بمب ساعتي براي حكومت‌هاي جهان – نابرابري درآمدي در كشورها

باران عقيلي
نابرابري درآمدي در جامعه با افزايش ميزان خشونت و جرم و جنايت و همچنين كاهش ميزان تحرك و نشاط اجتماعي رابطه مستقيم دارد
از ميان چالش‌هاي فراواني كه جهان در سال‌هاي آينده با آن روبه‌رو خواهد بود، يك چالش مهم و همگاني وجود دارد كه تاكنون كمتر به آن توجه شده، اما مي‌تواند بيشترين تهديد را براي ثبات و آرامش و امنيت كشورهاي جهان داشته باشد. اين چالش، مشكلي است كه تاكنون تنها برخي كشورهاي در حال توسعه با آن روبه‌رو بوده‌اند و پيش از اين تصور مي‌شد كه اين چالش، يك چالش اقتصادي است؛ اما اكنون معلوم شده كه اين چالش مي‌تواند به يك بحران سياسي تبديل شود. از نابرابري درآمدي صحبت مي‌كنيم، چالشي كه جهان را تهديد مي‌كند و چنان گسترده شده كه نهادهاي جهاني را به فكر مطالعه و هشدار انداخته و به يك اپيدمي اجتماعي فراگير در سطح دنيا تبديل شده است.


مجمع جهاني اقتصاد در گزارش اخير خود، با عنوان دورنماي برنامه جهاني سال 2014، اعلام كرده كه نابرابري رو به رشد درآمدي در 12 تا 18 ماه آينده مهم‌ترين منبع بي‌ثباتي در جهان خواهد شد و بعد از تنش‌هاي خاورميانه و شمال آفريقا، بيشترين ناآرامي را در جهان ايجاد خواهد كرد. دليل اينكه نابرابري درآمدي چنين پيامد تخريب‌كننده‌اي را به دنبال خواهد داشت؛ اين است كه طبقه‌هاي متوسط و پايين جامعه را در سراسر جهان نسبت به نظام‌هاي اقتصاديشان بي‌اعتماد مي‌كند و درنتيجه آنها را به فكر درخواست تغييرات گسترده مي‌اندازد. از اين موضوع نبايد تعجب كرد. اين مساله تازه‌اي نيست. چندي پيش موسسه تحقيقاتي آكسفورد گزارشي منتشر كرد با عنوان «كار كردن با دستمزد كم» در اين گزارش آمار تكان‌دهنده‌اي درباره نابرابري درآمدي جهان آمده‌است. از جمله اينكه، يك درصد از جمعيت جهان صاحب تقريبا نيمي از ثروت جهان هستند و 85 نفر از ثروتمندترين افراد جهان به اندازه 50 درصد جمعيت جهان ثروت دارند.
بسياري همچنان به اشتباه از تقسيم ثروت ميان شمال و جنوب و شرق و غرب صحبت مي‌كنند. اگرچه تفاوت‌ها در روندهاي درآمدي ميان كشورها بسيار بيشتر است تا درون كشور و ميان افراد يك جامعه و اگر چه همچنان تفاوت و نابرابري زيادي ميان كشورهاي توسعه‌يافته و كشورهاي در حال توسعه وجود دارد، اما در سال‌هاي اخير كشورهاي توسعه‌يافته نيز با بحران نابرابري داخلي روبه‌رو شده‌اند. اين موضوع در بسياري از كشورهاي اروپايي و در آمريكا به چالش روبه‌رشدي تبديل شده كه رفته‌رفته بيشتر توجه مردم را به خود جلب مي‌كند. نابرابري اجتماعي و درآمدي در اين كشورها اكنون به چنان حد بالايي رسيده كه از اواخر دهه 1920، تاكنون و از زمان ركود بزرگ، بي‌سابقه است. بحران مالي سال‌هاي اخير، اين روند را تشديد كرده‌است. به‌طوري‌كه از سال 2009 تاكنون نزديك به 95 درصد از ثروتي كه در آمريكا توليد شده به يك درصد ثروتمند جامعه تعلق يافته‌است. در سال 2011، اين گروه كوچك يك درصدي، 40 درصد از كل ثروت آمريكا را در اختيار داشته‌اند و تقريبا يك چهارم درآمد سالانه اين كشور را كسب كرده‌اند. اين روند را مي‌توان سوءاستفاده سيستماتيك از ثروت ملي توسط يك طبقه كوچك برتر جامعه ناميد.
دلايل زيادي براي زير سوال بردن درستي اين روند تجمع ثروت در دست عده‌اي كم و خاص وجود دارد. اولين و مهم‌ترين اين دلايل آن است كه وقتي يك نفر به چنين حدي از حجم درآمدي مي‌رسد، طول عمر و احساس كاميابي و خوشبختي‌اش هم افزايش مي‌يابد. اين يعني بخشي كوچك از جامعه چنين احساسي را تجربه مي‌كند. تجمع ثروت در دست عده‌اي خاص اما پيامدهاي منفي جدي‌تري براي جامعه دارد.
نابرابري درآمدي در جامعه به شدت با كاهش ميزان اعتماد به ساختارهاي اجتماعي ارتباط مستقيم دارد. همچنين نابرابري درآمدي در جامعه با افزايش ميزان خشونت و جرم و جنايت و همچنين كاهش ميزان تحرك و نشاط اجتماعي رابطه مستقيم دارد. اين موضوع اهميت زيادي دارد؛ زيرا تجمع ثروت در دست عده‌اي محدود، به آنها امكان تصاحب قدرت اجتماعي و سياسي را مي‌دهد و اين يعني از بين رفتن فرصت‌هاي برابر در جامعه. آمار و اطلاعات درباره سابقه خانوادگي افرادي كه به مناصب دولتي انتخاب شده‌اند يا آنها كه در بهترين دانشگاه‌هاي جهان وارد شده‌اند، نشان مي‌دهد كه ميان ثروت آنها و حضورشان در مناصب قدرت و همچنين استفاده از فرصت‌هاي آموزشي نسبت معني‌داري وجود دارد. اين مساله به ويژه براي اروپا بسيار نگران‌كننده و خطرناك است؛ زيرا استفاده از فرصت‌هاي برابر يكي از اصلي‌ترين ارزش‌هايي است كه جامعه اروپايي به آن افتخار مي‌كند.
دلايل نابرابري درآمدي چيست؟
بروز چنين نابرابري درآمدي در جامعه دلايل زيادي دارد كه نظام سرمايه‌داري يكي از اين دلايل است، اما مهم‌ترين دليل را مي‌توان پديده جهاني‌شدن دانست. جهاني شدن، قدرت دولت‌ها را محدود كرده‌است. در فضايي كه ثروتمندان مي‌توانند منابع را در ميان مرزها منتقل كنند و از پاسخگويي و پرداخت ماليات فرار كنند، دولت‌ها امكان زيادي براي توزيع ثروت درون جوامع‌شان ندارند. قدرت دولت‌ها در جهان امروز وقتي موثر خواهد بود كه بتوانند سياست‌هايي براي توزيع مناسب ثروت ميان طبقه پايين يا متوسط جامعه به اجرا بگذارند. يك درصد ثروتمند جامعه كه طبقه بالاي جامعه خوانده مي‌شوند، مي‌توانند براي فرار از ماليات به لوکزامبورگ يا يكي از كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس فرار كنند و ثروتشان را در آنجا سپرده‌گذاري كنند و از ماليات بر درآمد بگريزند. اين طبقه همچنين مي‌تواند با دولت وارد لابي شود تا سياست‌هايي در جهت كاهش ماليات ثروتمندان را تصويب كند. نتيجه كلي اين مي‌شود كه يك طبقه ويژه جهاني ايجاد مي‌شود كه مي‌تواند از مشاركت منصفانه در امور جهان و تعهداتش نسبت به جامعه شانه خالي كرده و فرار كند. اين طبقه مي‌تواند با لابي كردن، براي خود جايگاه ويژه‌اي ايجاد کند.
اين يك معضل جهاني است كه براي حل آن، تلاشي جهاني نياز است. تلاش‌هاي اخير گروه 8 و گروه 20 براي جلوگيري از فرارهاي مالياتي، تنها بخش كوچكي از اقداماتي است كه بايد صورت گيرد. فشار هماهنگ و حساب‌شده براي تعطيل كردن بهشت‌هاي مالياتي مانند لوکزامبورگ، ادغام روندها و هماهنگي قوانين مالياتي شركت‌ها در سراسر جهان و تلاش هماهنگ بين‌المللي براي تقسيم اطلاعات و كاهش تخلفات مالياتي از جمله تدابير جهاني است كه مي‌تواند صورت گيرد. بدون اين تلاش‌هاي بين‌المللي هماهنگ، دولت‌ها نمي‌توانند به تنهايي با نابرابري اجتماعي و نابرابري درآمدي مقابله كنند. فعلا ثروتمندان جهان كه شمارشان اندك است از وضعيت موجود سود مي‌برند.
هشدار درباره نابرابري درآمدي در انگليس
سازمان خيريه آكسفام اخيرا در گزارشي به دولت انگليس درباره افزايش نابرابري درآمد و ثروت در جامعه انگليس هشدار داده‌است. در اين گزارش كه به صورت علني منتشر شده  آمده است، پنج خانواده ثروتمند اصلي جامعه انگليس به اندازه 20 درصد فقير جامعه ثروت دارند. نام اين پنج خانواده  ثروتمند در اين گزارش آمده و گفته شده كه آنها ثروتي بيشتر از 6/12 ميليون انگليسي دارند. آكسفام از وزير دارايي انگليس خواسته با اصلاح نظام مالياتي، به اين نابرابري درآمدي سامان دهد. در اين گزارش آمده‌است كه 20 درصداز فقرای جامعه انگليس، ثروتي معادل 1/28 ميليارد پوند دارند. ثروت پنج خانواده ثروتمند اول انگليس رقمي بيش از 28 ميليارد پوند برآورد شده‌است. در گزارش آكسفام كه عنوانش داستان دو انگليسی است، به ريز فهرست اموال و دارايي‌هاي اين پنج خانواده ثروتمند انگليسي هم اشاره شده‌است.(جدول یک)
ثروتمندان بيشتر عمر مي‌كنند
در ايالت ويرجينياي غربي در آمريكا، دو شهر فيرفاكس و مك‌داول حدود 500 كيلومتر با هم فاصله دارند يعني به اندازه نصف روز رانندگي. از فير‌فاكس كه سوار ماشين شويد بايد از تاسيسات نظامي و مزارع كشاورزي عبور كنيد تا به شهر مك‌داول كه محل معادن زغال‌سنگ است، برسيد؛ اما فاصله ميان اين دو شهر تنها فاصله جغرافيايي نيست. فيرفاكس شهر داراهاست و مك‌داول شهر ندارها. فيرفاكس در خارج از واشنگتن واقع شده و شركت‌هاي ثروتمند پيمانكار دولتي و همچنين شركت‌هاي بخش تكنولوژي، درآمدي تا 107 هزار دلار در سال كسب مي‌كنند كه اين بالاترين رقم در آمريكا است. مك‌داول اما وضعيت متفاوتي دارد. با توجه به روند رو به كاهش مصرف زغال‌سنگ، وضعيت اقتصادي و درآمدي مك‌داول رو به افول است. بيكاري در اين شهر بالاست و شمار معتادان رو به افزايش. متوسط درآمد خانوارها در اين شهر، يك‌پنجم شهر فيرفاكس است.
اما اين نابرابري درآمدي را مي‌توان در متوسط طول عمر ساكنان اين دو شهر هم ديد. شهروندان فيرفاكس بيشترين طول عمر را در ميان شهروندان كل آمريكا دارند. متوسط طول عمر مردان دراين شهر 82 سال و زنان 85 سال است. اين ميزان طول عمر، برابر با طول عمر شهروندان كشور سوئد است. در شهر مك‌داول، اما متوسط طول عمر مردان 64 سال و زنان 73 سال است. اين يعني برابر با طول عمر مردم در كشور عراق. آمار نشان مي‌دهد كه هرچه وضعيت رفاه اقتصادي شهروندان فيرفاكس و شاخص‌هاي درآمدي و اقتصادي اين شهر بالاتر رفته، طول عمر ساكنان شهر هم بيشتر شده‌است.
روزنامه نيويورك‌تايمز در گزارشي درباره اين دو شهر به نقل از استاد  عدالت اجتماعي دانشگاه مريلند كه در اين باره تحقيق كرده مي‌نويسد: فقر، عمر انسان‌ها را مي‌دزدد. فقر نه تنها شانس زندگي افراد را نابود مي‌كند بلكه از سال‌هاي عمر آنها هم كم مي‌كند.
اين واقعيتي است كه اكنون در سراسر آمريكا ديده مي‌شود. مطالعات نيويورك‌تايمز نشان داده‌است كه دهك‌هاي درآمدي بالاي جامعه طول عمر بيشتري دارند. مردان 65 ساله‌ای كه در ميان دهك‌هاي بالاي جامعه هستند، 6 سال بيشتر عمر مي‌كنند. اين موضوع اخيرا مورد توجه نمايندگان كنگره آمريكا و كارشناسان اقتصادي كه مشغول تدوين قوانين تامين اجتماعي و بازنشستگي هستند قرار گرفته ‌است. رابطه ميان سطح درآمد افراد و طول عمر آنها به روشني تاييد شده‌است. افراد فقير بيشتر سيگار مي‌كشند، دسترسي كمتري به نظام سلامت و درمان دارند و به افزايش وزنشان اهميتي نمي‌دهند. آنها در معرض خطر استرس و نگراني‌هاي زندگي هستند. به همين خاطر افراد كم‌درآمد وفقير عمر كوتاه‌تري دارند. اين فقط  مختص آمريكا نيست و مطالعاتي كه در كشورهاي مختلف از كارگران بنگلادشي تا كارگران كم‌درآمد هلندي صورت گرفته، اين نتيجه را تاييد مي‌كند.
اما اين تحقيقات پرسش‌هايي را هم ايجاد كرده‌است. آيا نابرابري درآمدي رو به رشد در جوامع و كشورها، باعث چنين فراز و فرودي در طول عمر افراد طي سه دهه گذشته در جهان بوده‌است؟ آيا اگر تدابير اقتصادي، شكاف ميان دارا و ندار را در جامعه كم كند، طول عمر افراد آن جامعه بيشتر مي‌شود ؟ آيا گسترش بيمه درماني، شكاف درآمدي و تفاوت طول عمر افراد را كاهش مي‌دهد؟ و آيا افزايش حقوق كارگران باعث افزايش عمر آنها مي‌شود؟
چندين گروه مطالعاتي و كارشناس، اكنون مشغول مطالعه و تحقيق براي يافتن پاسخ اين پرسش‌ها هستند. اما آنچه فعلا مشهود و مشخص است اينكه، زندگي در شهر ثروتمندان با زندگي در شهر فقرا متفاوت است. زندگي در شهر فيرفكس با زندگي در شهر مك‌داول متفاوت است. در شهر فيرفكس، پزشكان متخصص، بيمارستان‌هاي پيشرفته، مراكز تفريحي، فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، ميوه و سبزي فروشي‌ها، مراكز نگهداري سالمندان و مراكز خصوصي و دولتي براي ارائه خدمات به جامعه به وفور وجود دارد. شركت‌هاي پيمانكاري طرف قرارداد با دولت در بخش‌هاي امنيتي و نظامي، اقتصاد اين شهر را مي‌‌چرخانند. هر خانواده‌اي دست كم يك نان‌آور دارد كه كار مي‌كند و حقوق خوبي مي‌گيرد. مشاغل علاوه بر حقوق ماهانه مرتب و كافي، بيمه درماني و مزاياي بازنشستگي دارند و همه از نظام آموزشي خوبي برخوردارند.
آمار و ارقام بهداشتي و سلامتي اين دو شهر هم قابل توجه است. در شهر فيرفاكس، ميزان افزايش وزن بزرگسالان 24 درصد است و از هر 8 نفر يك نفر سيگار مي‌كشد اما در شهر مك‌داول، ميزان چاقي بين بزرگسالان بيش از 30 درصد است و از هر سه نفر يك نفر سيگاري است.
با چقدر پول چند سال بيشتر عمر مي‌كنيد؟
به دنبال انتشار گزارش‌هايي درباره نسبت طول عمر با ثروت افراد در رسانه‌هاي آمريكايي، نشريه آتلانتيك در گزارشي تحقيقي سعي كرد به اين سوال پاسخ دهد كه براي هر سال اضافه عمر كردن، چقدر پول لازم است. اين سوال عجيبي است چون همه مي‌دانند كه در عالم واقعی نمي‌توان با پول، عمر را خريد يا عليه بيماري، تصادف يا حادثه، مصون شد اما اين نشريه با محاسبه آماري كه درباره نسبت طول عمر با ميزان ثروت افراد تهيه شده، سعي كرد فرمولي رياضي و عددي خاص در اين باره به دست آورد. نتيجه اين شد كه براي مردان طبقه متوسط كه در دوره شصت‌سالگي يا بيشتر هستند، هر 4 هزار دلار درآمد اضافه در سال؛ يعني يك سال عمر بيشتر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *