بمبهای اقتصادی
«تسلیحاتی کردن امور مالی» مفهومی است که «ایان برمر» و «کلیف کوپچان»، دو دانشمند علوم سیاسی آمریکا برای اشاره به سیاستهای برخی کشورها در استفاده از نظامهای مالی به عنوان ابزارهایی برای اعمال دیپلماسی زورمندانه علیه کشورهای مخالف ابداع کردهاند.
به باور این دو دانشمند، ایالات متحده آمریکا در حال حاضر به جای توسل به مولفههایِ سنتیِ برتریِ امنیتی خود-شامل ائئلافهایی مانند ناتو و نهادهای چندجانبه مانند بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول- به استفاده از نظام مالی به عنوان سلاحهایی برای پیشبرد سیاست خارجی و امنیتی خود رو آورده و از تهدیدِ قطع دسترسی به بازارها و بانکهای این کشور به عنوان اهرم فشار علیه کشورهای مخالف خود استفاده میکند.
در همین راستا، «جک لو»، وزیر خزانهداری سابق آمریکا سال ۲۰۱۴ درباره نقش این وزارتخانه در اجرای سیاستهای امنیتی آمریکا گفته است: «دفتر تروریسم و اطلاعات مالی، میدان جنگ تازهای برای ایالات متحده باز کرده است، میدانی که ما را قادر میکند کسانی که میخواهند به ما لطمه بزنند را هدف قرار بدهیم، بدون اینکه لزومی برای استفاده از زور کشنده داشته باشیم» (وبسایت خزانهداری آمریکا، ۲۰۱۴)
قبلتر از «لو»، یک دستیار رئیسجمهور و مشاور امنیت ملی دولت جورج بوش در کتاب خود به نام «نبرد خزانهداری: ظهور عصر جدید جنگافزارهای مالی» پول را پاشنه آشیل دولتهای متخاصم آمریکا عنوان کرده بود.
«خوان زارات» در این کتاب مینویسد: «در طول ۳۰ سال گذشته ما جنگ و تهدید نظامی علیه کشورهای متخاصم داشتهایم، ولی اکنون دریافتهایم که پاشنه آشیل دولتهای متخاصم با آمریکا، پول است. پول، بزرگترین داراییها کشورها و در ضمن بزرگترین نقطه ضعف آنها است. مثلاً در ایران با این ابزار و سایر ابزارهای مالی نه تنها میتوان جریان مالی و سیاستهای بودجه ملی این کشور را (که ابزاری برای حمایت از گروههای تروریستی چون حماس و حزبالله و نظایر آن است) کنترل کرد، بلکه میتوان بر آنها به منظور اتخاذ سیاستهای راهبردی فشار آورد.»