ؛ به گونه اى که امروزه رادیو براى مردم جهان وسیله اى مهم براى ارتباط مستقیم و سریع خبرى است .
تاءثیر رادیو بر موضوعات سیاسى و اجتماعى
چنان که گذشت ، رادیو از آغاز، به عنوان وسیله ارتباطى همگانى مطرح بوده و باگذشت زمان پـیوسته بر اهمیت و جنبه هاى کاربردى اش افزوده شده است . در روزگار کنونى ، رادیو نسبت بـه دیگر وسایل ارتباط جمعى از برترى هایى ویژه برخوردار است که بیشتر از عمق و دامنه نـفـوذ و تـاءثیرش بر افکار عمومى سرچشمه مى گیرد. تاءثیر رادیو بر موضوعات و جنبه هـاى مـخـتـلف زنـدگـى اجـتـمـاعـى انـسـان از مـحـورهـاى پـژوهـشـى جـامـعـه شـنـاسـى وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى است که بررسى تاءثیر آن بر موضوعات اجتماعى و سیاسى بیشتر مورد توجّه است . اینک نگاهى مى اندازیم به تاءثیر رادیو بر موضوعات سیاسى و اجتماعى .
الف ـ تاءثیر رادیو بر موضوعات سیاسى
رادیـو بـه عـنـوان یـک وسـیـله ارتـبـاطـى در زنـدگـى سـیـاسـى انـسان سهمى چشمگیر برعهده دارد.(۱۵۴) نـقـش سـیـاسـى رادیـو در دو جـنـبـه رخ مـى نـمـاید: نخست ، کارایى شگفت انـگـیـزش در داخـل مرزهاى جغرافیایى و ملّى که در این مقیاس ، رادیو وسیله اى براى تماس (هر چند یکسویه ) زمامداران و رهبران سیاسى با ملت هاى خویش است .(۱۵۵)
اگـر هـمـسـویـى افـکـار عـمـومـى با رفتار حکومت را براى کسب مقبولیت و مشروعیت حکومت مؤ ثر بـدانـیـم ، بـى گـمـان ، رادیـو به لحاظ برخوردارى از نیروى اقناع و نفوذ فراوان ، یکى از وسـایـل کـارآمـد کـسـب مشروعیت براى حاکمان جامعه است . میزان پشتیبانى و حمایت مردم از رفتار حکومت به میزانى بسیار تابع توان تاءثیر نهادن و هدایت کردن افکار عمومى از گذر رسانه هـاى گـروهـى اسـت و رادیـو در ایـن مـیـان از نـقـشـى بـسـیار چشمگیر برخوردار است . این وسیله ارتباطى ، بهترین ابزار براى جلب مشارکت و پشتیبانى ملّى از برنامه ها و طرح هاى بزرگ ، اعـم از سـیاسى ، اقتصادى و دفاعى است . دولت ها با استفاده از رادیو، نظریّه ها، تصمیم ها و برنامه هاى خود را براى افکار عمومى تبیین مى کنند.(۱۵۶)
به دلیل اهمیّت فرستنده هاى رادیویى است که هنگام شورش یا انقلاب و یا وقوع کودتا، یکى از نـخـسـتـیـن هـدف هـا، تـصرّف مراکز فرستنده رادیویى است . این حقیقت نشان دهنده نقش کلیدى مـراکـز فـرسـتـنـده رادیـویـى در دگـرگونى هاى سیاسى ـ اجتماعى است . در زمان برگزارى انـتـخـابـات نیز یکى از عوامل مؤ ثر و تعیین کننده ، پخش برنامه هاى تبلیغاتى از رادیو است .(۱۵۷)
دومـیـن جـنـبه کاربرد سیاسى رادیو، کاربردش در خدمت سیاست خارجى کشورها است . یک ضرب المـثـل روسى رادیو را (روزنامه بى کاغذ و بى مرز) خوانده است که به گونه اى تلویحى به ویژگى بین المللى رادیو اشاره کرده است . امواج رادیو مرز نمى شناسند و به راحتى مى تـوانـنـد مـرزهـا را بـى هـیـچ مانعى پشت سر گذارند و به کشورها نفوذ کنند. این وسیله ، همان گـونـه کـه مى تواند وسیله اى براى نزدیکى و تفاهم ملت ها با یکدیگر و عاملى براى مبادله بـرنـامه هاى فرهنگى باشد، داراى این توانایى نیز هست که به عنوان وسیله اى مؤ ثر براى تهاجم به افکار دیگر ملت ها و وسیله تبلیغاتى یک دولت در میان دیگر ملت هاى جهان به کار رود. از نـظـر سـیـاسـى ، تـوان تـبـلیغاتى هر کشور به میزانى بسیار وابسته به گستره و پوشش امواج فرستنده هاى رادیویى و تلویزیونى است .(۱۵۸)
به کارگیرى رادیو به عنوان یک وسیله تبلیغات سیاسى در مقیاس بین المللى ، داراى نمونه هـاى تـاریخى بسیارى است . در این میان مى توان به کشور شوروى سابق اشاره کرد که پیش از سال ۱۹۳۰ م . شبکه فرستنده رادیو مسکو برنامه هایى به زبان هاى مختلف براى تبلیغ مرام کمونیستى در دنیا پخش مى کرد.(۱۵۹)
در آلمـان ، نـازى ها نخست در سازمان رادیویى این کشور نفوذ کردند؛ چنان که به محض رسیدن هـیـتـلر بـه مـقـام صدراعظمى در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ م . پخش برنامه هاى تبلیغاتى از رادیو و اسـتـفـاده از آن بـراى انـتـخـابـات ممکن شد. گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر، به سرعت ، سازمان رادیـوى آلمـان را پـاکـسازى کرد و این رسانه را به صورت ابزارى براى تحکیم پایه هاى قـدرت نـازیـسـم درآورد.(۱۶۰) در طـول حـکـومت نازى ها در آلمان ، رادیو به صورت ابـزارى بـراى رسـیـدن بـه هـدف هـاى سـیـاسـت داخـلى و خـارجـى درآمـد. در سـال ۱۹۳۳ م . حـکـومـت آلمـان نـازى شـروع بـه پـخـش برنامه هاى تبلیغاتى ویژه آمریکاى شمالى کرد. در طول جنگ جهانى دوم نیز جنگ امواج ، قدرت سیاسى رادیو را ثابت کرد.
ب ـ تاءثیر رادیو بر موضوعات اجتماعى
تاءثیر پیام هاى رادیویى گسترده تر، توانمندتر، و ژرف تر از پیام هاى مطبوعاتى است ؛ مـثـلاحـتـى افـراد بـى سـواد نـیـز تـحـت تـاءثـیر رادیو قرار مى گیرند و براى دریافت پیام رادیویى ، نیازى به توانایى خواندن و نوشتن نیست و در نتیجه ، در کشورهایى که میزان بى سـوادى در آن هـا بـالا است ، این وسیله ، رسانه اى آرمانى و داراى تاءثیر اجتماعى ژرف تر و گسترده ترى است .(۱۶۱)
رادیـو مـى تـواند سهمى مهم در آموزش عامّه مردم در زمینه هاى مختلف ، از موضوعات حرفه اى و شغلى گرفته تا خانه دارى ، بهداشت ، هنر و…، بر عهده گیرد. این رسانه مى تواند در راه تحقّق هدف هاى آموزشى و پرورشى ، مکمّل نهاد آموزش و پرورش باشد. در اوقات فراغت نیز در صـورتـى کـه بـرنـامـه هـاى رادیـو بـا هـدف آمـوزشـى تـهیّه و پخش شوند، مى توانند در شکوفایى و بارورى فرهنگ و رشد ملّى و ارتقاى آگاهى هاى عمومى مؤ ثر افتند. با این همه ، رادیـو داراى کـاربـردهـا و اثـرهـاى زیـانـبـار و خـانـمـان بـرانـدازى نیز هست که نباید از آن ها غافل شد. این وسیله به همان اندازه که مى تواند سازنده و سودمند باشد، مى تواند به وسیله اى بـسـیـار خـطـرنـاک نـیـز مـبـدّل گردد. بنابراین ، بهره گیرى سازنده از رادیو نیازمند به نظارت و مراقبت پیوسته است .(۱۶۲)
در پـایـان بـایـد بـه کـارکـرد خـبـررسـانـى رادیـو نـیز اشاره کرد که بیش از دیگر وظایف و کـارکـردهـا مـورد تـوجّه و استفاده مردم است . در حال حاضر، اشتیاق بسیار مردم به برنامه هاى تـفـریـحـى و سـرگـرمـى نیز اطلاع سریع و مستقیم از رویدادهاى روزانه زندگى ، نقش خبرى رادیـو را رو بـه افـزایـش بـرده است .(۱۶۳) رادیوها اکنون براى پاسخگویى به نـیـازمـندى هاى خبرى افراد، افزون بر برنامه هاى اخبار عمومى ، در زمینه هاى مختلف زندگى اجتماعى نیز داراى برنامه هایى ویژه اند.
رادیوهاى مهمّ جهان
مـقـصـود از رادیـوهـاى مـهـمّ جـهان ، آن دسته از شبکه هاى فرستنده رادیویى است که نه تنهادر سطح ملّى و در چارچوب مرزهاى جغرافیایى کشور خویش برنامه پخش مى کنند، بلکه در تعقیب هـدف هـاى ویـژه سیاسى ، برنامه هایى نیز براى دیگر کشورهاى جهان تدارک مى بینند و بر بـال امـواج مـى نـشـانـنـد. در اصـطـلاح دانـش ارتـبـاطـات از ایـن قـبـیـل رادیـوهـا بـا نـام (رادیـوهـاى بـیـن المـللى ) یاد مى شود.(۱۶۴) شاید بتوان رادیـوهـایـى را کـه صـدایشان در برخى کشورهاى دیگر نیز شنیده مى شود، در زمره رادیوهاى عمده جهان به شمار آورد.(۱۶۵)
در صـفـحـه هـاى پیشین اشاره کردیم که در میان وسایل ارتباط جمعى ، رادیو به عنوان یکى از مـهـمـّتـرین وسایل ارتباط جمعى ، در میان همه اقشار جامعه داراى نفوذ و تاءثیرى بسیار است و ابـزارى کـارآمد در عرصه تبلیغات به شمار مى رود. با در نظر گرفتن این حقیقت که شمارى بسیار از جمعیت جهان را بى سوادان و کودکان تشکیل مى دهند و این بخش عظیم از سکنه کره زمین تـنـهـا مـى تـوانـند از رادیو و تلویزیون استفاده کنند، به اهمیّت رادیو در امر اطلاع رسانى و تبلیغات بیشتر پى مى بریم . از سویى دیگر، شمارى بسیار از بى سوادان و نیز جوانان ، در کـشـورهاى عقب نگاه داشته شده تمرکز یافته اند و بنابراین در چنین جوامعى رادیو بهترین وسـیـله بـراى تـاءثیر بر افکار عمومى و انجام تبلیغات است . از این جا مى توان دریافت که چرا بیشتر کشورهاى امپریالیستى ، رادیو را به عنوان بهترین وسیله تبلیغات فرا ملّى خود در این بخش از جهان برگزیده اند.(۱۶۶)
امروزه هزاران فرستنده رادیویى در سرتاسر جهان به کار مشغولند که نه تنها کشور خود را پـوشـش مـى دهـنـد، بلکه به ده ها زبان براى دیگر کشورها نیز برنامه پخش مى کنند. در این مـیـان ، کشورهاى امپریالیستى غربى با داشتن دو درصد از جمعیت جهان ، نزدیک به نود درصد از امـواج بـیـن المـللى رادیـوهـا را در اخـتیار دارند و به گونه شبانه روزى تمام جهان را زیر سلطه تبلیغاتى خود قرار داده اند.(۱۶۷)
در پـخـش بـرنـامـه هاى بین المللى رادیویى ، کشورهاى آمریکا و انگلستان سرآمد دیگر قدرت هاى رادیویى هستند که البته شوروى سابق نیز تا پیش از فروپاشى ، در شمار قدرت هاى رادیـویـى جـهـان به حساب مى آمد. برنامه هاى برون مرزى این رادیوها هماهنگ با آخرین خطوط سـیـاسـى وزارت خـارجـه و سـازمـان هاى جاسوسى و خرابکارى این کشورها فراهم مى شوند و روزانه پخش مى گردند و صداى این فرستنده ها را دور افتاده ترین نقاط جهان حتّى به زبان هاى محلّى مى شنوند.
بـى گـمـان مـى تـوان گـفـت کـه تـنها کشورى که همواره هدف آماج تهاجم تبلیغاتى کشورهاى اسـتـکـبـارى بوده است ، جمهورى اسلامى ایران است .(۱۶۸) در این باره مى توان به جنگ دامنه دار رادیویى کشورهاى استکبارى ، مانند آمریکا، انگلیس و رژیم اشغالگر قدس اشاره کـرد کـه بـیـش از دیگر کشورهاى جهان علیه انقلاب اسلامى تبلیغ مى کنند؛ چنان که رادیوهاى دولتـى ایـن کـشـور روزانه بیش از چهل ساعت برنامه به زبان فارسى پخش مى کنند که با احـتـسـاب زمـان کـار رادیـوهـاى ضـد انـقـلابـى وگروهـک هـا بـه بـیـش از چهل و هشت ساعت در شبانه روز مى رسد.(۱۶۹)
از مـیـان رادیـوهاى مشهور جهان مى توان به رادیو صداى آمریکا، رادیو انگلیس (بى بى .سى .)، رادیـو مـسـکـو، رادیـو مـونـت کـارلو، رادیـو رژیـم غـاصـب (رادیـو اسـرائیـل )، رادیـو پـکـن ، رادیـو قـاهـره ، بـنـگـاه رادیـوى کـانادا، بنگاه رادیویى استرالیا و رادیویى اروپاى آزاد اشاره کرد.
بـایـد تـوجـّه داشـت کـه بـیـشتر شبکه هاى فرستنده مهمّ جهان به قدرت هاى بین المللى تعلّق دارنـد و کـشـور آمـریـکـا، بـه اقـتـضـاى خـوى اسـتـکـبـارى اش ، در اعمال سلطه خبرى و تبلیغاتى بر دورترین نقاط جهان مقام نخست را داراست .
2. رادیو در ایران
رادیـو نـخـسـتـین رسانه همگانى الکترونیکى عمومى است که در برنامه هایش از موسیقى و کلام سـود مـى جوید و شیوه ارتباطى ویژه اى را سامان مى دهد و این شیوه ارتباطى ، از شیوه مکتوبِ مـطـبـوعـات و شـیـوه تـصـویـرى سـیـنـمـا و تلویزیون متمایز است . سرعت و پیوستگى پیام و گستردگى حوزه انتشار آن ، از خصایص رادیو است .(۱۷۰)
پـژوهـش هـاى جـامـعـه شـناختى ایران نشان مى دهد که بیشترین یادگیرى و ارتباط اجتماعى ، از گذر فرهنگ شفاهى انجام مى گیرد. جامعه ایران از زمان هاى کهن با سخنرانى و وعظ و خطابه بیشتر ماءنوس بوده است تا با خط و کتابت . از این رو، کوشش هاى چشمگیرى براى سوق دادن فـرهـنـگ مـلّى بـه سـوى مـطـالعـه مـطـبـوعـات و کـتـاب در سال هاى اخیر صورت گرفته است .
به هر حال ، فرهنگ غالب و ریشه دار جامعه ایران بیشتر با رادیو سازگار است و بنابراین ، برنامه هاى رادیویى مخاطبان و طرفدارانى بیشتر نسبت به دیگر رسانه هاى گروهى دارند. این حقیقت از دید حکومت ها پنهان نبوده و رادیو به عنوان وسیله اى کارساز براى تاءثیر ـ اعم از سودمند و زیانبار ـ بر افکار عمومى مورد توجّه بوده و هست و مى تواند کارکردهایى مهمّ در خود داشته باشد.
در درس پیشین برخى از جبنه هاى مهم و عمومى رادیو را به بررسى نهادیم . در این گفتار نیز با تاریخچه رادیو در جامعه ایران آشنا مى شویم .
سرگذشت رادیوى ایران
انـدیـشـه تاءسیس رادیو در ایران به دنبال ورود تلگراف و بى سیم در دوره حکومت رضاخان مـطـرح شـد. در سـال ۱۳۰۵ ه .ش . نـخـسـتـیـن دسـتـگاه بى سیم موج بلند در تهران و شهرهاى تبریز، مشهد، کرمان ، کرمانشاه و خرمشهر آغاز به کار کرد.(۱۷۱) در سـال ۱۳۰۹ ش . فـرستنده اى با موج کوتاه ، امکان ارتباط میان ایران و برلین ، پاریس ، آنـکـارا و تـفلیس را فراهم کرد. و در پى آن به تدریج اندیشه تاءسیس رادیو در ایران قوّت گرفت ؛ چرا که در آن روزها، کشورهاى پیشرفته یکى پس از دیگرى رادیوهاى خود را به کار مى انداختند و امواج رادیوها نیز از آسمان ایران گذر مى کردند.
از سـال ۱۳۱۱ ش . مـؤ سـسـه هـاى بـى سـیـم در ایـران گـسـترش یافتند و سرانجام دولت در برابر تقاضاهاى بسیار، به بازرگانان اجازه داد دستگاه هاى گیرنده رادیویى را به ایران وارد کـنـنـد. در سـال ۱۳۱۶ ش . نـخستین گام ها براى تاءسیس رادیو در ایران برداشته شد و وزارت پـست و تلگراف سه دستگاه فرستنده موج کوتاه و متوسط خریدارى کرد و همزمان به بـنـاى سـاخـتـمـان هـاى لازم مـشـغـول شـد.(۱۷۲) در سـال ۱۳۱۹ ش . نـخـسـتـیـن فـرسـتـنـده رادیـویـى با یک موج کوتاه و با قدرتى برابر ۲۰ کـیـلووات هـمـچـنـیـن یـک مـوج مـتـوسـط بـرابـر ۲ کـیـلووات قـدرت در تـهـران آغـاز بـه کـار کـرد(۱۷۳) و بدین سان پیش از پایان دهه ۱۳۲۰ ش . کار احداث ساختمان ، نصب یا پـخـش و آزمـایش دستگاه هاى فرستنده رادیویى آغاز شد و اندک اندک این رسانه جاى خود را در ایران باز کرد.(۱۷۴)
هـمـزمان با پیشرفت کار ساختمان و نصب وسایل ، سازمانى به نام (سازمان پرورش افکار) پـدیـد آمـد کـه زیـر نـظـر وزیـر فرهنگ کار مى کرد. این سازمان داراى کمیسیون هایى بود که کـمـیسیون رادیو نیز از آن جمله بود. با آغاز جنگ جهانى دوم ، رادیو با دشوارى هایى روبه رو شـد و گـسـتـرش و پـیـشـرفـتـش دچـار وقـفـه و در نـهـایـت تـعـطـیـل شـد. پـس از پـایـان جـنـگ ، بـه تـدریـج امـکـان تـجـهـیـز رادیـو و خـریـد و دریـافـت وسـایـل فـراهـم آمـد و سـرانـجام در سال ۱۳۲۷ ش . نخستین استودیوى رادیویى در انتشارات و تبلیغات ، واقع در میدان ارک ساخته شد.(۱۷۵)
سـرپـرسـتـى رادیـو در آغـاز بـا اداره تـبـلیـغـات و انـتـشـارات بـود، امـّا در سـال ۱۳۳۵ ش . زیـر نـظـر وزارت کـار و تـبـلیـغـات قـرار گـرفـت و در سـال ۱۳۳۶ ش . بـارى دیـگـر بـه اداره تـبـلیـغـات و انـتـشـارات واگـذار شـد و در سـال ۱۳۴۳ ش . در زیـر مـجـمـوعـه وزارت اطـلاعـات جـاى گـرفـت و سـرانـجـام در سـال ۱۳۴۷ ش . پس از ادغام با سازمان تلویزیون ، (سازمان رادیو تلویزیون ملّى ایران ) تاءسیس شد.(۱۷۶)
سیر گسترش فرستنده هاى رادیویى در ایران
هـمـراه بـا گـسـتـرش رادیـویـى در تـهـران ، طـرح تـاءسـیـس مـراکز رادیویى در شهرستان ها نـیـزدنـبـال شـد. در ایـن دوره ، شهرهایى مانند تبریز، ارومیه ، اهواز، شیراز، کرمانشاه ، مشهد، کـرمـان ، اصفهان ، سنندج ، زاهدان و رشت و گرگان نیز به شبکه رادیویى ایران پیوستند و تـا سـال ۱۳۴۰ ش . شـمـار فـرسـتـنـده هـاى رادیـویـى شـهـرسـتـان هـا بـه دوازه مـرکـز رسید.(۱۷۷)
با نگاهى به روند گسترش شبکه رادیو در ایران ، مى توان دریافت که این گسترش در میان سـال هـاى ۱۳۲۵ و ۱۳۴۷ ش . بـه مـوازات تـقـویـت فرستنده هاى موجود صورت گرفته است (۱۷۸) و بدین سان ، در شهرستان هاى کشور، مراکز فرستنده رادیویى بنیان نهاده شد. نمودار زیر سیر تاریخى گسترش شبکه رادیویى را در مراکز استان هاى ایران نشان مى دهد:
سال تاءسیس فرستنده نام مرکز فرستنده (۱۷۹)
1325 ش .رادیو تبریز
1327 ش .رادیو مشهد
1328 ش .رادیو اصفهان
1329 ش .رادیو شیراز
1331 ش .رادیو اهواز و سنندج
1335 ش .رادیو رشت
1337 ش .رادیو کرمان و ارومیّه
1338 ش .رادیو زاهدان و گرگان
1347 ش .رادیو بندرعباس
رادیو از آغاز تاءسیس تا سقوط سلسله پهلوى
جایگاه رادیو در زندگى اجتماعى ایران ، در آغاز چندان نمودار نبود. چنان که دردرس هاى پیشین گـذشـت ، خـاسـتگاه این پدیده نوین ، جهان غرب بوده و نخستین گام براى اختراع و تکاملش را غـربـى هـا برداشتند. بنابراین ، جوامع غربى بیشتر با این رسانه آشنا بودند تا جامعه اى سـنّتى مانند ایران . از این رو، رادیو در آغاز ورود به ایران ، به صورت پدیده اى خارجى و نـامـاءنـوس انگاشته مى شد. امّا به مرور زمان و همراه با دگرگونى هاى اجتماعى ـ فرهنگى ، نـخـسـت بـه مـراکـز تـجـمـّع شـهرى ، مانند قهوه خانه ها، راه یافت و سپس در خانه هاى ایرانى پدیدار گشت و تاءثیر خویش را نمودار ساخت .
نـخـستین برخورد جامعه سنّتى ایران با رادیو، برخورد با موسیقى رادیویى بود. از این رو، مردم ، در آغاز، رادیو را وسیله اى تنها براى پخش موسیقى مى پنداشتند.
نگاهى به فهرست برنامه هاى رادیو در سال هاى آغازین فعالیتش در ایران ، که بیشتر پخش موسیقى را در بر دارد، این مدّعا را ثابت مى کند. بنابراین فهرست اخبار و برنامه هاى گفتارى (غیر موسیقیایى ) در مرتبه هاى پس از موسیقى قرار داشته است .
اهـمـیـّت رادیـو بـه عـنوان وسیله اى مهم براى تاءثیر بر افکار عمومى و موضوعات سیاسى ـ اجـتـماعى ، پس از به فرجام رسیدن کودتاى انگلیسى ـ آمریکایى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ه .ش . بیش از پـیـش مـورد تـوجـّه رژیـم پـهلوى قرار گرفت . پس از استقرار حکومت دیکتاتورى محمّدرضا پـهـلوى ، کـه پـس از کودتاى یادشده صورت تحقّق به خود گرفت ، رادیو در کنار دو عنصر دیـگـر، یـعنى ارتش و ساواک ، تحکیم پایه هاى رژیم را بر عهده گرفت و برنامه هاى رادیو در این مسیر هدایت مى شد.
بـا آغـاز دهـه ۱۳۴۰ ش . اجـراى بـرنـامه هاى اصلاحات آمریکایى در دستور کار حکومت پهلوى قرار گرفت . در این دوره ، برنامه هاى آموزشى و تبلیغاتى رادیو براى فراهم ساختن زمینه هاى دگرگونى هاى اجتماعى و اقتصادى و ایجاد بسترى مناسب براى تزریق آرمان ها و باورهاى غـربى در جامعه سنّتى ایران با حجمى گسترده آغاز شد. حکومت وقت براى تحقّق بخشیدن به هـدف هـاى سـیـاسـى ، اجـتـماعى و اقتصادى غرب گرایانه خویش ، از رادیو بهره اى بسیار مى بـرد. تـوسـعـه بـازار مـصـرف ایـران و ایجاد تقاضا براى محصولات غربى از هدف هاى به کـارگـیـرى رادیـو بـود و بـه هـمـیـن دلیـل رژیـم پـهـلوى به توسعه و تجهیز فرستنده هاى رادیویى همت مى گمارد.
بـررسـى هـاى گـروهـى از پـژوهـشگران دانش ارتباطات درباره کارکرد رادیو در دوران حکومت پـهـلوى نـشـان مى دهد که این رسانه در دوران فرمانروایى محمّدرضا پهلوى نه تنها نیازهاى راستین جامعه ایران را تاءمین نمى کرده است ، بلکه پیامدهاى بسیار زیانبار نیز در فرهنگ ملّى جـامـعـه ایـران بـر جـاى نـهـاده اسـت .(۱۸۰) بنابراین بررسى ها، محورهاى بنیادین کـارکـرد رادیـو در رژیـم پـهـلوى بـر سـه هـدف کـلّى اسـتـوار بـوده اسـت کـه شامل آگاه کردن ، سرگرم کردن و ارائه آموزش هاى علمى محض بوده است . در زیر کوشیده ایم به سهم هر یک از این محورها اشاره کنیم :
الف ـ بـرنامه هاى آگاه کننده : این برنامه ها در مجموع ۰۱/۲۴ درصد از برنامه هاى رادیو را بـه خـود اخـتصاص داده بود و نیز برنامه هایى مانند جلوه هاى انقلاب سفید، برنامه هاى ویژه سالروزها و آگهى هاى تجارتى را نیز باید بدان ها افزود.
ب ـ بـرنـامـه هاى سرگرم کننده : این برنامه ها ۸۲/۶۴ درصد از مجموع فعالیت هاى رادیو را در بـر داشـتـه اسـت کـه البـتـه بـخـش عـمـده آن را مـوسـیـقـى تشکیل مى داده است .
ج ـ بـرنـامـه هـاى آمـوزش عـلمـى : ایـن بـرنـامـه هـا ۸۸/۱۰ درصـد بـوده اسـت کـه بـه مسائل پزشکى ، بهداشتى ، مشاعره و برنامه هاى مذهبى اختصاص داشته است .(۱۸۱)
چـنـان کـه آشـکـار اسـت ، بـرنـامـه هـاى سـرگـرم کننده با حجم ۸۲/۶۴ درصد، بیشترین بخش بـرنـامـه هـاى رادیـو را تشکیل مى داده است و به طور کلّى ، تبلیغات مورد نظر رژیم پهلوى ، تـرویـج الگـوهـاى اخـلاقـى و فـرهـنـگـى غـربـى ، سرگرم سازى افکار جامعه و انحراف از مـسـائل اسـاسـى ، هـدف اصـلى بـرنـامـه هـاى رادیـو از آغـاز تـا واپـسـیـن سال هاى عمر رژیم پهلوى بوده است .
تحوّل رادیو در ایران پس از انقلاب اسلامى
با پیروزى انقلاب اسلامى ، ارزش هاى جامعه دگرگون گشتند و برنامه هاى رادیویى نیز از ایـن تحوّل بنیادى بى نصیب نماندند، رادیو، ساختار و هویتى نوین یافت و کارکردهاى متفاوت از دوران پـیـش از انـقـلاب بـه خود گرفت . چنان که گذشت ، پیش از انقلاب اسلامى ، برنامه هـاى رادیـو هـمـسـو بـا مـنـافع دولت هاى غربى و به ویژه آمریکا سامان مى یافتند، امّا پس از اسـتـقـرار نـظـام مقدّس جمهورى اسلامى ، رادیو در خدمت مبارزه با امپریالیسم قرار گرفت و این تغییر ماهیت و جهت گیرى ، نقطه عطفى در تاریخ تبلیغات و رسانه هاى گروهى ایران است . از سـال ۱۳۵۷ ش . به بعد پیشرفته ترین دستگاه ها و ابزارهاى فنّى در خدمت تحقّق آرمان هاى اسلامى و ضد استکبارى قرار گرفتند و نمونه اى آرمانى و نوین در عرصه تبلیغات به مردم جهان سوم به ویژه مسلمانان عرضه شد.(۱۸۲)
در نـخـسـتین سال هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى ، تبلیغات تجارى به سبک نظام سرمایه دارى غـربـى و مـوسـیـقى مبتذل ، از برنامه هاى رادیو و تلویزیون به کنار نهاده شدند و این رسانه ها کارکرد فرهنگى انسانى و شیوه اى مذهبى در پیش گرفتند و به جاى برنامه هایى کـه بـا شـرع و تـعالیم اسلام ، ناسازگار بودند، برنامه هایى هماهنگ با شرع و آیین مقدّس اسلام فراهم آوردند.
گـزارش سـالانـه صـدا و سـیـما در سال هاى ۱۳۶۵، ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، هدف ها، بافت و ساختار بـرنـامـه هـاى رادیو را در دهه نخست انقلاب اسلامى به خوبى نشان مى دهد. هدف هایى که این رسانه در فعالیت هاى خود پى جسته است ، شامل موارد زیر مى گردد:
الف ـ هدف ارشادى ـ تربیتى ؛
ب ـ هدف اطلاع رسانى ـ آموزشى ؛
ج ـ هدف سرگرمى ـ تفریحى ؛
بـر اسـاس هـدف هـاى سـه گانه ، موضوعاتى متنوّع در برنامه هاى رادیو گنجانیده شده اند. بـرابـر گـزارش سـال ۱۳۶۷ ش . صـدا و سـیـمـا، ۱/۸۸ درصـد بـرنامه هاى رادیو در قالب گفتار اعم از سخنرانى ، درس ، مصاحبه ، میزگرد، گزارش ، شعرخوانى ، آواز بدون موسیقى ، مسابقه ، قصّه ، داستان و نمایش بوده است .(۱۸۳)
مـوضـوعـات مـخـتـلفـى کـه مـحـتـواى بـرنـامـه هـاى رادیـو را پـس از انـقـلاب تشکیل داده اند شامل موضوعات فرهنگى ـ اجتماعى ، معارف اسلامى ، هنر و ادب ، سیاسى ، علم و فـن ، اقـتـصـادى ، ورزش ، تـفریحات سالم ، دفاع مقدّس ، اطلاعات عمومى ، اخبار، برنامه هاى ویـژه مـنـاسـبت ها، سال روزها و موسیقى است . از مجموع برنامه ها، ۴۲/۷۴ درصد به جنبه هاى تـربـیـتـى ، آموزشى و ارشادى اختصاص یافته که بیشترین سهم را از برنامه هاى رادیو در بر داشته است .(۱۸۴)
دامـنـه تـحـولات کـمـّى و کـیـفـى رسـانـه هـاى گـروهـى ایـران ، از جـمـله رادیـو، در سـال هـاى بـعـد از انـقـلاب گـسـتـرده تـر از آن اسـت کـه بـتـوان در ایـن گـفـتـار بـه تـفـصـیـل از آن هـا یـاد کـرد و بـه همین دلیل ، تنها به برخى از نقش هاى ارزنده این رسانه در جامعه پس از انقلاب اشاره مى کنیم :
الف ـ رادیو در طول سال هاى دفاع مقدس
رادیـو در طـول دفـاع مـقـدس ، نـقـشـى ارزنده در تبلیغات ، بسیج مردمى براى دفاع ازسرزمین اسـلامـى و انـتـقـال پـیـام ها، رهنمودها و فرمان هاى حضرت امام خمینى (ره ) به امّت حزب اللّه و رزمـنـدگـان اسـلام ایـفا کرده است . برنامه هاى روزانه (پیام جبهه ) پیام رزمندگان اسلام را به خانواده آن ها و امّت اسلامى مى رساند.
پـخـش سـرودهـاى حـماسى و انقلابى تاءثیرى چشمگیر در بالا بردن روحیه ملّى و عزم دلاوران مـیـدان هاى نبرد داشته است و پخش گزارش نبردهاى رزمندگان در میدان هاى جنگ ، اعلام نیازمندى هاى جبهه ها، جذب امکانات و پشتیبانى هاى ملّى و مردمى و هدایت آن ها به خطوط نبرد، گوشه اى دیگر از کارکردهاى سودمند رادیو در سال هاى دفاع مقدس است .(۱۸۵)
ب ـ صدور انقلاب اسلامى
رادیـو در سـال هـاى پـس از پیروزى انقلاب اسلامى ، سهمى مهم در صدور پیام انقلاب اسلامى بـه گـوش مـلت هـاى تحت ستم جهان ، به ویژه مشتاقان انقلاب اسلامى ، بر عهده داشته است و بـراى بـه فـرجـام رسـانـیـدن رسـالت خـویـش ، قـسـمـت هـاى بـرون مرزى اش به دستگاه هاى پیشرفته و تجهیزات نوین مجهّز شده اند.
صـداى جـمـهـورى اسـلامـى از سـال ۱۳۶۰ ش . بـه بعد در برنامه هاى خود ۳۶ ساعت برنامه بـرون مـرزى تـولیـد و بـا اسـتـفاده از فرستنده هاى قوى پخش کرده است . این برنامه ها به زبـان هـاى عـربـى ، اردو، ارمـنـى ، آلمـانـى ، انـگـلیـسـى ، پـشتو، فرانسه ، روسى ، ترکى اسـتـانبولى ، کردى و اسپانیولى پخش مى شوند که هم اکنون در پى تجهیز و نصب فرستنده هـاى پـر قـدرت و بهره گیرى از امکانات ماهواره اى ، این برنامه ها گسترشى چشمگیر یافته انـد.(۱۸۶) امروزه ، امواج رادیویى با درهم نوردیدن کشورها، پیام انقلاب اسلامى را در دنیا منتشر مى سازند.
ج ـ نشر اطلاعات و اخبار
در مـیـان کـارکـردهـاى ویـژه رادیـو، آگاه سازى آن از اهمیتى بیشتر برخوردار است . تهیّه اخبار واقـعـى و تـازه بـراى افـکـار عـمـومـى از فعالیت هاى مهم رادیو است .(۱۸۷) بنابر نـظـرسـنـجـى هـاى به عمل آمده ، ۹۹ درصد از مردم بر یکى از بخش هاى خبرى گوش مى دهند و رادیو بیش از دیگر رسانه ها در این زمینه کارآیى دارد.(۱۸۸)
یـکى از هدف ها و کارکردهاى رادیو در ایران ، اطلاع رسانى در زمینه هاى مختلف ، از جمله زمینه هـاى فـرهـنـگـى ، اجتماعى ، سیاسى ، معارف اسلامى و انعکاس رویدادهاى مختلف جهان به ویژه تـحـولات جـهـان اسـلام اسـت . افـزون بـر این ، مى توان به تاءثیر سودمند و کارساز رادیو بـراى اطـلاع رسانى در زمینه نیازهاى روزانه مردم ، خدمت شهرى ، ترافیک (در تهران )، اطلاع رسانى در زمینه هاى بهداشتى ، ایمنى ، انضباط اجتماعى و… اشاره کرد.(۱۸۹)
3. تلویزیون
تـلویـزیون همانند رادیو، از وسایل مهم ارتباطى است که به لحاظ توانایى به کار رفتن در زمـیـنـه هـاى سـیاسى ، اقتصادى ، علمى و آموزشى ، تفریحى ، هنرى و تبلیغاتى ، همواره مورد تـوجـّه حکومت ها، احزاب سیاسى و مؤ سسه هاى مالى و بازرگانى است . کارآیى بسیار مؤ ثر این رسانه در مبارزه هاى سیاسى و انتخاباتى نیز بر کسى پوشیده نیست . همچنین تلویزیون مـى تـوانـد مـنـافـع اقـتـصـادى سـرشارى را نصیب صاحبان صنایع و مؤ سسه هاى تولیدى و بـارزگـانى کند؛ زیرا پخش آگهى هاى بازرگانى و تبلیغ کالا در تحریک افراد جامعه به خرید، بسیار مؤ ثر است و به رونق بازار کالاها مى انجامد.
در عرصه حکومت و کشوردارى ، تلویزیون ابزارى کارساز براى جلب پشتیبانى و حمایت مردم است و در روابط خارجى نیز، این رسانه یکى از بازوهاى کارآمد دولت ها است .(۱۹۰) از یـک سـو، تـاءثـیـر تـلویـزیـون بـر حوزه خصوصى زندگى افراد جامعه و از سوى دیگر قـدرت نـفـوذ و تاءثیرش بر افکار عمومى سبب گردیده است که این وسیله ارتباطى ، موضوع مطالعات و پژوهش هاى پژوهشگران رشته جامعه شناسى ارتباطات گردد.(۱۹۱)
سیر پیدایش تلویزیون در جهان (۱۹۲)
دیـدن اشـیـا و مـنـاطـق دوردسـت ، هـمـواره یکى از آرزوهاى انسان بوده و این حقیقت رادر افسانه ها، اشـعـار و داسـتـان هـاى اقوام و ملل گوناگون ، از جمله ادبیات فارسى ، مى توان آشکارا دید. افسانه هاى (جام جم )، (جام جهان نما) و جز آن که در ادبیات ایران جایى براى خویش دارند، نشان دهنده علاقه فراوان ایرانیان به دیدن مناطق دوردست است ؛ اشتیاق و آرزویى که سرانجام با پیشرفت دانش ارتباطات جامعه عمل به خود پوشید.(۱۹۳)
چـنـان کـه اشـاره شـد، آرزوى برخوردار بودن از وسیله اى مانند تلویزیون ، ریشه در تاریخ کـهـن دارد، امـّآ بـرآورده شـدن ایـن آرزو را بـایـد وامـدار کـشـف فـیـزیـکـدانـى بـه نـام (مـى (۱۹۴) (در سـال ۱۸۷۳ م .) دربـاره خـواص مـقـاومـت در مـقـابـل عـکس (سلنیوم )(۱۹۵) داشت که تصویرهاى نورانى را به نیروى الکتریک تبدیل مى کند.(۱۹۶)
در بـررسـى تـاریـخ تـلویـزیـون و سیر تکاملى آن ، به نام هاى دانشمندانى برجسته همچون برد،(۱۹۷) فرانس ورث (۱۹۸) و زوریکین (۱۹۹) برمى خوریم که هر یک به نوبه خود، گام هایى مؤ ثر در این راه برداشته اند.(۲۰۰)
مـسـاءله تـلویـزیـون از نـظـر تـئورى در سـال ۱۹۰۸ م . تـوسط دانشمندى انگلیسى ، به نام کـامـپـل سـونـیـگـتـن (۲۰۱) حـل گـردیـد ولى اجـراى عـمـلى آن بـیـسـت سال بعد توسط برد اسکاتلندى صورت گرفت . او دستگاهى ساخت که مى توانست تصاویر را مـنـتـقـل سـازد.(۲۰۲) بـراى انـتـقـال تـصـویـر بـه طـور کـامـل ، لازم بـود که از صحنه مورد نظر، چهل هزار نقطه نورانى گرفته شود و میزان نور هر نقطه با امواجى ویژه پخش گردد و سپس در دستگاه هاى گیرنده با تجمّع مجدّد نقاط مزبور در کنارهم ، تصویرى مشابه صحنه مقابل دوربین فرستنده ایجاد شود. افزون بر این ، مى باید ایـن کـار بـا چـنـان سـرعـتـى انـجـام گـیـرد کـه چـشـم بـشـر تـمام نقاط مزبور را در یک لحظه ببیند.(۲۰۳)
دانـشمندانى همچون زوریکین و فرانس ورث کوشش بسیار از خود نشان دادند تا سرانجام مقدمات انـتـقـال تـصـویـر را فـراهـم کـردنـد.(۲۰۴) آزمـایـش هـاى مـربـوط بـه انـتـقـال تـصـاویـر در سـال ۱۹۳۰ م . در آزمـایـشـگـاه هـاى آمـریـکـا انـجـام گـرفـت و در سـال ۱۹۴۱ م ، (اوّل ژوئیـه ) آزمـایـش نـهـایـى صـورت گـرفـت و از سـاخـتـمـان غـول پـیـکـر آسـمـان خـراش (امـپـایـراسـتـیـت ) در نـیـویـورک عـمـل انـتـقـال تـصـویـر از فـاصـله دور نـمـایش داده شد و بعدها کارشناسان شرکت A .S.P در سـال ۱۹۴۶ م . لامـپ هـاى تـلویزیون را کامل کردند. نخستین برنامه تلویزیون رنگى جهان در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۱ م . بـه مـدت یـک سـاعـت در آمـریـکـا پـخـش شـد و بـدیـن سـان ، تلویزیون در طول زمان تکامل یافت و به شکل کنونى درآمد.
شبکه هاى مهم پخش تلویزیونى
بـیـشـتـر شـبـکـه هـاى مهم تلویزیونى ، که در مقیاس ملّى و جهانى برنامه پخش مى کنند، به کـشـورهـاى سـرمـایه دارى غرب تعلّق دارند و درصد بالایى از برنامه هاى که از تلویزیون هـاى جـهـان پـخـش مـى شوند، محصول تولیدى قدرت هاى جهانى اند. این کشورها با استفاده از توان مالى فراوان و با بهره مندى از فنّاورى پیشرفته ارتباطى ، مانند دستگاه هاى ماهواره اى ، نه تنها سرتاسر خاک خود را در پوشش برنامه هاى تلویزیونى دارند، بلکه براى دیگر کشورهاى دور و نزدیک نیز برنامه پخش مى کنند.
دارنـدگـان ایـن قـبـیـل امـکـانـات رسـانـه اى ، افـزون بـر بـه کـارگـیـرى وسایل و فنون فریبنده براى نفوذ در ذهن و اندیشه مخاطبان ، مى کوشند با پخش سریع اخبار و اطلاعات و ارائه تحلیل و تفسیر رویدادهاى مهم بین المللى و پخش برنامه هاى متنوّع و مطابق با ذوق و سلیقه بینندگان ، آنان را بیش از پیش به خود وابسته کنند.
در ایـن مـیـدان آمـریـکـا مـقـام نـخـسـت را دارا اسـت ؛ چـنـان کـه بـه عـنـوان مثال ، طبق آمارسال ۱۹۸۴ م . تعداد ۱۶۱ آژانس تلویزیونى این کشور بیش از دویست هزار ساعت از بـرنامه هاى سالانه کشورهاى جهان را به خود اختصاص داده اند و در خارج از آمریکا هر روز ۶۵ میلیون نفر محصولات تلویزیونى آمریکا را تماشا مى کنند.
پـس از آمـریـکـا، انـگـلیس با سى هزار ساعت برنامه تلویزیونى مقام دوم را دارا است . مقام هاى بعدى به کشورهاى فرانسه ، آلمان و ژاپن تعلق دارند.(۲۰۵) رژیم صهیونیستى را نـیـز مى توان در زمره رژیم هاى دارنده شبکه تلویزیونى درون مرزى و برون مرزى ذکر کرد کـه بـرنـامـه هـاى تـلویـزیـونـى اش در بـرخـى از کـشـورهـاى عـربـى نـیـز قابل مشاهده است .(۲۰۶)
آمریکا به عنوان سردمدار کشورهاى امپریالیست غربى و بزرگ ترین قدرت تبلیغاتى جهان ، از امـکـانـاتـى گـسـتـرده تـر در امر تبلیغات سود مى جوید. اهمیتى که زمامداران این کشور به تبلیغات ، در تحصیل علایق و اهدافشان ، مى نهند به حدّى است که بودجه اى هنگفت به رسانه ها و به ویژه به شبکه هاى رادیو تلویزیونى مى پردازند. سخن زیر از جیمى کارتر، رئیس جـمـهور پیشین آمریکا، نشان دهنده اهمیت تبلیغات و رسانه هاى گروهى در نظرگاه حکومت آمریکا است :
هـر دلارى کـه بـراى تبلیغات خرج شود، از هر ده دلارى که براى تسلیحات اختصاص داده مى شود مؤ ثرتر است .(۲۰۷)
امـکـانـات گـسـتـرده آمـریـکـا در امـر تـبـلیـغـات ، چـه در داخـل ایـن کـشـور و چـه در دیـگـر نقاط جهان ، توانایى چشمگیرى به این کشور بخشیده است تا افـکـار عـمـومـى جـهـان را در تـاءثـیـر تـبـلیـغـات شـیـطـانـى خـود قـرار دهـد. بـنـابـر آمـار سـال ۱۹۸۳ م . در آمـریـکـا پـانـزده کـانـال اصـلى و ۶۴ کـانـال فـرعـى تـلویـزیـونـى بـه کـار مـشـغـولنـد و در حـال حـاضـر چـهـار شـبـکه رادیو و تلویزیونى بسیار مهم و گسترده در این کشور به نام هاى C.B.A، C.B.N، C.B.C و N.N.C در خدمت سیاست هاى آمریکایى اند.
ایـن شـبکه ها ـ جز N.N.C ـ هر یک داراى پنج ایستگاه تلویزیونى مرکزى هستند و بدین سان ، پانزده ایستگاه از مجموع ۵۳۳ ایستگاه .F.H.V جزو ایستگاه هاى اصلى تلویزیونى آمریکایند. سـه شـبـکـه مـهـم رادیو تلویزیونى .C.V.A و .C.V.N و .S.B.C به گروه اقتصادى ـ مالى (مورگان ) و (راکفلر) تعلّق دارند.(۲۰۸)
شـبـکـه هـاى تـلویزیونى آمریکا همچنین با بهره گیرى از ماهواره به سرتاسر جهان برنامه پـخـش مـى کـنـنـد و بـه این ترتیب ، محصولات ضد فرهنگى این کشور استکبارى به خانه هاى بـسـیـارى از مـردم جهان نفوذ مى کنند. به عنوان مثال ، شبکه سى .ان .ان که از آتلانتاى آمریکا به گونه شبانه روزى برنامه پخش مى کند، با بهره گیرى از فنّاورى ماهواره اى ، تنها در هندوستان چهار میلیون خانواده هندى را تغذیه مى کند که شمارشان بالغ بر ۵/۱۶ میلیون نفر (در سال ۱۳۶۷ ش .) است . همچنین شبکه تلویزیون ماهواره اى دیگرى به نام (اسکاى تى .وى .) وجـود دارد کـه بـه آمـریـکـا مـتـعـلق اسـت و در پـانـزده کانال تلویزیونى هند برنامه پخش مى کند.(۲۰۹)
بـه طـور کلّى ، جهان غرب و به ویژه آمریکا، از شبکه هاى فرستنده تلویزیونى و ماهواره اى بـه عـنـوان حـربـه اى کـارسـاز و مـؤ ثـّر بـراى تهاجم فرهنگى سود مى جوید که زمینه ساز تهاجم سیاسى و اقتصادى است .(۲۱۰)
تاءثیرات فیلم ها و برنامه هاى تلویزیونى کشورهاى پیشرفته بر جهان سوم
پـدیـده سـلطـه و اسـتـعـمـار فـرهـنـگـى کـشـورهاى غربى بر جهان سوم ، در دو مقوله شایسته بـررسـى اسـت : یـکـى حـجـم انـبـوه فراورده هاى رسانه اى و جریان یک سویه آن از کشورهاى غربى به جهان سوم ؛ و دیگر، محتواى این فرآورده ها. بیشتر پیشگامان پژوهش در رسانه هاى گـروهـى ، از سـلطه فرهنگى کشورهاى غربى بر جهان سوم ، که بیشتر از گذر رسانه هاى تصویرى پدید مى آید، با تعبیر (امپریالیسم جعبه تصویر) یاد کرده اند. این تعبیر اشاره اى اسـت بـه تـاءثیر زیانبار برنامه هاى تلویزیونى جهان غرب بر ساختار و بافت فرهنگ بومى کشورهاى جهان سوم .
از نـظـر حـجـم فـراورده هـاى رسـانه اى به ویژه محصولات تصویرى ، فرایند یک سویه از غـرب بـه سـوى کـشـورهـاى آمـریـکاى لاتین ، آسیا و به ویژه منطقه خاورمیانه بسیار شایسته بـررسـى اسـت .(۲۱۱) پـدیده امپریالیسم ارتباطى بیشتر از گذر شبکه ارتباطات آمـریـکا، انگلیس و فرانسه بر کشورهاى جهان سوم تسلّط یافته است .(۲۱۲) جریان آزاد فـراورده هـاى تـلویـزیـونـى و سـیـنـمـایـى غـرب بـه دیـگـر کـشـورهـا، بـه سـیـلى مـهـیب مـبـدّل شـده اسـت کـه مـهـارش از دسـت زمـامـداران ایـن کـشـورهـا بـیـرون اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، آمـار و ارقـام سـال ۱۹۷۴ م . نشان مى دهد که بیش از نیمى از برنامه هاى تلویزیونى شـیـلى ، ۳۴ درصـد از بـرنـامه هاى تلویزیون کلمبیا، ۶۲ درصد از برنامه هاى تلویزیونى اروگوئه و ۸۴ درصد از برنامه هاى تلویزیونى گواتمالا در آمریکا و بر اساس الگوهاى فرهنگى و سیاسى این کشور استکبارى تهیّه شده اند.(۲۱۳)
در سـال ۱۹۶۹ م . پـنـجـاه درصـد از فـیـلم هـاى طـویـلى کـه در بـولیـوى ، بـرزیـل ، اکـوادور، پـاراگوئه ، پرو و ونزوئلا به نمایش گذارده شده اند، آمریکایى بوده انـد. ایـن آمـار و ارقـام در مـورد هـمـه کـشورهاى آسیا، آمریکاى لاتین و خاورمیانه صادق است . در تـایلند، که در بسیارى از زمینه هاى فرهنگى وابسته به بیگانگان است ، نود درصد از فیلم هـایـى کـه در مـعـرض نـمـایـش عـمـومـى قـرار گـرفـتـه انـد، محصول آمریکا بوده اند.(۲۱۴)
در آمـریـکـاى جنوبى ، بیشتر برنامه هاى تلویزیونى ، آمریکایى اند و با به نمایش درآمدن ایـن گونه فیلم ها در پربیننده ترین ساعات ، انحراف فرهنگى و خودباختگى مردم بومى این کـشـورهـا دامنه و ابعادى گسترده تر به خود مى گیرد.(۲۱۵) در آمریکاى لاتین ، نه تـنـهـا وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى در اختیار سرمایه داران خصوصى و تحت نفوذ بى امان و مستقیم شـرکـت هـاى آمـریـکـایـى انـد، بـلکـه پـیـام هـاى ارتـبـاطـى ، فـیـلم هـا و سـریـال هـاى تـلویـزیـونـى نـیـز از آمـریـکـا وارد مـى شـونـد.(۲۱۶) بـدیـن سـان ، امـپـریـالیـسـم ارتـبـاطـى ، جـریـان یـک سـویـه سـامـان داده اسـت کـه مـحـصـولات مـبـتـذل و خـانـمـان بـرانـداز کشورهایى مانند آمریکا، انگلیس و فرانسه را از گذر برنامه هاى تـلویـزیـونـى بـر بـدنه فرهنگ بومى کشورهاى جهان تزریق مى کند و این فرایند در حجمى عظیم و گسترده ، به طور سیل آسا ادامه دارد.
از نـظـر مـحـتـوا و پـیـام ، کـه مـحـورى دیـگـر از پـژوهـش هـاى پـژوهـشـگـران وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت ، پـیامدهاى زیانبار محصولات رسانه اى کشورهاى استکبارى بر سـاخـتـار فـرهـنـگـى کـشـورهـاى جـهان سوم به خوبى نمایان است . امپریالیسم ارتباطى ، در گـسـترش شیوه هاى زندگى جامعه مصرفى سرمایه دارى ، ترویج مصرف گرایى و دامن زدن به وابستگى هاى فرهنگى و فکرى مردم جهان سوم بسیار مؤ ثر است .(۲۱۷) در این کشورها از نظر هویت فرهنگى و استقلال ملّى به شدّت در معرض آسیب و تهاجم جهان غرب قرار دارند.
بـرنـامـه هـاى تـلویـزیونى و فیلم هایى که به وسیله شرکت هاى غربى تهیّه و در کشورهاى جـهـان سـوم در معرض نمایش گذارده مى شوند، به گونه اى هستند که مردم این کشورها را به ایـن گـونـه بـرنـامـه هـا مـعـتـاد مـى کـنـنـد و بـه نـوعـى آنـان را مـحـو فـرهـنـگ غـرب مـى سـازنـد.(۲۱۸) در کانادا بر اثر نمایش محصولات تصویرى آمریکا از تلویزیون ، دانـش آمـوزان از تـاریـخ و قـانـون اسـاسـى آمریکا بیش از تاریخ و قانون اساسى کشورشان آگاهند.(۲۱۹)
مـحـصـولات تـلویـزیـونـى غـرب ، یـکـى از عـوامـل اسـاسـى زوال فـرهـنـگ اصـیـل و بـومـى کـشـورهـاى جـهـان سـوم اسـت . فـیـلم هـاى سـیـنـمـایـى ، سـریـال هـاى تـلویـزیـونـى و مـجموعه هاى مستندى که به وسیله کشورهاى غربى با برنامه ریـزى دقـیـق و حـسـاب شـده بـراى پـخـش در دیگر کشورها ساخته مى شوند، افزون بر غارت مـیـلیون ها دلار از ثروت مردم محروم این کشورها، افکار و اذهان میلیون ها بیننده تلویزیونى را نـیـز بـه بـنـد مـى کـشـنـد. بـیـشـتـر مـحـصـولات تـصـویـرى جـهـان غرب ، به ویژه فیلم ها و سریال هاى تلویزیونى آمریکایى ، قهرمان فیلم معمولا دزد یا قاچاقچى یا فردى عاشق پیشه و یـا مـردى آمـریـکـایـى اسـت کـه از قدرت خارق العاده اى برخوردار است و با از پاى درآوردن دیگران به موفقیت مى رسد.(۲۲۰)
محصولات تصویرى جهان غرب ، ناخودآگاه ، رفتار فردى و سلوک اجتماعى مردم جهان سوم را دگـرگـون مـى سـازنـد و الگـوهـا و مـعـیارهاى غربى را بر جایش مى نشانند. پیام اصلى این فـراورده هـاى ضد فرهنگى ، اشاعه فردگرایى به سبک غربى ، فرصت طلبى ، گریز از مـسـؤ ولیـت اجـتـمـاعـى و انـسـانـى و بـى تـفـاوتـى در بـرابـر فـجـایـع و مـصـائب ملل محروم جهان است ؛ فجایعى که علت اصلى آن ها زمامداران جهان غربند و مداخله در امور داخلى کـشـورهـا، تـجاوز به حقوق ملّت ها ـ مانند ملّت مظلوم فلسطین ، بوسنى و سومالى ـ و قحطى و گرسنگى مردم غارت شده آفریقا، گوشه اى از این فجایع و مصیبت ها است .
کـودکـان و نـوجـوانـان کـشـورهـاى جـهان سوم ، به ویژه کشورهاى مسلمان ، از تاءثیر زیانبار مـحـصولات ضد فرهنگى غرب برکنار و در امان نیستند. در کشورهاى اسلامى ، کودکان به جاى ایـن کـه بـا چـهـره هـاى درخـشـان قـهرمانان صدر اسلام آشنا شوند، با مرد شش میلیون دلارى ، سـوپـرمـن و… آشـنـا مـى شـونـد. نـسل معاصر مسلمان با شخصیت هاى کارتونى غربى بیش از کودکان و جوانان دلاور فلسطینى ، که با عملیات شهادت طلبانه از عزّت و آرمان اسلامى شان در بـرابـر خونخواران صهیونیست دفاع مى کنند، آشنا هستند. در حقیقت ، اگر صلیبیون ، دیروز بـا نیزه و شمشیر به سرزمین هاى اسلامى یورش مى آوردند، امروزه ، نه با این سلاح ها و نه بـا سـلاح هـاى نـویـن قـرن بـیـسـتـم ، بـلکـه بـا فـیـلم هـاى کـارتـونـى و سـیـنـمـایـى و سـریـال هـا بـه لشـکـرکـشـى مى پردازند و منابع فرهنگى و فکرى کشورها را به غارت مى برند و رسانه ها جاى جنگ افزارها را گرفته اند.(۲۲۱)
4. تلویزیون در ایران
در درس پـیـشـیـن بـا تـاریخچه و سیر تکاملى تلویزیون ، به عنوان یکى از مهم ترین و همه گـیـرتـریـن وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى آشـنـا شـدیـم . هـمـچـنـیـن ، بـرخـى از مـسـائل کـلّى آن ، مـانـنـد شـبکه هاى مهم پخش تلویزیونى و تاءثیر شبکه ها بر فرهنگ جوامع کـشـورهـاى جـهان سوم را به گونه اى مختصر بررسى کردیم . اکنون در این گفتار، موضوع پیدایش تلویزیون را در کشور ایران به مطالعه مى نهیم و تحولات و دگرگونى هایش را در دوران پیش و پس از انقلاب اسلامى به شرح مى آوریم .
تاریخچه ایجاد تلویزیون در ایران
فـعـّالیـت تـلویـزیـون در ایـران داراى پـیـشـیـنـه اى چـنـدان طـولانـى نـیـست . نخستین فرستنده تـلویـزیـونـى در ایـران ، در مـهـرمـاه سـال ۱۳۳۷ ش . تـوسـط بـخـش خـصـوصـى افـتـتـاح شـد.(۲۲۲) در ایـن تاریخ ، مجلس شوراى ملّى ، مادّه اى به چهار تبصره به تصویب رساند که بر اساس آن به دولت وقت اجازه تاءسیس یک فرستنده تلویزیونى داده شد.
عـلّت تـصـویب این مادّه و تبصره ها، هدف هایى ویژه بود که حکومت وقت در تاءسیس تلویزیون پى مى جست . رژیم حاکم ، در برنامه هاى فرهنگى و تبلیغاتى خود، از نظر جهت گیرى کلّى و خـط مـشـى عقیدتى و سیاسى ، بسط و گسترش فرهنگ و باورهاى غربى را در دستور کار خود داشـت و البـته طبیعى بود که مردم مسلمان ایران با چنین هدف هایى سر ناسازگارى داشتند. از این رو، حکومت پهلوى با تصویب قانون در مجلس کشور، مى کوشید به تاءسیس تلویزیون ، به عنوان دستگاه تبلیغى کارآمد و مؤ ثر، وجهه قانونى ببخشد.(۲۲۳)
در پـى تـصـویـب مـجـلس ، یک دستگاه فرستنده تلویزیونى ، که حدودا ۱۲۰ کیلومتر قدرت و دویست کیلووات ظرفیت داشت ، آغاز به کار کرد.(۲۲۴) تلویزیون ملّى ایران در آبان ۱۳۴۵ ش . بـرنـامـه هـاى آزمـایـشـى خـود را در مـقـیـاسـى گـسـترده تر آغاز کرد. در آن هنگام ، اسـتـودیـویـى بـا سـه دوربـیـن و دو دسـتـگـاه ضـبـط مـغـنـاطـیـسـى تـصـویـر بـه کـار افتاد.(۲۲۵) ایـران یـکـى از مـراکـز بسط قدرت غرب به ویژه آمریکا در آسیا بود و از این رو برنامه هاى تـلویـزیـونـى و امـکـانـات فـنـّى ایـن کـشـور بـه سـرعـت در فـاصـله مـیـان سـال هـاى ۱۳۴۵ و ۱۳۵۶ ش . گـسترش یافتند و این امکانات در تقویت نظام تبلیغاتى رژیم پهلوى ، که تاءمین کننده منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه بود، به خدمت گمارده شدند.
روند توسعه شبکه هاى تلویزیونى در ایران
چنان که گذشت ، گسترش شبکه هاى تلویزیونى در ایران از اواسط دهه ۱۳۴۰ آغاز شد.مرکز فـرسـتـنده تلویزیونى آذربایجان غربى (مرکز ارومیّه ) نخستین فرستنده استانى بود که در مـرداد ۱۳۴۷ ش . آغـاز بـه کـار کـرد. در آبـان هـمـان سـال ، تـلویـزیـون خـلیـج فـارس (مـرکـز بـنـدر عـبـاس ) نـیز به عنوان دومین مرکز فرستنده تلویزیونى استانى فعالیّت خود را آغاز کرد.
در اوایـل سـال ۱۳۴۸ ش . بـا نصب دستگاه هاى تقویت کننده تلویزیونى در اصفهان ، گیرنده هـاى ایـن شهر توانستند از برنامه هاى تلویزیون ملّى ایران برخوردار شوند. در همین تاریخ تلویزیون فارس (مرکز شیراز) فعالیّت آزمایشى خود را آغاز کرد و در ۲۷ آبان ۱۳۴۹ ش . ایـن فـرسـتـنـده بـه گـونـه رسـمـى افـتـتـاح گـشـت . در سـال ۱۳۴۹ تـلویـزیـون گـیـلان (مرکز رشت ) و تلویزیون کرمانشاه نیز افتتاح شدند و با نـصـب دسـتـگـاه هـاى تـقـویت کننده در مرکز مخابراتى اسدآباد، گیرنده هاى تلویزیون استان همدان نیز توانستند از برنامه هاى تلویزیون مرکز تهران بهره مند گردند.(۲۲۶)
همچنین ، در سال هاى ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ ش . فرستنده تلویزیونى خلیج فارس از نظر ظرفیت و قـدرت گسترش یافت و فرستنده تلویزیونى آذربایجان (مرکز تبریز) کار خود را آغاز کرد و سـپـس شـهـرهـاى مـشـهـد، اصفهان ، کرمان ، زاهدان ، مهاباد، سنندج و دیگر مراکز استان ایران داراى مرکز فرستنده تلویزیونى شدند و بدین سان ، تقریبا همه مراکز استان ها یا از مرکز فرستنده مستقل تلویزیونى برخوردار شدند و یا به کمک ایستگاه هاى تقویتى از برنامه هاى تـلویـزیـون مـلّى بـهـره مـنـد گـشـتـنـد. بـنـابـر آمـار مـوجـود، تـا سـال ۱۳۵۱ ش . شـمـار دستگاه هاى گیرنده تلویزیون در ایران به ۴۵۰ هزار دستگاه رسید. ایـن آمـار نشان مى دهد که گسترش شبکه و افزایش گیرنده هاى تلویزیونى در ایران به چند سال پیش از انقلاب بازمى گردد.(۲۲۷)
تلویزیون قبل و بعد از انقلاب اسلامى
تـلویـزیـون از آن رو کـه نسبت به دیگر وسایل ارتباط جمعى ، داراى برخى برترى هااست و صـدا و تـصـویر را به یکدیگر مى آمیزد و از توانى بالا براى تاءثیر بر حوزه خصوصى زنـدگـى افـراد بـهـره مـنـد اسـت ، از ابـزارهـاى مـؤ ثـر در شـکـل دهـى افـکـار عـمـومـى مـحـسـوب مـى گـردد و بـه هـمـیـن دلیـل مـورد توجّه و عنایت دولت ها و حکومت ها است . این رسانه در نظام هاى سیاسى گوناگون کـاربردهایى متفاوت دارد و همسو با هدف هاى آن ها به کار گرفته مى شود. از مقایسه وضعیت تـلویـزیـون در دو دوره حـکـومـت پـهـلوى و حـکـومـت اسـلامى به خوبى مى توان دریافت که این رسانه مهم چگونه داراى کاربردهایى گوناگون است و هم مى تواند در مسیر حق و حقیقت نمایى جـاى گـیـرد و هم در مسیر باطل و حقیقت ستیزى . در زیر کوشیده ایم اندکى از این موضوع سخن گوییم :
الف ـ تلویزیون در رژیم پهلوى
چـنـان کـه گـذشت ، خاستگاه و محل ظهور وسایل ارتباط جمعى نوین ، مانند رادیو وتلویزیون ، غـرب بـوده اسـت و این پدیده ها را غربى ها اختراع کرده اند و از این رو طبیعى است که کارکرد ویژه آن ها نیز بر اساس آرمان ها و اندیشه هاى غربى سامان یافته اند.(۲۲۸)
این وسیله همگانى ، در آغاز ورودش به ایران ، وسیله اى تفریحى و تزئینى به شمار مى رفت و به اشراف زادگان و توانمندان اختصاص داشت . امّا با گذشت زمان ، دارندگان گیرنده هاى تـلویـزیـونـى روى بـه فـزونـى نـهادند و دیرى نپایید که بسیارى از ایرانیان از این وسیله برخوردار گشتند.(۲۲۹)
جـامـعه ایران تا سال ۱۳۳۰ ش .، جامعه اى کشاورز بود و از آن پس به بعد، به ویژه از دهه ۱۳۴۰ ش . گـام هـایـى بـراى صـنـعـتـى شـدن بـرداشـتـه شـد و یـکـى از پـیـامـدهـاى مـیـل بـه صـنـعـت ، نـفـوذ الگـوهـا و مـظـاهـر فـرهـنـگ غـربـى در ایـران بـود. تـلویـزیـون از وسایل مؤ ثر تبلیغاتى بود که در روند نشر و ترویج الگوهاى غربى سهمى مهم بر عهده داشت . در طول حکومت پهلوى ، محور بنیادین جهت گیرى و برنامه ریزى رسانه ها به خصوص تـلویـزیـون ، حـاکـم سـاخـتـن فـرهـنـگ غـربـى بـه جـاى فـرهـنـگ اصـیـل مـلّى و مـذهـبـى بـود. رژیم پهلوى مى کوشید با پخش برنامه هاى سرگرم کننده و بى مـحـتـوا، افـکـار عـمـومـى را از مـوضـوعـات اسـاسـى جـامـعـه مـنـحـرف سـازد و در جهل و ناآگاهى نگاه دارد.(۲۳۰)
فـیـلم هـا و سـریال هاى تلویزیونى از کشورهاى غربى و به ویژه آمریکا خریدارى مى شد و نـمـایـش آن ها در تلویزیون ضربه هایى مهلک بر پیکره و ساختار فرهنگ ملّى و هویت اسلامى جامعه وارد مى ساخت .(۲۳۱)
بنابر آمار موجود، هشتاد درصد از برنامه هاى تلویزیون در دوران پیش از انقلاب از غرب تهیّه مى شده است .(۲۳۲)
یـکى از مشکلات تلویزیون در عصر زمامدارى محمّدرضا پهلوى این بود که دولت ، پیش از این کـه تـوانـایـى هـاى لازم را بـراى بـرنـامـه سـازى و تـولید به دست آورد، تجهیزات فنّى و امـکـانات پخش را از کشورهاى غربى مى خرید و به راه مى انداخت . فرستنده هاى تلویزیونى بـراى فعالیت و ادامه کار، نیازمند به برنامه هاى تلویزیونى بودند، در حالى که ایران از چـنـین توانایى هایى بى بهره بود. از سوى دیگر، رژیم حاکم ، نه تنها تمایلى به رشد و بـارورى فـرهنگ و اندیشه هاى ارزشمند ملّى و مذهبى نداشت ، بلکه با آن به مبارزه نیز برمى خـاسـت . ایـن عـامـل و دیـگـر عوامل ، دست به دست هم داده و موجب شده بودند که رسانه اى همچون تـلویـزیـون ، تـزریـق الگـوهـا و بـاورهـاى غـربـى را مـحور اصلى برنامه هاى خویش قرار دهد.(۲۳۳)
پـخـش آگـهـى هـاى بـازرگـانـى و تـجـارتـى هـمـراه بـا صـحـنـه هـایـى مـبـتـذل ، مـردم را بـه سـوى مـصـرف و احـسـاس نـیاز کاذب سوق مى داد، ولى به جاى آن که در تـولیـد داخـلى مـؤ ثـر افـتـد، مـوجـب رونـق بازار فروش محصولات آمریکایى و سرازیر شدن سـودهـاى هـنـگـفـت بـه جیب صاحبان صنایع آمریکا مى گشت و آنچه نصیب جامعه ایرانى مى شد، چیزى جز فرار سرمایه ها و تباهى فرهنگى نبود.
سـریـال هـاى جاسوسى و پلیسى ساخت شرکت هاى فیلم سازى آمریکایى همواره در تلویزیون ایـران بـه نـمـایش گذاشته مى شدند و با نشان دادن صحنه هاى خشن و غیر اخلاقى شخصیت و شـالوده فـکـرى نـسـل نـویـن ایـرانـى را آلوده مـى سـاخـتـنـد. در ایـن سریال ها با مهارت هر چه تمام تر، مفاهیم قساوت ، آدمکشى ، دزدى ، هرزگى ، بى تفاوتى ، شرارت و… به ذهن و اندیشه جوان ایرانى القا مى شد. تاءثیر عینى این تبلیغات مصیبت بار، مسموم شدن فضاى فرهنگى کشور و آلودگى جامعه به انواع مفاسد و بى بندوبارى اجتماعى بـود. سـریـال هـاى ایرانى نیز به لحاظ تخصّص و تجربه کافى ، فقدان موضوع مناسب و جـذّاب و از هـمه مهم تر، بى بهره بودن از پیام سازنده و سودمند، چیزى جز تقلیدى ناشیانه از مـحـصـولات ضـد فـرهـنـگـى غربى به نمایش نمى گذاشتند و با چاشنى کردن صحنه هاى مـبـتـذل و ضـد عـفـت مـى کـوشـیـدنـد جـایـى بـراى خـود در مـیـان آن هـمـه فـیـلم خـارجـى بـاز کنند.(۲۳۴)
در بـخـش بـرنامه کودکان و نوجوانان نیز منبع تغذیه تلویزیون ملّى ایران محصولات غربى بودند. در فیلم ها و سریال هاى کارتونى و سینمایى ، گرایش به رفتار و کردار غربى به ضمیر ناخودآگاه نسل آینده ایرانى تزریق مى شد. بدین سان ، سرنیزه نظامیان و امواج مسموم تـبـلیـغـاتـى صـوتـى ـ تـصـویـرى ، دو پـایـه اصـلى حـکـومـت پـهـلوى را تـشـکـیـل مـى دادنـد.(۲۳۵) سـخن کوتاه آن که تلویزیون حکومت محمّدرضا پهلوى جز انـحـطـاط فرهنگى ، ابتذال اخلاقى و تباهى هویت ملّى دست آوردى دیگر براى ایران و ایرانیان نداشت .
ب ـ تلویزیون در دوران پس از انقلاب اسلامى :
بـا ووقـوع انـقـلاب اسـلامى ایران ، تحولاتى ژرف و شگرف در نهادهاى سیاسى ، اجتماعى و حـکـومـتـى و نـیـز ارزش هـا و بـاورهـاى جامعه پدید آمد و رسانه هاى گروهى ایران ، به ویژه تـلویـزیـون ، از ایـن دگـرگـونى ها به کنار نماندند. در گفتار زیر برخى از ابعاد مهم این دگرگونى ها را بررسى مى کنیم :
1 ـ دگـرگـونـى در خـط مـشـى و جـهـت گـیـرى رادیـو و تـلویـزیـون : یـک سـال پـس از پـیـروزى انـقـلاب اسـلامـى ، امـام خـمـیـنـى (ره ) در پـیـام نـوروزى خـود، بـه سـال ۱۳۵۸، بـا طـرح نظریّه اى نوین درباره سازمان صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران ، خطوط کلّى و بنیادین فعّالیت این رسانه را تعیین فرمود:
رادیـو و تـلویـزیـون یک دستگاهى است که هم در طرف تبلیغات فاسد اهمیّت زیاد دارد و هم در تبلیغات صحیح . تمام مطبوعات این طور است ، منتهى اهمیت رادیو تلویزیون بیشتر از همه است . این دستگاه ها دستگاه هاى تربیتى است . باید تمام اقشار ملّت با این دستگاه ها تربیت شوند. یـک دانـشگاه عمومى است ؛ یعنى دانشگاهى است که در تمام سطوح کشور گسترده است . باید از آن به عنوان دانشگاه تا آن اندازه که مى شود، استفاده کرد.
بـایـد ایـن دسـتـگـاه ، دسـتـگـاهـى بـاشـد کـه بـعـد از چـنـد سـال تـمـام قـشر ملّت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد، تمام ایـن هـا را مـسـتـقـل بـار بـیـاورد، آزادمـنـش بـار بـیـاورد، از غـرب زدگـى بـیـرون کـنـد، استقلال به مردم بدهد… .(۲۳۶)
بـدیـن سـان ، رهـبـر کبیر انقلاب اسلامى ، نظریّه اى نوین در زمینه به کارگیرى رسانه هاى گـروهـى و بـه خـصـوص تلویزیون مطرح کرد و این رویکرد را براى نخستین بار در تاریخ کـاربـرد رسـانـه هـا پـدیـد آورد. بـر اساس این نظریّه ، تلویزیون رسالتى دگرگون با آنچه در دوران پیش از انقلاب بر عهده گرفته بود، بر دوش مى گرفت .
از آن پس ، رادیو و تلویزیون ایران ـ که نام (صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران ) را بر خـود گـرفـتـه بـود ـ از نـقش ها و کارکردهایى متفاوت با دوران پیش از انقلاب و حتى با دیگر کشورهاى جهان برخوردار گشت . سیما، به عنوان یکى از راه هاى ارتباطى میان مجموعه حکومت و نـهـادهـاى اجـرائى بـا مـردم ، مـبـدّل بـه مـرکـز تـرویـج ارزش هـاى اصیل ملّى و مذهبى شد.(۲۳۷) اختصاص یافتن بخشى از مقدّمه قانون اساسى جمهورى اسـلامـى ایـران و فصلى از فصل هاى این میثاق ملّى ـ مذهبى به رسانه هاى گروهى و به ویژه سـیـمـا نـمایانگر منزلت و جایگاه مهم این رسانه در نظام اسلامى ایران است .(۲۳۸) خط مشى نوین تلویزیون در مقدّمه قانون اساسى آشکارا ترسیم شده است .(۲۳۹)
2 ـ تـوسـعـه فـنـّى : قـطـع وابـسـتـگـى و حـرکـت بـه سـوى خـودکـفـایـى و اسـتـقـلال ، یکى دیگر از محورهاى تحولات و دگرگونى هایى است که در عرصه رسانه هاى جـمـعـى ایـران پـدیـد آمـد. در ایـن بـاره مـى تـوان بـه مـوارد ذیل اشاره کرد:
ـ افزایش پوشش تلویزیونى در سطح کشور.
ـ افـزایـش امـکـانـات فنّى براى تولید برنامه هاى سالم و پربار تلویزیونى در تهران و مراکز استان ها.
ـ گـسـتـرش تـحـقـیـقات و پژوهش هاى علمى ـ فنّى در زمینه ارتباطات براى قطع وابستگى هاى فنى به خارج .
پـس از انـقلاب اسلامى ، کارشناسان ایرانى بدون کمک گرفتن از کارشناسان خارجى عملیات نصب ، راه اندازى و بهره بردارى از فرستنده هاى پرقدرت صدا و سیما را بر عهده گرفتند. در ایـن بـاره مـى تـوان بـه تـکـمـیل طرح هاى فرستنده پر قدرت رادیویى بندر ترکمن ، چاه بـهـار، اصـفـهـان ، باختران ، توس و بوشهر اشاره کرد. بى گمان طرّاحى و ساخت فرستنده هاى تلویزیونى در داخل کشور، براى نخستین بار، نمودى از توانایى مردم مسلمان ایران براى نیل به خودکفایى و استقلال بود.(۲۴۰)
3 ـ تـلویـزیـون و دفـاع مـقـدّس : از پـیـامـدهـاى تحوّلات بالنده سازنده سیما در دوران پس از انـقـلاب اسـلامـى سـَهـم چـشـمـگـیـر ایـن رسـانـه در دفـاع مـقـدّس اسـت . در طـول هـشـت سـال دفـاع مـقـدّس ، صـدا و سـیـمـا با بسیج توانایى ها و امکانات خود، بسیارى از ایـثـارگـرى ها و جانفشانى هاى رزمندگان اسلام را در پشت جبهه ها و بلکه در بسیارى از نقاط جـهـان بـه نـمـایـش گـذاشـت . دوربـیـن هاى خبرنگاران اعزامى به خطوط مقدّم ، صحنه هاى نبرد دلاورانه رزمندگان غیور اسلام را به خانه هاى مردم مى آوردند و پدران و مادران شهیدپرور با چشمان خود صحنه هاى نبرد افتخارآفرینِ فرزندان خود را مى دیدند.
تـاریـخ دفـاع مـقـدّس بـا دوربـیـن هـاى خـبـرنـگاران دلاورى همچون شهید سیّد مرتضى آوینى ، جاویدان و ماندگار شدند تا به نسل هاى آینده برسند. صدها قطعه فیلم مستند تلویزیونى از صـحـنـه هـاى جنگ و فیلم هایى مانند فتح بستان ، مجموعه ارزشمند روایت فتح و برنامه هفتگى ایران در جنگ ، بر فرهنگ دفاع مقدّس پویایى و بالندگى افزونى بخشیدند. بازتاب اخبار فـتـوحـات رزمـنـدگـان ، بـرانـگیختن احساسات مذهبى مردم براى بسیج نیرو و اعزام به جبهه ، افـشـاى چهره استکبار و نقش زورمداران جهانى در تهاجم همه جانبه به جمهورى اسلامى ایران و خـنـثى ساختن جنگ روانى امواج رسانه هاى استکبارى علیه ملّت مسلمان و دلاور ایران و… را باید از کارکردهاى سازنده صدا و سیما برشمرد.(۲۴۱)
4 ـ سـیـمـا و صـدور پـیام انقلاب اسلامى : سیماى جمهورى اسلامى ایران فعّالیّتى دامنه دار و ارزنده اى براى صدور پیام انقلاب اسلامى به گوش ملّت هاى تحت ستم جهان بر عهده داشته اسـت . پـخش برنامه هاى برتاباننده پیام انقلاب به زبان هاى مختلف دنیا، صدور محصولات صـوتـى ـ تـصـویـرى بـه دیـگر کشورهاى جهان ، ارسال اخبار رویدادهاى ایران و دیگر نقاط جهان اسلام به ویژه اخبار انتفاضه فلسطین و مبارزه مردم بوسنى و نیز تحوّلات داخلى مصر و کشورهاى شمال آفریقا از دیگر فعّالیّت هاى صدا و سیما در این زمینه ها است .
صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران با عضویت در اتحادیّه رادیو تلویزیونى کشورهاى آسیا (ا.بـى .یـو.)،(۲۴۲) گـزارش هاى خبرى رویدادهاى ایران و نهضت هاى آزادى بخش را به دیگر کشورهاى جهان ارسال مى کند.(۲۴۳) و این گامى است دیگر براى همراهى و همیارى با مسلمانان و مستضعفان جهان .
فصل چهارم
ماهواره ، رایانه و ویدئو
۱. ماهواره
فـنـّاورى مـاهـواره اى ، یـکـى از بـزرگ ترین دستاوردهاى علمى و مهندسى انسان پس از انقلاب صـنـعـتـى و مـوجـب تـوانـمـنـدى ارتـباطات در جهان امروز است . دستیابى بشر به دانش ساخت و پـرتاب ماهواره به فضا، از نوین ترین و مهم ترین گام هایى است که او در زمینه ارتباطات برداشته است .
بـا فـرستادن ماهواره ها به فضا و قرار دادنشان در مدارهاى مختلف در پیرامون کره زمین ، چهره ارتـبـاطـات و دانـش فـنـّى اش بـه کـلّى دگـرگـون شـده و تـوانایى هایى شگرف در فرایند ارتـبـاطـات و عـرصـه هـاى گـونـاگـون دانش بشرى ، مانند تحقیقات فضایى ، مطالعات زمین شـنـاخـتـى ، کـاربـردهـاى نـظـامـى ، هـواشـنـاسـى و بسیارى از زمینه هاى دیگر فراهم آمده است .(۲۴۴) کـاربـردهـاى گـسترده این پدیده و تاءثیر بسیار فراوانش در پیشرفت هاى امروز جامعه انسانى ، انکارناپذیر است . از سویى دیگر ماهواره در چند دهه اخیر به موضوعى جـهـانـى و بـسـیـار مـهـم تـبـدیـل شـده اسـت کـه شـنـاخـت کـاربـردهـا و مسائل مربوط به آن قابل چشم پوشى نیست .
از رایـج تـریـن و شـنـاخـتـه شـده تـریـن کاربردهاى ماهواره ، تقویت فرستنده هاى رادیویى و تـلویـزیـونـى اسـت کـه بـا اسـتفاده از آن ها مى توان کشورهاى دور دست و حتّى قارّه ها را زیر پـوشـش بـرنامه هاى رادیو و تلویزیون درآورد. برخى پژوهشگران دانش ارتباطات با توجّه بـه کـاربردهاى زیانبار و تهدید کننده برنامه هاى ارسالى از ماهواره ، این پدیده را ابزارى کـارآمـد براى تهاجم به آسمان کشورهاى جهان سوم دانسته اند. امروزه موضوع ماهواره ، انگیزه تشکیل میزگردها و سمینارها و عنوان هاى درشت روزنامه ها، از محورهاى اصلى بولتن هاى خبرى است .(۲۴۵)
تکنولوژى ماهواره اى و اهمیّت آن در جهان امروز
اهـمـیـّت مـاهـواره چـنـان اسـت کـه در نـوشـته مختصر حاضر نمى توان به گونه اى شایسته و بایسته از آن سخن گفت . در نگاهى گذرا شاید بتوان گفت که ماهواره یکى از ابزارهاى تفوّق و بـرترى آدمى بر طبیعت است . او به کمک این پدیده شگرف توانسته است بر موانع مکانى و زمانى غلبه یابد.
اینک براى آشکار ساختن این حقیقت ، ضرورى است نگاهى بر کاربردهاى گوناگون این پدیده در زندگى کنونى انسان بیندازیم :
با بهره گیرى از ماهواره ، امکان برقرارى ارتباط میان کشورها و حتّى قاره ها فراهم مى شود و از پـیـامـدهاى این فرایند، افزایش همکارى ها و تعاملات بین المللى در ابعاد و زمینه هاى مختلف اسـت . ارتـباطات ماهواره اى ، بسیارى از مسائل و مشکلات مربوط به هزینه ، زمان و پیوستگى جـریـان اطلاعات میان کشورها را حل کرده است و کارایى شبکه هاى رادیو تلویزیونى و مدارهاى تلفنى را به گونه اى شگفت انگیز افزایش داده است .(۲۴۶)
در حال حاضر تمامى پهنه گیتى ـ از نزدیک ترین تا دورترین جاها ـ زیر پوشش شبکه هاى گـسـتـرده مـاهـواره هـاى ارتـبـاطـى و مـخـابـراتـى اسـت و ارسـال پـیـام هـاى مـخـابـراتـى در زمـیـنـه هـاى صوت ، تصویر و… بر بهترین گونه و با سرعتى بسیار از گذر همین شبکه ها صورت مى گیرد.
هـنـگـامـى کـه شـبـکـه هـاى تـلفـن ، نـمـابـر، دورنـگـار و دیـگـر وسـایـل مـخـابـراتـى بـه شـبـکـه هـاى مـاهـواره اى وصـل شـونـد، سـرعـتـى بـسـیـار در تـبـادل اطـلاعـات فـراهم مى آید و این ، به نوبه خود، فرایند توسعه و جهش جامعه به سوى پـیشرفت را آسان و شتابان مى کند.(۲۴۷) در حقیقت ، برخوردارى از دانش فنّى ساخت و پـرداخـت مـاهـواره به فضا مى تواند به عنوان یکى از شاخص هاى توسعه یافتگى کشورها مـحـسـوب گـردد؛ زیـرا امـروزه بیشتر کشورهایى که عضو خانواده کشورهاى پیشرفته صنعتى انـد، از تـوانـایـى سـاخـت و پـرتـاب مـاهـواره بـه فـضـا بـرخوردارند و یکى از وسایلى که تـوانـسته اند به یارى اش ، صنعت و اقتصاد خویش را رونق بخشند، ارتباطات ماهواره اى بوده است .
بـرخـوردارى از خـدمـات مـاهـواره اى مـوجـب افـزایـش کـارایـى نـظـام حـمـل و نـقـل کـشـورهـا مـى گـردد. کـشـتـى هـا، قـایـق هـا، قـطـارهـا، کـامـیـون هـا و دیـگـر وسـایـل حـمـل و نـقل ، که بسان شریان هاى اصلى اقتصاد هر جامعه اند، با استفاده از ارتباطات مـاهـواره اى مـى تـوانـنـد تـوانـایـى و کـارایـى خود را چند برابر کنند. وانگهى ، ماهواره ها مى تـوانند به وسیله تجهیزات مخابراتى ، مراکز مهم و گاه دورافتاده اى همچون معادن ، کارخانه ها و سکوهاى نفتى را به تمامى نقاط کشور و دیگر مناطق جهان مرتبط سازند.
از دیـگـر کاربردهاى مهم ماهواره ، طرح (شبکه نجات ملّى ) است که با استفاده از ماهواره هایى ویـژه تـمـام نـقـاط کشور از نظر ارتباط مخابراتى به یکدیگر پیوند مى خورند و به وسیله ایـسـتـگـاه هـاى کوچک زمینى ، با مرکز نجات ملّى مرتبط مى گردند تا در هنگام نیاز و بحران ، به مدد ارتباط مخابراتى پیوسته و شایسته ، عملیات امداد به آسانى انجام شود.
ماهواره ها در کشف نقاط ناشناخته زمین نیز کارآیى شگفت انگیزى دارند.(۲۴۸) همچنین ، دانـشـمـنـدان هـواشـناس ، به کمک چشم ماهواره ها، به مشاهده زمین مى پردازند و کوچک ترین موج دریـا و یـا کمترین حرکت توده هاى بزرگ یخى را زیر نظر مى گیرند. ماهواره ها براى انسان ایـن امـکـان را فـراهم آورده اند که عرض رودخانه ها، عمق دریاچه ها و پیشروى کویرها را اندازه گـیـرد و رشـد مـحـصـولات کـشاورزى و تغییرات آب و هوا را پیش بینى کند. همچنین ، به وسیله مـاهـواره هـا، فـعل و انفعالات سربازان دشمن را مى توان زیر نظر داشت و بنابراین ، اهمیت این وسـیـله بـراى عـملیات نظامى نیز بسیار چشمگیر است و عاملى تعیین کننده در سرنوشت نبردهاى نـظـامـى مـحـسـوب مـى گـردد.(۲۴۹) بـرخـى مـاهـواره هـا مـى تـوانـند از خطوط نبرد، تصاویرى با وضوح یک متر و حتّى پنجاه سانتى متر تهیّه کنند.(۲۵۰)
تاریخچه ساخت و پرتاب ماهواره
آغاز روزگار ماهواره ها را به سال ۱۳۲۴ ش . / اکتبر ۱۹۴۵ م . بازمى گردانند؛ یعنى هنگامى کـه آرتـور. سـى . کلارک ، ستوان خلبان نیروى هوایى بریتانیا،ب راى نخستین بار طرح پـرتـاب مـاهـواره مـخـابـراتى به فضا را پیش کشید.(۲۵۱) امّا نخستین گام عـمـلى بـراى اسـتـفـاده از مـاهـواره ، هـنگامى برداشته شد که نخستین قمر مصنوعى ، موسوم به (اسپوتنیک ۱) را کارشناسان شوروى در سال ۱۹۵۷ م . به مدار زمین فرستادند و بدین سان ، عـصـرى نـویـن در دانـش ارتـبـاطات آغاز شد.(۲۵۲) از این رو، شوروى سابق را مى تـوان نـخـسـتـیـن کـشـورى دانـسـت کـه بـه دانـش فـنـّى ساخت و پرتاب ماهواره دست یافته است .(۲۵۳)
پـس از شـوروى سـابـق ، آمـریـکا از دانش فنّى ماهواره اى بهره مند گشت و از دهه ۱۹۷۰ م . به بـعـد، کـشـورهـایـى دیگر نیز در پى استفاده از ماهواره برآمدند که از میان آن ها، مى توان به کشورهایى همچون آلمان ، فرانسه و کانادا اشاره کرد. اکنون کشورهاى هندوستان ، ژاپن ، چین ، انگلستان و برخى از کشورهاى عربى داراى ماهواره هاى اختصاصى اند.(۲۵۴) البته ، کـشـورهـاى عربى ماهواره ها را از دیگر کشورها خریده اند و خود، از دانش ماهواره اى بى بهره اند.
ایران و تکنولوژى ماهواره اى
ایران در سال ۱۳۴۸ ش . بر آن شد که از ماهواره مخابراتى اقیانوس اطلس بهره گیردو به گـروه کـشـورهایى درآید که از این وسیله مهم برخوردار هستند. از این رو کارشناسان ، ایستگاه زمـیـنى اسدآباد را بنا نهادند. استفاده از ماهواره در آن روزگار، این امکان را فراهم کرد که مردم ایـران هـمـراه بـا مـردم بـسـیـارى از کـشـورهـاى جـهـان فـرود آمـدن انـسـان بر کره ماه را تماشا کـنـنـد.(۲۵۵) امـّا بـه هر حال ، دو عامل استعمار و استبداد، ایرانیان را از دستیابى به دانش فنّى ساخت و پرتاب ماهواره در ایران مرحوم مى ساخت .
پس از پیروزى انقلاب اسلامى ، عزمى راسخ براى بهره گیرى از امکانات ماهواره اى فراهم آمد و بـه کـارگـیـرى ایـن پـدیـده در زمـیـنـه هـاى مـخـابـرات ، حـمـل و نقل ، صدا و سیما و جز آن ، ابعادى گسترده تر یافت . در این دوره ، افزون بر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالى کشور، مراکزى دیگر نیز براى تربیت کارشناسان دانش ماهواره پدید آمـدنـد کـه مـراکـز آمـوزشـى مـایـکـروویـو (کـوى کـن ) و (تـهـرانـپـارس ) از آن جـمـله اند.(۲۵۶)
در حـال حـاضـر جمهورى اسلامى داراى چندین ایستگاه ماهواره اى است که امکان برقرارى ارتباط داخـلى و بـیـن المـللى را به سهولت فراهم مى کنند. در بخش ارتباطات درون کشورى ، ماهواره هاى سازمان اینتلست مورد استفاده قرار مى گیرند. همچنین گام هایى مهم براى قرار دادن ماهواره اى ویـژه جـمـهـورى اسـلامـى ایـران ـ بـه نـام زهـره ـ در مـدار زمـیـن بـرداشـتـه شـده اسـت .(۲۵۷)
انواع ماهواره ها
از ساخت و پرتاب نخستین ماهواره به فضا، نزدیک به چهار دهه مى گذرد. در این مدّت ، ماهواره هـا جـاى خـود را در زنـدگـى بـشـر گـشـوده انـد. ایـنـک هـزاران مـاهـواره در مـدار زمـیـن در حـال چـرخـش انـد کـه داراى انـواعـى مختلف هستند و هر یک براى اهداف و مقاصدى ویژه طراحى و ساخته شده اند.(۲۵۸) به طور کلى ماهواره ها از نظر کاربرد، به دو دسته نظامى و غیر نظامى تقسیم مى شوند.
الف ـ ماهواره هاى غیر نظامى : ماهواره هاى مخابراتى ، یکى از انواع ماهواره هاى غیر نظامى اند کـه داراى کاربردى بیشترند. ماهواره هاى تقویت کننده امواج رادیویى و تلویزیونى نیز یکى دیـگـر از شـنـاخـتـه شـده تـریـن مـاهـواره هـاى غـیر نظامى هستند که براى تقویت امواج رادیو و تلویزیون به فضا پرتاب مى شوند. استفاده از این نوع ماهواره ها سبب افزایش قدرت شبکه هـاى رادیو تلویزیون و گسترش شعاع عمل فرستنده ها و حوزه انتشار برنامه هاى رسانه هاى گروهى است .(۲۵۹)
ب ـ مـاهـواره هـاى نظامى : امروزه در میان آسمان ده ها نوع ماهواره نظامى به کسب اخبار و اطلاعات مـشـغـولنـد؛ مـاهـواره هـایى بسیار پیچیده و برخوردار از دانش پیشرفته که توسط قدرت هاى جـهـانـى و دارنـدگـان فـنـّاورى و صنعت ، ساخته شده اند.(۲۶۰) این ماهواره ها هر یک براى گونه اى ویژه از جاسوسى طرّاحى گشته اند و بنابراین به تناسب کاربردها، داراى انواعى دگرگونند.(۲۶۱)
به طور کلّى یازده نوع ماهواره نظامى در جهان مى توان یافت که ماهواره هاى جاسوسى عکّاسى ، جـاسـوسـى نـظـارت دریـایـى ، جاسوسى هشداردهنده ، استراق سمع الکتریکى ، اطلاعاتى ، رهگیرى و جاسوسى مخابراتى ، ناوبرى ، هواشناسى نظامى ، علمى نظامى ـ مخابرات نظامى و جز آن را شامل مى شوند.(۲۶۲)
در سـال ۱۹۷۲ م . کـارشناسان آمریکایى ماهواره هایى موسوم به (لندست ) طرّاحى کردند و ساختند براى کشف از راه دور به کار مى رفتند و مى توانستند تشعشعات زمین را اندازه گیرى و ضـبـط کـند و با دقّت وضوح سى متر تصویربردارى کنند و این تصاویر را به پایگاه هاى زمـیـنـى مخابره نمایند. سازمان جاسوسى آمریکا ـ سیا ـ از این ماهواره ها به گونه اى گسترده براى جاسوسى از اوضاع کشاورزى شوروى سابق استفاده کرده است .(۲۶۳)
در زمـان بـحـران خـلیـج فـارس و تـهـاجـم ارتـش رژیم عراق به کشور کویت ، همه ماهواره هاى آمـریـکـایى براى اهداف نظامى به کار گرفته شدند. دولت آمریکا حتّى تصاویر ماهواره هاى غـیـر نـظـامى را نیز به خدمت گمارد و در اختیار ستاد جنگ قرار داد تا از آن ها در جنگ علیه عراق بهره بَرَد.
بـا اطـلاعـات دریـافـت شـده از ماهواره هاى آمریکایى ، چهار هزار نقشه از منطقه خلیج فارس در طـول یـک هـفـتـه ـ فـراهـم آمـد. اطلاعات به دست آمده از ماهواره ها درباره اماکن تخریب شده ، آتش سـوزى هـا و مـوقعیت آن ها بى درنگ به فرماندهان آمریکایى مى رسید تا بتوانند مناسب ترین محل را براى محاصره نظامیان عراقى بیابند.(۲۶۴)
به هر حال ، استفاده از ماهواره ها در امور نظامى ، امروزه کارى رایج است و ستاد جنگ آمریکا، چین و برخى دیگر از کشورهاى دارنده فنّاورى و دانش ماهواره ، به گونه پنهانى از این ماهواره ها، که به دستگاه هاى الکترونیکى بسیار توانمند و پیشرفته اى مجهّزند، در امور نظامى سود مى جویند.(۲۶۵)
2. رایانه
رایـانـه گـسـتـرده تـریـن دسـتـاورد انـقـلاب ارتـبـاطـات و بـه تـعـبـیـرى (مادر فنّاورى نوین الکـتـرونـیـکـى ) اسـت .(۲۶۶) امـروزه پـیـشرفت شگرف صنعت الکترونیک در ساخت و کـاربـرد دسـتگاه هاى پیشرفته رایانه اى ، انقلابى عظیم در عرصه صنعت و دانش روزگار ما پـدیـد آورده و مـوج انـقلاب سوم ، یعنى (انقلاب انفورماتیک )، همانند انقلاب صنعتى ، مى رود تا قوانین اجتماعى را نیز تحت خویش گیرد.(۲۶۷)
رایانه هاى پیشرفته ، به علت نقش و کارآیى بسیار مهمّشان و نیز برخوردارى از حجم اندک ، سرعت ، دقّت ، سهمى چشمگیر در زندگى انسان پیدا کرده اند و با گذشت زمان ، پیوسته بر ایـن سـهـم افـزوده مـى گـردد. بـا ورود مـاهـواره و رایـانـه بـه جـمـع وسایل ارتباطى ، دیگر رادیو، تلویزیون و مطبوعات از یکدیگر جدا نیستند. این رسانه ها به شدّت به هم پیوسته اند و از پیوندشان شبکه اى به هم تنیده پدید آمده است و به گونه اى در حـیات اجتماعى انسان رسوخ یافته اند که تصوّر تداوم زندگى اجتماعى انسان بدون وجود این شبکه پیچیده و گسترده ، بسى دشوار به نظر مى رسد.(۲۶۸)
کاربردهاى رایانه
ظـهـور رایـانـه ، ازآن رو کـه داراى ویـژگـى هـا، تـوانـایـى هـا و بـرتـرى هـایى بسیار است ،دگـرگـونـى هـایـى به همراه خویش آورده است . افزایش بى سابقه سرعت ، دقّت و سهولت انـجـام مـحـاسـبـات و طـرّاحـى هـاى پـیـچـیـده و دشـوار از دسـت آوردهـاى ایـن پـدیده نوظهور است .(۲۶۹) افـزون بـر ایـن ، قـابـلیـت انـعـطـاف پـذیرى و کاربردهاى بسیار گسترده رایـانـه سـبـب گردیده است که این پدیده جایگاهى بس مهمّ در حیات فردى و اجتماعى بشر به دست آورد.
رایانه در جبنه هاى مختلف زندگى بشر از صنایع نظامى گرفته تا صنایع فضایى و نیز پـتـروشـیـمـى ، اتـومـبـیـل سـازى و… داراى کـاربـردهـایـى فـراوان اسـت کـه بـه دلیـل گـسـتـردگى بسیار این کاربردها چاره اى جز آن نیست که تنها به برخى از آن ها اشاره کنیم :
1 ـ ارتـبـاطـات : بـراى انـجـام امـور پـُسـتـى ، خـدمـات صوتى ، اطلاعاتى ، ویدئویى ، امور نگهدارى و عملیات اجرایى ارتباطات ، جابه جایى اطلاعات و اخبار توسط خبرگزارى هاى بین المللى و جز آن ، کاربرد رایانه بسیار سودمند و حتى ضرورى است .
2 ـ آمـوزش : در تـمـام سـازمـان هـا و وزارت خـانـه هـاى آمـوزشـى ، از قـبـیـل آمـوزش و پـرورش و آمـوزش عـالى ، از رایـانـه در فـرایـنـد آمـوزش سـود مـى جویند.(۲۷۰) رایانه به لحاظ برخوردارى از انعطاف فراوان ، در بالا بردن میزان هـوش و تـوانـایـى کـارى انـسـان ، بـسـیـار مؤ ثرند. حتّى از نوعى رایانه در مقطع تحصیلات ابتدایى براى آموزش کودکان استفاده مى کنند و به این ترتیب فرایند آموزش و فراگیرى را آسان و میزان بهره ورى را افزایش مى دهند.(۲۷۱)
3 ـ امور ادارى : امور ادارى ، مالى ، بانکى ، بازرگانى ، مکاتبات و جز آن ، امروزه همگى متّکى بر رایانه اند.
4 ـ چـارچـوبـى بـراى رویـارویـى بـا تـرافـیـک هـوایى و دریایى : در بیشتر کشورها به مدد رایانه صورت مى پذیرد.
5 ـ راهنمایى و رانندگى : امروزه براى حلّ مشکل ترافیک شهرى نیز از رایانه کمک مى گیرند.
6 ـ هـواشـنـاسـى : در مـطالعات عوامل جوّى و شرایط آب و هوا، کاربرد رایانه بسیار سودمند و ضرورى است .
7 ـ امـور پـزشـکـى : ارتـبـاط مـرکـز رایـانـه بـیـمـارسـتـان هـا بـا آژانـس هـا و تـرمـیـنـال هـاى پـزشـکـى از گـذر خـطوط تلفن ، امور ادارى بیمارستان ها، رادیولوژى ، امور آزمـایـشـگـاهى ، مهندسى پزشکى ، توانبخشى و جز آن ، در بسیارى از کشورها، از گذر خدمات رایانه اى صورت مى پذیرد.(۲۷۲)
8 ـ فـرودگـاه هـا: امـور مـربـوط بـه فـرودگـاه هـا، از قـبـیـل تـنـظیم سفرهاى هوایى ، رزرو بلیط براى مسافران و جز آن ، به کمک رایانه انجام مى شود.
9 ـ بحران ها و حوادث : امروزه در بسیارى از حوادث و بحران ها، مانند حوادث دریایى و هوایى و جز آن ، استفاده از رایانه ، بسیار رایج و کارساز است .
10 ـ هـنـر و خـدمـات چـاپـى و تـصـویرى : کاربرد رایانه در امورى همچون گرافیک ، نقّاشى مـتحرّک ، تولید فیلم هاى سینمایى و تلویزیونى ، حروفچینى و امور مربوط به چاپ و نشر بر کیفیت و نیز سرعت کار به گونه اى شگفت انگیز مى افزاید.(۲۷۳)
نقش رایانه در وسایل ارتباط جمعىرایـانه ها در امور مربوط به وسایل ارتباط جمعى ، مانند فیلم سازى ، مبادله پیام ها واطلاعات و اخـبـار توسط خبرگزارى ها و صنعت چاپ و نشر نقشى مهم و چشمگیر بر عهده دارند. در اینجا به گونه اى مختصر از این نقش ها و کاربردها سخن مى گوییم :
الف ـ گرافیک رایانه اى
گـرافـیـک وسـیـله اى اسـت بـراى بـه تـصـویـر کـشیدن تخیّلات انسان و آن گاه که این وسیله باتوانایى هاى رایانه همراه شود، کیفیتى شگرف مى یابد. امروزه از این طریق نقّاشى متحرک ، فیلم و سریال هاى کارتونى مى سازند و به بازار عرضه مى کنند. با استفاده از رایانه ، تـصـاویـر مـتـحـرّک را به سرعت و زیبایى هر چه تمام تر مى آفرینند و آن ها را به رنگ هاى دلخـواه ، رنـگ آمـیـزى مى کنند.(۲۷۴) به وسیله مونیتور گرافیکى ، تصاویر خیالى بـا اشـکـالى گـونـاگـون پـدیـد مـى آورنـد و بـدیـن وسیله ، سازندگان فیلم هاى کارتونى مـحـصـولات خـود را بـا کـیـفـیـت مـنـاسـب و بـا کـمـتـریـن زحـمـت و صـرف وقـت راهـى بـازار مـى کنند.(۲۷۵)
آگـهـى هـاى تـجـارتـى و بـازرگـانـى در تـبـلیـغ خـدمات و کالاها نیز چهره اى دیگر به خود گـرفـتـه انـد و ایـن نـتـیـجـه ورود رایانه هاى گرافیکى به صحنه طرّاحى و ساخت تصاویر مـتـحـرّک اسـت . در ایـستگاه هاى رایانه اى با استفاده از روش هاى پردازش تصویر، آگهى هاى بازرگانى تولید مى کنند و تاءثیرى شگرف بر بینندگان مى گذارند.(۲۷۶)
نـقـّاشـى متحرک ، طرّاحى ، بدل سازى و دوباره کارى در فرایند تولید محصولات تصویرى بـا بهره گیرى از رایانه ، به راحتى و با دقت هر چه تمام تر انجام مى گیرد؛ مثلا مى توان در صفحه تلویزیون ، میوه ها را به رقص درآورد و یا خمیردندان هایى متحرّک و آوازخوان کشید و توجّه بینندگان را جلب کرد.(۲۷۷)
گـاه تـصـاویـر انـیـمـیـشن (۲۷۸) از تلویزیون پخش مى شوند که به وسیله فنون رایـانـه اى تـولید و در معرض نمایش قرار مى گیرند؛ حروفى که به ظاهر در فضا پرواز مى کنند تا سر جایشان فرود بیایند و نام برنامه مورد نظر را جلوه گر سازند به طور کلّى اجسام بى جانى که بر صفحه تلویزیون به رقص و حرکت درمى آیند، معمولا ساخته گرافیک رایانه اى اند. این صحنه ها، که خلق آن ها با ابزارهاى قدیمى نیازمند به وقت و زحمتى بسیار است ، به کمک رایانه در کمتر از یک ثانیه ترسیم مى شوند.(۲۷۹)
ب ـ رایانه در خدمت تولید فیلم هاى سینمایى و تلویزیونى
ورود رایـانـه بـه عـرصـه سـیـنـمـا، ایـن صنعت بزرگ هنرى قرن را به تسخیر خود درآورده و تغییراتى فراوان در آن پدید آورده است . ترکیب و تنظیم نماها، تجزیه تصاویر، طبقه بندى فـصـل هـاى فـیـلم ، پـدیـده واکـتـورهـا، ذخـیـره سازى اطلاعات تصویرى و سهولت و سرعت در بـازاریـابـى آن هـا و… هـمـه و هـمـه از جـمله دستاوردهاى خیره کننده حضور رایانه ها در عرصه صنعت و هنر تولید فیلم است .(۲۸۰) از جمله کاربردهاى شگفت رایانه در صنعت فیلم سازى ، امور مربوط به تروکاژ(۲۸۱) فیلم ها است .
امـروزه بـا بـهـره گـیـرى از رایانه ، اطلاعات تصویرى را مى توان در حافظه رایانه و بر روى صـفـحـه هـاى لیـزرى ذخـیـره کـرد و بـا پـدیـد آوردن امـکـان بـازیـابـى آن هـا، بـه مـشـکـل دیرپاى کارگردانان و تهیّه کنندگان فیلم هاى سینمایى و تلویزیونى پایان بخشید. پـیـش از پـیـوسـتـن رایـانـه بـه جـمـع رسـانـه هـا، یـافتن یک تصویر یا سکانس خاص ، مثلا تصویرى از ساحل دریا در بعد از ظهرى آفتابى ، بسى دشوار بود و ساعت ها وقت مى برد و انجام این عمل مستلزم جست وجویى دشوار و طولانى در ده ها حلقه فیلم و انبوهى از تصاویر بود. امـا امـروزه تـصـاویـر بـر روى صـفـحـه هاى لیزرى ذخیره سازى مى شوند و یافتن تصاویر بـراى کـارگردانان بسیار آسان گشته است . بدین سان ، رایانه ، با سرعت بخشیدن و آسان کـردن فـرایـنـد فیلم سازى ، سهمى چشمگیر در تولید فیلم هاى سینمایى و تلویزیونى بر عهده گرفته است .(۲۸۲)
پدیده واکتورها از دیگر دست آوردهاى حیرت انگیز رایانه در عالم سینما است . این پدیده عبارت اسـت از خـلق بـازیگران در صحنه فیلم ، که به مدد قدرت خلاقیت شگفت انگیز رایانه صورت مـى گـیـرد؛ احـیـاى سـتـارگـان سـیـنـمـایـى و بـازیـگـران سـرشـنـاسـى کـه سـال هـا پـیـش از دنـیـا رفـتـه انـد و جـان گـرفتن آن ها بر روى پرده سینما به یارى رایانه صـورت مـى گـیـرد. سـازنـدگـان فـیـلم ، و کـارشـنـاسـان ، بـا اسـتـفـاده از رایـانـه ، شـمایل بازیگر را به حافظه رایانه مى سپارند و او را در برابر هیولایى ده دوازده مترى با واقـعـى ترین شکل ظاهرى و طبیعى قرار مى دهند و بازیگر رایانه اى ، همچون یک انسان هنرمند در برابر چشمان تماشاگران سینما و تلویزیون به ایفاى نقش مى پردازد.(۲۸۳)
ج ـ نقش رایانه ها در جریان اطلاعات و اخبار
رایـانـه هـا در مـبادله اطلاعات و اخبار نیز کاربرد دارند. به کمک گونه اى تماس تلفنى میان پـرسـشـگـر خـارجـى و دسـتـگـاه هـاى شـمـارشـگـر و حسابگر، که در مراکز خبرى و بنگاه هاى خـبـرپـراکـنـى بین المللى قرار دارند، اخبار منتقل مى گردند. امروزه در پیرامون برخى دستگاه هاى شمارشگر و حسابگر بزرگ ، شبکه هاى ارتباطى بسیار گسترده اى دایر شده اند. هرگاه این دستگاه ها از یکى از ایستگاه هاى پایانه ،(۲۸۴) آن ها، که گاهى در فاصله هزار کـیـلومـتـرى واقـع گـردیده اند، مورد پرسش تلفنى قرار مى گیرند، بى درنگ پاسخ را بر روى صـفـحـه اى تـلویـزیـون مـانـنـد و یـا یـک نـوار کـاغـذى چـاپ شـده ، انتقال مى دهند.
ایـن شـبـکـه هـاى ارتـبـاطـى ، کـه بر اساس فنون الکترونیکى و اطلاع پردازى پدید آمده اند، جـایـگـاهـى بـسـیـار مـهـم در مـیـان وسـایـل ارتباط جمعى یافته اند. هم اکنون سرویس هاى اخبار اقـتـصـادى و مـالى خـبـرگـزارى انـگـلیسى رویتر(۲۸۵) و خبرگزارى هاى آمریکایى یونایتدپرس ،(۲۸۶) اینترنشنال و آسوشیتدپرس (۲۸۷) براى کسب اخبار مربوط به بازار، گونه اى خدمات اطلاعاتى رایانه اى دایر کرده اند.
روزنـامـه نـیـویـورک تـایـمـز(۲۸۸) نـیـز یـک بـانـک اطـلاعاتى تاءسیس کرده است . خبرگزارى هاى آمریکایى از مدتى پیش ، رایانه ها را براى ذخیره سازى خبر و توزیع در میان مـشـتـریـان خـود در روزنـامـه هـا، رادیوها و شبکه هاى تلویزیونى ، مورد استفاده قرار مى دهند. خبرگزارى فرانسه ، آژانس فرانس پرس ،(۲۸۹) نیز مى کوشد بخشى از خبرهاى خـود را از گـذر دسـتـگـاه هـاى الکـترونیکى در اختیار مشترکان بگذارد. بدین سان ، دستگاه ها و شـبـکـه هـاى رایـانـه اى در فـرایـنـد ذخـیره سازى و توزیع اطلاعات و اخبار داراى نقشى مهمّ و کاربردى مؤ ثّراند.(۲۹۰)
د ـ رایانه و صنعت چاپ و نشر
از کـاربـردهـاى رایـانـه در وسایل ارتباط جمعى ، بهره گیرى در امر حروفچینى و چاپ ونشر اسـت . بـا کـاربـرد رایـانـه در صنعت چاپ ، تحوّلى چشمگیر در این صنعت کهن پدید آمده است . امـروزه بـا رایـانـه ، عـمـل حـروفـچینى ، طرّاحى و صفحه آرایى (۲۹۱) همراه با موادّ تـصـویـرى ، بـه آسـانـى و بـا دقـّت انـجـام مـى گـیـرد. رایـانـه در تـرسـیـم جدول ها، نمودارها و تصاویر به گونه دلخواه به کار مى رود. این تصاویر نخست در صفحه مـانـیـتـور رایـانـه تـرسـیـم مـى شـونـد و سـپـس بـه وسـیـله چـاپـگـر، بـه صـفـحـه کـاغـذ مـنتقل مى گردند. از بروشورهاى یک صفحه اى اطلاعاتى یا تبلیغاتى گرفته تا خبرنامه ها و مـجـلّه هـا و حـتّى کتاب هاى قطور، همگى را مى توان با وسایلى که مجموعه آن ها بر روى یک میز جاى مى گیرد، فراهم و چاپ کرد.
از بـرترى هاى حروفچینى و نشر رایانه اى ، فراهم کردن امکان انتخاب نوع حروف چاپى در انـدازه هاى دلخواه و نیز شکل چیدن حروف است ؛ مثلا به آسانى و با سرعت مى توان نوشته را بـه شـکـل یـک سـتـونـى ، دوسـتـونـى یـا بـیـشـتـر درآورد. هـمـچـنـیـن جـا دادن اشکال و نمودارها در داخل متن همراه با زیبایى بسیار، شماره گذارى خودکار صفحه ها، تصحیح رسـم خط واژه ها و غلطگیرى متن با انعطاف پذیرى و سرعت هر چه تمام تر، از دیگر ویژگى هاى حروفچینى رایانه است .(۲۹۲)
دستگاه هاى حروفچینى رایانه اى ، عمل حروفچینى را سرعت بخشیده اند؛ چنان که در یک ساعت ، ۲۵۰ سطر قابل حروفچینى است ، در حالى که یک کارگر حروفچین سنّتى ، در هر ساعت تنها مى تواند ۸۰ الى ۱۲۰ سطر حروف چاپى فراهم آورد.(۲۹۳)
امـروزه مـتـن حـروفـچـیـنـى شـده بـه وسیله رایانه ، از طریق تلفن و به طور مستقیم از کارگاه حـروفـچـیـنـى بـه چاپخانه مرکزى قابل انتقال است و بدین سان ، حروفچینى از راه دور امکان پـذیـر شـده اسـت . و ایـن چـنین ، استفاده از دستگاه هاى رایانه اى در صنعت چاپ و نشر، شرایط تهیّه مطبوعات و فرایند تولید روزنامه ها را به کلّى دگرگون کرده است و بهره بردارى از رایـانـه هـا، بـه امـور چـاپ و نـشـر مـنحصر نمى گردد، بلکه در امور ادارى ، تهیّه آگهى ها و توزیع مطبوعات نیز به کار مى روند.(۲۹۴)
3. ویدئو
در آغـاز دهه ۱۹۸۰ م . جهان شاهد ظهور پدیده اى نو بود که به بسیارى از رؤ یاها و تخیّلات انـسـان رنـگ واقـعیت مى بخشید تا مدت هایى بسیار این پرسش مطرح بود که چگونه مى توان به وسیله اى دست یافت که امکان تماشاى فیلم را در زمان دلخواه فراهم کند و بینندگان ناچار نـبـاشـنـد در انـتـظار برنامه هاى از پیش تعیین شده سینما و تلویزیون بنشینند، ویدئو همانند سـیـنـمـا بـه خـانـواده وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى تـعـلّق دارد، امّا آشکار است که از لحاظ کارکرد، فـراگـیـرى و ویـژگـى هـا بـا سـه غـول ارتـباطى یعنى مطبوعات ، رادیو تلویزیون تفاوت دارد.(۲۹۵) ویدئو در کنار تلویزیون و سینما، گونه اى دیگر از فنّاورى و امکانات تـصـویـرى اسـت . قابلیت ضبط همزمان صدا و تصویر و پخش اختیارى آن در زمان دلخواه به ویـدئو اهـمـیـتـى چـشمگیر بخشیده است . در این درس ضمن بررسى این پدیده ، با تاریخچه و کارکردهاى آن نیز آشنا مى شویم .
ویدئو چیست ؟
با اختراع لایه هایى به نام (سلولوئید) و قرار دادن آن ها در برابر نور، پدیده اى به نام فـیـلم مـتـولّد گـشـت . این پدیده سبب گردید که سینما، به عنوان رسانه اى کارآمد، جایى میان جـامـعـه انـسـانى براى خویش باز کند. با اختراع تلویزیون ، که از برخى ویژگى ها، مانند هـزیـنـه کـم ، تـنـوع برنامه ها و… برخوردار بود، رقیبى جدّى براى سینما پاى بر عرصه وجـود نـهـاد. و تلویزیون با خود پدیده اى دیگر به نام (ویدئو) یا نوار تلویزیونى به همراه آورد که در حقیقت ابزارى براى ضبط صدا و تصویر و پخش اختیارى آن در اوقات دلخواه بـود.(۲۹۶) بـا ایـن وسـیـله مى توان فیلم هاى آموزشى و سینمایى را به طور کاملا خـصـوصى تماشا کرد، نمایش یک صحنه را چند بار تکرار کرد و فیلم را متوقف ساخت و کارى انجام داد و سپس ادامه فیلم را دید.
ویـدئو در آغـاز بـه علت هزینه بسیار سنگین و حجم بسیار دستگاه هایش ، تا مدت ها به عنوان یک وسیله اى کاملا تخصّصى به کار مى رفت ، امّا با ساخته شدن دستگاه هاى پیشرفته و با حجمى اندک ، این وسیله به تدریج از حالت تخصّصى بیرون رفت و کاربردهاى مختلف و عام ترى یافت .
تاریخچه ویدئو در ایران و جهان
ویـدئو از دیـگر رسانه هاى ارتباط جمعى ، جوان تر است و خاستگاه این وسیله ارتباطى همانند دیـگـر رسـانـه هـا، کـشـورهـاى صـنـعـتـى غـرب اسـت و بـه هـمـیـن دلیل ریشه هاى تاریخى اش در ایران و جهان از تفاوت و تمایزى آشکار برخوردار است .
الف ـ پـیدایش و روند گسترش ویدئو در جهان : چنان که گذشت ، پیدایش و ظهور ویدئو به دهـه ۱۹۸۰ م . بـازمـى گـردد.(۲۹۷) ایـن پـدیـده در نـخـسـتـیـن روزهـاى تـولّد و شـکـل گـیـرى اش ، وسـیـله اى بزرگ و سنگین بود که تنها در استودیوهاى فیلم بردارى مورد اسـتـفـاده قـرار مـى گـرفـت و از اسـتـفـاده هـاى خـانـوادگـى ، بـه شکل کنونى بى بهره بود.
بـا مـرور زمـان ، انـواع کـوچـک تـر، سـبـک وزن و در هـمـان حـال پـیـشـرفـتـه تـر سـاخـتـه و بـه بـازار عـرضـه شـد. هـمـراه بـا دگـرگـونـى و تـحـوّل در شـکـل ویـدئو، ایـن وسـیـله بـیـشـتـر مـورد تـوجـّه تـولیـدکـنـنـدگـان وسایل صوتى ـ تصویرى و همچنین خانواده ها قرار گرفت .
یـکـى از عـلل تـوفیق سریع ویدئو را مى توان انعطاف پذیرى در کاربرد آن دانست . دستگاه ویـدئو امـکـان ضـبـط بـرنـامـه هـا را حـتـّى هـمزمان با تماشاى آن ها فراهم کرده و کاربردهاى پـرشـمـار ایـن پـدیـده تـصـویـرى مـوجـب گـشـتـه است به وسیله اى نیرومند در جمع رسانه ها مـبـدّل گـردد.(۲۹۸) ویـدئو در کـمـتر از دو دهه ، در کشورهاى صنعتى رشدى شتابان گـرفـت و جـاى خـود را در نـهادهاى اجتماعى ، از جمله خانواده ، به سرعت گشود و بدین سان در تجارت و بازرگانى به صورت کالایى پرمشترى و سودآور درآمد. در گزارشى که سازمان آموزشى ، علمى و فرهنگى بین المللى (یونسکو)(۲۹۹) منتشر کرده است ، اطلاعاتى درباره رشد و گسترش ویدئو در ۳۹ کشور منتخب جهان ارائه شده است . بر اساس این گزارش ، چـهـار مـنـطـقـه مـهـمّ ویـدیـویـى در جهان مى توان برشمرد که عبارتند از: آمریکاى شمالى ، اروپاى غربى ، کشورهاى عرب ، ژاپن و جنوب شرقى آسیا.
ایـالات مـتـّحـده آمـریـکـا در اواسـط دهـه ۱۹۸۰ آغـاز به تولید و صادرات دستگاه ها و نوارهاى ویـدیـویـى کـرد؛ چـنـان کـه در سـال ۱۹۸۸ مـیلادى با تولید و فروش ۵/۱۲ میلیون دستگاه ضـبـط و پـخـش ویـدئو و ۲۹۰ مـیـلیـون نـوار، بـه بـزرگ تـریـن بـازار ویـدیویى در جهان مبدّل شد.(۳۰۰)
آمـار نـشـان مـى دهـد کـه در اواسـط سـال ۱۳۷۱ ش . در مـجموع ، ۲۴۸ میلیون دستگاه ویدئو در دسـتـرس خـانـواده هـاى مـخـتـلف در کـشـورهـاى جـهـان بـوده اسـت . بـنـابـرایـن آمـار، در چـنـد سـال گـذشـتـه به تنهایى بیش از چهل میلیون دستگاه ویدئو به دستگاه هاى موجود خانواده ها افـزوده شـده اسـت . اگـر مـیـلیـون هـا دسـتـگـاه ویـدئویـى دیـگر را، که در اختیار مؤ سّسه ها، فـروشگاه ها، کلوپ ها، رستوران ها و کافه ها هستند، به ارقام بالا اضافه کنیم ، آمار دستگاه هـاى ویـدیـویـى مـوجـود در جهان ، به صدها میلیون بالغ مى گردد که این رقم به گونه اى شتابان در حال افزایش است .(۳۰۱)
بدین سان ، در فاصله اندکى پس از ظهور ویدئو، این رسانه تصویرى نوپا به سرعت جاى خـود را در جـمـع رسـانـه هـا گـشـوده و رشـدش نـسبت به دیگر رسانه هاى گروهى از شتابى بیشتر برخوردار بوده است ؛ چنان که در راه گسترش و تسلّط خود بسیارى از رسانه هاى رقیب را از میدان به در برده است و مى رود تا مخاطبان تلویزیون را نیز تصاحب کند.
ب ـ ویـدئو در ایـران : ظـهـور ویـدئو در ایـران ، هـمـچون دیگر رسانه ها، در مقایسه با جوامع غربى ، با تاءخیر صورت گرفته است و این وسیله نیز مانند رادیو و تلویزیون به گونه اى ناگهانى و ناهماهنگ به جامعه ایران پاى نهاده است و بنابراین امکان همسازى و هماهنگى با دیـگـر عـنـاصـر سـاختى جامعه را نیافته است . ویدئو بیشتر به صورت عنصرى نامطلوب در ایران ظاهر شد و مسائل و مشکلاتى با خود به ارمغان آورد.
کـارشناسان بر این باورند که در واپسین سال هاى عمر رژیم پیشین ، ویدئو به عنوان وسیله اى نـو، کـه از کـارآیى بالایى در برنامه سازى تلویزیون برخوردار است ، وارد کشور شده اسـت . تـا روزهـاى آخـر عـمـر رژیم پهلوى ، شمار دستگاه هاى ویدئویى خانگى ، که در اختیار درباریان و ثروتمندان قرار داشت ، محدود بود و اثرى از این رسانه نوظهور در جامعه بزرگ دیده نمى شد.
در حـالى کـه در کـشـورهـاى دیـگـر، این پدیده تصویرى جایى براى خویش باز مى کرد، در ایـران مـردم سـرگـرم مـبـارزه عـلیـه فـسـادى بودند که ارکان رژیم را فرا گرفته بود. با پیروزى انقلاب اسلامى ، جامعه ایران به جایى رسید که رسانه هاى گروهى رونق پیشین خود را از دسـت دادنـد؛ زیـرا نـام مـطـبـوعـات ، سـیـنـمـا و تـلویـزیـون ، ابـتـذال و فـسـاد را در افـکار عمومى و اذهان تداعى مى کرد. کاهش برنامه هاى سرگرم کننده و مـتـنـوّع تلویزیون و تعطیل شدن سینماها از یک سو و نبودن جایگزینى مناسب و سالم براى آن هـا، مـحـیـط را، بـراى رشـد نـاهـنـجـار تـوزیـع نـوارهـاى مـبـتـذل ویـدیوئى فراهم مى کرد که البته سهم استکبار جهانى را در این فرایند نباید نادیده گرفت .
بـه هـر حـال ، در مـدّتـى کـوتـاه ویدئوکلوپ هایى بسیار براى جلوگیرى از نمایش فیلم هاى مـبتذل سامان یافته شدند به کسب و کارى پرسود پرداختند. استفاده از ویدئو در ایران براى نخستین بار در قشر مرفّه و طبقات بالاى جامعه شیوع یافت ، ولى دیرى نپایید که بیشتر مردم بـا ایـن وسـیـله تصویرى آشنا شدند و به سرعت ورود دستگاه هاى ویدئو به طرق مختلف به کشور آغاز شد.
بـنـابـر آمـارهاى مستند، تنها در فاصله تیرماه ۱۳۵۸ تا شهریور ۱۳۵۹ ش . حدود ۴۳۰ هزار دسـتـگـاه ویـدئو وارد کـشـور شـده اسـت . دولت بـراى جـلوگـیـرى از آثار پیامدهاى فرهنگى ، سـیـاسـى و اقتصادى این پدیده ، که بسى زیانبار بودند، به گونه اى شتابزده ورود آن را بـه داخـل کشور ممنوع اعلام کرد.(۳۰۲) ممنوعیت ورود ویدئو به ایران شاخه اى جدید از فعالیت قاچاق را در کشور گشود و این وسیله به گونه غیر قانونى همچنان به کشور وارد مـى شـد. رادیـو تـلویـزیـون و صـنعت فیلم سازى نیز نتوانستند اشتیاق بسیارى از مردم را به ویـدئو از مـیـان بـرنـد و جـاى آن را پـر کـنند و برنامه هاى متنوّع ، سالم و با محتواى اسلامى فـراهـم آورنـد و ایـن مـوجـب شـد کـه شـمـار تـمـاشـاگـران ویـدئو رو بـه فـزونـى نـهـنـد. در سـال ۱۳۶۲ ش . وزارت فـرهـنـگ و ارشـاد اسـلامـى بـه عـنـوان گـامـى براى مبارزه با تهاجم فـرهـنـگـى فعالیّت ویدئوکلوپ ها را ممنوع کرد، ولى مدّتى بعد، پس از بررسى این اقدام و دسـتاوردهایش معلوم شد که ممنوع کردن ورود ویدئو به ایران و تعطیلى ویدئوکلوپ ها، تنها، حـرکـتـى انـفـعـالى و انـفـرادى بـوده و هـیـچ گـونـه تـحقیق و مطالعه و برنامه ریزى هماهنگ و بـلنـدمـدّتـى بـا خـود نـداشـتـه اسـت .(۳۰۳) سرانجام پس از بررسى ها و مطالعات کارشناسانه ، خرید و فروش دستگاه هاى ویدئوکلوپ ها نیز فعالیت خود را از سر گرفتند.
بـه هـر حـال ، ویـدئو در جـامـعـه ایران نیز پاى خود را به درون خانواده ها گشود و بخشى از اوقـات فـراغـت اعـضـاى خـانـواده هـا را بـه خـود اخـتـصـاص داد و بـدیـن سـان ، مـقـارن بـا سال هایى که برنامه هاى ویدئویى در مناطق مختلف جهان به ویژه در خانواده ها لانه مى کرد، تصاویر فیلم هاى ویدئویى در برابر چشمان خانواده هاى ایرانى نیز قرار گرفت .
کارکردهاى ویدئو
اساسا هر گونه فنّ و دانش ، به خودى خود عنصرى خنثى است و انسان است که سمت و سویش را مـشـخـص مـى سـازد و وسـایـل ارتباطى و از جمله ویدئو نیز از این حقیقت بیرون نیستند؛ امّا نباید ویـژگـى هـاى مـتفاوت ابزارهاى رسانه اى و امکانات و ظرفیت هاى گوناگون هر یک را نادیده گرفت و همه را بدون کوچک ترین تمایزى در کنار یکدیگر جاى داد.
بـاید توجّه داشت که هیچ پدیده و ابزارى ، بر نقش و کارکردهاى نخستین و هدف هاى مورد نظر سـازنـدگـان خـود ثـابـت و مـانـدگـار نـمـانـده اسـت و دگـرگـونـى و عدول از کارکردهاى نخستین ، به همه ساخته هاى بشرى راه یافته است ؛ همان گونه که دینامیت بـراى آسـان سـاخـتـن بـرخـى کـارهـاى طـاقـت فـرسـا و دشـوار، هـمـچـون شـکـافـتـن دل صخره هاى سخت و کوه هاى عظیم در راه سازى و صنعت معدن اختراع گشت ولى پس از چندى در راه نابودى انسان ها به کار گرفته شد.
ویـدئو نـیـز همچون دیگر مصنوعات بشرى به چنین سرنوشتى دچار گشت و با این تفاوت که سوء استفاده از آن ، از همان دوران نخستین اختراعش ظاهر شد. از این رو براى ویدئو نیز دو نوع کارکرد سازنده و زیانبار مى توان برشمرد.
الف ـ کـارکـردهـاى سـازنده ویدئو: بى آن که خصلت ویژه ویدئو و تفاوت اساسى اش را با دیگر رسانه ها نادیده بگیریم ، مى توان گفت که این رسانه توانایى آن را دارد که در خدمت اعـتـلاى فـرهـنـگ ، تـکـامل اجتماعى ، آموزش و پرورش ، تفریحات سالم و سرگرمى هاى مفید و دیگر مقاصد سازنده اجتماعى ، سیاسى و اقتصادى به کار رود.(۳۰۴)
افزون بر استفاده از ویدئو به عنوان وسیله سرگرمى و تفریحى ، مهم ترین و سودمندترین کـارکـردش ، در امـر گـسـتـرش فـعـالیـت هـاى آمـوزشـى اسـت . ویـدئو در کـنـار وسـایـل و فنّاورى کمک آموزشى ، توانایى آن را دارد که به عنوان ابزارى کار آمد و مؤ ثر در فـرایـنـد آموزش و نشر علم و دانش به کار رود. استفاده از ویدئو براى تدریس ، مى تواند با رعایت شرایطى ، در نظام آموزشى کشورها بسیار سودمند و کارساز افتد.(۳۰۵)
امـروزه نـوارهـاى ویدئویى در رشته هاى مختلف دانشگاهى در فرایند تربیت دانشجو کاربردى شایان توجه یافته اند که ارائه آموزش هاى پزشکى به طریقه ویدئو، نمونه اى از استفاده مفید و مؤ ثر این رسانه در نظام آموزشى کشورهاى جهان است .(۳۰۶)
ب ـ کـارکـردهاى زیانبار ویدئو:توانایى و نیز تاءثیر شگرف ویدئو بر مخاطبان موجب شده اسـت کـه کـاربـرد نادرستش ضرر و زیانى فراوان براى جامعه انسانى به ارمغان آورد؛ چنان که کاربرد به جا و درستش پیامدهایى بسیار سازنده و سودمند و ارزنده همراه خود دارد.
ایـن در حالى است که تسخیر تام فرهنگى ، اقتصادى و سیاسى کشورها در دستور کار استکبار جهانى قرار دارد و ویدئو به لحاظ قابلیت و ویژگى هاى برترش ، ابزارى خطرناک براى تـهـى سـازى جـوامـع اصـیل از محتواى فرهنگى انسانى و الهى و وسیله اى براى نفوذ به قلب فرهنگ ها محسوب مى گردد.(۳۰۷)
پـژوهـش هـا و بررسى هاى علمى و آمارى ، که در سال هاى اخیر درباره آثار زیانبار ویدئو در جـوامـع صـورت گـرفـتـه اسـت ، نـشـان مـى دهـد که پس از مدّتى نسبتا کوتاه که از پیدایش و گسترش ویدئو در جهان مى گذرد، این وسیله آثار زیر را بر جاى نهاده است :
ـ ارزش هـاى اجـتـمـاعـى و اقتصادى غرب به ویژه آمریکا را در دیگر جوامع بسط و گسترش داده است .
ـ به فردگرایى و تنهایى و انزواى افراد از اجتماع منجر شده است .
ـ مخدّر و مزاحم وقت افراد گردیده است .
ـ تعادل فکرى افراد را بر هم زده و آنان را به سوى خیالبافى و اوهام سوق داده است .
ـ مـوجـب تـنـبـلى و کسالت روحى شده است . در بسیارى از مواقع ، افراد به علّت عدم فعّالیت و تـحـرّک بـدنـى و دورى از مـحـیـط طـبـیـعـى ، دچـار بـیـمـارى هـاى روانـى و عـوارض آن گـشـتـه اند.(۳۰۸)
ـ مخاطب ویدئو، مهم ترین نهاد اجتماعى و اصیل ترین مخاطب فرهنگ اسلامى ، یعنى خانواده است و آثار زیانبار ویدئو به طور مستقیم ، در هسته خانواده نمودار شده است .
ـ ویـدئو اعـضـاى خـانـواده را از یـکدیگر دور کرده و ارتباطات را از هم گسیخته و مطالب را در خانواده اشاعه داده است .
ـ فـرهـنـگ مـبـتذل را به حریم خانواده کشانده و به طور مستقیم کودکان و نوجوانان را مورد هدف قرار داده است .
ـ ارتـبـاط خـانـواده را بـا رادیـو و تـلویـزیون و رویدادهاى اجتماعى و محیط پیرامون گسسته و افـراد خـانـواده را بـه تـمـاشـاى فـیـلم هـاى بـدآمـوز و مبتذل معتاد کرده است .(۳۰۹)
از نـظـر پـژوهـشـگران دانش ارتباطات ، در بیشتر موارد، ویدئو، دریچه نفوذ محصولات غرب ، به ویژه آمریکا، در دیگر کشورهاى دارنده دستگاه هاى ویدئو است . با توجّه به این که آمریکا و بـرخـى از کـشـورهـاى غـربـى ، بازار محصولات رسانه اى و به ویژه فیلم هاى سینمایى و ویـدئویـى را در دسـت دارنـد، طـبـیـعـى است که به موازات افزایش شمار دستگاه هاى ویدئو در کشورها، موضوع وابستگى آن ها به محصولات ویدئویى غرب افزایش مى یابد.
ایـن نـکـتـه را نیز نباید فرو گذاشت که محصولات ویدئویى که هم اکنون در بازارهاى جهانى موجودند، بیشتر از یک دست و گروهند و سرشار از بدآموزى و صحنه هاى غیر اخلاقى و مبتذلند و ایـن موجب شده است که بیشتر علاقه مندان به برنامه هاى ویدئویى مجبور شوند تنها از این گونه محصولات استفاده کنند و بدین سان در بازار جهانى برنامه هاى ویدئویى ، حق انتخاب آزاد، عملا موجود نیست .
پـژوهـش هـاى انـجام شده درباره تاءثیر ویدئو بر کشورها نشان مى دهد که کشورهاى آمریکاى لاتـیـن ، هـنـد و کـشـورهـاى عـربـى حـاشـیـه خـلیـج فـارس ، کـه در چـنـد سال اخیر بدون مطالعه و سیاست گذارى سنجیده ، دروازه هاى خود را بر روى ویدئو و نوارهاى خارجى گشوده اند، خسارات فرهنگى ، اقتصادى و اجتماعى سنگینى را به جان خریده اند.
از سـویـى دیـگـر، بـرخى کشورها، مانند قبرس ، امارات متّحده عربى ، فیلیپین ، هلند، یونان ، ایـتالیا، لهستان ، مجارستان ، بحرین ، کشورهاى آمریکاى مرکزى ، اندونزى ، کویت ، لبنان ، پـاکـسـتـان ، عـربـسـتـان سـعـودى و روسـیـه بـه طـور غـیـر مجاز به تکثیر و تولید نوارهاى ویدئویى مى پردازند و به دیگر کشورهاى جهان صادر مى کنند. به عنوان نمونه ، در دوبى ، یـک کـارگـاه تـکـثـیر نوار ویدئو، با ظرفیت تولید ماهانه دویست هزار نوار، به تکثیر غیر مجاز نوارهاى ویدئویى و صدور آن به دیگر کشورها مى پردازد.(۳۱۰)
فصل پنجم
سینما(۳۱۱)
۱. آشنایى با سینما
سـیـنما از لحاظ تاریخى ، دوّمین وسیله ارتباط جمعى است .(۳۱۲) این رسانه ابزارى تصویرى است و داراى اهمیّتى بسیار است . نخست این که قادر است احساسات تماشاگران را در تـصـرّف خـود درآورد و تـخـیـّل آنـان را برانگیزد و دیگر این که در روشنگرى افکار عمومى و افـزایـش سـطـح آگـاهـى ها و اطلاعات مردم مؤ ثر افتد. از این رو چنانچه به گونه شایسته مـورد اسـتـفـاده قـرار نـگـیـرد، مـى تـوانـد بـه یـکـى از عوامل گمراهى و فساد اجتماعى مبدّل گردد.
در ایـن بـاره کـه سـیـنـمـا ابـزارى براى انتشار اطلاعات ، اشاعه اندیشه ها و توسعه معلومات انـسـانـى اسـت ، مـیـان پژوهشگران دانش ارتباطات و جامعه شناسان اختلافى نیست ، امّا سرگرم کـنـنـده بـودن ایـن رسـانـه بـیـش از دیگر کارکردهایش مورد توجّه و تاءکید قرار گرفته است .(۳۱۳) بدین سان ، سینما به لحاظ کارکرد، بیش از آن که ابزارى براى افزایش معلومات باشد، ابزارى براى پر کردن اوقات فراغت و وسیله سرگرم کننده است .
گـذشـتـه از سـرگـرمـى و اشـاعـه اطـلاعات ، جنبه سیاسى این پدیده در عصر حاضر ازاهمیّت بـیـشـتـرى بـرخـوردار است . سینما براى ملت هایى که بخواهند ارزش هاى فرهنگى ، اعتقادى و سـیـاسى خود را به دیگران ارائه دهند، بسیار داراى اهمیّت است . چنان که امروزه پدیده جریان آزاد و یـک جانبه ورود فرآورده هاى سینمایى از کشورهاى غربى به جهان سوم ، به سیلى مهیب تبدیل شده است که محفوظ ماندن از آسیب هایش بسى دشوار است .(۳۱۴)
پیدایش سینما و سیر تکامل آن
هـزاران سـال پـیـش انـسان هاى غارنشین اشکال و تصاویر مختلفى را بر روى دیوارهاى غار مى کـشـیـدنـد و بـدیـن وسـیله حرکت حیوانات و چگونگى شکار را شرح مى دادند. این آثار حاکى از تـلاش انـسان هاى نخستین براى ثبت و بازگویى زندگانى واقعى دنیایى با زبان تصویر است .
ایـن تکاپوى بشر براى انتقال مفاهیم با استفاده از زبان تصویر در بستر تاریخ ادامه یافت تـا ایـن که لئوناردو داوینچى ، هنرمند ایتالیایى ، درباره تاریکخانه به حقایقى دست یافت که نقطه عزیمت اختراع سینما قلمداد مى شوند.(۳۱۵)
پـس از داویـنچى ، کسانى دیگر نیز در این میدان بسیار کوشیدند که از میان آنان مى توان به دانـشـمـنـد بـلژیـکـى ، ژوزف پـلاتـو، اشـاره کـرد. او در سـال ۱۸۳۲ م . دستگاهى به نام (چرخ زندگى ) یا (شهر فرنگ ) ساخت که با حرکت دادن یک چرخ ، تصاویر حرکت مى کردند.(۳۱۶) ادیسون نیز از کسانى است که در پیدایش سـیـنـمـا سـهـم داشـت ؛ امـّا افـتـخـار اخـتـراع سـیـنـمـاتـوگـرافـى در سـال ۱۸۹۵ م . نـصـیـب یـک نـفر فرانسوى ، به نام لوئى لومیر گردید.(۳۱۷) این دسـتـگـاه مـدّت شـصـت سـال مـحـبـوب تـریـن وسـیـله سـرگـرمى و ارتباط جمعى دنیا محسوب مى شد.(۳۱۸)
در سال ۱۸۹۵ م . در آمریکا، انگلستان ، فرانسه و آلمان ، انواعى از دوربین هاى فیلم بردارى سـاخـتـه شـدند که در بهبود فیلم بردارى سینما بسیار مؤ ثر افتادند. با به وجود آمدن فیلم نـاطـق در سـال ۱۹۲۹ م . تـحـوّلى شـگـرف در صـنـعـت سـیـنما پدید آمد. به این ترتیب ، دست انـدرکـاران امـور سـیـنـمـایـى هـر یـک راهـى تـازه بـراى تـکـامـل سـیـنـمـا و جـلب تـمـاشـاگـران بـیـشـتـر بـه کـار گـرفـتـنـد. آنـان بـا صرف نبوغ و تـخـیـّل خـویش ، سینما را دلپذیرتر و جذاب تر ساختند و گروهى نیز دوربین هاى پیشرفته تر و شیوه ها و فنون نوینى براى بهبود تصویربردارى و نمایش ابداع کردند.
در نـخـسـتین روزهاى تولّد سینما، مردم با توجّه به تصاویر متحرّکى از امواج دریا، رفت و آمد انسان ها، حرکت سریع اتومبیل ها و وسایل نقلیه مى نگریستند. اندک اندک برنامه هاى سینمایى جـالبـى در مـوضوعات تفریحى ، داستانى ، تاریخى ، علمى و… عرضه شد؛ چنان که شرکت هـاى عـظـیـم فیلم بردارى در کشورهاى صنعتى غرب پدید آمدند. امروزه شمارى چشمگیر از مردم جـهـان از سـیـنـمـا بـه عـنـوان وسـیـله اى تـفـریـحـى ، هـنـرى ، آمـوزشـى و… اسـتـفـاده مـى کنند.(۳۱۹)
نخستین آثار سینمایى جهان
نـخـسـتـیـن آثـار سینمایى جهان ، برخلاف فیلم هاى امروزى ، که بیشتر تصنّعى و تخیّلى اند ووسیله اى براى آموزش و سرگرمى محسوب مى شوند، واقعیت هاى عینى محیط زندگى انسان را برمى تابانیدند و تنها نقش خبرى و مستند داشتند.(۳۲۰) این آثار براى نخستین بار توسط لویى لومیر تهیّه شدند و به نمایش درآمدند و با وجود کوتاه بودن ، به شدّت هیجان تماشاگران را برمى انگیختند. در دوران نخستین فعالیت سینماگران ، هدف برنامه سازان به ضبط وقایع روزانه خلاصه مى شد.
نـخـسـتین فیلم لومیر، کارگرانى را هنگام خروج از کارخانه نشان مى داد و دیگر فیلم ها صحنه هـایـى از زنـدگـى خـانـوادگـى را مى نمایاندند. این صحنه ها، که به نظر ما ناچیز مى آیند، تـمـاشـاگـران را بـه شـدّت هـیـجـان زده مـى کـردنـد؛ بـه عـنـوان مـثـال ، مـشاهده امواج دریا و حرکت کشتى ها براى کسانى که هرگز دریا را ندیده بودند، هیجان آور بـود. تـاءثـیـر این صحنه ها به گونه اى بود که تماشاگران براى حفاظت خود از غرق شدن در امواج دریا به زیر صندلى هاى سالن سینما پناه مى بردند.(۳۲۱)
از مـیـان فـیـلم هاى نخستین ، مى توان به فیلم هایى همچون میدان بورس شهر تیون ، آهنگران ، طـفـلى کـه مـاهـى صـیـد مـى کـنـد، یـک حـریـق ، مـیـراب آب پـاشـى شـده و چـاشـت طـفـل اشـاره کرد. با اختراع سینماى ناطق و همراه شدن صوت با تصویر، سینما رونقى افزون یافت .(۳۲۲) هم اینک با پیشرفت و گسترش فوق العاده هنر و فنّاورى ، در کنار فیلم هاى معمولى ، فیلم هاى مـسـتـنـد، خـبـرى ، عـلمى ، آموزشى و تفریحى نیز به نمایش گذاشته مى شوند و ماجراهاى مهم تـاریـخـى ، رویـدادهـاى گوناگون داخلى و خارجى کشورها در سالن هاى سینماها به تصویر کشیده مى شوند.
مهم ترین شرکت هاى فیلم سازى جهان
سـیـنـماى ناطق و وابستگى فرهنگى را دو پدیده همزاد دانسته اند که البته ایالات متحده آمریکا در هـر دو زمـیـنـه پـیـشـگـام بـوده اسـت . بـرخـى جـامـعـه شـنـاسـان وسایل ارتباط جمعى ، آغاز صنعت سینما را با نام توماس ادیسون آمریکایى همراه مى دانند. وى بـراى نـخـسـتین بار در سال هاى ۱۹۱۵ ـ ۱۹۰۸ م . براى تسلّط بر بازار سینما، فیلم سازان بزرگ را گرد آورد. در این سال ها شرکت هاى بزرگ سینمایى مانند متروگلدین مایر، پارامونت ، اونـیـورسـال ، بـرادران وارنـر و فـوکـس در امـر فـیـلم سـازى فعّال بودند.(۳۲۳)
بـیـشـتـر فـیـلم هـایـى کـه در سـالن هـاى سـیـنـمـاهـا و شـبـکـه هـاى تـلویـزیونى کشورهاى در حال توسعه به نمایش گذارده مى شوند، محصول شرکت هاى فیلم سازى اروپا و آمریکا هستند؛ بـه عـنـوان مثال ، در سال ۱۹۲۰ م . چهارپنجم فیلم هایى که در سطح جهان به نمایش گذارده شـدنـد، در شـهرک سینمایى هالیوود، واقع در ایالت کالیفرنیاى آمریکا، تولید شده بودند. ایـن شهرک محل تجمّع و فعالیت شرکت هاى فیلم سازى آمریکا است . فیلم هاى طویلى که در این مـکـان تـولیـد مـى شـونـد، مـنـبـع تـغـذیـه فـکـرى و سـرگـرمـى بـخـش قابل توجهى از مردم جهانند.
بـنـابر آمار و ارقام موجود، بیش از نیمى از برنامه هاى تلویزیونى کشور شیلى ، ۳۴ درصد از بـرنـامـه هـاى نـمـایشى کلمبیا، ۶۲ درصد از برنامه هاى نمایشى اروگوئه ، ۸۴ درصد از بـرنـامـه هـاى نمایشى گواتمالا، توسط شرکت هاى فیلم سازى آمریکا تهیّه شده اند. بر این کـشـورهـا، بـایـد بـولیـوى ، برزیل ، اکوادور، پاراگوئه ، پرو، ونزوئلا و تقریبا تمامى کشورهاى آسیایى و خاور میانه را افزود.(۳۲۴)
جـریـان یـکـسـویه تولید و عرضه محصولات سینمایى از غرب به کشورهاى توسعه نیافته دنـیـا، مـقـوله (امپریالیسم فرهنگى و ارتباطى ) را در ذهن انسان تداعى مى کند که امروزه به صـورت حـربـه اى فـرهـنگى و سیاسى علیه کشورهاى جهان سوم به کار مى رود و وابستگى فـرهنگى ، اقتصادى و سیاسى کشورهاى در حال توسعه به کشورهاى غربى را همراه مى آورد. در واقع ، بخشى از جریان سیطره فرهنگى کشورهاى غربى بر دیگر کشورهاى جهان توسط مـعـدودى از شـرکـت هـاى فـیلم سازى پدید مى آید که در زیر به برخى از این شرکت ها اشاره شده است :
الف ـ شرکت هاى آمریکایى : مهم ترین شرکت هاى تهیّه کننده محصولات سینمایى آمریکا عبارتند از کـمـپـانـى فـوکـس قـرن بـیـسـتـم و کـمـپـانـى مـتـروگـلدویـن مـایـر کـه از غول هاى سینمایى جهانند و با یکدیگر در گونه اى رقابت به سر مى برند.
شرکت فیلم سازى پارامونت نیز در زمره مهم ترین شرکت هاى فیلم سازى آمریکایى جاى دارد.
ب ـ شـرکـت هـاى اروپایى : از میان مهم ترین شرکت هاى فیلم سازى اروپا مى توان به شرکت هـاى آرتور انگ ، پاپن وود، رومولوس (انگلیسى ) لوکس فیلم (ایتالیایى ) و مسفیلم (روسى ) اشاره کرد.(۳۲۵)
اهمیت سینما در عصر ارتباطات
الف ـ وسـعـت حـوزه عـمل : سینما با ذهن و اندیشه گروهى پُرشمار از مردم سر و کاردارد و پیام هـاى خـود را در اخـتـیـار میلیون ها بیننده قرار مى دهد.(۳۲۶) این رسانه به لحاظ چنین قـابـلیـتـى ، از حـدّ وسـیـله سـرگـرمـى و تـفـریحى فراتر رفته و به مثابه ابزارى براى تاءثیر نهادن بر افکار انسانى است .
ب ـ قدرت نفوذ: سینما داراى قدرت نفوذى چشمگیر بر مخاطبان خود است و از این روست که آن را (هـنـر هـفـتـم ) خـوانـده انـد.(۳۲۷) در بـاور بـرخـى تـحـلیـل گـران ، سـالن سـیـنـمـا بـه اتـاق هـیـپـنـوتـیـزم تـبـدیـل شـده اسـت کـه تـمـاشـاگـران را، هـر چـنـد بـراى سـاعـاتـى ، راهـى دیـار تـخـیـّل مـى کـنـد. سـیـنـمـا از این رو که به خانواده وسایل ارتباط جمعى متعلّق است ، از خصلت (عـظـمـت نـفـوذ) بـرخـوردار اسـت . تـعـریـفـى کـه پـروفسور ژان کازنو استاد جامعه شناسى ارتـباطات ، از (وسایل ارتباط توده اى ) به دست داده است ، این حقیقت را تاءیید مى کند. او در این باره مى گوید:
وسـایل ارتباط توده اى ، وسایلى هستند که در شرایط خاص تمدّن هاى جدید ایجاد شده و مورد اسـتـفـاده قـرار گـرفـتـه انـد و مـهـم تـریـن خـصـلت آن هـا عـظـمـت نـفـوذ و وسـعـت حـوزه عمل است .
ژان کازنو سینما را یکى از مصادیق (وسایل ارتباط توده اى ) محسوب کرده است و بدین سان ، دو ویـژگـى (عـظـمت نفوذ) و (وسعت حوزه عمل ) سینما سبب گردیده است که این رسانه ، به عنوان یکى ازوسایل ارتباطتوده اى ، درعصر ارتباطات ، ازاهمیتى بسیار برخوردار گردد.
به هر حال ، سینما یکى از اعضاى برجسته خانواده ارتباطات است ؛ عضوى که حدود یک قرن از تـولّدش مـى گـذرد، مـیـلیـون هـا انـسـان را در سـاعـاتـى بـسـیـار بـه خـود مـشـغـول مـى کـنـد و بـر افکارشان تاءثیر مى نهد. گرچه سینما براى میلیون ها انسان پیر و جـوان در سـرتـاسـر جهان ، تنها پدیده اى تفریحى است امّا براى تولیدکنندگانش وسیله اى است براى کسب درآمد و ابزارى براى تبلیغ در حوزه سیاست و تجارت .
سینما در خدمت سیاست هاى تبلیغاتى امپریالیسم
سـیـنـمـا در طـول دوران حـیـاتـش بـه عـنـوان ابـزارى مـؤ ثـر در اجـراى سـیاست هاى تبلیغاتى امـپـریالیسم به کار گرفته شده است . آمریکا این ابزار را به نیروى تبلیغاتى بس عظیمى مـبـدّل سـاخـتـه اسـت کـه بـازوهـاى اصـلى اش ، عـبـارت از شـرکـت هـاى بزرگ فیلم سازى اند. تولیدات این شرکت ها در سراسر جهان به نمایش گذاشته مى شوند.
اساسا آثار سینمایى آمریکا در قلمرو فیلم هاى کانگسترى ، خشونت و سکس مى گنجند و یکى از محورهاى بنیادین سازندگان محصولات سینمایى ، توجیه سیاست هاى زمامداران آمریکایى است .
شـک نـیـسـت کـه سـینماگران آمریکایى همواره دنباله رو زمامداران این کشور بوده اند؛ به عنوان مثال ، آمریکا، در سال ۱۸۹۸ م . براى نفوذ بیشتر در آمریکاى لاتین ، به اسپانیا اعلام جنگ کرد و بـه دنـبال آن ، دستگاه تبلیغاتى این کشور به کار افتاد. سینماگران آمریکایى فیلمى به نـام (نـبـرد خـلیـج سانتیاگو) ساختند که به وسیله نمونه هاى کوچکى از کشتى ها در آب وان حـمـام ، بـا آتـش سـیـگـار شـعله ور مى شدند. سازندگان این فیلم از سوى تئودور روزولت ، معاون وقت ریاست جمهورى آمریکا، مورد تشویق قرار گرفتند.
نـمـونـه دیـگـر بهره گیرى از سینما به عنوان ابزار تبلیغات سیاسى در جامعه آمریکا، فیلم (آزادى کـوبـا) اسـت . این فیلم با تصویرى از پرچم کوبا، که رویش عنوان (آزادى کوبا) نوشته شده است ، آغاز مى شود و سپس پرچم کوبا کنار مى رود و پرچم آمریکا از پشت آن ظاهر مـى گـردد. در صـحـنـه دیـگـر ایـن فـیـلم ، زنـى پـرچـم کـوبـا را بـه روى کـودک خردسال کوبایى مى اندازد و کودک را به دست عموسام مى سپارد. عموسام کودک را نوازش مى کند و کودک با خوشحالى پرچم آمریکا را به دست مى گیرد و آن را تکان مى دهد. این در حالى است که مردم کوبا درگیر نبردى همه جانبه و سخت با آمریکاییان در سرزمین خود بودند.
نـمـونـه هـاى فـراوانـى از ایـن قـبیل کاربردهاى نادرست از سینما نه تنها توسط آمریکاییان ، بـلکـه صـهـیـونـیـسـت هـا و دیـگـر کـشـورهـاى امـپـریـالیـسـتـى مـى تـوان یـافـت ؛ بـه عـنـوان مـثـال ، رژیـم آلمـان نـازى در دوران جـنـگ جـهـانـى دوم ، از سـیـنـمـا بـراى تجلیل از ناسیونالیسم آلمانى و نژادپرستى سود مى جست . در انگلستان و فرانسه نیز سینما به استخدام هدف هاى سیاسى و فرهنگى ـ امپریالیستى درآمده است .
به طور کلّى ، محورهاى بنیادین پیام ضد فرهنگى سینماى غرب را به صورت زیر مى توان دسته بندى کرد:
1 ـ ترویج خشونت ؛
2 ـ سکس و بى بند و بارى اخلاقى ؛
3 ـ القاى توهّم برترى غرب به معناى نژادى و فرهنگى اش ؛
4 ـ شکست ناپذیرى غرب ؛
5 ـ تحقیر فرهنگ شرق ، به ویژه فرهنگ اسلامى .
بـدیـن سـان مـى تـوان دریـافـت که سینما به وسیله کشورهاى امپریالیستى به مثابه سلاحى علیه فرهنگ ملّى ، ارزش ها و سنّت هاى اجتماعى دیگر کشورهاى جهان به کار مى رود.
۲. سینما در ایران
ورود سینما به ایران و چگونگى گسترش آن
سینما از آغاز ورود به جامعه ایران ، سه مرحله اساسى را پشت سر نهاده است :مرحله نخست ، که دوره اوّل حـیـات ایـن پـدیده در ایران است ، (دوره فیلم صامت (بدون صدا) نام گرفته است و دوره دوم را (دوره فـیلم ناطق ) خوانده اند و سرانجام در سومین دوره ، صنعت سینما پدید آمد. در زیر کوشیده ایم این دوره هاى سه گانه را به اختصار باز نماییم و به بررسى نهیم :
دوره اوّل ـ عصر فیلم صامت
ورود سـیـنـمـا بـه ایـران را بـا دوران حکومت قاجار و سلطنت مظفّرالدین شاه مقارن دانسته اند. در سـال ۱۲۷۹ ش / ۱۹۰۰ م . هـنـگامى که مظفّرالدّین شاه قاجار به فرنگ سفر کرده بود، براى نـخـسـتـیـن بـار دسـتـگـاه نـمـایـش فـیـلم را دیـد و دسـتـور داد یـکـى از آن هـا را خـریـدارى کـنـنـد.(۳۲۸) ایـن مـاجـرا، سـرآغـاز ورود پـدیـده سـیـنما به ایران بود که حدود پنج سـال پـس از رواج اخـتراع لویى لومیر در پاریس روى داد. دستگاه نمایشى که به دستور شاه قـاجـار در فـرانـسـه خـریـدنـد، در اخـتـیـار مـیـرزا ابـراهـیـم خـان عـکـّاس بـاشـى دربـار نهادند.(۳۲۹)
مـیـرزا ابـراهـیـم خـان بـا همین دستگاه ، نخستین فیلم ایرانى را در کشور فرانسه از مراسم جشن گـل ها فراهم کرد، امّا سینما تا چند سال پس از ورود به ایران ، جنبه عمومى و همگانى نیافت ، بـلکـه بـراى مـدتـى (هـمـانند رادیو، تلویزیون و ویدئو) وسیله اى تفریحى و تفنّنى براى گروهى از اشراف ، ثروتمندان و برگزیدگان روزگار بود.
نـخـسـتـین سالن سینما در سال ۱۲۸۴ ش . / ۱۹۰۵ م . در خیابان چراغ گاز، توسط شخصى ، بـه نـام صـحـاف باشى پدید آمد. دو سال پس از آن ، فردى به نام (روسى خان )، در زمان محمّد على شاه ، در خیابان لاله زار و فردوسى تهران ، سالن هاى نمایش جدیدى تاءسیس کرد. در سـال ۱۲۸۸ ش . پـس از فـتـح تـهـران به وسیله مشروطه خواهان و تبعید محمّد على شاه به خـارج از کـشـور، یـکـى از سـالن هـاى سـیـنـمـاى روسـى خـان تـعـطـیـل شـد. بـهـره بـردارى مـنـظـّم و پـیـوسـتـه از سـیـنـمـا را اردشـیـرخـان آغـاز کرد. وى در سـال هـاى ۹۲ و ۱۲۹۱ ش . سـالنـى در خـیـابـان فـردوسـى تـهـران بـنـا کـرد کـه تـا سال ۱۳۰۴ ش . همواره فعّال بود.(۳۳۰)
از آن پـس ، سـیـنـمـا همواره به عنوان پدیده اى جوان و نوپا رونقى چشمگیر یافت و با گذشت زمان بر شمار سالن هاى سینماى تهران افزوده شد. تماشاى فیلم در سینما، تنها براى مردان مـمـکـن بـود، ولى بـعدها براى زنان نیز مکانى جداگانه در نظر گرفتند و سرانجام به آنان نـیـز اجـازه دادنـد کـه در کنار مردان به تماشاى فیلم بپردازند. در این دوره از تاریخ سینماى ایـران ، شـمـارى فـیلم ساختند که برخى از آن ها، مانند افتتاح راه آهن ، ساخته خان بابا خان ، شایسته ذکرند.(۳۳۱)
دوره دوم ـ فیلم ناطق
در سال ۱۳۱۱ ش . نخستین فیلم ناطق ایرانى ساخته شد. همزمان با این رویدادهنرى ، دومین دوره تـاریـخ سـیـنـمـا در ایـران آغـاز شد. این فیلم (دختر لُر) نام داشت که توسط شرکت سپنتا در بـمـبـئى ساخته شد. گرچه فیلم با زندگى خاص ایرانى سر و کار داشت ، ولى از زمینه هاى هـنـدى سرچشمه مى گرفت و از همین رو است که برخى صاحب نظران گفته اند: (فیلم فارسى از پدر غربى و مادر هندى متولّد شد.(۳۳۲)
در نـخـستین فیلم ناطق ایرانى ، بازیگر زن شرکت کرد و این فیلم در سطحى وسیع به نمایش درآمـد. در پـى نـمـایـش ایـن فـیـلم ، محصولات سینمایى پرشمارى تهیه و به نمایش گذاشته شدند.
دوره سوم ـ پیدایى صنعت سینما در ایران
جنگ جهانى دوم و اشغال ایران توسّط نیروهاى بیگانه ، فعّالیت در زمینه تولید فیلم فارسى را دچـار رکـود کرد. در این دوره ، فعّالیت سینماى ایران به دوبلاژ فیلم هاى خارجى محدود شد. دوبله به صورت زیرنویس بود و سبب گشت که سینما مشتریانى بیشتر بیابد.
در ایـن مـرحـله ، فیلم سازان ، تجربه هاى نخستین را در زمینه فیلم سازى به دست آوردند و با بـه کارگیرى آن ها، در اندیشه دستیابى به فنّ فیلم سازى فرو رفتند. با افزایش تولید فـیـلم ، مقدّمات پدید آمدن زیربناى صنعت سینما فراهم آمد. الهام گیرى و تقلید فیلم سازان از مـحـصـولات غـربـى سـبب انحطاط سینماى ایران شد. سینماى ایران بیش از آن که دغدغه رشد و پـویـایـى فرهنگى جامعه را در سر داشته باشد، به بازار فروش و کسب سود توجه داشت و ایـن فـرایـنـد مـوجـب نادیده گرفتن رسالت خطیر هنر سینما گشت . هنرى که مى بایست راهبرى انـدیـشـه ها را بر عهده گیرد و سازنده اندیشه هاى نوین گردد و نگاهبان اخلاق جامعه و وسیله تکامل اجتماعى شود، در پى انگیزه هاى سودجویى و اغراض مالى شتافت .(۳۳۳)
سینماى ایران پیش و پس از انقلاب اسلامى
چـنـان کـه گـذشـت ، سـینما مانند دیگر وسایل ارتباط جمعى ، در جهت گیرى افکارعمومى سهمى چـشـمگیر دارد. این جهت دهى مى تواند داراى جنبه هاى مثبت یا منفى باشد؛ به این معنا که در حوزه اجـتـمـاعـى هـمـان گـونـه کـه سینما مى تواند براى بهبود دردها و بیمارى هاى روانى ، تحکیم روابط سالم انسانى ، تکامل اجتماعى و رشد و پویایى فرهنگ و سنن ملّى و دینى به کار رود، در صـورت سـوء اسـتـفـاده از آن بـه عـامـل گـمـراهى ، فساد اجتماعى ، بدآموزى و وسیله تهاجم فـرهـنـگـى مـبـدّل مـى شـود. در حـوزه سـیـاسـى نـیـز هـمـان گـونـه کـه مـى تـوانـد عـامـل تـحـکـیـم وحـدت مـلّى و هـمـبـسـتـگـى اجـتـمـاعى باشد، توان آن را نیز دارد که به صورت عـامـل مخرّب فرهنگ ملّى و تفرقه به کار رود. اکنون این پرسش مطرح است که سینماى ایران از آغاز تا کنون به افق کدام یک از این کاربردهاى مثبت و منفى نزدیک بوده است ؟
الف ـ سـیـنماى ایران در دوران پیش از انقلاب اسلامى : درباره سینماى ایران در پیش از انقلاب اسـلامـى ، از دو مـقـطـع مـى تـوان سـخـن گـفـت : مـقـطـع نـخـسـت شامل پیدایش سینما در ایران تا حکومت پهلوى است . اساسا در آغاز ورود سینما به ایران ، چهره راسـتـیـن ایـن رسـانـه بـه مردم نشان داده نشد. آغاز فعالیت سینما با تقلید از فیلم هاى غربى هـمـراه بـود. کسانى متولّى این حرفه بودند که نه حسّ مسؤ ولیت دینى داشتند و نه عِرق ملّى ، بلکه گاه نسبت به اسلام از خود ناسازگارى نیز نشان مى دادند.(۳۳۴)
صـنـعـت فـیـلم سـازى در ایـران داراى تـوان تـولیـد نـبـود و از ایـن رو مـصـرف کننده فیلم هاى آمریکایى و اروپایى بود. به ویژه فیلم هایى که حتى تولیدکنندگان غربى از نمایش آن ها در کـشـور خـود پـرهـیـز مـى کـردنـد و تـنـهـا آن هـا را بـراى صـادرات تـولیـد کـرده بودند.(۳۳۵)
مجموعه عواملى که بدان ها اشاره شد، موجب گشتند که سینماهاى تهران از نخستین روزهاى تولّد ایـن رسـانـه در ایـران ، بـه عـرصـه تـاخـت و تـاز مـبـتـذل تـریـن فـیـلم هـاى تـاریـخ سـیـنما تـبدیل شوند. سینما در این مقطع ، تفکّرى را که با فرهنگ و باورهاى مذهبى و ملّى جامعه ایران همساز و همراه باشد، عرضه نکرد و هر آنچه با زبان تصویر، ارائه شد، با عرف و عادات و سـنـّت هـا و فـرهـنـگ بـومـى نـاسـازگـار بـود کـه بـا هـدف تـحمیل و القاى ارزش هاى ویرانگر غربى و درهم شکستن چارچوب هاى سنّتى و بومى به کار مى رفت . چنین بود که واژه سینما، با فساد، ابتذال ، فحشا و آلودگى فرهنگى مترادف شد.
عـمـلکـرد مـخـرّب و زیـانـبـار سـیـنـمـا در این برهه از تاریخ ایران موجب شد که نوعى مخالفت اجـتـمـاعـى نـسـبـت بـه ایـن پـدیـده در جـامـعـه ایـران پـدیـد آیـد و خـانـواده هـاى مـذهـبـى و اصیل و روحانیان بیدار و آگاه ، با سینما به مخالفت برخیزند.
آلودگـى سـیـنـمـا بـه ابـتـذال و فـحـشـا و اشاعه فرهنگ غربى ، علماى دین را بر آن داشت که فتاواى شرعى علیه سینما صادر کنند. شیخ فضل اله نورى ، مجتهد بزرگ تاریخ معاصر، از جـمـله شـخـصـیـت هـاى مـذهـبـى بـود کـه بـه پیکار علیه سینما برخاست و آن را وسیله تخدیر و عامل نوظهور غرب براى رسوخ در اعتقادات ملّت ایران دانست .(۳۳۶)
دومـیـن مـقـطـعـى که در آن مى توان به بررسى پیشینه عملکرد سینما در ایران پیش از انقلاب اسـلامـى پـرداخـت ، عصر حکومت پهلوى است . در طول حکومت پهلوى ، سینما وسیله اى براى دور نـگه داشتن مردم از مسائل و حقایق سیاسى ـ اجتماعى و سرپوش نهادن بر مشکلات اجتماعى بود. بـا اسـتـفـاده از سـیـنـمـا مـى کـوشـیـدنـد افـکـار عـمـومـى را از مـسـائل اسـاسى کشور منحرف سازند و مردم را به صورت مصرف کنندگان انفعالى ارزش ها و عادات غربى در آورند.
با نگاهى به مطبوعات عصر پیش از انقلاب و آگهى هایى که براى تبلیغ فیلم هاى سینماهاى تـهـران در جراید مى آمدند، مى توان به این نکته پى برد که یکى از عناصر جدایى ناپذیر فیلم هاى سینما، سکس و صحنه هاى مبتذل بود. نویسندگان فیلم نامه ها و سناریوها، به لحاظ گـرایـش به غرب و خودباختگى ، به شدّت تحت تاءثیر فیلم سازان و تهیّه کنندگان غربى بودند. آنان از درک احساسات و نیازهاى واقعى جامعه ایران عاجز مانده بودند.
سـنـاریـوهـا، چـارچـوب و مـوضـوعـات خـود را از رُمـان هـاى پوچ و بى محتواى غربى عاریت مى گـرفـتـند و تنها، تغییراتى اندک در آن ها راه مى یافت و آن گاه با بازى هنرپیشه ایرانى و بـه نـام مـسـائل جـامـعه ایران ، به گونه اى مضحک به تصویر کشیده مى شدند و به نمایش درمـى آمـدنـد. تـا سـال هـاى پـیـروزى انـقـلاب اسلامى و استقرار حکومت اسلامى در ایران ، دست انـدرکـاران صـنـعـت سـیـنـمـا، فـیـلم هـاى عـربـى ، تـرکـى و یا هندى را که الهام گرفته و یا رونـوشـتـى از آثـار مـبـتـذل غـربـى بـودنـد، بـه فـیـلم ایـرانـى تـبـدیـل مـى کـردنـد و بـدیـن سـان ، اسـتـعـمار فرهنگى را در جامعه ایران بسط و گسترش مى دادنـد.(۳۳۷) گـویـا سـیـنـماى ایران از آغاز تا پیروزى انقلاب اسلامى ، ماءموریت و رسـالتـى جـز آلوده سـاختن فرهنگ ملّى ایران بر عهده نداشت و از این رو بود که در دوران اوج گیرى مبارزات ملّت مسلمان و قهرمان ایران علیه خاندان فاسد پهلوى ، بسیارى از سینماها به آتش کشیده شدند.(۳۳۸)
ب ـ سـیـنـماى ایران پس از انقلاب اسلامى : سینماى ایران در واپسین روزهاى عمر رژیم پهلوى رو به افول نهاد و خاموش شد، امّا حدود یک سال پس از پیروزى انقلاب اسلامى برخى از آن ها به تدریج ، با حزم و احتیاط و یکى پس از دیگرى فعالیت خود را از سر گرفتند. فساد حاکم بر سینماى ایران از آغاز ورود این رسانه به کشور تا وقوع انقلاب اسلامى و آمیختگى اش با ابتذال و فحشا، موجب شد که پس از انقلاب اسلامى همواره در مظانّ اتهام قرار گیرد.
تـحـوّل و دگـرگـونـى در جـهـت گـیـرى سـینماى پس از انقلاب ، ورود افراد جدید و سالم به عـرصـه هـنر و فیلم سازى ، به همراه کوشش هایى که براى فسادزدایى و سالم سازى سینما صورت گرفت ، و نیز بسیارى از عوامل دیگر موجب شد که حیثیت از دست رفته سینما تا حدودى بسیار باز گردد و این رسانه جایى در میان مردم باز کند.(۳۳۹)
بـه هـر حال ، سینماى ایران در دوران پس از انقلاب اسلامى دستخوش تحوّلى بنیادین از نظر هدف ، موضوع ، خط مشى و جهت گیرى شد. درک ابعاد و اهمیت این دگرگونى تنها در صورتى مـمـکـن اسـت کـه اوضـاع و شـرایـط سـیـنما را با وضعیت تاءسف بارش در دوران پیش از انقلاب مـقـایـسـه کـنیم . نظام اقتصادى و فرهنگى حاکم بر سینماى ایران آمیزه اى از سودجویى ، منفعت طـلبـى ، ابـتـذال فـرهـنگى ، پوچى ، غرب گرایى و مصرف زدگى بود. امّا در نظام جمهورى اسـلامـى ، بـا تـغـیـیـر مـعـیارهاى ارزشى حاکم بر تمامى رسانه هاى گروهى ، از جمله سینما، فـرهـنـگ ضـد ارزشـى حـاکـم بـر سـیـنـمـاها به کنار گذاشته شد و این رسانه همانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات رسالتى سنگین و خطیر بر عهده گرفت ؛ یعنى معرفى و تبلیغ ارزش هـاى اسـلامـى و دیـنـى . در مـقـدّمـه قـانـون اساسى جمهورى اسلامى ایران ، درباره رسانه هاى گروهى کشور چنین آمده است :
وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى (صـدا و سـیـما) بایستى در جهت روند تکاملى انقلاب اسلامى ، در خدمت اشـاعـه فـرهـنـگ اسـلامـى قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه هاى متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت هاى تخریبى و ضد اسلامى جدّا پرهیز کند.(۳۴۰)
اگـرچـه در گـفـتـار بـالا، از میان وسایل ارتباط جمعى ، تنها بر صدا و سیما اشاره و تاءکید شـده اسـت ، امـّا سـیـنـمـا بـه لحـاظ بـرخـوردارى از بـرخـى ویـژگـى هـاى مـشـترک با رادیو و تلویزیون ، از جمله توانایى تاءثیر بر افکار عمومى ، بهره گیرى از تصویر و صدا و… از ایـن قـانـون بـیـرون نـیـسـت . در اصـل ۱۷۵ قـانـون اسـاسـى نـیـز اصول ، خط مشى ها، اهداف و وظایف رسانه هاى گروهى تعیین شده اند.(۳۴۱)
بـه هـر حـال ، از ویـژگى هاى فعّالیّت سینماى پس از انقلاب ، کوشش در انعکاس واقعیت هاى جـامـعـه ، ارج نـهـادن بـر ارزش هـاى اسـلامـى ، تـلاش بـراى رشـد فـضـایـل اخـلاقـى و بـازتابانیدن رویدادهاى دوران دفاع مقدّس است . از سوى دیگر، سینما در کـنار دیگر رسانه هاى همگانى ، عهده دار صدور پیام انقلاب اسلامى به ملّت هاى محروم و ستم دیـده جـهـان ، خنثى سازى توطئه هاى تبلیغاتى استکبار جهانى علیه انقلاب اسلامى بوده است .بـه ویـژه ، در دوران کـنـونـى ، کـه امـپریالیسم جهانى در پیکار با انقلاب اسلامى به میدان فرهنگى پاى نهاده است و مى کوشد جریانات انحرافى ، از جمله لیبرالیسم فرهنگى ، را به ساخت رسانه هاى گروهى کشور نفوذ دهد، مرحله حسّاس و خطیرى در پیش روى سینما قرار دارد.
خلاصه بخش
در بـخـش نـخـسـت ایـن نـوشـتـار، کـه بـه بـررسـى ارتـبـاطـات و وسـایـل ارتـبـاط جمعى پرداخته شد، نخست موضوع ارتباطات را مورد بررسى قرار دادیم . در جـمـع بـنـدى مـبـاحـث فـصـل اوّل مـى تـوان گفت که یکى از ویژگى هاى زندگى کنونى ، وجود وسایل ارتباط جمعى پیشرفته اى است که با رشته هاى نامرئى بى شمارى ، انسان ها را به یکدیگر پیوند داده و جهان پهناور را به صورت دهکده اى کوچک درآورده است .
امـواجـى کـه بـه وسـیـله فـرسـتنده ها ارسال مى گردند، مرزها و دیوارها را در سرتاسر جهان درنـوردیده و در گیرنده هایى که در خانه هاى مردم قرار دارند، به صورت پیام هاى صوتى و تـصـویـرى ، افـکـار و ذهـن انـسـان ها را تحت تاءثیر خود قرار مى دهند. همین تاءثیرگذارى رسـانـه هـا کـه هـرگـز از جـنـبـه هـاى سـازنـده و مخرّب خالى نیست ، مطالعه مقوله ارتباطات و تاءثیر رسانه ها بر افکار انسان را مهم و ضرورى ساخته است .
صـاحـب نـظـران دانـش ارتـبـاطـات ، کـانـال هـاى ارتباطات را به سه گروه تقسیم مى کنند که شـامـل کـانـال هـاى مـواصـلاتـى (تـرابـرى )، کـانـال هـاى مـخـابـراتـى و کانال هاى ارتباطاتى اجتماعى مى باشند. آنچه که در این درس ها بیشتر مورد مطالعه و تاءکید است ، نوع اخیر یعنى کانال هاى ارتباطى اجتماعى مى باشد.
بـرقـرارى ارتـبـاط در زنـدگى اجتماعى انسان ها امرى اجتناب ناپذیر بوده و از دوران نخستین زنـدگـى بـشـر، در بـسـتـر زمـان دچـار تـحول و دگرگونى هاى فراوانى شده که امروز به صـورت تـکـامـل یـافـتـه و پـیـچـیـده اى درآمـده اسـت . پـیـدایـش و تـکـامـل وسایل ارتباط جمعى نظیر مطبوعات ، رادیو، تلویزیون ، ماهواره و جز آن ها زاییده نیاز بشر به برقرارى ارتباط با همنوعان خود مى باشد.
در فـرایـنـد ارتـبـاطـات ، آنـچه اهمیت دارد، عنصر پیام است ، (پیام ) به همراه دو عنصر دیگر یـعـنـى مـنـبـع پـیـام و مـقـصـد پـیـام ، عـنـاصـر اصـلى ارتـبـاط را تـشـکـیـل مـى دهـنـد. پـیـام ، مـجـمـوعـه اى از الفـاظ، لغـت هـا، اشـکـال و جـز آن هـا اسـت کـه پـیـام دهـنـده به منظور تاءثیر نهادن بر روى مخاطب خود، آن ها را تـولیـد و ارائه مـى کـنـد. بـدین ترتیب ، علت اصلى پیدایش رسانه ها جا به جایى و انتشار عـنـصـرى بـه نـام (پـیـام ) مـى بـاشـد. اهـمـیـت و ارزش وسایل ارتباط جمعى نیز ناشى از همین عنصر یعنى پیام است .
دنیاى ارتباطات ، دنیاى پیچیده و متنوعى است . با در نظر گرفتن این کثرت و پیچیدگى ، مى توان برخى از وجوه آن را به ارتباطات سازمانى (یا ادارى )، ارتباطات اقتصادى ، ارتباطات مدیریتى و ارتباطات سیاسى تقسیم بندى کرد.
ارتباط جمعى در مقایسه با سایر اشکال ارتباطات از اهمیّت بیشترى برخوردار است . زیرا، این نـوع ارتـبـاط از اهـرم هـاى اصـلى تـبـلیـغـات و خـبـررسـانـى اسـت کـه در شـکـل دهـى و هـدایـت افـکـار عـمـومـى نـقـش اسـاسـى را ایـفـا مـى کـنـد. در تـعـریـف وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى نـیـز گـفـتـه شـده وسـیـله ارتـبـاط جـمـعـى مـشـخـص کـنـنـده آن نـوع از وسـایـل ارتـبـاطـى اسـت کـه هـدف آن ها برقرارى رابطه با یک مخاطب یا گروه کوچکى نیست ، بلکه جمع را در نظر داشته و مورد توجه جماعت بسیارى است .
تـاءثـیـر وسایل ارتباط جمعى در اغلب موارد حالت غیر ارادى و ناخودآگاه داشته و پیام آن به صـورت یـکـجـانـبـه جـریـان پـیـدا مـى کـنـد. ایـن ویـژگـى هـا سـبـب اهـمـیـّت وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى گـردیـده اسـت . بـه عـلاوه ، ایـن وسایل در سیاست داخلى و خارجى کشورها کاربرد مؤ ثرى دارند.
در مـورد وسایل ارتباط جمعى سه نظریه عمده وجود دارد که عبارتند از، نظریه نامحدود بودن قدرت رسانه ها، نظریه بى تاءثیر بودن رسانه ها و نظریه مشروط بودن تاءثیر رسانه ها. وسایل ارتباط جمعى ، از نظر ایفاى نقش ، به عنوان پدیده اى چند وجهى شناخته شده اند. در یـک دیـد کـلى ، رسـانـه هـا را داراى دو نـوع کارکرد مخرّب و کارکرد سازنده مى یابیم . با در نـظـر گـرفـتـن ایـن واقـعـیت مى توان گفت که این ابزارها در دگرگونى هاى اجتماعى ، تغییر ارزش هـا، تهاجم و دفاع فرهنگى ، در مواقع جنگ و صلح ، استعمار ملت ها، بازسازى و رشد و تـوسـعـه جـوامـع ، ایجاد وحدت ملى و یا تفرقه و آموزش همگانى ، داراى کاربرد و نقش هاى مؤ ثرى مى باشند.
در خـصـوص تاءثیرگذارى وسایل ارتباط جمعى بر زندگى انسان از دو زاویه مى توان به مساءله نگریست . در دید نخست ، اثرات رسانه ها را بر زندگى فردى انسان مى توان مطالعه کـرد و در دیـد دوم اثـرات این وسایل را بر حیات اجتماعى انسان مى توان بررسى نمود. محور دوم از مـبـاحـث اصلى جامعه شناسى وسایل ارتباط جمعى است . یکى از نکته هاى مهم در بررسى اثـرات اجـتـمـاعى رسانه ها، تاءثیر مثبت و منفى آن بر نهاد خانواده است . بى آن که از اثرات مـنفى و مخرّب رسانه بر خانواده غفلت بورزیم و آن را نادیده بگیریم ، در یک دید خوشبینانه مـى تـوان اثـرات مـثـبـت ایـن وسـایـل را، تـربـیـت صـحـیـح ، انتقال ارزش ها و هنجارهاى فرهنگى به خانواده ها، مرتبط ساختن دنیاى خانواده با جهان خارج ، تحکیم علقه ها و همبستگى بین اعضاى خانواده دانست .
از دیـگـر جـنـبـه هـاى اجـتماعى وسایل ارتباط جمعى ، کاربردهاى ارزنده آن در فرایند آموزش و پـرورش اسـت . رادیـو و تـلویـزیـون داراى ایـن قـابـلیـت هـسـتـنـد کـه بـه عـنـوان وسـایـل آمـوزشـى و کـمـک آمـوزشـى بـه کـار رونـد و در ایـن زمـیـنـه نـسـبـت بـه سـایـر اشکال آموزش از مزیّت هاى چشمگیرى برخوردار هستند.
وسـایل ارتباط جمعى در زمینه زندگى سیاسى انسان ها نقش دو جانبه اى را ایفا مى کنند. یعنى ضـمـن ایـن کـه در تـصـمـیـم گـیـرى سـیاستمداران تاءثیر مى گذارند، در اغلب موارد نیز به صـورت ابـزارى در دسـت حـاکمان در جلب افکار عمومى و همراه ساختن مردم با خود، به کار مى رونـد. هـمـین طور، کاربرد رسانه ها در تبلیغ ادیان و مسلک ها و استفاده هاى شایانى که از این ابزار در فعالیت هاى اقتصادى مى شود، به اهمیت نقش هاى اجتماعى آن افزوده است .
در روند مطالعه و بررسى وسایل ارتباط جمعى ، از میان برخى از مصادیق بارز رسانه ها مى تـوان بـه مـطـبـوعـات اشـاره کـرد. مـطـبـوعـات از شـنـاخـتـه شـده تـریـن وسـایـل ارتـباط جمعى است که در برقرارى ارتباطات ، جابه جایى اطلاعات و تاءثیرگذارى بـر افـکـار عـمـومـى ، نـقـش آفرینى مى کند. اگر برخى از رسانه ها، با ظهور تلویزیون و ویـدئو و غـیـر آن هـا تـا حـدودى اهمیّت خود را از دست داده اند، امّا مطبوعات نه تنها اهمیّت خود را حـفـظ کـرده ، بـلکـه در رونـد بسط و گسترش دانش و پژوهش ، اهمیّت بیشترى پیدا کرده است . جـنـبه پراهمیت مطبوعات از نظر سیاسى سبب گردیده تا بدان عنوان (رکن چهارم دموکراسى ) اطلاق شود.
امروز، کشورى را نمى توان یافت که در آن روزنامه اى منتشر نشود و همه کشورهاى جهان داراى مطبوعات هستند. امّا فقط تعداد محدودى از کشورها داراى مطبوعات پرتیراژ بین المللى هستند که از میان آن ها مى توان به آمریکا، انگلستان و فرانسه ، اشاره کرد.
دسـتـگـاه چـاپ براى نخستین بار در دوره قاجار به دستور عباس میرزا و توسط فردى به نام مـیـرزا زیـن العـابـدیـن تـبـریـزى بـه ایـران آورده شـد و در سـال ۱۳۳۲ قـمـرى ، مـیـرزا صـالح شـیرازى اولین روزنامه را در ایران منتشر کرد که (کاغذ اخـبـار) نـام داشت . دومین روزنامه ایران در ارومیه به زبان آشورى و با نام (زاراریت باهرا) به معنى اشعه روشنایى انتشار یافت و دو سال بعد، روزنامه وقایع اتّفاقیه منتشر گردید.
در بـررسى سیر تاریخى مطبوعات در ایران به این نکته مهم برمى خوریم ، که مطبوعات در مـرحـله شـکـل گیرى خود از غرب تقلید مى کردند و به هویّت و فرهنگ ملّى توجّه چندانى نشان نـمـى دادنـد کـه البـتـه روزنـامـه وقـایـع اتـّفـاقـیـه از ایـن قـبـیـل مـطـبـوعـات مـسـتثنى مى باشد. به هر حال نسل اولیه مطبوعات ایران به شدّت تحت نفوذ استبداد بودند و تنها به عنوان زبان حکومت ایفاى نقش مى کردند. البته تعدادى از روزنامه ها نـیـز وجـود داشـتـنـد کـه در خـارج از کـشـور مـنـتـشـر و در خـارج و داخل توزیع مى شدند.
مطبوعات ایران در دوره ناصرالدین شاه به استثناى دوره کوتاه صدارت امیرکبیر نمونه کاملى از مـطـبـوعـات اسـتـبـدادى بـودنـد. نـخـسـتـیـن مـبـارزات مـطـبـوعـاتـى در جـریـان جـنـبـش تـنـباکو شـکـل گـرفـت . در دوره مـظـفرالدین شاه ، پس از مدت کوتاهى خفقان سیاسى برقرار شد و با تعطیل شدن روزنامه ها، روزنامه ها و شب نامه هاى مخفیانه و زیرزمینى دور از چشم کارگزاران حـکـومـت مـنـتـشـر و تـوزیـع مـى شدند. در دوره مشروطیت سرپوش اختناق برداشته شد و در چنین فضایى که استبداد قاجار رخت بر بسته بود، مطبوعات گسترش و در دوره پهلوى ها مطبوعات سه دوره متمایز را تجربه کرد. در فاصله سقوط رضاخان (شهریور ۱۳۲۰) تا کودتاى ۲۸ مـرداد ۱۳۳۲ کـه هـنـوز دیـکـتـاتـورى رضـاخـان بـه وسیله پسرش محمّدرضا سایه خود را بر عـرصـه سـیاسى و اجتماعى ایران نگسترانیده بود، مطبوعات از آزادى نسبى برخوردار بودند، امـّا پـس از کـودتـاى ۲۸ مـرداد اخـتـنـاق مـانـع از فـعـالیـّت مـطـبـوعـات مستقل شد. با وقوع انقلاب اسلامى ایران در سال ۱۳۵۷ عصر جدیدى در تاریخ حیات مطبوعات کـشور آغاز شد، عصرى که ایران از ابتداى پیدایش مطبوعات تا آن زمان هرگز تجربه نکرده بود. در این دوره مطبوعات اسلامى تولّد یافتند و رشد و شکوفایى چشمگیرى در کمیّت و کیفیت مـطـبـوعـات پـدیـد آمـد. وقـوع تـهـاجـم عـراق بـه جـمـهـورى اسـلامـى ایـران و هـشـت سـال دفـاع مـقدس سبب گردید تا مطبوعات کشور در جذب نیرو و بسیج امت براى دفاع مقدس و معرفى چهره تجاوز و مظلومیّت ایران اسلامى به نحو مؤ ثرى ایفاى نقش نمایند.
مـبـحث دیگرى که در مقوله رسانه ها جایگاه مهم و شاخصى دارد، خبرگزارى ها هستند. با این که حـدود ۱۲۰ خـبـرگزارى در جهان امروز شمارش شده ، امّا فقط پنج خبرگزارى در مقیاس جهانى قـادر بـه فـعـالیـّت در امـر جـمـع آورى و تـوزیـع خـبـر مـى باشند که این خبرگزارى ها به کـشـورهـاى قـدرتـمـنـد جـهـان غـرب تـعـلق دارنـد. ایـن خـبـرگـزارى هـا شـامـل رویتر، فرانس پرس ، آسوشیتد پرس ، یونایتدپرس و تاس مى باشند که البته با فـروپـاشـى شـوروى ایـن تـعـداد بـه چـهـار خـبـرگـزارى قـدرتـمـنـد تقلیل پیدا کرده است .
رادیـو از دیـگـر وسـایل ارتباط جمعى است که به لحاظ کارآیى شگفت انگیز و فراگیر بودن دامـنـه امـواج و اثـرات آن ، در کـنـار روزنـامـه و تـلویـزیـون بـه عـنـوان (سـه غـول ) ارتـبـاط جـمـعى معروف شده است . این رسانه ، یک وسیله کلامى گروهى است که در امر ارتـبـاطـات اجـتماعى نقش مهمى ایفا مى کنند. اولین برنامه رادیویى در دوم نوامبر ۱۹۲۰ پخش شد و به این ترتیب ، رادیو نیز به جرگه وسایل ارتباط جمعى پیوست . این وسیله ارتباطى از نـظـر سـیاسى و اجتماعى داراى اثرات چشمگیرى است . در میان شبکه هاى فرستنده رادیویى جـهـان تـعـدادى فـرسـتـنـده وجـود دارنـد کـه در سـطـح بـیـن المـللى مشغول فعالیّتند. رادیو آمریکا و رادیو انگلیس از شناخته شده ترین این شبکه ها مى باشند.
انـدیـشـه ایـجـاد رادیـو در ایران ، به دنبال ورود تلگراف و بى سیم در دوره حکومت رضاخان مـطرح شد. در سال ۱۳۱۶ اولین قدم در راه تاءسیس رادیو در ایران برداشته شد و تعداد سه دسـتـگـاه فـرسـتـنـده مـوج کـوتـاه و مـتـوسـط خـریـدارى و شـروع بـه کـار کـرد. امـّا در سـال ۱۳۴۷ بـود کـه رادیـو بـا سـازمان تلویزیون ادغام شد و سازمان رادیو تلویزیون ملّى ایـران تـاءسـیس گردید. از آن زمان به بعد فرستنده هاى رادیویى در ایران رو به گسترش نـهـاد. پـس از انـقـلاب اسـلامـى ، رادیـو نـیـز هـمـانـنـد دیـگـر وسایل ارتباط جمعى در خدمت بسط و گسترش فرهنگ اسلامى قرار گرفت .
دیـدن اشـیـاء از فـاصـله دور یـکـى از آرزوهـاى دیـرینه انسان بود، که پیدایش تلویزیون در اوّل ژوئیـه ۱۹۴۱ بـه ایـن آرزو جـامـعـه عـمـل پـوشـانـیـد. در ایـن سـال آزمـایـش نـهـایـى مـربـوط بـه انـتقال تصاویر در نیویورک با موفقیت صورت گرفت و تـلویـزیـون نـیز در جمع رسانه هاى گروهى پاى به عرصه فعالیت نهاد. اگرچه امروز در تـمـامـى کـشـورهـاى دنـیـا مـردم تـلویـزیـون تـمـاشـا مى کنند امّا شبکه هاى بین المللى پخش و کـانـال تـلویـزیـونـى کـه مـى تـوانـنـد بـه نـقاط دوردست برنامه نمایش دهند، به تعدادى از کشورهاى سرمایه دارى غرب تعلق دارند.
تـلویـزیـون در ایـران از سـابـقـه فـعـالیـت چندان طولانى برخوردار نیست . نخستین فرستنده تـلویـزیـونـى در ایـران در مـهـرمـاه سـال ۱۳۳۷ افـتـتـاح شـد و در سـال ۱۳۴۵ پـخـش بـرنـامـه هـاى تـلویزیونى با فرستنده هاى پرقدرت آغاز شد. گسترش شبکه هاى تلویزیونى ایران به طور عمده در دوران پس از انقلاب اسلامى صورت گرفت . در ایـن دوره تـلویـزیـون هـمـانـنـد سـایر رسانه ها از نظر کارکرد، در خدمت اشاعه الگوى ملّى و اسـلامـى قـرار گرفت ، در حالى که در دوره پهلوى ، این رسانه به طور عمده از برنامه ها و محصولات غربى تغذیه مى شد و در خدمت تبلیغ فرهنگ و الگوهاى فاسد غرب بود.
یـکـى از شـگـفـت انـگـیـزتـریـن پـدیـده هـاى نـویـن در جـمـع وسـایـل ارتـبـاطـى ، ماهواره است . با ساخت و پرتاب ماهواره ، قدرت فرستنده هاى رادیویى و تـلویـزیونى را مى توان تقویت و برنامه هاى تلویزیونى را به طور مستقیم و زنده در نقاط مـخـتـلف و دوردسـت جـهان پخش کرد. اگر چه این ابزار پیشرفته سبب چیرگى انسان بر طبیعت گـردیـده و کـاربردهاى فراوان آن بسیارى از مشکلات را در امر ارتباطات و اکتشافات از پیش پـاى بـشـر بـرداشـتـه اسـت ، امـّا در زمینه ارسال برنامه هاى تلویزیونى و به طور کلى در خـصـوص فـعـّالیّت هاى فرهنگى ، به صورت ابزارى جهت تهاجم فرهنگى توسط غرب بر علیه هویت و فرهنگ بومى کشورها درآمده است ؛ تا جایى که برخى از کشورها ممنوعیت و محدودیت هاى قانونى در استفاده از برنامه هاى تلویزیونى ماهواره اى برقرار کرده اند.
آغـاز فـکـر بـهـره بـردارى از نـخـسـتـیـن سـیـسـتـم مـاهـواره را سـال ۱۳۲۴ ش . (۱۹۴۵ مـیـلادى ) مـى دانـنـد در ایـن سال ، یک خلبان انگلیسى به نام کلارک پیشنهاد پرتاب ماهواره مخابراتى را ارائه کرد. با فـرسـتـاده شـدن نـخـسـتـیـن قـمـر مـصـنـوعـى تـوسـط شـوروى هـا بـه مـدار زمـیـن ، در سـال ۱۳۳۶ ش . (۱۹۵۷ مـیلادى ) عصر جدیدى در تکنیک ارتباطات آغاز شد و پس از شوروى ، آمـریـکـا بـه تـکـنـولوژى ساخت و پرتاب ماهواره دست یافت . در ایران ، براى نخستین بار در سـال ۱۳۴۸ ش . بـه مـنـظـور اسـتـفاده از ماهواره مخابراتى اقدام شد و پس از پیروزى انقلاب اسـلامـى ، بـه طـور گـسـتـرده اى از ایـن وسیله در ارتباطات مخابراتى و رسانه هاى گروهى استفاده شد.
ماهواره ها انواع مختلفى را شامل مى شوند که از میان آن ها مى توان به ماهواره هاى غیر نظامى و مـاهـواره هـاى نـظـامـى اشـاره کـرد. بـا ورود کـامـپـیـوتـر بـه جـرگـه وسـایـل ارتـبـاطـى ، بـر پـیـچـیـدگـى رسانه هاى گروهى افزوده شد. و ظهور کامپیوتر سبب افـزایـش سـرعـت ، دقـت و سـهـولت در انـجـام محاسبات و طرّاحى هاى پیچیده گردیده است . این وسیله نوظهور در جنبه هاى گوناگون از زندگى بشر، از صنایع نظامى گرفته تا تولید برنامه هاى تلویزیونى و سینمایى کاربرد دارد. برخى از رایج ترین کاربردهاى کامپیوتر عـبـارت از ارتـباطات ، آموزش ، امورادارى ، راهنمایى و رانندگى ، هواشناسى ، امور پزشکى ، امـور مـربوط به فرودگاه ها، مسائل اضطرارى نظیر آتش نشانى ، حوادث دریایى و هوایى و سـرانـجـام در زمـینه وسایل ارتباط جمعى مى باشد. کاربرد کامپیوتر در تولیدات رسانه اى شامل تولید گرافیک ، نقاشى هاى متحرک ، انیمیشن ، تولید فیلم هاى سینمایى و تلویزیونى است . همچنین ، کامپیوتر در بخش عمده اى از صنعت چاپ و نشر کاربردهاى مؤ ثرى دارد.
ظـهـور ویـدئو در عرصه رسانه هاى تصویرى ، از وقایع عصر ارتباطات است . اگر چه این وسـیـله بـه خـانـواده رسـانـه هـا تـعلق دارد، امّا از لحاظ کارکرد، فراگیرى و جامعیت ، با سه غـول ارتـبـاطـى یـعـنـى مـطـبـوعـات ، رادیـو و تـلویـزیـون تـفـاوت دارد. ویـدئو شکل جدیدى از امکانات تصویرى است که به انسان این امکان را مى دهد تا برنامه مورد نیاز و دلخواه خود را بر روى نوار ضبط و در فرصتى مناسب تماشا کند.
ویدئو در ابتدا از نظر حجم دستگاه بسیار بزرگ تر از نمونه هاى فعلى اش بود و به علت هـزیـنـه هاى سنگین ، داراى کاربرد عام تر و همگانى پیدا کرد. این وسیله صوتى ـ تصویرى نـوپـا در دهه ۱۹۸۰ ساخته شد و به سرعت جاى خود را در جمع رسانه ها گشود. رشد استفاده از ویدئو از بدو پیدایش آن نسبت به سایر رسانه ها، از شتاب بیشترى برخوردار بوده است .
ظـهـور ویـدئو در ایـران هـمـچـون دیـگـر رسـانـه هـا، نسبت به جوامع غربى با تاءخیر زیادى صـورت گـرفـت . کـارشـنـاسـان بـر ایـن نـظـرنـد کـه در سـال هـاى آخـر رژیـم پـیـشـیـن ، ویـدئو بـه عـنوان یک تکنولوژى جدید که از کارآیى بالایى بـرخـوردار بـود، در خـدمـت بـرنـامـه سـازى تـلویـزیـون قـرار گـرفـت . در سـال هـاى اخـیـر، ایـن وسـیـله پـاى خـود را بـه جمع خانواده ها گشود و بخشى از اوقات فراغت اعـضـاى خـانـواده هـا را بـه خود اختصاص داد. ویدئو از نظر کارکرد، داراى جنبه هاى مثبت و منفى اسـت . کـنـترل ورود و تکثیر نوارهاى مبتذل ویدیویى یکى از راه هاى کاهش بار منفى این رسانه در جامعه مى باشد.
از لحـاظ تـاریـخى ، سینما دومین وسیله ارتباط جمعى به شمار مى رود. جنبه سرگرم کنندگى ایـن رسـانه در مقایسه با دیگر رسانه ها بیشتر است ؛ البته به لحاظ وجود برخى ویژگى ها براى سینما از جمله تواءم بودن صوت و تصویر، سبب گردیده تا توسط برخى از رژیم هـا بـه عـنـوان ابـزارى جـهـت قـالب بندى و جهت دهى افکار عمومى در جنبه هاى سیاسى به کار گرفته شود. امروز اغلب فیلم هایى که در پرده سینما و حتى در صفحه تلویزیون به نمایش مى آیند، محصول کمپانى هاى بزرگ فیلم سازى غرب نظیر هالیوود، کمپانى متروگلدین مایر و کمپانى فوکس مى باشند.
سـیـنـمـا در ابـتـداى ورودش بـه ایـران سـه مـرحـله اسـاسـى را سـپـرى کـرد. مـرحـله اوّل ، بـه عـصـر فـیلم صامت اختصاص یافت ، مرحله دوم فیلم ناطق به وجود آمد و در مرحله سوم صنعت سینما پا گرفت . قبل از انقلاب اسلامى سینما وضعى متفاوت از دیگر رسانه ها نداشت ؛ ایـن ابـزار بـیـش از آن کـه در خـدمـت رشـد و تـعالى فرهنگ و بسط و گسترش ارزش هاى ملّى و اسلامى باشد، عامل گمراهى و ترویج فساد و بى بندوبارى بود.
پـس از طـلوع خـورشـیـد انـقـلاب اسـلامـى ، سـیـنـمـا پـس از طـى کـردن یـک دوره کـوتـاه افول و خاموشى ، فعالیت عادى خود را باز یافت ؛ امّا به لحاظ جهت گیرى ، موضوعات و هدف دسـتـخـوش تـحـوّل اسـاسى شد. در این عصر، سینما در کنار سایر رسانه ها عهده دار تبلیغ و ترویج ارزش هاى اسلامى شد.
بخش دوم
افکار عمومى
فصل یکم ـ آشنایى با افکار عمومى
فصل دوم ـ نمونه هاى تاریخى استفاده از افکار عمومى
فصل سوم ـ سنجش افکار
فصل یکم
آشنایى با افکار عمومى
۱. کلیّات
در عـصـر حـاضـر وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى بـه گـونـه اى چـشـمـگـیـر گـسـتـرش و تکامل یافته اند و از این رو، تمام پهنه گیتى زیر پوشش امواج رسانه ها قرار گرفته است و زنـدگـى انـسـان بـه گـونـه اى شـگـرف از کارکرد رسانه ها تاءثیر مى پذیرد. افزایش اطلاعات و آگاهى هاى عمومى یکى از پیامدهاى این پدیده است و برایند نهایى اش ، مطرح شدن موضوعى مهم به نام (افکار عمومى )(۳۴۲) است .
افکار عمومى ، تجلّى اراده انبوه مردم است که در تحوّلات و رویدادهاى مهم کشورها سهمى بس مهمّ بر عهده دارد. در باور بیشتر جامعه شناسانِ وسایل ارتباط جمعى و به ویژه کارشناسان امور سـیـاسـى ، در بـسـیـارى مـوارد، افـکـار عـمـومـى پـایـه و عـلّت تـصـمـیـم هـاى سـیـاسـى اسـت .(۳۴۳)
امـروزه ، شـنـاخـت افـکـار عـمـومـى ، چـگـونـگـى شـکـل گـیـرى و عـوامـل مـؤ ثـّر در آن ، اهـمـیـّتـى افـزون تـر یافته است ؛ چونان که سازمان ها و مؤ سّسه هاى آمـوزشـى و پـژوهـشـى عـریـض و طـویل با هزینه هایى هنگفت و امکاناتى در خور، ضمن تربیت دانـشـجـویـان و دانـش پـژوهـان ، بـه گـردآورى اطلاعات درباره افکار عمومى و به تجزیه و تحلیل و سنجش این موضوع شگرف مى پردازند.
از جـمـله پـدیـده هـایـى کـه بـه گـونـه اى مـسـتـقـیـم بـا افـکـار عـمـومـى مـرتـبـط اسـت ، وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت . در بـخـش نـخـسـت این نوشتار، با تاریخچه ، انواع ، مصادیق و کـارکـردهـاى رسـانـه هـاى گـروهـى آشـنـا شـدیـم و اینک به بررسى موضوع افکار عمومى ، چـگـونـگـى شـکـل گـیـرى ، عـوامـل مـؤ ثر و نمونه هاى تاریخى استفاده از آن و نیز جایگاه این موضوع در نظام اسلامى ، موضوع سنجش افکار عمومى و جز آن مى پردازیم .
تاریخچه
اگرچه ریشه دقیق و خاستگاه راستین اصطلاح (افکار عمومى ) پوشیده مانده است ،امّا کاربرد این واژه در متون کهن ، از قدمت آن حکایت مى کند. رومیان از واژه (اجماع عمومى ) به جاى (افکار عمومى ) و البته در مفهوم قضائى آن سود مى جستند.(۳۴۴) یونانیان نیز مترادف هاى این واژه را به کار برده اند.
اصطلاح (افکار عمومى ) در اروپا طى قرون ۱۶ تا ۱۸ میلادى در آثار نویسندگانى همچون ژان ژاک روسو، جان استوارت میل و جرمى بنتام به کار رفت . روسو در آستانه انقلاب فرانسه بـراى نـخـسـتـیـن بـار اصـطلاح افکار عمومى را به کار برد و مک آیور نوشت : (فعّالیت بى پـایـان افکار عمومى ، پویایى دموکراسى است .) و بدین سان ، اندک اندک ، این اصطلاح در مـیـان نـوشـتـه هـا و سـخـنـان فـیـلسـوفـان و انـدیـشـمـنـدان سـیـاسـى نـمـودار گـشـت . امـّا بـا زوال فـئودالیـسـم ، پـدیـدار شـدن شـهـرهـا، دگـرگـونـى شـیـوه هـا و وسـایل ارتباطى ، رواج صنعت چاپ ، پیدایش مطبوعات و دیگر رسانه ها، افکار عمومى اهمیّتى افـزون تـر یـافـت و بـه صـورت یـکـى از عـوامـل سـرنـوشـت سـاز و تـعـیـیـن کـنـنـده درآمد.(۳۴۵)
افـکـار عـمـومـى در فـرهـنـگ و تـعـالیـم اسلام به گونه اى شایسته مورد عنایت و توجه قرار گـرفته است . این حقیقت را مى توان از تدبّر در آیات قرآن و احادیث و سیره نبوى به روشنى دریافت که در صفحه هاى آینده ، بحثى مستقل در این باره خواهد آمد.
بـه ایـن تـرتـیب ، مى توانیم دریابیم که همواره چیزى به نام افکار عمومى در جوامع انسانى بـوده اسـت ، ولى اهـمـیـّتـى کـه امـروزه افـکـار عـمـومـى از آن بـرخـوردار اسـت بـه هـیـچ روى قـابـل مـقـایـسـه بـا روزگـاران کـهـن نـیـسـت . بـا ظـهـور وسایل نوین و پیشرفته ارتباط جمعى ، این موضوع دستخوش تحوّلى ژرف شد و به صورت نیرویى بسیار مؤ ثر و سرنوشت ساز در حیات سیاسى ـ اجتماعى جوامع درآمد.
اهمیّت افکار عمومى
مـى تـوان گـفت که افکار عمومى ، موجد جریان ها و رویدادهاى سیاسى ـ اجتماعى است و به همین دلیل است که به زمامداران توصیه مى کنند پیش از اجراى هر سیاستى ، نخست باید زمینه لازم را در جـامـعـه فـراهـم کـنـند و بسترى بسازند که سیاست بر آن جارى شود و این زمینه و بستر چیزى جز افکار عمومى نیست .(۳۴۶)
امـروزه در کـشـورهـا افـکـار عمومى ، نیرویى سترگ به حساب مى آید و دولت ها و کارگزاران کشورها، حتى در نظام هاى سیاسى خودکامه ، ناچارند به آن توجه کنند. در برخى موارد افکار عـمـومـى چـنـان مـهـم و نیرومند است که تصمیم گیران و رهبران کشورها جز پیروى از آن چاره اى ندارند.(۳۴۷)
بیشتر صاحب نظران و پژوهشگران علوم اجتماعى نیز از افکار عمومى به عنوان یکى از نیروهاى مـؤ ثـر در حـیـات سـیـاسـى جـوامـع بـشـرى یـاد کـرده انـد. بـه عـنـوان مثال ، آلفرد سووى از نویسندگان نامدار فرانسوى ، افکار عمومى را ضمیر باطنى یک ملّت ، قـدرت گـمـنـام و نـیـرویـى سیاسى خوانده است که در هیچ قانون اساسى پیش بینى نشده است .(۳۴۸) دکتر عبدالحمید ابوالحمد در کتاب (مبانى علم سیاست )، از افکار عمومى به عـنـوان یـکـى از نـیروهاى مؤ ثّر در سیاست یاد کرده است .(۳۴۹) دکتر کاظم معتمدنژاد نـیـز بـر ایـن بـاور اسـت کـه اهـمـیـّت روزافـزون افـکـار عـمـومـى در اعـمـال قـدرت سـیـاسـى مـوجـب شده است که رهبران دولتى براى جلب همکارى و حمایت مردم به تـمـایـلات آنـان تـوجـّه کـنـنـد و بـراى تـاءمـیـن خـواسـت هـا و نـیـازهـاى جـامـعـه هـمـّت گمارند.(۳۵۰)
کـسـانـى کـه بـه گـونـه اى با جامعه سر و کار دارند ـ همچون آنان که در گروه هاى اجتماعى وظـیـفـه رهـبـرى را بـر دوش دارنـد ـ هـیـچ گـاه نـمـى تـوانـنـد از افـکـار عـمـومـى غافل بمانند؛ به این معنا که ناگزیرند یا از آن پیروى کنند و یا با بهره گیرى از ابزارها و شـیـوه هـایـى ویژه ، آن را در سوى مورد نظر خود هدایت کنند. بى اعتنایى به افکار عمومى و نـادیـده گـرفـتـن آن مى تواند به سلب اعتماد عمومى از رهبران بینجامد و این به مفهوم از دست رفتن پشتیبانى عمومى است . بنابراین ، رهبران سیاسى در هرگونه تصمیم گیرى مهم همواره نـگـاهـى بـر افـکـار عـمـومـى دارنـد؛ چـنـان کـه از نـاپـلئون بـنـاپـارت نـقـل اسـت : حـکومت را مى توان به زور سرنیزه به دست آورد، امّا براى حفظ آن حکومت ، به جاى سرنیزه ، باید به افکار عمومى تکیه کرد.(۳۵۱)
بـدیـن سـان ، افـکـار عـمـومـى تـا حـدى اهـمـیـّت یـافـتـه اسـت کـه بـنیاد و اساس هر حکومتى را تـشـکـیـل مـى دهـد. در حـقـیـقـت ، هر حکومتى به همان اندازه که داراى پشتوانه افکار عمومى است ، نـیـرومـنـد یـا ناتوان خواهد بود. امّا باید توجّه داشت که افکار عمومى ، تنها مورد توجّه حکومت گـران و دولت مـردان نـیـسـت . بـلکـه تـمـامـى نـیـروهـاى سـیـاسـى و اجـتـمـاعـى فـعـّال در صـحـنـه جـامـعـه بر این موضوع مهم ارج مى نهند. احزاب سیاسى که بر مسند قدرت نـشـسـتـه انـد، بـراى ایـن کـه بـر جـاى خـویش استوار بمانند، همواره مى کوشند به شیوه هاى مـختلفى ، حمایت و پشتیبانى افکار عمومى را به سوى خویش فراخوانند و نیز احزابى که مى خواهند به قدرت رسند، همواره از افکار عمومى سود مى جویند.
دیگر نیروهاى اجتماعى نیز چنین اند؛ مثلا به هنگام بروز اختلاف میان کارگران و کارفرمایان ، هـر دو جـنـاح مـى کـوشند افکار عمومى را با خود همراه سازند. همچنین ، اقلیت هاى نژادى ، ملّى و مذهبى نیز هر یک کوشش خود را در جهت بسیج افکار عمومى به سود خود به کار مى گیرند.
مفهوم و تعریف افکار عمومى
الف ـ مـفـهـوم افـکـار عـمـومـى : در بـررسـى مـفـهـومـى افـکـار عـمـومـى بـه مـوارد ذیل مى توان اشاره کرد؛
1 ـ افـکـار عمومى ، افکارى است که به صورت (رسمى ) براى عموم مردم بیان مى شود؛ با تـوجـّه بـه ایـن نـظـریـه ، مـخـالفان پنهان در نظام هاى دیکتاتورى ، از مصادیق افکار عمومى مـحـسـوب نـمـى شـونـد و افـکـار عـمـومـى مـوضوع هایى را در بر مى گیرد که در روزنامه ها، رادیـوهـا، تـلویـزیون ها و مجالس عمومى مطرح مى شوند. به این ترتیب ، بسیارى از مسایلى که فرصتى براى مطرح شدن از طریق کانال هاى رسمى را نمى یابند، جزو افکار عمومى به حساب نمى آیند.
2 ـ افـکـارى کـه دربـاره مـسـائل عـمـومـى جـامـعـه اسـت ؛ در ایـن مـفـهـوم ، واژه افـکـار عـمـومـى شامل مسائلى است که در دایره حکومت است . از این نظر، افکار پنهان و غیر علنى مخالفان حکومت هـاى دیـکـتـاتـورى نـیـز تـا جایى که با سیاست هاى حاکمان مرتبط باشد، جزو مصادیق افکار عمومى است .
3 ـ افکارى که (عموم مردم ) دارند و نه گروه هاى کوچک ؛ در این معنى ، افکار عمومى افکارى است که به توده مردم تعلق داشته باشد و نه گروه نخبگان و اقلیت جامعه . مطابق این مفهوم ، مـنـظـور از افـکـار عـمـومـى ، آن دسـتـه از عـقـایـدى اسـت کـه در جـامـعـه رواج پـیـدا کـرده اند.(۳۵۲)
ب ـ تـعـریـف افـکـار عـمـومى : واژه افکار عمومى ، مرکب از دو کلمه (افکار)(۳۵۳) و (عموم )(۳۵۴) است . (افکار) در اصطلاح عبارت از نظرها، قضاوت ها، و ارزیابى هـا در مـورد یـک پدیده است که در ذهن انسان به وجود مى آید و سپس بیان و اظهار مى گردد. این واژه هـنـگـامـى استعمال مى شود که اختلاف نظر در خصوص موضوع و یا مساءله اى وجود داشته باشد و به اصطلاح بحث انگیز باشد.
واژه (عـمـوم ) بـه شـمـار زیـادى از مـردم دلالت دارد. افـکـار عـمـومـى بـه ایـن لحـاظ شـکـل مـى گـیرد که یک موضوع یا رخداد توجّه تعداد زیادى را به خود جلب مى کند. به عنوان مـثـال ، عـده اى ، بـه خـاطـر شـنـیدن یک خبر از رادیو، توجهشان به آن جلب مى شود. این توجّه مشترک ، اساس تشکیل افکار عمومى است .(۳۵۵)
نـخـسـتـیـن کـوشـش هـمـاهـنـگ دانـشـمـنـدان عـلوم اجـتماعى جهت ارائه تعریفى از افکار عمومى ، به سـال ۱۳۰۴ ش . / ۱۹۲۵ م . بـرمى گردد که اعضاى یک میزگرد از انجمن علوم سیاسى آمریکا پـس از نشست ها و گفت وگوهاى فراوان ، به دلیل وجود اختلاف نظر و تشتّت آراء، به تعریف قابل قبولى دست نیافتند.(۳۵۶)
از مـیـان تـعـریـف هـاى مـتـعـدّدى کـه در خـصـوص افـکـار عـمـومـى شـده ، تـعـریـف ذیل را که کامل تر به نظر مى رسد و مورد پذیرش (انجمن جهانى تحقیق افکار عمومى ) است مى توان برگزید.
افکار عمومى ، مجموعه عقاید و افکار افراد جامعه نسبت به یک موضوع است که آن افراد درباره آن موضوع داراى منافع و علایق مى باشند.(۳۵۷)
دلایل توجّه به افکار عمومى
در بـرخـورد با انبوه مباحثى که در رسانه ها راجع به پدیده افکار عمومى صورت مى گیرد، این سؤ ال در ذهن مطرح مى شود که چرا افکار عمومى این قدر مورد توجّه قرار گرفته و از آن سخن گفته مى شود؟ چرا روان شناسان ، جامعه شناسان ، پژوهشگران رشته ارتباطات ، علماى عـلم سـیـاسـت و روزنـامـه نـگـاران هـر یـک از زاویه اى در مورد این پدیده گفت وگو مى کنند؟ و دلایل توجه به افکار عمومى چه مى تواند باشد؟
اسـاسـا یـکـى از دلایـل مـطـرح شـدن پـدیـده افـکـار عمومى در عصر انقلاب الکترونیک و انفجار اطـلاعـات ، تـلازم و پـیـوسـتـگـى دو مـفـهوم (رسانه ها) و (افکار عمومى ) است ؛ زیرا مخاطب رسـانـه هـا افـکـار عـمـومـى مـى بـاشـد و اثـرات آن دو نـسـبـت بـه هـم ، از مسائل مهم و تعیین کننده در عصر کنونى مى باشد.
دلیـل دیـگـر تـوجـّه بـه افـکـار عـمـومى را باید در طبیعت نظام دموکراسى جست وجو کرد. زیرا شالوده و اساس یک نظام دموکراتیک به مفهوم واقعى آن ، (مردم ) است و به این ترتیب افکار عـمـومـى در کـانـون تـوجـّهـات قـرار مـى گـیـرد. سـومـیـن دلیـل تـوجـّه بـه افـکار عمومى ، نیاز دولت ها به نیروى عظیم توده مردم و حمایت آنان در اداره امـور اسـت ؛ چـرا که پیشبرد سیاست هاى ملّى بدون همکارى و حمایت قشرهاى گوناگون اجتماعى مـمـکـن نـیـسـت . همچنین هر گونه نوسازى و اصلاحات سیاسى ـ اجتماعى و ایجاد دگرگونى در ابعاد فرهنگى و فکرى مستلزم جلب آراى عمومى است .
اگـر کـارکـردهـاى افکار عمومى را آن گونه که جامعه شناسان بدان ها تاءکید کرده اند، مورد تـوجـّه قـرار دهـیـم ، مـلاحـظـه مـى کـنـیـم کـه در بیشتر موارد افکار عمومى به عنوان یک نیروى بـازدارنـده و کـنـتـرل کـنـنـده اجـتـمـاعـى عـمـل مـى کـنـد و نـوعـى عـامـل نـظـارت اجـتماعى است . چنین کارکردهاى مثبت و ارزنده اى است که افکار عمومى را در کانون توجّهات قرار داده است .
کارکردهاى افکار عمومى
افـکـار عـمـومـى کارکردهاى گوناگونى در جامعه دارد. برخى از مهم ترین این کارکردهااز این قرارند:
1 ـ افـکـار عـمـومـى وسـیله کنترل اجتماعى : در کشورهایى که مسؤ ولین و مدیران آن ها از طریق راءى مـردم انـتـخـاب مـى شوند، افکار عمومى نوعى نظارت اجتماعى بر تصمیم ها و عملکردهاى آنـان و عـامـل مـؤ ثـر کـنـتـرل کـنـنـده مـى بـاشـد. ایـن کـنـتـرل از دو طـریـق اعمال مى شود.
اوّل ایـن کـه ، مـمـکـن اسـت عـمل مسؤ ولین با واکنش و بحث هاى شدید مردم روبه رو شود و افکار عـمومى ، آن ها را مجبور کند تا در سیاست و اقدامات خود تجدید نظر کنند. در این مورد مى توان بـه شـواهـد و نـمـونـه هـاى تـاریـخى فراوانى از جمله فشار افکار عمومى در پایان دادن به تجاوز نظامى آمریکا به ویتنام اشاره کرد.
دوم ایـن کـه ، امـکان بالقوه واکنش افکار عمومى مى تواند در برخى موارد از اقدامات مسؤ ولین جـلوگـیرى کند. به عنوان مثال ، اگر مسؤ ولین یک کشور در صدد دستگیر کردن رهبر مخالفان باشند و احتمال بدهند که پس از این عمل ، افکار عمومى واکنش مخالفت آمیز از خود نشان مى دهد، از این اقدام صرف نظر و یا در صورت اقدام ، به سرعت وى را آزاد مى کنند.
2 ـ افـکـار عـمـومـى عـامـل انـسـجـام اجـتـمـاعـى : هـنـگـامـى کـه افـکـار عـمـومـى یـکـپـارچـه و مـتـشکّل مى شود، به افزایش وحدت اجتماعى و یگانگى ملّى کمک مى کند. مسؤ ولین در سایه این وحـدت بـه راحـتـى بـا بـحـران هـاى اجتماعى روبه رو شده و بدان فایق مى آیند. تجربه هشت سال دفاع مقدس ایران در مقابل تجاوز رژیم عراق این امر را به اثبات رسانده است .
رابطه دولت و افکار عمومى
رابطه میان دولت و افکار عمومى فرایندى یک جانبه نیست ؛ بلکه رابطه اى دوجانبه وتعاملى اسـت . یـعـنـى از یـک سـو، افـکـار عـمومى مى تواند از طریق انتخابات ، رفراندوم ، تظاهرات سیاسى ، شورش و انقلاب بر پدیده سیاست و قدرت تاءثیر بگذارد و از سوى دیگر، دولت هـا و زمـامـداران بـا اعـمـال تـسلط کامل و سانسور رسانه هاى گروهى و برگزارى کنفرانس ها، هـمـایـش ها، مصاحبه ها و جز آن بر افکار عمومى تاءثیر گذارده و به جهت دهى ، قالب بندى و هدایت آن بپردازند.
2. شکل گیرى افکار عمومى
افـکـار عـمـومـى از موضوعات مورد مطالعه در شاخه هاى مختلف علوم اجتماعى است . هر یک از این شـاخـه هـا جـنـبـه خـاصـى از آن را مورد بررسى و مطالعه قرار مى دهند که به طور مشخص مى تـوان بـه سـه رشـتـه عـلمـى بـا رویـکردهاى متفاوت اشاره کرد؛ روان شناسى اجتماعى ، جامعه شناسى و علم سیاست .
بـرخـى از پـژوهـشـگـران عـلوم اجـتـمـاعـى بـر ایـن بـاورنـد کـه فـرایـنـد شـکـل گـیرى افکار عمومى مربوط به رشته جامعه شناسى است . برخى دیگر بر این نظرند کـه تـبـیـیـن کـامل این فرایند در حوزه مباحث روان شناسى اجتماعى قرار دارد و خواه ناخواه ، بحث مـربـوط بـه چگونگى شکل گیرى پدیده افکار عمومى ، بسیارى از موضوع هاى روان شناسى اجتماعى را در بر مى گیرد.
امـّا از سـوى دیـگـر، بـرخـى مـعـتـقدند که مطالعه پیرامون افکار عمومى در حوزه مطالعات علوم سـیـاسـى قـرار مـى گیرد، زیرا در این علم ، آثار و کارکردهاى افکار عمومى بر نظام تصمیم گیرى مورد توجّه قرار مى گیرد. به عنوان مثال ، مفهوم (نظارت اجتماعى ) که از جانب برخى از جـامـعـه شناسان به عنوان یکى از مهم ترین کارکردهاى افکار عمومى مطرح گردیده ، ناظر بر آثار آن است ، و در حوزه مطالعات علوم سیاسى قرار مى گیرد.
بـنـابـرایـن در مـیـان شـاخـه مـخـتـلف معرفت بشرى ، جامعه شناسى و روان شناسى اجتماعى از (چـگـونگى شکل گیرى ) افکار عمومى بحث مى کند، امّا علم سیاست به بررسى و تعیین آثار افکار عمومى بر نظام تصمیم گیرى و معادلات سیاسى مى پردازد.(۳۵۸)
عناصر لازم براى شکل گیرى افکار عمومى
بـرخـى از جـامـعـه شـنـاسـان وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى بـر ایـن بـاورنـد کـه وجـود حداقل سه عنصر ذیل براى تشکیل افکار عمومى لازم است :
الف ـ مـردم : بـراى تـشـکـیـل افـکـار عـمـومـى ، (مـردم ) نـخـسـتـیـن عامل به حساب مى آیند. یعنى ، افرادى باید وجود داشته باشند که داراى منافع مشترک باشند و بـدون وجـود آنـان ، افـکـار عـمـومـى نـیـز هـرگـز وجـود خـارجـى و تـحـقـّق عـیـنـى پـیدا نمى کند.(۳۵۹)
ب ـ مـوضـوع خـبـر: دوّمـیـن عـنـصـر تشکیل دهنده افکار عمومى ، وجود (موضوع خبر) است . یعنى مـوضـوع یـا مـشـکـلى بـایـد وجـود داشـتـه بـاشـد تـا زمـیـنـه سـاز شـکـل گیرى افکار عمومى شود. البته موضوعات معمولى اثر چندانى ندارند و موضوعات مهم در این زمینه کارسازند.
فرض کنید خبرى از رادیو پخش شده است . اگر این خبر به تصادف قطارها، سقوط هواپیما و نـظـایـر آن مـربوط باشد و علت وقوع این حوادث نیز در ضمن خبر، به اطلاع مردم برسد، در ایـن صـورت امـکان دارد افکار عمومى درباره این مساءله به وجود نیاید؛ و افراد، پس از شنیدن مـوضوع با یک اظهار تاءسف آن را فراموش کنند؛ امّا اگر خبر مبهم باشد، در شرایط خاصى ، به تدریج افکار عمومى شکل مى گیرد.(۳۶۰)
ج ـ انتشار خبر: اقدام ها و تلاش هایى نیز باید صورت پذیرد تا (موضوع ) و یا (خبر) در سـطـح وسـیـعـى مـنـعـکـس و مـنـتـشـر گـردد و ذهـن هـا را بـه خـود جـلب کـنـد. ایـنـجـا است که نقش وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى نـظـیـر رادیـو، تـلویـزیـون ، مـطـبـوعـات و احـزاب سـیـاسـى و ده هـا عامل دیگر در شکل گیرى و فعال شدن افکار عمومى نمایان مى شود.(۳۶۱)
عوامل مؤ ثر بر شکل گیرى افکار عمومى (۳۶۲)
شـکـل گـیـرى افـکـار عـمـومـى ، فـرایـنـدى اسـت پـیـچـیـده کـه در آن عـوامـل بـسـیـارى دخـالت دارنـد. از جـمـله مـهـم تـریـن ایـن عـوامـل ، عـوامـل فـرهـنـگـى اسـت ، ایـن عـوامـل بـه طـور مـسـتـمـر بـا یـکـدیـگـر در حـال تـعـامـل مـى بـاشـنـد. بـدون شـنـاخـت ایـن عـوامـل نـمـى تـوان بـه چـگـونـگـى شکل گیرى افکار عمومى پى برد.
الف ـ نـقـش عـوامـل فرهنگى : هر یک از ما، در گروهى متولّد مى شویم که داراى فرهنگ ویژه اى اسـت . بـخـشـى از این فرهنگ ، ممکن است ساخته و پرداخته همین گروه باشد، ولى بخش بزرگ تر آن ، میراث پیشینیان است . زبانى که با آن سخن مى گوییم ، لباسى که بر تن مى کنیم ، مسکن و سرپناهى که در آن زندگى مى کنیم ، باورها، قواعد اخلاقى و ارزش هایى که بدان ها پایبندیم و بسیارى از وجوه دیگر زندگى ما بیان گر فرهنگ یا فرهنگ هایى است که با آن ها عجین شده ایم .
فـرهـنگ ، راه هاى تفکّر، داورى ، عمل کردن و عکس العمل نشان دادن را در حوزه افکار عمومى هموار مـى سـازد. آن دسـتـه از عـوامـل فـرهـنگى که بر افکار عمومى تاءثیر مى گذارند، عبارتند از ایدئولوژى ها، افکار قالبى ، افسانه ها و اساطیر، ارزش هاى فرهنگى و… که به توضیح پیرامون هر یک مى پردازیم :
1 ـ ایـدئولوژى هـا: ایـدئولوژى مـجـمـوعـه اى از بـایـدهـا و نـبـایـدهـاى یـک جـامـعـه را تـشـکیل مى دهد که از جهان بینى و اعتقادات آن جامعه نشاءت گرفته است و به همین لحاظ در متن افکار و باورهاى افراد جامعه جاى دارد. واکنش اعضاى یک جامعه نسبت به حوادث و پدیده ها، تا حـدّ زیـادى مـتـاءثـر از هـمـیـن بـاورهـاسـت . بـنـابـرایـن ، ایـدئولوژى بـه عـنـوان یـک عـامـل در نـحـوه بـرخـورد و واکـنـش انـسـان هـا بـا مـسـایـل ، عامل مؤ ثر و تعیین کننده اى است .
در جـوامـعـى کـه بـاورهـا و تـفـکـرات دیـنى حضور فعال و مؤ ثرى در صحنه زندگى افراد و روابـط اجـتـمـاعـى دارنـد و مـردم به طور جدّى بدان ها پایبندند، ایدئولوژى از فرامین دینى و شریعت نشاءت گرفته و پایه هاى افکار عمومى نیز بر همین باورهاى دینى استوار مى گردد و گـاهـى بـسـیارى از عوامل مؤ ثر در جهت دهى و تغییر افکار عمومى را نیز خنثى و بى اثر مى سازد. به عنوان مثال در سال ۱۳۵۶ شمسى که مبارزات ملّت مسلمان ایران علیه حکومت ستمشاهى پـهـلوى در جـریان بود؛ جوهره و ماهیت حرکت سیاسى ـ اجتماعى توده مردم را، عناصر و باورهاى دیـنـى شـکـل مى داد. در این مقطع از انقلاب اسلامى ، تبلیغات رسانه هاى گروهى نظیر رادیو، تـلویـزیـون ، روزنـامـه هـا و مطبوعات ، قدرت تاءثیرگذارى بر افکار عمومى را از دست داده بـود؛ زیرا جهت گیرى تبلیغات آن ها با ایدئولوژى و فرهنگ مذهبى و جهت گیرى سیاسى مردم متعارض بود.(۳۶۳)
2 ـ افـکـار قـالبـى : بـسـیـارى از جـامـعـه شناسان ، به حضور کلیشه هاى فرهنگى در افکار عـمـومـى اشاره داشته و نقش آن ها را در شکل گیرى افکار عمومى ، امرى روشن و بدیهى دانسته انـد. پـیـش داورى هـاى قالبى درباره مسائلى عنوان مى شود که با افراد به عنوان اعضاى یک گـروه نـژادى ، مـذهـبـى ، مـلّى و یـا اقـتـصـادى مـرتـبـط اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، عـکس العمل مخالفت آمیز برخى از سفیدپوستان آمریکا نسبت به حضور دانش آموزان سیاه پوست در مدارس سفیدپوستان ، نوعى پیش داورى نژادپرستانه و رفتار کلیشه اى است که از یک قرن پیش در میان بسیارى از سفیدپوستان وجود داشته است . زبـان ما حاوى بسیارى از واژه هایى است که بیانگر افکار قالبى مى باشند. هنگام یادگیرى زبان ؛ بسیارى از این افکار قالبى را نیز فرا مى گیریم . بسیارى از داورى هاى ما نسبت به مـسـائل ، نـه نـاشـى از تـمـاس رودرروى مـا و نـه حاصل تجربه ، بلکه کلمات قالبى زبان بـسـیـارى از ایـن بـرخـوردهـا و داورى هـا و بـه عـبـارت دیـگـر افـکـار عـمـومـى را شکل مى دهند.
آنچه که افراد باید ادراک کنند فرهنگ آن جامعه ، براى آنان فراهم مى سازد. به همین جهت آنچه را که انتظارش را داریم مى بینیم ، نه آنچه را که هست . و همین طور، آنچه را مى شنویم که مى خـواهـیم ، نه آنچه را که هست ! در واقع ، هر کس همان گونه استنباط مى کند و معنى کلمات را مى فهمد که سنّت ها و باورها و معیارهاى جامعه اش حکم مى کند.
کـنـش و واکـنـش هـاى قـالبـى در افـکـار عـمـومـى ، مـسـتـلزم تـفـکـر، انـدیـشـه و تـاءمـّل زیـادى نـیـسـت . زمـانـى کـه در بـحث ها و قضاوت هاى اجتماعى نسبت به پدیده ها افکار قـالبـى حـاکـم باشد، افکار عمومى نیز قالبى و کلیشه اى خواهد بود و نتیجه هایى که به دست مى آید، نوعا قالبى خواهند بود.
3 ـ افـسـانـه هـا و اسـاطـیـر: افـسـانـه هـا و اسـاطـیـر نـیـز در شـکـل گیرى افکار عمومى مؤ ثر واقع مى شوند؛ زیرا آن ها از جمله افکار قالبى هستند که در هـر فـرهـنـگـى وجـود دارنـد. در بـین پژوهشگران توافق اندکى درباره معنى اساطیر وجود دارد. بسیارى ، آن را چیزى دانسته اند که هیچ مبناى واقعى ندارد و بیان گر تخیّلات ، باورها، امیدها و آرزوهـاى غـیـر عـقـلانـى ذهـنـى اسـت . (مـاکـس وبر) جامعه شناس مشهور آلمانى ، ضمن تقسیم زنـدگـى انـسان به دو حوزه عقلانى و غیر عقلانى ، بر این باور است که بخشى از رفتارهاى اجـتـمـاعـى انـسـان از حـوزه غـیـر عـقـلانـى او نـاشـى مـى شـونـد کـه البـتـه ایـن قبیل رفتارها تا حدود زیادى تحت تاءثیر افسانه ها و اسطوره هاست .(۳۶۴)
مـعـمـولا سـیـاسـت پـیـشـگـان ، بـراى اقـنـاع عامه مردم ، به حوزه غیر عقلانى زندگى افراد مى پردازند و این کار با استفاده از اسطوره ها و افسانه ها صورت مى پذیرد. زیرا افسانه ها در فـرهـنـگ عـامـیانه ریشه عمیقى داشته و از این جهت ، عامه آن را به آسانى باور مى کنند. این امر نـشـان مـى دهـد کـه افـکـار عـمـومـى تـا حـدود زیـادى تـحـت تـاءثـیـر عـوامـل غـیـر عـقـلانـى قـرار دارد و بـراى دسـتـکـارى و جـهـت دهـى آن ، افـسـانـه هـا نقش مؤ ثرى دارند.(۳۶۵)
4 ـ ارزش هـاى فـرهـنـگـى : بـرخـى از پـژوهـشـگـران در شـکـل گـیـرى افـکـار عـمـومـى ، بـر ارزش هـاى فرهنگى تاءکید دارند. هر نسلى ، در فرهنگى پـرورش مـى یـابـد کـه بـسـیـارى از ارزش هـا و عـنـاصـر آن از نسل هاى پیشین بر جاى مانده است .
بـنـابـرایـن اگـر بـخواهیم افکار عمومى مردمى را تحت تاءثیر قرار دهیم ، نه تنها باید به افـکـار و عـقـایـدى کـه بـه آن هـا عرضه مى کنیم توجّه کنیم ، بلکه همچنین باید به چگونگى برداشت آن ها از این افکار و عقاید نیز توجّه داشته باشیم . معیارهاى داورى و استنباط این افراد در واقـع هـمـان ارزش هـاى فـرهـنـگـى آن هـا اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، در راسـتـاى صدور انقلاب اسلامى ، هر گونه کوششى براى تاءثیر نهادن بر افکار عـمـومى ملّت ها، بدون توجّه به ارزش هاى فرهنگىِ بومى آن ها و یا نفى و تقبیح این ارزش ها، با مقاومت آن ها و یا شکست مواجه مى شود.
3. افکار عمومى و عوامل مؤ ثر بر جهت گیرى آن
در درس گـذشـتـه ، عـنـاصـر لازم بـراى شـکـل گـیـرى افـکـار عـمـومـى و عـوامـل مـؤ ثـر در شـکـل گـیـرى آن را بـررسـى کـردیـم . اکـنـون ایـن سـؤ ال مطرح است که پس از این که افکار عمومى شکل گرفت چه عواملى به آن جهت مى دهند؟ و افکار عـمـومـى تـحـت تـاءثـیـر چـه عـوامـلى دگـرگـون شـده و در پـاره اى مـوارد نسبت به مساءله اى فعّال مى شود؟ چه کسانى به افکار عمومى جهت مى دهند؟
بـى شـک ، افـکـار عـمـومى تحت تاءثیر برخى از عوامل قرار مى گیرد؛ امّا میزان تاءثیر آن ها متفاوت بوده و از لحاظ اهمیّت و نقشى که در افکار عمومى دارند، با یکدیگر تفاوت دارند.
برخى از مهم ترین عواملى که در افکار عمومى تاءثیر مى گذارند عبارت اند از:
تـبـلیـغـات ، رسـانـه هـاى گروهى ، احزاب سیاسى ، مؤ سسات آموزشى و قوّه مقننه . اینک به بررسى نقش و تاءثیر هر یک از این عوامل در افکار عمومى مى پردازیم :
الف ـ تبلیغات
تبلیغ به معنى رساندن پیام یا خبر است .(۳۶۶) تبلیغات در معناى وسیع آن ، وسیله اى براى تصرّف در افکار عمومى است و در تعریف آن گفته شده :(۳۶۷)
(تبلیغات )(۳۶۸) فعالیتى است براى دگرگون کردن عقاید عمومى از راه هاى غیر مستقیم و گاه پنهانى با وسایلى چون زبان ، خط، تصویر، نمایش و…)(۳۶۹)
اگـرچـه در عـصـر حـاضـر، شـاهـد تـوسـعـه رسـانـه هـا و تـبـلیـغـات در اشـکـال سـیـاسـى ، تـجـارى ، فـرهـنـگـى و… هـستیم ، لیکن به باور اغلب جامعه شناسان ، از گذشته بسیار دور وسایل ارتباط جمعى در اشکال ساده و سنّتى آن وجود داشته است . در واقع ، تـبـلیـغ پـدیده اى نیست که در یک مقطع خاصى از تاریخ به وجود آمده باشد، بلکه قدمت آن بـه قـدمـت خـودِ انـسـان اسـت کـه البـتـه بـا گـذشـت زمـان دسـتـخـوش تـطـوّر و تـحـوّل شـده و از صـورت ابـتدایى و اولیه به شکل بسیار پیچیده و پیشرفته کنونى درآمده است .(۳۷۰)
بـه حـکـایـت تـاریخ مکتوب ، پادشاهان و سرداران بزرگ ، موفقیت هاى خود را بیشتر در سایه نـفـوذ و تـاءثـیر تبلیغات بر افکار و اذهان به دست آورده اند تا ساز و برگ نظامى و ارتش هـاى نـیـرومـنـد. کـوروش ، سـرزمـیـن هـاى (لیـدى ) و (بـابـل ) را بـدون جـنـگ و بیشتر به وسیله تبلیغات فتح کرد. سنگ نوشته هاى به یادگار مانده از دوران هخامنشیان و ساسانیان چیزى جز یک پدیده تبلیغاتى نبوده و صفویان در سایه تبلیغات ، وحدت ملّى را در ایران تحقّق بخشیدند.(۳۷۱)
در عـصـر حـاضـر تـبـلیـغـات تـاءثیر فوق العاده اى در افکار عمومى دارد. در دنیاى تجارت ، تبلیغات به معناى مجموعه اعمال و گفتارى است که توسط آن خریداران کالاها و خدمات ، مجذوب و فـریـفته مى شوند تا به خرید آن ها اقدام کنند. در دنیاى سیاست نیز، تبلیغ با آگهى ها و عناوین ریز و درشت مطبوعات ، نطق ها و سخنرانى ها و جز آن انجام مى گیرد.(۳۷۲)
افـکـار عـمـومـى هـمـیـشـه بـه صـورت حـاضـر و آمـاده در اخـتـیـار کـسـانـى کـه خـواهـان کنترل و هدایت آن هستند، نمى باشد، بلکه از راه تبلیغات ماهرانه است که زمامداران ، گروه ها و سازمان ها به آن سیطره پیدا مى کنند.
بـرخـى بـر ایـن بـاورنـد کـه مهم ترین هنر حکمرانان ، هنر به وجود آوردن رضایت میان حکومت شـونـدگـان اسـت و ایـن امـر بـه وسـیـله تـبـلیـغـات تـحـقـّق پـیـدا مـى کـنـد. در حـال حـاضـر، روش هـاى سـازمـانـدهـى افـکـار عـمومى به وسیله تبلیغات ، چنان شناخته شده و تـکـامل یافته است که به نظر مى رسد با توجّه به قابلیّت انعطاف مردم ، هیچ محدودیتى در هدایت آن ها وجود ندارد.(۳۷۳)
ب ـ رسانه هاى گروهى
تـاءثـیـر وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى در افـکـار عـمـومـى از امـور بـدیـهى است . مطبوعات ، رادیو وتلویزیون از شناخته شده ترین مصادیق رسانه هاى گروهى مى باشند که هر یک ، تاءثیر انـکـارنـاپـذیـرى در زندگى شهروندان عصر ارتباطات دارند که به شرح اجمالى هر یک مى پردازیم .
1 ـ مـطـبـوعـات : روزنـامـه بـه طـور خاص و مطبوعات به طور عام در افکار عمومى تاءثیر مى گـذارنـد. براى نشان دادن اهمیّت سیاسى مطبوعات ، بر آن نام (رکن چهارم ) دموکراسى نهاده اند.(۳۷۴) روزنامه ها با روش انعکاس اخبار، با تحریفى که در آن ها ایجاد مى کنند و بـا بـحـث دربـاره رخـدادهـاى سـیـاسـى ، در تـلاش بـراى نـفـوذ بـر افـکـار عـمـومـى هستند.(۳۷۵)
مـطـبـوعـات از زمـان پـیـدایـش و گسترش خود، روز به روز اهمیّت خود را در تحولات سیاسى و اجتماعى نشان داده اند. هر روز میلیون ها نسخه روزنامه و مجلّه در سرتاسر دنیا انتشار مى یابد و سپاهى عظیم از خبرنگاران و روزنامه نویسان و متخصّصین حجمى سنگین از دستگاه هاى چاپ و تـکـثـیـر و شـمـار فـراوانـى از وسـایـل حـمـل و نـقـل و تـوزیـع ، سـازمـان هـاى عـریـض و طـویـل خـبـرگـزارى هـا و وسـایـل مـخـابراتى کوچک و بزرگ از تلفن گرفته تا ماهواره هاى پـیـشـرفـتـه همه و همه در کارند تا روزنامه ها را تهیّه کنند و به دست مردم بسپارند. اگر چه تـعـداد خـوانـنـدگان روزنامه ها با توجه به شرایط اقتصادى ، فرهنگى و سیاسى در جوامع گـونـاگـون ، مـتـفـاوت اسـت امـّا اقـتـضاى ضرورت ها به گونه اى است که تقریبا اعضاى هر خانواده به نوعى یا بخشى از اخبار و اطلاعیه هاى روزنامه سر و کار دارند.
مـطـبـوعـات همان گونه که مى توانند وقایع و اخبار را بدون کم و کاست و صحیح انتشار دهند، مـى تـوانند با تحریف وقایع ، دروغ پردازى و وارونه جلوه دادن موضوعات و دیگر شگردهاى مـنـفـى ، مـوجـب انحراف افکار عمومى و ایجاد بدگمانى در جامعه بشوند و این امر از بدو تولد مطبوعات تا کنون همواره از مشکلات دنیاى مطبوعات و مردم بوده است .(۳۷۶)
در حـال حـاضـر، روزنـامـه از وسـایل مهم در تاءثیرگذارى و جهت دهى افکار عمومى محسوب مى شود.
2 ـ رادیـو: رادیـو از دیـگـر وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت کـه به لحاظ برخوردارى از برخى ویژگى ها، به سهم خود در جهت دهى و تغییر افکار عمومى داراى نقش مى باشد. این رسانه در بـرقـرارى ارتـباط نزدیک تر بین افراد و جوامع ، نقش مهمّى را ایفا مى کند. اهمیت رادیو بیشتر از خصیصه کلامى بودن آن ناشى شده است ؛ زیرا جوامعى که در آن فرهنگ شفاهى حاکم بوده و مـردم نـسـبت به استفاده از رسانه هاى مکتوب مانند مطبوعات کمتر از خود رغبت نشان داده و بیشتر بـه رسـانـه هاى شنیدارى مثل رادیو و دیدارى مانند تلویزیون و سینما گرایش دارند، رادیو و تلویزیون مخاطبین بیشترى دارند.
بـه ایـن تـرتـیـب ، جـوامع انسانى ساعاتى از شبانه روز وقت خود را در اختیار پیام هاى رادیو قـرار مـى دهند و بدین وسیله افکار عمومى از رادیو تاءثیر مى پذیرد. برخى از ویژگى هاى رادیـو، عـلاوه بـر کـلامـى بـودن ، سـهـولتِ انـتـقـال پـیـام ، سـرعـت انـتـقـال پـیـام و وسـعـت شعاع پیام مى باشد و این سه ویژگى یعنى سهولت ، سرعت و وسعت شـعـاع پـیـام مـوجـب گـشـتـه تـا رادیـو بـه عـنـوان رسـانـه اى مـمـتـاز مـطـرح بـاشـد. به همین دلیـل رادیـو در ردیـف (وسایل خبرى توده گیر) قرار گرفته است . به این ترتیب ، ملاحظه مى کنیم ، اخبار حوادث و رویدادها قبل از آن که به وسیله رسانه هاى مکتوبى همچون روزنامه ها در اختیار شهروندان قرار بگیرد، با سرعت در شعاعى وسیع از طریق امواج رادیوها نه تنها در سطح کشور، بلکه در پهنه قاره ها پخش و منتشر مى گردد.
رادیـو، نوعى وسیله ارتباط جمعى است که در هر وضعیتى مى تواند با انسان همراه باشد. به عـنـوان مـثـال ، در مـنـزل ، مـحـل کـار، هـنـگـام رانندگى ، در حین سفر و… از قابلیت پیام رسانى برخوردار است . همچنین ، استفاده از رادیو مستلزم داشتن سطح معیّنى از آموزش و تحصیلات نیست و افراد با سواد و کسانى که فاقد تحصیلات هستند، همه از این وسیله استفاده مى کنند به همین لحـاظ، رادیـو از جـمـله رسـانـه هـایـى مـحـسـوب مـى گـردد کـه در افـکـار عـمـومـى تـاءثـیـر دارد.(۳۷۷)
3 ـ تـلویـزیون : تلویزیون از قوى ترین ابزارهاى نفوذ و تاءثیرگذارى بر افکار عمومى مى باشد؛ زیرا این رسانه به لحاظ صوتى ـ تصویرى بودن ، در آنِ واحد هر دو حسّ بینایى و شـنـوایى انسان را تحت تاءثیر خود قرار مى دهد.(۳۷۸) کسى که در آنِ واحد هم مى بیند و هم مى شنود، احتمال این که تحت تاءثیر قرار بگیرد بیشتر است ، تا کسى که فقط مى شنود و یا مطالعه مى کند.
دربـاره نـقش و میزان نفوذ تلویزیون در گروه هاى مختلف اجتماعى و سایر جنبه هاى آموزشى و سـرگـرم کـنـنـده آن ، تحقیقات وسیع و مباحث زیادى صورت گرفته است . نتایج تحقیقات به عمل آمده توسط جامعه شناسان وسایل ارتباط جمعى نشان مى دهد که تلویزیون نسبت به سایر وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى ، از قـدرت نـفـوذ بیشترى برخوردار بوده و در مقایسه با رقباى خود (رادیـو و مـطـبـوعـات ) مـخـاطـبـیـنـى بـیـشـتـر در اخـتـیـار خـود دارد. بـه عـنـوان مـثـال اگـر قـرار بـاشـد مـطلب و یا خبر واحدى در روزنامه درج و در رادیو و تلویزیون پخش گـردد، مـى توان پیش بینى کرد که تعداد زیادترى از گروه هاى اجتماعى ترجیح مى دهند که خـبـر مـزبـور را از تـلویزیون دریافت کنند؛ چرا که جذابیت هاى هنرى ، صحنه آرایى ها و ده ها عـامـل دیـگـر، سـبب ایجاد انگیزش بیشتر در مخاطبین رسانه ها جهت رفتن به سمت تلویزیون مى گردد.(۳۷۹)
ج ـ احزاب سیاسى
در مورد نقش احزاب سیاسى در زندگى سیاسى و تاءثیرگذارى بر جهت گیرى افکارعمومى ، مـیان جامعه شناسان مناقشه چندانى وجود ندارد. فلسفه وجودى احزاب سیاسى بسط و گسترش اندیشه هاى خاص و حمایت از سیاست هاى معیّنى است . نخستین و مهم ترین هدف یک حزب سیاسى ، پـیـروزى در پـیکار با دیگر احزاب رقیب به منظور کسب قدرت سیاسى و یا مشارکت در آن مى باشد.
تعلیمات و آموزش هاى سیاسى و تبلیغات ، از ابزارهاى شناخته شده و اصلى پیکارهاى احزاب با یکدیگر است . احزاب مى کوشند عقاید و تفکرات خود را در پهنه جامعه رواج بدهند در واقع ، یـکى از کارهاى ویژه احزاب ، آموزش سیاسى و تبلیغات است . در مبارزات انتخاباتى ، آموزش هاى سیاسى و تبلیغات اثر خود را به صورت بارزى نشان مى دهد.
ایـجـاد تـحـرّک در افـکـار عمومى و هدایت آن در مسیر مورد نظر، به منظور پیدا کردن طرفداران بیشتر، کسب آراء بیشتر، با استفاده از کلاس هاى آموزشى ، مطبوعات حزبى ، اجتماعات ، تماس هـاى چـهره به چهره (فردى ) و شیوه هاى دیگر، توسط احزاب سیاسى صورت مى پذیرد. با ایـن روش هـا، احـزاب در صـدد برمى آیند به شمار اعضا و هواداران و تعداد راءى دهندگان خود بیفزایند.(۳۸۰)
د ـ قوّه مقننه
قوّه مقنّنه را آیینه و قالب دهنده افکار عمومى توصیف کرده اند. بحث هاى داغ درباره سیاست هاى داخـلى و خـارجـى کـشـور، بـحـث هـاى آتـشـیـن و جـنـجـالى طـى جـلسـات تـصـویـب بـودجـه ، تـعـطـیـل مـوقـت جـلسـات مـجـلس ، انـتـقـاد، راءى عـدم اعـتـمـاد، سـؤ ال و استیضاح مقامات اجرایى کشور، از راه هاى اعمال نفوذ و تاءثیرگذارى بر اذهان توده هاست .(۳۸۱)
ه ـ رهبران
رهـبـران و پـیـشـوایـان ، نـقش مهمى در زندگى و افکار مردم دارند. اگرچه این نقش درکشورهاى پـیـشـرفـتـه صـنـعـتـى بـه واسـطـه ظـهـور و تـکـامـل پـدیـده هـایـى از قـبـیـل احـزاب سـیـاسـى و سـایـر مـؤ سـسـات و نـهـادهـا در حـال کـمـرنـگ شـدن و رو بـه اضـمـحـلال اسـت ؛ امـّا نـقـش رهـبـران در کـشـورهـاى در حـال تـوسـعـه ، بـه ویـژه جـوامـعـى کـه دیـن و اعـتـقـادات مـذهـبـى حـضـورى فـعـّال ، سرزنده و تعیین کننده در صحنه حیات سیاسى ـ اجتماعى آن ها دارند، همچنان پابرجا و قوى است .
رهـبـرى امـام خـمـیـنـى (ره ) و نـقش آفرینى این ابرمرد تاریخِ معاصر در جریان انقلاب اسلامى ایـران ، مصداق روشنى از نقش و تاءثیر عنصر رهبرى در افکار عمومى است . رهبر کبیر انقلاب با بسیج افکار علیه رژیم ستمشاهى و تقویت گرایشات انقلابى ، دین باورى و احیاى شریعت اسلامى ، عالى ترین نمونه رهبرى را در هدایت و بسیج افکار ملّت ها به نمایش گذاشت .
در تـاریـخ معاصر نمونه هاى دیگرى از تاءثیر رهبران در افکار عمومى را مى توان ذکر کرد که گاندى و جمال عبدالناصر از آن جمله بودند. آن ها با بسیج افکار عمومى ، رویدادهاى مهمى در تاریخ معاصر به وجود آوردند.
فصل دوم
نمونه هاى تاریخى استفاده از افکار عمومى
۱. نمونه هاى تاریخى استفاده از افکار عمومى
پـایـه قـدرت هـاى تـفـوق طـلب و سـلطـه جـو، بـر سـه اصـل اسـتـوار است که شامل (تبلیغات )، (تسلیحات ) و (اطلاعات ) مى باشد. امّا تبلیغات در مقایسه با دو عنصر دیگر از اهمیت بیشترى برخوردار است .
نکته مهم در اهمیت تبلیغات این است که ، هدف از به کارگیرى تسلیحات در اغلب موارد، تسخیر خـاک و تـصرف سرزمین ها است ؛ در حالى که هدف از تبلیغات تاءثیر نهادن بر باورها، نفوذ در افکار و تسخیر اندیشه هاست .
صـاحـبـان قـدرت ، از روزگاران کهن ، براى توسعه دامنه نفوذ خود و تحکیم پایه هاى قدرت خـود، در کـنـار اسـتـفـاده از اطـلاعـات و تـسـلیـحـات ، هـمـواره از تـبـلیـغـات در اشـکـال مختلفى بهره برده اند. در دنیاى معاصر دولت ها کوشیده اند با استفاده از تکنولوژى ارتـبـاطـات و با به خدمت گرفتن ابزارهاى پیشرفته ، در افکار عمومى تاءثیر نهاده و آن را در جـهـت هـدف ها و خواسته هاى خودشان هدایت کنند. در این زمینه به نمونه هاى فراوانى برمى خـوریـم کـه در طـى آن ها رژیم هاى تفوق طلب کوشیده اند از افکار عمومى در جهت خواسته ها و مطامع خود بهره بردارى کنند.
از دهـه هـاى آغـازیـن قـرن حـاضـر، رژیـم هایى همچون شوروى سابق ، آلمان هیتلرى ، انگلستان صـهیونیست ها، ایالات متحده آمریکا و غیره کوشیده اند با به کارگیرى رسانه هاى گروهى در باورها و افکار انسان ها دگرگونى ایجاد کرده و از آن در راستاى مطامع و هدف هاى خود استفاده کنند.
تبلیغات مارکسیستى
در اوایـل قـرن بـیـسـتـم ، با وقوع انقلاب مارکسیستى در روسیه تزارى و در پى استقرارحکومت سـوسـیالیستى ، کوشش هاى تبلیغاتى دامنه دارى توسط بلشویک ها آغاز شد. این تلاش هاى تـبـلیـغـاتـى به منظور اثرگذارى بر افکار و فراهم کردن زمینه مناسب براى صدور انقلاب صورت مى گرفت .
از سـال ۱۹۱۷ مـیـلادى بـه بعد براى صدور ایدئولوژى مارکسیسم ـ لنینیسم به سرزمین هاى تـحـت استعمار و نفوذ سرمایه دارى غرب ، برنامه هاى تبلیغاتى دامنه دارى تدارک دیده و به مـرحـله اجـرا گـذاشـتـه شـد. کـنـتـرل و هـمـاهـنـگ سـاخـتـن بـرنـامه هاى تبلیغاتى در شوروى از سال ۱۹۱۹ م . بخشى از استراتژى کمینترن (۳۸۲) بود.
دولت هـاى سـرمـایه دارى غربى از تاءثیرات تبلیغات رسانه هاى شوروى به شدّت نگران بـودنـد، بـه همین جهت دولت هاى بریتانیا و فرانسه ، شناسایى نظام جدید شوروى سابق را به قطع برنامه هاى تبلیغاتى در سرزمین هاى مستعمره منوط کردند.(۳۸۳)
در شـوروى سـابق ، تبلیغ به صورت ابزارى اساسى و مهم در جهت آماده سازى و همسو ساختن مـردم بـا تـصـمـیـمـات حـزب کـمـونـیـسـت درآمـده بـود. در نـظـام کـمـونـیـسـتـى ، وسایل تبلیغ در خدمت حزب قرار داشت . حزب کمونیست برنامه هاى تبلیغاتى را به گونه اى تـنـظـیـم مـى کرد که تمامى مراحل زندگى شهروندان را تحت پوشش قرار دهد. سرودها، بازى هـاى کـودکـان ، بـرنـامـه هاى تئاتر، کتاب ها، مطبوعات و حتى موسیقى هایى که پخش مى شد، هـمـگـى تحت کنترل دقیق و نظارت حزب بودند. این برنامه ها در راستاى هدایت افکار عمومى در مـسـیـر مـورد نـظـر دفـتـر سـیـاسـى حـزب کـمونیست تدارک دیده مى شدند. به این ترتیب ، در چهارچوب نظام کمونیستى ، اهتمام و کوشش اصلى رژیم بر آموزش عمومى و خلق انسان جدید با هویت روسى تمرکز یافته بود.
در شـوروى سـابـق ، جنبه هاى تربیتى برنامه هاى رسانه ها به جنبه هاى اقتصادى و تجارى غـلبـه داشـت . تـربـیـت تـوده هـاى کـارگـر طـبـق تـعـالیـم کـمـونـیـسـتـى و متشکّل ساختن آن ها تحت رهبرى حزب کمونیست از مهم ترین محورهاى کارى رسانه ها بود. در این نـظـام ، رسـانـه هـاى گـروهـى تـوسـط دسـتـگـاهـى واحـد و نـیـرومـنـد نـظـارت و کـنـتـرل مـى شد. به همین جهت ، در پرتو نظام تبلیغى کمونیستى ، فکر حاکم در سطح کشور، تنها فکرى بود که مجاز شمرده مى شد. انتقاد یا تعدّد آرا اجازه رشد نداشت . به این ترتیب ، در تـبـلیـغـات مـارکـسـیـسـتـى ، افـکـار عـمـومـى بـا تـارهـاى مـسـتـحـکـمـى بـه بـنـد کشیده شده بود.(۳۸۴)
تبلیغات آلمان نازى
در تـاریـخ مـعـاصـر، مى توان بارزترین نمونه هاى به کارگیرى ابزارهاى تبلیغاتى به مـنظورتاءثیرگذارى و جهت دهى بر افکار عمومى را در نظام هاى توتالیتر مشاهده کرد. رژیم شـوروى سـابـق بـه ویـژه در دوره زمامدارى استالین از نمونه هاى روشن نظام هاى توتالیتر بـود کـه بـررسـى وضـع افـکـار عـمـومـى در ایـن نـظـام ، در صـفـحـات پـیشین گذشت . رژیم نـاسـیـونـال سـوسـیـالیـسـت در آلمـان نـیز نمونه دیگرى از نظام توتالیتر بود که در آن از رسانه ها در جهت کنترل و هدایت افکار عمومى به نحو مؤ ثرى استفاده شد.
جـامـعه آلمان پس از تجربه شکست جنگ جهانى اوّل و انعقاد پیمان ورساى ، بستر مساعدى براى شکل گیرى و رشد حکومت توتالیتر شد. در سال ۱۹۳۳ م . زمام قدرت در دست حزب نازى به رهـبـرى (آدولف هـیـتـلر) قـبـضـه شـد کـه هـدف آن ایجاد یک آلمان مقتدر میلیتاریست بود. روش حـکـومـتـى حـزب نـازى از اوایـل دهـه ۱۹۳۰ تـا ۱۹۴۵ مـبـتـنـى بـر خشن ترین نوع دیکتاتورى توتالیتاریسم و استفاده شدید از زور و تبلیغات بود.
در کـتـاب (سـیـرى در انـدیـشـه هـاى سـیـاسـى مـعـاصـر)، در مـورد خـصـوصـیـات اصلى نظام تـوتـالیـتـر، تـمـرکـز قـدرت سـیاسى در دست حزب واحد و وجود تنها یک ایدئولوژى رسمى دولتـى در جـامـعـه از بـارزتـریـن خصوصیات این نوع رژیم ها دانسته شده است . در این کتاب سومین خصوصیت رژیم توتالیترى این گونه بیان شده است :
تـمـام وسـایـل ارتـبـاط جـمعى مانند رادیو ـ تلویزیون ، مطبوعات ، کتاب ، سینما، همه و همه در اختیار و کنترل حزب و دولت بوده و بدین ترتیب ، اولا افکار عمومى به وسیله این رسانه هاى هـمـگـانـى در جـهـتـى کـه مـورد نـظـر مـقـامـات حـزبـى و دولتـى اسـت ، شکل مى گیرد. و ثانیا از شکل گیرى و اشاعه نظریاتى که مخالف خط مشى و سیاست حزب و دولت است ، جلوگیرى به عمل مى آورند.(۳۸۵)
به این ترتیب ، در آلمان نازى ، استفاده از ابزار تبلیغ در جهت تاءثیرگذارى و قالب بندى افـکـار عمومى چه در داخل آلمان و چه در فراسوى مرزهاى این کشور به شدّت مورد توجه بود. حـکـومـت نـازى از ابـتـدا، بـراى در اخـتـیـار گـرفـتـن افـکـار مـردم ، بـه کـنـتـرل کـامـل وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى مـبـادرت ورزیـد. بـه هـمـیـن مـنـظـور وزارت خـانـه اى مـسـتـقل تاءسیس گردید که وظیفه برنامه ریزى و هماهنگ ساختن تبلیغات را بر عهده داشت . در راءس این وزارت خانه ، اُعجوبه اى به نام (گوبلز) قرار گرفت .
سـیـنـمـا، یـکـى از مـهـم تـریـن ابـزارى بود که در جهت ساختن و پرداختن افکار عمومى در آلمان کـاربرد مؤ ثر و شایانى پیدا کرد. رادیو نیز در کنار سینما با پخش برنامه هاى حساب شده بـه ویـژه در دوران جـنـگ جـهـانـى دوم ، چه در داخل مرزهاى این کشور و چه در کشورهاى متخاصم آلمـان نـقـش مؤ ثرى در تاءثیرگذارى بر افکار عمومى ایفا کرد.(۳۸۶) تصاویر و سـتـون هاى مطالب روزنامه نیز در راستاى قالب بندى کردن افکار عمومى منتشر مى شدند. در میان همه ابزارهاى تبلیغاتى ، هیچ یک به اندازه سینما مورد توجّه رایش سوم نبود. گوبلز در یـکى از نخستین سخنرانى هاى خود در مقام وزارت ارشاد و تبلیغات عمومى اعلام کرد که سینماى آلمان در پیشاپیش سربازان نازى رسالت فتح جهان را بر دوش دارد.
در آلمان نازى ، طیف گسترده اى از فیلم هاى تبلیغاتى اعم از فیلم هاى کوتاه فرهنگى گرفته تـا مـسـتندهاى بلند و فیلم هاى پرآوازه ، اصول و مضامینى را که با نازیسم پیوند داشتند بر اذهان و باورها رسوخ مى داد. در پایان سال ۱۹۳۰ گوبلز در صدد برآمد مرکز سینماى رایش را در پایتخت براى پخش فیلم در سراسر آلمان بنیاد نهد.
اصـل غـالب در فـلسـفـه تربیتى نازى ها که در قالب تصاویر و فیلم هاى آموزشى تدوین و ارائه مـى شـد، هـدایـت در جـهـت دهـى سـیـاسـى جـوانـان آلمـان بـود. اصـول اسـاسـى نـازیـسـم بـه وسـیـله فـیـلم هـاى آمـوزشـى بـه نـسـل جـوان القـا مـى شـد. مـطبوعات ، رادیو، تئاتر و سینما با برنامه ریزى دقیق در راستاى کنترل و هدایت افکار عمومى جامعه فعالیت مى کردند.(۳۸۷)
تبلیغات صهیونیستى
از هـنـگـامى که دولت وقت انگلیس با صدور اعلامیه بالفور(۳۸۸) تاءسیس میهن ملّى یـهـودرا در سـرزمـیـن فـلسـطـیـن اعـلام کـرد، هـسـتـه اوّلیـه غـدّه سـرطـانـى اسـرائیـل در خـاورمـیـانه ایجاد گردید و این سرآغاز برهه اى دیگر از رویارویى و چالش هاى خـونـیـن مـسلمانان و صهیونیست ها بود. در این فرایند، صهیونیزم به موازات آتش افروزى ها و دسـیـسـه هـاى نظامى ، با چنگ اندازى بر شبکه وسایل ارتباط جمعى بین المللى تکاپوى دامنه دارى را به منظور تصرف و قالب بندى افکار عمومى آغاز کرد.
سرمایه داران یهودى با در اختیار گرفتن وسایل ارتباط جمعى سعى در القاى افکار و نظرات خـویـش بـه جـهانیان داشتند. در سال ۱۹۳۱ میلادى در سراسر جهان ۲۰۴ روزنامه صهیونیستى منتشر مى شد و ۵۰ روزنامه نیز داراى گرایشات صهیونیستى بودند. این در حالى بود که هیچ کتابى از نویسندگان مسلمان عرب در زمینه مساءله فلسطین فرصت و اجازه انتشار نمى یافت .
هـم اکـنـون نـیز مطبوعات فرانسه به طور مؤ ثر زیر نفوذ یهودیان سرمایه دار قرار دارند و رادیـوهـاى خـصـوصـى و دولتـى نـیـز در ایـن کـشـور بـه طـور غـالب بـا پول آنان به فعالیت خود ادامه داده و در نتیجه ، محور اصلى تبلیغات آن ها در راستاى منویات و مـطـامع صهیونیزم جهانى تنظیم گردیده است . تمام فرستنده هاى تلویزیونى نیویورک در آمـریـکـا بـه وسـیـله یـهودى ها اداره مى شوند و اغلب امور انتشاراتى و روزنامه ها زیر سیطره سـرمـایـه داران یـهـودى اسـت . از پـنـج خـبـرگـزارى مـهـم بین المللى ، چهار مؤ سسه در اختیار صـهـیـونـیـسم است . هشتاد درصد هنرپیشگان هالیوود و تهیّه کنندگان فیلم هاى سینمایى از این مجموعه ، یهودى الاصل هستند.(۳۸۹)
روزنـامـه نیویورک تایمز که روزانه با تیراژى در حدود ۱۵۰۰۰۰۰ نسخه در آمریکا منتشر و بـه اقـصـى نـقـاط جـهـان فـرسـتـاده مى شود، به یک نفر یهودى تعلّق دارد و سردبیر آن نیز صـهـیـونـیـست مى باشد. سرویس خبرى نیویورک تایمز که به ۵۰۶ روزنامه ، آژانس خبرى و مـجـلّه ، خـبـر، مـقـاله و عـکـس مـى دهـد، طـرفـدار سـرسـخـت اسـرائیـل بـوده و از یـهـودیـان حـمـایـت مىکـنـد.(۳۹۰) به این ترتیب ، ملاحظه مى شود که سرمایه داران یهودى رسانه هاى گروهى جهان غرب را به طور همه جانبه در زیـر نـفـوذ خـود گـرفـتـه انـد و در نـتـیـجـه ، شـبـکـه عـظـیـم و گـسـتـرده وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى بـیـن المـللى بـه نـحـو مـؤ ثرى در جهت هدف ها و خواست هاى نامشروع صهیونیزم به تبلیغات مى پردازند.
یـکى از نمونه هاى شگفت انگیز توطئه تبلیغاتى صهیونیزم علیه مسلمانان ، تبلیغات فرقه گرایانه اسرائیل در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ م . مى باشد که در طى آن ، رسانه هاى رژیم اشغالگر قدس ، با ترفندهاى تبلیغاتى ، افکار عمومى جامعه سوریه را دچار آشفتگى کرد. در طى این بـرنـامـه تـبـلیـغـاتـى ، اخـتـلافـات فـرقـه اى کـه مـحـور فـعـالیـت تـبـلیـغـات رادیـو اسـرائیـل بـود، شـدّت یـافـت و بـه صـورت یـک بحران داخلى درآمد. برایند نهایى این تهاجم تبلیغاتى تضعیف موضع کشور سوریه در مقابل اسـرائیـل بود. این مورد یکى از صدها برنامه پیچیده و دقیق تبلیغاتى صهیونیزم بود که با استفاده از رسانه رادیو به مرحله اجرا در آمد.
در جـریـان جـنـگ اعـراب و اسـرائیـل در اکـتـبـر ۱۹۷۳، یـکـى از خـبـرهـاى رادیـو اسـرائیـل کـه تنش و بدگمانى زیادى در اردوى سورى ها ایجاد کرد، خبر اعدام (رافق حلاوه ) افسر دروزى ارتش سوریه بود. رادیو اسرائیل در یک برنامه خبرى ادعا کرد که سرهنگ رافق حـلاوه بـه اتـهـام قـصـور در انـجـام وظـایف ، به دستور حافظ اسد اعدام شده است . این خبر که واقـعـیـت نـداشـت ، سـبب برانگیخته شدن حسّ بدبینى در میان اعضاى جوامع مذهبى ساکن سوریه شد. جامعه سوریه ترکیبى از سنّى ها، دروزى ها و علویان است . پخش خبر اعدام شدن یک افسر ارشد دروزى ارتش سوریه به دستور حافظ اسد، حساسیّت شدیدى را در این جامعه برانگیخت .
رادیـو اسـرائیـل در یـک برنامه دیگر، مصاحبه اى را پخش کرد که گفته مى شد خبرنگاران با چـنـد نـفـر از دروزیـان سـاکـن بلندى هاى جولان به گفت وگو پرداخته است . این دروزیان ادعا کـردنـد کـه رافـق حـلاوه را بـه خـوبـى مـى شناسند و حلاوه یکى از محترم ترین اعضاى جامعه دروزى و یـکـى از اعـضـاى بـرجسته حزب بعث بود. مرگ او توسط مصاحبه شوندگان تاءیید شد. در برنامه دیگرى ، رادیو اسرائیل چنین گفت :
حلاوه یک قربانى بود. اگر حلاوه یک افسر علوى یا مسلمان بود، هیچ کس نمى توانست به او صـدمـه بـزنـد. امـّا چـون او اعـدام شـده ، مـقـامـات سـورى مـى خـواهـنـد گناه شکست نظامى خود در مـقـابـل ارتـش اسـرائیـل را بـه گـردن دروزى هـا بـیـنـدازنـد. از نـظر مقامات سورى ، دروزى ها اسرائیل را به حومه دمشق آورده اند.
رادیـو اسـرائیـل بـا پخش این نوع گزارش خبرى ، سعى در برانگیختن اختلاف میان دروزى ها و غـیـر دروزى هـا در ارتـش سـوریـه داشـت . حـلاوه ، در واقـع اعـدام نـشـده بـود بلکه در نبرد با اسـرائیـل کشته شده بود. احتمالا ارتش اسرائیل از طریق شنود رادیویى (از طریق بى سیم ) از خبر کشته شدن این افسر سورى در جبهه نبرد مطّلع شده بود و با استفاده از این خبر، با قلب واقـعـیـت و پـخش خبر دروغ از طریق رسانه هاى گروهى خود، نسبت به تخریب افکار عمومى در جامعه سوریه اقدام کرد.(۳۹۱)
تـبـلیـغـات فـرقـه گـرایانه و اختلاف آفرین رسانه هاى گروهى رژیم اشغالگر قدس به ویـژه در مـنـطـقـه خـاورمیانه ، در راءس برنامه هاى تبلیغاتى این رژیم قرار دارد و به عنوان حـربـه اى مـؤ ثـر و کـارسـاز عـلیـه کـشـورهـاى اسـلامـى مـنـطـقـه خـاورمـیـانـه بـه کـار مـى رود.(۳۹۲)
بدین ترتیب ، رسانه هاى گروهى صهیونیزم در فعالیت هاى تبلیغاتى خود به طور علنى و پـیـوسـتـه در راسـتـاى تـصـرّف افـکـار عـمـومـى و انـحـراف آن هـا نـسـبـت بـه مسائل جهان اسلام فعالیت مى کنند.
سلطه رسانه هاى گروهى آمریکا بر افکار عمومى
در نـظـام هـاى اسـتـکـبـارى ، رسـانـه هـا بـه عـنـوان ابـزارى جـهـت اعمال سلطه بر افکارعمومى به کار مى روند. ایالات متحده آمریکا یکى از بارزترین نظام هاى استکبارى است که در آن میلیاردها دلار براى جنگ روانى و تبلیغات روى ملّت ها سرمایه گذارى مى شود. بودجه تبلیغاتى این کشور تقریبا معادل نیمى از بودجه نظامى است .
دولت آمـریـکـا در تـعقیب سیاست هاى سلطه گرایانه ، با به کارگیرى شبکه هاى ماهواره اى ، پـخـش بـرنامه هاى تلویزیونى ، تولید و صدور محصولات فرهنگى ، در اختیار داشتن بنگاه هـاى بـزرگ خـبـرگزارى در سطح جهان ، افکار عمومى را زیر نفوذ تبلیغاتى خود قرار داده و بـه بـمـبـاران فکرى ملت ها مبادرت مى ورزد. این سخن آیزنهاور در عین کوتاه بودن ، به طور گویا و واضح هدف هاى امپریالیستى نظام استکبارى را در پخش رسانه ها تبیین مى کند. او در دسامبر ۱۹۵۵ اعلام کرد:
(بزرگ ترین جنگى که در پیش داریم ، جنگى است براى تسخیر اذهان انسان ها.)
همچنین ، (جیمى کارتر) رئیس جمهور اسبق آمریکا بر این باور بود که :
(یک دلار براى تبلیغات بهتر است تا ده دلار براى تسلیحات .) در رسـانـه هـاى گـروهـى آمـریـکـا بـراى ایـجـاد دگرگونى در طرز تفکّر، باورها، الگوهاى رفتارى ، اخلاق و آداب زندگى مردم دنیا، تبلیغات بسیار پیشرفته اى صورت مى پذیرد که در آن از علوم روان شناسى ، مردم شناسى و جامعه شناسى استفاده مى شود.
بـا مـطـالعـه تـاریـخ مـعـاصر، به نمونه هاى فراوانى از پدیده فریب افکار عمومى و سوء اسـتـفـاده از آن توسط نظام امپریالیستى آمریکا در مناطق مختلف جهان برمى خوریم که در زیر، به چند مورد اشاره مى شود:
آمـریـکـا در ویـتـنـام : مـداخـله تـجـاوزگـرایـانـه آمـریـکـا در ویـتـنـام جـنـوبـى در سـال ۱۹۶۵ مـیـلادى صـورت گـرفـت . در جـریـان ایـن مـداخـله ، بـه مـوازات قتل و کشتار و تخریب با سلاح هاى مرگبار، تهاجم تبلیغاتى شدیدى علیه مردم این سرزمین و بـه نـفـع حـکـومـت سـایـگـون بـه کـار گـرفـتـه شـد. آژانـس اطـلاعـاتـى آمریکا (A.I.S.U) در طـول هـفـت سـال در ویـتـنـام بـا حـمـایـت نـیـروهـاى مـسـلح در سـراسـر شـمـال ، جـنـوب و مراکز نفوذ (هوشى مینه ) در کشورهاى (لائوس ) و (کامبوج ) حدود پنجاه مـیـلیون ورقه تبلیغاتى ، یعنى بیش از هزار و پانصد ورقه براى هر نفر بر سر مردم فرو ریـخـت . پـوسـتـرهـاى سـیـاسـى ، پـرچـم ها، روزنامه ها، مجلاّ ت ، جزوه ها، کتب کاریکاتورى ، برچسب هاى ویژه و… ویتنام جنوبى را اشباع کرد.
در ایـن کـارزار، تـلویـزیون به عنوان یک وسیله تبلیغاتى مورد بهره بردارى قرار گرفت . اسـتـودیـوها و ایستگاه هاى پخش برنامه ، ساخته و فعالیّت خود را آغاز کردند. شبکه هایى از فـرسـتـنـده هـاى رادیـویـى کـه تـوسـط آن هـا پـیـام هـاى سـیـاسـى براى شنوندگان ویتنامى ارسـال مـى شـد، سـازمـان یـافـتـنـد. هـمـچنین هواپیماها، از طریق چتر نجات ، گیرنده هاى کوچک تـرانـزیـسـتـورى در خـاک ویـتنام فرو ریختند تا مردم با استفاده از آن ها پیام ها و برنامه هاى تبلیغاتى آمریکاییان را بشنوند.(۳۹۳)
در طى سال هاى ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ میلادى که دوران اوج مداخلات آمریکا بود، بیش از ۵/۶ میلیون ویتنامى کشته یا زخمى شدند. بیش از ۳/۳ میلیون سرباز آمریکایى به تناوب در ویتنام مستقر شـدنـد و بمب افکن هاى آمریکایى هفت میلیون تن بمب ، یعنى نزدیک به سه برابر مجموع بمب هایى که در جنگ جهانى دوم و جنگ کره مورد استفاده قرار گرفته بود، بر فراز ویتنام تخلیه کـردنـد. امّا سهمگین تر از این جنایت فاجعه انگیز، تهاجم تبلیغاتى سنگینى بود که به طور تمام عیار بر علیه افکار مردم ویتنام به کار رفت .(۳۹۴)
آمریکا در نیکاراگوئه : ویتنام آزمایشگاهى بود که در آن آمریکایى ها آموزه هاى تازه اى براى به کارگیرى در دیگر نقاط جهان فرا گرفتند. نیکاراگوئه کشورى در آمریکاى لاتین از جمله سـرزمـیـن هـایـى اسـت کـه آمـوزه هـا در آن به کار گرفته شدند. در این کشور تقریبا به طور همزمان با وقوع انقلاب اسلامى ایران ، انقلاب ساندیستى به وقوع پیوست که جهت گیرى آن با منافع و هدف هاى سرمایه داران کاخ سفید همسویى نداشت .
هـنـگـامى که جیمى کارتر زمام قدرت را به دست رونالد ریگان سپرد، (دکترین مناقشه خفیف )، یـا (جـنـگ کـم شـدّت ) در نـیـکـاراگـوئه بـه مـرحـله اجـرا گـذاشـتـه شـد. در سال ۱۹۸۲ میلادى دولت ریگان ضمن اختصاص میلیون ها دلار کمک هاى نقدى و تسلیحاتى به (کـنـتراها) (ضد انقلابیون نیکاراگوئه ) که براى خرابکارى و کشتار مردم نیکاراگوئه به کار رفت ، برنامه هاى تبلیغاتى دامنه دارى علیه این کشور تدارک دیده و به مرحله اجرا درآمد. (جـنـگ کـم شـدّت )، در واقـع نـوعـى عـمـلیـات چند پیکانه مى باشد که یکى از حربه هاى آن عملیات تبلیغاتى و روانى است . جنبه هاى تبلیغاتى این برنامه از یک سو مردم آمریکا را هدف بـمـباران فکرى قرار مى داد و از سوى دیگر، هدف تاءثیرگذارى بر افکار عمومى مردم جهان را نـسـبـت بـه آنـچـه کـه در نـیـکـاراگـوئه مـى گـذشـت ، تـعـقـیـب مـى کـرد. در داخـل آمـریـکا بمباران هایى از طریق رسانه ها به منظور تهییج احساسات مردم آمریکا و گرفتن تـاءیـیـد ضـمـنـى از آن هـا در مورد عملکرد کاخ سفید در نیکاراگوئه صورت مى گرفت ، و در خارج ، تبلیغات رعدآسا علیه مردم نیکاراگوئه براى به شکست کشانیدن انقلاب آنان به اجرا درمى آمد.(۳۹۵)
آمـریـکـا در خـلیـج فـارس : در ۱۷ مـرداد مـاه ۱۳۶۹ بـا تـهـاجـم ارتـش عـراق بـه خـاک کویت و اشـغـال آن کـشـور، ارتـش آمـریـکـا در حـالى کـه خـود را آمـاده عملیات علیه عراق مى کرد، ماشین تـبـلیغاتى این کشور در جهت تاءثیرگذارى بر افکار عمومى فعالیت مضاعف خود را آغاز کرد. رسـانـه هـاى گـروهـى آمـریـکـا که قبلا در مقابله با انقلاب کوبا، جنگ ویتنام ، انقلاب اسلامى ایـران و هـشـت سـال دفـاع مـقـدس بـا خـبـرسـازى ، سـخـن پـراکـنى و ده ها شگرد تبلیغاتى در تـاءثـیـرگـذارى بـر افـکـار عـمـومـى داخـل آمـریـکـا و مـردم دیـگـر کـشـورهـا نـقـش قابل توجهى ایفا کرده بودند، در طول چندین ماه بحران در خلیج فارس بار دیگر به فعالیت درآمـد. در سـال ۱۳۶۹ مـؤ سسات بزرگ مطبوعاتى و شبکه هاى بزرگ خبرگزارى ها، رادیو و تـلویـزیـون آمـریـکـا، شـیوه هاى عجیبى را در جهت تصرف و قالب بندى افکار عمومى به کار گـرفتند. این رسانه ها با استفاده از صحنه سازى ، نمایش دهى و سرگرم سازى ، خبرسازى و فـریـب کـارى خـبرى در راستاى هدف هاى کاخ سفید افکار عمومى را از واقعیات منحرف کرده و به این ترتیب نمونه دیگرى از فریب افکار عمومى را به نمایش گذاردند.
2. نقش افکار عمومى در نظام اسلامى
اگـر چـه خـاسـتـگـاه مـطالعات علمى و منظم افکار عمومى در مغرب زمین شناخته شده و دانشمندان غـربـى از پـیـشـگـامـانِ تـعـریـف و تـبـیـیـن ایـن پـدیـده محسوب شده اند، امّا در هزار و چهارصد سـال قـبـل ، هـنگامى که خورشید اسلام از مکّه بر گیتى تابیدن آغاز کرد، در تعالیم حیاتبخش اسلام ـ در قرآن و سیره نبى اکرم ۶ ـ افکار عمومى به عنوان عنصر نظارت اجتماعى بر رفتار فرد و حکومت در قالب فریضه امر به معروف و نهى از منکر مورد عنایت و توجّه قرار گرفت . اسـتـخراج مصادیق و موارد آن از متن کتاب و سنت مستلزم پژوهش و تحقیق دقیقى است که از حوصله بـحـث مـا خـارج اسـت و مـا در ایـن قـسـمـت بـه چـگـونـگـى شکل گیرى و عواملى مؤ ثر بر تکوین افکار عمومى در جامعه اسلامى مى پردازیم و سپس نقش افکار عمومى در نظام اسلامى را شرح خواهیم داد.
تکوین افکار عمومى در جامعه اسلامى
در جـامـعـه اسـلامـى ، عـلاوه بـر تـاءثـیـر رسـانـه هـاى گـروهـى و دیـگـر عوامل شناخته شده درافکار عمومى ، برخى عوامل دیگر نیز وجود دارند که در تکوین هدایت افکار عـمـومـى نـقـش مـؤ ثـرى ایفا مى کنند و این عوامل مختصّ به جوامع اسلامى بوده و نظایر آن ها در جوامع غیر اسلامى نمى بینیم . برخى از این عوامل عبارتند از:
تـریـبـون نـمـاز جـمـعـه : نـمـاز جـمـعـه از عـوامـل مـؤ ثـر در شـکـل گـیـرى و هدایت افکار عمومى سالم در جامعه اسلامى مى باشد. مطالبى که در خطبه هاى نماز جمعه در زمینه هاى مختلف عنوان مى گردد، علاوه بر حضور مستقیم مردم ، به وسیله رسانه هـاى ارتـبـاط جمعى در سطح گسترده اى منتشر مى شود. به لحاظ معنویت حاکم بر پایگاه نماز جمعه ، نفوذ و تاءثیر آن در افکار عمومى جامعه اسلامى بسیار عمیق و گسترده است .
خطیب نماز جمعه به لحاظ برخوردارى از مقبولیت و شاءن و منزلت والا در نزد عموم و به لحاظ بـرخـوردارى از نـفوذ کلام ، با تبیین و تشریح مسائل سیاسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى کـه بـا جـامـعه مسلمین در ارتباط است ، نقش اساسى را در روشنگرى جامعه ایفا مى کند. در حالى که چنین کارکردى را در هیچ یک از نهادهاى تبلیغاتى و ارتباطاتى جهان غرب نمى توان یافت که تا این میزان از نفوذ و تاءثیر برخوردار باشد.
مـسـجـد و اثـر آن در افـکار عمومى : کانون همایش و اجتماع مسلمانان و مرکزى براى هدایت افکار عمومى به سوى نیکى و سعادت است . مسجد نهاد مقدسى است که از کارکرد بسیار اساسى و مهم در پـهـنه تاریخ تمدن اسلامى برخوردار بوده و خاستگاه جنبش هاى اسلامى و قیام هاى تاریخ سـاز عـلیـه حـکـومـت هـاى فـاسـد و ظـالم در سـرزمـیـن هـاى اسـلامـى بـوده اسـت . در طـول تـاریـخ ، مـسـلمـان هـا در مـسـاجـد گـرد هـم مـى آمـدنـد و ضـمـن مـشـورت و تـبـادل افـکـار، بـه بـررسـى مـسـائل مـهـم جـامـعـه و تصمیم گیرى و چاره اندیشى در امور مى پرداختند.
مـردم بـا شـرکـت در مـسـاجد به سخنان امام جماعت و سخنرانان گوش فرامى دهند و بدین وسیله آیـیـنـه ذهـن و دل خـود را هر روز با کلام الهى و ائمه معصومین (سلام اللّه علیهم اجمعین ) جلا مى بـخـشـنـد و ایـن فـرایـنـد بـه لحـاظ مـداومـت و اسـتـمـرار، در بـاورها و قلب ها رسوخ کرده و در رفتارهاى مردم نفوذى عمیق پیدا مى کند.
در تـاریـخ ، مسجد خاستگاه شکل گیرى جنبش هاى اسلامى علیه استبداد و استعمار بوده است . در تـاریـخ مـعـاصـر بـسـیـارى از جـنـبش هاى اسلامى در کشورهایى همچون مصر، الجزایر، عراق ، سوریه و… از مسجد برخاسته اند.(۳۹۶) مساجد در تاریخ مبارزات ملت مسلمان ایران نـیـز نـقـش مـهـمـّى ایـفـا کـرده اسـت . ایـن نـقـش ؛ بـیـش از هـر چیز از توان بسیج افکار عمومى ، سـازمـانـدهـى ، تـشکّل و هدایت آن براى تحقّق هدف هاى سیاسى و اجتماعى نشاءت یافته است . خـاسـتـگـاه انقلاب اسلامى ایران مساجد بودند. اگرچه دیگر نهادهایى همچون دانشگاه ها نیز در تـجـمـیـع و فـعـال سـازى افـکـار عـمـومـى عـلیـه رژیـم پـهـلوى مـؤ ثـر بـودنـد، امـّا در طـول مـبـارزات مـلت قـهرمان ایران علیه رژیم پهلوى ، مساجد نقش اساسى تر و گسترده ترى داشته اند و به عنوان کانون مبارزات توده مردم علیه رژیم حاکم محسوب مى گردید.
مـسـاجـد در ایـران ، شـبـکـه وسـیـعـى را تـشـکـیل مى دهند که وعاظ، خطبا و مبلّغین روحانى حتّى در دورافـتـاده تـریـن نـقـاط ایـن سرزمین با توده مردم رابطه برقرار مى کرده و با بسیج افکار عمومى ، قدرت اسلام را در مقاطعى همچون انقلاب اسلامى ، دفاع مقدس و دیگر مقاطع تاریخ به نـمـایـش گـذاردنـد. در دوران مـبارزات توده مردم علیه رژیم پهلوى ، شبکه سراسرى مساجد و روحـانـیـون محلى در عمل به صورت یک (تشکیلات سازمانى ) کارآمد به طور وسیعى در خدمت رهبر انقلاب قرار گرفتند.
بـه ایـن تـرتـیـب ، ملاحظه مى کنیم که از ابتداى ظهور آیین اسلام تا کنون ، دو پهنه تاریخ ، هـمـواره یـکى از مهم ترین نهادهاى اسلامى بوده که در بسیج افکار عمومى و جهت گیرى آن نقش قاطعى ایفا کرده است . حمله به مسجد گوهرشاد در دوره زمامدارى رضاخان و کشتار مردم ، واکنش حکومت وقت در مقابل نفوذ عمیق مسجد در افکار عمومى و بسیج و هدایت آن علیه فساد حاکم بود. به توپ بستن حرم حضرت امام رضا۷ توسط روس ها، حمله به مسجد کرمان توسط مزدوران رژیم پـهلوى و ده ها مورد دیگر، تاءییدى بر نقش بى نظیر مساجد در تکوین و هدایت افکار عمومى و نـقـش تـاریـخـى آن در خـیـزش نـهـضـت هـا و انـقـلاب هـاى ضـد اسـتـبـدادى و ضـد استعمارى است .(۳۹۷)
آیات عظام و مراجع تقلید: علماى اسلام به ویژه در مذهب تشیّع ، در تکوین و هدایت افکار عمومى مـؤ ثـرنـد؛ زیرا علماى اسلام در میان مسلمانان از شاءن و منزلت والایى برخوردار مى باشند و نـظـریـات و کـلام آنان به طور وسیع و عمیق در افکار عمومى نفوذ و تاءثیر دارد. این تاءثیر بـه حـدّى است که در برخى موارد حتى اثرات رسانه هاى گروهى همچون رادیو، تلویزیون و مطبوعات را خنثى مى سازد.
قدرت علما و مراجع تقلید در بسیج افکار عمومى در مقاطع مختلفى از تاریخ معاصر جهان اسلام ، بـه ویـژه مـنـطـقه خاورمیانه به وضوح دیده شده است . فتواى مرجع تقلید عالم تشیّع ، آیت اللّه شیرازى در تحریم تنباکو که به موجب آن افکار عمومى به طور یکپارچه علیه حکومت وقت ایـران بـسـیـج شـد و نـیـروى استبداد و استعمار را به زانو درآورد، یکى از مصادیق روشن نقش علماى تشیّع در بسیج و هدایت افکار عمومى مى باشد.(۳۹۸)
اسـاسا، شکل گیرى اغلب جنبش هاى ضد استعمارى و ضد استبدادى در ایران و منطقه مدیون نقش علماى اسلام و قدرت آنان در بسیج افکار عمومى مى باشد که از میان آن ها، مى توان به نهضت مشروطیت ، ملّى شدن نفت ، قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲، انقلاب اسلامى ایران و رویدادهاى دوران جنگ تحمیلى عراق علیه ایران اشاره کرد.(۳۹۹)
امـروزه نـقـش آیـات عـظـام و مـراجـع تـقـلید در جامعه ایران در بسیج افکار عمومى ، هدایت و سمت گـیـرى آن نـسـبـت بـه مـسـائل داخـلى و سـیـاسـت خـارجـى ، مسائل اقتصادى و فرهنگى تردیدناپذیر است .(۴۰۰)
نقش افکار عمومى در نظام اسلامى
در تـعـالیـم اسـلامـى ، افـکـار عـمـومـى بـه عـنـوان ابـزارى مؤ ثر جهت اصلاح جامعه ، نیروى بـازدارنـده و عـامـل نـظـارت هـمـگـانـى بـراى تـداوم سـلامـت اجـتـمـاع اهـمـیـت قـابـل تـوجـهـى دارد. ایـن مـقـوله در نـظـام اسـلامى که ارکان و اساس آن را تعالیم و باورهاى اسلامى تشکیل مى دهد، از نقش مؤ ثرى برخوردار است .
اگر نقش آراى عمومى در اداره کشور و نقش شوراها به عنوان ارکان تصمیم گیرى و اداره کشور و نـیـز امـر بـه مـعـروف و نـهـى از مـنـکـر را از مـصـادیـق روشـن حـضـور فعال افکار عمومى در صحنه سیاست و حکومت بدانیم ، در این صورت ، با نگرشى به قانون اسـاسـى جـمـهـورى اسـلامـى ایـران ، نـشانه هاى بارزى از جایگاه و نقش افکار عمومى در نظام اسلامى را مى توان یافت .
الف ـ آراى عـمـومـى و نـقش آن در اداره کشور: در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران به آراى عـمـومـى در اداره کـشـور جـایـگـاه والایـى داده شـده اسـت . در اصل ششم قانون اساسى چنین آمده است :
در جمهورى اسلامى ایران امور کشور باید به اتکاى آراى عمومى اداره شود، از راه انتخابات ، انـتـخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ، اعضاى شوراها و نظایر این ها، یا از راه همه پرسى در مواردى که در اصول دیگر این قانون معین مى گردد.(۴۰۱)
در نـظـام اسلامى ، مردم از نقش اصلى و کلیدى در امر حکومت برخوردارند و دولت اسلامى بدون حـمـایـت و پـشـتـیـبـانى آحاد ملت فاقد هرگونه قدرت و توانى خواهد بود، بنابراین ، قانون اسـاسـى حـراسـت و حـفـاظـت از اصـول مـلّى را از وظـایـف اصـلى و مـهـم آحـاد مـلت بـرشمرده است .(۴۰۲)
اسـاسـا، (بیعت ) یکى از پایه هاى اصلى حکومت و زمامدارى در نظام اسلامى به حساب آمده که بـه مـوجـب آن حـکـومـت در جـامـعـه تـحـقـّق و فـعـلیـت پـیـدا مـى کـنـد. حـتـّى پـذیـرش و قـبـول عـامـّه مـردم یـکـى از شـرایـط لازم جـهـت تـحـقـّق و عـمـلى شـدن اصـل ولایـت فقیه در جامعه مسلمین است .(۴۰۳) بنابر آنچه که گذشت ، مى توان چنین نتیجه گرفت که با در نظر گرفتن نقش و جایگاه آراى مردم در سیاست و حکومت اسلامى ، افکار عمومى یکى از عوامل مؤ ثر و تعیین کننده مى باشد.
ب ـ نـظـارت همگانى و مسؤ ولیت متقابل همگانى : در تعالیم اسلام ، مساءله احساس تعهد و مسؤ ولیـت هـر فـرد در قـبـال جامعه به شدّت مورد توجّه قرار گرفته است . این امر یکى از فروع دیـن مـقـدّس اسلام و از تکالیف مهم ، مؤ کّد و همگانى شمرده شده که از آن تحت عنوان (فریضه امـر بـه معروف و نهى از منکر) یاد مى شود. در قانون اساسى ، امر به معروف و نهى از منکر بـه عـنـوان یـکـى از مـکـانـیـسـم هـاى نـظـارت هـمـگـانـى و مـسـؤ ولیـت متقابل اجتماعى در نظر گرفته شده است :
در جمهورى اسلامى ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهى از منکر وظیفه اى است همگانى و مـتـقـابـل بـر عـهـده مـردم نـسـبـت بـه یـکـدیـگـر، دولت نـسـبـت بـه مـردم و مـردم نـسبت به دولت …)(۴۰۴)
کـامل ترین و قوى ترین نظام سیاسى ، نظامى است که در درون خود ضامن بقا را داشته باشد و از مـصـونـیـّت ذاتـى در بـرابـر خـطـرهـاى نـاشـى از مـزدوران عـوامـل داخـلى و خـارجـى بـرخـوردار بـاشـد. نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى بـه دلیـل ویـژگـى مـردمـى بـودن آن و بـا اتـکا به ایمان و اعتقاد مردم ، خود از یک ضمانت بزرگ تـوده اى بـرخـوردار اسـت . تـوده مـردم در نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى بـه دلیل وظیفه سنگین الهى و دینى خود که نسبت به حفظ نظام اسلامى و ارزش هاى آن دارند، همگى خود را مکلف به نظارت و اشراف بر امور کشور و چگونگى اداره آن مى بینند.
به این ترتیب ، ملاحظه مى کنیم که در نظام اسلامى ، افکار عمومى در قالب فریضه همگانى و تـکـلیـف عـمـومـى (امـر بـه معروف و نهى از منکر) در حوزه هاى مختلف جامعه مسلمین از روابط فـردى و اجـتـمـاعـى گـرفـتـه تـا سـیـاسـت و حـکـومـت نـقـش فعال و مؤ ثرى را دارا مى باشد.(۴۰۵)
ج ـ تاءثیر افکار عمومى در حکومت اسلامى از طریق شوراها: قرآن مجید یکى از خصلت هاى بارز جـامـعـه اسـلامى را حرکت ، عمل و تصمیم گیرى بر اساس مشورت و مشارکت عمومى در مدیریت و اداره جامعه معرفى مى کند:
(وَاءَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ)(۴۰۶)
و کارهایشان به صورت مشورت در میان آن ها است .
(وَشَاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ)(۴۰۷)
و در کارها با آن ها مشورت کن .
در مـتـون اسـلامـى و روایات ، استبداد راءى و اتکا به نظرات فردى بدون مشارکت همگانى به شـدّت مـذمـوم و محکوم دانسته شده است . طبق اصل یکصدم قانون اساسى ، براى پیشبرد سریع بـرنـامـه هـاى اجتماعى ، اقتصادى ، عمرانى و… از طریق مردم ، با توجه به مقتضیات محلى … شـورایـى بـراى هـر مـحـل تـشـکـیـل مـى گـردد کـه ضـمـن مـشـارکـت مـردم در امـور خـود، موجب دقت عمل و تسریع کارهاى اجتماعى و غیره شده و سایر مسؤ ولین و بخش هاى دیگر سیاسى و ادارى با پشتیبانى و حمایت این نهادها مى توانند بیشتر و سریع تر در امور محوله انجام وظیفه کنند.
با نگاهى به اصول قـانـون اسـاسى جمهورى اسلامى ایران از جمله اصول هفتم ، صدم و یکصد و چهارم ، ملاحظه مى کـنـیـم کـه تـشـکـیـل شـوراهـا از جـمـله مـجـلس شـوراى اسـلامـى ، شـوراى اسـتـان ، شـهـر، مـحـل و بـخـش ، روسـتـا، زمـیـنـه مـشـارکـت فعالانه آحاد ملت در تصمیم گیرى و اداره امور فراهم گـردیـده و از طـریـق مـکـانـیـسـم شـورا، افـکـار عـمـومـى در مـسـائل اجـتـمـاعـى ، اقتصادى ، فرهنگى و سیاسى عرصه مهیا و گسترده اى را براى فعالیت و ایفاى نقش در اختیار دارد.
فصل سوم
سنجش افکار
۱. سنجش افکار
شناخت افکار عمومى و کسب آگاهى هاى دقیق در مورد جهت گیرى آن نسبت به موضوعات خاص که از آن بـه عـنـوان (سـنـجـش افـکـار عمومى ) تعبیر مى شود، در جوامع امروزى از اهمیت شایانى بـرخـوردار اسـت . سـیـاسـت مـداران ، اقـتـصـاددانـان ، جامعه شناسان ، بازرگانان ، متخصّصین تـبـلیـغـات ، مـطـبـوعـات ، روابط عمومى ها و جز آن ها به طور جدّى نیازمند شناخت و پیش بینى افـکـار عـمـومـى هـسـتـنـد. ایـنـان بـا صـرف وقـت و هـزیـنـه هـاى قـابـل تـوجـهـى مـى کـوشـنـد گـرایـش هـا و سـمت گیرى افکار عمومى را نسبت به مساءله مورد نـظـرشـان شـنـاخـتـه و از تـوانایى پیش بینى برخوردار باشند. پیدایش مؤ سسات بزرگ و عـریـض و طـویـل سـنـجـش افـکار در این راستا مى باشد. همچنین ، ابلاغ شیوه هاى تخصّصى و تکنیک هاى پیشرفته افکارسنجى حاصل این تکاپو است .
در تعریف افکارسنجى گفته شده :
افـکـارسـنـجـى عـبـارت اسـت از اجـراى اقدامات و تلاش ها جهت نشان دادن عقاید مردم نسبت به یک موضوع در یک محل خاص و در یک مقطع زمانى .(۴۰۸)
اهمیّت افکارسنجى
اهـمـیـّت سـنـجـش افکار، ازاهمیّت پدیده افکار عمومى ناشى مى گردد. در خصوص پدیده افکار عـمـومـى ، اهـمـیـّت و جـایـگـاه آن ، در ابـتـداى ایـن بـخـش بـه تـفـصـیـل بحث و بررسى به عمل آمد. اینک نیز، یادآورى مى گردد که در جوامع امروزى ، افکار عـمـومـى بـه عـنـوان مـنـشـاء نـویـن قـدرت و مـشـروعـیـت شـنـاخـتـه شـده اسـت . بـه هـمـیـن دلیـل ، دولت هـا هـمـسوسازى و همراه کردن افکار عمومى با سیاست ها و تصمیمات خود را وجهه هـمـت خـویـش قـرار داده انـد. در واقـع ، افـکـار عـمـومـى بـه یـک نـیـروى تـعـیـیـن کـنـنـده تبدیل گردیده و به طور روزافزون بر اهمیت آن افزوده مى شود.
ابـهـام در مـورد واکـنـش مـردم نـسـبـت بـه پـدیـده هـا و مـسـائل تـعـیین کننده ، و همچنین تعدّد منابع شـکـل گـیـرى آن از جـمـله عـوامـلى اسـت کـه افـکارسنجى را ضرورى ساخته است . سنجش افکار فـرایـندى است که طى آن نسبت به جهت گیرى افکار در خصوص موضوعى نسبتا مهم اطلاعاتى مـنـسـجـم و مـفـیـد حـاصـل مـى شـود. بـه طـورى کـه بـا تـجـزیـه و تحلیل این داده ها امکان پیش بینى سمت گیرى افکار عمومى در مورد مساءله مورد نظر فراهم مى شود.
نکته مهم و حائز اهمیّت این است که بدون کسب اطلاعات صحیح و دانش لازم در مورد افکار عمومى ، هـر گـونه تلاش در به حرکت درآوردن ، جهت دادن و هدایت افکار عمومى در مسیرهاى مورد نظر، عملى بیهوده و ناموفق خواهد بود.(۴۰۹)
در صـورتى که تصمیم گیرندگان و رهبران جامعه بدون شناخت جهت افکار عمومى ، تصمیمى مهم و تعیین کننده در مورد جامعه اتخاذ و به مرحله اجرا درآوردند، در این صورت در افقى تاریک و پـرابـهـام نـسـبـت بـه آیـنـده ، سـیـر کرده و قادر به پیش بینى نوع واکنش مردم نسبت به آن موضوع نخواهند بود.
پـس از پـیـروزى انـقـلاب اسلامى ، افکار عمومى در ایران بیش از پیش اهمیّت یافت . زیرا با اسـتـقـرار نـظـام جـمـهـورى اسـلامى ، حضور مردم در صحنه هاى سیاسى ـ اجتماعى به طور بى سـابـقـه اى افـزایـش پـیـدا کـرد؛ زیـرا یکى از هدف هاى جدّى انقلاب مشارکت مردم در سرنوشت سـیـاسـى و اجـتـمـاعـى خـود بـود. یـکى از لوازم تحقّق این هدف ، وجود آگاهى از سمت گیرى و گـرایـش افـکار عمومى در مورد مسائل مهم و حیاتى جامعه نظیر دولت ، کارکردها و برنامه هاى اقتصادى و فرهنگى و مواضع آن در مورد ارزش هاى انقلاب اسلامى است . به این ترتیب در یک کـلام مـى تـوان گـفـت کـه مـردم بـه شـدّت واجـد شعور و آگاهى سیاسى و اجتماعى در خصوص پدیده هاى ریز و درشت جامعه شده اند.
به هر حال ، مجموعه شرایط و متغیّرها سبب گردیده تا پژوهش ها و مطالعات منظّم و روشمند در مـورد پـدیـده افـکـار عمومى ، نحوه شکل گیرى ، حساسیّت ها، نوسانات ، دگرگونى ها و جهت گیرى آن در موضوعات مهم اهمیّت بیشترى پیدا کند.
تـاریـخـچـه پـیـدایـش مـؤ سـسـات افـکـار سـنـجـى و سـیـر تحوّل آن
نـخـسـتین کوشش ها در مورد سنجش افکار، در قرن هجدهم میلادى صورت گرفت .در این زمان ، در اروپـا بـه تـدریـج مـسـاءله شـنـاخت جمعیت و شمارش نفوس (سرشمارى ) مطرح مى گردید. در اواخـر قرن نوزدهم میلادى روش نمونه گیرى به کار گرفته شد که کاشف آن (کیه ) جامعه شـنـاس فـنـلانـدى بود. در این زمان تحقیقات و پژوهش در مورد افکار عمومى رنگ علمى به خود گرفت .(۴۱۰)
کـوشـش هـاى روشمند و نسبتا پیشرفته تر در مطالعات افکار عمومى و با استفاده از ابزارهاى فـنّى به دهه ۱۹۳۰ برمى گردد. در اواسط دهه ۳۰، (ژرژ گالوپ )، استاد روزنامه نگارى دانـشـگاه میسورى آمریکا، روش علمى پژوهش در مورد پدیده افکار عمومى را پى ریزى کرد. تا پـیـش از سـال ۱۹۳۶ افـکار عمومى از خلال روزنامه ها و به هنگام انتخابات عمومى مشخص مى شـد؛ امـّا از این سال به بعد سنجش افکار عمومى به صورت مستقیم و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفت که اطلاعات با ارزشى به علماى علم سیاست داد.(۴۱۱)
بـه ایـن ترتیب ، سال ۱۹۳۶ را به عنوان تاریخ رسمى ابداع و به کارگیرى سنجش افکار تعیین کرده اند. در این زمان که (روزولت ) به عنوان کاندیداى ریاست جمهورى آمریکا معرفى شـد، نـشـریـه اى بـه نـام (ریـدرز رایجست ) عقاید ۲۴ هزار راءى دهنده را از طریق تماس هاى تلفنى گردآورى و سپس تجزیه و تحلیل کرد.
نـتـیجه حاصله از این تحقیقات بیانگر آن بود که (روزولت ) در انتخابات پیروز خواهد شد. بـه طـور هـمـزمـان بـا ایـن نظرخواهى ، مؤ سّسه افکارسنجى (گالوپ ) با بهره گیرى از روش هـاى نـمـونـه گـیـرى ، بـا پـنـج هـزار نـفر مصاحبه کرد و پس از جمع بندى و تجزیه و تـحـلیـل داده هـا، اعـلام داشت که (روزولت ) در انتخابات برنده خواهد شد. پس از برگزارى انـتـخابات که به پیروزى روزولت انجامید، مقوله سنجش افکار بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت .
در سـال ۱۹۴۸، در جـریـان انـتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـورى در آمـریکا، واقعه اى رخ داد که به تـصـحـیـح روش هـاى سـنـجش افکار و رشد و غناى علمى آن به طور مؤ ثرى مدد رسانید. در این سـال ، تـمـام نـظرسنجى ها گویاى این بود که ترومن در انتخابات شکست خواهد خورد. امّا بر خـلاف تـمـام ایـن پـیش بینى ها، ترومن در انتخابات پیروز شد و این به منزله نخستین شکستى بـود کـه دسـت اندرکاران سنجش افکار تجربه مى کردند. امّا آنچه که این واقعه در پى خواهد داشت ، این تجربه ارزشمند بود که به موجب آن دانشمندان دریافتند که هیچ گاه نباید فریفته قـاطـعـیـت روش هـاى تـحـقـیـق شـد؛ بـلکـه مـى بـایـد بـا کـوشـش خـسـتـگـى نـاپذیر، نسبت به تـکـمـیـل و تـصحیح روش هاى سنجش افکار همت گماشت . از آن زمان تا کنون روش هاى تحقیق و پـژوهـش در مـورد افـکار عمومى تکامل بیشترى پیدا کرده و مؤ سسات افکارسنجى نتایج و پیش بـیـنـى هـاى خـود را بـه واقـعـیـت نـزدیـک تـر کـرده انـد و در عـیـن حال روز به روز بر ابعاد و تعداد مؤ سسات سنجش افکار در کشورهاى مختلف جهان افزوده مى شود.(۴۱۲)
علائم و روش هاى افکار سنجى
همه گروه ها و مراکز اجتماعى ، علمى ، سیاسى و اقتصادى متناسب با نیازهاى خاص خودشان به سـنـجـش افکار مى پردازند. این فرایند سبب افزایش و گسترش مراکز سنجش افکار گردیده و هر روزه شیوه هاى جدیدتر و پیچیده ترى براى سنجش افکار ابلاغ مى گردد.
بـراى پـى بـردن بـه گـرایـشات افکار عمومى و جهت گیرى آن در مورد مساءله مورد نظر، مى توان از علایم گوناگونى استفاده کرد. انتخابات به عنوان یک پدیده فراگیرى که در اغلب جوامع امروزین صورت مى پذیرد، یکى از این علایم و راه هاى شناخت سمت گیرى افکار عمومى است .
در اغلب سیستم هاى سیاسى ، براى شناخت گرایش افکار عمومى و تمایلات مردم ، از انتخابات اسـتـفـاده مـى شـود. قـبـل از راءى گـیـرى ، هـر یـک از کـانـدیـدهـا دیـدگـاه هـاى خود را نسبت به مسائل مهم جامعه تشریح مى کنند و این عمل تواءم با تبلیغات جهت جلب افکار عمومى صورت مى گـیرد. به موازات این فعالیت ها، از طُرُق گوناگون گرایشات و تمایلات مردم بررسى مى شـود. در این حالت ، موقعیت یک کاندیدا یا یک حزب و یا یک جناح سیاسى در جامعه ، تا حدودى بیانگر سمت گیرى افکار عمومى است .
مـطـبـوعـات اگـر چـه خـود عـامـل هـدایـت و سـمـت دادن بـه افـکـار عـمـومـى اسـت ، امـّا در عـیـن حـال بـه مـثـابـه آیـینه اى است که افکار عمومى را منعکس مى کند. (رفراندوم ) یکى دیگر از روش هایى است که به وسیله آن مى توان به گرایشات افکار عمومى پى برد. روش دیگرى کـه در شـنـاخـت افـکـار عـمـومـى مـى تـواند مفید باشد، (نظرخواهى ) است . از جمله تفاوت هاى رفـرانـدوم و نـظـرخـواهـى ، ایـن اسـت کـه رفـرانـدوم در مـورد مسائل اساسى تر و مهم ترى صورت گرفته و تقریبا تمامى افرادى را که به سن قانونى جهت مشارکت در امور سیاسى رسیده اند تحت پوشش قرار مى دهد، امّا نظرخواهى گروه محدودى را تحت پوشش قرار مى دهد.
مـحـقـّقـیـن افکار عمومى و مؤ سسات افکارسنجى ، در مطالعات و کاوش هاى علمى خود، روش هاى مـخـتـلفى را مورد استفاده قرار مى دهند. این روش ها گرچه از نظر ابزارهاى سنجش و شیوه هاى تـحـقیق با هم متفاوتند، امّا از نظر هدف که همانا کسب شناخت و پیش بینى در مورد گرایش افکار اسـت ، بـا هـم مـشـتـرکند. از جمله روش هاى متداول در افکارسنجى ، روش (نظرخواهى ) است که پیشتر بدان اشاره گردید. این سنجش افکار شامل مراحل ذیل مى باشد:
1 ـ معین نمودن هدف هاى تحقیق ؛
2 ـ تعریف و تعیین محدوده جامعه آمارى ؛
3 ـ انتخاب نمونه هاى کافى که نماینده این جامعه باشند؛
4 ـ تعیین گروه شاهد (گروهى که به طور نمونه انتخاب شده تا از آن ها نظرخواهى شود.)؛
5 ـ تهیه پرسشنامه یا طرح سؤ الات مصاحبه ؛
6 ـ انـجام آزمایش ساده قبل از شروع (یعنى قبل از شروع کار اصلى ، یک بار آن را به صورت آزمایشى انجام دهیم .)؛
7 ـ اجراى پرسشنامه یا مصاحبه ؛
8 ـ جمع بندى و استخراج داده ها و جدول بندى نتایج ؛
9 ـ تجزیه و تحلیل اطلاعات و تفسیر نتایج به دست آمده .
بـه ایـن تـرتـیـب ، ملاحظه مى کنیم که مؤ سسه هاى سنجش افکار با بهره گیرى از روش هاى علمى ، ضمن جمع آورى و تجزیه و تحلیل اطلاعات ، به پیش بینى در مورد سمت گیرى افکار مبادرت مى ورزند.(۴۱۳)
کاربردهاى افکار سنجى
افـکـارسـنـجى کاربردهاى فراوانى دارد. یکى از این کاربردها، بهره گیرى از نظرسنجى در امـر بـرنـامـه ریـزى و تـصـمـیم گیرى هاى دولت ها مى باشد. دولت ها با استفاده از اطلاعات حـاصـله در مـورد تمایلات و گرایش افکار در جامعه ، با بصیرت و شناخت کافى به برنامه ریـزى مـى پـردازنـد. سازمان ها، شرکت ها و مؤ سسات مختلف با بهره گیرى از داده هاى افکار سـنـجـى ، مـیـزان مـوفـقیّت خود را افزایش مى دهند. برخى از این سازمان ها براى ادامه فعالیت نـاگـزیـر از انـجام نظرسنجى و استفاده از نتایج آن در برنامه هاى خود مى باشند. به عنوان مـثـال مـدیـران رسـانـه هاى گروهى در فرایند برنامه ریزى ، تولید و پخش برنامه لازم از نـظـرات و تـمـایلات مردم آگاه شوند. برخى از مهم ترین کاربردهاى سنجش افکار به شرح زیر مى باشند:
الف ـ ارزیـابـى عـمـلکـرد دسـتـگـاه هـاى ادارى در نـزد عـمـوم مـردم و انـتـقـال خـواسته هاى آن ها به سازمان ها در سیستم هاى ادارى ، مدیران و تصمیم گیرندگان از طـریـق بـخـشـنـامـه هـا، دسـتـورالعـمـل هـا و دیـگـر روش هـاى مـتـداول ادارى ، خـواسـتـه هـاى خـود را بـه پـایـیـن هـرم تـشـکـیـلات منتقل مى کنند؛ امّا اطلاعات مربوط به خواسته ها و تمایلات مردم چگونه از قاعده هرم به راءس تـشـکـیـلات کـه مـدیـران و تـصـمـیـم گـیـرنـدگـان در آن قـرار دارنـد، منتقل مى شود؟
ممکن است هر دستگاهى براى کسب آگاهى از نظرات مردم در خصوص عملکرد خویش ، روش هایى اتـخـاذ کـنـد. یـک مـؤ سـّسـه نـظـرسـنجى مى تواند با بهره گیرى از روش هاى منسجم و علمى نـظـرات مـردم را در مـورد عـمـلکرد مؤ سّسه ها، سازمان ها و دستگاه هاى دولتى و غیر دولتى ، گردآورى و تجزیه و تحلیل کند. استفاده از این داده ها در فرایند تصمیم گیرى و اجرا، درصد موفقیت سازمان هایى را که به طور مستقیم و غیر مستقیم به مردم خدمت مى کنند، افزایش مى دهد.
ب ـ کـاربـرد دیـگـر سـنـجـش افـکـار مـقـوله اصـلاح و تـربـیـت اسـت . در جـامـعـه ده هـا مـشـکل و معضل وجود دارد که مانع رشد و بالندگى جامعه مى گردد. عدم آگاهى افکار عمومى از جـنـبـه هـاى مـنـفـى مـشـکـلات یـکـى از دلایـل تـداوم آن هـا اسـت . بـه عـنـوان مـثـال کیفیت مصرف نان یکى از مشکلاتى است که در جامعه ما تقریبا امرى همگانى بوده و عمومیت دارد. انـجـام یک نظرسنجى دقیق و انعکاس نتایج حاصله از آن به نحو مؤ ثرى مى تواند از بد مصرف کردن نان و ضایعات آن بکاهد.
این مقوله در مورد سایر مسائل اجتماعى نیز مى تواند صادق باشد. بدین ترتیب ، اگر سنجش افکار به طور صحیح اجرا و نتایج آن در اختیار دیگران قرار بگیرد، مردم به نقطه ضعف هاى اجـتـمـاعـى آگـاه شـده و نـیز عادات مثبت و نیکو تقویت مى گردد و در نهایت به اصلاح و تربیت اجتماع مى انجامد.
ج ـ تـسـهـیـل و تـصـحـیـح سـیاست گذارى ، تصمیم گیرى و اجرا یکى دیگر از کاربردهاى مثبت نـظرسنجى است . سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان جامعه در حوزه هاى فرهنگى ، اقتصادى ، خـدمـاتـى و غیره با اطلاع از نظرات و خواسته هاى عموم مردم ، با بصیرت و روشن بینى مى توانند به جامعه خدمت کنند. انعکاس جنبه هاى مثبت و منفى یک سیاست یا برنامه اقتصادى و یا یک تصمیم فرهنگى ، مى تواند مدیران را در اتخاذ تصمیم هاى بعدى به طور مؤ ثرى یارى کند. این فرایند در نهایت به تصحیح تصمیم گیرى ها مى انجامد.
د ـ نـظرسنجى ها مى توانند داده هاى مفیدى در اختیار محققین علوم اجتماعى به ویژه جامعه شناسى و عـلم سـیـاست قرار دهد. یکى از مشکلات جدّى که علوم اجتماعى در فرایند رشد و ترقّى خود در جامعه ما با آن روبه رو است ، کمبود داده هاى تجربى است . بسیارى از آرا و فرضیات در مورد مـسـائل اجـتـمـاعـى بـه دلیـل فـقـدان ایـن قـبـیـل داده هـا در سـطـح مـلّى قـابـل بـررسى و تجزیه و تحلیل دقیق نیست . نظرسنجى ها با جمع آورى داده هاى تجربى و ارائه آن هـا بـه مـراکـز پـژوهـشـى و دانـشـگـاه هـا، نـقـش مـؤ ثـرى در حـلّ مـسـائل اسـاسـى جـامـعـه ایـفـا کـرده و در عـیـن حـال بـه رشـد و تکامل علوم اجتماعى نیز مدد مى رسانند.(۴۱۴)
2. شیوه ها و ابزارهاى جهت بخشیدن به افکار عمومى در جهان امروز
در دنیاى امروز، رسانه هاى گروهى با زندگى روزمره انسان ها به طور عمیقى عجین شده و در حـیـات فـردى و اجـتـمـاعـى آن هـا رسـوخ پـیدا کرده اند. تا جایى که امروزه میلیون ها انسان در سـراسـر گـیـتـى ، دنـیـا را از دریـچـه هـمـیـن رسـانـه هـا مـى نـگـرنـد. اگـر چـه حـاصـل پـیـشـرفـت و گـسـتـرش شـبـکـه هـاى ارتـبـاط جـمـعـى ، تـبـادل افـکـار و اطـلاعـات ، دانـش هـا و هـنـرهـا، از مـیـان بـرداشـتـه شـدن مـسـافت ها و سرانجام تـبـدیل شدن دنیاى پهناور، به دهکده اى کوچک مى باشد، امّا این ، تنها یک روى سکّه است . روى دیـگـر سـکـّه ایـن اسـت کـه وسـایـل ارتـبـاط جـمـعـى در غـالب مـوارد، تـحـت تـاءثـیـر بـرخـى عـوامـل ، بـه صـورت ابـزارى در جـهـت قـالب بـنـدى ، جـهـت دهـى ، هـدایـت و کـنـتـرل افـکـار بـشـر در دسـت صـاحـبـان و دارنـدگـان ایـن وسایل درآمده است .
دارنـدگـان وسـایـل ارتـبـاطات بین المللى که تعداد اندکى از کشورهاى سرمایه دارى غرب را شـامـل مـى شـونـد بـا اسـتـفـاده از ایـن وسـایـل و بـا شـیـوه هـاى مـتـعـدّدى بـه کـنـتـرل و هـدایـت افـکـار عـمـومـى مردم دنیا مبادرت مى ورزند. در درس هاى گذشته با انواع این وسـایل نظیر رادیو، مطبوعات ، خبرگزارى ها، تلویزیون ، ماهواره و جز آن ها آشنا شده و نسبت بـه ابـعـاد، تـاریـخـچـه و کـارکـرد آن هـا شـنـاخـت بـه دسـت آوردیـم . اکـنـون بـا ایـن سـؤ ال روبه رو هستیم که مدیران و کارگزاران این رسانه ها با استفاده از کدام شیوه ها به هدایت و جهت دهى افکار عمومى جهانیان اقدام مى کنند. بحث حاضر کوششى جهت یافتن پاسخ صحیح به این پرسش است .
الف ـ مالکیت و کنترل سیستم هاى عمده ارتباط جمعى جهان
یـکـى از عـوامـل جـهـت دهـى و هـدایـت افـکـار عـمـومـى ، مـالکـیـت عـمـده وسـایـل مـدرن ارتـبـاط جـمـعـى اسـت . در حـال حـاضـر، وسـایـل ارتـبـاطـى پـیـشـرفـتـه ، نـظـیـر مـاهـواره هـاى پخش مستقیم برنامه هاى تلویزیونى ، تـلویـزیـون هـاى کـابـل دار، ویـدئوکـاسـت هـاى خـبـرى ، سـیـسـتـم هـاى اطلاعاتى کامپیوترى ، خـبـرگـزارى هـا و مراکز تولید محصولات فرهنگى به طور عمده در اختیار معدودى از کشورهاى صنعتى غرب مى باشند. خبرگزارى هاى بین المللى که در اختیار چند کشور غربى قرار دارند، فـرایـنـد جـمـع آورى ، تـوزیـع و انـتـشـار اخـبـار رویـدادهـاى دنـیـا را در کـنـتـرل خـود دارند. به این ترتیب ، ابتکار عمل در گزینش و انتشار خبرها و گزارش هاى خبرى به صورت مکتوب و یا صوتى ـ تصویرى ، در دست مالکان این ابزارها و مراکز مى باشد.
در حـال حـاضـر فـقـط تـعداد اندکى از کشورهاى جهان که بیشتر به دنیاى سرمایه دارى غرب تـعـلّق دارنـد، از تـوانایى ساخت و تکنولوژى پرتاب ماهواره هاى مخابراتى ، تجسّمى و نیز مـاهـواره هـاى تـلویـزیـونى برخوردارند. در نتیجه ، سایر کشورها که فاقد این تکنولوژى و تـوانـایـى هـسـتـنـد در زمـیـنـه ارتـبـاطـات بـیـن المـللى و ارسـال یـا دریـافـت بـرنـامـه مـستقیم رسانه اى به صاحبان صنایع مدرن ماهواره اى وابستگى دارنـد و در نـهـایـت امـر، این کشورهاى دارنده تکنولوژى به نمونه هاى بارزى مى توان اشاره کـرد. بـه عـنـوان نـمـونـه ، سـه شـبـکـه سـرتـاسـرى تـلویـزیـونـى مـشهور آمریکایى یعنى (C.B.A)، (C.B.N) و (S.B.C) و شـبـکـه تـلویـزیـونـى جـهـانـى جـدیـد کـابـل دار آمـریکایى موسوم به (N.N.C) در جریان پوشش خبرى جنگ خلیج فارس (تهاجم عـراق بـه کـویت و رویارویى متحدین آمریکا با رژیم بعث عراق ) و انعکاس حوادث و رویدادهاى مـربـوط بـه بـحـران کـویـت کـامـلا انـحـصـارگـرانـه و یـکـسـویـه عمل کردند و امپریالیسم ارتباطى را به وضوح نشان دادند.
نمونه دیگر، امپراتورى بسیار عظیم (دوبرت مردوک ) سرمایه دار معروف استرالیایى است کـه در سـال هـاى اخـیـر بـه تـعداد زیادى از وسایل ارتباط جمعى استرالیا، انگلستان ، ایالات مـتـحـده آمـریـکـا و بـه طـور کـلّى سـیـسـتـم هـاى تـلویـزیـونـى مـاهـواره اى و کابل دار غرب سلطه داشته و به عنوان (غول ارتباطى ) شهرت یافته است .(۴۱۵)
بـه ایـن تـرتـیـب مـلاحـظـه مـى کـنـیـم کـه یـکـى از راه هـا و شـیـوه هـاى عـمـلى کـنـتـرل و جـهـت دهـى افکار عمومى ، تعلّق مالکیت رسانه هاى بین المللى به معدودى از افراد و کـشورهاى غربى است که از این طریق با سیطره بر رسانه ها، از آن ها در جهت مطلوب و دلخواه خود استفاده مى کنند.
ب ـ سرمایه گذارى هاى کلان در زمینه رسانه ها و تبلیغات
بـرخـى از کـشـورهـاى پـیـشـرفـتـه غـرب ، بـه لحـاظ بـرخـوردارى از تـوان مـالى ، در زمینه وسـایـل پـیـشـرفـتـه ارتـبـاطـى ، سـرمـایـه گـذارى هـاى کـلانـى بـه عـمـل آورده انـد کـه از حـیـطـه امـکـانـات کشورهاى در حال توسعه جهان بسیار فراتر است . این سـرمـایـه گذارى ها، فرصت و امکان کنترل و به کارگیرى رسانه هاى بین المللى را در مسیر اهـداف آنان میسّر ساخته و صاحبان این سرمایه هاى عظیم در زمینه صنعت تبلیغات و ارتباطات ، قدرت هدایت و کنترل افکار عمومى بین المللى را دارا مى باشند.(۴۱۶)
بـه عـنـوان نـمـونـه ، بـه مـوجـب آخرین آمار موجود، در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادى ، در ایالات متحده آمـریـکـا ۱۵۰۰ روزنـامـه روزانـه ، یازده هزار مجلّه ، ده هزار ایستگاه رادیویى ، ۱۵۰۰ ایستگاه تلویزیونى و ۲۴۰۰ بنگاه نشر کتاب وجود داشته که فراهم آمده از سرمایه گذارى هاى هنگفت در زمـیـنـه رسـانـه هـا اسـت . تـمـرکـز مـدیـریـت و کـارگـردانـى ایـن وسایل در دست عدّه کمى از کشورهاى سرمایه دارى سبب گردیده تا مقوله هدایت افکار و اندیشه هـا و شـکـل دادن بـه بـاورهـا و آفـریـنـش ذهـنـیـت هـا در مـورد مـسـائل و پـدیـده هـاى مـخـتـلف در بـخـش وسـیـعـى از جـهـان تـوسـط هـمـیـن کـشـورهـا رقـم بخورد.(۴۱۷)
این وضعیت در زمینه تبلیغات نیز حاکم است . یعنى تعداد اندکى از کشورهاى نیرومند غربى به واسـطـه سـرمـایـه گـذارى در امـر تـبـلیـغـات ، ابـتـکـار عـمـل را در دسـت دارنـد. بـه عنوان مثال ، در سال ۱۹۷۲ میلادى ، بودجه تبلیغاتى ایالات متحده آمـریـکـا بـالغ بـر ۲۳۱۳۰ مـیـلیـون دلار بـوده و کشورهاى فرانسه و انگلیس نیز به ترتیب ۱۶۶۰ و ۱۷۳۴ میلیون دلار به امر تبلیغات تخصیص داده اند. در حالى که بودجه تبلیغاتى ایـران در هـمـیـن دهـه ۳۴ مـیـلیون دلار، مصر ۳۲ میلیون دلار، مراکش ۶/۶ میلیون دلار و عربستان سعودى کمتر از پنج میلیون دلار بوده است .(۴۱۸)
در نـتـیـجـه این تفاوت فاحش در سرمایه گذارى در رسانه ها و تبلیغات ، در دهه هفتاد میلادى ، مـجـمـوعـا ۶۱ درصـد از کـل بـازار تبلیغاتى جهان به آمریکاى شمالى و ۲۵ درصد به اروپا تـعـلّق پـیدا کرد؛ در حالى که ، آسیا، آفریقا، آمریکاى لاتین و خاورمیانه روى هم رفته سیزده درصـد از بـازار تـبـلیغات جهانى را به خود اختصاص داده بودند!(۴۱۹) جالب است تـوجـّه کـنـیـم کـه خـارجـیـان حتّى در نشریات بومى کشورهاى مذکور سرمایه گذارى کرده اند. وابـسـتـگـى کـشـورهـاى تـوسـعـه نـیـافـتـه جـهـان بـه کـشـورهـاى پـیـشرفته غربى در زمینه وسـایـل و تـجـهـیزات الکترونیکى ، دانش فنّى و تکنولوژى ارتباطات ، آموزش نویسندگان ، تـهـیـّه کـنـنـدگـان ، بازیگران ، خبرنگاران ، متصدیان دوربین در مجموع فرایندى را به وجود آورده کـه در طـى آن تـبـلیـغـات و فـراورده هـاى رسانه اى این کشورها به طور مستقیم و یا غیر مـسـتـقـیـم در کـنـتـرل کـشـورهاى غربى قرار دارد و در نهایت امر، ارزش ها، باورها و افکار جهان سـرمـایـه دارى غـرب بـه طـرز ظـریـفـى بـه مـردم ایـن قبیل کشورها القا مى گردد.
ج ـ انحصار در جمع آورى و انتشار اخبار
پـیـشـرفـت هـاى خـیـره کننده در صنعت ارتباطات ، این امکان را فراهم کرده که اخبار ازدور افتاده تـرین نقاط جهان در کوتاه ترین زمان ممکن جمع آورى و در سراسر دنیا به اطلاع مردم برسد. امـّا بـه دلایـلى ایـن سـیـسـتـم عـظـیـم ، مـهـم و پـیـشـرفـتـه در انـحـصـار و کنترل کشورهاى سرمایه دارى قرار دارد.(۴۲۰)
بـه دلایـل اقتصادى تنها معدودى از کشورهاى جهان قادر به جمع آورى خبر در سطح بین المللى مـى بـاشند. زیرا گذشته از جنبه هاى تکنولوژیکى و تخصّصى مخابره سریع گزارش هاى خبرى ، اعزام خبرنگار به پایتخت یک کشور خارجى هزینه هاى هنگفتى که در بر دارد؛ به علاوه ، حـقـوق ، هـزیـنـه اقـامـت ، هـزیـنـه تـلفـن و تـلگـراف نـیـز مـبـلغ کـلانـى را شـامـل مـى شـود کـه هـر کـشـورى از عـهـده تـاءمـیـن آن هـا بـرنـمـى آیـد. بـه هـمـیـن دلیـل حـتـّى در کـشـورهـاى ثـروتـمـنـد جـهـان نـیـز تـنـهـا روزنـامـه هـاى انـگشت شمارى یک تیم کامل خبرى به کشورهاى مختلف جهان اعزام مى کنند و بسیارى از این روزنامه ها مانند (نیویورک تـایمز)، (واشنگتن پست )، (ابزرور) و روزنامه تایمز با فروش خبر به سایر روزنامه ها، مخارج مربوط به جمع آورى خبر را تاءمین مى کنند.(۴۲۱)
در حـال حـاضـر مـحـتـواى روزنامه ها در کنترل گروه کوچکى از خبرگزارى هاى بین المللى که بـازار جـهـانـى خـبـر را در اخـتیار دارند، قرار دارد. این خبرگزارى ها، رویتر، آسوشیتدپرس ، فـرانـس پـرس و یـونـایـتـدپـرس هـسـتـنـد کـه روزانـه در حـدود چـهـل مـیـلیـون کـلمـه خـبـر در دنـیـا پـخـش مـى کـنـنـد. مـسـاءله اعـمـال سـلطـه بـر افـکـار عـمـومى با در نظر گرفتن انحصار این چهار خبرگزارى که تاءمین کنندگان اصلى و انحصارى اخبار مورد نیاز رسانه ها هستند بسى گویا و آشکار است .
هـشـتـاد درصـد خـبـرهـایـى کـه تـوسـط این خبرگزارى ها منتشر مى شود، مربوط به کشورهاى صـنـعتى با حدود بیست درصد جمعیت جهان است ، در حالى که فقط بیست درصد دیگر اخبار آن ها بـه حـوادث و رویـدادهـاى هشتاد درصد از جمعیت جهان در ممالک جهان سوم اختصاص مى یابد. این بـیـسـت درصـد اخبار نیز شامل جنبه هاى منفى پدیده ها و حوادثى است که توسط خبرنگاران این خبرگزارى ها از گوشه و کنار کشورهاى جهان سوم دست چین و جهت انعکاس در رسانه ها انتخاب و مـخـابـره مـى شـوند.(۴۲۲) حوادثى نظیر جنگ ها، کودتاها، مرگ و میرهاى ناشى از حـوادث طـبـیـعـى و غیره ؛ گویى در این بخش از جهان ، جز حوادث ناگوار، رویدادى اتفاق نمى افتد تا خبر مربوط به آن به اطلاع مردم جهان برسد.(۴۲۳)
د ـ انحصار در تبلیغات
تـبـلیـغـات از جـمـله عـواملى است که در شکل دهى و هدایت افکار عمومى نقش انکارناپذیرى دارد. مـخـاطـب تـبـلیـغـات ذهن و فکر انسان ها است . در بحث سرمایه گذارى هاى کشورهاى غربى به ویـژه آمـریـکـا در امـر رسـانـه هـا و تـبـلیـغـات مـلاحـظـه کـردیـم کـه ایـن قـبـیـل کـشـورهـا بـا صـرف هـزیـنـه هـاى کـلانـى ، مـاشـین عظیم تبلیغات را در مقیاس جهانى در کـنـتـرل خـود دارنـد. نـتـیـجـه حـاصـله از ایـن مـخـارج در زمـیـنـه تـبـلیـغـات ، اعـمـال انـحـصـار امـپـریـالیـسـتى به منظور بهره گیرى از آن در جهت شستشوى مغزى جهانیان ، تـحـقـیـر فـرهـنـگ هاى بومى کشورها، اشاعه باورها و افکار فاسد سرمایه دارى غرب ، ایجاد جـامـعـه مـصـرفـى و ایـجـاد نیازهاى کاذب براى مصرف کالاهاى تجملى غرب مى باشد. فرجام نـهـایـى ایـن سـیـاسـت ، کـنـتـرل افـکـار و انـدیـشـه مـردم دنـیـا تـوسـط گـردانـنـدگـان وسایل ارتباطى غرب است .
در حال حاضر، بزرگ ترین سازمان هاى عظیم تبلیغاتى آمریکا دقیقا همان سازمان هایى هستند کـه در سـطـح جـهـانى بزرگ ترین بنگاه هاى تبلیغاتى محسوب مى شوند؛ حتّى در کشورهاى آلمـان ، فـرانـسـه ، انـگلستان ، استرالیا و کانادا، نیمى از سازمان هاى بزرگ تبلیغاتى به آمـریکا تعلق دارند. در بسیارى از کشورهاى اروپایى ، آسیایى و آمریکاى جنوبى سازمان هاى تبلیغاتى عمده ، از شعبات سازمان هاى بزرگ تبلیغاتى آمریکایى هستند.(۴۲۴)
ایـن سـازمـان هـاى تـبـلیـغـاتـى در واقـع بـه عنوان بازوهاى تبلیغاتى دستگاه سیاست خارجى کـشـورهـاى اسـتـکـبـارى ایـفـاى نـقـش مـى کنند. لبه تیز حملات تبلیغاتى این سازمان ها متوجه کـشورهایى است که مشى مستقلى در نظام بین الملل در پیش گرفته و در جهت حفظ هویت و فرهنگ بـومـى خـود تـن بـه مـبـارزه و رویـارویـى بـا نـظام استکبارى مى دهند. پس از پیروزى انقلاب اسـلامى ایران ، محور اصلى تکاپو و فعالیت سازمان هاى تبلیغاتى آمریکایى ، صهیونیستى و بـرخـى دیـگر از کشورهاى اروپایى ، ترسیم تصاویر خلاف واقع و منفى از اسلام و ارزش هـاى اصـیـل اسلامى و ملّى کشور جمهورى اسلامى ایران بوده است . استفاده از زبان تصویر در انـحـراف افـکـار عـمـومـى نـسـبـت بـه واقـعـیـات جـامـعـه ایـران اسـلامـى در بـیـن ایـن قـبـیـل کـشـورها شایع تر بوده است . به عنوان مثال مى توان به فیلم (بدون دخترم هرگز)، (شـیـریـن وحـشـى ) و تئاتر (شب هاى ایرانى ) اشاره کرد که علیه مقدسات اسلام و انقلاب اسـلامى ساخته و به معرض نمایش گذاشته شد. تئاتر (شب هاى ایرانى ) که در انگلستان به نمایش درآمد و از چهار کانال تلویزیون انگلیس پخش شد، از کتاب موهن آیات شیطانى مایه و الهام گرفته است .(۴۲۵)
5 ـ گزینش خبر
جـهـان بـسـتـر رویـدادهـا و حـوادث بـى شـمـارى اسـت . اخـبار این رویدادها از طریق خبرنگاران و گـزارشـگـران بـه رسـانـه هـا مـنـتقل شده در مقیاس هاى مختلف و به زبان هاى متعددى پخش مى شـونـد. اخـبـارى کـه روزانـه از طـریـق خـبـرگـزارى هـا جـمـع آورى مـى شـوند، حجم انبوهى را تشکیل مى دهند که تنها بخش محدودى از آن ها فرصت و امکان انتشار پیدا مى کنند. در این فرایند مساءله اى به نام انتخاب و گزینش خبر به میان آید.
انـتـخـاب خـبـر از بـیـن هـزاران خـبـر جـمـع آورى شـده جـهت انعکاس در رسانه ها، فرصت و زمینه اعمال نظر و انحراف افکار عمومى را براى گردانندگان رسانه ها فراهم مى آورد. این که کدام خبر انتخاب و کدام یک کنار گذاشته شود در حیطه اختیار گزارشگران ، سردبیران ، مترجمان و مدیران و گردانندگان وسایل ارتباط جمعى قرار دارد که اصطلاحا آنان را (دروازه بان ) مى نامند.(۴۲۶)
یـک روزنـامـه پـرتیراژ مى تواند حداکثر حدود ۱۰/۱ اخبار دریافتى از خبرگزارى ها را منتشر کـند.(۴۲۷) بنابراین انتخاب خبرها جهت انتشار امرى اجتناب ناپذیر مى نماید؛ امّا این انتخاب بر مبناى کدام ضوابط و معیار صورت مى پذیرد؟ با مطالعه اوضاع حاکم بر رسانه هاى گروهى بین المللى ، گردانندگان این وسایل با تکیه بر سلیقه ها، ایدئولوژى ، زمینه هـاى ذهـنـى و جـهـت گیرى هاى سیاسى و اغراض خود، مطالب و اخبار را دست چین کرده و در جوامع منتشر مى کنند.
بـدیـن ترتیب دست چین کردن و گزینش جهت دار و مغرضانه خبرها جهت انعکاس یکى از شیوه هاى شـنـاخـتـه شـده در امـر هـدایـت و جـهـت دهى افکار عمومى مى باشد. یکى از خبرنگاران سابق مجله (کـریـسـتین ساینس مانیتور) در زمینه انتخاب مغرضانه خبرها توسط رسانه هاى غربى چنین مى گوید:
مـشـکـل بـسـیـارى از خـبـرگـزارى هـاى آمـریـکـایـى و اروپـایـى ایـن اسـت کـه فـقـط حـوادث جنجال برانگیز و پرغوغاى جهان اسلام و عرب را گزارش مى کنند.(۴۲۸)
گردانندگان رسانه هاى بین المللى ، در فرایند انتخاب خبرها و گزارش هاى خبرى ، تنها آن دسـتـه از اخبار را برگزیده و بر بال امواج مى نشانند که فقط گویاى نقاط ضعف کشورهاى جـهان سوم به ویژه جوامع اسلامى است و به این شیوه افکار عمومى را در جهت دلخواه خود هدایت مى کنند.
در پـایان ، ذکر این نکته ضرورى به نظر مى رسد که عملکرد رسانه هاى گروهى استکبارى در منحرف کردن افکار عمومى از بسیارى از وقایع جهان ، فقط در شیوه هایى که بدان ها اشاره شد خلاصه و محدود نمى شود؛ بلکه ده ها روش پیچیده و ظریف دیگرى نظیر تحریف واقعیات ، کوچک جلوه دادن بعضى از رویدادهاى مهم و بزرگ جلوه دادن برخى از حوادث بى اهمیّت در اذهان عـمـومـى ، سـانـسـور، کـتـمـان و عـدم انـعـکـاس رویـدادهـاى خـاص ، طـرح مـسـائل فـرعـى و بـى اهـمیت به منظور تحت الشعاع قرار دادن رویدادهاى مهم ، ارائه تفسیرهاى رادیویى مغرضانه به کار برده مى شوند.
خلاصه بخش
بخش دوم این مجموعه ، به بررسى افکار عمومى اختصاص یافت . همان گونه که ملاحظه شد، ظـهور و گسترش وسایل ارتباط جمعى آثار و تبعات متعدّدى در پى داشت که اهمیت یافتن پدیده افـکـار عمومى ، از جمله این آثار و تبعات مى باشد. این پدیده را تجلّى اراده توده مردم دانسته اند که در تحولات و رویدادهاى مهم کشورها نقش اساسى ایفا مى کند.
ریـشـه تـاریـخـى و خاستگاه واژه افکار عمومى به طور دقیق روشن نیست ، امّا در لابه لاى متون قدیمى و آثار مکتوب کهن این واژه به کار رفته است و این مساءله حکایت از قدمت طولانى آن دارد. رومى ها به جاى واژه (افکار عمومى )، از عبارات (اجماع عمومى ) استفاده مى کردند. یونانى هـا نـیـز از مـتـرادف هـاى ایـن واژه استفاده برده اند. در اروپاى قرن ۱۶ تا ۱۸، دانشواژه افکار عـمـومـى در آثـار نـویـسـنـدگـانـى هـمـچـون (روسـو)، (جـان اسـتـوارت میل ) و (جرمى بنتام ) به کار رفت .
در اهمیت افکار عمومى گفته شده که این پدیده سبب بروز و ظهور جریان هاى اجتماعى ـ سیاسى مـى گـردد کـه ایـن جـریـان هـا قـوى تـر از هـر جـریـان سـیـاسـى عـمـل مـى کـنـنـد. بـه هـمـیـن دلیـل زمـامـداران نـاگـزیـرنـد قـبـل از اتـخـاذ تـدابـیـر و تـصمیمات مهم ، واکنش افکار عمومى را در این موارد بررسى کرده و بسترى فراهم کنند که تصمیمات جدید بدون هر گونه مانع جدّى در آن لباس تحقق بپوشد.
واژه افـکـار عـمـومـى از کـلمـه (افـکـار) و (عـمـوم ) تشکیل شده که در اصطلاح ، آن را عبارت از نظرها، قضاوت ها و ارزیابى ها در مورد یک پدیده دانـسـتـه انـد کـه در ذهـن انـسان ها پدید آمده و به یک صورت بیان مى گردد. در تعریف افکار عـمـومـى مـنـاقـشه فراوانى میان اهل نظر وجود دارد. بعضى از صاحب نظران ، آن را به صورت ذیل تعریف کرده اند: افکار عمومى ، مجموعه عقاید افراد یک جامعه نسبت به یک موضوع است که آن افراد درباره آن موضوع داراى منافع و علایق مى باشند.
تـلازم و پـیـوسـتـگـى دو مـفـهـوم (رسـانـه هـا) و (افـکـار عـمـومـى ) یـکـى از دلایـل تـوجـّه دانـشـمـنـدان بـه مـقـوله افـکـار عـمـومـى اسـت . عـامـل دیـگر توجّه بیش از پیش به پدیده افکار عمومى را در طبیعت نظام دموکراسى دانسته اند. افـکـار عـمـومى یکى از موضوعات مورد مطالعه در شاخه هاى مختلف علوم اجتماعى است . فرایند شـکـل گـیـرى این پدیده موضوع مطالعه جامعه شناسى است . امّا در روان شناسى اجتماعى ، این فرایند شکل گیرى ، تبیین مى شود و در علوم سیاسى ، تمرکز مطالعه بر روى کارکردهاى آن و آثـار ایـن مساءله بر نظام تصمیم گیرى مى باشد. افکار عمومى به عنوان یکى از نیروهاى مـؤ ثر و تعیین کننده در سیاست و اجتماع مى باشد و لازمه برخورد درست با این پدیده ، شناخت صـحـیـح عـناصر و مؤ لفه هاى آن است . به این ترتیب ، اگر بخواهیم افکار عمومى را تغییر دهیم و یا آن را در مسیرى هدایت کنیم ، حتما باید نسبت به آن آگاهى و شناخت دقیق داشته باشیم .
براى تشکیل افـکـار عـمـومـى ، حـداقـل سـه عـنـصـر لازم اسـت ، ایـن عـنـاصـر شامل (مردم )، وجود (موضوع ) و بالاخره انتشار خبر در سطح وسیع است تا به این ترتیب ، افـکـار عـمـومـى شـکـل بـگـیـرد. شـکـل گـیـرى افـکـار عـمـومـى ، فـرایـنـد پـیـچـیـده اى است که عـوامـل زیـادى در آن دخالت دارند. برخى از این عوامل ، فرهنگى و برخى دیگر زیستى ـ روانى مـى بـاشـنـد. از مـهم ترین عواملى که در افکار عمومى تاءثیر مى گذارند، تبلیغات ، رسانه هاى گروهى و احزاب سیاسى ، مى باشند.
بـى شـک اهـمیت افکار عمومى از دید رژیم هاى سیاسى پنهان نبوده و در روند تاریخ ، از آن در جـهـت تـحـقـّق اهداف و رسیدن به خواسته هاى خود بهره بردارى کرده اند. با جست وجو در متون تاریخى که رویدادهاى سیاسى معاصر را در خود حفظ کرده اند، به موارد بارز و متعددى برمى خـوریـم کـه حـکـومت ها چه در مورد ملت هاى خود و چه در فراسوى مرزهاى قانونى خود دست به اقداماتى زده اند که به موجب آن افکار عمومى را منحرف و گمراه کرده اند. استالین در شوروى سـابـق بـا بـهـره گـیـرى از رسـانـه هـا بـه شـدّت افـکـار را کنترل و قالب بندى مى کرد. همین مساءله در جامعه آلمان هیتلرى نیز اتفاق افتاد. نازى ها با به خـدمـت گـرفـتـن مطبوعات ، رادیو و به خصوص سینما، افکار عمومى را در مسیرى که مورد نظر خودشان بود کانالیزه و هدایت مى کردند.
رژیـم صـهـیـونـیستى را باید از آن جمله نظام هایى دانست که به اهمیت افکار عمومى به خوبى پـى بـرده و بـا کوشش هر چه تمام تر در گمراه ساختن آن نسبت به منافع شیطانى خود اقدام بـه عـمـل مـى آورد. نـمـونـه هـاى روشـنـى از ایـن قـبـیل فعالیت ها را در جریان جنگ هاى اعراب و اسـرائیـل به ویژه جنگ اکتبر ۱۹۷۳ مى توان مشاهده کرد. ایالات متحده آمریکا در به کارگیرى ابـزارهـاى پـیـچـیده و فنون تبلیغاتى جهت اغوا و فریب افکار عمومى ، سرآمد دیگر رژیم هاى شـیـطـانى است . در تاریخ معاصر، آمریکا در نقاط مختلف جهان به موازات استفاده از سلاح هاى مـخـرب و کـشـتـار مـردم بـى گـنـاه کـشورها، از تبلیغات فریبنده و اغواکننده استفاده کرده است . عوامل متعددى سبب تکوین افکار عمومى در جامعه مسلمین مى گردد که تریبون نماز جمعه ، مساجد، وجـود آیـات عـظـام و مـراجـع تقلید از آن جمله مى باشند. در تعالیم اسلامى ، افکار عمومى به عـنـوان عـنـصـرى مـؤ ثـر در امـر اصـلاح جـامـعـه ، نـیـروى بـازدارنـده و عامل نظارت همگانى براى تداوم سلامت اجتماع ، از اهمیت فراوانى برخوردار است .
سـنـجـش افـکـار یـکـى دیـگـر از مـحـورهاى اصلى در مبحث افکار عمومى است که به بررسى آن پـرداخـتـیـم . در تعریف افکارسنجى گفته شده ، افکارسنجى عبارت از اجراى اقدامات و تلاش هـایـى جـهـت نـشـان دادن عـقـایـد مـردم نـسـبـت بـه یـک مـوضـوع در یـک مـحـل خـاص و در یـک مـقـطـع زمـانـى مـعـیـّن مـى بـاشـد. سـنـجـش افـکـار عـمـومـى از مـسـائل بـسـیـار مـهـمـى است که در جوامع کنونى مورد توجه نهادهاى سیاسى ، علمى و پژوهشى قرار گرفته و این اهمیت ، از خود پدیده افکار عمومى نشاءت پیدا کرده است .
نـخـسـتـیـن کـوشش ها در مورد سنجش افکار، در قرن هجدهم میلادى صورت گرفت و سپس در قرن بـیـسـتـم روش هـاى تـکـامـل یـافـتـه تـرى بـه کـار گـرفـتـه شـد. تـا پـیـش از سـال ۱۹۳۶ م . اطـلاع از افـکار عمومى از خلال روزنامه ها و بیشتر از راه انتخابات عمومى به دسـت مـى آمـد؛ امـّا از سـال ۱۹۳۶ م . بـه بـعـد سـنـجـش افـکـار بـا اسـتـفـاده از پـرسـشـنـامـه مـتـداول گـشـت . از ایـن رو، سـال ۱۹۳۶ م . را بـه عنوان تاریخ رسمى ابداع و به کارگیرى سنجش افکار قلمداد کرده اند. امروزه مؤ سّسه هاى مستقلى جهت پژوهش و سنجش افکار عمومى به وجود آمده اند.
افـکـارسـنـجـى داراى کارکردهایى است که مهم ترین آن ها فراهم آوردن امکان برقرارى ارتباط بـیـن دسـتـگـاه هـاى ادارى و عـمـوم مـردم مـى بـاشـد. اصـلاح و تـربـیـت ، تسهیل و تصحیح فرایند سیاست گذارى و اجرا، فراهم کردن داده هاى مفید جهت استفاده محققین علوم اجتماعى به ویژه جامعه شناس ها از دیگر کارکردهاى مهم افکار سنجى است .
در جهان امروز کار رسانه هاى گروهى با زندگى روزمره انسان ها درآمیخته و در حیات فردى و اجـتـمـاعـى آن هـا رسـوخ پـیـدا کـرده انـد. گـویـى ایـن وسـایـل جـزء جـدا نـشـدنـى از زنـدگـى بـشـر کـنـونـى اسـت . در حال حاضر میلیون ها انسان در سراسر گیتى ، دنیا را از دریچه همین رسانه ها مى نگرند. به ایـن تـرتیب در یک نگاه به این نکته پى مى بریم که همین رسانه ها یکى از بارزترین و مهم ترین ابزارهایى هستند که به افکار عمومى جهت مى دهند.
دارنـدگـان وسایل ارتباط بین المللى که تعداد اندکى از کشورهاى سرمایه دارى را در بر مى گـیـرنـد بـا اسـتـفـاده از رسـانـه هـاى پیشرفته ، با به خدمت گرفتن تکنیک هاى پیچیده و با صـرف هـزینه هاى هنگفت ، به هدایت و کنترل افکار جهانى مى پردازند. بارزترین شیوه هایى کـه در کـنـتـرل و جـهـت دهـى بـه افـکـار عـمـومـى بـه کـار گـرفـتـه مـى شـونـد، شـامـل مـالکـیـت و کـنـتـرل سیستم هاى عمده ارتباطى جهان ، سرمایه گذارى در زمینه رسانه ها و تـبلیغات ، اعمال انحصار در جمع آورى و انتشار اخبار، انحصار در تبلیغات و در نهایت دست چین کردن و گزینش خبر مى باشد.
منابع و مآخذ
ـ قرآن .
ـ ارتـبـاطـات انـسـانـى ، عـلى اکـبر فرهنگى ، جلد اوّل ، تهران ، انتشارات تهران تایمز، چاپ اوّل ، ۱۳۷۳.
ـ ارتـبـاطـشـنـاسـى ، مـهـدى مـحـسـنـیـان راد، تـهـران ، سـروش ، چـاپ اوّل ، ۱۳۶۹.
ـ اطلاعات عمومى یا دایره المعارف اجتماعى ، عنایت اله شکیباپور، تهران ، انتشارات اشرافى ، بى تا.
ـ اطـلاعـات و ارتـبـاطـات ، عـبـدالحـسـیـن آذرنـگ ، تـهـران ، وزارت ارشـاد اسـلامـى ، چـاپ اوّل ، ۱۳۷۱.
ـ افکار عمومى ، آلفرد سووى ، ترجمه جمال شیرانى ، تهران ، کتاب هاى جیبى ، بى تا.
ـ افـکـار عـمـومـى و ارتـبـاطـات ، عـلى اسـدى ، تـهـران ، سـروش ، چـاپ اوّل ، ۱۳۷۲.
ـ اصول سیاست خارجى و سیاست بین الملل ، سید عبدالعلى قوام ، تهران ، سمت ، ۱۳۷۰.
ـ اصـول عـلوم سـیـاسـى ، رضـا عـلومـى ، ۳ جـلد، جـلد اول ، تهران ، امیرکبیر، چاپ دوم ، ۱۳۴۸.
ـ اصول علم سیاست ، موریس دوورژه ، ترجمه ابوالفضل قاضى ، تهران ، امیرکبیر، ۱۳۶۹.
ـ امـپـریـالیـسـم تـبـلیـغـى یـا تبلیغات بین الملل ، محمّد على العوینى ، ترجمه محمّد سپهرى ، تهران ، سازمان تبلیغات اسلامى ، ۱۳۶۹.
ـ بنیادهاى علم سیاست ، عبدالرحمن عالم ، تهران ، نشر، نى ، ۱۳۷۳.
ـ بـهـره مـنـدى شـهـرونـدان تـهـرانـى از مطبوعات ، تهران ، عباس عبدى و سهراب زاده ، وزارت ارشاد، ۱۳۶۱.
ـ بـه سـوى سـیـاسـت هـاى ارتـبـاطـى واقـع بـیـنـانـه ، جـان . اى . آرل ، ترجمه خسرو جهاندارى ، سروش ، بى تا.
ـ پژوهشى در تبلیغ ، محمّد تقى رهبر، تهران ، سازمان تبلیغات اسلامى ، ۱۳۷۱.
ـ تاریخ اختراعات ، محسن جاویدان ، تهران ، ۱۳۷۰.
ـ تـاریـخ انـدیـشـه سـیـاسـى در غـرب از طـالس تـا مـارکـس ، عـلى بـیـگـدلى ، ۲ جـلد، جـلد اوّل ، تهران ، لادن ، ۱۳۷۴.
ـ تاریخ تحلیلى مطبوعات ایران ، محیط طباطبایى ، تهران ، بعثت ، ۱۳۶۶.
ـ تـاریـخـچـه رادیـو و تـلویـزیـون ، پـیـر آلبـر و دیـگـران ، جمشید ارجمند، تهران ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، ۱۳۶۸.
ـ تـاریـخ سـانـسـور در مـطـبـوعـات ایـران ، انـتـشـارات کوئل کهن ، ۲ جلد، جلد اوّل ، تهران ، آگاه ، ۱۳۶۰.
ـ تاریخ سیاسى معاصر ایران ، جلاالدین مدنى ، ۲ جلد، جلد دوم ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى ، ۱۳۶۱.
ـ تاریخ سینما، جمال امید، تهران ، نگاه ، ۱۳۷۳.
ـ تاریخ سینما در ایران از آغاز تا ۱۳۵۷، مسعود بهرامى ، تهران ، بى تا.
ـ تبلیغات و جنگ روانى حسین حسینى ، تهران ، دانشگاه امام حسین ۷، ۱۳۷۲.
ـ تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفى در ایران ، ابراهیم تیمورى .
ـ تحلیلى بر انقلاب اسلامى ، منوچهر محمدى ، تهران ، امیرکبیر، ۱۳۷۰.
ـ تلویزیون و آموزش مردم ، محمّد عباس زادگان ، تهران ، انتشارات حامد، ۱۳۵۷.
ـ جامعه شناسى ارتباطات ، باقر ساروخانى ، تهران ، انتشارات اطلاعات ، ۱۳۷۱.
ـ جامعه شناسى انحرافات : آسیب شناسى جامعوى ، داور شیخاوندى ، گناباد، موندیز، ۱۳۷۳.
ـ جـامـعـه شـنـاسـى رادیـو و تـلویزیون ، ژان کازنو، ترجمه جمشید ارجمند، تهران ، انتشارات رادیو و تلویزیون ملّى ، ۱۳۵۴.
ـ جامعه شناسى سیاسى ، حسین بشیریه ، تهران ، نشر، نى ، ۱۳۷۴.
ـ جامعه شناسى و تعلیم و تربیت ؛ مبانى تربیت جدید، على شریعتمدارى ، تهران ، امیر کبیر، ۱۳۶۲.
ـ جـامعه شناسى وسایل ارتباط جمعى ، ژان کازنو، ترجمه باقر ساروخانى و منوچهر محسنى ، اطلاعات ، ۱۳۷۲.
ـ جنگ روانى ، دانشکده علوم و فنون سپاه ، بى نا، بى تا.
ـ جهان زیر سلطه صهیونیزم ، انتشارات سپاه ، بى تا.
ـ چگونه روابط عمومى کنیم ، سعید برزین ، تهران ، بهجت ، ۱۳۵۵.
ـ حـقـوق اسـاسـى و سـاخـتار حکومت جمهورى اسلامى ایران ، قاسم شعبانى ، تهران ، اطلاعات ، ۱۳۶۳.
ـ حـقـوق اسـاسـى و نـهـادهـاى سـیـاسـى ، ابـوالفـضـل قـاضـى ، ۲ جـلد، جـلد اوّل ، تهران ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۰.
ـ خلاصه مقالات تبلیغ و تبلیغات ، تهران ، سازمان تبلیغات اسلامى ، ۱۳۷۰.
ـ دایره المعارف ، م آزینفر، تهران ، انتشارات زرین ، بى تا.
ـ دایره المعارف : اطلاعات عمومى جوانان ، عبدالحسین سعیدیان ، تهران ، جاویدان ، ۱۳۵۶.
ـ دایره المعارف دانش و تکنیک ، ترجمه عبدالحسین سعیدیان ، تهران ، بى نا، ۱۳۵۸.
ـ دایره المعارف یا گنجینه اطلاعات عمومى ، مهرداد مهرین ، تهران ، جاویدان ، ۱۳۵۶.
ـ درآمـدى بـر افـکار عمومى تبلیغ و آوازه گرى ، رفیق سکّرى ، ترجمه حسین کرمى ، تهران ، همراه ، ۱۳۷۰.
ـ دنیاى شگفت انگیز ارتباطات ماهواره اى ، سید حسن حسینى ، تهران ، سروش ، ۱۳۶۷.
ـ دیدگاه هاى بررسى جنگ خلیج فارس ، تهران ، دانشگاه علامه طباطبایى ، ۱۳۷۳.
ـ روش تحلیل سیاسى ، سید محمّد عباس زادگان ، تهران ، خدمات فرهنگى رسا، بى تا.
ـ سیاست ، ارسطو، ترجمه حمید عنایت ، تهران امیرکبیر، ۱۳۵۸.
ـ سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران ، بیژن ایزدى ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى ، ۱۳۷۱.
ـ سیرى در اندیشه هاى سیاسى معاصر، على اکبر، تهران اَلَست ، ۱۳۷۰.
شناخت استکبار جهانى ، جواد منصورى ، مشهد، آستان قدس رضوى ، ۱۳۶۸.
ـ طرّاحى ، ساخت و کاربرد کامپیوترهاى کوچک ، امیراسعد انزانى ، جهاددانشگاهى دانشگاه تهران ، ۱۳۶۸.
ـ فرهنگ اصطلاحات روابط بین الملل ، غلامرضا على بابایى ، تهران ، نشر مفید، ۱۳۶۹.
فرهنگ عمید، حسن عمید، ۲ جلد، جلد اول ، تهران ، امیرکبیر، ۱۳۵۹.
ـ قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، ۱۳۶۸.
ـ قدرت هاى جهان مطبوعات ، مارتین واکر، ترجمه م . قائد، تهران ، نشر مرکز، ۱۳۷۲.
ـ گذر از نوگرایى ، حمید مولانا، ترجمه یونس شکرخواه ، تهران ، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ۱۳۷۱.
ـ مبانى ارتباطات جمعى ، سید محمّد دادگران ، تهران ، فیروز، ۱۳۷۴.
ـ مبانى تبلیغ ، محمّد حسن زورق ، تهران ، سروش ، ۱۳۶۸.
ـ مـبـانـى جامعه شناسى ، ملودین ال دفلو و سایرین ، ترجمه حمید خضرنجات ، دانشگاه شیراز، ۱۳۷۱.
ـ مبانى علم سیاست ، عبدالحمید ابوالحمد، تهران ، نوین ، ۱۳۷۰.
ـ مبانى علم سیاست ، حشمت اله عاملى .
ـ مـطـبـوعـات ، پـیـر آلبـر، ترجمه فضل اله جلوه ، تهران ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، ۱۳۶۸.
ـ مطبوعات سیاسى ایران در عصر مشروطیت ، عبدالرحیم ذاکر حسین ، دانشگاه تهران ، ۱۳۷۰.
ـ مقدمه اى بر جامعه شناسى وسایل ارتباط جمعى ، قائم مقامى .
ـ نـگـرشى بر نقش مطبوعات وابسته در روند انقلاب اسلامى ، تهران ، وزارت ارشاد اسلامى ، ۲ جلد، ج اول ، ۱۳۶۱.
ـ نـگـرشـى جـدیـد بـر علم سیاست ، مونتى پالمر، لارى اشترن ، چارلز کاین ، ترجمه منوچهر شجاعى ، تهران ، دفتر مطالعات ، ۱۳۶۷.
ـ وسایل ارتباط جمعى ، کاظم معتمدنژاد، تهران ، علمى فرهنگى ، ۱۳۷۱.
ـ یک جهان و چند صدا، ش ، مک برایر، ترجمه ایرج پاد، تهران ، سروش ، ۱۳۶۱.
ـ یورش هاى تبلیغاتى آمریکا در ویتنام ، مصطفى ملکوتیان ، جهاد دانشگاهى ، تهران ، ۱۳۷۲.