ریچارد شیر دل در جنگ تن به تن با صلاح الدین
در آخر قرن یازدهم پاپ بیانیه ای صادر کرد و مسیحیان را به جهاد علیه « کفار » یعنی مسلمانان تحریک و تهییج نمود و از آنها خواست بیت المقدس و سرزمین مسیح را آزاد نمایند و وعده داد هر کس به این راه برود خداوند گناهان او را خواهد بخشید. جنگ هائی را که به تشویق پاپ بوجود آمد جنگ صلیبی نامیده اند. در وحله اول در حدود ۵۰۰۰۰ نفر اشخاص بی تجربه و بیکاره ـ اغلب با زن و بچه ـ جمع شدند و شهر به شهر بطرف قسطنطنیه به راه افتادند.
بسیاری از دزدان و جنایتکاران از این فرصت استفاده کرده برای فرار از قانون و به امید غارتگری جزو « مجاهدین » به راه افتادند. یک نفر کشیش که تاریخ جنگهای صلیبی را نوشته میگوید: « اغلب این مردم یا از نظر فقر یا برای فرار از دست طلبکار یا فرار از قانون آمده بودند و فقط معدودی از روی عقیده و برای خاطر خدا شرکت میکردند. » آنهائی که از آلمان حرکت کرده بودند جهاد را از مملکت خود شروع کرده و در چند شهر آلمان به جان یهودیان افتادند و هزارها بیگناه را کشتند. وقتی این به اصطلاح مجاهدین از مجارستان می گذشتند انبارهای گندم را آتش زدند و به زنان و دختران مردم تجاوز کردند، آنهم در حالی که مجارها مسیحی بودند. ضمناً در تمام راه خود آنچه لازم داشتند از مردم به زور و بلاعوض میگرفتند. وقتی به قسطنطنیه رسیدند امپراتور روم شرقی برای اینکه خود را از شر این اوباش زودتر خلاص کند آنها را با کشتی به ساحل آسیا فرستاد. در آسیای صغیر ترکها آنها را با زن و بچه نابود کردند. یک سال بعد قشون دیگری از نجبا و جنگجویان اروپا برای جهاد حرکت کرد و بعد از دو سال به بیت المقدس رسید. شهر را محاصره و بعد از بیست روز تصرف کردند وچنان کشتاری از مسلمانان و یهود به راه انداختند که جوی خون جاری شد. مرد و زن و بچه همه را بدون تفاوت میکشتند. کشته ها را در بیرون شهر انباشته و آتش زدند. تعداد کشته ها را بین ۵۰۰۰۰ و۷۰۰۰۰ تخمین زده اند.
ورود صلیبیون به قسطنطنیه
یک قرن بعد ـ اواخر قرن دوازدهم میلادی ـ سلطان صلاح الدین پادشاه ترک بیت المقدس را مجدداً از مسیحیان پس گرفت. مردم اروپا از این واقعه به هیجان آمده چند دسته دیگر برای نجات بیت المقدس تشکیل دادند ولی عملاً نتیجه گرفته نشد و یکی از این دسته های « مجاهدین » تا قسطنطنیه رسید و در آنجا مسجد مسلمانان را آتش زد. بواسطه سرایت آتش قسمت مهمی از شهر و خانه های مردم مسیحی نیز طعمه حریق شد. ضمناً « مجاهدین » به جان مردم افتاده هزاران نفر را چه از مسلمانان و چه از یونانیان مسیحی را کشتند.
این بود پایان جنگهای صلیبی علیه ترکها. راجع به سلطان صلاح الدین یکنفر آلمانی که تاریخ کردها را نوشته (۱) میگوید اواصلاً کرد بود و سرکردهای قشون و همکاران موثر او نیز کرد بودند. در همین کتاب مینویسد بر عکس کشتارهای فجیع جنگجویان مسیحی صلاح الدین ایوبی در موقع فتح بیت المقدس دستور داد از غارت خانه های مردم خود داری کنند و کسی را نکشند و نیز اجازه داد مسیحیان با اموال خود شهر را ترک نمایند. وقتی زنهای فقیری که شوهرهانشان جزء اسرای جنگی بودند گریه کنان نزد او آمدند شوهران آنها را بدون مطالبه وجهی که برای بازخرید اسرا معمول بود آزاد کرد. راجع به پادشاه معروف انگلیسی ریشاردشیردل مینویسد در جنگ صلیبی سوم موقع محاصره شهر قونیه دستور داد سه هزار جنگجوی اسیر دشمن را که عده ای از آنها از عشایر کرد بودند لخت به بیابان رانده و در آنجا از دم شمشیر بگذرانند.
مقبره صلاح الدین در دمشق
راجع به جنگهای صلیبی یکنفر ایتالیائی مدارکی از نوشتجات اعراب جمع آوری کرده و به شکل کتابی در دسترس علاقمندی گذارده است(۲). این کتاب راجع به تصرف شهری در سرراه بیت المقدس مینویسد سه روز قشون فرانکها مشغول کشتار اهالی شهر بودند بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر از دم شمشیر گذرانده و عده زیادی را هم اسیر کردند. بعد در شعبان ۴۹۲ هجری ( تابستان ۱۰۹۹ ) به بیت المقدس حمله کرده در آنجا نیز بیش از ۷۰۰۰۰ نفر را که
عده ای از آنها در مسجدالاقصی پناهنده بودند کشته و زنها و بچه ها را به اسارت بردند.
ضمناً بیش از چهل شمعدان نقره بزرگ را از بقاع و مسجد الاقصی به غنیمت بردند که یکی از آنها بیش از چهل وزنه سوری نقره داشت. علاوه بر این از ساختمانهای دیگر ۱۵۰ شمعدان نقره کوچک بیش از بیست شمعدان طلا و اشیاء قیمتی دیگر را ربودند. چند شهر دیگر را نیز شرح داده است که بعد از تصرف و چپاول بیشتر اهالی را کشته و زن و بچه را به بردگی بردند.
حال ببینیم این ملل اروپا که سعی داشتند بیت المقدس را از دست آسیائی های کافر رها کنند و آنطور با مردم بیگناه رفتار کردند در ممالک خود چه رفتاری داشتند.در یک کتاب تاریخ (۳) از قول یک کشیش شرح اوضاع فرانسه را در قرن یازدهم میلادی آورده می بینیم رفتار قدرتمندان با مردم سرزمین خودشان نیز بهتر از آنچه راجع به بیت المقدس گفتیم نبوده است. میگوید: « موقع عبور از نزدیکی شهر آوینیون برخوردیم به کشمکشها و جنگهای یکی از کنت ها با همسایه اش. آسیابی را دیدم آتش زده بودند و میسوخت. قدری دورتر دود و شعله های آتش چند آبادی دیده می شد. در تاکستانی نوکرهای ارباب ریخته درختهای انگور و زیتون طرف را قطع میکردند. از یکی از دهات گذشتیم که غارت کرده بودند. مردم فقیرش در خانه های محقر به حال فلاکت باری کنار چند نفر که در حال مرگ بودند می نالیدند. در جای دیگر عده ای سوار را دیدم که دامها و اشیاء غارت شده را میبردند. صدای فریاد دخترها و زنهای ربوده شده از دور شنیده میشد. در یکی از جنگلها به عده ای دهاتی برخوردیم که از گرسنگی گوشت آدم کباب میکردند. این اوضاع در شمال، جنوب، شرق و غرب فرانسه اغلب دیده می شود زیرا اربابان و صاحبان زمینها اغلب اختلاف دارند و به سرزمینهای یکریگر حمله میکنند. »
۱: Hans Hauser: Die Kurden, Stiefsöhne Allahs. Herbig Verlag (Mai 1983), Ullstein Tb (1990)
۲: Die Kreuzzuege aus arabischer Sicht.
۳: Bild der Yahrhunderte. Zierer, 1-44. Bertelsmann Lesering, z.j. 317 pp.