هرکسی در یک کاری ، خوب توانمند است .
هوارد گاردنر از استادان گروه مدیریت آموزش دردانشگاه هاروارد است .
اندیشه چند بعدی بودن هوشمندی او ، انقلابی در روشهای آموزشی براه انداخت .
آنها معتقد هستند که تائید بر اینکه همبستگی و پیوستگی هوشمندیهای گوناگون ، ضرورت نیست و کسانی که بیش از سه مورد از این هوشمندیها را داشته باشند افرادی سعادمند هستند .
۱ ) هوشمندی راستین : دانستن همه چیز همانند یک دانشنامه ( دائره المعارف )
۲ ) هوشمندی تحلیلی : توان استدلال و مفهوم آفرینی .
۳ ) هوشمندی ریاضی : توان بهره گیری گسترده از اعداد و ارقام .
۴ ) هوشمندی زبان شناختی : توان یادگیری و بکارگیری زبانهای گوناگون به روشی پسندیده.
۵ ) هوشمندی فضایی و فاصله ای : توان تشخیص نظم و الگو و چیزهای هنرمندانه – کارآفرینان و تحلیلگران از این هوشمندی بر خوردارند – ولی در آزمون سه هوشمندی نخستین چندان نتیجه خوبی نمی گیرند از این رو در مدرسه نمی درخشند ولی زندگی به خوبی جای خود را باز می کنند .
۶ ) هوشمندی ورزشی
۷ ) هوشمندی ادراکی : بینش – احساس کردن و دیدن چیزهایی که به ساده گی اشکار نیستند .
۸ ) هوشمندی احساسی : خودآگاهی – خودداری – پافشاری – تعصب در زندگی – گاهی از هر استعداد فکری دیگری کار سازترند . گلمن از ارسطو چنین نقل می کند که هر کس به آسانی می تواند خشمگین شود ولی خشمگین به فردی که مستحق باشند به اندازه درست ، با هدف درست در رمانی بجا و به روشی مناسب کار دشو.اری است .
۹ ) هوشمندی کاربردی : افراد به هنگام دست به کار می شوند که در حالی که دیگران همچنان به بحث در موضوع سرگرمند .
۱۰ ) هوشمندی نفوذی : توان انجام کارها توسط دیگران
۱۱ ) هوشمندی موسیقی
نکته که در پشت اینگونه فهرستها نهفته است پیام به انسانهاست که همواره می توان از راهی خاص خدمتی ارائه داشته و زندگی را به شایستگی تامین نمود .
مدارس باید جوانان را در شناخت هوشمندیهای خودیاری دهند ولی چنین نیست و تنها باید روش کار را اصلاح کرد .