خنده ، گریه و ترس عزرائیل از چیست؟

خداوند از عزرائیل پرسید: تا به حال وقتی جان کسی را می گیری برایش گریه کرده ای؟ عزرائیل گفت: یکبار خندیدم، یکبار گریه کردم و یکبار ترسیدم خنده ام زمانی بود که به من فرمان دادی جان مردی را بگیرم او را کنار کفاشی یافتم که به کفاش می گفت: کفشم را طوری بدوز که…

ادامه مطلب

گریه عزرائیل …

یک روز عزرائیل در محضر پیامبر اسلام بود . پیامبر از او پرسید: هزاران سال است که جان مردم را می گیری، آیا تا به حال شده در حالی که جان فردی را می گیری دل تو برای او بسوزد؟ عزرائیل گفت: تا کنون دل من به حال دو نفر سوخته است . یک بار…

ادامه مطلب