نظریه ارتباط بدون خشونت مارشال روزنبرگ
مارشال روزنبرگ ( Marshall Rosenberg ) متولد ۶ اکتبر ۱۹۳۴ در کانتون اوهایو و متوفای ۷ فوریه ۲۰۱۵ در البوکرکی نیومکزیکو ، روانشناس، میانجیگر، و نویسندهٔ اهل ایالات متحده آمریکا بود. او برای پایهگذاری فرایند ارتباطات غیرخشونتآمیز، شناخته میشود. وی همچنین یک سازمان غیرانتفاعی به عنوان «مرکز ارتباط غیرخشونتآمیز» را بنیانگذارد.
مارشال روزنبرگ از بزرگان روانشناسی معاصر محسوب میشود و همکاری با کسانی همچون کارل راجرز (از بنیانگذاران روانشناسی انسان گرا) را در کارنامهی خود دارد.
تاریخچه
آموزش ارتباط غیر خشونتآمیز از زمان جستجوی روزنبرگ برای یافتن راه سریعی برای انتشار مهارتهای صلح، تحول یافتهاست. ارتباط غیر خشونتآمیز از کار او با فعالان حقوق مدنی در اوایل دهه ۱۹۶۰ ظهور کرد. در طی این مدت او همچنین بین دانش آموزان شورشی و مدیران کالج به عنوان میانجی عمل کرد و برای لغو مسالمتآمیز تبعیض نژادی طولانی مدت در مدارس دولتی برخی مناطق، فعالیت کرد.
به گفته ماریون لیتل (۲۰۰۸)، ریشههای مدل ارتباط غیر خشونتآمیز در اواخر دهه ۱۹۶۰تحول یافتهاست، زمانی که روزنبرگ در یکپارچهسازی نژادی در مدارس و سازمانها در جنوب ایالات متحده مشغول به کار بود. اولین نسخه از این مدل (مشاهدات، احساسات و خواستهها عمل گرا) بخشی از یک کتاب راهنمای آموزشی روزنبرگ تهیه شده در سال ۱۹۷۲ بود. مدلهای به شکل کنونی خود (مشاهدات، احساسات، نیازها و درخواستها) در ۱۹۹۲ تکامل یافتهاند. گفتگو بین روزنبرگ و همکارانش و مربیان ارتباط غیر خشونتآمیز همچنان ادامه یافت تا آنجا که بر مدلی تأثیر گذاشت که در اواخر دهه۲۰۰۰ اهمیت بیشتری به همدلی با خود به عنوان کلیدی برای کارایی مدل میداد. از سال ۲۰۰۰، با تغییر دیگری در تأکید، به مدل به عنوان یک فرایند اشاره شدهاست. به این ترتیب، تمرکز کمتر بر خود “مراحل ” و بیشتر بر مقاصد پزشک در صحبت کردن (“است به قصد دریافت آنچه دیگران میخواهد که انجام شود، یا برای تقویت روابط معنا دارتر و با رضایت متقابل بیشتر؟”) در گوش دادن (“است به قصد آماده شدن برای آنچه که میگویند، یا برای گسترش، توجه و احترام قلبی به دیگری؟ “) و کیفیت تماس تجربه شده با دیگران است.
کار روزنبرگ با کارل راجرز در پژوهش به منظور بررسی اجزای یک رابطه یاریگر، از نظر لیتل، برای توسعه ارتباط غیر خشونتآمیز اساسی بود. راجرز بر موارد زیر تأکید کرد:
۱) یادگیری تجربی،
۲) “صراحت در مورد حالت عاطفی فرد،”
۳) رضایت از شنیدن دیگران “به شیوهای که برای آنها تشدید شود،”
۴) غنیسازی و تشویق تجربه ” گوش دادن خلاق، فعال، حساس، دقیق، همدلانه، “
۵)” ارزش عمیق تجانس بین تجربه درونی خود، آگاهی هشیارانه فرد و ارتباطات فرد، “
۶) تجربه مفرح از عشق و قدردانی بیقید و شرط و گسترش دادن مشابه آن [برای دیگران].
روزنبرگ تحت تأثیر اریک فروم، جورج آلبی، و جورج میلر، در حین دور شدن از درمان روانی بالینی، تمرکز بر جامعه را، در کار خود اتخاذ کرد. ایدههای مرکزی مؤثر بر این تغییر روزنبرگ عبارت بودند از:
(۱) سلامت روانی فردی به ساختار اجتماعی یک جامعه بستگی دارد (فروم)،
(۲) درمانگران به تنهایی قادر به پاسخگویی به نیازهای روانی یک جامعه نیستند (آلبی)، و
(۳) اگر روانشناسی آزادانه به جامعه داده شود دانش دربارهٔ رفتار انسان افزایش خواهد یافت (میلر).
کار اولیه روزنبرگ با کودکان با ناتوانیهای یادگیری به عنوان شاهدی برای نشان دادن علاقه وی به مطالعات روان زبانشناختی و قدرت زبان به همان اندازهٔ تاکیدش بر همکاری ذکر شدهاست. مدل ارتباط غیر خشونتآمیز در توسعه اولیه خود، دوباره رابطه معلم – دانش آموز را بازسازی کرد تا به دانش آموزان مسئولیت بیشتری برای و در تصمیمگیریهای مربوط به یادگیری خود بدهد. این مدل در طول سالها به عنوان سمبل روابط قدرت نهادی (به عنوان مثال، پلیس – شهروند، رئیس – کارمند) و روابط غیررسمی (یعنی مرد – زن، غنی – فقیر، بزرگسالان- جوانان، والدین و فرزند) تحول یافتهاست. هدف نهایی توسعه روابط اجتماعی بر اساس پارادایم، ” مشارکت ” ترمیمی و احترام متقابل، به جای پارادایم ” سلطه ” کیفری، مبتنی بر ترس، است. روزنبرگ مهاتما گاندی را به عنوان منبع الهام بخشی برای مدل ارتباط غیر خشونتآمیز شناختهاست. هدف روزنبرگ توسعه یک فرایند عملی برای تعامل بوده که ریشه در فلسفهٔ ” آهیمسا ” گاندی دارد که ترجمه شدهاست به ” عشق سرشاری که زمانی رخ میدهد که بد خواهی، خشم، و نفرت در قلب فروکش کردهاست”.
دکتر جان گری، نویسنده «مردان مریخی، زنان ونوسی» درباره کتاب ارتباط بدون خشونت مارشال روزنبرگ گفته است:
«تکنیکهای ارتباطی فعال مارشال روزنبرگ تضادهای بالقوه را به گفتگوهای صلحآمیز تغییر میدهد. شما تکنیک سادهای میآموزید که مشاجره را خنثی میکند و ارتباط محبتآمیزی را با خانواده، و سایر آشنایان خلق میکند. من خواندن این کتاب را نه تنها توصیه بلکه تأکید میکنم.»
نظریه ارتباط غیر خشونتآمیز
ارتباط غیر خشونتآمیز معتقد است که بسیاری از درگیری بین افراد یا گروهها از ارتباطات غلط در رابطه با نیازهای بشر به وجود میآیند که با توجه به قهری بودن یا دستکاری زبان است با هدف القاء ترس، گناه، شرم، و غیره انجام میشود. این شیوههای ارتباطی «خشن»، زمانی که در طی یک درگیری استفاده میشود، توجه شرکت کنندگان را از روشن کردن نیازهای خود، احساسات خود، درک خود، و درخواستهای خود منحرف میکند، در نتیجه درگیری تداوم مییابد.
ارتباطات غیر خشونتآمیز نوعی فرایند ارتباطی است که به وسیله مارشال روزنبرگ درآغاز دههٔ ۱۹۶۰ توسعه یافت. ارتباط غیر خشونتآمیز به عنوان فرایند حل تعارض عمل میکند. این ارتباط بر سه جنبه ارتباطات شامل همدلی با خود، دریافت همدردانه و خود ابرازی صادقانه تمرکز دارد. ارتباط غیر خشونتآمیز بر اساس این ایده که همه انسانها دارای ظرفیت برای شفقت هستند و تنها زمانی متوسل به خشونت یا رفتار آسیب زا به دیگران میشوند که استراتژیهای مؤثرتر برای برآوردن نیازها را نشناسند. عادات فکری و گفتاری که منجر به استفاده از خشونت (جسمی و روانی) میشود، از طریق فرهنگ آموخته میشود. نظریه ارتباط غیر خشونتآمیز این را فرض میگیرد که تمام رفتارهای انسانی ناشی از تلاش برای برآوردن نیازهای جهانی انسان است و این نیازها هرگز در تضاد نیست. در عوض، درگیری زمانی رخ میدهد که استراتژی برای برآوردن نیاز به هم برخورد میکند. ارتباطات غیر خشونتآمیز پیشنهاد میکند که اگر مردم بتوانند نیازهای خود، نیازهای دیگران، و احساسات، که این نیازها را احاطه کرده، شناسایی کنند، میتوان هماهنگی را به دست آورد.
در حالی که ارتباطات غیر خشونتآمیز ظاهراً به عنوان یک فرایند ارتباطی به منظور بهبود اتصال دلسوزانه با دیگران آموزش داده شدهاست. همچنین به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی، مجموعهای از ارزشها، تکنیک پرورشی والدانه، یک روش آموزشی و به عنوان یک جهان بینی تفسیر میشود.
ارتباط بدون خشونت (nvc) روشی تعاملی است که تبادل اطلاعات و حل صلحآمیز اختلافات را تسهیل میکند. ارتباط بدون خشونت بر ارزشهای مشترک انسانی و نیازها تکیه میکند و افراد را به پرهیز از زبانی که سبب مقاومت یا کاهش عزت نفس میشود و استفاده اززبانی که سلامت را افزایش میدهد تشویق میکند.
ارتباط بدون خشونت باور دارد که به جای ایجاد ترس، گناهٰ، سرزنش و شرم؛ غنی سازی زندگی رضایت آمیزترین انگیزه برای انجام کارهاست و به عنوان هدف، بر پذیرش مسئولیت فردی در انتخاب و افزایش کیفیت ارتباط تأکید دارد. این روش حتی وقتی طرف مقابل آن را نمیداند مؤثر است.
اگر از این مکالمه و کیفیت ارتباط این دو نفر راضی نیستیم چه میتوانیم بکنیم؟ برای برقراری ارتباط، بهبود کیفیت ارتباط انسانی خود، فقط با ایجاد “تغییر خود” میتوانیم کار را شروع کنیم. در الگوی زبان زندگی ما سعی در تغییر دیگران و اصلاح آنان نداریم، بلکه ما دعوت مهاتما گاندی را شنیدهایم که “بیایید خودمان، تغییری شویم که در دنیا جستجویش میکنیم” و در جستجوی این تغییر به الگوی کلامی خود توجه میکنیم و زبان زندگی را جایگزین الگوهای کلامیی که با آن تربیت شدهایم، میکنیم. ما یاد گرفتهایم که با الگویی صحبت کنیم که مملو از قضاوت اخلاقی، مقایسه کردن و ترویج سلسله مراتب است.
زبان زندگی ارتباطی است بدون خشونت و به ما کمک میکند تا با خود و دیگران به گونهای مرتبط شویم که محبت ذاتیمان شکوفا شود. همچنین ما را راهنمایی میکند تا بتوانیم روش ابراز خودمان و گوش کردن به دیگران را با تمرکز بر چهار عرصه دوبارهسازی کنیم؛ آنچه را که “مشاهده میکنیم”، “احساس میکنیم”، “نیاز داریم” و آنچه را که ما “تقاضا کنیم” تا زندگیمان را غنی سازیم.
“زبان زندگی” دعوتی است برای ایجاد تغییرات در الگوهای کلامی خودمان تا بتوانیم کیفیت ارتباطات انسانی خود را بهبود بخشیم. در هر دو حالت در الگوی “زبان زندگی” میگوییم که ارتباط محبتآمیز وجود نداشته است چه که احتمالاً الگوی ارتباطی ما یکی از الگوهای “ارتباط از زندگی بیگانه ساز” بوده است. الگوهایی از قبیل “قضاوت اخلاقی”، “مقایسه کردن” و “انکار مسوولیت” را ما مدلهای ارتباطی میدانیم که ما را از زندگی بیگانه میسازند.
در ارتباط مبتنی بر قضاوت اخلاقی ما به دنبال این هستیم که تعیین کنیم “کی چی هست؟” یعنی قرار دادن انسان ها در تقسیمات دوتایی خوب و بد؛ زرنگ و تنبل؛ زشت و زیبا؛ فعّال و منفعل؛ و نتیجه این تلاش ما، جداسازی انسانها از همدیگر، ایجاد فاصله و دوری بین افراد میباشد. در “زبان زندگی” ما “قضاوت اخلاقی” را نوعی حمله میدانیم و عکسالعمل طبیعی افراد در مقابل حمله فرار و یا حمله متقابل است، که در هر دو صورت مورد نظر ما نیست. “نیت” ما از شروع مکالمه، برقراری ارتباط است و نه فراری دادن طرف مقابل و یا دریافت حمله متقابل. تا به حال یکی از طرفین چنین مکالمهای بودهاید؟
مبنای ان. وی. سی. مهارتهای کلامی و ارتباطی است تا توانایی ما را برای انسان بودن، حتی در شرایط سخت تقویت کند. ان. وی. سی. مطلب جدیدی ندارد مطالب آن مجموعه و ادغامی از همان دانستههایی است که از قرنها پیش گفته شده است. هدف، یادآوری مطالبی است که ما قبلاً هم میدانستیم تا به ما کمک کند به گونهای زندگی کنیم که – این که ارتباط ما انسانها بایکدیگر قرار بوده چگونه باشد -این دانستهها را بکار بریم .
ان. وی. سی. ما را به بازسازی چگونگی بیان خود و گوش دادن به دیگران هدایت میکند تا به جای عکسالعملهای غیر ارادی و رفتارهایی که عادت شدهاند کلمهها و جملاتمان را آگاهانه بر اساس مسوولیت و شناخت نسبت به آنچه درک میکنیم، احساس میکنیم و نیاز داریم، برگزینیم. ما در حالی که همزمان به دیگران توجه محترمانه و محبتآمیز نشان میدهیـم به بیان صادقانه و واضح خودمان هدایت میشویم در هر ارتباطی ان. وی. سی. ما را به شنیدن نیازهای اساسـی تری که در اعماق وجود خودِ ما و دیگری است، میبرد. و مشاهده دقیق را به ما میآموزد تا بتوانیـم رفتار و شرایطـی که ما را تحت تاثیر قرار داده، تشخیص دهیم. ما یاد میگیریم در هر موقعیتی آنچه را که میخواهیم، مشخص کنیم و به وضوح بیان کنیم. شیوه سادهای است اما تحولی عظیم بوجود میآورد .
وقتی ان. وی. سی. جایگزین الگوهای قدیمیِ دفاع، عقب نشینی یا حمله شود هر بار که با قضاوت و انتقاد روبرو میشویم در پرتو ان. وی. سی. نه تنها موضوع، نیّت و نحوه ارتباط، بلکه خودمان و دیگری را بهتر میشناسیم. مقاومت، دفاع و عکس العملهای خشونتآمیزمان کم میشوند و به جای عیبجـویی و قضاوت، توانایی بررسـی و توضیح آنچه که مشاهده میکنیم، احساس میکنیم و نیاز داریم، افزایش مییابد و آنوقت است که محبت را در اعماق وجودمان کشف میکنیم. با این که تاکید ان. وی. سی. بر عمیق شدن برای گوش دادن به خودمان و دیگران است اما میخواهد بدینوسیله حس احترام توجه و همدلی را بیدار کند و میل مشترکی برای نثار از صمیم قلب ایجاد کند
اگر چه من ان. وی. سی. را “فرایند ارتباط” یا “زبان محبت” مینامم ولی ان. وی. سی. ورای یک زبان یا فرایند است. در لایههای عمیقتر، ان. وی. سی. یک یادآوری دائمـی است تا توجـه ما را به جائی که فکر میکنیم آنچه را میجوییم بیشتر مییابیم، جلب کند .
در بکارگیری ان. وی. سی. لازم نیست حتماً طرف مقابل هم، ان. وی. سی. بداند یا حتی تمایلی به برقراری ارتباط محبتآمیز داشته باشد. کافی است ما به اصول ان. وی. سی. پایبند باشیم و محبت تنها انگیزه ما باشد و طوری رفتار کنیم که نشان دهد این تنها انگیزه ما است. در این فرایند آنها اندک اندک با ما همراه میشوند و سرانجام قادر خواهیم بود با مهربانی به یکدیگر پاسخ دهیم. البته من ادعا نمیکنم که همیشه خیلی سریع و آسان به این مرحله میرسیم اما مطمئنم که اگر ما به اصول و فرایند ان. وی. سی پایبند باشیم، نتیجهاش حتماً شکوفایی محبت و همراهی متقابل است .
با ارتباط بدون خشونت شما خواهید دانست که:
– هرکاری که هر کسی انجام میدهد تلاشی است برای تحقق نیازهای متحقق نشده.
– برای هرکسی تحقق نیازهای از طریق همکاری، سالمتر از رقابت است.
– به صورت طبیعی افراد وقتی که از روی میل در سلامت دیگران سهیم شوند لذت میبرند.
مهارتهای ارتباط بدون خشونت به شما کمک میکند تا:
– احساس گناه، شرم، ترس و افسردگی را از بین ببرید.
– خشم و نا امیدی را به ساختن اتحاد و مشارکت تبدیل کنید.
– راهحلهایی بر اساس امنیت، احترام متقابل و اتفاق آرا خلق کنید.
– نیازهای اساسی فرد، خانواده، مدرسه، جامعه و اجتماع را به روشهای زندگی غنیساز تحقق بخشید.
فرضیات
مربیان ارتباط غیر خشونتآمیز اینابل و میکی کستن مفروضات اساسی ارتباط غیر خشونتآمیز را به صورت زیر مشخص کردهاند:
- تمام افراد بشر در نیازهای مشابه اشتراک دارند
- دنیای ما منابع کافی برای تأمین نیازهای اولیه هر انسانی را ارائه میدهد
- همه کنشها در جهت تلاش برای رفع نیازها است
- احساسات به نیازهای در حال برآورده شدن یا برآورده نشده اشاره دارند
- همه انسانها ظرفیت شفقت دارند
- همه انسانها از بخشش لذت میبرند
- انسان از طریق روابط وابسته متقابل نیازهایشان را برآورده میسازند
- انسانها تغییر میکنند
- انتخاب امری درونی است
- مستقیمترین مسیر به صلح تماس با خود است
مقاصد
خواهران کستن بیشتر تمرین ارتباط غیر خشونتآمیز را پیشنهاد کردند که شامل مقاصد زیر است:
- زندگی با دل گشوده
- شفقت با خود
- ابراز ازصمیم قلب
- دریافت با شفقت
- اولویت بندی تماس
- حرکت فراتر از «درست» و «غلط» برای استفاده از ارزیابی مبتنی بر نیازها
- انتخاب، مسئولیت، صلح
- پذیرش مسئولیت احساسات مان
- پذیرش مسئولیت اعمال مان
- زندگی در صلح با نیازهای برآورده نشده
- افزایش ظرفیت برای برآوردن نیازها
- افزایش ظرفیت برای برخورد با لحظهٔ حال
- توان به اشتراکگذاری (مشارکت)
- توجه یکسان به نیازهای همه
- استفاده از زور در حداقل آن و بیشتر برای محافظت به جای آموزش، تنبیه، یا آنچه ما بدون توافق میخواهیم
ارتباطی که راه شفقت را میبندد
ارتباط غیر خشونتآمیز شیوههای معینی از برقراری ارتباط را ارائه میکند که به سوی بیگانه کردن مردم با تجربه شفقت گرایش دارند:
- قضاوت اخلاقی دلالت دارد بر اشتباه یا بدی در بخشی از افرادی که در هماهنگی با ارزشهای ما عمل نمیکنند. سرزنش، توهین، زیردست قرار دادنها، برچسبها، انتقادات، مقایسهها و عیبجوییها همه اشکالی از قضاوت گفته میشوند. (قضاوت اخلاقی نباید با قضاوتهای ارزشی به عنوان کیفیتهایی که ما ارزشگذاری میکنیم، اشتباه گرفته شود). استفاده از قضاوتهای اخلاقی به عنوان یک راه غیرشخصی بیان خود تشخیص داده میشود بدون نیازی به فاش کردن آنچه درون فرد در جریان است. در این شیوهٔ صحبت گفته میشود این نتیجه را دارد که “توجه ما بر طبقهبندی، تجزیه و تحلیل، و تعیین سطح نادرستی متمرکز است و نه بر آنچه که ما و دیگران نیاز داریم و دریافت نمیکنیم”.
- تقاضاهایی که بهطور ضمنی یا به صراحت شنوندگان را تهدید به سرزنش یا تنبیه میکند اگر آنها موفق به پیروی نشوند.
- انکار مسئولیت به زبانی که آگاهی از مسئولیت شخصی را مبهم میکند. گفته میشود ما مسئولیت اعمال مان را انکار میکنیم وقتی که ما علت شان را نسبت میدهیم به: نیروهای غیر شخصی مبهم (“من مجبور بودم”)؛ شرایط مان، تشخیص مان، سابقه شخصی یا روانی مان؛ اعمال دیگران؛ دیکته اقتدار، گروه فشار؛ سیاست سازمانی، قوانین و مقررات، نقشهای جنسیتی، نقشهای اجتماعی، یا نقش سنی، یا انگیزههای غیرقابل کنترل.
- مقایسه بین مردم.
- فرض استحقاق، این که اقدامات خاصی شایستگی پاداش دارند در حالی که دیگران شایستگی مجازات.
مراحل چهارگانه
ارتباط غیر خشونتآمیز شرکت کنندگان را به تمرکز بر چهار مؤلفه دعوت میکند:
۱- مشاهده :
اولین مرحله این فرایند مستلزم جدایی مشاهده از ارزیابی و قضاوت است. ما نیاز داریم که واضحاً آنچه را که میبینیم، میشنویم یا لمس میکنیم، بدون ترکیب با ارزیابی و قضاوت، مشاهده کنیم. ما در مشاهده چیزی را میبینیم که دوربین عکاسی میتواند ثبت کند، چیزی را میشنویم که ضبط صوت میتواند ثبت کند، و هر آنچه را مبتنی بر تفسیر و استنباط ما است در این مرحله حذف میکنیم. به عنوان مثال به تمایز یک مشاهده همراه با قضاوت یعنی “کامران پشت گوش انداز است. ” و مشاهده عاری از قضاوت یعنی “کامران فقط شب قبل از امتحانات درس میخواند. “توجه کنید. جمله اوّل که مبتنی بر پشت گوشاندازی کودک/ فرد است چه اطلاعاتی به ما داد؟ چه عکسالعملی را در وجود مخاطب ما (کامران) ایجاد میکند؟
حقایق (آنچه ما میبینیم، میشنویم، یا لمس میکنیم) متمایز از ارزیابی ما از معنا و مفهوم. ارتباط غیر خشونتآمیز مانع از تعمیمهای ایستا است. گفته شدهاست که «هنگامی که ما مشاهده را با ارزیابی ترکیب میکنیم دیگران برای شنیدن انتقاد و مقاومت در برابر آنچه که ما میگوییم، آماده میشوند». به جای آن، تمرکز بر روی مشاهدات خاص در زمان و زمینه توصیه میشود.
مشاهده رفتارهای عینی که سلامت ما را تحت تاثیر قرار میدهد . مشاهده دقیق آنچه در یک موقعیت اتفاق میافتد. مشاهده دقیق گفتهها، شنیدهها و رفتارها فارغ از این که به زندگی ما غنای بیشتری میدهند یا نمیدهند؟
۲- احساسات :
دومین مرحله “زبان زندگی” این است که احساس خودمان را شناسایی و سپس آن را ابراز کنیم. ما بعد از مشاهده بدون ارزیابی، بیان میکنیم که با مشاهده این عمل چه احساسی داریم: آیا رنجیدهایم، ترسیدهایم، خوشحالیم، متعجبیم، عصبانییم یا… ؟
خیلی وقتها حتی بعد از استفاده از کلمات “من احساس میکنم”، ما افکار، استنباطات و تفاسیر خود را ابراز میکنیم. به عنوان مثال به این دو جمله توجه کنید: “من احساس میکنم برای مردمی که با آنها کار میکنم مهم نیستم. ” با وجود ذکر احساس میکنم گوینده استنباط خود را بیان کرده است و نه احساس خودش را در حالی که بیان احساس با چنین جملهایی ابراز خواهد شد: “من احساس غم میکنم” یا “من احساس ناامیدی میکنم.
عواطف یا احساسها، عاری از تفکر و داستان. اینها متمایز از افکار هستند (به عنوان مثال، “من احساس میکنم من یک معامله عادلانه نداشتم”) و از کلمات محاوره به عنوان احساسات استفاده میشود اما برای انتقال چیزی است که ما فکر میکنیم ما هستیم (به عنوان مثال، “ناکافی”)، ما فکر میکنم که چگونه دیگران ما را ارزیابی میکنند (به عنوان مثال، “بی اهمیت”)، یا آنچه که ما فکر میکنیم دیگران با ما انجام میدهند (به عنوان مثال، “بدفهمی”، “نادیده گرفته شدگی”). احساسات گفته میشود تا تجربه ما را از نیازهای برآورده شده یا برآورده نشده بازتاب دهد. احساسات شناسایی شده گفته میشود تا به ما اجازه دهد به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و اجازه به خودمان برای آسیبپذیر بودن با ابراز احساسات مان میتواند به حل و فصل مناقشات کمک کند”.
در ارتباط با آنچه که مشاهده میکنیم چه احساس می کنیم . نکته مهم بیانِ دقیق مشاهدات بدون هرگونه قضاوت و ارزیابی است -خیلی ساده فقط بگوییم چه چیز را مشاهده میکنیم خواه آنچه را مشاهده میکنیم دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم. سپس احساس خودمان را از آنچه مشاهده کردهایم بیان میکنیم. آیا رنجیدهایم، ترسیدهایم، خوشحالیم، متعجبیم، عصبانی هستیم یا… ؟
۳- نیازها :
در سومین مرحله این فرایند ما بیان میکنیم که چه نیازی از ما به احساسی که شناسایی کردهایم، مرتبط است. احساسات ما ریشه در نیازهای ما دارند و نه در اعمال دیگران. رفتار دیگران میتواند تحریککننده احساس ما باشد ولی علت آن نیست. علت احساس ما نیازی است که در آن لحظه داشتهایم. احساسات مثبت ما پیامد تحقق نیاز ما خواهد بود و احساسات منفی پیامد عدم تحقق نیاز ما خواهد بود.
فرض کنید با فردی در خیابان ساعت ۴ قرار ملاقات دارید، شما ۳۵ دقیقه در زیر باران، بدون چتر منتظر او ایستادهاید ناگهان از آن طرف خیابان میبینید که او میآید از دیدن او چه احساسی دارید؟ حالا فکر کنید شما به علتی با تاخیر به قرارتان میرسید یعنی ساعت ۴.۴۵ دقیقه. شما از تاکسی پیاده میشوید و ناگهان از آن طرف خیابان میبینید که او میآید از دیدن او چه احساسی دارید؟ آیا این دو احساس متفاوت است؟ در هر دو حالت او دیر آمده است، ولی احساس شما متفاوت است چه که نیاز شما در این دو لحظه متفاوت است. علت احساس شما، نیاز خود شما است و نه رفتار دیگران.
نیازهای جهانی بشر، متمایز از استراتژیهای خاص برای برآوردن نیازها. فرض این است که “همه چیز ما در خدمت نیازهای ما است”.
نیازها ،ارزشها، امیال و… که احساسهای ما را شکل میدهند ، در مرحله سوم؛ مشخص میکنیم احساسی را که بیان کردهایم به کدام یک از نیازهای ما مرتبط است. هنگامی که ما بوسیله ان. وی. سی. آشکارا و صادقانه میگوییم چگونه و چطور هستیم در حقیقت این سه مرحله را طی کردهایم . برای مثال، ممکن است یک مادر این سه مرحله را به پسر نوجوانش این گونه بیان کند. ” فلیکس، وقتی من دو جفت جورابِ گلوله شده زیر میز و سه تای دیگر کنار تلویزیون میبینم، خیلی عصبانی میشوماین اتاق متعلق به همه است و من به نظم بیشتری نیاز دارم .”
۴- درخواست یا تقاضا :
چهارمین و آخرین مرحله از این فرایند به این سوال میپردازد که چه تقاضایی از دیگران داریم تا زندگیمان غنی شود. وقتی نیازمان تحقق نیافته است، ما آنچه را که مشاهده میکنیم، احساس میکنیم و نیاز داریم را با یک تقاضای مشخص بیان میکنیم: ما عملی را میخواهیم که احتمالاً نیاز ما را متحقق میکند. چگونه تقاضایمان را به دیگران ابراز کنیم تا آنها تمایل بیشتری به ارائه پاسخ محبتآمیز به نیاز ما داشته باشند؟
ما از زبان “مثبت” و اعمال “انجامشدنی” استفاده میکنیم. دوستی به شما میگوید “از همسرم خواستم که وقت زیادی صرف کارش نکند، “فکر میکنید که همسر دوست شما چه میکند؟ اگر دوست شما بگوید “و او مرخصی گرفته و با دوستانش ۳ روزه رفته ماهیگیری” شما متعجب میشوید؟ جملهای که دوست شما بر اساس زبان مثبت و اعمال انجامشدنی میتواند بگوید شاید چیزی باشد مثل “من دوست دارم حداقل یک بعدازظهر را در خانه با من و بچهها در منزل بگذرانی. “در قبال این جمله همسر میداند که چه تقاضایی از او شده است، ولی در جمله اوّل او میداند که تقاضا شده است چه نکند و نمیداند که چه بکند.
درخواست برای یک عمل خاص، آزاد از تقاضا. درخواست متمایز از تقاضا است که در آن فرد بدون تحریک برای تلاش در جهت وادار کردن طرف، برای شنیدن پاسخ “نه” گشاده است. اگر کسی درخواستی کند و پاسخ “نه” دریافت میکند، توصیه میشود که تسلیم نشود و قبل از تصمیمگیری برای ادامه گفتگو با آنچه که مانع فرد دیگری برای گفتن: “بله” میشود همدردی کند. توصیه میشود که در درخواست از زبان روشن، مثبت و عمل واقعی استفاده شود.
رفتارهای عینی که ما تقاضا میکنیم تا زندگیمان را غنیتر سازیم . در مرحله چهارم باید تقاضای مشخصی ارائه دهد. مثلاً بگوید: ”ممکن است، جورابهایت را در اتاق خودت یا سبد لباسهای کثیف بیَندازی؟” این چهار مرحله جزئیات آنچه را که ما از دیگران میخواهیم تا زندگی ما را غنیتر و زیباتر سازد مشخص میکنند .
به این ترتیب، ان. وی. سی. از یک سـو بیان واضح مطالب به شیـوه کلامی و یا روشهای دیگر در چهار مرحله است و از سوی دیگر دریافت مطالب دیگران در همین چهار مرحله است. یعنی اول باید پی ببریم دیگران چه چیزهایـی مشاهـده میکنند، چه احساسی دارند و نیازشان چیست. وقتی این سـه مرحلــه را طـی کردیم آنـگاه با شنیدن تقاضایشـان وارد مرحله چهارم مـیشویـم و کشف مـیکنیـم که چه چیزی زندگی آنها را غنی میکند .
وقتی تمرکز و توجه خود را بر این چهار مرحله معطوف کنیم و کمک کنیم که دیگران هم چنین کنند جریان متقابلی به وجود می آید تا محبت به صورت طبیعی اینگونه ظاهر شود: آنچه را که من مشاهده مـیکنم، احساس میکنم و نیاز دارم؛ آنچه را تقاضا مـیکنم تا زندگـیام غنی شـود … آنچه را تو مشاهده میکنی، احساس میکنی و نیاز داری، آنچه را تو تقاضا میکنی تا زندگی ات را غنیسازی …..
در نتیجه “زبان زندگی” دعوتی است تا بیایید چگونگی بیان خود و گوش کردن به دیگران را بازنگری کنیم. به جای این که پاسخهای ما از روی عادت و عکسالعملهای غیرارادی باشد، بر اساس آگاهی پاسخ دهیم، آگاهی از آنچه درک میکنیم، احساس میکنیم و نیاز داریم. در هر رابطهای ما میتوانیم در حالی که همزمان به دیگران توجه محترمانه و محبتآمیز نشان میدهیم، به بیان صادقانه و واضح خودمان نیز بپردازیم
حالتها
سه حالت اولیه استفاده از ارتباط غیر خشونتآمیز وجود دارد:
- همدلی با خود شامل تماس مهربانانه با آنچه در درون ما در جریان است. این ممکن است شامل، عدم سرزنش، توجه به افکار و قضاوتهایی که داریم، توجه به احساسات مان، و اساسیترین آنها، ارتباط با نیازهای است که ما را تحت تأثیر قرارمی دهند.
- دریافت همدردانه، در ارتباط غیر خشونتآمیز، شامل “ارتباط با آنچه که در فرد دیگر زنده است و آنچه که زندگی را برای آنها شگفت انگیزمی کند … این تنها فهمی نیست که در ذهن ما فقط بهطور ذهنی آنچه شخص دیگری میگوید فهم میکنیم … ارتباط همدلانه فهم از دلی است که ما در آن زیبایی در شخص دیگر، انرژی الهی در شخص دیگر، زندگی که در آنها زنده است و.. را میبینیم. این به این معنا نیست که ما باید همان احساسات دیگری را احساس کنیم. همدردی زمانی است که ما احساس غم میکنیم وقتی که شخص دیگری ناراحت است. به این معنا نیست که ما همان احساسات را داریم؛ این بدین معناست که ما با فرد دیگر همراهیم … اگر شما به لحاظ ذهنی در تلاش برای درک شخص دیگر باشید، شما در حال حاضر با او نیستید. ” همدلی شامل “خالی کردن ذهن و گوش دادن با تمام وجود ما است.” ارتباط غیر خشونتآمیز نشان میدهد که اگرچه فرد دیگر خود را بیان میکند، ما بر گوش دادن به مشاهدات اساسی او، احساسات، نیازها، و درخواستهایش تمرکز میکنیم. پیشنهاد میشود که این میتواند مفید باشد که در بازتاب نقل قولی از شخص دیگر مؤلفههای ارتباط غیر خشونتآمیزی را که بهطور تلویحی در پیام آمدهاست برجسته کنیم، مانند احساسات و نیازهایی که شما حدس میزنید آنها ممکن است بیان کرده باشند.
- ابراز صادقانه، در ارتباط غیر خشونتآمیز احتمالاً شامل بیان یک مشاهده، احساس، نیاز و درخواست است. مشاهده ممکن است حذف شود اگر زمینهٔ گفتگو روشن باشد. احساس ممکن است حذف شود اگر پیش از آن ارتباط کافی وجود داشته باشد، یا زمینه جایی است که در آن نامگذاری یک احساس به احتمال زیاد برای کمک به ارتباط است. گفته میشود که نامگذاری یک نیاز علاوه بر یک احساس باعث میشود افراد به احتمال کمتری فکر کنند که شما آنها را برای احساستان مسئول میدانید. بهطور مشابه، گفته میشود که داشتن یک درخواست علاوه بر نامگذاری نیاز باعث میشود احتمال کمتری دارد که افراد تقاضا مبهمی از آنچه نیاز شما است، استنباط کنند. به نظر میرسد اجزا بهطور یاری دهندهای با هم کار میکنند. به گفته مربی ارتباط غیر خشونتآمیز، باب ونت ورث، “مشاهده زمینه را روشن میکند، احساسات ارتباط را حمایت میکند و از آنها را سرمان بیرون میآورد، نیازها ارتباط را پشتیبانی و آنچه مهم است را شناسایی میکنند و یک درخواست، نوع پاسخی را که شما ممکن است از آن لذت ببرید روشن میکند. استفاده از این اجزا با یکدیگر بالقوه شانس از دست دادن را به حداقل میرساند و حدس و گمان در مورد آنچه شما میخواهید و دلایل درخواستتان را قطع میکند
احساسات
در الگوی ارتباط بدون خشونت (زبان زندگی) پیامد تحقق یا عدم برآورده شدن نیاز را احساس می نامیم. گاهی احساس ها را خوب و بد یا مثیت و منفی می نامند، در حالی که در این الگو ما هر دو دسته احساس را دوست داریم چون برایمان آگاهی بخش است و ما را مرتبط می کند با نیازی که در وجودمان زنده است و اعلام می دارد که در حال حاضر برآورده شده و یا متحقق نشده است. احساس راهنمای ارتباط با خود است مثل درجات، و چراغ هایی که در ماشین وجود دارد و به ما از وضعیت ماشین اطلاعات می دهد، مثلا درجه حرارت، میزان روغن و بنزین و یا بسته بودن درب ماشین. برای هیچکدام از این موارد ما به چراغ و درجه کاری نداریم بلکه به علت آن علامت در قسمت دیگری از ماشین توجه می کنیم. پس بعد از شناسایی احساس، ما به علت آن یعنی نیاز توجه می کنیم. برای همین ما دو دسته احساس را شناسایی می کنیم.
- احساس های در پی برآورده شدن نیاز، مثل شادی، رضایت، آرامش
- احساس های در پی عدم تحقق نیاز مثل غم، ترس، نگرانی
پیامد تحقق نیازها
وقتی نیازهایمان تحقق می یابد، احساس خود را احتمالا با چنین کلماتی بیان می کنیم:
آرامش | پذیرش | خوشبختی |
آزادی | پرانرژی | خوشحالی |
آسودگی | پرتحرکی | خوشی |
استواری | پرحرارتی | دلباختگی |
اشتیاق | پرشعف | دلبستگی |
اشتیاق | پرقدرتی | دلسوزی |
اطمینان | پرشور | دلشادی |
افتخار | پرهیجان | دلگرمی |
افتخار | پیروزی | ذوق |
امتنان | تازگی | ذوقزدگی |
امیدواری | تاثر | راحتی |
انرژی | تحیر | رافت |
بازیگوشی | تعجب | رستگاری |
برانگیختگی | جاافتادگی | رستگاری |
بزرگی | جانیافتگی | رضایت |
بشاش | جدیت | سبکبالی |
بلوغ | حقشناسی | سبکی |
بهتزدگی | حیرانی | سپاسگزاری |
بیتابی | خاطرجمعی | سرافرازی |
بیخیالبی | خرسندی | سربلندی |
بیدغدغگی | خشنودی | سرحالی |
بیرمقی | خوشخلقی | سرخوشی |
بیغمی | خوشایندی | سردماغی |
بیقراری | غرور | سرزندگی |
بینیازی | فارغالبالی | سرشاری |
پختگی | فراغت | مسحوری |
سرمستی | فرح | مسرور |
سرور | فروتنی | مفتونی |
سعادتمندی | قبراقی | مهر |
سیالی | قدرت | مهربانی |
شادابی | قدردانی | نشاط |
شادمانی | قدرشناسی | نشئگی |
شادی | کامیابی | نیرومندی |
شادکامی | کنجکاوی | هوشمندی |
شعف | کیفوری | هوشیاری |
شگفتزدگی | گرما | هیجان |
شنگولی | گرمی | هیجانزدگی |
شور | لبریزی | والهگی |
شوریدگی | لذت | وجد |
شوق | جذبشدگی | وفاداری |
شیدایی | محکمی | وقار |
شیفتگی | حیرتزدگی | |
صمیمیت | ||
طراوت |
پیامد عدم تحقق نیازها
وقتی نیازهایمان تحقق نمی یابد، احساس خود را احتمالا با چنین کلماتی بیان می کنیم:
آتشی شدن | ترسناک بودن | شرمندگی |
آزردگی | تردید | شک |
آشفتگی | تزلزل | شکاک بودن |
از پا افتادگی | تسلیم | شکست |
اشمئزاز | تشویش | شگفت زدگی |
اضطراب | تعجب | شوکه شدن |
افتضاح بودن | تغیر | ضعف |
افروختگی | تقصیر | ظنین بودن |
افسردگی | تلاطم | عاصی بودن |
اندوه | تلخی | عبوس بودن |
انزجار | تلخکامی | عجز |
انفعال | تنبلی | عذاب |
بد اخلاقی | تند خویی | عصبانیت |
بد بختی | تنفر | عصبی بودن |
بدبینی | تنهایی | علق بودن |
بد خلقی | تهوع | غربت |
بد عنقی | تهییج شدگی | غرور |
بد گمانی | جدا افتادگی | غصه دار بودن |
بر افروخته بودن | جدیت | غم |
بزدلی | جنون | غمگینی |
بزهکاری | حزن | غیرتی بودن |
بهت زدگی | حساس بودن | غیر قابل اعتماد بودن |
به ستوه آمدگی | حسرت | فرسودگی |
بی ارادگی | حقارت | فرومایگی |
بی ارزشی | حقارت | کج خلقی |
بی اعتنایی | حماقت | کرختی |
بی تابی | حیرانی | کسالت |
بی تفاوتی | خجالت | کفری بودن |
بی توجهی | خستگی | کلافگی |
بی جان بودن | خشم | کم رویی |
بی حالی | خشونت | کناره گیربودن |
بی حوصلگی | خصومت | کودنی |
بی خیالی | خمودگی | کوفتگی |
بی دغدغه بودن | خنگی | کینه |
بی دل و دماغ بودن | خواب آلودگی | گرفتگی |
بی ذوقی | درماندگی | گناه |
بی رمقی | دستپاچگی | گنگی |
بیزاری | دشمنی | گوشه گیر بودن |
بی شرمی | دلتنگی | گیجی |
بی صبری | دلخوری | لاقیدی |
بی طاقتی | دلزدگی | لودگی |
بی طرفی | دلسردی | ماتم (زدگی) |
بی عاری | دلسوزی | مجرم بودن |
بی علاقگی | دلشکستگی | محنت (زدگی) |
بی قراری | دلشوره | مزخرف بودن |
بی کسی | دلگیری | ملالت |
بی کفایتی | دل مردگی | نا توانی |
بی لیاقتی | دل مشغولی | ناخرسندی |
بیم | دل نگرانی | نا خشنودی |
بی محبتی | دلواپسی | نا خوشایندی |
بی میلی | دیوانگی | ناراحتی |
بیهودگی | رذالت | نارضایتی |
پذیرا بودن | رنج کشیدگی | ناشکیبایی |
پر رویی | رنجوری | ناکامی |
پریشانی | رنجیدگی | نفرت |
پژمردگی | سراسیمگی | نگرانی |
پستی | سرافکندگی | وحشت |
پشیمانی | سرخوردگی | وحشتناک بودن |
پکری | سرد بودن | وقاحت |
پوچی | سردرگمی | هراس |
تاثرپذیری | سردی | هیجان پذیری |
تاسف | سرکشی | یاس |
تحریک شدگی | سستی | یاغی بودن |
تحیر | سماجت | یکنواختی |
ترس | شرم سازی |
نیازها
در الگوی ارتباط بدون خشونت بر این باوریم که هر رفتار و عمل هر انسانی برای تحقق نیازی صورت می گیرد، هرچند ممکن است حتی خود فرد این آگاهی را نداشته باشد و علت رفتار خود را عادت، جبر، و یا حتی بدون علت بداند و بگوید همینجوری.
وقتی می خواهیم با نیازها مرتبط شویم و آن را از راهبردها تمیز دهیم. اگر بدانیم ملاک تشخیص نیازها از راهبردها، ویژگیهای نیازهاست، نه کلمات، به ما کمک کننده خواهد بود.
ویژگی نیازها عبارت است از:
۱- جهانیاند،
۲- همیشگیاند،
۳- وابستگی متقابل دارند،
۴- وابسته به هیچ فرد یا عمل خاصی نیستند.
برای توصیف نیازها افراد مختلف کلمات متفاوتی را شناسایی می کنند تا بتواند با آنچه در درون خود می یابند رابطه برقرار کنند. از این رو فهرست های مختلف با کلمات متفاوتی وجود دارد و آنچه مهم است ویژگی نیاز است نه نامی که هر کس بر آن می نهد.
برای افزایش دایره واژگانی که می تواند توصیف کننده نیازها باشد، و هر فرد را قادر سازد تا مجموعه کلماتی بیابد تا با نیازهای خود و دیگران مرتبط شود و آن را به دیگران ابراز کند. سه فهرست مختلف را در زیر ارائه می دهم.
1- فهرست نیازها که در کتاب ارتباط بدون خشونت،زبان زندگی در سال ۲۰۰۳ ارائه شده است
2- مرکز ارتباط بدونخشونت در سال ۲۰۰۵ فهرستی را منتشر کرده است.
3- دو تن از مدرسین بین المللی فهرستی از نیازها را در غالب تصویری گل مانند ارائه کرده اند.
فهرست نیازها
استقلال انتخاب کردن آرزوها، اهداف وارزشهای خودمان انتخاب کردن روش خودمان برای تحقق آرزوها، اهداف و ارزشهای خودمان گرامی داشت تجلیل کردن از خلق زندگی و تحقق آرزوها تجلیل کردن از فقدانها : معشوق، آرزوها و غیره. (سوگواری ) کمال اصالت خلاقیت معنی ارزش برای خود وابستگی متقابل پذیرش قدردانی صمیمیت تعلق توجه همکاری در غنی سازی زندگی ( تمرین کردن قدرت هر فرد به وسیله آنچه که به زندگی ارائه می کند ) امنیت عاطفی همدلی (صداقت (تقویت صداقت تا ما را قادر سازد تا از محدودیتهایمان بیآموزیم عشق اطمینان خاطر مجدد |
احترام حمایت اعتماد فهم محبت بازی تفریح خنده ارتباط معنوی زیبایی هماهنگی الهام نظم صلح پرورش جسمانی هوا غذا حرکت، ورزش حفظ زندگی از تهدیدات آن: ویروس، باکتری، حشرات و حیوانات طعمه خوار استراحت ارتباط جنسی سرپناه لمس آب |
برخی از نیازهای اساسی مشترک بین همهی ما
این فهرست نیازهای انسانی است بدون آن که فراگیر و جامع باشد و یا قطعی و نهایی.
امیدوارم نقطه شروعی باشد برای حمایت از هر کسی که میخواهد در فرایند خود اکتشافی فعال باشد و بتواند درک بیشتر و ارتباط بین مردم را تسهیل کند.
روابط انسانی | |
اجتماع | دیدن و دیده شدن |
احترام/ احترام به خود | شناختن و شناخته شدن |
ارتباط | صمیمیت |
اعتماد | عشق |
امنیت روانی | علاقه |
ایمنی | قدردانی |
پذیرش | گرمی (در ارتباط) |
پرورش | متقابل بودن (برابری ارزش نیازها) |
تعلق اجتماعی | محبت |
تعلق عاطفی | معاشرت |
توجه | نزدیک بودن |
ثبات | وحدت رویه |
حمایت | همدلی |
درک و درک شدن | همکاری |
سلامت جسمانی | |
آب | سرپناه |
ارتباط جنسی | غذا |
استراحت/ خواب | لمس |
ایمنی | هوا |
تحرک / نرمش |
صداقت | |
اصالت (واقعی بودن) | حفظ ارزشها |
حضور | |
بازی | |
شادی | شوخی |
صلح | |
آسایش | زیبایی |
اتحاد معنوی | نظم |
الهام | هماهنگی |
برابری | |
معنی | |
آگاهی | سهیم بودن |
ابراز خود | شایستگی(توانایی انجام آنچه میخواهیم) |
امید | کشف |
انگیزش | مشارکت |
بهرهوری (استفاده بهینه از وقت و انرژی) | مطرح شدن |
تجلیل زندگی | موثر بودن |
چالش | وضوح |
خلاقیت | هدف |
درک (فهمیدن معانی، مفاهیم، …) | هشیاری |
رشد | یادگیری |
سوگواری |
نظریه همدلی
مارشال روزنبرگ می گوید : « آنچه در زندگیام میخواهم محبت است،جریانی متقابل بین خودم و دیگران مبتنی بر نثار از صمیم قلب » .
مارشال و همکاران (۱۹۹۵) مدل خود را در مورد همدلی اینگونه شرح می دهند که همدلی شامل ۴ جریان متوالی است :
۱- بازشناسی عاطفی
۲- تصور و تخیل
۳- انعکاس عواطف
۴- تصمیم به جوابگویی
تجربه عاطفی دیگران اولین شرط لازم جهت شناخت عواطف است. دومین شرط لازم قرار گرفتن خیالی فرد در جایگاه دیگران و تجربه موقعیت آنها از نقطه نظر خودشان می باشد. مارشال تصور و تخیل از موقعیت دیگران را مهمترین عامل مرتبط با پرخاشگری (یا تکانه های جنسی) می داند. سومین مرحله انعکاس عاطفه می باشد که شامل تجربیات یکسان عاطفی در مقابل دیگران است. چهارمین مرحله شامل تصمیم برای گفتن مناسب ترین سخن و یا انجام مناسبترین رفتار در مقابل دیگران می باشد .
او ارتباط موثر را به چهار مرحلهی اصلی تقسیم میکند:
۱- مشاهده
۲- بررسی احساسات درونی
۳- بیان و بروز احساسات
۴- بیان درخواست ها
البته روزنبرگ مدعی نیست که هر ارتباطی حتماً نیازمند هر چهار مرحله خواهد بود.
بلکه تاکید میکند که مهارت مشاهده کردن، نخستین گام در برقراری یک ارتباط موثر و کارآمد است.
منظور از مشاهده، فقط دیدن نیست. بلکه دیدن، شنیدن و دریافت تمام پیامهایی است که از سوی طرف مقابل برای ما ارسال میشود.
بخش مهمی از رابطهی ما با محیط بیرون در همین مرحلهی اول به پایان میرسد.
اما در برخی گفتگوها و تعاملها، نیاز داریم که پس از مشاهده، به احساسات درونی خود هم توجه کنیم. در اینجا روزنبرگ میکوشد نکتهی مهمی را به ما بیاموزد: مسئول بسیاری از احساساتی که ما در گفتگوها تحربه می کنیم خودمان هستیم نه طرف مقابل .
بخشی از گفتگوها هم در همین مرحلهی دوم به پایان میرسند.
اما ممکن است لازم باشد احساسات خود را برای طرف مقابل بیان کنیم یا از او درخواستی داشته باشیم.
در این صورت مکالمه و گفتگو وارد مرحلهی سوم و چهارم خواهد شد.
گوش دادن فعال
مارشال روزنبرگ (Marshall Rosenberg)، روانشناس و مؤسس مرکز ارتباطات غیرخشن (Non-Violent Communication (NVC) )، گوش دادن عمیق را اینگونه تعریف میکند: «توانایی حضور و مشاهدهی جریانات، احساسات و نیازهای خاصی که فرد همان لحظه در حال تجربه کردن است.»
پژوهش
ارتباط غیر خشونتآمیز فاقد «پژوهش تحلیلی طولی» قابل توجهی هستند و مطالعات اندکی اثربخشی برنامههای آموزشی ارتباط غیر خشونتآمیز را ارزیابی کردهاند. تا به امروز، بحث اندکی از ارتباط غیر خشونتآمیز در زمینههای دانشگاهی وجود داشتهاست. بیشترین شواهد اثربخشی ارتباط غیر خشونتآمیز روایت گونه یا مبتنی بر حمایتهای نظری بودهاست. در سال ۲۰۱۱، شش پایاننامه کارشناسی ارشد و رسالههای دکترا شناخته شدهاست که مدل مبتنی بر اندازه نمونه ۱۰۸ یا کوچکتر را مورد آزمایش قراردادهاند و بهطور کلی دریافتهاند که مدل مؤثر میباشد.
آلن رولفز، که برای اولین بار روزنبرگ را در سال ۱۹۷۲ ملاقات کرد و یکی از بنیانگذاران مرکز ارتباط غیر خشونتآمیز است، توضیح میدهد که اندکی از ادبیات آکادمیک به شرح زیر است: تقریباً همه برنامههای حل منازعه محیط علمی خود را به عنوان پایهشان و در نتیجه مطالعات تجربی دارند که توسط دانش تحصیلات تکمیلی اثر بخشی اش ارزیابی میشود. ارتباط غیر خشونتآمیز به خاطر ریشههایش قابل توجه است. مارشال روزنبرگ، (دکترا در روانشناسی بالینی، دانشگاه ویسکانسین) از یک عملکرد خصوصی تمام وقت در روانشناسی بالینی و مشاوره بیرون میآید، نه از یک پست دانشگاهی. ارتباط غیر خشونتآمیز، ابداع او، بهطور کامل یک سازمان مردمی است و تا همین اواخر هیچ گونه بنیاد یا کمک هزینه پولی نداشت، در مقابل ۱۰۰ درصد بر مبنای آموزش در کارگاههای ارائه شده عمومی و اختصاصی در سراسر جهان استوار بود. … دادههای تجربی در حال حاضر به آرامی بیرون میآیند همچنان که محققان مستقل راهی برای تأمین بودجهشان برای انجام و انتشار مطالعات تجربی با بررسیهای دقیق مییابند.
بنا به گزارشها، ارتباط غیر خشونتآمیز در ایجاد تغییرات چشمگیر درزمینه پرستاری روان پزشکی قانونی که سطح بالایی از خشونت که در آن هنجاربود، درگیر شدهاست. ارتباط غیر خشونتآمیز، در ترکیب با دیگر مداخلات، در تلاش برای کاهش خشونت، به تصویب رسید. گفته شده مداخلات، شاخصهای کلیدی خشونت را بیش از۹۰ درصد یک دوره سه ساله در یک واحد امنیتی و حدود ۵۰ درصد در یک سال در یک واحد با حداکثر امنیت، کاهش دادهاست. تحقیقات اخیر، اعتبار وجود نیازهای جهانی انسانی را آشکار میکند.
ارتباط با معنویت
به عنوان ترزا لاتینی اشاره میکند، “روزنبرگ ارتباط غیر خشونتآمیز را به عنوان یک عمل اساساً معنوی میفهمد”. مارشال روزنبرگ، در واقع، تأثیر زندگی معنوی و روحانی خود را در توسعه و عمل ارتباط غیر خشونتآمیز توصیف کردهاست: “من فکر میکنم مهم آن است که مردم میبینند که معنویت اساس ارتباط غیر خشونتآمیز است، و آنها در ذهن روند مکانیکی آن را یادمیگیرند. این واقعاً یک عمل معنوی است که من برای نشان دادن آن به عنوان یک روش زندگی تلاش میکنم. حتی اگر ما به این کار اشاره نکنیم، مردم را با این عمل مفتون میشوند. حتی اگر آنها این عمل را به عنوان یک تکنیک مکانیکی تمرین کنند، آنها شروع به تجربه چیزهایی بین خود و مردم دیگرمی شوند که قبلاً قادر به تجربه آن نبودند؛ بنابراین در نهایت آنها به معنویت این روند میرسند. آنها شروع به دیدن آنچه که بیش از یک فرایند ارتباطات است، میکنند و در مییابند که آن واقعاً تلاشی برای آشکارساختن یک معنویت خاص است. روزنبرگ بیش از آن اظها میدارد که او ارتباط غیر خشونتآمیز به عنوان یک راه به “آگاه شدن از” آنچه او “انرژی الهی معشوق” مینامد توسعه دادهاست.” برخی از مسیحیان ارتباط غیر خشونتآمیز را مکمل ایمان مسیحی خود یافتهاند. بسیاری از مردم ارتباط غیر خشونتآمیز را هم در تئوری و هم در تجلی آرمان بودایی در عمل، بسیار مکمل بودیسم یافتهاند.
رابطه با سایر مدلها
ماریون لیتل چارچوبهای نظری مرتبط با ارتباط غیر خشونتآمیز را بررسی میکند. نفوذ مدل مبتنی بر علاقه برای حل منازعه، مذاکره و میانجی گری که توسط فیشر، یوری، و پاتن در پروژه مذاکره هاروارد در دهه ۱۹۸۰توسعه یافت، به نظر میرسد برخی همپوشانیهای مفهومی با ارتباط غیر خشونتآمیز دارد، اگر چه هیچک ازین مدلها مرجع دیگری نیستند. لیتل نشان میدهد مدل گوردون برای ارتباط مؤثر (۱۹۷۰) احتمالاً به عنوان یک پیشرو برای هر دو مدل ارتباط غیر خشونتآمیز و مذاکره مبتنی بر علاقه، بر شباهتهای مفهومی مبتنی است، اگر چه هیچ گونه شواهد مستقیم از ارتباط وجود ندارد. گوردون، مانند روزنبرگ با کارل راجرز کار کرده بود، بنابراین شباهت مدلها ممکن است منعکسکننده تأثیرات مشترک باشد.
سوزان جونز یک تفاوت اساسی بین گوش دادن فعال نشأت گرفته از گوردون و گوش دادن همدلانه پیشنهادی روزنبرگ میبیند، تا آنجا که گوش دادن فعال شامل یک مرحله خاص منعکسکننده آنچه گوینده گفته میباشد تا به آنها اجازه دهد بدانند که شما در حال گوش دادن هستید، در حالی که گوش دادن همدلانه شامل یک فرایند مستمر گوش دادن با قلب و ذهن و حضور در تجربه دیگری و معنای تجربه برای آن شخص، با هدف درک و همدردی با نیازهای دیگری است. گرت دانیل سن و حوا کوک هر دو اشاره میکنند به همپوشانی بین فرضهای قبلی ارتباط غیر خشونتآمیز و کسانی از نظریه نیازهای انسانی (HNT) (یک مدل علمی برای درک منابع درگیری و طراحی فرایندهای حل منازعه) با این ایده که “خشونت زمانی اتفاق میافتد که افراد یا گروههای خاصی هیچ راه دیگری برای برآوردن نیازهایشان خود نمیبینند، یا زمانی که آنها نیاز به فهم شدن، احترام و توجه به نیازهایشان دارند. ” چپمن فلاک میبیند همپوشانیی بین طرفداران روزنبرگ و تفکر انتقادی، به ویژه فرمول اتحاد محبت و تفکر روشنِ برتراند راسل میبیند. مارتا لزلی شباهتهایی بین روش مکالمات متمرکز توسعه یافته توسط مؤسسه امور فرهنگی (ICA)، با مشاهدات، احساسات، نیازها، و درخواستهای ارتباط غیر خشونتآمیز میبیند که مؤلفههایش با مراحل هدف، بازتابنگی، تفسیری، و تصمیمگیری FCM مربوط است.
پاسخها
نقدهای منتشر شده اندکی از ارتباط غیر خشونتآمیز وجود دارد. با این حال، محققان اشاره کردهاند که ارتباط غیر خشونتآمیز فاقد پایگاه شواهد فراتر از ادعاهای روایتی فراوان برای اثربخشی هستند و به همین ترتیب فاقد بحث در ادبیات مبنای نظری مدل هستند. چپمن فلاک، در بررسی آموزش تصویری روزنبرگ، ارائهای از ایدههای کلیدی «طلسم الزام آور» و حکایات «فروتنی و الهام» مییابد، به «زیبایی کارش» و «انجام خوب و ماهرانه تفکربا توجه» اش هنگامی تعامل با مخاطبان، اشاره میکند. اما فلاک در شگفت است از آنچه که جنبههای ارائه روزنبرگ را میسازد، مانند «نمای کم نور از مکانی برای تفکر» و بنایش در گزارش والتر وینک از منشأهای تفکر ما. برای فلاک، برخی از مؤلفهها آنچه روزنبرگ میگوید مانند پاسخهای مناسبی به نظر میرسد که در تضاد با تصویر چالشبرانگیز و پیچیدهای از تاریخ طبیعت انسانی است که ادبیات و هنر پیشنهاد میکنند.
فلاک به تمایز بین “حس قوی” در ارتباط غیر خشونتآمیز به عنوان یک فضیلت که ممکن است با مراقبت و توجه همراه باشد، و “حس ضعیف” اشاره میکند که تقلید از آن متولد نفس و عجله است. حس قوی زبانی برای بررسی تفکر و کنشهای فرد، پشتیبانی از فهم، بردن یک فرد بهترین وجه به درون جامعه، و احترام به احساسات فرد را ارائه میکند. در حس ضعیف، کسی ممکن است زبان را به عنوان قواعد بکار گیرد و از آ برای امتیاز دهی به نقاط بحث و گفتگو استفاده کند، برای منافع سیاسی به دیگران برچسب بزند، یا اصرار کند که دیگران خودشان را به این شیوه بیان کنند. اگر نگرانیی هست که برخی از آنچه روزنبرگ میگوید میتواند منجر به احساس ضعیف شود، فلاک شواهدی را میبیند که تاییدکننده این است که روزنبرگ حس قوی در عمل میفهمد. کار روزنبرگ با شرکت کنندگان در این کارگاه “چیزی واقعی” را نشان میدهد. اما فلاک هشدار میدهد که “وسوسه حس ضعیف غایب نخواهد بود.” به عنوان پادزهر، فلاک توصیه میکند، “محافظه کار باشید که در آنچه انجام میدهید، و لیبرال باشید در آنچه از دیگران میپذیرید،” و مراقب “دگردیس ارتباط غیر خشونتآمیز به خشونت ظریف انجام شده به نام آن”باشید. پروفسور الن گورسوسکی از دانشگاه بولینگ گربن استیت، در ارزیابی کتاب روزنبرگ، “ارتباط غیر خشونتآمیز: زبان شفقت” (۱۹۹۹)، در زمینهای از خطابه ژئوپولیتیک اظهار میکند که “قدرت نسبی فرد بسیار دست بالا برآورد شدهاست در حالی که موضوع اصلی ساختاری از خشونت است که تقریباً بهطور کامل نادیده گرفته میشود. ” خبرگزاری پودل دنسر گزارش میدهد که ارتباط غیر خشونتآمیز توسط بسیاری از چهرههای عمومی تأیید شدهاست. اسون هارتن اشتاین یک سری از کارتونهایی ساختهاست که در آن ارتباط غیر خشونتآمیز را دست انداختهاست.
سازمانها
مرکز ارتباط غیر خشونتآمیز (CNVC)، تأسیس شده توسط مارشال روزنبرگ، NVC را در میان اصطلاحات دیگر مارک ارتباط غیر خشونتآمیز و ارتباطات مهربان کردهاست، به منظور روشن کردن ونشان دادن اهدافش. مرکز ارتباط غیر خشونتآمیز به مربیانی که مایل به آموزش ارتباط غیر خشونتآمیز به گونهای همراستا با فهم این مرکز از روند ارتباط غیر خشونتآمیز هستند، گواهی میدهد.
در حالی که مرکز ارتباط غیر خشونتآمیز برخی از آموزشها را ارائه میکند، بیشترین آموزش ارتباط غیر خشونتآمیز توسط مربیان مستقل یا با حمایت سازمانهای ارتباط غیر خشونتآمیز ارائه میگردد که متحد با مرکز ارتباط غیر خشونتآمیز اقدام میکنند اما با هیچ رابطه رسمی با آن ندارند ، برخی از این آموزشها از طریق مرکز ارتباط غیر خشونتآمیز اعلام شدهاست. سازمانهایهای ارتباط غیر خشونتآمیز متعدد در سراسر جهان، بسیاری با تمرکز منطقهای وجود دارد.