ذهن های امروز در تسخیر توهمات زیادی قرار گرفته اند به نوعی انکار همان ماتریکس اعداد صفر و یک در ذهنی انسانها رخ داده است و انسانها تمام عمر خود را برای طی کردن مسیر ماتریکس ذهن خود صرف میکنن و در این بین از یک رخداد ذهنی برای خود خوشبختی و آرامش و … طراحی میکنن و در دنیا واقعیت تلاش میکنن تا عوامل درونی خود را خلق کنند و هر چه جلو تر میروند دنیایی کوچکتر نسیبشان خواهد شد. اگر امروز را بر پایه واقعایات جدی بگیریم خواهیم دید که ما برای یک دنیای مجازی و غیر واقعی ذهنی چقدر غصه خورده ایم و چقدر زمان صرف کرده ایم .
واقعا دنیا مجازی یک دنیای استعمارگر انسان نگر است و کسانی گرفتار این دنیای شوند به پوچی محض خواهند رسید و برای آنها هیچ راه حلی نخواهیم یافت تا آنها را از این دنیا دور کنیم. هر چند اگر امروز را فراموش کنیم در آینده رخدادهای زیادی متحول خواهد شد و این را میتوان همان زندان ذهنی مدرن تر شده نامید که وسعت توهماتش از بهترین نویسندگان تخیلی هم بیشتر شده است. آیزاک آسیموف ،آرتور چارلز کلارک، فرانک هربرت و دیگران توانایی این حد از تخیل را ندارند و اگر این تحولات مجازی را دمینو وار فرض کنیم چه ها خواهد شد هر حرکتی یک دومینو ایجاد خواهد کرد و بی نظمی های مختلف که بی پایان خواهد بود.
امروز چنان دنیا، جالب و فانتزی شده است که میخواهند از درخت کاج میوه گردو در بیاورند و این را طوری بیان و طراحی میکنن که در حد واقعیت است. بله ، گرفتاری دنیای امروز بر سر آب و غذا نیست به واقع تمام اعتراضات و اختلافات امروز بر سر فانتزیهای زندگی است و داشتن خونه لاکچری و ماشین لاکچری و لباس خاص و … باعث شده است که ما از واقعیات و زندگی کردن ساده دور شویم.
علم ثابت کرده است اگر شب را نورانی کنید و هر چه قدر نور اتاق بیشتر باشد ما توانایی خوابیدن نخواهیم داشت و خوابیدن ساده را از دست خواهیم داد و این یعنی بیقراری، استرس ، اختلالات روانی و ذهنی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی، افزایش خطر و ماندگانی بیماریهای بلند مدت مانند فشار خون و بیماریهای قلبی، کاهش عملکرد شغلی و تحصیلی و … موجب خواهد شد. بله یک نور ساده چه عوامل زیادی را ایجاد خواهد کرد.
زندگی در دنیا همانند بیماری است و راه درمان همه بیماران یک دارو نیست ما باید در حد و اندازه و دوز مخصوص به خود و از مواد تشکیل دهند خاص و با ترکیبات مختلف استفاده کنیم و گرنه از دارو ها را درست مصرف نکنیم به جای درمان مسیر نابودی خود را همواره کرده ایم. دنیا چنان طراحی شده است که هر کسی قیافه ای و اثر انگشتی و شکلی و ساختاری متفاوت دارد و راه زندگی و پیشرفت متفاوتی و هر کسی باید یک مسیر را برای خود انتخاب کند.
جدال امروز این است که ما همه اسباب و وسایل زندگی را یکجا طلب میکنیم و خوشبختی را در داشتن همه آنها میبینیم ولی دنیا ثابت کرده است که تحقق این خواسته احتمالش صفر است . ما شاخصی برای نهایت خوشبختی نداریم و هر کسی به نوعی خوشبختی را تعریف میکند و این همان چیزی است که انسان را به بی نهایت گرفتار میکند . بی نهایتی که زندگی را از او خواهد گرفت.
مسیر ساده و هموار زندگی قدیم را به یک مسیر دشوار و سخت و بی پایان تغییر داده ایم که آخرش به یک ریسمان ختم میشود و آن ریسمانی است که میلیون ها نفر بر آن آوریزان شده اند و بعد از خسته شدن به پرتگاه خود خواسته سقوط خواهند نمود. ما برای دنیایی که قرار ترکش کنیم غصه میخوریم و چنان وابسته فانتزی های دنیا شده ایم که نگو و نپرس.
بله ما انسانها مسیری را دوست داریم که نتیجه اش مشخص است همانند کبریت های سوخته ای که هرگز روشن نخواهد شد ولی اسرار داریم صدها هزار بار دیگر تجربه کنیم تا شاید دنیا را فتح کنیم در صورتی که تاریخ از بودها یاد میکنم و امروز اثری از روزی بودن ها را نمیبینیم . کسانی که روزگاری بوده اند و امروز هیچ نشانی از حضور و عظمت و قدرت آنها نیست.
خوشبختی به نوعی گمشده همه ی ماست مواظب باشیم که آن را پیدا کردیم خودمان را گم نکنیم. فانتزی های دنیا امروز مانند اتاق اینه است که به هر سمت که نگاه کنیم باز خود را خواهیم دید . خداوند متعال راه های رسیدن به زندگی با ارامش را در مسیری قرارداده است که همیشه صاف و ساده است .
من از متن شما حالم خوب شد . ممنون از این نوشته زیباتون