وسايل ارتباط جمعي و افکار عمومي

وسايل ارتباط جمعي و افکار عمومي

اداره آموزش هاى عقيدتى ـ سياسى ستادنمايندگى ولىّ فقيه در سپاه

فهرست مطالب

پيشگفتار
مقدمه
بـخـش اول ـ وسـايـل ارتباط جمعى
فصل يكم ـ ارتباطات
1. كليّات
تعريف ارتباطات
انواع كانال هاى ارتباطات
رابطه ارتباطات و اطلاعات
پيام ، مهم ترين عنصر در ارتباطات
تنوّع و گستردگى ارتباطات در دنياى امروز
2. ارتباط جمعى
تعريف وسايل ارتباط جمعى
انواع وسايل ارتباط جمعى
اهميّت وسايل ارتباط جمعى
نظريه هاى وسايل ارتباط جمعى
نقش ها و وظيفه هاى وسايل ارتباط جمعى
3. وسايل ارتباط جمعى و نهادهاى اجتماعى و سياسى
تاءثير وسايل ارتباط جمعى بر نهاد خانواده
آموزش و پرورش
نقش كمك آموزشى وسايل ارتباط جمعى
مزيّت هاى آموزشى وسايل ارتباط جمعى نسبت به نهادهاى آموزشى
وسايل ارتباط جمعى و حكومت
وسايل ارتباط جمعى و دين
وسايل ارتباط جمعى و اقتصاد
فصل دوم ـ مطبوعات
1. مطبوعات
اختراع چاپ
نخستين مطبوعات جهان
روزنامه هاى پرتيراژ جهان
انواع نشريات و جرايد
2. مطبوعات در ايران
نخستين روزنامه و روزنامه نگارى در ايران
مطبوعات در عصر پهلوى
مطبوعات و انقلاب اسلامى
مطبوعات و جنگ تحميلى
3. خبرگزارى هاى مهمّ جهان
آژانس خبرى فرانس ـ پرس
خبرگزارى رويتر
خبرگزارى آسوشيتدپرس
آژانس بين المللى يونايتدپرس
خبرگزارى تاس
ساير خبرگزارى ها
فصل سوم ـ راديو و تلويزيون
1. راديو
تاريخچه راديو در جهان
تاءثير راديو بر موضوعات سياسى و اجتماعى
راديوهاى مهمّ جهان
2. راديو در ايران
سرگذشت راديوى ايران
سير گسترش فرستنده هاى راديويى در ايران
راديو از آغاز تاءسيس تا سقوط سلسله پهلوى
تحوّل راديو در ايران پس از انقلاب اسلامى
3. تلويزيون
سير پيدايش تلويزيون در جهان
شبكه هاى مهمّ پخش تلويزيونى
تاءثيرات فيلم ها و برنامه هاى تلويزيونى كشورهاى پيشرفته بر جهان سوم
4. تلويزيون در ايران
تاريخچه ايجاد تلويزيون در ايران
روند توسعه شبكه هاى تلويزيونى در ايران
تلويزيون قبل و بعد از انقلاب اسلامى
الف ـ تلويزيون در رژيم پهلوى
ب ـ تلويزيون در دوران پس از انقلاب اسلامى
فصل چهارم ـ ماهواره ها، رايانه و ويدئو
1. ماهواره
تكنولوژى ماهواره اى و اهميّت آن در جهان امروز
تاريخچه ساخت و پرتاب ماهواره
ايران و تكنولوژى ماهواره اى
انواع ماهواره ها
2. رايانه 7
كاربردهاى رايانه
نقش رايانه در وسايل ارتباط جمعى
3. ويدئو
ويدئو چيست ؟
تاريخچه ويدئو در ايران و جهان
كاركردهاى ويدئو
فصل پنجم ـ سينما
1. آشنايى با سينما
پيدايش سينما و سير تكامل آن
نخستين آثار سينمايى جهان
مهمّترين شركت هاى فيلم سازى جهان
اهميّت سينما در عصر ارتباطات
سينما در خدمت سياست هاى تبليغاتى امپرياليسم
2. سينما در ايران
ورود سينما به ايران و چگونگى گسترش آن
سينماى ايران پيش و پس از انقلاب اسلامى
خلاصه بخش
بخش دوم ـ افكار عمومى
فصل يكم ـ آشنايى با افكار عمومى
1. كليّات
تاريخچه
اهميّت افكار عمومى
مفهوم و تعريف افكار عمومى
دلايل توجّه به افكار عمومى
كاركردهاى افكار عمومى
رابطه دولت و افكار عمومى
2. شكل گيرى افكار عمومى
عناصر لازم براى شكل گيرى افكار عمومى
عوامل مؤ ثر بر شكل گيرى افكار عمومى
3. افكار عمومى و عوامل مؤ ثر بر جهت گيرى آن
الف ـ تبليغات
ب ـ رسانه هاى گروهى
ج ـ احزاب سياسى
د ـ قوّه مقننه
ه‍ ـ رهبران
فصل دوم ـ نمونه هاى تاريخى استفاده از افكار عمومى
1. نمونه هاى تاريخى استفاده از افكار عمومى
تبليغات ماركسيستى
تبليغات آلمان نازى
تبليغات صهيونيستى
سلطه رسانه هاى گروهى آمريكا بر افكار عمومى
الف ـ امريكا در ويتنام
ب ـ امريكا در نيكاراگوئه
ج ـ امريكا در خليج فارس
2. نقش افكار عمومى در نظام اسلامى
تكوين افكار عمومى در جامعه اسلامى
تريبون نماز جمعه
مسجد و اثر آن در افكار عمومى
آيات عظام ومراجع تقليد
نقش افكار عمومى در نظام اسلامى
فصل سوم ـ سنجش افكار
1. سنجش افكار
اهميّت افكارسنجى
تـاريـخـچـه پـيـدايـش مـؤ سـسـات افـكـار سـنـجـى و سـيـر تحوّل آن
علائم و روش هاى افكار سنجى
كاربردهاى افكار سنجى
2. شيوه ها و ابزارهاى جهت بخشيدن به افكار عمومى در جهان امروز
الف ـ مالكيت و كنترل سيستم هاى عمده ارتباط جمعى جهان
ب ـ سرمايه گذارى هاى كلان در زمينه رسانه ها و تبليغات
ج ـ انحصار در جمع آورى و انتشار اخبار
د ـ انحصار در تبليغات
5 ـ گزينش خبر
خلاصه بخش
منابع وماءخذ
پيشگفتار
بـى گـمـان انـقـلاب اسـلامى ايران ، بزرگ ترين و عميق ترين انقلاب ارزشى و فكرى عصر حاضر است .
بـنـيـانـگـذار ايـن نـهـضـت مـقـدس ، حـضـرت امـام خـمـيـنـى رحـمة اللّه عليه با پيروى از حضرت سيدالشهداء7 و با كوتاه كردن دست ستم و سلطه قدرت هاى استكبارى از كشور امام زمان (عج ) بـه احـيـاى سـيـره جـدّ خـود، رسـول اللّه 9 ، اصلاح امور امّت و تحكيم پايه هاى حكومت اسلامى پرداخت و نهادهاى پرثمرى را يكى پس از ديگرى در جامعه اسلامى ايران بنا نهاد.
سـپـاه پـاسـداران انـقـلاب اسـلامـى از خـجـسـتـه نـهـادهـايـى اسـت كـه هـمـزمـان بـا شـكـل گـيـرى نـظـام مـقـدس اسـلامـى ، به دستور آن پير عارف و دورانديش تاءسيس گرديد و رسـالت عـظيم پاسدارى از انقلاب اسلامى و ارزش هاى الهى آن و دفاع از حريم ولايت فقيه را بـر عـهـده گـرفـت . تـحـقـق اين ماءموريت خطير، در گرو برخوردارى اين نهاد مقدس از (بينش ‍ اسـلامى ) و (آگاهى سياسى ) مى باشد كه (آموزش ) يكى از راه هاى تاءمين كننده آن است . از ايـن رو، ارتـقـاى بـيـنش اعتقادى ـ سياسى سپاه و (تداوم آموزش ) براى اين نيروى نظامى ـ مكتبى ، نيازى اجتناب ناپذير است .
ولىّ امـر مسلمانان جهان ، حضرت آية اللّه العظمى خامنه اى ، بر اين امر مهمّ تاءكيد كرده ، چنين مى فرمايد:
سـپـاه پـاسـداران انـقـلاب اسـلامـى يـك نـيروى انقلابى است كه بر پايه دين و تقوا و درك و عـمـل انـقـلابى به وجود آمده و وظيفه اساسى نماينده اين جانب در آن عبارت از نظارت مستمر بر حفظ و استحكام اين پايه اساسى و برخورد با تخلفات و پيشگيرى از آنهاست .(1)
هـر چـنـد آمـوزش هـاى عـقـيـدتـى ـ سـيـاسـى از ابـتـداى تـاءسـيـس سـپـاه بـه شـكـل هـاى گـونـاگـون وجـود داشـته است ، اما اهميت و نقش زيربنايى آن موجب شد تا اين مهمّ در چـارچـوب (نـظـام آمـوزشـى ) جـامـع و فـراگـيـرى ـ كـه در بـرگيرنده سطوح مختلف علمى و تخصص هاى گوناگون باشد ـ تحقق يابد.
در پـى ايـن حـركـت ، آمـوزش هـاى عـقـيـدتـى ـ سـيـاسـى در قـالب (نـظـام آمـوزشـى ) از سـال 1364 شـروع شـد و بيش از نيمى از نيروى انسانى سپاه را تحت پوشش دوره هاى مختلف (تـداوم آمـوزش ) قـرار داد. امـا بـا گـذشـت بـيـش از شـش سـال و كـسـب تجارب مفيدِ عملى و نيز با توجه به تحولات سالهاى اخير در اين نهاد مقدس ـ از جـمـله تـشـكـيـل نـيـروهـاى پـنجگانه سپاه ، تصويب قانون استخدامى و اعطاى درجات ـ ضرورت بازنگرى در (نظام آموزشى ) احساس شد و نظام آموزشى كنونى جايگزين آن گرديد.

مشخصات (نظام آموزشى ) عقيدتى ـ سياسى
بـا تـوجـه به تفاوت سطح تحصيلات رسمى نيروهاى سپاه و تقسيم بندى آنان به دو سطح (سيكل ) و (ديپلم ) ، نظام آموزشى دربرگيرنده دو سطح زير است :
1 ـ ورودى سيكل
2 ـ ورودى ديپلم
بـراى سـطـح يـك ، آمـوزش عـمـومـى و سـه مـرحـله آمـوزش ضـمـن خـدمـت (شـامـل دوازده دوره ) و سـه دوره آمـوزش تـخـصـصـى (تـخـصصى اوليه ، تخصصى تكميلى و سرپرستى ) در نظرگرفته شده است .
سطح دو، شامل دوره هاى كاردانى ، كارشناسى ، مقدماتى رسته اى ، عالى رسته اى ، دافوس ، عالى جنگ و چهار مرحله آموزش ضمن خدمت (در دوازده دوره ) مى باشد.
بـراى هـر يـك از دوره هـا كـد و شماره مخصوصى در نظر گرفته شده كه مشخص كننده سطح ، مرحله ، و دوره است . به عنوان مثال : در شماره (121) رقم سمت چپ نشانگر سطح ، رقم وسط بيانگر مرحله و رقم سمت راست گوياى دوره است .
از آنجا كه دوره هاى عمومى ، تخصصى و سرپرستى مرحله ندارند، رقم وسط با صفر مشخص شـده است . به عنوان مثال ، شماره (102) ، نشانگر سطح يك و دوره دوم از دوره هاى غيرتداوم است .
موضوعات آموزشى شامل موارد ذيل است :
1 ـ اصول عقايد؛5 ـ تاريخ اسلام ؛
2 ـ اخلاق اسلامى ؛6 ـ دانش سياسى ـ اجتماعى ؛
3 ـ احكام ؛7 ـ نظام دفاعى .
4 ـ معارف قرآن ؛
با توجه به تنوع موضوعات ، به منظور سهولت كار، براى هر موضوع نيز شماره خاصى قـرار داده شـده كـه در پـى شـمـاره هـر دوره ، پـس از عـلامـت (/) مـى آيـد.بـراى مـثـال ، عـدد ( 5 ) در شـماره ( 5 / 114 ) بيانگر آن است كه موضوع دوره يادشده ،(تاريخ اسلام )است .
در مورد دوره هاى تخصصى و سرپرستى براى رسته هاى گوناگون ، شماره جداگانه اى در نـظـر گـرفـتـه شـده كه با گذاشتن خط تيره ( ـ ) پس از شماره گروه نوشته مى شود؛ مثلاً، دوره تـخـصـصـى تـكـمـيـلى ، ورودى سـيـكـل از گـروه عـقـايد در رسته بهدارى با شماره (5 ـ 1/103) مشخص ‍ مى شود.
پـژوهـشـكـده تـحـقـيقات اسلامى ، عهده دار تدوين متون آموزشى مورد نياز حوزه نمايندگى ولى فـقـيه در سپاه است كه با توجه به سطح معلومات و تخصص نيروهاى آموزشى و نوع و حوزه ماءموريت آنان ، متن مورد نياز را تهيه و تدوين مى نمايد.
مـتـون و جـزوات ايـن پـژوهـشـكـده تـوسـط گـروهـهـاى تـحـقـيـقـاتـى ، تـدويـن و پـس ‍ از طـى مراحل بررسى و نظارت به تاءييد (هياءت علمى ) ـ كه جمعى از فضلا و استادان حوزه علميه قم هستند ـ مى رسد.
كـتـاب حـاضر با شماره (كد) 6 / 231 ، شامل 24 درس ازنظام آموزشى عقيدتى ـ سياسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است .
پـيـشـنـهـادهـا و تـجـربـيـات مـربيان ارجمند و برادران عزيز متربّى راهگشا و مشوّق ما در رفع كاستى هاى متون آموزشى خواهد بود.
از خـدا مـى خـواهـيـم كـه روز به روز بر بينش و آگاهيهاى اسلامى ما بيفزايد و آنها را عميق تر سازد.
اداره آموزش هاى عقيدتى ـ سياسى ستادنمايندگى ولىّ فقيه در سپاه
مقدمه
امـروزه وسـايـل ارتـبـاط جمعى در تمامى كشورها نقش حساس و مهمّى را ايفا مى كنند و اين نقش در زمـيـنه هاى مختلف از جمله سياسى و فرهنگى از حساسيت و اهميّت بيشترى برخوردار بوده و به نـوعـى بـا امـنـيـت مـلّى كـشـورهـا مـرتـبط مى باشد. اهميّت رسانه هاى گروهى تا حدى است كه دانـشـمـنـدان در تقسيم بندى مراحل تاريخى تمدن بشر، آن را لحاظ كرده اند. (آلوين تافلر) تـمـدن بـشـرى را بـه سـه مـرحـله تـقـسـيـم مـى كـنـد كـه شامل مرحله كشاورزى ، مرحله صنعتى و مرحله فراصنعتى يا عصر ارتباطات و اطلاعات است . در عـصـر فراصنعتى ، قدرت در دست كسانى است كه شبكه هاى ارتباطى و اطلاعاتى را در اختيار خود دارند.(2)
(مـك لوهـان ) دانـشـمند كانادايى در نظريه ديگرى ، تاريخ بشر را به سه دوره يعنى عصر فرهنگ شفاهى ، عصر تمدن چاپى و عصر تمدن الكترونيك تقسيم مى كند. در عصر الكترونيك ، قدرت در دست صاحبان شبكه هاى تلويزيونى و شبكه هاى كامپيوترى و ماهواره هاست .
پـيشرفت شگرف تكنولوژى ارتباطات در سال هاى اخير نشان دهنده اين واقعيت مى باشد كه در حـال حـاضـر بـشـر مـرحـله سـوم يـعـنـى عـصـر الكـتـرونـيـك را سـپـرى مـى كـنـد. وسـايل الكترونيك با انجام كار ويژه هاى خاص خودش اثرات عميقى بر حيات فردى و اجتماعى انـسـان هـا نـهـاده اند كه مهمّترين بُعد آن فراهم كردن امكان تماس و مبادله سريع فرهنگ ها با يـكـديـگـر مـى بـاشـد. در ايـن فـرآيـنـد، انـواع پـيـام هـاى سـيـاسى ، فرهنگى و اقتصادى بر بال امواج نشانده و با درهم نورديدن مرزها، در درون خانه هاى شهروندان به مخاطبان مى رسد و بـخـش قـابـل تـوجـهـى از نگرش ها و رفتارهاى سياسى ، فرهنگى و اقتصادى ، افراد، تحت تاءثير اين پيام ها جهت پيدا مى كند.
بـا ايـن مـلاحـظـات ، امـروزه رسـانه هاى گروهى از پديده هاى مهمّى محسوب مى گردند كه با مـقـوله امـنـيـت مـلى كـشـورهـا در ارتـبـاط مـى بـاشـنـد. امـا نـكـتـه قـابل توجّه ديگر در اين زمينه اثرات مثبت و منفى اين ابزارهاست كه هرگز از جنبه هاى مخرّب و سـازنـده خالى نبوده و همين امر، شناخت و مطالعه اثرات ، پيامدها و ديگر جنبه هاى اين پديده را ضرورى ساخته است . بديهى است كه اين ضرورت و اهميّت براى همه افراد جامعه يكسان نيست بـلكـه پـاسـداران انقلاب اسلامى كه ماءموريت حفاظت از حريم انقلاب اسلامى را بر عهده دارند بـراى انـجـام اين رسالت مقدس لازم است از عوامل تهديد كننده و خطرساز براى انقلاب ، شناخت دقيق و نسبتا جامعى داشته باشند.
وسـايـل ارتـبـاط جمعى به عنوان ابزارهاى تبليغى در پاره اى از موارد مى تواند در دست نظام هـاى اسـتـكـبـارى و معاندين انقلاب اسلامى به عنوان حربه و سلاحى كارساز به كار گرفته شـود كـه در كـارزار فـرهـنگى امپرياليسم عليه نظام جمهورى اسلامى ايران اين مساءله اتفاق افتاده و در حال حاضر نيز جريان دارد.
كـتـاب حـاضـر مـى كـوشـد بـخـشـى هـر چـنـد كوچك از پديده عظيم ارتباطات را معرفى كند تا برادران پاسدار نسبت به كاركرد و سير تحول رسانه ها، شناخت لازم را پيدا كنند. از آنجايى كـه رسـانه هاى گروهى همواره چيزى به نام افكار عمومى را مخاطب خود قرار مى دهند، به همين دليـل مـجموعه حاضر در دو بخش سازماندهى و صورت بندى شده است . در بخش نخست ، پديده ارتـبـاطـات ، انـواع رسـانـه هـا، نـحـوه شـكـل گـيـرى و سـيـر تحّول آن ها در جهان و ايران مورد بررسى قرار گرفته و در بخش دوم افكار عمومى معرفى و مـورد تـجـزيـه و تـحـليـل قـرار گـرفـته است . اميد آن كه مفيد واقع گردد. در خاتمه از كليه اسـتادان و به ويژه جناب آقاى دكتر حشمت زاده كه اين مجموعه را مطالعه و نگارنده را راهنمايى كردند و در اصلاح و تنقيح اين اثر قبول زحمت فرمودند، سپاسگزارم .
معاونت متون آموزشى و كمك آموزشى
پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
بخش اول
وسائل ارتباط جمعى

فصل يكم ـ ارتباطات
فصل دوم ـ مطبوعات
فصل سوم ـ راديو و تلويزيون
فصل چهارم ـ ماهواره ها، رايانه و ويدئو
فصل پنجم ـ سينما
فصل يكم
ارتباطات

1. كليّات
عـصرى را كه ما در آن زندگى مى كنيم با القابى همچون قرن تسخير فضا، قرن اتم ، قرن كـامـپـيـوتـر مـلقّب كرده اند، اما شايد هيچ يك از اين واژه ها همچون واژه عصر ارتباطات گوياى ابـعـاد تـحـوّلات ژرف و شـگـرف ايـن قـرن و وجـه تـمـايـز آن بـا قـرن هـاى گـذشـته نباشد. وسـايـل پـيـشرفته ارتباطى از قبيل تلفن ، رادار، پُست و دورنگار زندگى بشررا دگرگون سـاخـتـه انـد. و وسـايل ارتباط جمعى ، مانند مطبوعات ، راديو، تلويزيون و انواع ماهواره ها با كاربردهاى گوناگون ، چهره زمين و زندگى ساكنينش را دستخوش ‍ تحولات كمّى و كيفى كرده اند.(3)
ايـن وسـايـل بـا مـيـلياردها رشته نامرئى آدميان را به يكديگر پيوند داده و جهان پهناور را با مـسـاحـت 510 مـيـليـون كـيـلومـتـر مـربـع و بـا پـنـج قـاره بـه صـورت دهـكـده اى كوچك درآورده انـد.(4) گـويـى در ايـن دهـكـده جـهـانـى ، وسـايـل ارتـبـاطـى پـيـچـيـده و نـويـن ، وضـع را بـه صـورتـى درآورده انـد كـه افـكـار و اعـمـال هـر يك از ما آدميان از ديد و نظر يكديگر پنهان نيستند و در اين فراگرد، نفوذناپذيرى مرزها و ديواره ها در برابر تشعشعات امواج ماهواره ها رنگ باخته اند و فاصله ها از ميان رفته انـد و سـراسـر گـيـتـى بـه تسخير اين وسايل درآمده است . امروزه كاخ ‌هاى توانگران اروپا و آمـريـكا و كلبه هاى كوچك ملل آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين همه و همه به گونه اى در معرض امواج اين وسايل قرار دارند.
بـا مـطـالعه پديده ارتباطات و وسايل ارتباط جمعى ، مى توان با كسب بصيرت و آگاهى هاى لازم از جـنـبـه هـاى زيانبار اين وسايل مصون ماند و با به كار بستن راهنمايى ها و تعاليم مكتب اسـلام آن هـا را در راه كـسـب سـعادت و رسيدن به تكامل انسانى به خدمت گمارد. اين موضوع در بـنـد دوم از اصـل سـوم قـانـون اساسى نيز مورد تاءكيد قرار گرفته است : بالا بردن سطح آگـاهـى هـاى عـمـومـى در هـمـه زمـيـنـه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاى گروهى و وسـايـل ديـگـر از وظـايـف دولت جـمـهـورى اسـلامـى در نيل به اهداف نظام اسلامى است .(5)
تعريف ارتباطات
پـيـش از پـرداخـتـن بـه تعريف اصطلاح ارتباطات ، لازم مى نمايد نخست از دريچه تاريخ ‌به چـگـونـگـى پـيـدايـش و سـيـر تطور اين پديده نظرى بيفكنيم . آنچه ما اكنون به عنوان پديده ارتـبـاطـات بـه شـكـل گـسـتـرده و پـيـچـيـده كـنـونـى اش ‍ مـى شـنـاسـيـم ، اشـكـال تـكـامـل يافته ابزارهاى ابتدايى است . از هنگامى كه انسان نخستين گروه ها و اجتماعات كـوچك را سامان داد و هسته نخستين جوامع انسانى را پديد آورد، به ضرورت برقرارى رابطه بـا هـمـنـوعان خود پى برد و براى برآورده ساختن نيازهاى مشترك ، اهميت برقرارى رابطه با ديگران را دريافت .
مقوله ارتباط در اجتماعات نخستين ، پديده هاى ساده ، محدود و شخصى ، مانند پيام شفاهى و سپس تـصـويـر، خـط و حتى علايم و رنگ ها و انواع حركات بدنى را در بر داشت . با گذشت زمان ، ابـزارهـاى ارتباطى كامل تر شدند و همراه با تحوّلات شرايط اقتصادى ، اجتماعى ، سياسى و فرهنگى جوامع ، صورتى پيچيده تر به خود گرفتند. اين فرايند با ظهور انقلاب صنعتى ، پـيـدايـش شـهـرهـاى بـزرگ و مـراكـز جـمـعـيـتـى شـتـابى بيشتر يافت تا به صورت كنونى درآمد.(6)
ارسـطـو، فـيـلسـوف يـونـانـى (384 ـ 322 پـيـش از مـيلاد) نخستين دانشمندى بود كه در كتاب (مـطـالعـه مـعـانـى بـيـان ) (ريـطـوريـقـا)(7) از ارتـبـاط و تـعـريـف آن سـخـن گـفت .(8) پـس از وى دانـشـمـندان علوم اجتماعى رشته مطالعات وى را درباره پديده ارتباط پـى گـرفـتـنـد. از سـال 1950 م . / 1329 ش . بـه بـعد اين پديده در كشورهاى غربى مورد تـوجـه دانـشمندان و دست اندركاران رشته هاى مختلف علمى همچون روان شناسى ، روان شناسى اجـتـمـاعـى ، جـامـعـه شـنـاسى ، مديريت ، علوم رايانه ، علوم سياسى و جزء آن قرار گرفت اين كـوشـش مـطـالعـاتـى مـوجـب گـرديـد عـلم ارتـبـاطـات صـورت نـظـام يـافـتـه تـرى بـه خـود گيرد.(9)
در حال حاضر رشته مطالعات ارتباطات از شاخه هاى جوان علوم اجتماعى معاصر جهان به شمار مـى رود و هنوز شالوده هاى نظرى و ابزارهاى روش شناختى ويژه خود را نيافته است . و در اين زمـيـنـه از ديـگـر رشـتـه هاى علوم اجتماعى وام مى گيرد.(10) در ايران نيز اين رشته جـايـگـاه شـايـسـتـه خـود را يـافـتـه است . بررسى ادبيات موجود در زمينه دانشواژه (ارتباط) گوياى اختلاف نظر دانشمندان درباره ريشه ، مفهوم و تعريف آن است . هر چند پژوهشگران دانش ارتـبـاطـات بـراى دسـتـيـابـى بـه تـعـريـف واحـد و مـورد قـبـول هـمگان تلاش هايى بسيار كرده اند، اما اين تلاش ها چندان موفقيت آميز نبوده است ، بيشتر پـژوهـشـگـران ايـن رشـته ، نبود تعريفى گويا از مفهوم ارتباطات در گستره ادبيات موجود را خـاطـرنشان ساخته اند.(11) از نظر واژه شناسى (ارتباطات ) داراى معانى متفاوتى نـزد اشـخـاص گـونـاگون است . پژوهشگران غربى كه به عنوان پايه گذاران ديدگاه هاى جـديـد و روش هـا و فنون ارتباطى شناخته شده اند، بر اين باورند كه اين واژه از واژه لاتينى (كاميونيكار)(12) مشتق شده است .(13)
از مـيان پژوهشگران ايرانى نيز كسانى هستند كه واژه ارتباطات را مترادف با واژه انگليسى يا لاتـيـنـى (كـامـيـونـكاسيون )(14) دانسته اند.(15) برخى ديگر از صاحب نـظـران ايـرانـى عـلم ارتـبـاطـات ، ارتـبـاط را واژه اى عـربـى از بـاب افتعال دانسته اند كه در فارسى به صورت مصدرى به معناى پيوند دادن ، رابط دادن و به صـورت اسـم مـصـدر بـه مـعـنـاى بـسـتـگـى ، پـيـونـد، پـيـوسـتـگـى و رابـطـه بـه كـار مـى رود.(16)
دربـاره تعريف اصطلاحى ارتباطات ، بى آن كه به مناقشات موجود وارد شويم ، تعريف زير را از ميان انبوه تعاريف موجود برگزيده ايم :
ارتباط عبارت است از انتقال يا تبادل اطلاعات ، احساسات و ايده ها به مخاطبين .(17)
انواع كانال هاى ارتباطات
ارتباطات و اطلاعات از عناصر و پايه هاى اصلى تمدن امروزى انسانند و بخش اعظم تكاپوى او در قـرن حـاضـر رهكاوى و بهينه سازى شيوه هاى شناخت ، گردآورى ، سازماندهى ، انباشت ، بازيابى ، جابه جايى و انتقال اطلاعات و پيام ها مى شود.(18)
در حـوزه جـابـه جـايـى و تـبـادل اطـلاعـات مـوضـوعـى بـه نـام (كـانـال هـاى ) ارتـبـاطـات مـطـرح اسـت . گسترش ارتباطات در جهان امروز ما را به تكاپوى شـنـاخت كانال هاى اين پديده مهم وامى دارد؛ زيرا مفهوم ارتباطات مى تواند مصاديقى پرشمار، مـانـنـد ارتـبـاطـات شـخـصـى ، فـرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، صنفى ، قضائى و… را در بر گيرد.(19)
از سوى ديگر كثرت استعمال واژه ارتباطات در رسانه ها، مكالمات و نوشته ها، در پوشش كلى و مـطـلق آن ، ضـرورت و اهـمـيـت گـروه بـنـدى شـاخـه هـا و كانال هايش را بيش از پيش نمايان مى سازد.
صـاحـب نـظـران حـوزه دانـش ارتـبـاطـات ، كـانـال هـاى ايـن پـديـده را بـه 3 گـروه مـشـخـص كـانـال هـاى مـواصـلاتـى (تـرابـرى )، كـانـال هـاى ارتـبـاطـى ـ مـخـابـراتـى و كـانـال هاى ارتباطى اجتماعى طبقه بندى كرده اند. اينك ضمن به دست آوردن شناختى اجمالى از ايـن كـانـال هـا يـادآور مـى شـويـم كـه تـمـركـز مـطـالعـاتـى و نـقـطـه ثـقـل مـبـاحـث ايـن مـجـمـوعـه بـيـشـتـر عـبـارت اسـت از نـوع اخـيـر يـعـنـى كانال هاى ارتباط اجتماعى .
الف ـ كـانـال هـاى مـواصـلاتـى (تـرابـرى ): راه هـا اعـم از كـوچه ها، خيابان ها، بزرگراه ها، اتـوبـان هـا، راه هـاى بـيـابـانـى و وسـايـل حـمـل و نقل ، همچون قطار، خودرو، هواپيما، كشتى و امثال آن ها و وسايل و كانال هاى مواصلاتى به شمار مى روند كه امكان برقرارى ارتباطات را ميان آدميان فراهم مى آورند.
ب ـ كـانـال هـاى ارتـبـاطـى مـخـابـراتـى : پـسـت ، تـلگـراف ، تـلفـن و جـزء آن ، وسـايـل و كـانـال هـاى ارتـبـاطـات مـخـابـراتـى را تـشـكـيـل مـى دهـنـد كـه امـكـان تبادل و جابه جايى پيام ها را ميان دو شخص و گاهى بيشتر ممكن مى سازند.
ج ـ كانال هاى ارتباطات اجتماعى : مقصود وسايل و ابزارى هستند كه ميان گروه هاى بزرگى از جـوامـع ارتـباط خطّى ، تصويرى و كلامى برقرار مى كنند كه به طور عمده مطبوعات ، راديو، تـلويـزيـون ، مـاهـواره هـاى ويـژه ، فـرسـتنده ها و تا حدودى سينما را در بر مى گيرند و به وسايل ارتباط جمعى مشهورند. به طور كلى هنگامى كه واژه (ارتباطات ) را به كار مى بريم انواع وسايل ارتباط جمعى در اذهان تداعى مى شود.(20)
رابطه ارتباطات و اطلاعات
تا كنون به گونه اى مختصر، درباره اهميّت و نقش عصر ارتباطات در زندگى اجتماعى انسان هـا سـخـن گفته شد و دانستيم كه انسان براى تداوم حيات اجتماعى خود نيازمند به مبادله پيام و دسترسى به اطّلاعات است . اكنون اين عنصر را قدرى بيشتر به مطالعه و بررسى مى نهيم . مـطـالعـات دانـشـمـنـدان دربـاره مـوجـودات زنـده گـويـاى وجـود اشـكـال حـيـرت انـگـيـزى از ارتـبـاطـات مـيـان آن هـا اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، مـورچـگـان زبـان بـوهـا را بـه كـار مـى بـرنـد. زنبورها با حركت هاى رقص گونه با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند. همچنين در جهان جانوران ، كاربرد نظام هاى ارتباطى صوتى و نـورى مـشـاهـده شـده اسـت كـه انـواعى از ماهيان و مارها از آن براى برقرارى ارتباط سود مى جويند.
انـسـان هـا نـيـز از هـمـان سپيده دم حيات و پديدار شدن اجتماعات نخستين با شيوه هاى ابتدايى ، مـانـنـد لمـس كردن ، حركات چهره ، ايما، اشاره و… به مبادله پيام با يكديگر مى پرداختند. اين اجـتـمـاعـات بـراى تـداوم بـقـا از راه شكار و دفاع گروهى ناگزير به برقرارى ارتباط با يـكـديـگـر بـودنـد. شـيـوه هـاى تـبـادل اطـلاعـات در گستره تاريخ از آغاز تا كنون دستخوش ‍ تـحـوّل و تـطـوّرى شـگـرف شـده اسـت و با گذشت زمان ، انسان ها ناگزير بودند متناسب با شـرايـط و مـقـتـضـيـات نـويـن ، شـيـوه هـا و ابـزارهـايـى ديـگـر ابـداع كـنـنـد. ارسـال پـيـام بـه وسـيـله دونـدگـان مـقـاوم ، اسـب هـاى تـنـدرو، كـبـوتـرهـاى نـامـه رسـان و… حـاصـل ايـن تـكـاپـو بـود و انـدك انـدك نـشـانـه هـايـى هـمـچـون دود، آتـش و طبل نيز به انواع شيوه هاى انتقال اطلاعات و ارتباطات افزوده شد.(21)
از آنـچـه گـذشـت مى توان دريافت كه مبادله اطلاعات از گذر شيوه ها و اندازه هاى ارتباطى در ميان جانوران به طور اعم و انسان ها به طور اخص ‍ امرى انكارناپذير است . در دنياى پيچيده و گسترده امروزى ديگر اين نياز انسانى با مبادلات شخصى ، چهره به چهره و ابزارهاى نخستين ، آن گـونـه كـه در قـرن هـا پـيـش صـورت مـى گـرفـت ، بـرآورده نـمـى شـود و بـه ابزارهاى پـيـشـرفـتـه تـرى نـيـاز اسـت تـا بـا اسـتـفـاده از آن هـا حـجـم انـبـوهـى از پيام ها و اطّلاعات در حـداقـل زمـان مـمـكـن بـيـن انـسـان هـا مـبـادله گـردد. فـنـّاورى و وسـايـل نـويـن ارتباطات ، مانند ماهواره ها، صنعت چاپ ، شبكه هاى بزرگ فرستنده راديويى و تلويزيونى ، كه امروزه به كار مى روند، زاييده همين نياز بشرند.(22) بدين سان ، درمـيـابـيـم كه رسانه ها و ابزارهاى ارتباطات همچون ظرف هايى هستند كه پيام ها و اطلاعات به وسيله آن ها جابه جا مى شوند.
پيام ، مهم ترين عنصر در ارتباطات
دانـشـمـنـدان عـلم ارتـبـاطـات ، در تـجـزيـه و تـحـليـل عـنـاصـر و اجـزاى تـشكيل دهنده فرايندارتباط، از آغاز تا انجام چرخه آن ، به اجزايى گوناگون اشاره كرده اند كـه هـر جـزء داراى ويـژگـى هـاى خـود اسـت . بـراى شـنـاخت پديده ارتباطات بايد اين اجزا را بازشناسيم و رابطه هر يك را با ديگرى و نيز اهميّت و كار ويژه هر يك از آن ها را به مطالعه و بررسى نهيم . جامعه شناسان وسايل ارتباط جمعى ، هنگام مطالعه در حوزه ارتباطات ، هر يك مـدلى بـا عـنـوان (مـدل ارتـبـاطـى ) مـطـرح سـاخـتـه انـد. مـدل ارتـبـاطى عبارت است از تبيين اجزاى اصلى تشكيل دهنده همه انواع ارتباطات و بيان تقدّم و تاءخّر و كيفيت هر يك از اين اجزا.(23)
از نخستين نظريه پردازان علم ارتباطات ـ مانند ارسطو ـ گرفته تا نظريه پردازان معاصر، مدل هايى فراوان به دست داده اند كه وجه مشترك تمامى آن ها تاءكيد بر عنصر (پيام ) است و تـقـريـبـا در هـمه مدل هاى ارتباطى به عنصر پيام اشاره شده است .(24) ساده ترين مدل ارتباطى ، عناصر اصلى ارتباط را شامل سه عنصر زير دانسته است :
الف ـ منبع پيام
ب ـ پيام
ج ـ مقصد پيام
منبع مى تواند فرد يا سازمان ارتباطى باشد. پيام عبارت است از مجموعه اى از الفاظ، لغات ، اشـكـال و… كـه پـيـام دهنده به قصد تاءثيرگذارى بر روى مخاطب آن را توليد و ارائه مى كـنـد.(25) مـقـصـد پـيـام نـيـز مـخـاطـب يـا مـخـاطـبـانـى هـسـتـنـد كه پيام ها براى آن ها ارسـال مـى گـردنـد. اگـر بـپـذيـريـم كـه عـلت اصـلى پـيـدايـش وسـايـل ارتـبـاطى و كار ويژه آن ها جابه جايى و انتشار عنصرى به نام (پيام ) است ، در اين صـورت بـه سـهـم و اهـمـيـّت ايـن عـنـصـر در ارتـبـاطـات پـى خـواهـيـم بـرد. اهـمـيـّت و ارزش وسـايـل ارتـبـاطـى نـاشـى از كـار ويـژه آن هـا اسـت كـه وسـيـله اى هـسـتـنـد بـراى انـتـقـال پـيام ها از مبداء به مقصد. آنچه به وسيله رسانه ها جابه جا مى شود، عنصر پيام است كـه بـه صـورت گـفتارى ، نوشتارى ، تصويرى ، گفتارى ـ تصويرى و… مبادله مى گردد. بـيـشـترين كوشش دست اندركاران وسايل ارتباطى معطوف بر اين هدف است كه عنصرى به نام پيام را به وسيله ابزارى به نام رسانه و مطابق با هدف هاى از پيش تعيين شده منتشر كنند.
تنوّع و گستردگى ارتباطات در دنياى امروز
جـوامـع كـنـونـى از لحـاظ ساختارى ، داراى نهادهاى اقتصادى ، سياسى ، فرهنگى و جزآن است . ارتـبـاطـات از مـوضـوعـاتـى اسـت كـه بـه پـيـروى از اين تنوّع ساختارى ، داراى قابليت هاى كـاربـردى وسيعى در انواع زمينه هاى سازمانى ، اقتصادى ، مديريتى ، سياسى ، آموزشى و… است .(26)
مـاشـيـنـى شـدن زنـدگـى آدمـى ، افـزايـش جـمـعـيـّت ، تـقـسـيـم كـار و مـشـاغـل ، تـخـصـّصـى شـدن فـعاليّت ها، گسترش يافتن حوزه هاى حرفه اى و شغلى ، تنوّع امـكـانـات بـهـره ورى ، افـزايـش مـيـزان وابـسـتـگـى هـاى متقابل ، از ويژگى هاى بنيادين تمدن كنونى است . در چنين دنيايى بر دامنه و بستر ارتباطات در حـوزه هـاى گوناگون افزوده شده است . نظر به تنوّع حوزه ارتباطات ، براى آشنايى با بـرخـى از نمونه ها و نمودهاى آن ، بايسته مى نمايد به بررسى ارتباطات سازمانى (ادارى )، اقتصادى ، مديريتى و سياسى اشاره كنيم :
الف ـ ارتباطات سازمانى (ادارى ): مؤ سسه ها و سازمان هاى ادارى براى حفظ موجوديت خويش در مـيـدان رقـابـت بـا ديـگر سازمان ها، نيازمند به اطلاعات هستند كه دسترسى به آن ها از مجراى ارتـبـاطات ممكن است . امروزه انجام اين وظيفه ـ يعنى سامان دهى ارتباطات مؤ سّسه ها و سازمان هـاى ادارى ـ بـه واحـدى بـه نـام (روابـط عـمـومى ) سپرده شده است كه كار ويژه آن انجام امر ارتـبـاطـات مـورد نـظـر مـؤ سـّسـه اسـت . وجـود عـنـاويـنـى هـمـچـون اداره كل روابط عمومى ، دفتر كل روابط عمومى ، واحد روابط عمومى و… نشان دهنده اهميّت اين عنصر در كاركرد سازمان ها و مؤ سّسه هاى گوناگون است .(27)
ب ـ ارتباطات اقتصادى : عنصر ارتباطات در قلمرو فعاليت هاى اقتصادى نيز از اهميّتى بسيار بـرخـوردار اسـت و بـازتـابـى مـسـتـقـيـم بـر تـوان تـوليـد و اشـتـغـال در مقياس هاى محلّى ، ملّى و جهانى دارد. يكى از شاخص هاى توسعه كشورها نيز (زير بـنـاى اطـلاعـاتـى ) آن هـا در حـوزه هاى گوناگون ، از جمله در بعد اقتصادى است و بنابراين شـايـد بـتـوان گـفـت كـه يـكـى از علل عقب ماندگى كشورهاى توسعه نيافته ، ضعف زيربناى اطّلاعاتى و ارتباطاتى آن ها است .(28)

ج ـ ارتـبـاطـات مـديـريـتـى : مـديـريـت در شـاخـه هـاى گـونـاگـونـش ، از قـبـيـل صـنـعـتـى ، تـجارى ، ادارى ، آموزشى ، سياسى و… براى سازگارى با محيط خارجى ، نـيـازمـنـد بـه جـريـان پـيـوسـته اطلاعات است . جامعه پيچيده صنعتى يا فراصنعتى ، كه نقش سـازمـان هـاى عـمـومـى در آن روز بـه روز اهـمـيـتـى بـيشتر مى يابد، نمى تواند بى نظام هاى ارتباطى به زندگى خود ادامه دهد.(29)
د ـ ارتباطات سياسى : هيچ حكومتى نمى تواند بى ارتباط با شهروندان ، اجزاى سازمانى خود در سـطـوح مـركـزى و محلّى و نيز ديگر كشورها به فعاليت خود ادامه دهد. در حوزه كشوردارى ، عـنـصـر ارتـبـاط، سـهمى حساس و تعيين كننده بر عهده دارد. هياءت هاى حاكمه در كشورهاى جهان بـراى سـامان بخشى به ارتباطات كشور با واحدهاى سياسى ، ناگزير شده اند سازمان ها و تـشـكـيـلاتـى گـسـتـرده پـديـد آورنـد كـه شـامـل مـدرسـه هـا و دانـشـكـده هـاى روابـط بـيـن المـلل بـراى تـربـيـت و آمـوزش كـاركـنـان مـجـرّب ، سـفـيـران ، كـنـسـول هـا و ديـپلمات هاى ورزيده و ايجاد سفارت خانه ها و نمايندگى هاى مختلف در كشورهاى جهان همچنين يكى از كار ويژه هاى اصلى سفارتخانه ها، افزون بر گردآورى اطلاعات مؤ ثر، مـفـيـد و مـورد نـيـاز از كـشـور مـقيم ، سامان دهى و ايجاد نظم و ترتيب در روابط كشور متبوع با كشور مقيم است .(30)
2. ارتباط جمعى
در درس گـذشـتـه دربـاره دو مقوله (ارتباطات ) و (اطّلاعات ) و برخى از جنبه هاى مهمّ آن ها سـخـن گفته شد و از آن ها شناختى نسبى به دست آورديم . اينك ، به بررسى گونه اى ويژه از ارتـبـاطـات مـى پـردازيـم كـه با صفت (جمعى ) و تحت عنوان (ارتباط جمعى ) مشخّص مى گـردد. اهـمـيـّت و نقش ‍ وسايل ارتباط جمعى به عنوان اهرم هاى اصلى تبليغاتى و خبرى و نيز سـهـم آن هـا در شـكـل دهـى و هـدايـت افـكـار عـمـومـى و تـاءثيرشان در جهت گيرى هاى سياسى ، اقـتـصـادى و فرهنگى كشورهاى جهان ، مطالعه اين پديده را ضرورى ساخته است . در حقيقت به دليـل كـاركـرد مـهـمّ رسـانـه هـاى گروهى است كه مستكبران و زورمداران جهانى ، براى در دست گـرفـتـن اخـتـيـار از هـيچ كارى فروگذار نيستند.(31) كوشش اصلى ما در اين درس ، عبارت از بررسى تعاريف ، انواع ، اهميت و نظريه هاى ارتباط جمعى است . همچنين با برخى از نقش هاى اين پديده مهمّ آشنا مى شويم .
تعريف وسايل ارتباط جمعى
مـفـهـوم (وسـايـل ارتـبـاط جـمـعى )(32) از آن دسته مفاهيمى است كه دانش پژوهان علم ارتـبـاطـات تـعـريـف هـايـى پـرشـمـار بـرايـش بـه دسـت داده انـد و كـثـرت تعريف هاى موجود، عـمـل گـزيـنـش را بـسـى دشوار ساخته است ، امّا تشابه مفهومى ميان تعريف هاى موجود حكايت از گـونـه اى تـوافـق ضـمـنـى مـيـان صـاحب نظران اين رشته دارد. پيش از تعريف اصطلاحى اين دانـشـواژه ذكـر ايـن نـكـتـه سـودمـند است كه همانند بيشتر واژگان كليدى دانش ارتباطات ، واژه (وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى ) را داراى ريـشـه اى لاتـيـنـى دانـسـتـه انـد كـه بـه مـجـمـوعـه لغوى انـگـلوساكسون وارد شده است .(33) از ميان تعريف هاى موجود درباره دانشواژه ارتباط جمعى ، تعريف زير كامل تر به نظر مى رسد:
[ وسـيـله ] ارتـبـاط جـمـعـى مـشـخـص كـنـنـده آن نـوع از [ وسايل ] ارتباطى است كه هدف آن برقرارى رابطه با يك مخاطب يا گروه كوچكى نيست ، بلكه جمع را در نظر دارد و [ مورد توجّه جماعتى پرشمار است ].(34)
انواع وسايل ارتباط جمعى
در گـذشـتـه ، وسـايـل ارتـبـاطـى را بـه دو گـروه عـمـده ، وسـايـل ارتـباط رو در رو و وسايل ارتباط جمعى ، تقسيم مى كردند. كارشناسان ارتباطات به ويژه كارشناسان ارتباطات سازمان جهانى يونسكو طبقه بندى زير را به دست داده اند:
الف ـ وسايل ارتباط رو در رو
ب ـ وسايل ارتباط محلّى ، منطقه اى و گروهى
ج ـ وسايل ارتباط جمعى
آنـچـه مـوجـب تـمـايـز وسـايل ارتباط جمعى از انواع ديگر مى شود، ويژگى هايى است كه به مخاطبان و فرستندگان پيام مربوط مى گردند. در زير به اين ويژگى اشاره كرده ايم :
الف ـ ويژگى هاى مخاطبان وسايل ارتباط جمعى :
(1) وسيع و فراوانند و به ساكنان محل و منطقه اى ويژه محدود نمى شوند؛
(2) مخلوط و نامتجانس اند؛
(3) ناآشنا و غير مشخّص اند.
ب ـ ويژگى فرستنده پيام در وسايل ارتباط جمعى :
وسايل ارتباط جمعى ، گونه اى ارتباط منظم و متشكل برقرار مى كنند كه در آن ، برقراركننده ارتباط، در كنار صدها فرد ديگر ـ كه هر يك به گونه اى در ايجاد ارتباط سهيم هستند ـ، كار خـود را انـجـام مـى دهـد و جـزئى از شـبـكـه اى گـسـتـرده و تـشـكـيـلات پـيـچـيـده مـحـسـوب مـى گـردد.(35) وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى بـسـيـارنـد و هـر آنـچـه مـوجـب تـسـهـيـل در برقرارى ارتباط گروهى پرشمار از انسان ها شود، بدين نام خوانده مى شود. از گـذر ايـن كـاركـرد، بـه گـونـه هـايـى بـسـيار از رسانه ها كه به اعضاى خانواده ارتباطات اجتماعى تعلّق دارند. مهم ترين وسايل ارتباط جمعى عبارتند از: راديو، تلويزيون ، مطبوعات ، سـيـنـمـا، مـاهـواره ، رايـانه و ويدئو.(36) هر يك از اين رسانه ها، خود، داراى انواعى فراوان هستند كه در درس هاى آينده به گونه اى بيشتر به آن ها خواهيم پرداخت .
اهميّت وسايل ارتباط جمعى
وسايل ارتباط جمعى پديده اى شگرف و مظهر ارتقاى فنّى و صنعتى انسان محسوب مى شوند. ايـن پـديده داراى بيشترين تاءثير فرهنگى بر زندگى انسان ها است . در آستانه ورود جامعه بـشـرى بـه قـرن 21، وسـايـل ارتباط جمعى سهمى تعيين كننده تر در حيات فرهنگى بشر در مـقـايـسـه بـا دوره هـاى پـيـشـيـن بـر عـهـده گـرفـتـه انـد. ايـن وسايل در پديد آمدن عادات نو، تغيير در رفتار و خلق و خوى انسان ها و سرانجام ، كوچك شدن كـره زمـيـن و هـمـسـايـگى ملل دوردست ، سهمى شگرف بر عهده دارند؛(37) زيرا اخبار وقـايـع و رويـدادهـاى طـبـيعى ، علمى ، سياسى و اقتصادى با سرعتى برق آسا در وسعتى به پـهـنـاى كـره زمـيـن مـنـتـشـر مـى گـردنـد. بـديـن سـان ، بـا پـيـشـرفـت وسـايـل ارتـبـاط جـمـعى ، فاصله هاى مكانى از ميان برداشته شده اند و دروازه فرهنگ ملّت ها از گذر رسانه بر روى يكديگر گشوده شده است .
اهـمـيـّت وسايل ارتباط جمعى از تاءثير ژرف آن ها بر افكار عمومى ناشى مى گردد. تاءثير پـيـام وسـايـل ارتباط جمعى هميشه ارادى و آگاهانه نيست ، بلكه در بيشتر اوقات انسان بى آن كه بخواهد چيزى بياموزد و اثرى پذيرد، از محتواى پيام ها متاءثّر مى گردد.(38)
از سـويـى ديـگـر، اهـمـيّت كاربرد رسانه ها در سياست هاى داخلى و خارجى كشورها نيز بسيار چـشـمـگـيـر اسـت . در عصر كنونى ، كه جنگ افكار جاى جنگ ابزار را گرفته است ، دولت ها مى كـوشـنـد بـا بـهـره گـيـرى از فـنـّاورى پـيـشـرفـته ارتباطات ـ مانند بهره جستن از شبكه هاى راديـويـى ، تـلويـزيـونـى ، خـبـرگـزارى ها، بنگاه هاى سخن پراكنى ، ماهواره ها و مطبوعات ـ الگوهاى ارزشى و مصرفى و طرز تفكّر و علايق ملت ها را دگرگون سازند و الگوهاى مورد نظر خود را بر جايشان بنشانند. بدين سان ، ملاحظه مى كنيم كه در عرصه ارتباطات ، دنياى امـروزى بـه مـيـدان كـارزارى تـبـديل شده است كه توپخانه و سلاح هاى آتشين تنها ابزارهاى پـيـكـار مـحـسـوب نـمـى شـونـد، بـلكـه مـهـم تـريـن سـلاح هـاى پـيـكـار، رسـانـه هـاى جـمـعـى اند.(39)
در اعمال سياست داخلى نيز رسانه ها، ابزارهايى كارآمد در دست حكومت هايند. اگر بپذيريم كه روحـيـه و شـخـصـيـت ملّى ، يكى از عناصر اقتدار ملّى است ، به سهم رسانه ها در ايجاد اقتدار و شـخصيت ملّى اذعان خواهيم كرد. در چارچوب سياست داخلى ، كاربرد و اهميّت رسانه ها محدود به شـرايـط خـاص نـيـسـت ؛ زيـرا هـمـان گـونـه كـه در شـرايـط صـلح و آرامـش ، بـا برنامه هاى تبليغاتى و آموزشى مى توان ملّتى را به راه سازندگى و رشد درآورد، در شرايط بحرانى و جـنـگـى نـيـز وسـايـل ارتـبـاط جـمعى وسيله اى مؤ ثر در اجراى جنگ روانى بر روى دشمنان و عـامـل خـنـثـى كـنـنـده عمليات روانى آنان در چارچوب مرزهاى ملّى است ؛ چنان كه درمواقع حسّاس ، رهـبـران و زمـامـداران كشورها با ارسال پيام از راديو، يا ظاهر شدن در صفحه تلويزيون ، مى توانند با ملت سخن بگويند و عمليات روانى دشمن را خنثى سازند.
بـه هر حال ، اهميّت رسانه ها از جنبه هاى فردى ، اجتماعى ، ملّى و بين المللى و در مواقع آرامش و بـحـرانـى بسيار چشمگير و تعيين كننده است . ولى بايد توجه كرد كه به لحاظ پيچيدگى كـاركـرد رسـانـه ها، تشخيص ‍ جنبه سازنده آن ها از جبنه هاى زيانبار چندان آسان نيست و شناخت آثار و پيامدهاى اين وسايل نيازمند به مطالعه و بررسى هاى كارشناسانه است .
نظريه هاى وسايل ارتباط جمعى
درباره وسايل ارتباط جمعى سه نظريه مهمّ مطرح است . ضمن بررسى هر يك ازنظريه ها، اين نكته را ياد مى آوريم كه محور اصلى و تمركز بحث ، بر پيامدهاى پديده ارتباط جمعى است .
الف ـ نـظـريـه نـامـحـدود بـودن قـدرت رسـانـه هـا: بـر اسـاس ايـن ديـدگـاه ، وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى داراى چـنان تاءثير و قدرتى هستند كه مى توانند نسلى دلخواه پديد آورنـد. طـرفداران اين نظريه از (فراگيرى ) ارتباطات جمعى و توان نهفته آن ها هراسانند؛ چـنـان كـه بـرخـى از آنـان ، تـوانـايـى راديـو را با بمب اتم مقايسه مى كنند. در باور اينان ، وسـايـل ارتـبـاط جمعى نوين ابزارى بس ‍ نيرومندند كه مى توان از آن ها در راه خير يا شرّ با تـاءثيرى شگرف سود برد و چنان چه به كارگيرى و نظارت در ميان نباشد، امكان استفاده از اين وسايل در راه دوم ـ يعنى شرّ ـ بيشتر است .
ايـن ديـدگاه ، رسانه ها را داراى چنان قدرتى مى داند كه مى توانند افكار فلسفى و سياسى را دگـرگون سازند و به اختيار، تمامى رفتارها را هدايت كنند. اين گروه از انديشمندان براى تـاءييد نظريّه خود به كاربرد مؤ ثر راديو توسط هيتلر و وزير تبليغاتش ، دكتر گوبلز، استناد مى جويند.
ب ـ نـظـريـّه بـى تـاءثـيـر بـودن رسـانـه هـا: ايـن ديـدگـاه بـر آن اسـت كـه وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى تاءثير چندانى بر مخاطبان ندارند، به عقيده طرفداران اين نظريّه ، دوران اِسـنـاد اثـرات جـادويـى و خـارق العـاده بـه وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى بـه سـر آمده است . وسـايـل ارتـباط جمعى به رغم اين كه از فنّاورى برتر سود مى جويند، با موانع بسيارى در راه اثرگذارى بر ديگران روبه رويند.
ج ـ نظريّه مشروط بودن تاءثير رسانه ها: در برابر دو ديدگاه يادشده كه به نظر مى رسد راه افـراط و تـفـريـط را پـيـمـوده انـد، بـه نـظـريـّه سـوم بـرمـى خـوريـم كـه بـر آن اسـت وسـايـل ارتـبـاط جمعى ابزارى اجتماعى ـ فرهنگى به مفهوم عالى آن هستند و از اين رو اثراتى چـشـمـگـيـر بـر جـاى مى نهند، امّا اين آثار نه آن چنانند كه هيچ محدوديتى در پيش راهشان نباشد (نـظـريـّه نـخـسـت ) و نـه آن چـنـان نـاچـيزند كه شايسته هيچ اعتنايى نباشند. (نظريّه دوم ) اين ديـدگـاه دربـاره تـاءثـيـر وسـايـل ارتـباط جمعى ، به شرايط گوناگونى كه سبب كاهش يا افزايش اثرات آن ها مى گردد، پاى مى فشارد.(40)
نقش ها و وظيفه هاى وسايل ارتباط جمعى
وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى همچون شمشير دولبه اند. اين ابزارها داراى كاركرد دوگانه زيانبار سـازنـده انـد و در اصطلاح دانش ارتباطات ، وسايلى (پذيرا) شمرده مى شوند؛ يعنى در راه هـدف هـاى مـخـتلف مى توان از آن ها سود جست و از آن ها، براى سازندگى بهره برد، يا در راه نادرست و ناشايست بهره بُرد. اين وسايل در عين برخوردارى از توانايى بسيار، پذيراى هدف هاى مختلف و اثرات مثبت و منفى نيز هستند كه در زير به برخى از آن ها اشاره مى كنيم :
الف ـ نـقش وسايل ارتباط جمعى در دگرگونى هاى اجتماعى : از ديد رهيافت علّى مى توان گفت كـه پديده ارتباط جمعى ايفاگر نقش متغيّر مستقل (علّت ) در بسيارى از دگرگونى هاى اجتماعى اسـت . بـرخـى از صـاحـب نـظـران عـلم ارتـبـاطـات ، تـغـيـيـرات اجـتـمـاعـى را نـاشـى از وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى مـى دانند؛ چرا كه در جوامع انسانى در گذر از مرحله سنّتى به مرحله نوين ، تحت تاءثير مبادلات پيام ها دستخوش تغييرات ساختارى و كاركردى مى شوند.
كـاركـرد ويـژه وسـايـل ارتـبـاط جمعى ، اشاعه و جابه جايى اطلاعات و اخبار رويدادها و حوادث گـونـاگـون است كه در گستره اى به پهناى گيتى صورت مى گيرد. اين فرايند به نوبه خـود مـوجـب پديدار شدن تحولات نوين سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و نظامى مى گردد. همچنين در نـتـيـجـه بـهـره گـيـرى از يـافـتـه هـاى عـلمـى و نـوآورى هـايـى كـه از گـذر وسايل ارتباط جمعى به ديگران منتقل مى شوند، ابداعات و اختراعاتى نوين صورت تحقّق به خـود مـى گـيـرنـد. بـديـن سـان ، رسـانـه هـاى گـروهـى مـوجـب شكل گيرى دگرگونى هاى كمّى و كيفى در اجتماعات مى گردند.(41)
ب ـ تـغـيـيـر ارزش هـا: بـا اسـتـفـاده از وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى مـى توان در ذهن و انديشه مردم دگرگونى پديد آورد و عقايد و ارزش ها و هنجارهاى آنان را به گونه اى دلخواه درآورد؛ زيرا انسان ، به گونه مستقيم يا نامستقيم در تاءثير آن چيزى است كه از همين تاءثيرپذيرى انسان اسـت كـه دسـت انـدركـاران تـبـليـغـات سود مى برند و در ارزش ها و هنجارهاى فردى و اجتماعى تغيير ايجاد مى كنند.
ج ـ تـهـاجـم و دفـاع فـرهـنـگـى : چـنـان كـه در آغـاز ايـن گـفـتـار اشـاره شـد، وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى داراى كـاركـردى دوگـانـه انـد. دوگـانـگـى كـاركـرد ايـن وسـايـل در مـقـوله فـرهـنـگ نـمـودى آشـكـارتـر دارد و هـمـان گـونـه كـه وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى مى توانند به عنوان ابزارهايى سودمند در امر اعتلا و رشد ارزش هاى انـسـانـى و مـبـادله سـالم فـرهـنـگ هـا مـيـان جـوامـع مختلف بشرى به كار روند، مى توانند به ابـزارهـايـى زيـانـبـار بـراى فـروپـاشـى سـاخـتـار و هـويـت اصيل فرهنگى كشورها مبدّل شوند.
گـسـتـرش و تـنـوّع رسـانـه هاى جمعى و به كارگيرى دستگاه هاى الكترونيكى ، مانند راديو، تـلويـزيـون ، رايـانـه و مـاهـواره در پـخـش بـرنامه هاى گوناگون ، چهره و گستره تبليغات سـيـاسـى ، اقـتـصـادى و فـرهـنـگـى را تـغـيـيـر داده و امـكـان اسـتـفـاده بـيـشـتـر ايـن وسـايـل پـيـشـرفـتـه در كـشـورهاى استكبارى ، آن ها را به سلاحى خطرناك و مؤ ثر در تهاجم (فرهنگى غرب ) به كشورهاى جهان سوم مبدّل ساخته است و اين تهاجم فرهنگى ، زمينه سازى بـراى تـهـاجم سياسى و اقتصادى است . رسانه هاى فراملّى مانند شبكه هاى راديويى (صداى آمريكا)، (بى .بى .سى .) و (راديو اسرئيل ) و يا شبكه هاى تلويزيونى (سى .ان .ان ) و (بـى .بـى .سـى .) كـه داراى پـخـش مـاهـواره اى هـسـتـنـد، از مهم ترين ابزارهاى اين تهاجم اند.(42)
با ورود ماهواره به عرصه وسايل ارتباط جمعى درهاى خانه ها و حريم هوايى كشورها بر روى سيلى از محصولات ضد فرهنگى و ضد اخلاقى كشورهاى غربى گشوده شده ، و اين پديده به يكى از دغدغه هاى اصلى زمامداران كشورها تبديل شده است . بنابراين ، يكى از محورهاى اصلى كـوشـش هـاى دسـت انـدركـاران سـيـاسـى و فـرهـنـگـى كشورها، يافتن راه كارهايى براى دفاع فـرهـنـگـى در بـرابر يورش برنامه هاى ماهواره اى است .(43) يافتن و برگزيدن تـدابـيـر مـنـاسـب كـشـورهاى مورد هجوم و سياست گذارى فرهنگى و همگرايى و همفكرى آن ها در مـقـيـاس ‍ منطقه اى و جهانى آغازى كارساز براى رويارويى با تهاجم ضد فرهنگى ماهواره هاى جهان غرب است .
د ـ صـلح و جـنـگ : يـكـى از كـار ويـژه هـاى رسـانـه هـاى گـروهـى (تـبـليغات ) است و تهاجم تـبـليغاتى در تاريخ معاصر، همواره زمينه ساز تهاجم نظامى بوده است . بسيارى از دولت ها بـا اسـتـفـاده از رسـانه ها و انجام برنامه هاى تبليغاتى گسترده ، زمينه تهاجم نظامى خود را عليه كشور مورد نظر در افكار عمومى فراهم مى كنند.
كـاربـرد رسـانـه هـا، در كـنار ابزارهاى جنگى ، براى اجراى عمليات جنگ روانى داراى اهميّتى بـسـيـار اسـت . نـمـونه شناخته شده استفاده از رسانه ها براى هدف هاى جنگ طلبانه در تاريخ مـعـاصـر، آلمـان نـازى است . در دوره حكومت هيتلر، وزارت تبليغات آلمان ، به سرپرستى دكتر گـوبـلز، بـر تـمـامـى رسـانـه هـاى گـروهـى و ارتـبـاط جـمـعـى آلمـان و مـنـاطـق تـحـت اشغال به سختى نظارت مى كرد و اختيارشان را در دست داشت . با طرّاحى و پياده شدن عمليات جـنـگ روانـى ، رسـانـه هـاى گـروهـى آلمان ، به يكى از نيرومندترين اهرم هاى قدرت نازى ها مـبـدّل شـدنـد و نـمـونـه اى آشكار از وجهه نظامى گرى و جنگ افروزى رسانه ها را به نمايش گذاردند.(44)
بـا ايـن هـمـه ، رسـانـه هاى گروهى در رويارويى با صلح و جنگ تنها داراى كاربرد زيانبار نـيـسـتـنـد، بـلكـه از ايـن ابـزارهـا مـى تـوان در راه بسط و گسترش ‍ آرمان هاى انسانى ملّت ها، همگرايى بين المللى ، تحكيم مبانى صلح و ثبات جهانى استفاده كرد.
ه‍ ـ اسـتـعـمـار: اسـتـعـمـارگـران بـسـى زودتـر از ديـگـران بـه اهـمـيـّت وسايل ارتباط جمعى پى بردند و كوشيدند اين پديده را در جهت دستيابى به منافع استعمارى ، بـه انـحـصـار خود درآورند. نظام استكبارى از رسانه ها براى تهى كردن انسان ها از هويت و مـحـتـواى انـسـانى سود مى جويد و البته اين فرايند را به صورتى پيچيده و حساب شده به انجام مى رساند.
جـهـان غـرب ، از اوايـل جـنگ جهانى دوم ، از رسانه هاى گروهى براى تجاوز و سيطره جويى و غـارت ذخـايـر مـعـنـوى و مـادّى كـشورهاى جهان سوّم سود جسته است و مطبوعات ، خبرگزارى ها و شـبـكه هاى راديويى و تلويزيونى كشورهاى استعمارگر در سطحى گسترده در خدمت هدف هاى اسـتـعـمـارى قـرار گـرفـتـه انـد. پـديـده امـپـريـاليـسـم خـبـرى ، جـعـل حـقـايـق ، تبليغات گمراه كننده درباره نهضت هاى رهايى بخش ، به راه انداختن جنگ روانى عـليـه ملّت هايى كه راه استقلال را در پيش مى گيرند، از كار ويژه هاى رسانه هاى جمعى جهان استكبارى و نظام هاى غربى استعمارگر است .
و ـ بازسازى و رشد و توسعه : وسايل ارتباطى اين توانايى را دارند كه در توسعه اجتماعى ، سـيـاسـى و اقـتـصـادى جـوامـع ، بـه ويـژه در كـشـورهـاى در حـال تـوسـعـه ، سـهمى چشمگير بر عهده گيرند. مطبوعات ، راديو و تلويزيون مى توانند در بـسـط و گـسترش انديشه ها و آگاه سازى و وجدان اجتماعى افراد به كار گرفته شوند. اين وسايل به عنوان بخشى از نهادهاى جامعه ، به لحاظ برخوردارى از كارويژه هاى تبليغاتى و آمـوزشـى ، مى توانند در خدمت رشد و توسعه جامعه قرار گيرند. به وسيله اين ابزارها اهميّت اجـراى بـرنـامـه هـاى مهمّ كشورى بر همگان آشكار مى شود و توجّه افكار عمومى به ضرورت تـحـولات اسـاسـى ، از قـبـيـل تعديل ثروت ، مبارزه با بى سوادى ، گسترش رفاه اجتماعى و فراهم ساختن زمينه هاى مشاركت افراد جامعه در امور سياسى و اجتماعى فراهم مى گردد. رسانه هـا بـراى انـجـام بـرنامه هاى تبليغاتى و آموزش همگانى در ابعاد مختلف ، از جمله پديد آوردن وجدان كارى ، انضباط اجتماعى ، صرفه جويى و كوشش در توليد بسيار كارساز و سودمندند.
ز ـ وحـدت و انـسـجـام مـلّى : وسـايـل ارتـبـاط جمعى به همان ميزان كه مى توانند ميان مردم جامعه تـفـرقـه و از هـم گـسـسـتـگى پديد آورند، مى توانند به عنوان وسيله اى براى همانندسازى ، هـمگونى ، وحدت ملّى و انسجام اجتماعى به كار روند. با تبليغات رسانه اى مى توان علايق و تـمـايـلات قـومـى و نژادى را بيدار ساخت و نوعى واگرايى و گريز از مركز پديد آورد و از سـويـى ديگر مى توان علايق مشترك ، همگونى و وحدت ملّى را در سطح جامعه پرتوان ساخت ؛ زيـرا يـكـى از ويـژگـى هـاى وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى (فـراگـيـرى ) آن هـا اسـت ؛ يعنى اين وسـايل مى توانند در يك لحظه سرتاسر يك كشور را تحت پوش پيام هاى خود قرار دهند. چنين ويژگى اى سبب گرديده است كه رسانه هاى همگانى در امر تحقّق وحدت ملّى و همبستگى عمومى از كارايى تواناترى در مقايسه با ديگر ابزارها برخوردار باشند.
روزانـه ميليون ها انسان مطالب روزنامه ها را مى خوانند، به برنامه هاى راديو گوش مى دهند و بـرنـامـه هـاى تـلويـزيـون را مـى بـيـنـنـد. بـرنـامـه سـازان وسـايل ارتباط جمعى مى توانند با گنجانيدن محورهاى ويژه ، عِرق ملّى و مذهبى مخاطبان خود را بـرانـگـيزانند و با پخش سرودهاى مهيّج و حماسى ، حسّ وحدت و همگرايى را در آنان تحريك و تقويت كنند.(45)
اهـمـيـّت رسـانه ها بيشتر در جوامعى نمودار است كه تنوّع قومى ، زبانى ، فرهنگى ، نژادى ، مـذهـبى و… در آن ها بسيار و تجانس ملّى ناچيز است . در اين گونه اجتماعات ، تبليغات سياسى رسانه ها مى تواند سهمى چشمگير در تقويت همبستگى ملّى بر عهده گيرد.
ح ـ نـقـش هـاى آمـوزشـى : از جـنـبه هاى سازنده رسانه هاى گروهى ، آموزشى بودن آن ها است . فـرايـنـد آمـوزش از گـذر ايـن وسـايل به دلايلى بر آموزش ‍ مدرسه اى ترجيح دارد؛ زيرا اين وسـايـل مـى تـوانـنـد در سـطـح كـشـور يـا جـهـان به ايفاى نقش آموزشى و تربيتى بپردازند. بـنـابـرايـن ، گـسـتردگى آن ها با مدرسه قابل مقايسه نيست و بازدهى شان نيز بيشتر است . همچنين ، اين وسايل مى توانند در تمام عمر افراد جامعه ، به آنان آموزش دهند.
امـروزه بـيـشـتـر كـشـورهـاى جـهـان بـا تـهـيـّه و تـدارك بـرنـامـه هـاى آمـوزشـى و انتقال آن ها از گذر وسايل ارتباط جمعى ، فرايند آموزش را گسترده و ژرف ساخته اند. در اين بـاره مـى تـوان به كشورهايى مانند چين ، فيليپين ، اكوادور، تونس ، گواتمالا، تانزانيا و… اشـاره كـرد كـه بـا پخش پيام هاى آموزشى در زمينه هايى همچون تغذيه ، بهداشت و مبارزه با بى سوادى به پيشرفت هايى چشمگير دست يافته اند.(46)
3. وسايل ارتباط جمعى و نهادهاى اجتماعى و سياسى
از آنـچـه گـذشـت مـى تـوان دريـافـت كـه جـامـعـه ، بـسـتـر فـعـاليـّت و كـاركـرد وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت و كـار ويـژه ايـن وسـايـل ، انـتـقـال و جـابـه جـايـى پيام است . رسانه هاى گروهى اعم از ديدارى و شنيدارى با انديشه و اذهان افراد جامعه سر و كار دارند و هر يك از ابزارهاى ارتباط جمعى به شيوه اى ويژه و بسى پيچيده ، حمل انتقال پيام را انجام مى دهند.
بـررسـى تـاءثير پيام رسانه ها بر جامعه ، يكى از محورهاى اصلى مطالعات جامعه شناسان وسايل ارتباط جمعى است و از نظر روش شناختى ، در دو سطح خرد (تاءثير پيام بر افراد) و كـلان (تـاءثـيـر پيام بر نهادهاى اجتماعى ) شايسته بحث و بررسى است ، تمركز مطالعاتى ايـن بـخـش ، از كـتـاب حـاضـر، بر نهادهاى اجتماعى و سياسى است و بنابراين ، از ديد كلان ، فرايند تاءثيرگذارى رسانه ها بر نهادهاى اجتماعى مورد مطالعه قرار مى گيرد.
ابـتـدا تـوجـّه بـه اين نكته داراى اهميّت است كه جامعه به عنوان يك نظام پيچيده و داراى اجزا و انـدام ، هـمـانـنـد هـر نـظـام ارگانيك ديگر، از مجموعه اى از خرده نظام ها و اجزاى وابسته به هم تشكيل شده است كه نهادهايى همچون خانواده ، آموزش و پرورش ، حكومت ، اقتصاد، دين و فرهنگ ، اجـزاى اصـلى و مهمّ آن را تشكيل مى دهند. البته اهميّت و منزلت دين به عنوان يك نهاد انسانى ، در جـوامـع گـوناگون يكسان نيست ، ولى در واقع ، اين پديده بسيار مهمّ در تمامى ابعاد حيات فردى و اجتماعى انسان مى تواند داراى سهمى مهمّ و بنيادين باشد.
تاءثير وسايل ارتباط جمعى بر نهاد خانواده
خـانـواده در آثـار مـكـتـوب كـهـن بـه عـنـوان هـسـتـه نـخـسـتـيـن شـكـل گـيرى و ظهور اجتماعات بشرى قلمداد شده است كه در پى توسعه و گسترش آن ، ديگر نـهـادهـاى اجـتـمـاعـى و سـياسى پديدار شده اند. ارسطو در كتاب (سياست ) خانواده را نخستين نـتيجه زندگى مشترك زن و مرد و نخستين سنگ بناى جامعه سياسى دانسته است .(47) در ديدگاه او، خانواده محصول نياز طبيعى انسان است و بنابراين سرچشمه اصلى تكوين دولت محسوب مى شود.(48)
اكـنـون پس از گذشت قرن ها، نهاد خانواده به ويژه در مشرق زمين همچنان اهميّت و منزلت خود را حـفـظ كـرده اسـت . اسـلام نـيز شاءن و منزلت نهاد خانواده را به گونه اى شايسته مورد توجّه قرار داده و براى حفظ قداست و بقاى آن سفارش ها، برنامه ها و دستورهايى بسيار دارد. از اين رو، هر پديده اى كه با نهاد خانواده در ارتباط باشد و بر آن تاءثير بگذارد، شايسته توجّه و دقّت است . شايد رسانه هاى گروهى از ميان پديده هاى مختلف قرن حاضر بيشترين تاءثير را بر خانواده داشته اند.
اگر چه تاءثير رسانه ها بر خانواده تنها از گذر تلويزيون نيست و سينما، كتاب ، راديو و مجلّه نيز هر يك آثارى مهمّ بر خانواده مى نهند، امّا تلويزيون داراى بيشترين تاءثير است و در ميان آثار پژوهشى پژوهشگران بيشترين حجم پژوهش ها به بررسى تاءثير تلويزيون بر خانواده اختصاص ‍ يافته است .(49) از اين رو در نوشتار حاضر نيز بيشترين تاءكيد بـر تـاءثـيـر تـلويـزيـون است . برخى تاءثيرهاى سازنده رسانه هاى گروهى را مى توان عبارت از يارى رسانيدن به فرايند تربيت ، انتقال ارزش ها و هنجارهاى فرهنگى به خانواده ، مـرتـبط ساختن خانواده با دنياى خارج و تحكيم پايه هاى خانواده دانست كه در زير كوشيده ايم به گونه اى مختصر از آن ها سخن گوييم .
الف ـ يـارى رسـانـيـدن بـه فـرايـنـد تـربـيـت : هـمـه گـيـر شـدن وسـايل ارتباط جمعى به گونه هايى گوناگون بر نهاد خانواده تاءثير گذارده است . پيش از تـوسـعه كنونى رسانه ها، خانواده وظيفه تربيتى بيشترى بر عهده داشت . امّا رسانه ها در كـنـار خـانـواده سـهـمـى انـكـارنـاپـذيـر در فـرايـنـد تـربـيـت و شكل دهى روابط اجتماعى افراد بر عهده گرفته اند.
پيش از ورود راديو، تلويزيون و مطبوعات به صحنه زندگى اجتماعى و به خصوص خانواده ، دو نـهـاد خـانواده و مدرسه از مهم ترين نهادهاى تربيتى محسوب مى شدند، در حالى كه امروزه سـيـنـمـا، مطبوعات ، راديو و بيش از همه تلويزيون در فرايند تربيت افراد داراى تاءثيرند. امـروزه بـه عـلت ورود رسـانه ها به عرصه جامعه پذيرى (50) و تربيت ، از ميزان سـهـم خـانـواده در ايـن فـرايـنـد كـاسـتـه شـده و اعـضـاى خـانـواده بـه ويـژه نسل جوان ، از رسانه ها بيشتر مى آموزند و تربيت مى پذيرند.(51)
ب ـ انـتـقـال ارزش هـا و هـنـجـارهـاى فـرهنگى به خانواده : رسانه هاى گروهى ارزش هاى كلان اجـتـمـاعـى را بـه خـانـواده مـنـتـقل مى كنند؛ به عنوان نمونه مى توان به داستان ها و رمان ها در مـطـبـوعـات و همچنين مقاله هاى گوناگون اشاره كرد كه در اين باره بسيار كارآمد و كارسازند. هـمـچـنـيـن راديـو و تـلويـزيـون نـيـز ارزش هـايـى هـمچون ميهن دوستى ، وظايف مادران ، پدران ، فـرزنـدان ، شـوهـران ، هـمـسـران و نـيـز مـعـارف دينى را در قالب هاى گوناگون به خانواده مـنـتـقـل سازند. بدين سان ، خانواده به طور پيوسته و همواره در تاءثير تصاوير، گفتارها و نوشته هاى رسانه هايند.(52)
ج ـ مـرتـبـط سـاخـتـن نـهـاد خـانـواده بـا دنـيـاى خـارج : بـا ورود وسـايل ارتباط جمعى به صحنه خانواده ، حصارهاى آن فرو ريخته است و ديگر اين نهاد همانند گـذشـتـه نـفـوذنـاپـذير نيست . از ميان وسايل ارتباط جمعى ، تلويزيون ويژگى نوينى به خانواده بخشيده است . اكنون نهاد خانواده تنها محلّى براى استراحت ، صرف غذا و مانند آن نيست ، بـلكه سازمانى است كه در آن مى توان آموخت ، جهان را تماشا كرد و خواست هاى مذهبى ، علمى ، ملّى ، فرهنگى و هنرى را ارضا ساخت .(53)
امروزه رسانه ها در پيش چشمان اعضاى خانواده و در فضاى كوچك خانه ، پرده اى را گشوده اند كـه در آن ؛ هـمـه جـهـان را مـى تـوان تـمـاشـا و به گونه اى حس كرد. تلويزيون محيط محدود خـانـواده را بـه دنـيـايى بزرگ پيوند زده و دريچه اش را بر روى فرهنگ ها، روابط و آداب و رسوم ديگر مردم گشوده است .
د ـ تحكيم مبانى خانواده : تجربه هاى حاصل در كشورهاى مختلف ، از آن جمله ايران ، حاكى است كه رسانه ها، به ويژه تلويزيون ، در تحكيم مبانى خانواده و تجمّع اعضاى آن در خانه اثرى انـكـارنـاپـذيـر دارنـد. اعـضـاى خـانـواده در اوقـات فـراغـت ، بـه ويـژه عـصـرهـا و روزهـاى تـعـطـيـل ، در برابر صفحه تلويزيون به همديگر نزديك مى شوند و گونه اى همگرايى از خويش نشان مى دهند.(54)
دانـش پـژوهان رسانه هاى گروهى در پژوهش هاى خود به اين نتيجه رسيده اند كه تلويزيون بـنـياد خانواده را استوار مى سازد و با عرضه سيمايى نمونه و آرمانى از پدران و شوهران و هـمـسران و فرزندان ، معيارهاى اعضاى خانواده را به يكديگر نزديك مى سازد و در خانواده هاى متّحد و سالم ، هماهنگى و همگرايى را افزايش ‍ مى دهد.(55)
گـذشـتـه از آثار سازنده اى كه تلويزيون مى تواند در خانواده پديد آورد، همچنين مى تواند سرچشمه پيامدهاى زيان بار نيز باشد كه از ميان آن ها مى توان به دگرگونى عادات خوب ، تـبـليغ فرهنگ استعمارى ، زوال همبستگى خانوادگى ، پديدار شدن روحيه انفعالى تدريجى ، بـدآمـوزى و تـبـليـغـات سـيـاسى يك جانبه اشاره كرد.(56) بدين سان ، تلويزيون وسيله اى است كه مى توان از آن هم در جهت سازنده و هم زيانبار سود جست .
آموزش و پرورش
در عـصـر وسايل ارتباط جمعى ، پرداختن به امر آموزش از انحصار مدرسه و دانشگاه خارج شده اسـت و انتقال يافته هاى علمى و فرهنگى بشرى از راه امواج صوتى و تصويرى نيز صورت مـى پـذيـرد. وسـايـل ارتـبـاط جـمعى ، همچون مطبوعات ، راديو و تلويزيون سهمى چشمگير در انتقال ميراث فرهنگى و فكرى بشريت بر عهده گرفته اند و بدين سان ، فضاى تنگ و محدود آمـوزش مـدرسـه اى ، بـه دنـيـاى گـسـتـرده و پـهـنـاور رسـانـه هـا تبديل شده است .(57)
نـقـش كـمـك آمـوزشـى وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى : وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى مـى تـوانند به عنوان وسـايـل كـمـك آمـوزشـى و عـنـصـر مـكـمـّل نـهـادهاى آموزشى كشور، مانند مدرسه و دانشگاه ، به كـاركـردهـاى آمـوزشـى بـپـردازنـد. كـاركرد رسانه ها در ابعاد آموزشى به گونه اى است كه بـرخـى جـامـعـه شـنـاسـان بـراى ايـن وسـايـل نـقـش (آمـوزش مـوازى ) يـا (آمـوزش دايـم ) قـائل شـده انـد. آنـان بـر ايـن باورند كه رسانه ها با انتشار اطّلاعات و معلومات ، به موازات كوشش هاى آموزگاران و استادان ، به ايفاى نقش هاى آموزشى مى پردازند.(58)
وسايل ارتباط جمعى در ايفاى نقش كمك آموزشى ، به تدوين برنامه هاى آموزشى علمى ، فنّى و كشاورزى مى پردازند و بنيه علمى دانش آموزان و دانشجويان را توانا مى سازند. اين برنامه هـاى آمـوزشـى بـراى تـوده مـردم به ويژه كارگران ، كشاورزان و ديگر طبقاتى كه از امكان و فرصت تحصيلات مدرسه اى ، محروم هستند، بسيار سودمند است .(59)
مـزيـّت هـاى آمـوزشـى وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى نـسـبـت بـه نـهـادهـاى آمـوزشـى : چـنـانـچـه وسـايل ارتباط جمعى به درستى به كار گرفته شوند، همچون مدرسه اى بزرگ بر تمامى حـيـات انـسـانـى پـرتـو مـى افـكنند. اين وسايل از نظر كاربرد آموزشى از جهاتى بسيار بر مدرسه برترى دارند كه در اين جا به برخى از آن ها اشاره مى گردد: 1 ـ مـدرسـه داراى مـحدوديت زمانى است و تنها سال هاى مشخص و محدودى از حيات انسان را دربر مى گيرد در حالى كه فرايند آموزش در تمام عمر انسان از گهواره تا گور جارى و سارى است . ضـرورت تربيت و آموزش تنها به مرحله كودكى و دبستان ، دبيرستان و دانشگاه محدود نمى شـود. در مرحله پس از دانشگاه ، مطالعه كتاب ها و نشريه ها تداوم آموزش انسان را بر عهده مى گـيـرند. مطبوعات چهره جهان علمى ، فلسفى ، تاريخى ، سياسى و… را به انسان ها نشان مى دهـنـد و بـدين سان ، آموزش و پرورشى كه در دبستان آغاز شده و در دبيرستان و دانشگاه ادامه يافته ، پس از اين مراحل نيز تداوم مى يابد.(60)
2 ـ مـدرسـه حـتـّى در سـال هـاى مـحدودش ، كه آدمى را در پوشش خود دارد، تنها ساعاتى چند از زنـدگى فرد را در اختيار دارد، در حالى كه امواج راديو، تلويزيون و مطبوعات گوناگون در تـمامى ساعات شبانه روز در دسترس مردمند. بنابراين ، بر خلاف مدرسه و دانشگاه ، رسانه ها محدوديت زمانى ندارند.
3 ـ مدرسه داراى محدوديت مكانى است ، امّا امواج راديو و تلويزيون فراگيرند.
4 ـ مـدرسـه قـشـرى خـاص از انـسـان هـا را تـحـت پـوشـش دارد، ولى وسايل ارتباط جمعى همه افراد انسانى را در پوشش ‍ دارند.(61)
وسايل ارتباط جمعى و حكومت
رسـانـه هـاى گـروهـى ، بـخـشـى از زنـدگـى سـيـاسـى و جـزو جـدايـى نـاپـذيـر آنـنـد. ايـن وسـايل چنان كه يكى از ابزارهاى اصلى حكومتند، بر تصميم هاى سياسى حكّام و زمامداران نيز اثـر مى نهند. روزنامه ها و مجله هايى مانند تايمز، نيوزويك ، واشنگتن پست و گاردين روى ميز سـيـاسـتـمـداران دنـيـا بـه چـشـم مـى آيـند و بى گمان بر تصميم گيرى هاى آنان تاءثير مى گذارند.
امـّا رسـانه هاى گروهى بيش از آن كه بر تصميم هاى هياءت حاكمه تاءثير بگذارند، يكى از ابـزارهـاى مـهـم آنـانـنـد.(62) ايـن وسـايـل از عوامل اصلى جامعه پذيرى سياسى اند و حكومت ها از آن ها براى پديد آوردن همگونى و نيز جهت دهـى افـكـار عـمـومـى و هـمـاهـنـگـى نـظـريـّه هـاى تـوده مـردم نـسـبـت بـه نـظام سياسى سود مى جويند.(63) در صحنه پيكار سياسى و كوشش براى كسب قدرت سياسى ، رسانه ها ابـزارى شـگـرف و كـارآمـدنـد. ايـن كـارآيـى در صحنه مبارزه هاى انتخاباتى بهتر نمايان مى شود.(64)
در نـظـام هـاى اسـتـكـبـارى ، هـدف اصـلى زمـامداران از به كارگيرى ابزارهاى ارتباطى ، بيعت گـرفـتـن از شـهـرونـدان بـه سـود خـود است و در اين نظام ها، رسانه ها وسيله اى براى قالب بـنـدى و سـاختن فكر مردم بر مبناى خواسته ها و منافع هياءت حاكمه است .(65) امّا در حكومت جمهورى اسلامى ، وسايل ارتباط جمعى ، به عنوان ابزارى مؤ ثر براى رشد آگاهى هاى عـمـومى ، بلوغ فكرى و عامل ارتباط توده مردم با دولت مردان تلقّى مى گردند. از نقطه نظر سـيـاسـى ، وسـايل ارتباط جمعى بهترين وسيله براى تبيين مبانى حكومت اسلامى ، افشاى چهره پنهان استكبار و ابزارى براى اجراى امر به معروف و نهى از منكر دو مقياس ‍ ملّى و جهانى اند؛ چـنـان كـه در بند دوم از اصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران ، دولت موظف شده است بـراى دستيابى به هدف هاى متعالى ، سطح آگاهى هاى ملّى را افزايش دهد و استفاده صحيح از وسايل ارتباط جمعى ، از ابزارهاى مؤ ثرى است كه در اين زمينه مى تواند مورد توجّه باشد.
وسايل ارتباط جمعى و دين
يـكى از پايه هاى اساسى اديان ، عنصر تبليغ است . تبليغات پديده اى نوين نيست ،بلكه از سـپـيـده دم حـيـات بـشـر و ظـهـور و تـكـويـن اديـان و مـذاهب گوناگون ، همواره شيوه اى به نام تبليغات دينى و مذهبى نيز بوده است .
بـا گـذشـت زمـان ، ابـزارهـاى ارتـبـاطـى دگـرگـون گـشـت و رو به توسعه نهاد و در نتيجه تـبـليـغـات ديـنـى و مـذهـبـى نـيـز روى بـه دگـرگـونـى نـهـاد. تـوسـعـه و پـيـشـرفـت وسـايـل ارتـبـاط جـمعى ، مانند كتاب ، روزنامه ، مجلّه ، راديو، تلويزيون ، سينما و تئاتر، در بـسـط و تـوسـعـه عـقـايـد و بـاورهـاى ديـنـى و مـذهـبـى مـؤ ثـر افـتـاد. بـه واسـطـه وسـايـل ارتـبـاط جـمعى نه تنها شناخت پيروان اديان و مذاهب از مكاتب مورد نظر خود ژرف تر و گـسـتـرده تـر از گـذشـتـه شد، بلكه اين ابزارها به عنوان وسايلى مؤ ثر در تبليغ دينى ، براى جلب پيروان بيشتر به كار رفتند.(66)
امـروزه وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى در انـواع و اشكال گوناگونش ، از كارآمدترين ابزارهاى جنگ فـرهـنـگـى انـد. تـكـاپـوى مـراكـز نـشـر كـتـاب ، بـنـگـاه هاى خبرپراكنى ، شبكه هاى راديو و تلويزيونى براى نشر و ترويج عقايد الحادى در پوشش ‍ مسلك هايى همچون بهائيت و وهابيت مـصـداقـى از كـاربـرد رسـانـه هـاى گـروهـى در جـنـگ فـرهـنـگى استكبار عليه اسلام است . در حـال حاضر استكبار جهانى و برخى از كشورهاى منطقه خاورميانه با صرف مبالغى هنگفت حركت سازمان يافته اى را در نشر و ترويج مسلك هاى الحادى آغاز كرده اند.
مـحـور ديگر جنگ فرهنگى ، فعاليت هاى تبليغى (مشترك ) مسيحيت و يهوديت عليه اسلام است كه با اتحاد آن ها عليه اسلام و بهره گيرى از وسايل ارتباط صورت مى گيرد.(67)
وسايل ارتباط جمعى و اقتصاد
پـيـشـرفت وسايل ارتباط جمعى بسته به توانايى اقتصادى و مالى كشورها است ورسانه هاى گـروهـى در كـاركـرد خـود مـتـكـى بـر حمايت ها و پشتيبانى هاى مالى اند. پيشرفت اقتصادى هر كـشـور نـيـز اثـرى مـسـتـقـيـم و تـرديـدنـاپـذيـر در پـديـده ارتـبـاطات دارد و از سويى ديگر تـكـامـل فـنـّاورى ارتباطاتى چه در مقياس ملّى و چه در مقياس فراملّى تابع توانايى اقتصادى اسـت و بـه دسـت آوردن ، وارد كـردن و يا ساختن وسايل ارتباطى ، مانند ماهواره ها، صنعت چاپ و فـرسـتـنـده هـاى پـر قـدرت ، مـنـوط بـه تـوان مـالى كـشورها است . بدين سان ميزان پيشرفت اقتصادى در ميزان دستيابى كشورها به ابزارهاى پيشرفته ارتباطى تاءثيرى بسيار دارد.
پيشرفته ترين وسايل ارتـبـاطى با حجمى انبوه ، در كشورهاى نيرومند از نظر اقتصادى و صنعتى تمركز يافته اند. امروزه خبرگزارى هاى بين المللى ، مطبوعات ، شبكه هاى راديويى و تلويزيونى و ماهواره هاى ارتـبـاطـى بـه جهان صنعتى تعلّق دارند. اين در حالى است كه كشورهايى كه در بهره مندى از اطـلاعـات و اخـبـار و مـحـصـولات فـرهـنـگـى و مـطبوعاتى در سطحى پايين جاى دارند، مشتريان كشورهاى صنعتى اند.
در اين ميان ، كشورهاى صنعتى با فروش ابزار و محصولات رسانه اى و حتّى اجاره دادن ماهواره و فـروش اخـبـار و اطـلاعـات ، درآمدهايى هنگفت از كشورهاى غير صنعتى به چنگ مى آورند. پس ، چـنـان كـه تـوان اقـتـصـادى و صـنـعـتـى در كـم و كـيـف پـيـشـرفـت وسـايل ارتباط جمعى تعيين كننده است ، وسايل ارتباطى نيز به نوبه خود در رونق اقتصادى و تجارى كشورها سهمى چشمگير دارند؛ زيرا جريان ارتباطات موجب جابه جايى اطلاعات تجارى ، رويـدادهـاى صـنعتى و فنّاورى و بازرگانى مى شود. ميزان دسترسى كشورها به اطلاعات و اخـبـار اقتصادى در جهت گيرى اقتصادى و حتّى سياسى (آنان نيز) تاءثيرى انكارناپذير دارد، چـرا كـه جـهـان امـروز، جـهـان وابـسـتگى متقابل است و عصر انزوا سپرى شده است و بنابراين ، ارتـبـاطـات در حـوزه هاى مختلف از جمله حوزه اقتصاد و تجارت ، عنصرى تعيين كننده محسوب مى گردد.(68)
فصل دوم :
مطبوعات

1. مطبوعات (69)
مـطـبـوعـات از مـهـم تـريـن و شـنـاخـته شده ترين وسايل ارتباط جمعى اند كه به لحاظ نقش مؤ ثـرشـان در بـرقرارى ارتباطات ، جابه جايى اطلاعات و به ويژه تاءثيرگذارى بر افكار عـمـومى ، داراى اهميّتى چشمگيرند. اهميّت مطبوعات در زمينه هاى علمى ، فرهنگى و اقتصادى بر كـسـى پـوشـيـده نـيست ، امّا تاءثير سياسى شان بيشتر مورد توجّه است ؛ چنان كه براى نشان دادن اهميت سياسى مطبوعات ، آن ها را (ركن چهارم دموكراسى ) نام نهاده اند.(70)
مـطـبـوعـات عـضـوى از خـانـواده بزرگ وسايل ارتباطى و بخشى از زندگى سياسى هر كشور مـحـسـوب مـى گـردنـد.(71) بـا تـوجـّه بـه نـقـش و اهـمـيـّت ايـن بـخـش از وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى در عصر كنونى ، در درس ‍ حاضر با تاريخ چاپ ، پديد آمدن نخستين مطبوعات ، روزنامه هاى پرشمارگان و جز آن آشنا مى شويم .
اختراع چاپ
يـوهـانـس گـوتـنـبرگ آلمانى در حدود سال 1456 م . حروف چاپ را انتخاب كرد. اين اختراع از بـزرگ تـريـن رويـدادهـاى تـاريـخـى در زمـينه وسايل ارتباط جمعى و دانش عمومى است . در آن روزگـار چـاپـخـانـه گـوتـنبرگ ، چاپخانه اى ابتدايى و بسيار ناچيز بود كه تمام كارهاى چاپى اش با دست انجام مى شد.
شـيـوه گوتنبرگ در چاپ چنين بود كه نخست يك صفحه حروف چينى شده را به مركب آغشته مى كرد و سپس صفحه كاغذى بر رويش مى نهاد و آن گاه به وسيله فشار حروف ، نقش آن ها را بر روى صـفـحـه كاغذ منعكس ‍ مى ساخت و بدين سان ، يك صفحه چاپى به دست مى آورد. اين شيوه چاپ را، كه حتى امروز نيز از متداول ترين شيوه هاى چاپ است ، (چاپ لترپرس ) مى خوانند و از آن بيشتر براى چاپ روزنامه استفاده مى كنند.
امروزه براى چاپ كتاب ، روزنامه ، مجلّه و مانند آن ، از دستگاه هاى تمام خودكار سود مى جويند. ايـن دسـتـگـاه هـا مـى تـوانـند در يك زمان ، كاغذها را با قلم ها و رنگ هاى گوناگون بيارايند و شـمـارگـان بـرخـى از آن هـا حـتـى بـه بـيـش از 60 هـزار ورق در يـك سـاعـت نـيـز مـى رسد.(72)
نخستين مطبوعات جهان
نـيـاز به اطلاعات ، عامل اصلى تكاپوى انسان براى پديدآوردن نخستين مطبوعات درجهان بوده است ، حتّى از تمدن هاى باستانى نيز، كه چاپ را نمى شناخته اند، وسايلى يافت شده است كه نشان مى دهد آنان نيز به گونه اى اين را برآورده مى ساخته اند.
دولت شـهـرهـاى بـزرگ در عـهـد قـرون وسـطـى بـراى رفـع نيازهاى ادارى خويش ، شبكه هاى گردآورى و پخش اطلاعات ايجاد كرده بودند و پيام رسانان به گونه شفاهى يا كتبى ، اخبار را از راه هـاى گـونـاگـون ـ مـانند استفاده از جارچى همراه با اعلاميه كتبى و ديوارى ـ در معرض آگاهى عموم قرار مى دادند.
در (رمِ) بـاستان ، گونه اى نشريه به نام (آكتاپابليكا)(73) منتشر مى شد كه خـبـرنـامـه اى دربـاره مـجـلس سـنـا بـود و در كـنـار آن خـبـرنـامـه ديـگرى نيز پخش مى شد كه (آكـتـاديـورنـا)(74) نـام داشـت . ايـن خـبـرنـامـه منعكس كننده (زندگى رُمى ) بود و تـوسـط كـارگـاه هـاى ويـژه ، تـكـثـيـر مـى شد و ميان طبقات ثروتمند توزيع مى گشت . تهيّه كنندگان اين خبرنامه را مى توان خبرنگاران حقيقى به شمار آورد.
از آغاز قرن پانزدهم ، يك رشته عوامل سياسى ، اقتصادى و فكرى موجب اهميّت يافتن كسب اخبار در جوامع غربى شد. رُنِسانس (تجديد حيات ) و رفرم (اصلاحات اجتماعى )، بيش از پيش عطش كـسـب اطـلاعـات و اخـبـار را شدّت بخشيد. كشفيّات بزرگ ، افق فكرى انسان ها را گسترش داد و پيشرفت مبادلات بانكى و بازرگانى موجب بسط و گسترش مبادلات خبرى شد.
بـا ظـهـور دولت هاى نوين ، شبكه هاى نوين نيز براى دستيابى به اخبار رويدادها و تحوّلات پـديـد آمـدنـد. تـولّد صـنعت چاپ در آلمان ، در سال 1456 م . موجب سرعت يافتن انتشار اخبار و افـزايـش بـى سـابـقـه حـجـم نـوشـتـه هـاى خـبـرى شـد. بـا ايـن حـال ، نـخـسـتـيـن مـطـبـوعـات ادوارىِ چاپى ، يك قرن و نيم بعد، يعنى پس از اختراع صنعت چاپ پيشرفته تر، ظهور يافتند.
گـذشـتـه از اخبار دستنويسى كه از آغاز قرن چهاردهم براى شاهزادگان يا بازرگانان منتشر مـى شـد، از پـايـان قـرن پـانـزدهـم ، نـشـريـات چـاپـى ديـگـرى نـيـز بـه شكل دفترچه هاى كوچك چهار، هشت يا شانزده صفحه اى منتشر شدند كه گاهى به وسيله كليشه هـاى چـوبـيـن بـه تصاويرى آراسته شده بودند. اين اوراق خبرى ، از حوادث مهمّى ، مانند جنگ ، عـزادارى ، تـشـييع جنازه پادشاهان و شاهزادگان و جشن ها خبر مى دادند و گاهى نيز به تكثير برخى اعلاميه ها مى پرداختند.
ايـن روزنـامـه هـا در زبـان هـاى گـونـاگـون ، نـام هـايـى گـونـاگـون داشـتند. در زبان لاتين (رلاتـسـيـونـس ) (Relationes)، در زبـان فـرانـسـه (اكـازيـونـل ) (Occasionnels) و در زبـان ايـتـاليـايى (گازتا) (Gazzetas) ناميده مى شـدنـد كـه بـه وسـيـله كـتـابـفـروشـى هـا يـا دوره گـردها در شهرهاى بزرگ به فروش ‍ مى رسيدند.(75)
بـديـن سـان ، نخستين نسل از مطبوعات جهان پاى به عرصه ظهور نهادند و در بستر زمان ، پا بـه پـاى صـنـعـت و فـنـّاورى و ظـهـور جـوامـع صـنـعـتـى ، گـسـتـرش ‍ يـافـتـنـد و بـه شكل كنونى جاى خود را در زندگى اجتماعى انسان ها گشودند.
روزنامه هاى پرتيراژ جهان
امروزه كمتر كشورى را در جهان مى توان يافت كه در آن روزنامه اى منتشر نشود وشمار روزنامه هايى كه در نقاط مختلف جهان منتشر مى شوند، بسيار فراوان است . امّا شمارى اندك از روزنامه هـا هـسـتـند كه در مقياس ‍ جهانى انتشار مى يابند و در زمره روزنامه هاى پرشمارگان جهان جاى دارنـد. روزنـامـه هـاى پـرشـمـارگـان ، آن دسـتـه از روزنـامـه هـا را شـامـل مـى شـوند كه به گونه اى گسترده چاپ و منتشر مى شوند و در بيشتر سفارتخانه ها، اداره هـاى دولتـى ، اتـاق خـبـر تـلويـزيـون هـا، دفـاتـر خبرگزارى ها و دفاتر روزنامه هاى سـراسـر جـهـان بـه چـشم مى آيند و مورد مطالعه و استناد قرار مى گيرند و منبع تغذيه ديگر مـطـبـوعـات و رسـانـه هاى خبرى كشورها محسوب مى گردند. اين روزنامه ها در كشورهاى مختلف داراى خـبـرنـگـارنـد كـه در مـقـيـاسـى فـراگـيـر بـه پيشه خبرنگارى و كسب اخبار فعاليت مى كنند.(76)
در جـهـان امـروز بـه دلايـل سياسى و اقتصادى ، تنها شمارى محدود از روزنامه ها مى توانند در سطح بين المللى به كسب اخبار بپردازند. اعزام هر خبرنگار به پايتخت كشورها، سالانه حدود صـد و پـنجاه هزار دلار هزينه در بر دارد و هزينه تلفن و نمابر و دورنگار نيز صرف مبلغى كـلان بـه هـمـراه دارد كـه پـرداخـت آن فراتر از توان مالى روزنامه ها است . حتّى در كشورهاى مـرفـّه جـهـان غـرب نـيـز تـنـهـا روزنـامـه هـايـى انـگـشـت شـمـار، يـك گـروه كـامـل خـبرى به كشورهاى ديگر اعزام مى كنند. بنابراين ، فعاليّت در مقياس جهانى ر انحصار روزنـامـه هـايـى ، هـمـچـون نـيـويـورك تـايـمز، واشنگتن پست ، آبزرور و روزنامه تايمز است .(77) بـرخـى ديـگـر از روزنـامـه هـاى پـرشـمـارگان جهان ،(78) كه به گـونـه فـرامـلّى انـتـشـار مـى يـابـنـد، عـبـارتـنـد از: وال اسـتـريـت ژورنـال در ايـالات مـتـحـده آمـريـكـا، تـايـمـز و گـارديـن و فـايـنـانـشـال تـايـمـز و آبـزرور و سـانـدى تـايمز در انگليس و روزنامه لوموند در فرانسه .(79)
ايـن روزنـامـه هاى پرشمارگان ، يكى از ابزارهاى مهمّ سياست خارجى كشورهاى خود به شمار مـى آيـنـد كـه به گونه اى هماهنگ با نظام هاى حاكم ، بر افكار عمومى تاءثير مى گذارند و نـيز يكى از وسايلى هستند كه مؤ سّسه ها و شركت ها و افراد مختلف براى مقاصد تبليغاتى ـ مانند درج آگهى و بازاريابى ـ بدان ها پناه مى برند.(80)
انواع نشريات و جرايد
ضوابط طبقه بندى در جهان مطبوعات ، پرشمار است و هر كس بر اساس ‍ معيارى ويژه آن ها را بـه انـواعـى مـخـتـلف طـبـقـه بـنـدى مـى كـنـد. در عـصـر انـفـجـار اطـلاعـات و پـيـشـرفـت وسـايـل ارتـبـاط جـمـعى ، همواره بر انواع وسايل ارتباطى افزوده مى شود و مطبوعات نيز به عـنـوان يـكـى از وسايل ارتباطى از اين روند بيرون نيست و همه روزه شاهد چاپ و نشر عناوين و گـونـه هـاى نـويـن مـطـبـوعـات هـسـتـيـم . تـنـوّع بـسـيـار نـشـريـه هـا و روزنـامـه هـا، عـمـل طـبـقـه بـنـدى را بـسـى دشـوار سـاخـتـه اسـت . بـه هـمـيـن دليـل ، هـر يـك از صـاحب نظران وسايل ارتباط جمعى و دانش ارتباطات ، مطبوعات را بر اساس مـعـيـارهـايـى ويژه طبقه بندى كرده اند؛ به عنوان مثال برخى كارشناسان نشريّه ها را از نظر زمـان انـتـشـار بـه نـشـريـه هـاى هـفـتـه نـامـه ، مـاهـانـه ، فـصـل نـامـه هـا، گـاهـنـامـه هـا و روزنامه ها تقسيم كرده اند و برخى بر اساس ‍ موضوع ، به نشريه هاى فرهنگى ، ادبى ، سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى ، علمى و جز آن .(81)
شـيـوه ديـگـر طـبـقـه بـنـدى مـطـبـوعـات ، مـلاك قـرار دادن شـكـل ظـاهـرى آن هـا اسـت . در ايـن باره مى توان به معيارهايى مانند قطع ، شيوه چاپ ، صفحه آرايى ، شمار صفحه ها، بها و چگونگى عرضه مطالب اشاره كرد.(82)
دربـاره انـواع نـشـريه ها و روزنامه ها، به طبقه بندى ديگرى نيز بر مى خوريم كه بر حسب نـوع و مـحـتـواى آن هـا و يا گروه خوانندگانشان صورت گرفته است .(83) برخى پـژوهشگران علوم سياسى ضمن مطالعه و نيز مقايسه مطبوعات با يكديگر، طبقه بندى زير را به دست داده اند كه با ديگر طبقه بندى هاى موجود متفاوت است :
الف ـ مطبوعات بازرگانى ،
ب ـ مطبوعات خبرى ،
ج ـ مطبوعات مسلكى .(84)
بـدين سان ، مى توان دريافت كه شيوه اى يگانه در طبقه بندى مطبوعات در دست نيست . از اين رو، بـا چـشـم پـوشـى از طـبـقـه بندى هاى موجود براى شناسايى انواع مطبوعات ، به معرض ويـژگـى هـاى بـرخـى از انـواع نـشـريـه هـا و روزنـامـه هـا، از قـبـيل نشريه هاى يوميّه ، روزنامه هاى محلّى و منطقه اى ، روزنامه هاى اختصاصى ، گاهنامه ها و فصل نامه ها مى پردازيم .
الف ـ نشريه هاى روزانه :
روزنامه ها اصلى ترين بخش مطبوعات به شمار مى آيند. تنظيم مطالب روزنامه ها،تقريبا در هـمه جا كم و بيش يكسان است . اين گونه جرايد، همه روزه به انتشار خبرهاى عادى ، رويدادهاى سـيـاسى ، اقتصادى ، اجتماعى و اخبار محلّى ، ملّى ، بين المللى و غيره در صبح يا عصر همّت مى گـمـارنـد از ويژگى هاى جرايد يوميّه ، انتقال اطلاعات و اخبار در فاصله كوتاهى پس از زمان وقوع رويدادها به خوانندگان است .
روزنـامـه هـا مـعـمـولا بـا چاپ مطالب دنباله دار و بهره گيرى از روش هاى ابتكارى تازه ، به جـذب خـوانـنـدگـانـى بـيشتر مى پردازند و در ميدان رقابت مى كوشند به گونه اى خود را از رقيبان پيش اندازند و شمارگان چاپ را افزايش دهند.(85)
ب ـ روزنامه هاى ملّى :
روزنـامـه هـاى مـلّى ، روزنـامه هايى هستند كه معمولا در پايتخت منتشر مى شوند و ازشمارگانى بـالا و تـوزيـعـى گـسـترده در سراسر كشور برخوردارند. هدف اين گونه روزنامه ها، تنوّع مندرجات و چاپ خبرهاى مهم و دست اوّل ملّى و بين المللى است .
ج ـ روزنامه هاى محلّى و منطقه اى :
ايـن گـونـه روزنامه ها مى كوشند نياز مردم را به اخبار شهر و منطقه زيست خودبرآورند. نياز به كسب خبرهاى محلّى ، كه تنها روزنامه هاى منطقه اى از عهده اش برمى آيند، سب گرديده است كه در فرايند رقابت ميان راديو و مطبوعات ، نشريّه هاى محلّى همچنان جايگاه خود را حفظ كنند و اين نشان از توجّه و دلبستگى مردم به روزنامه هاى منطقه اى و محلّى است .
اكنون در كشورهاى غربى ، شمارى بسيار از روزنامه ها و مجلّه هاى منطقه اى يا محلّى انتشار مى يـابند كه گستره عملكرد و كسب اخبار و انتشارشان از قلمرو محلّى و منطقه اى فراتر نمى رود. ايـن نـشـريـّه هـا، موفقيت خود را وامدار صفحه هاى اخبار محلّى خويشند. در جمهورى اسلامى ايران نـيـز شـمـارى بـسـيـار از روزنـامه هاى محلّى چاپ و منتشر مى شود و هم اكنون بيشتر استان ها و شهرستان ها داراى نشريّه ويژه خودند.
د ـ روزنامه هاى تخصّصى :
ايـن گـونه روزنامه ها تنها به نقل و درج خبرهايى در زمينه هايى خاص ‍ مى پردازند.روزنامه هاى ورزشى ، اقتصادى ، سياسى و علمى ، از اين گونه روزنامه هايند.
ه‍ ـ گاهنامه ها:
گاهنامه نشريّه اى است كه هر چند گاهى ـ به گونه نامشخص ـ منتشر مى شود. مطالب گاهنامه معمولا جنبه پژوهشى و دانشگاهى دارد.
و ـ فصل نامه ها:
چـنـان كـه از عـنـوان ايـن نـشـريـّه پـيـداسـت ، سـاليـانـه چـهـار بـار در آغـاز هـر فصل منتشرمى شود و محتوايش ، همانند گاهنامه ، پژوهشى و دانشگاهى است .(86)
2. مطبوعات در ايران
در آغاز فصل حاضر، با مطبوعات به مفهوم عام آشنا شديم و از برخى دانستنى هاى مربوط به آن ـ مـانـنـد پـيـدايش صنعت چاپ و نخستين روزنامه ها ـ آگاه گشتيم . امّا مطبوعات در ايران از چه زمـانـى و چـگونه پديد آمده اند؟ نخستين روزنامه هاى ايران را چه كسانى و چگونه بنيان نهاده انـد؟ روزنـامـه هـا از آغـاز تـا كـنـون چـه سـيـر و تـحولاتى را پشت سر گذاشته اند و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايرن ، چه تحولاتى در مطبوعات كشور روى داده است ؟ در اين درس مى كـوشـيـم بـه پـرسـش هـاى بـالا پـاسـخ دهـيـم و بـه اختصار، شرحى بايسته براى هر يك از موضوعات برنهيم .
نخستين روزنامه و روزنامه نگارى در ايران
در دوره قـاجـار بـه دسـتـور عـبـاس مـيـرزا، شـخـصـى بـه نـام مـيـرزا زيـن العـابـدين تبريزى درسـال 1331 ق . چـاپـخـانـه حـروفـى را بـراى نـخـسـتـيـن بـار بـه ايـران آورد و يـك سـال بعد ميرزا صالح شيرازى ، از نخستين فرنگ رفتگان كشور، نخستين روزنامه را تاءسيس كرد.(87) نام اين روزنامه ، ترجمه لغت به لغت (Paper News) انگليسى ، يعنى (كاغذ اخبار) بود.(88)
كـاغـذ اخـبـار كـه قـطعش در حدّ يك چهارم روزنامه هاى فعلى بود، در نخستين شماره خود، از شاه (نـاصـرالديـن شـاه ) بـا چـهـارده لقـب نـام بـرد! انـتـشـار روزنـامـه مـيـرزا صـاح بـه دليل وابستگى شديد به دربار، چندان دوام نيافت و بسيار زود متوقف شد.(89)
دومـيـن روزنـامه ايران در اروميّه به زبان آشورى (سريانى ) به نام (زاراريت باهرا) (اشعه روشـنـايـى ) انـتـشـار يـافـت و سـومـيـن روزنـامـه ، حـدود دو سـال بعد، هنگامى كه ميرزا تقى خان اميركبير در مسند قدرت بود، با نام (وقايع اتّفاقيه ) به صورت قانونى انتشار يافت .(90)
ايـن روزنـامـه هـفـتـه اى يـك بـار مـنـتـشـر مـى شـد و دربـردارنـده اخبار خارجى و شهرستان ها و انـتصابات بود. وقايع اتّفاقيه روزنامه اى دولتى بود كه در تهران چاپ و در تمام استان هـاى ايـران تـوزيع مى شد.(91) اين روزنامه در شش يا هشت صفحه منتشر مى گشت و بـراى نـخـستين بار آگهى ها و اعلاميه هاى بازرگانى را در ايران منتشر كرد. روزنامه وقايع اتـّفـاقـيـه ، از شـمـاره 471 بـه بـعـد، بـه (روزنـامـه دولت عـلّيه ايران ) تغيير نام داد و انتشارش تا شماره 591 ادامه يافت .
بـه طـور كـلى روزنـامـه هـاى نـخستين ايران ، كه داراى اهميتى ويژه بودند، عبارت بودند از ده روزنـامـه : كـاغـذ اخـبـار (مـاهـانه )، زاراريت باهرا (ماهانه )، وقايع اتّفاقيه (هفتگى )، تبريز (مـاهـانه )، روزنامه دولت علّيه ايران (هفتگى )، روزنامه علميّه (ماهانه )، روزنامه ملّتى (ماهانه )، روزنـامـه دولتـى (مـاهـانـه )، روزنـامـه ايران (سه روز در هفته ) و روزنامه فارس ‍ (هفتگى ).(92)
بـررسـى سـيـر تـاريـخـى ارتـبـاطـات اجـتماعى در ايران ، نشان مى دهد كه مطبوعات در مرحله شـكـل گـيرى ، در شرايطى نامطلوب و همراه با تقليد سطحى از غرب و بى توجّهى به هويت فـرهـنـگ مـلّى بـنـيـان يافتند كه البته روزنامه وقايع اتّفاقيه در دوره اميركبير نمونه اى از روزنامه هاى مستقل و پرمحتوا بود. نسل نخستين مطبوعات ، به شدّت در نفوذ حكومت استبدادى وقت بـودنـد و جز نقش (جارچى ) و زبان يك طرفه حكومت ، سودى چندان در بر نداشتند، ولى به هر حال ، افكار عمومى را با گونه اى از ارتباطات اجتماعى آشنا ساختند.
در كنار مطبوعات دربارى و استبدادى ، جريانى ديگر از روزنامه نگارى نيز در ايران به چشم مـى آمـد كـه پـايـگـاهـش بـيشتر در خارج از كشور بود. در اين باره مى توان به روزنامه هايى هـمـچـون (اختر)، (قانون )، (عروة الوثقى ) و ده ها روزنامه ديگر اشاره كرد كه به وسيله روشـنـفـكـران تـبـعـيـدى در خـارج از كـشـور چـاپ و در خـارج و داخل كشور به گونه اى مخفيانه توزيع مى شدند.
به طور كلّى در دوران سلطنت طولانى (ناصرى ) چهارمين پادشاه سلسله قاجار، كه به استثناى دوره كـوتـاه صـدرات امـيـركـبير، به عصر خودكامگى و كاركرد ضد فرهنگى و آزادى ناصرى شهرت يافته است ، مطبوعات ايران ، در استبداد و خفقان به سر مى بردند.(93)
پـس از مـرگ نـاصرالدين شاه وروى كار آمدن مظفرالدين شاه ، نخستين شماره روزنامه (خلاصة الحـوادث ) مـنـتشر شد كه در آن براى نخستين بار از اخبار تلگرافى خبرگزارى هاى خارجى اسـتـفـاده مـى شـد و مـدّت پـنـج سـال بـه كـار خـود ادامـه داد. بـا تـعـطـيـل شـدن روزنـامـه هـاى (ايـران ) و (خـلاصـة الحـوادث ) و بـرقرارى خفقان سياسى ، روزنـامـه هـا و شـبـنـامـه هـاى زيـرزمـيـنـى رشـد كـردنـد.(94) در دوره اول مشروطيت (95) و تشكيل نخستين مجلس شوراى ملّى ، با تاءمين آزادى نسبى مطبوعات ، روزنـامـه هـا از نـظر كمّى و كيفى پيشرفت كردند. در اين دوره بود كه شهرهاى مشهد، همدان و بـوشهر براى نخستين بار در تاريخ ايران ، صاحب روزنامه شدند و روزنامه نگارى تا حدّى بـه شـاءن و مـنـزلت راستين خود نزديك گشت و مطبوعات ميان مردم به عنوان ركن اجتماعى مهمّى شناخته شد.
بـه طـور كـلّى ، در دوره اوّل مـشـروطـيت ، روزنامه هاى انقلابى سهمى چشمگير در آگاهى افكار عـمـومـى و مـبـارزه بـا اسـتـبـداد قـاجـار بـر عـهـده داشـتـنـد.(96) بـا انـتـقـال قـدرت بـه مـحـمـّد على شاه ، اختناقى شديد بر مطبوعات ايران حاكم شد، امّا اين وضع چـنـدان دوام نـيـافـت و بـا روى كـار آمدن احمدشاه ، مطبوعات آزادى خود را باز يافتند و عناوين و شمارگان روزنامه ها روى به فزونى نهادند.
مطبوعات در عصر پهلوى
مـطـبـوعـات ايـران در عـصـر سـه دوره ، دوره نـخـسـت عـصـر حـاكميت رضاخان است كه حدود بيست سـال بـه طـول انـجـاميد. دوره دوم فاصله ميان سال هاى 1320 تا 1332 را در بر مى گيرد و دوره سوم عصر خودكامگى محمّدرضا پهلوى است كه اينك به بررسى اين دوره ها مى پردازيم .
الف ـ دوره اختناق رضاخانى
بـا سـقوط احمدشاه و انقراض سلسله قاجار، رضاخان پهلوى روى كار آمد و بارى ديگر اختناق بـر مـطـبـوعات ايران با شدّتى بى سابقه حاكم گشت .(97) در اين دوره ، روزنامه نـگـارى دوره افـول خـود را آغـاز كـرد و بـرخـوردهاى خشن و زورگويانه با روزنامه نگاران ، فضايى ناخوشايند براى مطبوعات فراهم آورد.
رضـاخـان بـسيارى از انتشارات را توقيف و مطبوعات را به شدّت محدود كرد. همچنين ، استفاده از اخـبـار و اطـلاعـات خـارجـى در مـطـبـوعـات بـسـيـار مـحـدود شد و نشريّه ها بيشتر به رويدادهاى داخـل كـشـور مـى پـرداختند و با دستگاه خودكامه رضاخان هماهنگ و همسو بودند. با نزديك شدن واپسين سال هاى اقتدار رضاخان ، برخى نشريّه هاى سبك (98) و سرگرم كننده رواج يافتند.(99)
در اواخـر حـكـومـت رضـاخـان ، هـيچ روزنامه اى در داخل منتشر نمى شد و حتى روزنامه هاى مخالف خـارج از كـشـور نـيـز تـعـطـيل گشته بودند. سقوط رضاخان در شهريور 1320 ه‍ .ش . انفجار آزادى مـطـبـوعـات بـود؛ چـنـان كـه پـس از بيست سال اختناق ، امكان آن فراهم شد كه روزنامه ها دوبـاره مـنـتـشـر شـونـد.(100) پـس از سـقـوط رضـاخان ، اگرچه مطبوعات روى به گـسـترش نهادند، ولى در اين دوره كمتر مى توان نشريّه هايى را يافت كه حاوى مطالب عميق و وزين باشند.(101)
ب ـ دوره دوم
در بـيـن فـاصـله سـال هاى 1320 تا 1332 كه كودتاى ننگين 28 مرداد به وقوع پيوست ،از مـطـبوعات ايران به دليل فرار رضاخان از كشور و تبعيد آن به وسيله انگليسى ها، سرپوش اخـتناق برداشته شد و مطبوعات در فضاى نسبتا آزاد تنفس كردند. در اين دوره كوتاه به تعداد مطبوعات كشور افزوده شد.
ج ـ دوره زمامدارى محمّدرضا پهلوى
مـطـبـوعـات در دوره حـكـومـت مـحـمـّدرضـا پـهـلوى ، داراى كـارنـامـه اى سـيـاه بـودنـد. سـال هـايـى بـسـيـار ايـن رسـانـه ها توجيه كننده كردار ستمگرانه رژيم شاهنشاهى بودند، از مـخـالفـان نظام و رويدادها و جريان هاى مخالف سياسى حتى نام نمى بردند و گاهى به همان قـدر كـه به سود حكومت بود، به مخالفان اشاره مى كردند. گويى مطبوعات قلم را از ساواك برمى گرفتند و براى شاه مى نوشتند.(102)
در عـصـر مـحـمـّدرضـا پـهـلوى ، مـجـلّه هـا و روزنـامـه هـا، سـطـحـى و سـرگـرم كـنـنـده و مـروّج ابـتـذال بـودنـد. محور اصلى جهت گيرى مطبوعات تزريق و القاى باورهاى غربى و به ويژه فرهنگ آمريكايى بود. از انتقادهاى سياسى و اجتماعى خبرى نبود و هر گونه انتقاد سياسى به تـيـغ سـانـسـور گـرفـتـار مـى شـد. حـاكـمـيـت اخـتـاپـوسـى دسـتـگـاه شـاهـنـشـاهـى مـجـال و فرصت انديشيدن را از مردم باز گرفته بود و همه امكانات كشور در توجيه سركوب گـرى هـاى رژيـم بـه كـار گـرفـتـه مـى شـد. در هـمـان حـال كـه شـاه نـويـد هـمـيـشگى گذشتن از دروازه هاى تمدّن را سرمى داد، كشور در آتش خفقان و سـانـسـور مـى سـوخـت و مـطـبـوعـات بـه بـلنـدگـوى نـظـام مـسـتـّبـد و خـودكـامـه پـهـلوى تبديل شده بودند.(103)
پـس از كـودتـاى 28 مـرداد 1332، با سلطه و نفوذ آمريكا در ايران ، رشد روزنامه نگارى در كـشـور بـاز ايـسـتـاد. در دهـه هـاى 1340 و 1350 رونـد انـتشار مطبوعات روى به كاهش نهاد و بـسـيـارى از روزنـامـه هـا و مجلّه ها، كه جنبه سياسى داشتند، تحت نظارت بى سابقه اى قرار گرفتند و بيشترشان توقيف شدند و از اين رو، مطبوعات باقى مانده ، روى به مطالب ادبى و اجتماعى نهادند.
بـنـابر بررسى هاى انجام شده به طور متوسط، بيش از 41 درصد مطالب مجلّه ها را ادبيات ، 09/29 را مـطـالب اجـتـمـاعـى و 11 درصـد را اخبار هنرى مربوط به هُنرپيشگان و خوانندگان تـشـكـيـل مـى داد و مـطـالب سـيـاسـى ، كـه فـرصت انتشار مى يافتند، عبارت بودند از: اخبار و گزارش ها و سخنرانى هاى مقامات سياسى كه موافق بودند.(104)
در اواخـر دوره حـكـومـت پـهـلوى ، مـطـبـوعـات ايـران بـه طـور كامل در سيطره طاغوت درآمدند و مطبوعه اى مستقل و بريده از وابستگى هاى رژيم بر جاى نماند. اين وضع تا آغاز انقلاب اسلامى ادامه يافت .(105)
مطبوعات و انقلاب اسلامى
مـطـبـوعـات ايـران در فـاصـله مـيـان دى مـاه سـال 1356 و بهمن 1357 يكى از ابزارهاى پيكار سـيـاسـى عـليـه حـكـومـت پـهـلوى بـود و بـديـن روى ، سـال 1357 را سـال طـلايـى مـطـبـوعـات نـامـيـده انـد. در ايـن سـال حـدود 400 نـشـريـه مـنـتـشـر مـى شد كه اين نقطه اوج فعاليّت مطبوعاتى در ايران است .(106) گـرچـه وقـوع انـقـلاب اسـلامـى مطبوعات را از سلطه خودكامگى ديرپاى در ايـران رهـانـيـد و قـلم هـا را از چـنـگـال نـويـسـنـدگـان مـزدبـگـيـر حـكـومـت رهـا سـاخـت ، امـّا در سال هاى نخستين پيروزى انقلاب اسلامى ، به ويژه در 22 بهمن 1357 هر گروهى نشريه اى سـامان داد جز مردم . البته صدها نشريّه مدعى بودند كه از زبان و به نام مردم قلم مى زنند و سـخـن مـى گـويـنـد. در ايـن زمـان ، ايران ناگهان با صدها نشريّه رنگارنگ رو به رو شد كه البته جاى مطبوعات اصيل مردمى و اسلامى در آن ها خالى بود.(107) در آن روزگـار، گـروهـى پـرشـمـار از اين گونه مطبوعات براى رويارويى با مبانى انقلاب اسـلامـى و وحـدت كـلمـه مـردم و رهـبـرى امام خمينى (ره ) منتشر مى شدند. روزنامه بنى صدر با عـنـوان فـريـبـنـده (انـقـلاب اسـلامـى ) در مـيـان مطبوعات اين دوره نشريّه اى ضد خط امام (ره ) شهرتى به دست آورد در برابر، (روزنامه جمهورى اسلامى ) نمونه اى از مطبوعات اسلامى در ايـن دوره بـود. بدين سان ، دو جريان عمده مطبوعاتى در اين روزگار پديد آمد: يكى جريان مـطـبـوعـات مـخـالف شـامـل چـپ ، طـاغـوتـى و مـلّى گـرا بـا هـدف جـلوگـيـرى از شكل گيرى نظام اسلامى ، و جريان ديگر، مطبوعات اسلامى نوپا.
بـا تـسـخـير لانه جاسوسى آمريكا، نخستين ضربه كارى بر پيكر مطبوعات طاغوتى نواخته شـد و روزنـامـه هـايى همچون (انقلاب اسلامى ) و (ميزان ) به واپسين لحظه هاى حيات آلوده خـود نـزديـك شـدنـد و سـرانـجـام ، در پانزدهم خرداد 1360 به حيات بيشتر روزنامه هاى ضد انقلابى پايان داده شد.(108)
پـس از پيروزى انقلاب اسلامى و استوار گشتن نظام جمهورى اسلامى ، رشد و شكوفايى كمّى و كـيـفـى مـطـبوعات چشمگير گشت و اين روند پس از به كنار رفتن عناصر و جريان هاى ناپاك مـطـبـوعـاتـى بـه كـمـال رسيد و رسانه هاى گروهى ، به ويژه مطبوعات ، براى پديد آوردن بـلوغ فـكـرى ، آگـاهـى هـاى سـيـاسـى و حـركـت جـامـعـه بـه سـوى تـعـالى و تـكـامـل بـه كـار گـمـاشـتـه شـدنـد و ايـن آغـازى بـراى تكامل فرهنگى در فضاى عطرآگين جامعه اسلامى بود.
ايـنـك ، 60 درصـد از مـطـبـوعات ايران ، نشريّه هايى هستند كه پيش از پيروزى انقلاب اسلامى وجـود نـداشـتـه انـد. بـنـابـر آمـار مـوجـود، در سـال 1371 ش ، 560 مـطـبـوعه با شمارگانى (109) نـزديـك به ده ميليون نسخه ـ در يك نوبت ـ منتشر شده است . شمارگان سيزده روزنـامـه سراسرى ايران ، ميان يك ميليون و پانصد تا يك ميليون و 680 هزار نسخه برآورد گـشـتـه است .(110) ناگفته نماند كه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران ، آزادى مـطـبـوعـات را در چـارچـوبـى ويـژه پـذيـرفـتـه اسـت و اكـنـون مـجـلّه هـا و نـشـريّه هاى مختلفى (111) در ايران بر اساس ‍ قانون مطبوعات منتشر مى شوند.(112)
مطبوعات و جنگ تحميلى
تـحـولات مـهـم سـال هـاى پـس از انقلاب اسلامى ، روزنامه نگاران را با تجربه هايى نوآشنا سـاخـت كـه مهم ترين آن ها، جنگ تحميلى رژيم بعثى عراق عليه جمهورى اسلامى ايران بود. در ايـن دوره ، كـمـبود كاغذ، مطبوعات كشور را به شدّت دچار تنگنا كرد و بسيارى از روزنامه ها و مجلّه ها را تا مرز ورشكستگى به پيش برد.(113)
در سـال هـاى دفـاع مقدّس ، مطبوعات متعهد كشور در عرصه پيكار فرهنگى و فكرى با دشمنان انـقـلاب اسـلامـى پـا بـه پـاى رزمـنـدگـان سـلحـشـور اسـلام بـه كـار و كـوشـش مـشـغـول بـودنـد. بـخشى از موضوعات مطبوعات در اين دوره درباره جهاد و دفاع و جذب نيرو و بسيج امّت حزب اللّه براى پاسدارى از كيان سرزمين اسلامى بود و نويسندگان ، پيوسته مى كـوشـيـدند چهره راستين انقلاب اسلامى را نمايان سازند و دسيسه هاى استكبار جهانى را آشكار نمايند.
3. خبرگزارى هاى مهمّ جهان
نـيـاز روزنـامه ها به اخبار رويدادهاى جهان ، عامل اصلى تاءسيس ‍ خبرگزارى ها بوده است . در اوايـل قـرن نوزدهم ميلادى ، روزنامه هايى گوناگون با شمارگانى بسيار بالا منتشر شدند. ايـن روزنـامـه هـا بـراى ادامـه كـار، بـه خـبـرهـاى دسـت اوّل از نـقـاط مـخـتلف جهان نيازمند بودند و فراهم آوردن چنين خبرهايى ، از توان مالى مؤ سّسه هـاى مـطـبـوعـاتى بيرون بود. بنابراين ، كار گردآورى خبر به آژانس هاى خبرى ـ مطبوعاتى سپرده شد و بدين سان ، زمينه پديد آمدن نخستين خبرگزارى جهان فراهم آمد.(114)
بـا ايـن كـه حـدود 120 خـبـرگـزارى در جـهـان به كار مشغولند، تنها پنج خبرگزارى غربى رويـتـر، فـرانس پرس ، آسوشيتدپرس ، يونايتدپرس و تاس با گردآورى اخبار رويدادهاى گوناگون از نقاط مختلف جهان ، خبرگزارى هاى كشورها، شبكه هاى راديويى و تلويزيونى ، سـازمـان هـاى خدمات عمومى ، بانك ها و… را تغذيه مى كنند.(115) در اين درس ضمن پـرداخـتـن بـه پـنـج خـبـرگزارى مهمّ جهان ، مى كوشيم با برخى ديگر از خبرگزارى ها آشنا شويم .
آژانس خبرى فرانس پرس (116)
آژانـس خـبـرى فـرانـس پـرس (آ.اف .پ ) يـكـى از پـنـج غول خبرى جهان است كه به كشورفرانسه تعلّق دارد. اين آژانس ، نخستين خبرگزارى جهان به شـمـار مـى رود كـه در سـال 1835 م . در شـهـر پـاريـس بـنـيـان نهاده شد. فرانس پرس تنها خـبـرگـزارى اى است كه به گونه مستقيم از دولت كمك مالى دريافت مى كند و از اين رو، آن را (صداى جمهورى فرانسه ) نيز مى گويند.(117)
پـس از جنگ جهانى دوم ، فرانس پرس در سراسر جهان جاى (هاواس ) (آژانس پيشين فرانسه ) را گرفت . اكنون آژانس خبرى فرانس پرس از جايگاهى مهم در بازار خبرى جهان بهره مند است و نمايندگى هايش در 139 كشور پراكنده اند و در مجموع ، 12400 روزنامه ، شبكه يا ايستگاه راديو و تلويزيونى ، به گونه مستقيم يا نامستقيم از اين خدمات اطلاعاتى دريافت مى كنند.
آژانـس خـبرى فرانس پرس ، داراى 858 نفر خبرنگار است و افزون بر اين ، 1417 خبرگزار نـيـز با آن همكارى دارند. اين خبرگزارى ، در سال 1970 م . روزانه يك ميليون و پانصد هزار كـلمـه خـبـر بـه سـراسـر جـهـان مـخابره كرده است كه به طور متوسط، تنها اخبار مربوط به پـاريـس 75 هـزار كـلمـه بـوده اسـت . هـمـچـنـيـن بـراى اسـتـفاده مطبوعات فرانسه ، چند سرويس اخـتـصـاصـى (ورزشـى ، اقـتـصـادى ، اطـلاعـات مـذهـبـى و جـز آن دايـر كـرده اسـت . بـودجه اين خـبـرگـزارى در سـال 1973 م . رقـمـى در حـدود صـد و چهل ميليون فرانك فرانسه بوده است .(118)
خـبـرگـزارى فـرانـس پرس ، گزارش هاى مصوّر فراهم مى آورد و به تلويزيون هاى بزرگ دنـيـا مـخابره مى كند. گفته مى شود كه خبرهاى اين آژانس ، نسبت به چهار خبرگزارى ديگر از صحّت و دقّتى بيشتر برخوردار است .(119)
خبرگزارى رويتر(120)
خـبـرگـزارى رويـتر در سال 1851 م . در لندن تاءسيس شد و به مرور زمان گسترش يافت . رويـتـر، از سـال 1926 م . بـه صـورت شـركـت تـعـاونـى درآمـد و از سال 1941 م ، چهار اتحاديه بزرگ ، شامل اتحاديه صاحبان روزنامه ها، اتحاديه مطبوعات و نيز مطبوعات متّحد استراليا و اتحاديه مطبوعات نيوزلند در آن شركت جستند.(121)
ايـن خبرگزارى در سال 1970 م . در خارج از بريتانيا داراى هشتاد و هفت دفتر نمايندگى بود و خـبـرنـگـارانـش در 183 كـشـور و سرزمين پراكنده بودند. رويتر روزانه دو ميليون كلمه خبر مخابره مى كند و چهار هزار روزنامه و چهارصد ايستگاه راديو و تلويزيونى مشتريان عمده آنند. سـرويس خبرهاى اقتصادى و مالى از گسترده ترين و وسيع ترين سرويس هاى اين خبرگزارى است كه در شصت كشور فعاليت دارند.
رويـتـر بـراى كـسـب اخبار و اطلاعات ، در زمينه بورس ، از پيشرفته ترين رايانه ها سود مى جـويـد و در بسيارى موارد، اطلاعات را به گونه اختصاصى از طريق پايانه هاى الكترونيكى بـراى مـشـتـريـان ويـژه خـود مـى فـرسـتـد.(122) در حال حاضر، خبرگزارى يادشده ، وابسته به وزارت امور خارجه انگلستان و در خدمت سياست هاى استعمارى اين كشور است .
خـبرگزارى رويتر در زمينه جعل و تحريف وقايع و جريان هاى انقلابى و رويدادهاى جهان سوم داراى پيشينه اى طولانى است و مى توان گفت كه در اين زمينه از تخصّصى ويژه بهره مى برد و ايـن تـخـصـّص را در طـول چـنـديـن دهـه خـدمـت بـه وزارت مـسـتـعمرات انگلستان كسب كرده است .(123)
خبرگزارى آسوشيتدپرس
خـبـرگـزارى آسـوشـيـتـدپـرس در سال 1848 م . از اتحاد شش روزنامه آمريكايى پديدآمد. هم اكـنـون ، ايـن خـبـرگـزارى ، بـزرگ تـريـن آژانـس خـبـرى جـهـانـى اسـت .(124) در خـبـرگـزارى آسوشيتدپرس بيش از هفت هزار گزارشگر، عكاس و فيلمبردار به كار مشغولند و بـودجه اش را يهوديان صهيونيست آمريكايى تاءمين مى كنند و از اين رو، مديران خبرگزارى از سـوى آژانـس بـيـن المـللى يـهود برگزيده مى شوند. خبرگزارى يادشده كاملا در خدمت منافع سرمايه داران صهيونيست بين الملل است و مى كوشد. بيشترين تبليغات را براى تاءمين منافع سرمايه داران در اخبار و گزارش هاى خود بگنجاند.(125)
سـرويـس عـكـس خـبرگزارى آسوشيتدپرس ، بهترين و غنى ترين سرويس هاى عكس خبرى جهان مـحـسـوب مى شود. اين خبرگزارى در سال 1967 م . با روزنامه مهم و معروف اقتصادى آمريكا، (وال اسـتـريـت جـورنـال )(126) رابـطـه برقرار كرد.(127) هم اينك اين بـنـگـاه خـبـرپـراكـنـى ، روزانـه هـفـده مـيـليـون كلمه خبر به سرتاسر جهان مخابره مى كند و مـشـتـركـانـش ده هـزار روزنـامـه در سـراسـر جـهـان ، 1100 ايـسـتـگـاه راديـويـى و 485 شـبكه تلويزيونى در بيش از صد كشور جهان هستند.(128)
آژانس بين المللى يونايتدپرس (129)
خـبـرگـزارى يـونـايـتـدپـرس در سـال 1958 م . از اتـحـاد بـا (سـرويـس خـبـرى بين المللى )(130)پديد آمد و اكنون رقيب خبرگزارى آسوشيتدپرس ‍ است . اين خبرگزارى به عـلّت روش ويـژه اش در كـسـب و نـشـر خـبـرهـاى هـيـجـان انـگـيـز و وسـواسـى كـه در ارسـال هـر چـه سـريـع تـر اخـبار به خرج مى دهد، مدّت ها به عنوان يك خبرگزارى نيمه جدى تلقّى مى شد.(131)
خـبـرگزارى يونايتدپرس در ميان آژانس هاى خبرى بين المللى ، يك نهاد سرمايه دارى محسوب مى شود، ولى درآمدهايى كه از گذر فروش اخبار و اطلاعات خارجى كسب مى كند، چندان چشمگير نيست .(132) از يونايتدپرس به عنوان دومين خبرگزارى بين المللى ياد مى كنند. اين خـبـرگـزارى داراى امـكـانـاتـى بـسـيـار گسترده و پيشرفته است ؛ چنان كه قادر است اخبار مهمّ سـراسـر جـهـان را بـا بهره گيرى از ماهواره هاى مخابراتى در كمتر از يك دقيقه به سراسر جـهـان مـخـابـره كـنـد. يـونـايـتدپرس با تكيه بر امكانات و تجهيزاتى كه در اختيار دارد، مى تواند از رويدادهاى گوناگون ، مانند جنگ هاى مهيب ، فيلمبردارى كند.(133)
هـم ايـنـك خـبـرگـزارى يـادشـده ، حـدود يـازده مـيـليـون كـلمـه خـبـر و تـفسير درباره موضوعات گوناگون سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى و نظامى به كشورهاى مختلف جهان مخابره مـى كـنـد.(134) يـونايتدپرس 244 دفتر نمايندگى در سراسر جهان دارد كه از آن مـيـان ، 148 دفـتـر در خـاك آمـريـكـا جـاى گـرفـتـه اسـت . مـجـمـوع اخـبـار ايـن خـبرگزارى به چـهـل و هـشـت زبـان مـخـابـره مـى شـود.(135) و بـه 1036 روزنامه ، 3237 ايستگاه راديويى ، 1445 ايستگاه تلويزيونى خدمات اطلاعاتى ارائه مى دهد و نود و دو كشور جهان را تـحـت پـوشـش خـبـرى خـود دارد.(136) هـر چـنـد خـبـرگـزارى هـاى آسـوشـيـتدپرس و يـونـايـتـدپـرس ‍ مـدّعـى انـد كـه در فـعاليّت هاى خويش ، سود و زيان هيچ دولتى را در نظر نـدارند و مستقلانه و بى طرفانه به كار خويش مشغولند، شكّى نيست كه هر دو خبرگزارى از ابـزارهـاى فـعـّال سياست خارجى ايالات متّحده آمريكا هستند. اين خبرگزارى ها موضوعات را به گـونـه اى عـرضـه مـى كـنند كه پخش اخبار و ارائه تفاسير با سياست خارجى و منافع آمريكا همراه و هماهنگ باشند.
خبرگزارى هاى يادشده ، كه در حقيقت ، ستون فقرات امپرياليسم خبرى اند و اولويت هاى خبرى را بـر اسـاس سـيـاسـت امـپـرياليستى خود برنامه ريزى و در جهان منتشر مى كنند. اين برنامه ريـزى ، در بـسيارى اوقات براى تحقق مطامع و اهداف سياست خارجى امپرياليسم آمريكا مؤ ثر افـتاده است .(137) خبرگزارى هاى آسوشيتدپرس و يونايتدپرس ‍ همراه با سياست هـاى تـوسـعـه طـلبـانـه و سلطه جويانه آمريكا، پيوسته كوشيده اند با طرح مطالب پوچ و نـادرسـت چـهـره اى وارونـه از انـقـلاب اسلامى ايران ، نزد افكار عمومى جهان ترسيم كنند. اين آژانـس هـاى سـخـن پراكنى با طرح موضوع نقض حقوق بشر در ايران ، تروريسم و ده ها اتهام واهى ديگر، جنگ سرد دامنه دارى را عليه جمهورى اسلامى ايران سازمان داده اند.
خبرگزارى تاس (138)
(تاس ) خلاصه سه كلمه روسى (آژانس تلگرافى شوروى )(139) است كه مهم تـريـن خـبـرگـزارى روسـى اسـت . ايـن خـبـرگـزارى وارث بـا واسـطـه نـخـسـتـين آژانس خبرى تـلگـرافـى روسـيـه اسـت كـه بـه سـال 1894 م . تـاءسـيـس ‍ گـشـت . تـاس در سـال 1925 م . بنيان نهاده شد و براى برآورده ساختن هدف هاى بلوك شرق در عصر جنگ سرد و نظام دوقطبى فعاليت مى كرد.(140)
خبرگزارى تاس بر خلاف چهار غول خبرى جهان غرب ، داراى پوشش ‍ خبرى گسترده اى نيست و بـراى كـسـب اخـبار خارجى به خبرگزارى هاى آمريكايى و اروپايى متكى است . اين خبرگزارى روزانـه 115000 كـلمـه خـبـر بـه سـرتـاسـر جـهـان ارسـال مـى كـنـد و داراى 13000 مـشـتـرك خـارج از شوروى سابق است . خبرگزارى تاس هشتاد كشور جهان را در پوشش ‍ دارد.(141)
ساير خبرگزارى ها
آنـچـه گـذشـت ، مـخـتـصـرى بـود دربـاره پنج خبرگزارى بين المللى كه در مقياس جهانى به گـردآورى و تـوزيـع خـبـر، تـفـسـيـر و گـزارش خـبـرى اشـتغال دارند. امّا در حال حاضر هر كشورى داراى يك خبرگزارى ملّى است كه كم و بيش وابسته به دولت است . وظيفه اصلى خبرگزارى هاى ملّى ، كسب خبرهاى داخلى و خارجى براى مطبوعات و رسانه هاى گروهى كشور خويش و ارسال خبرهاى كشور به ديگر كشورهاى جهان است .
از مـيـان خـبـرگزارى هاى ملّى مى توان به خبرگزارى (شين هوا) در چين ، خبرگزارى (وفا) وابـسـتـه بـه جنبش فلسطين ، خبرگزارى (كيودو) وابسته به كشور ژاپن ، خبرگزارى (آى .اف .پى ) متعلق به كشور اسپانيا، خبرگزارى (دى .پى .آى ) متعلّق به آلمان و خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران اشاره كرد.
خـبـرگـزارى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران ، وارث خـبـرگـزارى (پـارس ) اسـت كـه دو سال پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى اين نام را بر آن نهادند. خبرگزارى يادشده ، كار خـود را با تهيّه خبر به زبان هاى فارسى و فرانسوى آغاز كرد و به مرور زمان فعاليت هاى خود را گسترش داد.
خـبـرگـزارى جـمـهـورى اسـلامى ايران در آغاز داراى دو شبكه بود كه شبكه نخست ، اخبار را در دسترس مطبوعات و شبكه راديو و تلويزيون قرار مى داد و شبكه دوم ، مؤ سسه هاى تبليغاتى ، نـظـامـى و عـلمـى را در پـوشـش ‍ داشـت .(142) پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، اين سـازمـان بـه گـونه اى چشمگير گسترش يافت و به تجهيزات گردآورى و توزيع خبر مجهّز گـشـت . خـبـرگـزارى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران يـكـى از فـعـّال تـريـن آژانـس هاى خبرى در گردآورى و توزيع خبر است و براى رويارويى با توطئه هـاى امـپـريـاليسم خبرى و شكستن انحصار در مبادله اطلاعات ، ميزبان خبرگزارى هاى كشورهاى جهان سوم در تهران است و در اين زمينه گام هايى مؤ ثر و سودمند برداشته است .
گـذشـتـه از خـبـرگـزارى هـاى مـلّى ، در بـيـشتر سازمان هاى منطقه اى و فراملّى ، مانند سازمان كـنـفـرانس اسلامى ، اوپك و جنبش عدم تعهّد، سازمان هايى به عنوان خبرگزارى پيش بينى شده اند.
فصل سوم
راديو و تلويزيون

1. راديو
راديـو يـكـى از وسـايـل ارتـباط جمعى است كه به لحاظ كارآيى شگف انگيز و فراگيرى دامنه تاءثيرش آن را يكى از سه غول ارتباطى خوانده اند.(143) راديو وسيله اى كلامى و گـروهـى است و در فرايند ارتباطات اجتماعى در جوامع سهمى چشمگير بر عهده دارد. با اختراع راديـو و گـسـترش سريعش ، كمتر رويداد سياسى ، علمى ، فرهنگى و… است كه بى درنگ به آگاهى مردم نرسد. پس از اختراع ترانزيستور و كوچك شدن حجم راديو، اين وسيله بيش از پيش هـمـگـانـى شد. امروزه انسان ها اعم ، از پير و جوان ، زن و مرد، كوچك و بزرگ و باسواد و بى سـواد، خـواه نـاخواه در ساعاتى از شبانه روز، به برنامه هاى راديو و پيام هايش گوش فرا مى دهند و بدين سان ، راديو مى تواند در شعاعى گسترده افكار عمومى را در تاءثير پيام هاى خود قرار دهد.(144)
بـا تـوجّه به اهميّت راديو در جوامع انسانى و تاءثيرش در عرصه هاى مختلف حيات اجتماعى ، در اين درس با تاريخچه ، اثرات سياسى و اجتماعى و نيز مهم ترين شبكه هاى راديويى جهان آشنا مى شويم .
تاريخچه راديو در جهان
راديـو در مـيـان وسـايـل ارتباطى معاصر، جايگاهى ويژه دارد. با اختراع و همگانى شدن راديو، ارتـبـاطـات انـسـانـى ويـژگـى هـايـى نـويـن بـه خـود گـرفـت . آدمـى در مـبـادله پـيـام هـا و انتقال اطلاعات و اخبار، بر مشكل فاصله مكانى و زمانى فايق آمد و بدين سان ، به كمك راديو، ارتباطات از راه دور شكل مستقيم ، فورى و عمومى يافت .
اختراع راديو همانند ديگر وسايل فنّى مخابراتى نوين ، ناشى از پيشرفت هاى علمى و صنعتى قـرن نـوزدهـم اسـت و بـه خـصـوص پديده برق و به كار افتادن تلفن در تولّدش سهمى مهم داشته است .(145)
جـيـمـيـز كـلارك مـاكـسـول ،(146) فـيـزيـكـدان و اسـتـاد دانـشگاه كمبريج لندن ، به دنبال كوشش هاى آمپر، اُهم و استاد او، فاراده ، كه يافته هاى علمى آنان به دانش الكترونيك كمك هـايـى چـشـمـگـيـر رسـانـيـد، بـه كـاوش ‍ دربـاره الكـتـرومـغـنـاطـيـس پـرداخـت و در سـال 1864 م . مـوفـق شد امواج الكترو مغناطيسى را كشف كند و نظريّه اى درباره مجموعه امواج الكترومغناطيسى مطرح سازد.
نـظـريـّه مـاكسول سال ها بعد به وسيله دانشمند آلمانى ، هاينريش ‍ هرتس (147) كه امواج هرتسى را توليد كرد، به اثبات رسيد و اين يافته هاى فنّى در نقاط مختلف جهان مورد بـررسـى و آزمـايـش قـرار گـرفـتـنـد. اخـتـراع دسـتگاه موج ياب هرتسى يا رساناى راديو در فـرانـسـه به وسيله ادوارد برادنلى (148) و اختراع آنتن توسط الكساندر پوپوف (149) روسى ، راه را براى اختراع راديو هموار كرد.
دانشجوى جوان ايتاليايى ، گولى يلموماركنى ،(150) از اختراع ها و كشفيّات يادشده ، بـراى اخـتـراع راديـو بـهـره جـسـت و نـخـسـتـيـن آزمـايش هاى موفقيت آميز دستگاه فرستنده امواج راديويى را انجام داد و سرانجام در سال 1896 م . در انگلستان نخستين امتياز اختراع خود را به ثـبـت رسـانـيـد.(151) بـديـن سـان ، ماركنى اساس نظام ارتباطى راديويى را پايه گـذارى كـرد و بـا اين كار، بعدها به (پدر راديو) شهرت يافت . وى به تشويق دولت هاى ايـتـاليـا و انـگـلسـتـان آزمـايـش هـاى خـود را ادامـه داد؛ بـه گـونـه اى كـه سـرانـجـام در سـال 1897 م . بـراى بـهـره بـردارى از دسـتـگـاه راديويى او، شركتى مخصوص بنيان نهاده شد.(152)
نخستين گزارش راديويى در دوم نوامبر 1920 م . به وسيله فرستنده اى راديويى ، متعلّق به شـركـت وسـتـيـنـگـهـاوس پـخـش شد و بدين سان ، پخش ‍ راديويى به عنوان ابزار اطلاعاتى ـ سـيـاسـى پـديـد آمـد.(153) از ايـن تـاريـخ ، بـرنـامـه هـاى راديـويى به سرعت در كـشـورهـاى مـخـتـلف رواج يـافـت ؛ به گونه اى كه امروزه راديو براى مردم جهان وسيله اى مهم براى ارتباط مستقيم و سريع خبرى است .
تاءثير راديو بر موضوعات سياسى و اجتماعى
چنان كه گذشت ، راديو از آغاز، به عنوان وسيله ارتباطى همگانى مطرح بوده و باگذشت زمان پـيوسته بر اهميت و جنبه هاى كاربردى اش افزوده شده است . در روزگار كنونى ، راديو نسبت بـه ديگر وسايل ارتباط جمعى از برترى هايى ويژه برخوردار است كه بيشتر از عمق و دامنه نـفـوذ و تـاءثيرش بر افكار عمومى سرچشمه مى گيرد. تاءثير راديو بر موضوعات و جنبه هـاى مـخـتـلف زنـدگـى اجـتـمـاعـى انـسـان از مـحـورهـاى پـژوهـشـى جـامـعـه شـنـاسـى وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى است كه بررسى تاءثير آن بر موضوعات اجتماعى و سياسى بيشتر مورد توجّه است . اينك نگاهى مى اندازيم به تاءثير راديو بر موضوعات سياسى و اجتماعى .
الف ـ تاءثير راديو بر موضوعات سياسى
راديـو بـه عـنـوان يـك وسـيـله ارتـبـاطـى در زنـدگـى سـيـاسـى انـسان سهمى چشمگير برعهده دارد.(154) نـقـش سـيـاسـى راديـو در دو جـنـبـه رخ مـى نـمـايد: نخست ، كارايى شگفت انـگـيـزش در داخـل مرزهاى جغرافيايى و ملّى كه در اين مقياس ، راديو وسيله اى براى تماس (هر چند يكسويه ) زمامداران و رهبران سياسى با ملت هاى خويش است .(155)
اگـر هـمـسـويـى افـكـار عـمـومـى با رفتار حكومت را براى كسب مقبوليت و مشروعيت حكومت مؤ ثر بـدانـيـم ، بـى گـمـان ، راديـو به لحاظ برخوردارى از نيروى اقناع و نفوذ فراوان ، يكى از وسـايـل كـارآمـد كـسـب مشروعيت براى حاكمان جامعه است . ميزان پشتيبانى و حمايت مردم از رفتار حكومت به ميزانى بسيار تابع توان تاءثير نهادن و هدايت كردن افكار عمومى از گذر رسانه هـاى گـروهـى اسـت و راديـو در ايـن مـيـان از نـقـشـى بـسـيار چشمگير برخوردار است . اين وسيله ارتباطى ، بهترين ابزار براى جلب مشاركت و پشتيبانى ملّى از برنامه ها و طرح هاى بزرگ ، اعـم از سـياسى ، اقتصادى و دفاعى است . دولت ها با استفاده از راديو، نظريّه ها، تصميم ها و برنامه هاى خود را براى افكار عمومى تبيين مى كنند.(156)
به دليل اهميّت فرستنده هاى راديويى است كه هنگام شورش يا انقلاب و يا وقوع كودتا، يكى از نـخـسـتـيـن هـدف هـا، تـصرّف مراكز فرستنده راديويى است . اين حقيقت نشان دهنده نقش كليدى مـراكـز فـرسـتـنـده راديـويـى در دگـرگونى هاى سياسى ـ اجتماعى است . در زمان برگزارى انـتـخـابـات نيز يكى از عوامل مؤ ثر و تعيين كننده ، پخش برنامه هاى تبليغاتى از راديو است .(157)
دومـيـن جـنـبه كاربرد سياسى راديو، كاربردش در خدمت سياست خارجى كشورها است . يك ضرب المـثـل روسى راديو را (روزنامه بى كاغذ و بى مرز) خوانده است كه به گونه اى تلويحى به ويژگى بين المللى راديو اشاره كرده است . امواج راديو مرز نمى شناسند و به راحتى مى تـوانـنـد مـرزهـا را بـى هـيـچ مانعى پشت سر گذارند و به كشورها نفوذ كنند. اين وسيله ، همان گـونـه كـه مى تواند وسيله اى براى نزديكى و تفاهم ملت ها با يكديگر و عاملى براى مبادله بـرنـامه هاى فرهنگى باشد، داراى اين توانايى نيز هست كه به عنوان وسيله اى مؤ ثر براى تهاجم به افكار ديگر ملت ها و وسيله تبليغاتى يك دولت در ميان ديگر ملت هاى جهان به كار رود. از نـظـر سـيـاسـى ، تـوان تـبـليغاتى هر كشور به ميزانى بسيار وابسته به گستره و پوشش امواج فرستنده هاى راديويى و تلويزيونى است .(158)
به كارگيرى راديو به عنوان يك وسيله تبليغات سياسى در مقياس ‍ بين المللى ، داراى نمونه هـاى تـاريخى بسيارى است . در اين ميان مى توان به كشور شوروى سابق اشاره كرد كه پيش از سال 1930 م . شبكه فرستنده راديو مسكو برنامه هايى به زبان هاى مختلف براى تبليغ مرام كمونيستى در دنيا پخش مى كرد.(159)
در آلمـان ، نـازى ها نخست در سازمان راديويى اين كشور نفوذ كردند؛ چنان كه به محض رسيدن هـيـتـلر بـه مـقـام صدراعظمى در 30 ژانويه 1933 م . پخش برنامه هاى تبليغاتى از راديو و اسـتـفـاده از آن بـراى انـتـخـابـات ممكن شد. گوبلز، وزير تبليغات هيتلر، به سرعت ، سازمان راديـوى آلمـان را پـاكـسازى كرد و اين رسانه را به صورت ابزارى براى تحكيم پايه هاى قـدرت نـازيـسـم درآورد.(160) در طـول حـكـومت نازى ها در آلمان ، راديو به صورت ابـزارى بـراى رسـيـدن بـه هـدف هـاى سـيـاسـت داخـلى و خـارجـى درآمـد. در سـال 1933 م . حـكـومـت آلمـان نـازى شـروع بـه پـخـش ‍ برنامه هاى تبليغاتى ويژه آمريكاى شمالى كرد. در طول جنگ جهانى دوم نيز جنگ امواج ، قدرت سياسى راديو را ثابت كرد.
ب ـ تاءثير راديو بر موضوعات اجتماعى
تاءثير پيام هاى راديويى گسترده تر، توانمندتر، و ژرف تر از پيام هاى مطبوعاتى است ؛ مـثـلاحـتـى افـراد بـى سـواد نـيـز تـحـت تـاءثـير راديو قرار مى گيرند و براى دريافت پيام راديويى ، نيازى به توانايى خواندن و نوشتن نيست و در نتيجه ، در كشورهايى كه ميزان بى سـوادى در آن هـا بـالا است ، اين وسيله ، رسانه اى آرمانى و داراى تاءثير اجتماعى ژرف تر و گسترده ترى است .(161)
راديـو مـى تـواند سهمى مهم در آموزش عامّه مردم در زمينه هاى مختلف ، از موضوعات حرفه اى و شغلى گرفته تا خانه دارى ، بهداشت ، هنر و…، بر عهده گيرد. اين رسانه مى تواند در راه تحقّق هدف هاى آموزشى و پرورشى ، مكمّل نهاد آموزش و پرورش باشد. در اوقات فراغت نيز در صـورتـى كـه بـرنـامـه هـاى راديـو بـا هـدف آمـوزشـى تـهيّه و پخش شوند، مى توانند در شكوفايى و بارورى فرهنگ و رشد ملّى و ارتقاى آگاهى هاى عمومى مؤ ثر افتند. با اين همه ، راديـو داراى كـاربـردهـا و اثـرهـاى زيـانـبـار و خـانـمـان بـرانـدازى نيز هست كه نبايد از آن ها غافل شد. اين وسيله به همان اندازه كه مى تواند سازنده و سودمند باشد، مى تواند به وسيله اى بـسـيـار خـطـرنـاك نـيـز مـبـدّل گردد. بنابراين ، بهره گيرى سازنده از راديو نيازمند به نظارت و مراقبت پيوسته است .(162)
در پـايـان بـايـد بـه كـاركـرد خـبـررسـانـى راديـو نـيز اشاره كرد كه بيش از ديگر وظايف و كـاركـردهـا مـورد تـوجّه و استفاده مردم است . در حال حاضر، اشتياق بسيار مردم به برنامه هاى تـفـريـحـى و سـرگـرمـى نيز اطلاع سريع و مستقيم از رويدادهاى روزانه زندگى ، نقش خبرى راديـو را رو بـه افـزايـش ‍ بـرده است .(163) راديوها اكنون براى پاسخگويى به نـيـازمـندى هاى خبرى افراد، افزون بر برنامه هاى اخبار عمومى ، در زمينه هاى مختلف زندگى اجتماعى نيز داراى برنامه هايى ويژه اند.
راديوهاى مهمّ جهان
مـقـصـود از راديـوهـاى مـهـمّ جـهان ، آن دسته از شبكه هاى فرستنده راديويى است كه نه تنهادر سطح ملّى و در چارچوب مرزهاى جغرافيايى كشور خويش برنامه پخش مى كنند، بلكه در تعقيب هـدف هـاى ويـژه سياسى ، برنامه هايى نيز براى ديگر كشورهاى جهان تدارك مى بينند و بر بـال امـواج مـى نـشـانـنـد. در اصـطـلاح دانـش ارتـبـاطـات از ايـن قـبـيـل راديـوهـا بـا نـام (راديـوهـاى بـيـن المـللى ) ياد مى شود.(164) شايد بتوان راديـوهـايـى را كـه صـدايشان در برخى كشورهاى ديگر نيز شنيده مى شود، در زمره راديوهاى عمده جهان به شمار آورد.(165)
در صـفـحـه هـاى پيشين اشاره كرديم كه در ميان وسايل ارتباط جمعى ، راديو به عنوان يكى از مـهـمـّتـرين وسايل ارتباط جمعى ، در ميان همه اقشار جامعه داراى نفوذ و تاءثيرى بسيار است و ابـزارى كـارآمد در عرصه تبليغات به شمار مى رود. با در نظر گرفتن اين حقيقت كه شمارى بسيار از جمعيت جهان را بى سوادان و كودكان تشكيل مى دهند و اين بخش عظيم از سكنه كره زمين تـنـهـا مـى تـوانـند از راديو و تلويزيون استفاده كنند، به اهميّت راديو در امر اطلاع رسانى و تبليغات بيشتر پى مى بريم . از سويى ديگر، شمارى بسيار از بى سوادان و نيز جوانان ، در كـشـورهاى عقب نگاه داشته شده تمركز يافته اند و بنابراين در چنين جوامعى راديو بهترين وسـيـله بـراى تـاءثير بر افكار عمومى و انجام تبليغات است . از اين جا مى توان دريافت كه چرا بيشتر كشورهاى امپرياليستى ، راديو را به عنوان بهترين وسيله تبليغات فرا ملّى خود در اين بخش از جهان برگزيده اند.(166)
امروزه هزاران فرستنده راديويى در سرتاسر جهان به كار مشغولند كه نه تنها كشور خود را پـوشـش مـى دهـنـد، بلكه به ده ها زبان براى ديگر كشورها نيز برنامه پخش مى كنند. در اين مـيـان ، كشورهاى امپرياليستى غربى با داشتن دو درصد از جمعيت جهان ، نزديك به نود درصد از امـواج بـيـن المـللى راديـوهـا را در اخـتيار دارند و به گونه شبانه روزى تمام جهان را زير سلطه تبليغاتى خود قرار داده اند.(167)
در پـخـش بـرنـامـه هاى بين المللى راديويى ، كشورهاى آمريكا و انگلستان سرآمد ديگر قدرت هاى راديويى هستند كه البته شوروى سابق نيز تا پيش ‍ از فروپاشى ، در شمار قدرت هاى راديـويـى جـهـان به حساب مى آمد. برنامه هاى برون مرزى اين راديوها هماهنگ با آخرين خطوط سـيـاسـى وزارت خـارجـه و سـازمـان هاى جاسوسى و خرابكارى اين كشورها فراهم مى شوند و روزانه پخش مى گردند و صداى اين فرستنده ها را دور افتاده ترين نقاط جهان حتّى به زبان هاى محلّى مى شنوند.
بـى گـمـان مـى تـوان گـفـت كـه تـنها كشورى كه همواره هدف آماج تهاجم تبليغاتى كشورهاى اسـتـكـبـارى بوده است ، جمهورى اسلامى ايران است .(168) در اين باره مى توان به جنگ دامنه دار راديويى كشورهاى استكبارى ، مانند آمريكا، انگليس و رژيم اشغالگر قدس اشاره كـرد كـه بـيـش از ديگر كشورهاى جهان عليه انقلاب اسلامى تبليغ مى كنند؛ چنان كه راديوهاى دولتـى ايـن كـشـور روزانه بيش از چهل ساعت برنامه به زبان فارسى پخش مى كنند كه با احـتـسـاب زمـان كـار راديـوهـاى ضـد انـقـلابـى وگروهـك هـا بـه بـيـش از چهل و هشت ساعت در شبانه روز مى رسد.(169)
از مـيـان راديـوهاى مشهور جهان مى توان به راديو صداى آمريكا، راديو انگليس (بى بى .سى .)، راديـو مـسـكـو، راديـو مـونـت كـارلو، راديـو رژيـم غـاصـب (راديـو اسـرائيـل )، راديـو پـكـن ، راديـو قـاهـره ، بـنـگـاه راديـوى كـانادا، بنگاه راديويى استراليا و راديويى اروپاى آزاد اشاره كرد.
بـايـد تـوجـّه داشـت كـه بـيـشتر شبكه هاى فرستنده مهمّ جهان به قدرت هاى بين المللى تعلّق دارنـد و كـشـور آمـريـكـا، بـه اقـتـضـاى خـوى اسـتـكـبـارى اش ، در اعمال سلطه خبرى و تبليغاتى بر دورترين نقاط جهان مقام نخست را داراست .
2. راديو در ايران
راديـو نـخـسـتـين رسانه همگانى الكترونيكى عمومى است كه در برنامه هايش از موسيقى و كلام سـود مـى جويد و شيوه ارتباطى ويژه اى را سامان مى دهد و اين شيوه ارتباطى ، از شيوه مكتوبِ مـطـبـوعـات و شـيـوه تـصـويـرى سـيـنـمـا و تلويزيون متمايز است . سرعت و پيوستگى پيام و گستردگى حوزه انتشار آن ، از خصايص راديو است .(170)
پـژوهـش هـاى جـامـعـه شـناختى ايران نشان مى دهد كه بيشترين يادگيرى و ارتباط اجتماعى ، از گذر فرهنگ شفاهى انجام مى گيرد. جامعه ايران از زمان هاى كهن با سخنرانى و وعظ و خطابه بيشتر ماءنوس بوده است تا با خط و كتابت . از اين رو، كوشش هاى چشمگيرى براى سوق دادن فـرهـنـگ مـلّى بـه سـوى مـطـالعـه مـطـبـوعـات و كـتـاب در سال هاى اخير صورت گرفته است .
به هر حال ، فرهنگ غالب و ريشه دار جامعه ايران بيشتر با راديو سازگار است و بنابراين ، برنامه هاى راديويى مخاطبان و طرفدارانى بيشتر نسبت به ديگر رسانه هاى گروهى دارند. اين حقيقت از ديد حكومت ها پنهان نبوده و راديو به عنوان وسيله اى كارساز براى تاءثير ـ اعم از سودمند و زيانبار ـ بر افكار عمومى مورد توجّه بوده و هست و مى تواند كاركردهايى مهمّ در خود داشته باشد.
در درس پيشين برخى از جبنه هاى مهم و عمومى راديو را به بررسى نهاديم . در اين گفتار نيز با تاريخچه راديو در جامعه ايران آشنا مى شويم .
سرگذشت راديوى ايران
انـديـشـه تاءسيس راديو در ايران به دنبال ورود تلگراف و بى سيم در دوره حكومت رضاخان مـطـرح شـد. در سـال 1305 ه‍ .ش . نـخـسـتـيـن دسـتـگاه بى سيم موج بلند در تهران و شهرهاى تبريز، مشهد، كرمان ، كرمانشاه و خرمشهر آغاز به كار كرد.(171) در سـال 1309 ش . فـرستنده اى با موج كوتاه ، امكان ارتباط ميان ايران و برلين ، پاريس ، آنـكـارا و تـفليس را فراهم كرد. و در پى آن به تدريج انديشه تاءسيس راديو در ايران قوّت گرفت ؛ چرا كه در آن روزها، كشورهاى پيشرفته يكى پس از ديگرى راديوهاى خود را به كار مى انداختند و امواج راديوها نيز از آسمان ايران گذر مى كردند.
از سـال 1311 ش . مـؤ سـسـه هـاى بـى سـيـم در ايـران گـسـترش يافتند و سرانجام دولت در برابر تقاضاهاى بسيار، به بازرگانان اجازه داد دستگاه هاى گيرنده راديويى را به ايران وارد كـنـنـد. در سـال 1316 ش . نـخستين گام ها براى تاءسيس راديو در ايران برداشته شد و وزارت پـست و تلگراف سه دستگاه فرستنده موج كوتاه و متوسط خريدارى كرد و همزمان به بـنـاى سـاخـتـمـان هـاى لازم مـشـغـول شـد.(172) در سـال 1319 ش . نـخـسـتـيـن فـرسـتـنـده راديـويـى با يك موج كوتاه و با قدرتى برابر 20 كـيـلووات هـمـچـنـيـن يـك مـوج مـتـوسـط بـرابـر 2 كـيـلووات قـدرت در تـهـران آغـاز بـه كـار كـرد(173) و بدين سان پيش از پايان دهه 1320 ش . كار احداث ساختمان ، نصب يا پـخـش و آزمـايش دستگاه هاى فرستنده راديويى آغاز شد و اندك اندك اين رسانه جاى خود را در ايران باز كرد.(174)
هـمـزمان با پيشرفت كار ساختمان و نصب وسايل ، سازمانى به نام (سازمان پرورش افكار) پـديـد آمـد كـه زيـر نـظـر وزيـر فرهنگ كار مى كرد. اين سازمان داراى كميسيون هايى بود كه كـمـيسيون راديو نيز از آن جمله بود. با آغاز جنگ جهانى دوم ، راديو با دشوارى هايى روبه رو شـد و گـسـتـرش و پـيـشـرفـتـش دچـار وقـفـه و در نـهـايـت تـعـطـيـل شـد. پـس از پـايـان جـنـگ ، بـه تـدريـج امـكـان تـجـهـيـز راديـو و خـريـد و دريـافـت وسـايـل فـراهـم آمـد و سـرانـجام در سال 1327 ش . نخستين استوديوى راديويى در انتشارات و تبليغات ، واقع در ميدان ارك ساخته شد.(175)
سـرپـرسـتـى راديـو در آغـاز بـا اداره تـبـليـغـات و انـتـشـارات بـود، امـّا در سـال 1335 ش . زيـر نـظـر وزارت كـار و تـبـليـغـات قـرار گـرفـت و در سـال 1336 ش . بـارى ديـگـر بـه اداره تـبـليـغـات و انـتـشـارات واگـذار شـد و در سـال 1343 ش . در زيـر مـجـمـوعـه وزارت اطـلاعـات جـاى گـرفـت و سـرانـجـام در سـال 1347 ش . پس از ادغام با سازمان تلويزيون ، (سازمان راديو تلويزيون ملّى ايران ) تاءسيس شد.(176)
سير گسترش فرستنده هاى راديويى در ايران
هـمـراه بـا گـسـتـرش راديـويـى در تـهـران ، طـرح تـاءسـيـس مـراكز راديويى در شهرستان ها نـيـزدنـبـال شـد. در ايـن دوره ، شهرهايى مانند تبريز، اروميه ، اهواز، شيراز، كرمانشاه ، مشهد، كـرمـان ، اصفهان ، سنندج ، زاهدان و رشت و گرگان نيز به شبكه راديويى ايران پيوستند و تـا سـال 1340 ش . شـمـار فـرسـتـنـده هـاى راديـويـى شـهـرسـتـان هـا بـه دوازه مـركـز رسيد.(177)
با نگاهى به روند گسترش شبكه راديو در ايران ، مى توان دريافت كه اين گسترش در ميان سـال هـاى 1325 و 1347 ش . بـه مـوازات تـقـويـت فرستنده هاى موجود صورت گرفته است (178) و بدين سان ، در شهرستان هاى كشور، مراكز فرستنده راديويى بنيان نهاده شد. نمودار زير سير تاريخى گسترش شبكه راديويى را در مراكز استان هاى ايران نشان مى دهد:
سال تاءسيس فرستنده نام مركز فرستنده (179)
1325 ش .راديو تبريز
1327 ش .راديو مشهد
1328 ش .راديو اصفهان
1329 ش .راديو شيراز
1331 ش .راديو اهواز و سنندج
1335 ش .راديو رشت
1337 ش .راديو كرمان و اروميّه
1338 ش .راديو زاهدان و گرگان
1347 ش .راديو بندرعباس
راديو از آغاز تاءسيس تا سقوط سلسله پهلوى
جايگاه راديو در زندگى اجتماعى ايران ، در آغاز چندان نمودار نبود. چنان كه دردرس هاى پيشين گـذشـت ، خـاسـتگاه اين پديده نوين ، جهان غرب بوده و نخستين گام براى اختراع و تكاملش را غـربـى هـا برداشتند. بنابراين ، جوامع غربى بيشتر با اين رسانه آشنا بودند تا جامعه اى سـنّتى مانند ايران . از اين رو، راديو در آغاز ورود به ايران ، به صورت پديده اى خارجى و نـامـاءنـوس انگاشته مى شد. امّا به مرور زمان و همراه با دگرگونى هاى اجتماعى ـ فرهنگى ، نـخـسـت بـه مـراكـز تـجـمـّع شـهرى ، مانند قهوه خانه ها، راه يافت و سپس در خانه هاى ايرانى پديدار گشت و تاءثير خويش را نمودار ساخت .
نـخـستين برخورد جامعه سنّتى ايران با راديو، برخورد با موسيقى راديويى بود. از اين رو، مردم ، در آغاز، راديو را وسيله اى تنها براى پخش موسيقى مى پنداشتند.
نگاهى به فهرست برنامه هاى راديو در سال هاى آغازين فعاليتش در ايران ، كه بيشتر پخش موسيقى را در بر دارد، اين مدّعا را ثابت مى كند. بنابراين فهرست اخبار و برنامه هاى گفتارى (غير موسيقيايى ) در مرتبه هاى پس از موسيقى قرار داشته است .
اهـمـيـّت راديـو بـه عـنوان وسيله اى مهم براى تاءثير بر افكار عمومى و موضوعات سياسى ـ اجـتـماعى ، پس از به فرجام رسيدن كودتاى انگليسى ـ آمريكايى 28 مرداد 1332 ه‍ .ش . بيش از پـيـش مـورد تـوجـّه رژيـم پـهلوى قرار گرفت . پس از استقرار حكومت ديكتاتورى محمّدرضا پـهـلوى ، كـه پـس از كودتاى يادشده صورت تحقّق به خود گرفت ، راديو در كنار دو عنصر ديـگـر، يـعنى ارتش و ساواك ، تحكيم پايه هاى رژيم را بر عهده گرفت و برنامه هاى راديو در اين مسير هدايت مى شد.
بـا آغـاز دهـه 1340 ش . اجـراى بـرنـامه هاى اصلاحات آمريكايى در دستور كار حكومت پهلوى قرار گرفت . در اين دوره ، برنامه هاى آموزشى و تبليغاتى راديو براى فراهم ساختن زمينه هاى دگرگونى هاى اجتماعى و اقتصادى و ايجاد بسترى مناسب براى تزريق آرمان ها و باورهاى غـربى در جامعه سنّتى ايران با حجمى گسترده آغاز شد. حكومت وقت براى تحقّق بخشيدن به هـدف هـاى سـيـاسـى ، اجـتـماعى و اقتصادى غرب گرايانه خويش ، از راديو بهره اى بسيار مى بـرد. تـوسـعـه بـازار مـصـرف ايـران و ايجاد تقاضا براى محصولات غربى از هدف هاى به كـارگـيـرى راديـو بـود و بـه هـمـيـن دليـل رژيـم پـهـلوى به توسعه و تجهيز فرستنده هاى راديويى همت مى گمارد.
بـررسـى هـاى گـروهـى از پـژوهـشگران دانش ارتباطات درباره كاركرد راديو در دوران حكومت پـهـلوى نـشـان مى دهد كه اين رسانه در دوران فرمانروايى محمّدرضا پهلوى نه تنها نيازهاى راستين جامعه ايران را تاءمين نمى كرده است ، بلكه پيامدهاى بسيار زيانبار نيز در فرهنگ ملّى جـامـعـه ايـران بـر جـاى نـهـاده اسـت .(180) بنابراين بررسى ها، محورهاى بنيادين كـاركـرد راديـو در رژيـم پـهـلوى بـر سـه هـدف كـلّى اسـتـوار بـوده اسـت كـه شامل آگاه كردن ، سرگرم كردن و ارائه آموزش هاى علمى محض بوده است . در زير كوشيده ايم به سهم هر يك از اين محورها اشاره كنيم :
الف ـ بـرنامه هاى آگاه كننده : اين برنامه ها در مجموع 01/24 درصد از برنامه هاى راديو را بـه خـود اخـتصاص داده بود و نيز برنامه هايى مانند جلوه هاى انقلاب سفيد، برنامه هاى ويژه سالروزها و آگهى هاى تجارتى را نيز بايد بدان ها افزود.
ب ـ بـرنـامـه هاى سرگرم كننده : اين برنامه ها 82/64 درصد از مجموع فعاليت هاى راديو را در بـر داشـتـه اسـت كـه البـتـه بـخـش عـمـده آن را مـوسـيـقـى تشكيل مى داده است .
ج ـ بـرنـامـه هـاى آمـوزش عـلمـى : ايـن بـرنـامـه هـا 88/10 درصـد بـوده اسـت كـه بـه مسائل پزشكى ، بهداشتى ، مشاعره و برنامه هاى مذهبى اختصاص ‍ داشته است .(181)
چـنـان كـه آشـكـار اسـت ، بـرنـامـه هـاى سـرگـرم كننده با حجم 82/64 درصد، بيشترين بخش بـرنـامـه هـاى راديـو را تشكيل مى داده است و به طور كلّى ، تبليغات مورد نظر رژيم پهلوى ، تـرويـج الگـوهـاى اخـلاقـى و فـرهـنـگـى غـربـى ، سرگرم سازى افكار جامعه و انحراف از مـسـائل اسـاسـى ، هـدف اصـلى بـرنـامـه هـاى راديـو از آغـاز تـا واپـسـيـن سال هاى عمر رژيم پهلوى بوده است .
تحوّل راديو در ايران پس از انقلاب اسلامى
با پيروزى انقلاب اسلامى ، ارزش هاى جامعه دگرگون گشتند و برنامه هاى راديويى نيز از ايـن تحوّل بنيادى بى نصيب نماندند، راديو، ساختار و هويتى نوين يافت و كاركردهاى متفاوت از دوران پـيـش از انـقـلاب بـه خود گرفت . چنان كه گذشت ، پيش از انقلاب اسلامى ، برنامه هـاى راديـو هـمـسـو بـا مـنـافع دولت هاى غربى و به ويژه آمريكا سامان مى يافتند، امّا پس از اسـتـقـرار نـظـام مقدّس جمهورى اسلامى ، راديو در خدمت مبارزه با امپرياليسم قرار گرفت و اين تغيير ماهيت و جهت گيرى ، نقطه عطفى در تاريخ تبليغات و رسانه هاى گروهى ايران است . از سـال 1357 ش . به بعد پيشرفته ترين دستگاه ها و ابزارهاى فنّى در خدمت تحقّق آرمان هاى اسلامى و ضد استكبارى قرار گرفتند و نمونه اى آرمانى و نوين در عرصه تبليغات به مردم جهان سوم به ويژه مسلمانان عرضه شد.(182)
در نـخـسـتين سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، تبليغات تجارى به سبك نظام سرمايه دارى غـربـى و مـوسـيـقى مبتذل ، از برنامه هاى راديو و تلويزيون به كنار نهاده شدند و اين رسانه ها كاركرد فرهنگى انسانى و شيوه اى مذهبى در پيش گرفتند و به جاى برنامه هايى كـه بـا شـرع و تـعاليم اسلام ، ناسازگار بودند، برنامه هايى هماهنگ با شرع و آيين مقدّس اسلام فراهم آوردند.
گـزارش سـالانـه صـدا و سـيـما در سال هاى 1365، 1366 و 1367، هدف ها، بافت و ساختار بـرنـامـه هـاى راديو را در دهه نخست انقلاب اسلامى به خوبى نشان مى دهد. هدف هايى كه اين رسانه در فعاليت هاى خود پى جسته است ، شامل موارد زير مى گردد:
الف ـ هدف ارشادى ـ تربيتى ؛
ب ـ هدف اطلاع رسانى ـ آموزشى ؛
ج ـ هدف سرگرمى ـ تفريحى ؛
بـر اسـاس هـدف هـاى سـه گانه ، موضوعاتى متنوّع در برنامه هاى راديو گنجانيده شده اند. بـرابـر گـزارش سـال 1367 ش . صـدا و سـيـمـا، 1/88 درصـد بـرنامه هاى راديو در قالب گفتار اعم از سخنرانى ، درس ، مصاحبه ، ميزگرد، گزارش ، شعرخوانى ، آواز بدون موسيقى ، مسابقه ، قصّه ، داستان و نمايش بوده است .(183)
مـوضـوعـات مـخـتـلفـى كـه مـحـتـواى بـرنـامـه هـاى راديـو را پـس از انـقـلاب تشكيل داده اند شامل موضوعات فرهنگى ـ اجتماعى ، معارف اسلامى ، هنر و ادب ، سياسى ، علم و فـن ، اقـتـصـادى ، ورزش ، تـفريحات سالم ، دفاع مقدّس ، اطلاعات عمومى ، اخبار، برنامه هاى ويـژه مـنـاسـبت ها، سال روزها و موسيقى است . از مجموع برنامه ها، 42/74 درصد به جنبه هاى تـربـيـتـى ، آموزشى و ارشادى اختصاص يافته كه بيشترين سهم را از برنامه هاى راديو در بر داشته است .(184)
دامـنـه تـحـولات كـمـّى و كـيـفـى رسـانـه هـاى گـروهـى ايـران ، از جـمـله راديـو، در سـال هـاى بـعـد از انـقـلاب گـسـتـرده تـر از آن اسـت كـه بـتـوان در ايـن گـفـتـار بـه تـفـصـيـل از آن هـا يـاد كـرد و بـه همين دليل ، تنها به برخى از نقش هاى ارزنده اين رسانه در جامعه پس از انقلاب اشاره مى كنيم :
الف ـ راديو در طول سال هاى دفاع مقدس
راديـو در طـول دفـاع مـقـدس ، نـقـشـى ارزنده در تبليغات ، بسيج مردمى براى دفاع ازسرزمين اسـلامـى و انـتـقـال پـيـام ها، رهنمودها و فرمان هاى حضرت امام خمينى (ره ) به امّت حزب اللّه و رزمـنـدگـان اسـلام ايـفا كرده است . برنامه هاى روزانه (پيام جبهه ) پيام رزمندگان اسلام را به خانواده آن ها و امّت اسلامى مى رساند.
پـخـش سـرودهـاى حـماسى و انقلابى تاءثيرى چشمگير در بالا بردن روحيه ملّى و عزم دلاوران مـيـدان هاى نبرد داشته است و پخش گزارش نبردهاى رزمندگان در ميدان هاى جنگ ، اعلام نيازمندى هاى جبهه ها، جذب امكانات و پشتيبانى هاى ملّى و مردمى و هدايت آن ها به خطوط نبرد، گوشه اى ديگر از كاركردهاى سودمند راديو در سال هاى دفاع مقدس است .(185)
ب ـ صدور انقلاب اسلامى
راديـو در سـال هـاى پـس از پيروزى انقلاب اسلامى ، سهمى مهم در صدور پيام انقلاب اسلامى بـه گـوش مـلت هـاى تحت ستم جهان ، به ويژه مشتاقان انقلاب اسلامى ، بر عهده داشته است و بـراى بـه فـرجـام رسـانـيـدن رسـالت خـويـش ، قـسـمـت هـاى بـرون مرزى اش به دستگاه هاى پيشرفته و تجهيزات نوين مجهّز شده اند.
صـداى جـمـهـورى اسـلامـى از سـال 1360 ش . بـه بعد در برنامه هاى خود 36 ساعت برنامه بـرون مـرزى تـوليـد و بـا اسـتـفاده از فرستنده هاى قوى پخش كرده است . اين برنامه ها به زبـان هـاى عـربـى ، اردو، ارمـنـى ، آلمـانـى ، انـگـليـسـى ، پـشتو، فرانسه ، روسى ، تركى اسـتـانبولى ، كردى و اسپانيولى پخش مى شوند كه هم اكنون در پى تجهيز و نصب فرستنده هـاى پـر قـدرت و بهره گيرى از امكانات ماهواره اى ، اين برنامه ها گسترشى چشمگير يافته انـد.(186) امروزه ، امواج راديويى با درهم نورديدن كشورها، پيام انقلاب اسلامى را در دنيا منتشر مى سازند.
ج ـ نشر اطلاعات و اخبار
در مـيـان كـاركـردهـاى ويـژه راديـو، آگاه سازى آن از اهميتى بيشتر برخوردار است . تهيّه اخبار واقـعـى و تـازه بـراى افـكـار عـمـومـى از فعاليت هاى مهم راديو است .(187) بنابر نـظـرسـنـجـى هـاى به عمل آمده ، 99 درصد از مردم بر يكى از بخش هاى خبرى گوش مى دهند و راديو بيش از ديگر رسانه ها در اين زمينه كارآيى دارد.(188)
يـكى از هدف ها و كاركردهاى راديو در ايران ، اطلاع رسانى در زمينه هاى مختلف ، از جمله زمينه هـاى فـرهـنـگـى ، اجتماعى ، سياسى ، معارف اسلامى و انعكاس رويدادهاى مختلف جهان به ويژه تـحـولات جـهـان اسـلام اسـت . افـزون بـر اين ، مى توان به تاءثير سودمند و كارساز راديو بـراى اطـلاع رسانى در زمينه نيازهاى روزانه مردم ، خدمت شهرى ، ترافيك (در تهران )، اطلاع رسانى در زمينه هاى بهداشتى ، ايمنى ، انضباط اجتماعى و… اشاره كرد.(189)
3. تلويزيون
تـلويـزيون همانند راديو، از وسايل مهم ارتباطى است كه به لحاظ توانايى به كار رفتن در زمـيـنـه هـاى سـياسى ، اقتصادى ، علمى و آموزشى ، تفريحى ، هنرى و تبليغاتى ، همواره مورد تـوجـّه حكومت ها، احزاب سياسى و مؤ سسه هاى مالى و بازرگانى است . كارآيى بسيار مؤ ثر اين رسانه در مبارزه هاى سياسى و انتخاباتى نيز بر كسى پوشيده نيست . همچنين تلويزيون مـى تـوانـد مـنـافـع اقـتـصـادى سـرشارى را نصيب صاحبان صنايع و مؤ سسه هاى توليدى و بـارزگـانى كند؛ زيرا پخش آگهى هاى بازرگانى و تبليغ كالا در تحريك افراد جامعه به خريد، بسيار مؤ ثر است و به رونق بازار كالاها مى انجامد.
در عرصه حكومت و كشوردارى ، تلويزيون ابزارى كارساز براى جلب پشتيبانى و حمايت مردم است و در روابط خارجى نيز، اين رسانه يكى از بازوهاى كارآمد دولت ها است .(190) از يـك سـو، تـاءثـيـر تـلويـزيـون بـر حوزه خصوصى زندگى افراد جامعه و از سوى ديگر قـدرت نـفـوذ و تاءثيرش بر افكار عمومى سبب گرديده است كه اين وسيله ارتباطى ، موضوع مطالعات و پژوهش هاى پژوهشگران رشته جامعه شناسى ارتباطات گردد.(191)
سير پيدايش تلويزيون در جهان (192)
ديـدن اشـيـا و مـنـاطـق دوردسـت ، هـمـواره يكى از آرزوهاى انسان بوده و اين حقيقت رادر افسانه ها، اشـعـار و داسـتـان هـاى اقوام و ملل گوناگون ، از جمله ادبيات فارسى ، مى توان آشكارا ديد. افسانه هاى (جام جم )، (جام جهان نما) و جز آن كه در ادبيات ايران جايى براى خويش دارند، نشان دهنده علاقه فراوان ايرانيان به ديدن مناطق دوردست است ؛ اشتياق و آرزويى كه سرانجام با پيشرفت دانش ارتباطات جامعه عمل به خود پوشيد.(193)
چـنـان كـه اشـاره شـد، آرزوى برخوردار بودن از وسيله اى مانند تلويزيون ، ريشه در تاريخ كـهـن دارد، امـّآ بـرآورده شـدن ايـن آرزو را بـايـد وامـدار كـشـف فـيـزيـكـدانـى بـه نـام (مـى (194) (در سـال 1873 م .) دربـاره خـواص ‍ مـقـاومـت در مـقـابـل عـكس (سلنيوم )(195) داشت كه تصويرهاى نورانى را به نيروى الكتريك تبديل مى كند.(196)
در بـررسـى تـاريـخ تـلويـزيـون و سير تكاملى آن ، به نام هاى دانشمندانى برجسته همچون برد،(197) فرانس ورث (198) و زوريكين (199) برمى خوريم كه هر يك به نوبه خود، گام هايى مؤ ثر در اين راه برداشته اند.(200)
مـسـاءله تـلويـزيـون از نـظـر تـئورى در سـال 1908 م . تـوسط دانشمندى انگليسى ، به نام كـامـپـل سـونـيـگـتـن (201) حـل گـرديـد ولى اجـراى عـمـلى آن بـيـسـت سال بعد توسط برد اسكاتلندى صورت گرفت . او دستگاهى ساخت كه مى توانست تصاوير را مـنـتـقـل سـازد.(202) بـراى انـتـقـال تـصـويـر بـه طـور كـامـل ، لازم بـود كه از صحنه مورد نظر، چهل هزار نقطه نورانى گرفته شود و ميزان نور هر نقطه با امواجى ويژه پخش گردد و سپس در دستگاه هاى گيرنده با تجمّع مجدّد نقاط مزبور در كنارهم ، تصويرى مشابه صحنه مقابل دوربين فرستنده ايجاد شود. افزون بر اين ، مى بايد ايـن كـار بـا چـنـان سـرعـتـى انـجـام گـيـرد كـه چـشـم بـشـر تـمام نقاط مزبور را در يك لحظه ببيند.(203)
دانـشمندانى همچون زوريكين و فرانس ورث كوشش بسيار از خود نشان دادند تا سرانجام مقدمات انـتـقـال تـصـويـر را فـراهـم كـردنـد.(204) آزمـايـش هـاى مـربـوط بـه انـتـقـال تـصـاويـر در سـال 1930 م . در آزمـايـشـگـاه هـاى آمـريـكـا انـجـام گـرفـت و در سـال 1941 م ، (اوّل ژوئيـه ) آزمـايـش نـهـايـى صـورت گـرفـت و از سـاخـتـمـان غـول پـيـكـر آسـمـان خـراش (امـپـايـراسـتـيـت ) در نـيـويـورك عـمـل انـتـقـال تـصـويـر از فـاصـله دور نـمـايش داده شد و بعدها كارشناسان شركت A .S.P در سـال 1946 م . لامـپ هـاى تـلويزيون را كامل كردند. نخستين برنامه تلويزيون رنگى جهان در 25 ژوئن 1951 م . بـه مـدت يـك سـاعـت در آمـريـكـا پـخـش شـد و بـديـن سـان ، تلويزيون در طول زمان تكامل يافت و به شكل كنونى درآمد.
شبكه هاى مهم پخش تلويزيونى
بـيـشـتـر شـبـكـه هـاى مهم تلويزيونى ، كه در مقياس ملّى و جهانى برنامه پخش ‍ مى كنند، به كـشـورهـاى سـرمـايه دارى غرب تعلّق دارند و درصد بالايى از برنامه هاى كه از تلويزيون هـاى جـهـان پـخـش مـى شوند، محصول توليدى قدرت هاى جهانى اند. اين كشورها با استفاده از توان مالى فراوان و با بهره مندى از فنّاورى پيشرفته ارتباطى ، مانند دستگاه هاى ماهواره اى ، نه تنها سرتاسر خاك خود را در پوشش برنامه هاى تلويزيونى دارند، بلكه براى ديگر كشورهاى دور و نزديك نيز برنامه پخش مى كنند.
دارنـدگـان ايـن قـبـيـل امـكـانـات رسـانـه اى ، افـزون بـر بـه كـارگـيـرى وسايل و فنون فريبنده براى نفوذ در ذهن و انديشه مخاطبان ، مى كوشند با پخش سريع اخبار و اطلاعات و ارائه تحليل و تفسير رويدادهاى مهم بين المللى و پخش برنامه هاى متنوّع و مطابق با ذوق و سليقه بينندگان ، آنان را بيش از پيش به خود وابسته كنند.
در ايـن مـيـدان آمـريـكـا مـقـام نـخـسـت را دارا اسـت ؛ چـنـان كـه بـه عـنـوان مثال ، طبق آمارسال 1984 م . تعداد 161 آژانس تلويزيونى اين كشور بيش از دويست هزار ساعت از بـرنامه هاى سالانه كشورهاى جهان را به خود اختصاص داده اند و در خارج از آمريكا هر روز 65 ميليون نفر محصولات تلويزيونى آمريكا را تماشا مى كنند.
پـس از آمـريـكـا، انـگـليس با سى هزار ساعت برنامه تلويزيونى مقام دوم را دارا است . مقام هاى بعدى به كشورهاى فرانسه ، آلمان و ژاپن تعلق دارند.(205) رژيم صهيونيستى را نـيـز مى توان در زمره رژيم هاى دارنده شبكه تلويزيونى درون مرزى و برون مرزى ذكر كرد كـه بـرنـامـه هـاى تـلويـزيـونـى اش در بـرخـى از كـشـورهـاى عـربـى نـيـز قابل مشاهده است .(206)
آمريكا به عنوان سردمدار كشورهاى امپرياليست غربى و بزرگ ترين قدرت تبليغاتى جهان ، از امـكـانـاتـى گـسـتـرده تـر در امر تبليغات سود مى جويد. اهميتى كه زمامداران اين كشور به تبليغات ، در تحصيل علايق و اهدافشان ، مى نهند به حدّى است كه بودجه اى هنگفت به رسانه ها و به ويژه به شبكه هاى راديو تلويزيونى مى پردازند. سخن زير از جيمى كارتر، رئيس جـمـهور پيشين آمريكا، نشان دهنده اهميت تبليغات و رسانه هاى گروهى در نظرگاه حكومت آمريكا است :
هـر دلارى كـه بـراى تبليغات خرج شود، از هر ده دلارى كه براى تسليحات اختصاص ‍ داده مى شود مؤ ثرتر است .(207)
امـكـانـات گـسـتـرده آمـريـكـا در امـر تـبـليـغـات ، چـه در داخـل ايـن كـشـور و چـه در ديـگـر نقاط جهان ، توانايى چشمگيرى به اين كشور بخشيده است تا افـكـار عـمـومـى جـهـان را در تـاءثـيـر تـبـليـغـات شـيـطـانـى خـود قـرار دهـد. بـنـابـر آمـار سـال 1983 م . در آمـريـكـا پـانـزده كـانـال اصـلى و 64 كـانـال فـرعـى تـلويـزيـونـى بـه كـار مـشـغـولنـد و در حـال حـاضـر چـهـار شـبـكه راديو و تلويزيونى بسيار مهم و گسترده در اين كشور به نام هاى C.B.A، C.B.N، C.B.C و N.N.C در خدمت سياست هاى آمريكايى اند.
ايـن شـبكه ها ـ جز N.N.C ـ هر يك داراى پنج ايستگاه تلويزيونى مركزى هستند و بدين سان ، پانزده ايستگاه از مجموع 533 ايستگاه .F.H.V جزو ايستگاه هاى اصلى تلويزيونى آمريكايند. سـه شـبـكـه مـهـم راديو تلويزيونى .C.V.A و .C.V.N و .S.B.C به گروه اقتصادى ـ مالى (مورگان ) و (راكفلر) تعلّق دارند.(208)
شـبـكـه هـاى تـلويزيونى آمريكا همچنين با بهره گيرى از ماهواره به سرتاسر جهان برنامه پـخـش مـى كـنـنـد و بـه اين ترتيب ، محصولات ضد فرهنگى اين كشور استكبارى به خانه هاى بـسـيـارى از مـردم جهان نفوذ مى كنند. به عنوان مثال ، شبكه سى .ان .ان كه از آتلانتاى آمريكا به گونه شبانه روزى برنامه پخش مى كند، با بهره گيرى از فنّاورى ماهواره اى ، تنها در هندوستان چهار ميليون خانواده هندى را تغذيه مى كند كه شمارشان بالغ بر 5/16 ميليون نفر (در سال 1367 ش .) است . همچنين شبكه تلويزيون ماهواره اى ديگرى به نام (اسكاى تى .وى .) وجـود دارد كـه بـه آمـريـكـا مـتـعـلق اسـت و در پـانـزده كانال تلويزيونى هند برنامه پخش مى كند.(209)
بـه طـور كلّى ، جهان غرب و به ويژه آمريكا، از شبكه هاى فرستنده تلويزيونى و ماهواره اى بـه عـنـوان حـربـه اى كـارسـاز و مـؤ ثـّر بـراى تهاجم فرهنگى سود مى جويد كه زمينه ساز تهاجم سياسى و اقتصادى است .(210)
تاءثيرات فيلم ها و برنامه هاى تلويزيونى كشورهاى پيشرفته بر جهان سوم
پـديـده سـلطـه و اسـتـعـمـار فـرهـنـگـى كـشـورهاى غربى بر جهان سوم ، در دو مقوله شايسته بـررسـى اسـت : يـكـى حـجـم انـبـوه فراورده هاى رسانه اى و جريان يك سويه آن از كشورهاى غربى به جهان سوم ؛ و ديگر، محتواى اين فرآورده ها. بيشتر پيشگامان پژوهش در رسانه هاى گـروهـى ، از سـلطه فرهنگى كشورهاى غربى بر جهان سوم ، كه بيشتر از گذر رسانه هاى تصويرى پديد مى آيد، با تعبير (امپرياليسم جعبه تصوير) ياد كرده اند. اين تعبير اشاره اى اسـت بـه تـاءثير زيانبار برنامه هاى تلويزيونى جهان غرب بر ساختار و بافت فرهنگ بومى كشورهاى جهان سوم .
از نـظـر حـجـم فـراورده هـاى رسـانه اى به ويژه محصولات تصويرى ، فرايند يك سويه از غـرب بـه سـوى كـشـورهـاى آمـريـكاى لاتين ، آسيا و به ويژه منطقه خاورميانه بسيار شايسته بـررسـى اسـت .(211) پـديده امپرياليسم ارتباطى بيشتر از گذر شبكه ارتباطات آمـريـكا، انگليس و فرانسه بر كشورهاى جهان سوم تسلّط يافته است .(212) جريان آزاد فـراورده هـاى تـلويـزيـونـى و سـيـنـمـايـى غـرب بـه ديـگـر كـشـورهـا، بـه سـيـلى مـهـيب مـبـدّل شـده اسـت كـه مـهـارش از دسـت زمـامـداران ايـن كـشـورهـا بـيـرون اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، آمـار و ارقـام سـال 1974 م . نشان مى دهد كه بيش از نيمى از برنامه هاى تلويزيونى شـيـلى ، 34 درصـد از بـرنـامه هاى تلويزيون كلمبيا، 62 درصد از برنامه هاى تلويزيونى اروگوئه و 84 درصد از برنامه هاى تلويزيونى گواتمالا در آمريكا و بر اساس الگوهاى فرهنگى و سياسى اين كشور استكبارى تهيّه شده اند.(213)
در سـال 1969 م . پـنـجـاه درصـد از فـيـلم هـاى طـويـلى كـه در بـوليـوى ، بـرزيـل ، اكـوادور، پـاراگوئه ، پرو و ونزوئلا به نمايش گذارده شده اند، آمريكايى بوده انـد. ايـن آمـار و ارقـام در مـورد هـمـه كـشورهاى آسيا، آمريكاى لاتين و خاورميانه صادق است . در تـايلند، كه در بسيارى از زمينه هاى فرهنگى وابسته به بيگانگان است ، نود درصد از فيلم هـايـى كـه در مـعـرض نـمـايـش ‍ عـمـومـى قـرار گـرفـتـه انـد، محصول آمريكا بوده اند.(214)
در آمـريـكـاى جنوبى ، بيشتر برنامه هاى تلويزيونى ، آمريكايى اند و با به نمايش درآمدن ايـن گونه فيلم ها در پربيننده ترين ساعات ، انحراف فرهنگى و خودباختگى مردم بومى اين كـشـورهـا دامنه و ابعادى گسترده تر به خود مى گيرد.(215) در آمريكاى لاتين ، نه تـنـهـا وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى در اختيار سرمايه داران خصوصى و تحت نفوذ بى امان و مستقيم شـركـت هـاى آمـريـكـايـى انـد، بـلكـه پـيـام هـاى ارتـبـاطـى ، فـيـلم هـا و سـريـال هـاى تـلويـزيـونـى نـيـز از آمـريـكـا وارد مـى شـونـد.(216) بـديـن سـان ، امـپـريـاليـسـم ارتـبـاطـى ، جـريـان يـك سـويـه سـامـان داده اسـت كـه مـحـصـولات مـبـتـذل و خـانـمـان بـرانـداز كشورهايى مانند آمريكا، انگليس و فرانسه را از گذر برنامه هاى تـلويـزيـونـى بـر بـدنه فرهنگ بومى كشورهاى جهان تزريق مى كند و اين فرايند در حجمى عظيم و گسترده ، به طور سيل آسا ادامه دارد.
از نـظـر مـحـتـوا و پـيـام ، كـه مـحـورى ديـگـر از پـژوهـش هـاى پـژوهـشـگـران وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت ، پـيامدهاى زيانبار محصولات رسانه اى كشورهاى استكبارى بر سـاخـتـار فـرهـنـگـى كـشـورهـاى جـهان سوم به خوبى نمايان است . امپرياليسم ارتباطى ، در گـسـترش شيوه هاى زندگى جامعه مصرفى سرمايه دارى ، ترويج مصرف گرايى و دامن زدن به وابستگى هاى فرهنگى و فكرى مردم جهان سوم بسيار مؤ ثر است .(217) در اين كشورها از نظر هويت فرهنگى و استقلال ملّى به شدّت در معرض آسيب و تهاجم جهان غرب قرار دارند.
بـرنـامـه هـاى تـلويـزيونى و فيلم هايى كه به وسيله شركت هاى غربى تهيّه و در كشورهاى جـهـان سـوم در معرض نمايش گذارده مى شوند، به گونه اى هستند كه مردم اين كشورها را به ايـن گـونـه بـرنـامـه هـا مـعـتـاد مـى كـنـنـد و بـه نـوعـى آنـان را مـحـو فـرهـنـگ غـرب مـى سـازنـد.(218) در كانادا بر اثر نمايش محصولات تصويرى آمريكا از تلويزيون ، دانـش آمـوزان از تـاريـخ و قـانـون اسـاسـى آمريكا بيش از تاريخ و قانون اساسى كشورشان آگاهند.(219)
مـحـصـولات تـلويـزيـونـى غـرب ، يـكـى از عـوامـل اسـاسـى زوال فـرهـنـگ اصـيـل و بـومـى كـشـورهـاى جـهـان سـوم اسـت . فـيـلم هـاى سـيـنـمـايـى ، سـريـال هـاى تـلويـزيـونـى و مـجموعه هاى مستندى كه به وسيله كشورهاى غربى با برنامه ريـزى دقـيـق و حـسـاب شـده بـراى پـخـش در ديگر كشورها ساخته مى شوند، افزون بر غارت مـيـليون ها دلار از ثروت مردم محروم اين كشورها، افكار و اذهان ميليون ها بيننده تلويزيونى را نـيـز بـه بـنـد مـى كـشـنـد. بـيـشـتـر مـحـصـولات تـصـويـرى جـهـان غرب ، به ويژه فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى آمريكايى ، قهرمان فيلم معمولا دزد يا قاچاقچى يا فردى عاشق پيشه و يـا مـردى آمـريـكـايـى اسـت كـه از قدرت خارق العاده اى برخوردار است و با از پاى درآوردن ديگران به موفقيت مى رسد.(220)
محصولات تصويرى جهان غرب ، ناخودآگاه ، رفتار فردى و سلوك اجتماعى مردم جهان سوم را دگـرگـون مـى سـازنـد و الگـوهـا و مـعـيارهاى غربى را بر جايش مى نشانند. پيام اصلى اين فـراورده هـاى ضد فرهنگى ، اشاعه فردگرايى به سبك غربى ، فرصت طلبى ، گريز از مـسـؤ وليـت اجـتـمـاعـى و انـسـانـى و بـى تـفـاوتـى در بـرابـر فـجـايـع و مـصـائب ملل محروم جهان است ؛ فجايعى كه علت اصلى آن ها زمامداران جهان غربند و مداخله در امور داخلى كـشـورهـا، تـجاوز به حقوق ملّت ها ـ مانند ملّت مظلوم فلسطين ، بوسنى و سومالى ـ و قحطى و گرسنگى مردم غارت شده آفريقا، گوشه اى از اين فجايع و مصيبت ها است .
كـودكـان و نـوجـوانـان كـشـورهـاى جـهان سوم ، به ويژه كشورهاى مسلمان ، از تاءثير زيانبار مـحـصولات ضد فرهنگى غرب بركنار و در امان نيستند. در كشورهاى اسلامى ، كودكان به جاى ايـن كـه بـا چـهـره هـاى درخـشـان قـهرمانان صدر اسلام آشنا شوند، با مرد شش ميليون دلارى ، سـوپـرمـن و… آشـنـا مـى شـونـد. نـسل معاصر مسلمان با شخصيت هاى كارتونى غربى بيش از كودكان و جوانان دلاور فلسطينى ، كه با عمليات شهادت طلبانه از عزّت و آرمان اسلامى شان در بـرابـر خونخواران صهيونيست دفاع مى كنند، آشنا هستند. در حقيقت ، اگر صليبيون ، ديروز بـا نيزه و شمشير به سرزمين هاى اسلامى يورش مى آوردند، امروزه ، نه با اين سلاح ها و نه بـا سـلاح هـاى نـويـن قـرن بـيـسـتـم ، بـلكـه بـا فـيـلم هـاى كـارتـونـى و سـيـنـمـايـى و سـريـال هـا بـه لشـكـركـشـى مى پردازند و منابع فرهنگى و فكرى كشورها را به غارت مى برند و رسانه ها جاى جنگ افزارها را گرفته اند.(221)
4. تلويزيون در ايران
در درس پـيـشـيـن بـا تـاريخچه و سير تكاملى تلويزيون ، به عنوان يكى از مهم ترين و همه گـيـرتـريـن وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى آشـنـا شـديـم . هـمـچـنـيـن ، بـرخـى از مـسـائل كـلّى آن ، مـانـنـد شـبكه هاى مهم پخش تلويزيونى و تاءثير شبكه ها بر فرهنگ جوامع كـشـورهـاى جـهان سوم را به گونه اى مختصر بررسى كرديم . اكنون در اين گفتار، موضوع پيدايش تلويزيون را در كشور ايران به مطالعه مى نهيم و تحولات و دگرگونى هايش را در دوران پيش و پس از انقلاب اسلامى به شرح مى آوريم .
تاريخچه ايجاد تلويزيون در ايران
فـعـّاليـت تـلويـزيـون در ايـران داراى پـيـشـيـنـه اى چـنـدان طـولانـى نـيـست . نخستين فرستنده تـلويـزيـونـى در ايـران ، در مـهـرمـاه سـال 1337 ش . تـوسـط بـخـش ‍ خـصـوصـى افـتـتـاح شـد.(222) در ايـن تاريخ ، مجلس شوراى ملّى ، مادّه اى به چهار تبصره به تصويب رساند كه بر اساس آن به دولت وقت اجازه تاءسيس يك فرستنده تلويزيونى داده شد.
عـلّت تـصـويب اين مادّه و تبصره ها، هدف هايى ويژه بود كه حكومت وقت در تاءسيس تلويزيون پى مى جست . رژيم حاكم ، در برنامه هاى فرهنگى و تبليغاتى خود، از نظر جهت گيرى كلّى و خـط مـشـى عقيدتى و سياسى ، بسط و گسترش فرهنگ و باورهاى غربى را در دستور كار خود داشـت و البـته طبيعى بود كه مردم مسلمان ايران با چنين هدف هايى سر ناسازگارى داشتند. از اين رو، حكومت پهلوى با تصويب قانون در مجلس كشور، مى كوشيد به تاءسيس تلويزيون ، به عنوان دستگاه تبليغى كارآمد و مؤ ثر، وجهه قانونى ببخشد.(223)
در پـى تـصـويـب مـجـلس ، يك دستگاه فرستنده تلويزيونى ، كه حدودا 120 كيلومتر قدرت و دويست كيلووات ظرفيت داشت ، آغاز به كار كرد.(224) تلويزيون ملّى ايران در آبان 1345 ش . بـرنـامـه هـاى آزمـايـشـى خـود را در مـقـيـاسـى گـسـترده تر آغاز كرد. در آن هنگام ، اسـتـوديـويـى بـا سـه دوربـيـن و دو دسـتـگـاه ضـبـط مـغـنـاطـيـسـى تـصـويـر بـه كـار افتاد.(225) ايـران يـكـى از مـراكـز بسط قدرت غرب به ويژه آمريكا در آسيا بود و از اين رو برنامه هاى تـلويـزيـونـى و امـكـانـات فـنـّى ايـن كـشـور بـه سـرعـت در فـاصـله مـيـان سـال هـاى 1345 و 1356 ش . گـسترش يافتند و اين امكانات در تقويت نظام تبليغاتى رژيم پهلوى ، كه تاءمين كننده منافع آمريكا در منطقه خاورميانه بود، به خدمت گمارده شدند.
روند توسعه شبكه هاى تلويزيونى در ايران
چنان كه گذشت ، گسترش شبكه هاى تلويزيونى در ايران از اواسط دهه 1340 آغاز شد.مركز فـرسـتـنده تلويزيونى آذربايجان غربى (مركز اروميّه ) نخستين فرستنده استانى بود كه در مـرداد 1347 ش . آغـاز بـه كـار كـرد. در آبـان هـمـان سـال ، تـلويـزيـون خـليـج فـارس (مـركـز بـنـدر عـبـاس ) نـيز به عنوان دومين مركز فرستنده تلويزيونى استانى فعاليّت خود را آغاز كرد.
در اوايـل سـال 1348 ش . بـا نصب دستگاه هاى تقويت كننده تلويزيونى در اصفهان ، گيرنده هـاى ايـن شهر توانستند از برنامه هاى تلويزيون ملّى ايران برخوردار شوند. در همين تاريخ تلويزيون فارس (مركز شيراز) فعاليّت آزمايشى خود را آغاز كرد و در 27 آبان 1349 ش . ايـن فـرسـتـنـده بـه گـونـه رسـمـى افـتـتـاح گـشـت . در سـال 1349 تـلويـزيـون گـيـلان (مركز رشت ) و تلويزيون كرمانشاه نيز افتتاح شدند و با نـصـب دسـتـگـاه هـاى تـقـويت كننده در مركز مخابراتى اسدآباد، گيرنده هاى تلويزيون استان همدان نيز توانستند از برنامه هاى تلويزيون مركز تهران بهره مند گردند.(226)
همچنين ، در سال هاى 1349 و 1350 ش . فرستنده تلويزيونى خليج فارس از نظر ظرفيت و قـدرت گسترش يافت و فرستنده تلويزيونى آذربايجان (مركز تبريز) كار خود را آغاز كرد و سـپـس شـهـرهـاى مـشـهـد، اصفهان ، كرمان ، زاهدان ، مهاباد، سنندج و ديگر مراكز استان ايران داراى مركز فرستنده تلويزيونى شدند و بدين سان ، تقريبا همه مراكز استان ها يا از مركز فرستنده مستقل تلويزيونى برخوردار شدند و يا به كمك ايستگاه هاى تقويتى از برنامه هاى تـلويـزيـون مـلّى بـهـره مـنـد گـشـتـنـد. بـنـابـر آمـار مـوجـود، تـا سـال 1351 ش . شـمـار دستگاه هاى گيرنده تلويزيون در ايران به 450 هزار دستگاه رسيد. ايـن آمـار نشان مى دهد كه گسترش شبكه و افزايش گيرنده هاى تلويزيونى در ايران به چند سال پيش ‍ از انقلاب بازمى گردد.(227)
تلويزيون قبل و بعد از انقلاب اسلامى
تـلويـزيـون از آن رو كـه نسبت به ديگر وسايل ارتباط جمعى ، داراى برخى برترى هااست و صـدا و تـصـوير را به يكديگر مى آميزد و از توانى بالا براى تاءثير بر حوزه خصوصى زنـدگـى افـراد بـهـره مـنـد اسـت ، از ابـزارهـاى مـؤ ثـر در شـكـل دهـى افـكـار عـمـومـى مـحـسـوب مـى گـردد و بـه هـمـيـن دليـل مـورد توجّه و عنايت دولت ها و حكومت ها است . اين رسانه در نظام هاى سياسى گوناگون كـاربردهايى متفاوت دارد و همسو با هدف هاى آن ها به كار گرفته مى شود. از مقايسه وضعيت تـلويـزيـون در دو دوره حـكـومـت پـهـلوى و حـكـومـت اسـلامى به خوبى مى توان دريافت كه اين رسانه مهم چگونه داراى كاربردهايى گوناگون است و هم مى تواند در مسير حق و حقيقت نمايى جـاى گـيـرد و هم در مسير باطل و حقيقت ستيزى . در زير كوشيده ايم اندكى از اين موضوع سخن گوييم :
الف ـ تلويزيون در رژيم پهلوى
چـنـان كـه گـذشت ، خاستگاه و محل ظهور وسايل ارتباط جمعى نوين ، مانند راديو وتلويزيون ، غـرب بـوده اسـت و اين پديده ها را غربى ها اختراع كرده اند و از اين رو طبيعى است كه كاركرد ويژه آن ها نيز بر اساس ‍ آرمان ها و انديشه هاى غربى سامان يافته اند.(228)
اين وسيله همگانى ، در آغاز ورودش به ايران ، وسيله اى تفريحى و تزئينى به شمار مى رفت و به اشراف زادگان و توانمندان اختصاص داشت . امّا با گذشت زمان ، دارندگان گيرنده هاى تـلويـزيـونـى روى بـه فـزونـى نـهادند و ديرى نپاييد كه بسيارى از ايرانيان از اين وسيله برخوردار گشتند.(229)
جـامـعه ايران تا سال 1330 ش .، جامعه اى كشاورز بود و از آن پس به بعد، به ويژه از دهه 1340 ش . گـام هـايـى بـراى صـنـعـتـى شـدن بـرداشـتـه شـد و يـكـى از پـيـامـدهـاى مـيـل بـه صـنـعـت ، نـفـوذ الگـوهـا و مـظـاهـر فـرهـنـگ غـربـى در ايـران بـود. تـلويـزيـون از وسايل مؤ ثر تبليغاتى بود كه در روند نشر و ترويج الگوهاى غربى سهمى مهم بر عهده داشت . در طول حكومت پهلوى ، محور بنيادين جهت گيرى و برنامه ريزى رسانه ها به خصوص تـلويـزيـون ، حـاكـم سـاخـتـن فـرهـنـگ غـربـى بـه جـاى فـرهـنـگ اصـيـل مـلّى و مـذهـبـى بـود. رژيم پهلوى مى كوشيد با پخش برنامه هاى سرگرم كننده و بى مـحـتـوا، افـكـار عـمـومـى را از مـوضـوعـات اسـاسـى جـامـعـه مـنـحـرف سـازد و در جهل و ناآگاهى نگاه دارد.(230)
فـيـلم هـا و سـريال هاى تلويزيونى از كشورهاى غربى و به ويژه آمريكا خريدارى مى شد و نـمـايـش آن ها در تلويزيون ضربه هايى مهلك بر پيكره و ساختار فرهنگ ملّى و هويت اسلامى جامعه وارد مى ساخت .(231)
بنابر آمار موجود، هشتاد درصد از برنامه هاى تلويزيون در دوران پيش از انقلاب از غرب تهيّه مى شده است .(232)
يـكى از مشكلات تلويزيون در عصر زمامدارى محمّدرضا پهلوى اين بود كه دولت ، پيش از اين كـه تـوانـايـى هـاى لازم را بـراى بـرنـامـه سـازى و تـوليد به دست آورد، تجهيزات فنّى و امـكـانات پخش را از كشورهاى غربى مى خريد و به راه مى انداخت . فرستنده هاى تلويزيونى بـراى فعاليت و ادامه كار، نيازمند به برنامه هاى تلويزيونى بودند، در حالى كه ايران از چـنـين توانايى هايى بى بهره بود. از سوى ديگر، رژيم حاكم ، نه تنها تمايلى به رشد و بـارورى فـرهنگ و انديشه هاى ارزشمند ملّى و مذهبى نداشت ، بلكه با آن به مبارزه نيز برمى خـاسـت . ايـن عـامـل و ديـگـر عوامل ، دست به دست هم داده و موجب شده بودند كه رسانه اى همچون تـلويـزيـون ، تـزريـق الگـوهـا و بـاورهـاى غـربـى را مـحور اصلى برنامه هاى خويش قرار دهد.(233)
پـخـش آگـهـى هـاى بـازرگـانـى و تـجـارتـى هـمـراه بـا صـحـنـه هـايـى مـبـتـذل ، مـردم را بـه سـوى مـصـرف و احـسـاس نـياز كاذب سوق مى داد، ولى به جاى آن كه در تـوليـد داخـلى مـؤ ثـر افـتـد، مـوجـب رونـق بازار فروش محصولات آمريكايى و سرازير شدن سـودهـاى هـنـگـفـت بـه جيب صاحبان صنايع آمريكا مى گشت و آنچه نصيب جامعه ايرانى مى شد، چيزى جز فرار سرمايه ها و تباهى فرهنگى نبود.
سـريـال هـاى جاسوسى و پليسى ساخت شركت هاى فيلم سازى آمريكايى همواره در تلويزيون ايـران بـه نـمـايش گذاشته مى شدند و با نشان دادن صحنه هاى خشن و غير اخلاقى شخصيت و شـالوده فـكـرى نـسـل نـويـن ايـرانـى را آلوده مـى سـاخـتـنـد. در ايـن سريال ها با مهارت هر چه تمام تر، مفاهيم قساوت ، آدمكشى ، دزدى ، هرزگى ، بى تفاوتى ، شرارت و… به ذهن و انديشه جوان ايرانى القا مى شد. تاءثير عينى اين تبليغات مصيبت بار، مسموم شدن فضاى فرهنگى كشور و آلودگى جامعه به انواع مفاسد و بى بندوبارى اجتماعى بـود. سـريـال هـاى ايرانى نيز به لحاظ تخصّص و تجربه كافى ، فقدان موضوع مناسب و جـذّاب و از هـمه مهم تر، بى بهره بودن از پيام سازنده و سودمند، چيزى جز تقليدى ناشيانه از مـحـصـولات ضـد فـرهـنـگـى غربى به نمايش نمى گذاشتند و با چاشنى كردن صحنه هاى مـبـتـذل و ضـد عـفـت مـى كـوشـيـدنـد جـايـى بـراى خـود در مـيـان آن هـمـه فـيـلم خـارجـى بـاز كنند.(234)
در بـخـش بـرنامه كودكان و نوجوانان نيز منبع تغذيه تلويزيون ملّى ايران محصولات غربى بودند. در فيلم ها و سريال هاى كارتونى و سينمايى ، گرايش به رفتار و كردار غربى به ضمير ناخودآگاه نسل آينده ايرانى تزريق مى شد. بدين سان ، سرنيزه نظاميان و امواج مسموم تـبـليـغـاتـى صـوتـى ـ تـصـويـرى ، دو پـايـه اصـلى حـكـومـت پـهـلوى را تـشـكـيـل مـى دادنـد.(235) سـخن كوتاه آن كه تلويزيون حكومت محمّدرضا پهلوى جز انـحـطـاط فرهنگى ، ابتذال اخلاقى و تباهى هويت ملّى دست آوردى ديگر براى ايران و ايرانيان نداشت .
ب ـ تلويزيون در دوران پس از انقلاب اسلامى :
بـا ووقـوع انـقـلاب اسـلامى ايران ، تحولاتى ژرف و شگرف در نهادهاى سياسى ، اجتماعى و حـكـومـتـى و نـيـز ارزش هـا و بـاورهـاى جامعه پديد آمد و رسانه هاى گروهى ايران ، به ويژه تـلويـزيـون ، از ايـن دگـرگـونى ها به كنار نماندند. در گفتار زير برخى از ابعاد مهم اين دگرگونى ها را بررسى مى كنيم :
1 ـ دگـرگـونـى در خـط مـشـى و جـهـت گـيـرى راديـو و تـلويـزيـون : يـك سـال پـس ‍ از پـيـروزى انـقـلاب اسـلامـى ، امـام خـمـيـنـى (ره ) در پـيـام نـوروزى خـود، بـه سـال 1358، بـا طـرح نظريّه اى نوين درباره سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران ، خطوط كلّى و بنيادين فعّاليت اين رسانه را تعيين فرمود:
راديـو و تـلويـزيـون يك دستگاهى است كه هم در طرف تبليغات فاسد اهميّت زياد دارد و هم در تبليغات صحيح . تمام مطبوعات اين طور است ، منتهى اهميت راديو تلويزيون بيشتر از همه است . اين دستگاه ها دستگاه هاى تربيتى است . بايد تمام اقشار ملّت با اين دستگاه ها تربيت شوند. يـك دانـشگاه عمومى است ؛ يعنى دانشگاهى است كه در تمام سطوح كشور گسترده است . بايد از آن به عنوان دانشگاه تا آن اندازه كه مى شود، استفاده كرد.
بـايـد ايـن دسـتـگـاه ، دسـتـگـاهـى بـاشـد كـه بـعـد از چـنـد سـال تـمـام قـشر ملّت را روشن كند، تمام را مبارز بار بياورد، تمام را متفكر بار بياورد، تمام ايـن هـا را مـسـتـقـل بـار بـيـاورد، آزادمـنـش بـار بـيـاورد، از غـرب زدگـى بـيـرون كـنـد، استقلال به مردم بدهد… .(236)
بـديـن سـان ، رهـبـر كبير انقلاب اسلامى ، نظريّه اى نوين در زمينه به كارگيرى رسانه هاى گـروهـى و بـه خـصـوص تلويزيون مطرح كرد و اين رويكرد را براى نخستين بار در تاريخ كـاربـرد رسـانـه هـا پـديـد آورد. بـر اساس اين نظريّه ، تلويزيون رسالتى دگرگون با آنچه در دوران پيش از انقلاب بر عهده گرفته بود، بر دوش مى گرفت .
از آن پس ، راديو و تلويزيون ايران ـ كه نام (صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران ) را بر خـود گـرفـتـه بـود ـ از نـقش ها و كاركردهايى متفاوت با دوران پيش از انقلاب و حتى با ديگر كشورهاى جهان برخوردار گشت . سيما، به عنوان يكى از راه هاى ارتباطى ميان مجموعه حكومت و نـهـادهـاى اجـرائى بـا مـردم ، مـبـدّل بـه مـركـز تـرويـج ارزش هـاى اصيل ملّى و مذهبى شد.(237) اختصاص يافتن بخشى از مقدّمه قانون اساسى جمهورى اسـلامـى ايـران و فصلى از فصل هاى اين ميثاق ملّى ـ مذهبى به رسانه هاى گروهى و به ويژه سـيـمـا نـمايانگر منزلت و جايگاه مهم اين رسانه در نظام اسلامى ايران است .(238) خط مشى نوين تلويزيون در مقدّمه قانون اساسى آشكارا ترسيم شده است .(239)
2 ـ تـوسـعـه فـنـّى : قـطـع وابـسـتـگـى و حـركـت بـه سـوى خـودكـفـايـى و اسـتـقـلال ، يكى ديگر از محورهاى تحولات و دگرگونى هايى است كه در عرصه رسانه هاى جـمـعـى ايـران پـديـد آمـد. در ايـن بـاره مـى تـوان بـه مـوارد ذيل اشاره كرد:
ـ افزايش پوشش تلويزيونى در سطح كشور.
ـ افـزايـش امـكـانـات فنّى براى توليد برنامه هاى سالم و پربار تلويزيونى در تهران و مراكز استان ها.
ـ گـسـتـرش تـحـقـيـقات و پژوهش هاى علمى ـ فنّى در زمينه ارتباطات براى قطع وابستگى هاى فنى به خارج .
پـس از انـقلاب اسلامى ، كارشناسان ايرانى بدون كمك گرفتن از كارشناسان خارجى عمليات نصب ، راه اندازى و بهره بردارى از فرستنده هاى پرقدرت صدا و سيما را بر عهده گرفتند. در ايـن بـاره مـى تـوان بـه تـكـمـيل طرح هاى فرستنده پر قدرت راديويى بندر تركمن ، چاه بـهـار، اصـفـهـان ، باختران ، توس و بوشهر اشاره كرد. بى گمان طرّاحى و ساخت فرستنده هاى تلويزيونى در داخل كشور، براى نخستين بار، نمودى از توانايى مردم مسلمان ايران براى نيل به خودكفايى و استقلال بود.(240)
3 ـ تـلويـزيـون و دفـاع مـقـدّس : از پـيـامـدهـاى تحوّلات بالنده سازنده سيما در دوران پس از انـقـلاب اسـلامـى سـَهـم چـشـمـگـيـر ايـن رسـانـه در دفـاع مـقـدّس ‍ اسـت . در طـول هـشـت سـال دفـاع مـقـدّس ، صـدا و سـيـمـا با بسيج توانايى ها و امكانات خود، بسيارى از ايـثـارگـرى ها و جانفشانى هاى رزمندگان اسلام را در پشت جبهه ها و بلكه در بسيارى از نقاط جـهـان بـه نـمـايـش گـذاشـت . دوربـيـن هاى خبرنگاران اعزامى به خطوط مقدّم ، صحنه هاى نبرد دلاورانه رزمندگان غيور اسلام را به خانه هاى مردم مى آوردند و پدران و مادران شهيدپرور با چشمان خود صحنه هاى نبرد افتخارآفرينِ فرزندان خود را مى ديدند.
تـاريـخ دفـاع مـقـدّس بـا دوربـيـن هـاى خـبـرنـگاران دلاورى همچون شهيد سيّد مرتضى آوينى ، جاويدان و ماندگار شدند تا به نسل هاى آينده برسند. صدها قطعه فيلم مستند تلويزيونى از صـحـنـه هـاى جنگ و فيلم هايى مانند فتح بستان ، مجموعه ارزشمند روايت فتح و برنامه هفتگى ايران در جنگ ، بر فرهنگ دفاع مقدّس پويايى و بالندگى افزونى بخشيدند. بازتاب اخبار فـتـوحـات رزمـنـدگـان ، بـرانـگيختن احساسات مذهبى مردم براى بسيج نيرو و اعزام به جبهه ، افـشـاى چهره استكبار و نقش زورمداران جهانى در تهاجم همه جانبه به جمهورى اسلامى ايران و خـنـثى ساختن جنگ روانى امواج رسانه هاى استكبارى عليه ملّت مسلمان و دلاور ايران و… را بايد از كاركردهاى سازنده صدا و سيما برشمرد.(241)
4 ـ سـيـمـا و صـدور پـيام انقلاب اسلامى : سيماى جمهورى اسلامى ايران فعّاليّتى دامنه دار و ارزنده اى براى صدور پيام انقلاب اسلامى به گوش ‍ ملّت هاى تحت ستم جهان بر عهده داشته اسـت . پـخش برنامه هاى برتاباننده پيام انقلاب به زبان هاى مختلف دنيا، صدور محصولات صـوتـى ـ تـصـويـرى بـه ديـگر كشورهاى جهان ، ارسال اخبار رويدادهاى ايران و ديگر نقاط جهان اسلام به ويژه اخبار انتفاضه فلسطين و مبارزه مردم بوسنى و نيز تحوّلات داخلى مصر و كشورهاى شمال آفريقا از ديگر فعّاليّت هاى صدا و سيما در اين زمينه ها است .
صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران با عضويت در اتحاديّه راديو تلويزيونى كشورهاى آسيا (ا.بـى .يـو.)،(242) گـزارش هاى خبرى رويدادهاى ايران و نهضت هاى آزادى بخش را به ديگر كشورهاى جهان ارسال مى كند.(243) و اين گامى است ديگر براى همراهى و هميارى با مسلمانان و مستضعفان جهان .
فصل چهارم
ماهواره ، رايانه و ويدئو

1. ماهواره
فـنـّاورى مـاهـواره اى ، يـكـى از بـزرگ ترين دستاوردهاى علمى و مهندسى انسان پس از انقلاب صـنـعـتـى و مـوجـب تـوانـمـنـدى ارتـباطات در جهان امروز است . دستيابى بشر به دانش ساخت و پـرتاب ماهواره به فضا، از نوين ترين و مهم ترين گام هايى است كه او در زمينه ارتباطات برداشته است .
بـا فـرستادن ماهواره ها به فضا و قرار دادنشان در مدارهاى مختلف در پيرامون كره زمين ، چهره ارتـبـاطـات و دانـش فـنـّى اش بـه كـلّى دگـرگـون شـده و تـوانايى هايى شگرف در فرايند ارتـبـاطـات و عـرصـه هـاى گـونـاگـون دانش بشرى ، مانند تحقيقات فضايى ، مطالعات زمين شـنـاخـتـى ، كـاربـردهـاى نـظـامـى ، هـواشـنـاسـى و بسيارى از زمينه هاى ديگر فراهم آمده است .(244) كـاربـردهـاى گـسترده اين پديده و تاءثير بسيار فراوانش در پيشرفت هاى امروز جامعه انسانى ، انكارناپذير است . از سويى ديگر ماهواره در چند دهه اخير به موضوعى جـهـانـى و بـسـيـار مـهـم تـبـديـل شـده اسـت كـه شـنـاخـت كـاربـردهـا و مسائل مربوط به آن قابل چشم پوشى نيست .
از رايـج تـريـن و شـنـاخـتـه شـده تـريـن كاربردهاى ماهواره ، تقويت فرستنده هاى راديويى و تـلويـزيـونـى اسـت كـه بـا اسـتفاده از آن ها مى توان كشورهاى دور دست و حتّى قارّه ها را زير پـوشـش بـرنامه هاى راديو و تلويزيون درآورد. برخى پژوهشگران دانش ارتباطات با توجّه بـه كـاربردهاى زيانبار و تهديد كننده برنامه هاى ارسالى از ماهواره ، اين پديده را ابزارى كـارآمـد براى تهاجم به آسمان كشورهاى جهان سوم دانسته اند. امروزه موضوع ماهواره ، انگيزه تشكيل ميزگردها و سمينارها و عنوان هاى درشت روزنامه ها، از محورهاى اصلى بولتن هاى خبرى است .(245)
تكنولوژى ماهواره اى و اهميّت آن در جهان امروز
اهـمـيـّت مـاهـواره چـنـان اسـت كـه در نـوشـته مختصر حاضر نمى توان به گونه اى شايسته و بايسته از آن سخن گفت . در نگاهى گذرا شايد بتوان گفت كه ماهواره يكى از ابزارهاى تفوّق و بـرترى آدمى بر طبيعت است . او به كمك اين پديده شگرف توانسته است بر موانع مكانى و زمانى غلبه يابد.
اينك براى آشكار ساختن اين حقيقت ، ضرورى است نگاهى بر كاربردهاى گوناگون اين پديده در زندگى كنونى انسان بيندازيم :
با بهره گيرى از ماهواره ، امكان برقرارى ارتباط ميان كشورها و حتّى قاره ها فراهم مى شود و از پـيـامـدهاى اين فرايند، افزايش همكارى ها و تعاملات بين المللى در ابعاد و زمينه هاى مختلف اسـت . ارتـباطات ماهواره اى ، بسيارى از مسائل و مشكلات مربوط به هزينه ، زمان و پيوستگى جـريـان اطلاعات ميان كشورها را حل كرده است و كارايى شبكه هاى راديو تلويزيونى و مدارهاى تلفنى را به گونه اى شگفت انگيز افزايش داده است .(246)
در حال حاضر تمامى پهنه گيتى ـ از نزديك ترين تا دورترين جاها ـ زير پوشش ‍ شبكه هاى گـسـتـرده مـاهـواره هـاى ارتـبـاطـى و مـخـابـراتـى اسـت و ارسـال پـيـام هـاى مـخـابـراتـى در زمـيـنـه هـاى صوت ، تصوير و… بر بهترين گونه و با سرعتى بسيار از گذر همين شبكه ها صورت مى گيرد.
هـنـگـامـى كـه شـبـكـه هـاى تـلفـن ، نـمـابـر، دورنـگـار و ديـگـر وسـايـل مـخـابـراتـى بـه شـبـكـه هـاى مـاهـواره اى وصـل شـونـد، سـرعـتـى بـسـيـار در تـبـادل اطـلاعـات فـراهم مى آيد و اين ، به نوبه خود، فرايند توسعه و جهش جامعه به سوى پـيشرفت را آسان و شتابان مى كند.(247) در حقيقت ، برخوردارى از دانش فنّى ساخت و پـرداخـت مـاهـواره به فضا مى تواند به عنوان يكى از شاخص هاى توسعه يافتگى كشورها مـحـسـوب گـردد؛ زيـرا امـروزه بيشتر كشورهايى كه عضو خانواده كشورهاى پيشرفته صنعتى انـد، از تـوانـايـى سـاخـت و پـرتـاب مـاهـواره بـه فـضـا بـرخوردارند و يكى از وسايلى كه تـوانـسته اند به يارى اش ، صنعت و اقتصاد خويش را رونق بخشند، ارتباطات ماهواره اى بوده است .
بـرخـوردارى از خـدمـات مـاهـواره اى مـوجـب افـزايـش كـارايـى نـظـام حـمـل و نـقـل كـشـورهـا مـى گـردد. كـشـتـى هـا، قـايـق هـا، قـطـارهـا، كـامـيـون هـا و ديـگـر وسـايـل حـمـل و نـقل ، كه بسان شريان هاى اصلى اقتصاد هر جامعه اند، با استفاده از ارتباطات مـاهـواره اى مـى تـوانـنـد تـوانـايـى و كـارايـى خود را چند برابر كنند. وانگهى ، ماهواره ها مى تـوانند به وسيله تجهيزات مخابراتى ، مراكز مهم و گاه دورافتاده اى همچون معادن ، كارخانه ها و سكوهاى نفتى را به تمامى نقاط كشور و ديگر مناطق جهان مرتبط سازند.
از ديـگـر كاربردهاى مهم ماهواره ، طرح (شبكه نجات ملّى ) است كه با استفاده از ماهواره هايى ويـژه تـمـام نـقـاط كشور از نظر ارتباط مخابراتى به يكديگر پيوند مى خورند و به وسيله ايـسـتـگـاه هـاى كوچك زمينى ، با مركز نجات ملّى مرتبط مى گردند تا در هنگام نياز و بحران ، به مدد ارتباط مخابراتى پيوسته و شايسته ، عمليات امداد به آسانى انجام شود.
ماهواره ها در كشف نقاط ناشناخته زمين نيز كارآيى شگفت انگيزى دارند.(248) همچنين ، دانـشـمـنـدان هـواشـناس ، به كمك چشم ماهواره ها، به مشاهده زمين مى پردازند و كوچك ترين موج دريـا و يـا كمترين حركت توده هاى بزرگ يخى را زير نظر مى گيرند. ماهواره ها براى انسان ايـن امـكـان را فـراهم آورده اند كه عرض رودخانه ها، عمق درياچه ها و پيشروى كويرها را اندازه گـيـرد و رشـد مـحـصـولات كـشاورزى و تغييرات آب و هوا را پيش بينى كند. همچنين ، به وسيله مـاهـواره هـا، فـعل و انفعالات سربازان دشمن را مى توان زير نظر داشت و بنابراين ، اهميت اين وسـيـله بـراى عـمليات نظامى نيز بسيار چشمگير است و عاملى تعيين كننده در سرنوشت نبردهاى نـظـامـى مـحـسـوب مـى گـردد.(249) بـرخـى مـاهـواره هـا مـى تـوانـند از خطوط نبرد، تصاويرى با وضوح يك متر و حتّى پنجاه سانتى متر تهيّه كنند.(250)
تاريخچه ساخت و پرتاب ماهواره
آغاز روزگار ماهواره ها را به سال 1324 ش . / اكتبر 1945 م . بازمى گردانند؛ يعنى هنگامى كـه آرتـور. سـى . كلارك ، ستوان خلبان نيروى هوايى بريتانيا،ب راى نخستين بار طرح پـرتـاب مـاهـواره مـخـابـراتى به فضا را پيش كشيد.(251) امّا نخستين گام عـمـلى بـراى اسـتـفـاده از مـاهـواره ، هـنگامى برداشته شد كه نخستين قمر مصنوعى ، موسوم به (اسپوتنيك 1) را كارشناسان شوروى در سال 1957 م . به مدار زمين فرستادند و بدين سان ، عـصـرى نـويـن در دانـش ارتـبـاطات آغاز شد.(252) از اين رو، شوروى سابق را مى تـوان نـخـسـتـيـن كـشـورى دانـسـت كـه بـه دانـش فـنـّى ساخت و پرتاب ماهواره دست يافته است .(253)
پـس از شـوروى سـابـق ، آمـريـكا از دانش فنّى ماهواره اى بهره مند گشت و از دهه 1970 م . به بـعـد، كـشـورهـايـى ديگر نيز در پى استفاده از ماهواره برآمدند كه از ميان آن ها، مى توان به كشورهايى همچون آلمان ، فرانسه و كانادا اشاره كرد. اكنون كشورهاى هندوستان ، ژاپن ، چين ، انگلستان و برخى از كشورهاى عربى داراى ماهواره هاى اختصاصى اند.(254) البته ، كـشـورهـاى عربى ماهواره ها را از ديگر كشورها خريده اند و خود، از دانش ماهواره اى بى بهره اند.
ايران و تكنولوژى ماهواره اى
ايران در سال 1348 ش . بر آن شد كه از ماهواره مخابراتى اقيانوس اطلس ‍ بهره گيردو به گـروه كـشـورهايى درآيد كه از اين وسيله مهم برخوردار هستند. از اين رو كارشناسان ، ايستگاه زمـيـنى اسدآباد را بنا نهادند. استفاده از ماهواره در آن روزگار، اين امكان را فراهم كرد كه مردم ايـران هـمـراه بـا مـردم بـسـيـارى از كـشـورهـاى جـهـان فـرود آمـدن انـسـان بر كره ماه را تماشا كـنـنـد.(255) امـّا بـه هر حال ، دو عامل استعمار و استبداد، ايرانيان را از دستيابى به دانش فنّى ساخت و پرتاب ماهواره در ايران مرحوم مى ساخت .
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، عزمى راسخ براى بهره گيرى از امكانات ماهواره اى فراهم آمد و بـه كـارگـيـرى ايـن پـديـده در زمـيـنـه هـاى مـخـابـرات ، حـمـل و نقل ، صدا و سيما و جز آن ، ابعادى گسترده تر يافت . در اين دوره ، افزون بر دانشگاه ها و مراكز آموزش عالى كشور، مراكزى ديگر نيز براى تربيت كارشناسان دانش ماهواره پديد آمـدنـد كـه مـراكـز آمـوزشـى مـايـكـروويـو (كـوى كـن ) و (تـهـرانـپـارس ) از آن جـمـله اند.(256)
در حـال حـاضـر جمهورى اسلامى داراى چندين ايستگاه ماهواره اى است كه امكان برقرارى ارتباط داخـلى و بـيـن المـللى را به سهولت فراهم مى كنند. در بخش ارتباطات درون كشورى ، ماهواره هاى سازمان اينتلست مورد استفاده قرار مى گيرند. همچنين گام هايى مهم براى قرار دادن ماهواره اى ويـژه جـمـهـورى اسـلامـى ايـران ـ بـه نـام زهـره ـ در مـدار زمـيـن بـرداشـتـه شـده اسـت .(257)
انواع ماهواره ها
از ساخت و پرتاب نخستين ماهواره به فضا، نزديك به چهار دهه مى گذرد. در اين مدّت ، ماهواره هـا جـاى خـود را در زنـدگـى بـشـر گـشـوده انـد. ايـنـك هـزاران مـاهـواره در مـدار زمـيـن در حـال چـرخـش انـد كـه داراى انـواعـى مختلف هستند و هر يك براى اهداف و مقاصدى ويژه طراحى و ساخته شده اند.(258) به طور كلى ماهواره ها از نظر كاربرد، به دو دسته نظامى و غير نظامى تقسيم مى شوند.
الف ـ ماهواره هاى غير نظامى : ماهواره هاى مخابراتى ، يكى از انواع ماهواره هاى غير نظامى اند كـه داراى كاربردى بيشترند. ماهواره هاى تقويت كننده امواج راديويى و تلويزيونى نيز يكى ديـگـر از شـنـاخـتـه شـده تـريـن مـاهـواره هـاى غـير نظامى هستند كه براى تقويت امواج راديو و تلويزيون به فضا پرتاب مى شوند. استفاده از اين نوع ماهواره ها سبب افزايش قدرت شبكه هـاى راديو تلويزيون و گسترش شعاع عمل فرستنده ها و حوزه انتشار برنامه هاى رسانه هاى گروهى است .(259)
ب ـ مـاهـواره هـاى نظامى : امروزه در ميان آسمان ده ها نوع ماهواره نظامى به كسب اخبار و اطلاعات مـشـغـولنـد؛ مـاهـواره هـايى بسيار پيچيده و برخوردار از دانش پيشرفته كه توسط قدرت هاى جـهـانـى و دارنـدگـان فـنـّاورى و صنعت ، ساخته شده اند.(260) اين ماهواره ها هر يك براى گونه اى ويژه از جاسوسى طرّاحى گشته اند و بنابراين به تناسب كاربردها، داراى انواعى دگرگونند.(261)
به طور كلّى يازده نوع ماهواره نظامى در جهان مى توان يافت كه ماهواره هاى جاسوسى عكّاسى ، جـاسـوسـى نـظـارت دريـايـى ، جاسوسى هشداردهنده ، استراق سمع الكتريكى ، اطلاعاتى ، رهگيرى و جاسوسى مخابراتى ، ناوبرى ، هواشناسى نظامى ، علمى نظامى ـ مخابرات نظامى و جز آن را شامل مى شوند.(262)
در سـال 1972 م . كـارشناسان آمريكايى ماهواره هايى موسوم به (لندست ) طرّاحى كردند و ساختند براى كشف از راه دور به كار مى رفتند و مى توانستند تشعشعات زمين را اندازه گيرى و ضـبـط كـند و با دقّت وضوح سى متر تصويربردارى كنند و اين تصاوير را به پايگاه هاى زمـيـنـى مخابره نمايند. سازمان جاسوسى آمريكا ـ سيا ـ از اين ماهواره ها به گونه اى گسترده براى جاسوسى از اوضاع كشاورزى شوروى سابق استفاده كرده است .(263)
در زمـان بـحـران خـليـج فـارس و تـهـاجـم ارتـش رژيم عراق به كشور كويت ، همه ماهواره هاى آمـريـكـايى براى اهداف نظامى به كار گرفته شدند. دولت آمريكا حتّى تصاوير ماهواره هاى غـيـر نـظـامى را نيز به خدمت گمارد و در اختيار ستاد جنگ قرار داد تا از آن ها در جنگ عليه عراق بهره بَرَد.
بـا اطـلاعـات دريـافـت شـده از ماهواره هاى آمريكايى ، چهار هزار نقشه از منطقه خليج فارس در طـول يـك هـفـتـه ـ فـراهـم آمـد. اطلاعات به دست آمده از ماهواره ها درباره اماكن تخريب شده ، آتش سـوزى هـا و مـوقعيت آن ها بى درنگ به فرماندهان آمريكايى مى رسيد تا بتوانند مناسب ترين محل را براى محاصره نظاميان عراقى بيابند.(264)
به هر حال ، استفاده از ماهواره ها در امور نظامى ، امروزه كارى رايج است و ستاد جنگ آمريكا، چين و برخى ديگر از كشورهاى دارنده فنّاورى و دانش ماهواره ، به گونه پنهانى از اين ماهواره ها، كه به دستگاه هاى الكترونيكى بسيار توانمند و پيشرفته اى مجهّزند، در امور نظامى سود مى جويند.(265)
2. رايانه
رايـانـه گـسـتـرده تـريـن دسـتـاورد انـقـلاب ارتـبـاطـات و بـه تـعـبـيـرى (مادر فنّاورى نوين الكـتـرونـيـكـى ) اسـت .(266) امـروزه پـيـشرفت شگرف صنعت الكترونيك در ساخت و كـاربـرد دسـتگاه هاى پيشرفته رايانه اى ، انقلابى عظيم در عرصه صنعت و دانش روزگار ما پـديـد آورده و مـوج انـقلاب سوم ، يعنى (انقلاب انفورماتيك )، همانند انقلاب صنعتى ، مى رود تا قوانين اجتماعى را نيز تحت خويش گيرد.(267)
رايانه هاى پيشرفته ، به علت نقش و كارآيى بسيار مهمّشان و نيز برخوردارى از حجم اندك ، سرعت ، دقّت ، سهمى چشمگير در زندگى انسان پيدا كرده اند و با گذشت زمان ، پيوسته بر ايـن سـهـم افـزوده مـى گـردد. بـا ورود مـاهـواره و رايـانـه بـه جـمـع وسايل ارتباطى ، ديگر راديو، تلويزيون و مطبوعات از يكديگر جدا نيستند. اين رسانه ها به شدّت به هم پيوسته اند و از پيوندشان شبكه اى به هم تنيده پديد آمده است و به گونه اى در حـيات اجتماعى انسان رسوخ يافته اند كه تصوّر تداوم زندگى اجتماعى انسان بدون وجود اين شبكه پيچيده و گسترده ، بسى دشوار به نظر مى رسد.(268)
كاربردهاى رايانه
ظـهـور رايـانـه ، ازآن رو كـه داراى ويـژگـى هـا، تـوانـايـى هـا و بـرتـرى هـايى بسيار است ،دگـرگـونـى هـايـى به همراه خويش آورده است . افزايش بى سابقه سرعت ، دقّت و سهولت انـجـام مـحـاسـبـات و طـرّاحـى هـاى پـيـچـيـده و دشـوار از دسـت آوردهـاى ايـن پـديده نوظهور است .(269) افـزون بـر ايـن ، قـابـليـت انـعـطـاف پـذيرى و كاربردهاى بسيار گسترده رايـانـه سـبـب گرديده است كه اين پديده جايگاهى بس مهمّ در حيات فردى و اجتماعى بشر به دست آورد.
رايانه در جبنه هاى مختلف زندگى بشر از صنايع نظامى گرفته تا صنايع فضايى و نيز پـتـروشـيـمـى ، اتـومـبـيـل سـازى و… داراى كـاربـردهـايـى فـراوان اسـت كـه بـه دليـل گـسـتـردگى بسيار اين كاربردها چاره اى جز آن نيست كه تنها به برخى از آن ها اشاره كنيم :
1 ـ ارتـبـاطـات : بـراى انـجـام امـور پـُسـتـى ، خـدمـات صوتى ، اطلاعاتى ، ويدئويى ، امور نگهدارى و عمليات اجرايى ارتباطات ، جابه جايى اطلاعات و اخبار توسط خبرگزارى هاى بين المللى و جز آن ، كاربرد رايانه بسيار سودمند و حتى ضرورى است .
2 ـ آمـوزش : در تـمـام سـازمـان هـا و وزارت خـانـه هـاى آمـوزشـى ، از قـبـيـل آمـوزش ‍ و پـرورش و آمـوزش عـالى ، از رايـانـه در فـرايـنـد آمـوزش سـود مـى جويند.(270) رايانه به لحاظ برخوردارى از انعطاف فراوان ، در بالا بردن ميزان هـوش و تـوانـايـى كـارى انـسـان ، بـسـيـار مؤ ثرند. حتّى از نوعى رايانه در مقطع تحصيلات ابتدايى براى آموزش كودكان استفاده مى كنند و به اين ترتيب فرايند آموزش و فراگيرى را آسان و ميزان بهره ورى را افزايش ‍ مى دهند.(271)
3 ـ امور ادارى : امور ادارى ، مالى ، بانكى ، بازرگانى ، مكاتبات و جز آن ، امروزه همگى متّكى بر رايانه اند.
4 ـ چـارچـوبـى بـراى رويـارويـى بـا تـرافـيـك هـوايى و دريايى : در بيشتر كشورها به مدد رايانه صورت مى پذيرد.
5 ـ راهنمايى و رانندگى : امروزه براى حلّ مشكل ترافيك شهرى نيز از رايانه كمك مى گيرند.
6 ـ هـواشـنـاسـى : در مـطالعات عوامل جوّى و شرايط آب و هوا، كاربرد رايانه بسيار سودمند و ضرورى است .
7 ـ امـور پـزشـكـى : ارتـبـاط مـركـز رايـانـه بـيـمـارسـتـان هـا بـا آژانـس هـا و تـرمـيـنـال هـاى پـزشـكـى از گـذر خـطوط تلفن ، امور ادارى بيمارستان ها، راديولوژى ، امور آزمـايـشـگـاهى ، مهندسى پزشكى ، توانبخشى و جز آن ، در بسيارى از كشورها، از گذر خدمات رايانه اى صورت مى پذيرد.(272)
8 ـ فـرودگـاه هـا: امـور مـربـوط بـه فـرودگـاه هـا، از قـبـيـل تـنـظيم سفرهاى هوايى ، رزرو بليط براى مسافران و جز آن ، به كمك رايانه انجام مى شود.
9 ـ بحران ها و حوادث : امروزه در بسيارى از حوادث و بحران ها، مانند حوادث دريايى و هوايى و جز آن ، استفاده از رايانه ، بسيار رايج و كارساز است .
10 ـ هـنـر و خـدمـات چـاپـى و تـصـويرى : كاربرد رايانه در امورى همچون گرافيك ، نقّاشى مـتحرّك ، توليد فيلم هاى سينمايى و تلويزيونى ، حروفچينى و امور مربوط به چاپ و نشر بر كيفيت و نيز سرعت كار به گونه اى شگفت انگيز مى افزايد.(273)
نقش رايانه در وسايل ارتباط جمعىرايـانه ها در امور مربوط به وسايل ارتباط جمعى ، مانند فيلم سازى ، مبادله پيام ها واطلاعات و اخـبـار توسط خبرگزارى ها و صنعت چاپ و نشر نقشى مهم و چشمگير بر عهده دارند. در اينجا به گونه اى مختصر از اين نقش ها و كاربردها سخن مى گوييم :
الف ـ گرافيك رايانه اى
گـرافـيـك وسـيـله اى اسـت بـراى بـه تـصـويـر كـشيدن تخيّلات انسان و آن گاه كه اين وسيله باتوانايى هاى رايانه همراه شود، كيفيتى شگرف مى يابد. امروزه از اين طريق نقّاشى متحرك ، فيلم و سريال هاى كارتونى مى سازند و به بازار عرضه مى كنند. با استفاده از رايانه ، تـصـاويـر مـتـحـرّك را به سرعت و زيبايى هر چه تمام تر مى آفرينند و آن ها را به رنگ هاى دلخـواه ، رنـگ آمـيـزى مى كنند.(274) به وسيله مونيتور گرافيكى ، تصاوير خيالى بـا اشـكـالى گـونـاگـون پـديـد مـى آورنـد و بـديـن وسيله ، سازندگان فيلم هاى كارتونى مـحـصـولات خـود را بـا كـيـفـيـت مـنـاسـب و بـا كـمـتـريـن زحـمـت و صـرف وقـت راهـى بـازار مـى كنند.(275)
آگـهـى هـاى تـجـارتـى و بـازرگـانـى در تـبـليـغ خـدمات و كالاها نيز چهره اى ديگر به خود گـرفـتـه انـد و ايـن نـتـيـجـه ورود رايانه هاى گرافيكى به صحنه طرّاحى و ساخت تصاوير مـتـحـرّك اسـت . در ايـستگاه هاى رايانه اى با استفاده از روش هاى پردازش تصوير، آگهى هاى بازرگانى توليد مى كنند و تاءثيرى شگرف بر بينندگان مى گذارند.(276)
نـقـّاشـى متحرك ، طرّاحى ، بدل سازى و دوباره كارى در فرايند توليد محصولات تصويرى بـا بهره گيرى از رايانه ، به راحتى و با دقت هر چه تمام تر انجام مى گيرد؛ مثلا مى توان در صفحه تلويزيون ، ميوه ها را به رقص درآورد و يا خميردندان هايى متحرّك و آوازخوان كشيد و توجّه بينندگان را جلب كرد.(277)
گـاه تـصـاويـر انـيـمـيـشن (278) از تلويزيون پخش مى شوند كه به وسيله فنون رايـانـه اى تـوليد و در معرض نمايش قرار مى گيرند؛ حروفى كه به ظاهر در فضا پرواز مى كنند تا سر جايشان فرود بيايند و نام برنامه مورد نظر را جلوه گر سازند به طور كلّى اجسام بى جانى كه بر صفحه تلويزيون به رقص و حركت درمى آيند، معمولا ساخته گرافيك رايانه اى اند. اين صحنه ها، كه خلق آن ها با ابزارهاى قديمى نيازمند به وقت و زحمتى بسيار است ، به كمك رايانه در كمتر از يك ثانيه ترسيم مى شوند.(279)
ب ـ رايانه در خدمت توليد فيلم هاى سينمايى و تلويزيونى
ورود رايـانـه بـه عـرصـه سـيـنـمـا، ايـن صنعت بزرگ هنرى قرن را به تسخير خود درآورده و تغييراتى فراوان در آن پديد آورده است . تركيب و تنظيم نماها، تجزيه تصاوير، طبقه بندى فـصـل هـاى فـيـلم ، پـديـده واكـتـورهـا، ذخـيـره سازى اطلاعات تصويرى و سهولت و سرعت در بـازاريـابـى آن هـا و… هـمـه و هـمـه از جـمله دستاوردهاى خيره كننده حضور رايانه ها در عرصه صنعت و هنر توليد فيلم است .(280) از جمله كاربردهاى شگفت رايانه در صنعت فيلم سازى ، امور مربوط به تروكاژ(281) فيلم ها است .
امـروزه بـا بـهـره گـيـرى از رايانه ، اطلاعات تصويرى را مى توان در حافظه رايانه و بر روى صـفـحـه هـاى ليـزرى ذخـيـره كـرد و بـا پـديـد آوردن امـكـان بـازيـابـى آن هـا، بـه مـشـكـل ديرپاى كارگردانان و تهيّه كنندگان فيلم هاى سينمايى و تلويزيونى پايان بخشيد. پـيـش از پـيـوسـتـن رايـانـه بـه جـمـع رسـانـه هـا، يـافتن يك تصوير يا سكانس ‍ خاص ، مثلا تصويرى از ساحل دريا در بعد از ظهرى آفتابى ، بسى دشوار بود و ساعت ها وقت مى برد و انجام اين عمل مستلزم جست وجويى دشوار و طولانى در ده ها حلقه فيلم و انبوهى از تصاوير بود. امـا امـروزه تـصـاويـر بـر روى صـفـحـه هاى ليزرى ذخيره سازى مى شوند و يافتن تصاوير بـراى كـارگردانان بسيار آسان گشته است . بدين سان ، رايانه ، با سرعت بخشيدن و آسان كـردن فـرايـنـد فيلم سازى ، سهمى چشمگير در توليد فيلم هاى سينمايى و تلويزيونى بر عهده گرفته است .(282)
پديده واكتورها از ديگر دست آوردهاى حيرت انگيز رايانه در عالم سينما است . اين پديده عبارت اسـت از خـلق بـازيگران در صحنه فيلم ، كه به مدد قدرت خلاقيت شگفت انگيز رايانه صورت مـى گـيـرد؛ احـيـاى سـتـارگـان سـيـنـمـايـى و بـازيـگـران سـرشـنـاسـى كـه سـال هـا پـيـش از دنـيـا رفـتـه انـد و جـان گـرفتن آن ها بر روى پرده سينما به يارى رايانه صـورت مـى گـيـرد. سـازنـدگـان فـيـلم ، و كـارشـنـاسـان ، بـا اسـتـفـاده از رايـانـه ، شـمايل بازيگر را به حافظه رايانه مى سپارند و او را در برابر هيولايى ده دوازده مترى با واقـعـى ترين شكل ظاهرى و طبيعى قرار مى دهند و بازيگر رايانه اى ، همچون يك انسان هنرمند در برابر چشمان تماشاگران سينما و تلويزيون به ايفاى نقش ‍ مى پردازد.(283)
ج ـ نقش رايانه ها در جريان اطلاعات و اخبار
رايـانـه هـا در مـبادله اطلاعات و اخبار نيز كاربرد دارند. به كمك گونه اى تماس تلفنى ميان پـرسـشـگـر خـارجـى و دسـتـگـاه هـاى شـمـارشـگـر و حسابگر، كه در مراكز خبرى و بنگاه هاى خـبـرپـراكـنـى بين المللى قرار دارند، اخبار منتقل مى گردند. امروزه در پيرامون برخى دستگاه هاى شمارشگر و حسابگر بزرگ ، شبكه هاى ارتباطى بسيار گسترده اى داير شده اند. هرگاه اين دستگاه ها از يكى از ايستگاه هاى پايانه ،(284) آن ها، كه گاهى در فاصله هزار كـيـلومـتـرى واقـع گـرديده اند، مورد پرسش تلفنى قرار مى گيرند، بى درنگ پاسخ را بر روى صـفـحـه اى تـلويـزيـون مـانـنـد و يـا يـك نـوار كـاغـذى چـاپ شـده ، انتقال مى دهند.
ايـن شـبـكـه هـاى ارتـبـاطـى ، كـه بر اساس فنون الكترونيكى و اطلاع پردازى پديد آمده اند، جـايـگـاهـى بـسـيـار مـهـم در مـيـان وسـايـل ارتباط جمعى يافته اند. هم اكنون سرويس هاى اخبار اقـتـصـادى و مـالى خـبـرگـزارى انـگـليسى رويتر(285) و خبرگزارى هاى آمريكايى يونايتدپرس ،(286) اينترنشنال و آسوشيتدپرس (287) براى كسب اخبار مربوط به بازار، گونه اى خدمات اطلاعاتى رايانه اى داير كرده اند.
روزنـامـه نـيـويـورك تـايـمـز(288) نـيـز يـك بـانـك اطـلاعاتى تاءسيس كرده است . خبرگزارى هاى آمريكايى از مدتى پيش ، رايانه ها را براى ذخيره سازى خبر و توزيع در ميان مـشـتـريـان خـود در روزنـامـه هـا، راديوها و شبكه هاى تلويزيونى ، مورد استفاده قرار مى دهند. خبرگزارى فرانسه ، آژانس ‍ فرانس پرس ،(289) نيز مى كوشد بخشى از خبرهاى خـود را از گـذر دسـتـگـاه هـاى الكـترونيكى در اختيار مشتركان بگذارد. بدين سان ، دستگاه ها و شـبـكـه هـاى رايـانـه اى در فـرايـنـد ذخـيره سازى و توزيع اطلاعات و اخبار داراى نقشى مهمّ و كاربردى مؤ ثّراند.(290)
د ـ رايانه و صنعت چاپ و نشر
از كـاربـردهـاى رايـانـه در وسايل ارتباط جمعى ، بهره گيرى در امر حروفچينى و چاپ ونشر اسـت . بـا كـاربـرد رايـانـه در صنعت چاپ ، تحوّلى چشمگير در اين صنعت كهن پديد آمده است . امـروزه بـا رايـانـه ، عـمـل حـروفـچينى ، طرّاحى و صفحه آرايى (291) همراه با موادّ تـصـويـرى ، بـه آسـانـى و بـا دقـّت انـجـام مـى گـيـرد. رايـانـه در تـرسـيـم جدول ها، نمودارها و تصاوير به گونه دلخواه به كار مى رود. اين تصاوير نخست در صفحه مـانـيـتـور رايـانـه تـرسـيـم مـى شـونـد و سـپـس بـه وسـيـله چـاپـگـر، بـه صـفـحـه كـاغـذ مـنتقل مى گردند. از بروشورهاى يك صفحه اى اطلاعاتى يا تبليغاتى گرفته تا خبرنامه ها و مـجـلّه هـا و حـتّى كتاب هاى قطور، همگى را مى توان با وسايلى كه مجموعه آن ها بر روى يك ميز جاى مى گيرد، فراهم و چاپ كرد.
از بـرترى هاى حروفچينى و نشر رايانه اى ، فراهم كردن امكان انتخاب نوع حروف چاپى در انـدازه هاى دلخواه و نيز شكل چيدن حروف است ؛ مثلا به آسانى و با سرعت مى توان نوشته را بـه شـكـل يـك سـتـونـى ، دوسـتـونـى يـا بـيـشـتـر درآورد. هـمـچـنـيـن جـا دادن اشكال و نمودارها در داخل متن همراه با زيبايى بسيار، شماره گذارى خودكار صفحه ها، تصحيح رسـم خط واژه ها و غلطگيرى متن با انعطاف پذيرى و سرعت هر چه تمام تر، از ديگر ويژگى هاى حروفچينى رايانه است .(292)
دستگاه هاى حروفچينى رايانه اى ، عمل حروفچينى را سرعت بخشيده اند؛ چنان كه در يك ساعت ، 250 سطر قابل حروفچينى است ، در حالى كه يك كارگر حروفچين سنّتى ، در هر ساعت تنها مى تواند 80 الى 120 سطر حروف چاپى فراهم آورد.(293)
امـروزه مـتـن حـروفـچـيـنـى شـده بـه وسيله رايانه ، از طريق تلفن و به طور مستقيم از كارگاه حـروفـچـيـنـى بـه چاپخانه مركزى قابل انتقال است و بدين سان ، حروفچينى از راه دور امكان پـذيـر شـده اسـت . و ايـن چـنين ، استفاده از دستگاه هاى رايانه اى در صنعت چاپ و نشر، شرايط تهيّه مطبوعات و فرايند توليد روزنامه ها را به كلّى دگرگون كرده است و بهره بردارى از رايـانـه هـا، بـه امـور چـاپ و نـشـر مـنحصر نمى گردد، بلكه در امور ادارى ، تهيّه آگهى ها و توزيع مطبوعات نيز به كار مى روند.(294)
3. ويدئو
در آغـاز دهه 1980 م . جهان شاهد ظهور پديده اى نو بود كه به بسيارى از رؤ ياها و تخيّلات انـسـان رنـگ واقـعيت مى بخشيد تا مدت هايى بسيار اين پرسش مطرح بود كه چگونه مى توان به وسيله اى دست يافت كه امكان تماشاى فيلم را در زمان دلخواه فراهم كند و بينندگان ناچار نـبـاشـنـد در انـتـظار برنامه هاى از پيش تعيين شده سينما و تلويزيون بنشينند، ويدئو همانند سـيـنـمـا بـه خـانـواده وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى تـعـلّق دارد، امّا آشكار است كه از لحاظ كاركرد، فـراگـيـرى و ويـژگـى هـا بـا سـه غـول ارتـباطى يعنى مطبوعات ، راديو تلويزيون تفاوت دارد.(295) ويدئو در كنار تلويزيون و سينما، گونه اى ديگر از فنّاورى و امكانات تـصـويـرى اسـت . قابليت ضبط همزمان صدا و تصوير و پخش اختيارى آن در زمان دلخواه به ويـدئو اهـمـيـتـى چـشمگير بخشيده است . در اين درس ضمن بررسى اين پديده ، با تاريخچه و كاركردهاى آن نيز آشنا مى شويم .
ويدئو چيست ؟
با اختراع لايه هايى به نام (سلولوئيد) و قرار دادن آن ها در برابر نور، پديده اى به نام فـيـلم مـتـولّد گـشـت . اين پديده سبب گرديد كه سينما، به عنوان رسانه اى كارآمد، جايى ميان جـامـعـه انـسـانى براى خويش باز كند. با اختراع تلويزيون ، كه از برخى ويژگى ها، مانند هـزيـنـه كـم ، تـنـوع برنامه ها و… برخوردار بود، رقيبى جدّى براى سينما پاى بر عرصه وجـود نـهـاد. و تلويزيون با خود پديده اى ديگر به نام (ويدئو) يا نوار تلويزيونى به همراه آورد كه در حقيقت ابزارى براى ضبط صدا و تصوير و پخش اختيارى آن در اوقات دلخواه بـود.(296) بـا ايـن وسـيـله مى توان فيلم هاى آموزشى و سينمايى را به طور كاملا خـصـوصى تماشا كرد، نمايش يك صحنه را چند بار تكرار كرد و فيلم را متوقف ساخت و كارى انجام داد و سپس ادامه فيلم را ديد.
ويـدئو در آغـاز بـه علت هزينه بسيار سنگين و حجم بسيار دستگاه هايش ، تا مدت ها به عنوان يك وسيله اى كاملا تخصّصى به كار مى رفت ، امّا با ساخته شدن دستگاه هاى پيشرفته و با حجمى اندك ، اين وسيله به تدريج از حالت تخصّصى بيرون رفت و كاربردهاى مختلف و عام ترى يافت .
تاريخچه ويدئو در ايران و جهان
ويـدئو از ديـگر رسانه هاى ارتباط جمعى ، جوان تر است و خاستگاه اين وسيله ارتباطى همانند ديـگـر رسـانـه هـا، كـشـورهـاى صـنـعـتـى غـرب اسـت و بـه هـمـيـن دليل ريشه هاى تاريخى اش در ايران و جهان از تفاوت و تمايزى آشكار برخوردار است .
الف ـ پـيدايش و روند گسترش ويدئو در جهان : چنان كه گذشت ، پيدايش ‍ و ظهور ويدئو به دهـه 1980 م . بـازمـى گـردد.(297) ايـن پـديـده در نـخـسـتـيـن روزهـاى تـولّد و شـكـل گـيـرى اش ، وسـيـله اى بزرگ و سنگين بود كه تنها در استوديوهاى فيلم بردارى مورد اسـتـفـاده قـرار مـى گـرفـت و از اسـتـفـاده هـاى خـانـوادگـى ، بـه شكل كنونى بى بهره بود.
بـا مـرور زمـان ، انـواع كـوچـك تـر، سـبـك وزن و در هـمـان حـال پـيـشـرفـتـه تـر سـاخـتـه و بـه بـازار عـرضـه شـد. هـمـراه بـا دگـرگـونـى و تـحـوّل در شـكـل ويـدئو، ايـن وسـيـله بـيـشـتـر مـورد تـوجـّه تـوليـدكـنـنـدگـان وسايل صوتى ـ تصويرى و همچنين خانواده ها قرار گرفت .
يـكـى از عـلل تـوفيق سريع ويدئو را مى توان انعطاف پذيرى در كاربرد آن دانست . دستگاه ويـدئو امـكـان ضـبـط بـرنـامـه هـا را حـتـّى هـمزمان با تماشاى آن ها فراهم كرده و كاربردهاى پـرشـمـار ايـن پـديـده تـصـويـرى مـوجـب گـشـتـه است به وسيله اى نيرومند در جمع رسانه ها مـبـدّل گـردد.(298) ويـدئو در كـمـتر از دو دهه ، در كشورهاى صنعتى رشدى شتابان گـرفـت و جـاى خـود را در نـهادهاى اجتماعى ، از جمله خانواده ، به سرعت گشود و بدين سان در تجارت و بازرگانى به صورت كالايى پرمشترى و سودآور درآمد. در گزارشى كه سازمان آموزشى ، علمى و فرهنگى بين المللى (يونسكو)(299) منتشر كرده است ، اطلاعاتى درباره رشد و گسترش ويدئو در 39 كشور منتخب جهان ارائه شده است . بر اساس اين گزارش ، چـهـار مـنـطـقـه مـهـمّ ويـديـويـى در جهان مى توان برشمرد كه عبارتند از: آمريكاى شمالى ، اروپاى غربى ، كشورهاى عرب ، ژاپن و جنوب شرقى آسيا.
ايـالات مـتـّحـده آمـريـكـا در اواسـط دهـه 1980 آغـاز به توليد و صادرات دستگاه ها و نوارهاى ويـديـويـى كـرد؛ چـنـان كـه در سـال 1988 مـيلادى با توليد و فروش ‍ 5/12 ميليون دستگاه ضـبـط و پـخـش ويـدئو و 290 مـيـليـون نـوار، بـه بـزرگ تـريـن بـازار ويـديويى در جهان مبدّل شد.(300)
آمـار نـشـان مـى دهـد كـه در اواسـط سـال 1371 ش . در مـجموع ، 248 ميليون دستگاه ويدئو در دسـتـرس خـانـواده هـاى مـخـتـلف در كـشـورهـاى جـهـان بـوده اسـت . بـنـابـرايـن آمـار، در چـنـد سـال گـذشـتـه به تنهايى بيش از چهل ميليون دستگاه ويدئو به دستگاه هاى موجود خانواده ها افـزوده شـده اسـت . اگـر مـيـليـون هـا دسـتـگـاه ويـدئويـى ديـگر را، كه در اختيار مؤ سّسه ها، فـروشگاه ها، كلوپ ها، رستوران ها و كافه ها هستند، به ارقام بالا اضافه كنيم ، آمار دستگاه هـاى ويـديـويـى مـوجـود در جهان ، به صدها ميليون بالغ مى گردد كه اين رقم به گونه اى شتابان در حال افزايش است .(301)
بدين سان ، در فاصله اندكى پس از ظهور ويدئو، اين رسانه تصويرى نوپا به سرعت جاى خـود را در جـمـع رسـانـه هـا گـشـوده و رشـدش نـسبت به ديگر رسانه هاى گروهى از شتابى بيشتر برخوردار بوده است ؛ چنان كه در راه گسترش و تسلّط خود بسيارى از رسانه هاى رقيب را از ميدان به در برده است و مى رود تا مخاطبان تلويزيون را نيز تصاحب كند.
ب ـ ويـدئو در ايـران : ظـهـور ويـدئو در ايـران ، هـمـچون ديگر رسانه ها، در مقايسه با جوامع غربى ، با تاءخير صورت گرفته است و اين وسيله نيز مانند راديو و تلويزيون به گونه اى ناگهانى و ناهماهنگ به جامعه ايران پاى نهاده است و بنابراين امكان همسازى و هماهنگى با ديـگـر عـنـاصـر سـاختى جامعه را نيافته است . ويدئو بيشتر به صورت عنصرى نامطلوب در ايران ظاهر شد و مسائل و مشكلاتى با خود به ارمغان آورد.
كـارشناسان بر اين باورند كه در واپسين سال هاى عمر رژيم پيشين ، ويدئو به عنوان وسيله اى نـو، كـه از كـارآيى بالايى در برنامه سازى تلويزيون برخوردار است ، وارد كشور شده اسـت . تـا روزهـاى آخـر عـمـر رژيم پهلوى ، شمار دستگاه هاى ويدئويى خانگى ، كه در اختيار درباريان و ثروتمندان قرار داشت ، محدود بود و اثرى از اين رسانه نوظهور در جامعه بزرگ ديده نمى شد.
در حـالى كـه در كـشـورهـاى ديـگـر، اين پديده تصويرى جايى براى خويش ‍ باز مى كرد، در ايـران مـردم سـرگـرم مـبـارزه عـليـه فـسـادى بودند كه اركان رژيم را فرا گرفته بود. با پيروزى انقلاب اسلامى ، جامعه ايران به جايى رسيد كه رسانه هاى گروهى رونق پيشين خود را از دسـت دادنـد؛ زيـرا نـام مـطـبـوعـات ، سـيـنـمـا و تـلويـزيـون ، ابـتـذال و فـسـاد را در افـكار عمومى و اذهان تداعى مى كرد. كاهش برنامه هاى سرگرم كننده و مـتـنـوّع تلويزيون و تعطيل شدن سينماها از يك سو و نبودن جايگزينى مناسب و سالم براى آن هـا، مـحـيـط را، بـراى رشـد نـاهـنـجـار تـوزيـع نـوارهـاى مـبـتـذل ويـديوئى فراهم مى كرد كه البته سهم استكبار جهانى را در اين فرايند نبايد ناديده گرفت .
بـه هـر حـال ، در مـدّتـى كـوتـاه ويدئوكلوپ هايى بسيار براى جلوگيرى از نمايش فيلم هاى مـبتذل سامان يافته شدند به كسب و كارى پرسود پرداختند. استفاده از ويدئو در ايران براى نخستين بار در قشر مرفّه و طبقات بالاى جامعه شيوع يافت ، ولى ديرى نپاييد كه بيشتر مردم بـا ايـن وسـيـله تصويرى آشنا شدند و به سرعت ورود دستگاه هاى ويدئو به طرق مختلف به كشور آغاز شد.
بـنـابـر آمـارهاى مستند، تنها در فاصله تيرماه 1358 تا شهريور 1359 ش . حدود 430 هزار دسـتـگـاه ويـدئو وارد كـشـور شـده اسـت . دولت بـراى جـلوگـيـرى از آثار پيامدهاى فرهنگى ، سـيـاسـى و اقتصادى اين پديده ، كه بسى زيانبار بودند، به گونه اى شتابزده ورود آن را بـه داخـل كشور ممنوع اعلام كرد.(302) ممنوعيت ورود ويدئو به ايران شاخه اى جديد از فعاليت قاچاق را در كشور گشود و اين وسيله به گونه غير قانونى همچنان به كشور وارد مـى شـد. راديـو تـلويـزيـون و صـنعت فيلم سازى نيز نتوانستند اشتياق بسيارى از مردم را به ويـدئو از مـيـان بـرنـد و جـاى آن را پـر كـنند و برنامه هاى متنوّع ، سالم و با محتواى اسلامى فـراهـم آورنـد و ايـن مـوجـب شـد كـه شـمـار تـمـاشـاگـران ويـدئو رو بـه فـزونـى نـهـنـد. در سـال 1362 ش . وزارت فـرهـنـگ و ارشـاد اسـلامـى بـه عـنـوان گـامـى براى مبارزه با تهاجم فـرهـنـگـى فعاليّت ويدئوكلوپ ها را ممنوع كرد، ولى مدّتى بعد، پس از بررسى اين اقدام و دسـتاوردهايش معلوم شد كه ممنوع كردن ورود ويدئو به ايران و تعطيلى ويدئوكلوپ ها، تنها، حـركـتـى انـفـعـالى و انـفـرادى بـوده و هـيـچ گـونـه تـحقيق و مطالعه و برنامه ريزى هماهنگ و بـلنـدمـدّتـى بـا خـود نـداشـتـه اسـت .(303) سرانجام پس از بررسى ها و مطالعات كارشناسانه ، خريد و فروش دستگاه هاى ويدئوكلوپ ها نيز فعاليت خود را از سر گرفتند.
بـه هـر حـال ، ويـدئو در جـامـعـه ايران نيز پاى خود را به درون خانواده ها گشود و بخشى از اوقـات فـراغـت اعـضـاى خـانـواده هـا را بـه خـود اخـتـصـاص ‍ داد و بـديـن سـان ، مـقـارن بـا سال هايى كه برنامه هاى ويدئويى در مناطق مختلف جهان به ويژه در خانواده ها لانه مى كرد، تصاوير فيلم هاى ويدئويى در برابر چشمان خانواده هاى ايرانى نيز قرار گرفت .
كاركردهاى ويدئو
اساسا هر گونه فنّ و دانش ، به خودى خود عنصرى خنثى است و انسان است كه سمت و سويش را مـشـخـص مـى سـازد و وسـايـل ارتباطى و از جمله ويدئو نيز از اين حقيقت بيرون نيستند؛ امّا نبايد ويـژگـى هـاى مـتفاوت ابزارهاى رسانه اى و امكانات و ظرفيت هاى گوناگون هر يك را ناديده گرفت و همه را بدون كوچك ترين تمايزى در كنار يكديگر جاى داد.
بـايد توجّه داشت كه هيچ پديده و ابزارى ، بر نقش و كاركردهاى نخستين و هدف هاى مورد نظر سـازنـدگـان خـود ثـابـت و مـانـدگـار نـمـانـده اسـت و دگـرگـونـى و عدول از كاركردهاى نخستين ، به همه ساخته هاى بشرى راه يافته است ؛ همان گونه كه ديناميت بـراى آسـان سـاخـتـن بـرخـى كـارهـاى طـاقـت فـرسـا و دشـوار، هـمـچـون شـكـافـتـن دل صخره هاى سخت و كوه هاى عظيم در راه سازى و صنعت معدن اختراع گشت ولى پس از چندى در راه نابودى انسان ها به كار گرفته شد.
ويـدئو نـيـز همچون ديگر مصنوعات بشرى به چنين سرنوشتى دچار گشت و با اين تفاوت كه سوء استفاده از آن ، از همان دوران نخستين اختراعش ‍ ظاهر شد. از اين رو براى ويدئو نيز دو نوع كاركرد سازنده و زيانبار مى توان برشمرد.
الف ـ كـاركـردهـاى سـازنده ويدئو: بى آن كه خصلت ويژه ويدئو و تفاوت اساسى اش را با ديگر رسانه ها ناديده بگيريم ، مى توان گفت كه اين رسانه توانايى آن را دارد كه در خدمت اعـتـلاى فـرهـنـگ ، تـكـامل اجتماعى ، آموزش و پرورش ، تفريحات سالم و سرگرمى هاى مفيد و ديگر مقاصد سازنده اجتماعى ، سياسى و اقتصادى به كار رود.(304)
افزون بر استفاده از ويدئو به عنوان وسيله سرگرمى و تفريحى ، مهم ترين و سودمندترين كـاركـردش ، در امـر گـسـتـرش فـعـاليـت هـاى آمـوزشـى اسـت . ويـدئو در كـنـار وسـايـل و فنّاورى كمك آموزشى ، توانايى آن را دارد كه به عنوان ابزارى كار آمد و مؤ ثر در فـرايـنـد آموزش و نشر علم و دانش به كار رود. استفاده از ويدئو براى تدريس ، مى تواند با رعايت شرايطى ، در نظام آموزشى كشورها بسيار سودمند و كارساز افتد.(305)
امـروزه نـوارهـاى ويدئويى در رشته هاى مختلف دانشگاهى در فرايند تربيت دانشجو كاربردى شايان توجه يافته اند كه ارائه آموزش هاى پزشكى به طريقه ويدئو، نمونه اى از استفاده مفيد و مؤ ثر اين رسانه در نظام آموزشى كشورهاى جهان است .(306)
ب ـ كـاركـردهاى زيانبار ويدئو:توانايى و نيز تاءثير شگرف ويدئو بر مخاطبان موجب شده اسـت كـه كـاربـرد نادرستش ضرر و زيانى فراوان براى جامعه انسانى به ارمغان آورد؛ چنان كه كاربرد به جا و درستش پيامدهايى بسيار سازنده و سودمند و ارزنده همراه خود دارد.
ايـن در حالى است كه تسخير تام فرهنگى ، اقتصادى و سياسى كشورها در دستور كار استكبار جهانى قرار دارد و ويدئو به لحاظ قابليت و ويژگى هاى برترش ، ابزارى خطرناك براى تـهـى سـازى جـوامـع اصـيل از محتواى فرهنگى انسانى و الهى و وسيله اى براى نفوذ به قلب فرهنگ ها محسوب مى گردد.(307)
پـژوهـش هـا و بررسى هاى علمى و آمارى ، كه در سال هاى اخير درباره آثار زيانبار ويدئو در جـوامـع صـورت گـرفـتـه اسـت ، نـشـان مـى دهـد كه پس از مدّتى نسبتا كوتاه كه از پيدايش و گسترش ويدئو در جهان مى گذرد، اين وسيله آثار زير را بر جاى نهاده است :
ـ ارزش هـاى اجـتـمـاعـى و اقتصادى غرب به ويژه آمريكا را در ديگر جوامع بسط و گسترش داده است .
ـ به فردگرايى و تنهايى و انزواى افراد از اجتماع منجر شده است .
ـ مخدّر و مزاحم وقت افراد گرديده است .
ـ تعادل فكرى افراد را بر هم زده و آنان را به سوى خيالبافى و اوهام سوق داده است .
ـ مـوجـب تـنـبـلى و كسالت روحى شده است . در بسيارى از مواقع ، افراد به علّت عدم فعّاليت و تـحـرّك بـدنـى و دورى از مـحـيـط طـبـيـعـى ، دچـار بـيـمـارى هـاى روانـى و عـوارض آن گـشـتـه اند.(308)
ـ مخاطب ويدئو، مهم ترين نهاد اجتماعى و اصيل ترين مخاطب فرهنگ اسلامى ، يعنى خانواده است و آثار زيانبار ويدئو به طور مستقيم ، در هسته خانواده نمودار شده است .
ـ ويـدئو اعـضـاى خـانـواده را از يـكديگر دور كرده و ارتباطات را از هم گسيخته و مطالب را در خانواده اشاعه داده است .
ـ فـرهـنـگ مـبـتذل را به حريم خانواده كشانده و به طور مستقيم كودكان و نوجوانان را مورد هدف قرار داده است .
ـ ارتـبـاط خـانـواده را بـا راديـو و تـلويـزيون و رويدادهاى اجتماعى و محيط پيرامون گسسته و افـراد خـانـواده را بـه تـمـاشـاى فـيـلم هـاى بـدآمـوز و مبتذل معتاد كرده است .(309)
از نـظـر پـژوهـشـگران دانش ارتباطات ، در بيشتر موارد، ويدئو، دريچه نفوذ محصولات غرب ، به ويژه آمريكا، در ديگر كشورهاى دارنده دستگاه هاى ويدئو است . با توجّه به اين كه آمريكا و بـرخـى از كـشـورهـاى غـربـى ، بازار محصولات رسانه اى و به ويژه فيلم هاى سينمايى و ويـدئويـى را در دسـت دارنـد، طـبـيـعـى است كه به موازات افزايش شمار دستگاه هاى ويدئو در كشورها، موضوع وابستگى آن ها به محصولات ويدئويى غرب افزايش ‍ مى يابد.
ايـن نـكـتـه را نيز نبايد فرو گذاشت كه محصولات ويدئويى كه هم اكنون در بازارهاى جهانى موجودند، بيشتر از يك دست و گروهند و سرشار از بدآموزى و صحنه هاى غير اخلاقى و مبتذلند و ايـن موجب شده است كه بيشتر علاقه مندان به برنامه هاى ويدئويى مجبور شوند تنها از اين گونه محصولات استفاده كنند و بدين سان در بازار جهانى برنامه هاى ويدئويى ، حق انتخاب آزاد، عملا موجود نيست .
پـژوهـش هـاى انـجام شده درباره تاءثير ويدئو بر كشورها نشان مى دهد كه كشورهاى آمريكاى لاتـيـن ، هـنـد و كـشـورهـاى عـربـى حـاشـيـه خـليـج فـارس ، كـه در چـنـد سال اخير بدون مطالعه و سياست گذارى سنجيده ، دروازه هاى خود را بر روى ويدئو و نوارهاى خارجى گشوده اند، خسارات فرهنگى ، اقتصادى و اجتماعى سنگينى را به جان خريده اند.
از سـويـى ديـگـر، بـرخى كشورها، مانند قبرس ، امارات متّحده عربى ، فيليپين ، هلند، يونان ، ايـتاليا، لهستان ، مجارستان ، بحرين ، كشورهاى آمريكاى مركزى ، اندونزى ، كويت ، لبنان ، پـاكـسـتـان ، عـربـسـتـان سـعـودى و روسـيـه بـه طـور غـيـر مجاز به تكثير و توليد نوارهاى ويدئويى مى پردازند و به ديگر كشورهاى جهان صادر مى كنند. به عنوان نمونه ، در دوبى ، يـك كـارگـاه تـكـثـير نوار ويدئو، با ظرفيت توليد ماهانه دويست هزار نوار، به تكثير غير مجاز نوارهاى ويدئويى و صدور آن به ديگر كشورها مى پردازد.(310)
فصل پنجم
سينما(311)

1. آشنايى با سينما
سـيـنما از لحاظ تاريخى ، دوّمين وسيله ارتباط جمعى است .(312) اين رسانه ابزارى تصويرى است و داراى اهميّتى بسيار است . نخست اين كه قادر است احساسات تماشاگران را در تـصـرّف خـود درآورد و تـخـيـّل آنـان را برانگيزد و ديگر اين كه در روشنگرى افكار عمومى و افـزايـش ‍ سـطـح آگـاهـى ها و اطلاعات مردم مؤ ثر افتد. از اين رو چنانچه به گونه شايسته مـورد اسـتـفـاده قـرار نـگـيـرد، مـى تـوانـد بـه يـكـى از عوامل گمراهى و فساد اجتماعى مبدّل گردد.
در ايـن بـاره كـه سـيـنـمـا ابـزارى براى انتشار اطلاعات ، اشاعه انديشه ها و توسعه معلومات انـسـانـى اسـت ، مـيـان پژوهشگران دانش ارتباطات و جامعه شناسان اختلافى نيست ، امّا سرگرم كـنـنـده بـودن ايـن رسـانـه بـيـش از ديگر كاركردهايش مورد توجّه و تاءكيد قرار گرفته است .(313) بدين سان ، سينما به لحاظ كاركرد، بيش از آن كه ابزارى براى افزايش ‍ معلومات باشد، ابزارى براى پر كردن اوقات فراغت و وسيله سرگرم كننده است .
گـذشـتـه از سـرگـرمـى و اشـاعـه اطـلاعات ، جنبه سياسى اين پديده در عصر حاضر ازاهميّت بـيـشـتـرى بـرخـوردار است . سينما براى ملت هايى كه بخواهند ارزش هاى فرهنگى ، اعتقادى و سـيـاسى خود را به ديگران ارائه دهند، بسيار داراى اهميّت است . چنان كه امروزه پديده جريان آزاد و يـك جانبه ورود فرآورده هاى سينمايى از كشورهاى غربى به جهان سوم ، به سيلى مهيب تبديل شده است كه محفوظ ماندن از آسيب هايش بسى دشوار است .(314)
پيدايش سينما و سير تكامل آن
هـزاران سـال پـيـش انـسان هاى غارنشين اشكال و تصاوير مختلفى را بر روى ديوارهاى غار مى كـشـيـدنـد و بـديـن وسـيله حركت حيوانات و چگونگى شكار را شرح مى دادند. اين آثار حاكى از تـلاش انـسان هاى نخستين براى ثبت و بازگويى زندگانى واقعى دنيايى با زبان تصوير است .
ايـن تكاپوى بشر براى انتقال مفاهيم با استفاده از زبان تصوير در بستر تاريخ ادامه يافت تـا ايـن كه لئوناردو داوينچى ، هنرمند ايتاليايى ، درباره تاريكخانه به حقايقى دست يافت كه نقطه عزيمت اختراع سينما قلمداد مى شوند.(315)
پـس از داويـنچى ، كسانى ديگر نيز در اين ميدان بسيار كوشيدند كه از ميان آنان مى توان به دانـشـمـنـد بـلژيـكـى ، ژوزف پـلاتـو، اشـاره كـرد. او در سـال 1832 م . دستگاهى به نام (چرخ زندگى ) يا (شهر فرنگ ) ساخت كه با حركت دادن يك چرخ ، تصاوير حركت مى كردند.(316) اديسون نيز از كسانى است كه در پيدايش سـيـنـمـا سـهـم داشـت ؛ امـّا افـتـخـار اخـتـراع سـيـنـمـاتـوگـرافـى در سـال 1895 م . نـصـيـب يـك نـفر فرانسوى ، به نام لوئى لومير گرديد.(317) اين دسـتـگـاه مـدّت شـصـت سـال مـحـبـوب تـريـن وسـيـله سـرگـرمى و ارتباط جمعى دنيا محسوب مى شد.(318)
در سال 1895 م . در آمريكا، انگلستان ، فرانسه و آلمان ، انواعى از دوربين هاى فيلم بردارى سـاخـتـه شـدند كه در بهبود فيلم بردارى سينما بسيار مؤ ثر افتادند. با به وجود آمدن فيلم نـاطـق در سـال 1929 م . تـحـوّلى شـگـرف در صـنـعـت سـيـنما پديد آمد. به اين ترتيب ، دست انـدركـاران امـور سـيـنـمـايـى هـر يـك راهـى تـازه بـراى تـكـامـل سـيـنـمـا و جـلب تـمـاشـاگـران بـيـشـتـر بـه كـار گـرفـتـنـد. آنـان بـا صرف نبوغ و تـخـيـّل خـويش ، سينما را دلپذيرتر و جذاب تر ساختند و گروهى نيز دوربين هاى پيشرفته تر و شيوه ها و فنون نوينى براى بهبود تصويربردارى و نمايش ابداع كردند.
در نـخـسـتين روزهاى تولّد سينما، مردم با توجّه به تصاوير متحرّكى از امواج دريا، رفت و آمد انسان ها، حركت سريع اتومبيل ها و وسايل نقليه مى نگريستند. اندك اندك برنامه هاى سينمايى جـالبـى در مـوضوعات تفريحى ، داستانى ، تاريخى ، علمى و… عرضه شد؛ چنان كه شركت هـاى عـظـيـم فيلم بردارى در كشورهاى صنعتى غرب پديد آمدند. امروزه شمارى چشمگير از مردم جـهـان از سـيـنـمـا بـه عـنـوان وسـيـله اى تـفـريـحـى ، هـنـرى ، آمـوزشـى و… اسـتـفـاده مـى كنند.(319)
نخستين آثار سينمايى جهان
نـخـسـتـيـن آثـار سينمايى جهان ، برخلاف فيلم هاى امروزى ، كه بيشتر تصنّعى و تخيّلى اند ووسيله اى براى آموزش و سرگرمى محسوب مى شوند، واقعيت هاى عينى محيط زندگى انسان را برمى تابانيدند و تنها نقش خبرى و مستند داشتند.(320) اين آثار براى نخستين بار توسط لويى لومير تهيّه شدند و به نمايش درآمدند و با وجود كوتاه بودن ، به شدّت هيجان تماشاگران را برمى انگيختند. در دوران نخستين فعاليت سينماگران ، هدف برنامه سازان به ضبط وقايع روزانه خلاصه مى شد.
نـخـسـتين فيلم لومير، كارگرانى را هنگام خروج از كارخانه نشان مى داد و ديگر فيلم ها صحنه هـايـى از زنـدگـى خـانـوادگـى را مى نماياندند. اين صحنه ها، كه به نظر ما ناچيز مى آيند، تـمـاشـاگـران را بـه شـدّت هـيـجـان زده مـى كـردنـد؛ بـه عـنـوان مـثـال ، مـشاهده امواج دريا و حركت كشتى ها براى كسانى كه هرگز دريا را نديده بودند، هيجان آور بـود. تـاءثـيـر اين صحنه ها به گونه اى بود كه تماشاگران براى حفاظت خود از غرق شدن در امواج دريا به زير صندلى هاى سالن سينما پناه مى بردند.(321)
از مـيـان فـيـلم هاى نخستين ، مى توان به فيلم هايى همچون ميدان بورس شهر تيون ، آهنگران ، طـفـلى كـه مـاهـى صـيـد مـى كـنـد، يـك حـريـق ، مـيـراب آب پـاشـى شـده و چـاشـت طـفـل اشـاره كرد. با اختراع سينماى ناطق و همراه شدن صوت با تصوير، سينما رونقى افزون يافت .(322) هم اينك با پيشرفت و گسترش فوق العاده هنر و فنّاورى ، در كنار فيلم هاى معمولى ، فيلم هاى مـسـتـنـد، خـبـرى ، عـلمى ، آموزشى و تفريحى نيز به نمايش گذاشته مى شوند و ماجراهاى مهم تـاريـخـى ، رويـدادهـاى گوناگون داخلى و خارجى كشورها در سالن هاى سينماها به تصوير كشيده مى شوند.
مهم ترين شركت هاى فيلم سازى جهان
سـيـنـماى ناطق و وابستگى فرهنگى را دو پديده همزاد دانسته اند كه البته ايالات متحده آمريكا در هـر دو زمـيـنـه پـيـشـگـام بـوده اسـت . بـرخـى جـامـعـه شـنـاسـان وسايل ارتباط جمعى ، آغاز صنعت سينما را با نام توماس ‍ اديسون آمريكايى همراه مى دانند. وى بـراى نـخـسـتين بار در سال هاى 1915 ـ 1908 م . براى تسلّط بر بازار سينما، فيلم سازان بزرگ را گرد آورد. در اين سال ها شركت هاى بزرگ سينمايى مانند متروگلدين ماير، پارامونت ، اونـيـورسـال ، بـرادران وارنـر و فـوكـس در امـر فـيـلم سـازى فعّال بودند.(323)
بـيـشـتـر فـيـلم هـايـى كـه در سـالن هـاى سـيـنـمـاهـا و شـبـكـه هـاى تـلويـزيونى كشورهاى در حال توسعه به نمايش گذارده مى شوند، محصول شركت هاى فيلم سازى اروپا و آمريكا هستند؛ بـه عـنـوان مثال ، در سال 1920 م . چهارپنجم فيلم هايى كه در سطح جهان به نمايش گذارده شـدنـد، در شـهرك سينمايى هاليوود، واقع در ايالت كاليفرنياى آمريكا، توليد شده بودند. ايـن شهرك محل تجمّع و فعاليت شركت هاى فيلم سازى آمريكا است . فيلم هاى طويلى كه در اين مـكـان تـوليـد مـى شـونـد، مـنـبـع تـغـذيـه فـكـرى و سـرگـرمـى بـخـش قابل توجهى از مردم جهانند.
بـنـابر آمار و ارقام موجود، بيش از نيمى از برنامه هاى تلويزيونى كشور شيلى ، 34 درصد از بـرنـامـه هـاى نـمـايشى كلمبيا، 62 درصد از برنامه هاى نمايشى اروگوئه ، 84 درصد از بـرنـامـه هـاى نمايشى گواتمالا، توسط شركت هاى فيلم سازى آمريكا تهيّه شده اند. بر اين كـشـورهـا، بـايـد بـوليـوى ، برزيل ، اكوادور، پاراگوئه ، پرو، ونزوئلا و تقريبا تمامى كشورهاى آسيايى و خاور ميانه را افزود.(324)
جـريـان يـكـسـويه توليد و عرضه محصولات سينمايى از غرب به كشورهاى توسعه نيافته دنـيـا، مـقـوله (امپرياليسم فرهنگى و ارتباطى ) را در ذهن انسان تداعى مى كند كه امروزه به صـورت حـربـه اى فـرهـنگى و سياسى عليه كشورهاى جهان سوم به كار مى رود و وابستگى فـرهنگى ، اقتصادى و سياسى كشورهاى در حال توسعه به كشورهاى غربى را همراه مى آورد. در واقع ، بخشى از جريان سيطره فرهنگى كشورهاى غربى بر ديگر كشورهاى جهان توسط مـعـدودى از شـركـت هـاى فـيلم سازى پديد مى آيد كه در زير به برخى از اين شركت ها اشاره شده است :
الف ـ شركت هاى آمريكايى : مهم ترين شركت هاى تهيّه كننده محصولات سينمايى آمريكا عبارتند از كـمـپـانـى فـوكـس قـرن بـيـسـتـم و كـمـپـانـى مـتـروگـلدويـن مـايـر كـه از غول هاى سينمايى جهانند و با يكديگر در گونه اى رقابت به سر مى برند.
شركت فيلم سازى پارامونت نيز در زمره مهم ترين شركت هاى فيلم سازى آمريكايى جاى دارد.
ب ـ شـركـت هـاى اروپايى : از ميان مهم ترين شركت هاى فيلم سازى اروپا مى توان به شركت هـاى آرتور انگ ، پاپن وود، رومولوس (انگليسى ) لوكس ‍ فيلم (ايتاليايى ) و مسفيلم (روسى ) اشاره كرد.(325)
اهميت سينما در عصر ارتباطات
الف ـ وسـعـت حـوزه عـمل : سينما با ذهن و انديشه گروهى پُرشمار از مردم سر و كاردارد و پيام هـاى خـود را در اخـتـيـار ميليون ها بيننده قرار مى دهد.(326) اين رسانه به لحاظ چنين قـابـليـتـى ، از حـدّ وسـيـله سـرگـرمـى و تـفـريحى فراتر رفته و به مثابه ابزارى براى تاءثير نهادن بر افكار انسانى است .
ب ـ قدرت نفوذ: سينما داراى قدرت نفوذى چشمگير بر مخاطبان خود است و از اين روست كه آن را (هـنـر هـفـتـم ) خـوانـده انـد.(327) در بـاور بـرخـى تـحـليـل گـران ، سـالن سـيـنـمـا بـه اتـاق هـيـپـنـوتـيـزم تـبـديـل شـده اسـت كـه تـمـاشـاگـران را، هـر چـنـد بـراى سـاعـاتـى ، راهـى ديـار تـخـيـّل مـى كـنـد. سـيـنـمـا از اين رو كه به خانواده وسايل ارتباط جمعى متعلّق است ، از خصلت (عـظـمـت نـفـوذ) بـرخـوردار اسـت . تـعـريـفـى كـه پـروفسور ژان كازنو استاد جامعه شناسى ارتـباطات ، از (وسايل ارتباط توده اى ) به دست داده است ، اين حقيقت را تاءييد مى كند. او در اين باره مى گويد:
وسـايل ارتباط توده اى ، وسايلى هستند كه در شرايط خاص تمدّن هاى جديد ايجاد شده و مورد اسـتـفـاده قـرار گـرفـتـه انـد و مـهـم تـريـن خـصـلت آن هـا عـظـمـت نـفـوذ و وسـعـت حـوزه عمل است .
ژان كازنو سينما را يكى از مصاديق (وسايل ارتباط توده اى ) محسوب كرده است و بدين سان ، دو ويـژگـى (عـظـمت نفوذ) و (وسعت حوزه عمل ) سينما سبب گرديده است كه اين رسانه ، به عنوان يكى ازوسايل ارتباطتوده اى ، درعصر ارتباطات ، ازاهميتى بسيار برخوردار گردد.
به هر حال ، سينما يكى از اعضاى برجسته خانواده ارتباطات است ؛ عضوى كه حدود يك قرن از تـولّدش مـى گـذرد، مـيـليـون هـا انـسـان را در سـاعـاتـى بـسـيـار بـه خـود مـشـغـول مـى كـنـد و بـر افكارشان تاءثير مى نهد. گرچه سينما براى ميليون ها انسان پير و جـوان در سـرتـاسـر جهان ، تنها پديده اى تفريحى است امّا براى توليدكنندگانش وسيله اى است براى كسب درآمد و ابزارى براى تبليغ در حوزه سياست و تجارت .
سينما در خدمت سياست هاى تبليغاتى امپرياليسم
سـيـنـمـا در طـول دوران حـيـاتـش بـه عـنـوان ابـزارى مـؤ ثـر در اجـراى سـياست هاى تبليغاتى امـپـرياليسم به كار گرفته شده است . آمريكا اين ابزار را به نيروى تبليغاتى بس عظيمى مـبـدّل سـاخـتـه اسـت كـه بـازوهـاى اصـلى اش ، عـبـارت از شـركـت هـاى بزرگ فيلم سازى اند. توليدات اين شركت ها در سراسر جهان به نمايش گذاشته مى شوند.
اساسا آثار سينمايى آمريكا در قلمرو فيلم هاى كانگسترى ، خشونت و سكس مى گنجند و يكى از محورهاى بنيادين سازندگان محصولات سينمايى ، توجيه سياست هاى زمامداران آمريكايى است .
شـك نـيـسـت كـه سـينماگران آمريكايى همواره دنباله رو زمامداران اين كشور بوده اند؛ به عنوان مثال ، آمريكا، در سال 1898 م . براى نفوذ بيشتر در آمريكاى لاتين ، به اسپانيا اعلام جنگ كرد و بـه دنـبال آن ، دستگاه تبليغاتى اين كشور به كار افتاد. سينماگران آمريكايى فيلمى به نـام (نـبـرد خـليـج سانتياگو) ساختند كه به وسيله نمونه هاى كوچكى از كشتى ها در آب وان حـمـام ، بـا آتـش سـيـگـار شـعله ور مى شدند. سازندگان اين فيلم از سوى تئودور روزولت ، معاون وقت رياست جمهورى آمريكا، مورد تشويق قرار گرفتند.
نـمـونـه ديـگـر بهره گيرى از سينما به عنوان ابزار تبليغات سياسى در جامعه آمريكا، فيلم (آزادى كـوبـا) اسـت . اين فيلم با تصويرى از پرچم كوبا، كه رويش عنوان (آزادى كوبا) نوشته شده است ، آغاز مى شود و سپس پرچم كوبا كنار مى رود و پرچم آمريكا از پشت آن ظاهر مـى گـردد. در صـحـنـه ديـگـر ايـن فـيـلم ، زنـى پـرچـم كـوبـا را بـه روى كـودك خردسال كوبايى مى اندازد و كودك را به دست عموسام مى سپارد. عموسام كودك را نوازش مى كند و كودك با خوشحالى پرچم آمريكا را به دست مى گيرد و آن را تكان مى دهد. اين در حالى است كه مردم كوبا درگير نبردى همه جانبه و سخت با آمريكاييان در سرزمين خود بودند.
نـمـونـه هـاى فـراوانـى از ايـن قـبيل كاربردهاى نادرست از سينما نه تنها توسط آمريكاييان ، بـلكـه صـهـيـونـيـسـت هـا و ديـگـر كـشـورهـاى امـپـريـاليـسـتـى مـى تـوان يـافـت ؛ بـه عـنـوان مـثـال ، رژيـم آلمـان نـازى در دوران جـنـگ جـهـانـى دوم ، از سـيـنـمـا بـراى تجليل از ناسيوناليسم آلمانى و نژادپرستى سود مى جست . در انگلستان و فرانسه نيز سينما به استخدام هدف هاى سياسى و فرهنگى ـ امپرياليستى درآمده است .
به طور كلّى ، محورهاى بنيادين پيام ضد فرهنگى سينماى غرب را به صورت زير مى توان دسته بندى كرد:
1 ـ ترويج خشونت ؛
2 ـ سكس و بى بند و بارى اخلاقى ؛
3 ـ القاى توهّم برترى غرب به معناى نژادى و فرهنگى اش ؛
4 ـ شكست ناپذيرى غرب ؛
5 ـ تحقير فرهنگ شرق ، به ويژه فرهنگ اسلامى .
بـديـن سـان مـى تـوان دريـافـت كه سينما به وسيله كشورهاى امپرياليستى به مثابه سلاحى عليه فرهنگ ملّى ، ارزش ها و سنّت هاى اجتماعى ديگر كشورهاى جهان به كار مى رود.

2. سينما در ايران
ورود سينما به ايران و چگونگى گسترش آن
سينما از آغاز ورود به جامعه ايران ، سه مرحله اساسى را پشت سر نهاده است :مرحله نخست ، كه دوره اوّل حـيـات ايـن پـديده در ايران است ، (دوره فيلم صامت (بدون صدا) نام گرفته است و دوره دوم را (دوره فـيلم ناطق ) خوانده اند و سرانجام در سومين دوره ، صنعت سينما پديد آمد. در زير كوشيده ايم اين دوره هاى سه گانه را به اختصار باز نماييم و به بررسى نهيم :
دوره اوّل ـ عصر فيلم صامت
ورود سـيـنـمـا بـه ايـران را بـا دوران حكومت قاجار و سلطنت مظفّرالدين شاه مقارن دانسته اند. در سـال 1279 ش / 1900 م . هـنـگامى كه مظفّرالدّين شاه قاجار به فرنگ سفر كرده بود، براى نـخـسـتـيـن بـار دسـتـگـاه نـمـايـش فـيـلم را ديـد و دسـتـور داد يـكـى از آن هـا را خـريـدارى كـنـنـد.(328) ايـن مـاجـرا، سـرآغـاز ورود پـديـده سـيـنما به ايران بود كه حدود پنج سـال پـس از رواج اخـتراع لويى لومير در پاريس روى داد. دستگاه نمايشى كه به دستور شاه قـاجـار در فـرانـسـه خـريـدنـد، در اخـتـيـار مـيـرزا ابـراهـيـم خـان عـكـّاس بـاشـى دربـار نهادند.(329)
مـيـرزا ابـراهـيـم خـان بـا همين دستگاه ، نخستين فيلم ايرانى را در كشور فرانسه از مراسم جشن گـل ها فراهم كرد، امّا سينما تا چند سال پس از ورود به ايران ، جنبه عمومى و همگانى نيافت ، بـلكـه بـراى مـدتـى (هـمـانند راديو، تلويزيون و ويدئو) وسيله اى تفريحى و تفنّنى براى گروهى از اشراف ، ثروتمندان و برگزيدگان روزگار بود.
نـخـسـتـين سالن سينما در سال 1284 ش . / 1905 م . در خيابان چراغ گاز، توسط شخصى ، بـه نـام صـحـاف باشى پديد آمد. دو سال پس از آن ، فردى به نام (روسى خان )، در زمان محمّد على شاه ، در خيابان لاله زار و فردوسى تهران ، سالن هاى نمايش جديدى تاءسيس كرد. در سـال 1288 ش . پـس از فـتـح تـهـران به وسيله مشروطه خواهان و تبعيد محمّد على شاه به خـارج از كـشـور، يـكـى از سـالن هـاى سـيـنـمـاى روسـى خـان تـعـطـيـل شـد. بـهـره بـردارى مـنـظـّم و پـيـوسـتـه از سـيـنـمـا را اردشـيـرخـان آغـاز كرد. وى در سـال هـاى 92 و 1291 ش . سـالنـى در خـيـابـان فـردوسـى تـهـران بـنـا كـرد كـه تـا سال 1304 ش . همواره فعّال بود.(330)
از آن پـس ، سـيـنـمـا همواره به عنوان پديده اى جوان و نوپا رونقى چشمگير يافت و با گذشت زمان بر شمار سالن هاى سينماى تهران افزوده شد. تماشاى فيلم در سينما، تنها براى مردان مـمـكـن بـود، ولى بـعدها براى زنان نيز مكانى جداگانه در نظر گرفتند و سرانجام به آنان نـيـز اجـازه دادنـد كـه در كنار مردان به تماشاى فيلم بپردازند. در اين دوره از تاريخ سينماى ايـران ، شـمـارى فـيلم ساختند كه برخى از آن ها، مانند افتتاح راه آهن ، ساخته خان بابا خان ، شايسته ذكرند.(331)
دوره دوم ـ فيلم ناطق
در سال 1311 ش . نخستين فيلم ناطق ايرانى ساخته شد. همزمان با اين رويدادهنرى ، دومين دوره تـاريـخ سـيـنـمـا در ايـران آغـاز شد. اين فيلم (دختر لُر) نام داشت كه توسط شركت سپنتا در بـمـبـئى ساخته شد. گرچه فيلم با زندگى خاص ايرانى سر و كار داشت ، ولى از زمينه هاى هـنـدى سرچشمه مى گرفت و از همين رو است كه برخى صاحب نظران گفته اند: (فيلم فارسى از پدر غربى و مادر هندى متولّد شد.(332)
در نـخـستين فيلم ناطق ايرانى ، بازيگر زن شركت كرد و اين فيلم در سطحى وسيع به نمايش درآمـد. در پـى نـمـايـش ايـن فـيـلم ، محصولات سينمايى پرشمارى تهيه و به نمايش گذاشته شدند.
دوره سوم ـ پيدايى صنعت سينما در ايران
جنگ جهانى دوم و اشغال ايران توسّط نيروهاى بيگانه ، فعّاليت در زمينه توليد فيلم فارسى را دچـار ركـود كرد. در اين دوره ، فعّاليت سينماى ايران به دوبلاژ فيلم هاى خارجى محدود شد. دوبله به صورت زيرنويس بود و سبب گشت كه سينما مشتريانى بيشتر بيابد.
در ايـن مـرحـله ، فيلم سازان ، تجربه هاى نخستين را در زمينه فيلم سازى به دست آوردند و با بـه كارگيرى آن ها، در انديشه دستيابى به فنّ فيلم سازى فرو رفتند. با افزايش توليد فـيـلم ، مقدّمات پديد آمدن زيربناى صنعت سينما فراهم آمد. الهام گيرى و تقليد فيلم سازان از مـحـصـولات غـربـى سـبب انحطاط سينماى ايران شد. سينماى ايران بيش از آن كه دغدغه رشد و پـويـايـى فرهنگى جامعه را در سر داشته باشد، به بازار فروش و كسب سود توجه داشت و ايـن فـرايـنـد مـوجـب ناديده گرفتن رسالت خطير هنر سينما گشت . هنرى كه مى بايست راهبرى انـديـشـه ها را بر عهده گيرد و سازنده انديشه هاى نوين گردد و نگاهبان اخلاق جامعه و وسيله تكامل اجتماعى شود، در پى انگيزه هاى سودجويى و اغراض مالى شتافت .(333)
سينماى ايران پيش و پس از انقلاب اسلامى
چـنـان كـه گـذشـت ، سـينما مانند ديگر وسايل ارتباط جمعى ، در جهت گيرى افكارعمومى سهمى چـشـمگير دارد. اين جهت دهى مى تواند داراى جنبه هاى مثبت يا منفى باشد؛ به اين معنا كه در حوزه اجـتـمـاعـى هـمـان گـونـه كـه سينما مى تواند براى بهبود دردها و بيمارى هاى روانى ، تحكيم روابط سالم انسانى ، تكامل اجتماعى و رشد و پويايى فرهنگ و سنن ملّى و دينى به كار رود، در صـورت سـوء اسـتـفـاده از آن بـه عـامـل گـمـراهى ، فساد اجتماعى ، بدآموزى و وسيله تهاجم فـرهـنـگـى مـبـدّل مـى شـود. در حـوزه سـيـاسـى نـيـز هـمـان گـونـه كـه مـى تـوانـد عـامـل تـحـكـيـم وحـدت مـلّى و هـمـبـسـتـگـى اجـتـمـاعى باشد، توان آن را نيز دارد كه به صورت عـامـل مخرّب فرهنگ ملّى و تفرقه به كار رود. اكنون اين پرسش مطرح است كه سينماى ايران از آغاز تا كنون به افق كدام يك از اين كاربردهاى مثبت و منفى نزديك بوده است ؟
الف ـ سـيـنماى ايران در دوران پيش از انقلاب اسلامى : درباره سينماى ايران در پيش از انقلاب اسـلامـى ، از دو مـقـطـع مـى تـوان سـخـن گـفـت : مـقـطـع نـخـسـت شامل پيدايش سينما در ايران تا حكومت پهلوى است . اساسا در آغاز ورود سينما به ايران ، چهره راسـتـيـن ايـن رسـانـه بـه مردم نشان داده نشد. آغاز فعاليت سينما با تقليد از فيلم هاى غربى هـمـراه بـود. كسانى متولّى اين حرفه بودند كه نه حسّ مسؤ وليت دينى داشتند و نه عِرق ملّى ، بلكه گاه نسبت به اسلام از خود ناسازگارى نيز نشان مى دادند.(334)
صـنـعـت فـيـلم سـازى در ايـران داراى تـوان تـوليـد نـبـود و از ايـن رو مـصـرف كننده فيلم هاى آمريكايى و اروپايى بود. به ويژه فيلم هايى كه حتى توليدكنندگان غربى از نمايش آن ها در كـشـور خـود پـرهـيـز مـى كـردنـد و تـنـهـا آن هـا را بـراى صـادرات تـوليـد كـرده بودند.(335)
مجموعه عواملى كه بدان ها اشاره شد، موجب گشتند كه سينماهاى تهران از نخستين روزهاى تولّد ايـن رسـانـه در ايـران ، بـه عـرصـه تـاخـت و تـاز مـبـتـذل تـريـن فـيـلم هـاى تـاريـخ سـيـنما تـبديل شوند. سينما در اين مقطع ، تفكّرى را كه با فرهنگ و باورهاى مذهبى و ملّى جامعه ايران همساز و همراه باشد، عرضه نكرد و هر آنچه با زبان تصوير، ارائه شد، با عرف و عادات و سـنـّت هـا و فـرهـنـگ بـومـى نـاسـازگـار بـود كـه بـا هـدف تـحميل و القاى ارزش هاى ويرانگر غربى و درهم شكستن چارچوب هاى سنّتى و بومى به كار مى رفت . چنين بود كه واژه سينما، با فساد، ابتذال ، فحشا و آلودگى فرهنگى مترادف شد.
عـمـلكـرد مـخـرّب و زيـانـبـار سـيـنـمـا در اين برهه از تاريخ ايران موجب شد كه نوعى مخالفت اجـتـمـاعـى نـسـبـت بـه ايـن پـديـده در جـامـعـه ايـران پـديـد آيـد و خـانـواده هـاى مـذهـبـى و اصيل و روحانيان بيدار و آگاه ، با سينما به مخالفت برخيزند.
آلودگـى سـيـنـمـا بـه ابـتـذال و فـحـشـا و اشاعه فرهنگ غربى ، علماى دين را بر آن داشت كه فتاواى شرعى عليه سينما صادر كنند. شيخ فضل اله نورى ، مجتهد بزرگ تاريخ معاصر، از جـمـله شـخـصـيـت هـاى مـذهـبـى بـود كـه بـه پيكار عليه سينما برخاست و آن را وسيله تخدير و عامل نوظهور غرب براى رسوخ در اعتقادات ملّت ايران دانست .(336)
دومـيـن مـقـطـعـى كه در آن مى توان به بررسى پيشينه عملكرد سينما در ايران پيش ‍ از انقلاب اسـلامـى پـرداخـت ، عصر حكومت پهلوى است . در طول حكومت پهلوى ، سينما وسيله اى براى دور نـگه داشتن مردم از مسائل و حقايق سياسى ـ اجتماعى و سرپوش نهادن بر مشكلات اجتماعى بود. بـا اسـتـفـاده از سـيـنـمـا مـى كـوشـيـدنـد افـكـار عـمـومـى را از مـسـائل اسـاسى كشور منحرف سازند و مردم را به صورت مصرف كنندگان انفعالى ارزش ها و عادات غربى در آورند.
با نگاهى به مطبوعات عصر پيش از انقلاب و آگهى هايى كه براى تبليغ فيلم هاى سينماهاى تـهـران در جرايد مى آمدند، مى توان به اين نكته پى برد كه يكى از عناصر جدايى ناپذير فيلم هاى سينما، سكس و صحنه هاى مبتذل بود. نويسندگان فيلم نامه ها و سناريوها، به لحاظ گـرايـش به غرب و خودباختگى ، به شدّت تحت تاءثير فيلم سازان و تهيّه كنندگان غربى بودند. آنان از درك احساسات و نيازهاى واقعى جامعه ايران عاجز مانده بودند.
سـنـاريـوهـا، چـارچـوب و مـوضـوعـات خـود را از رُمـان هـاى پوچ و بى محتواى غربى عاريت مى گـرفـتـند و تنها، تغييراتى اندك در آن ها راه مى يافت و آن گاه با بازى هنرپيشه ايرانى و بـه نـام مـسـائل جـامـعه ايران ، به گونه اى مضحك به تصوير كشيده مى شدند و به نمايش درمـى آمـدنـد. تـا سـال هـاى پـيـروزى انـقـلاب اسلامى و استقرار حكومت اسلامى در ايران ، دست انـدركـاران صـنـعـت سـيـنـمـا، فـيـلم هـاى عـربـى ، تـركـى و يا هندى را كه الهام گرفته و يا رونـوشـتـى از آثـار مـبـتـذل غـربـى بـودنـد، بـه فـيـلم ايـرانـى تـبـديـل مـى كـردنـد و بـديـن سـان ، اسـتـعـمار فرهنگى را در جامعه ايران بسط و گسترش مى دادنـد.(337) گـويـا سـيـنـماى ايران از آغاز تا پيروزى انقلاب اسلامى ، ماءموريت و رسـالتـى جـز آلوده سـاختن فرهنگ ملّى ايران بر عهده نداشت و از اين رو بود كه در دوران اوج گيرى مبارزات ملّت مسلمان و قهرمان ايران عليه خاندان فاسد پهلوى ، بسيارى از سينماها به آتش كشيده شدند.(338)
ب ـ سـيـنـماى ايران پس از انقلاب اسلامى : سينماى ايران در واپسين روزهاى عمر رژيم پهلوى رو به افول نهاد و خاموش شد، امّا حدود يك سال پس از پيروزى انقلاب اسلامى برخى از آن ها به تدريج ، با حزم و احتياط و يكى پس از ديگرى فعاليت خود را از سر گرفتند. فساد حاكم بر سينماى ايران از آغاز ورود اين رسانه به كشور تا وقوع انقلاب اسلامى و آميختگى اش با ابتذال و فحشا، موجب شد كه پس از انقلاب اسلامى همواره در مظانّ اتهام قرار گيرد.
تـحـوّل و دگـرگـونـى در جـهـت گـيـرى سـينماى پس از انقلاب ، ورود افراد جديد و سالم به عـرصـه هـنر و فيلم سازى ، به همراه كوشش هايى كه براى فسادزدايى و سالم سازى سينما صورت گرفت ، و نيز بسيارى از عوامل ديگر موجب شد كه حيثيت از دست رفته سينما تا حدودى بسيار باز گردد و اين رسانه جايى در ميان مردم باز كند.(339)
بـه هـر حال ، سينماى ايران در دوران پس از انقلاب اسلامى دستخوش ‍ تحوّلى بنيادين از نظر هدف ، موضوع ، خط مشى و جهت گيرى شد. درك ابعاد و اهميت اين دگرگونى تنها در صورتى مـمـكـن اسـت كـه اوضـاع و شـرايـط سـيـنما را با وضعيت تاءسف بارش در دوران پيش از انقلاب مـقـايـسـه كـنيم . نظام اقتصادى و فرهنگى حاكم بر سينماى ايران آميزه اى از سودجويى ، منفعت طـلبـى ، ابـتـذال فـرهـنگى ، پوچى ، غرب گرايى و مصرف زدگى بود. امّا در نظام جمهورى اسـلامـى ، بـا تـغـيـيـر مـعـيارهاى ارزشى حاكم بر تمامى رسانه هاى گروهى ، از جمله سينما، فـرهـنـگ ضـد ارزشـى حـاكـم بـر سـيـنـمـاها به كنار گذاشته شد و اين رسانه همانند راديو و تلويزيون و مطبوعات رسالتى سنگين و خطير بر عهده گرفت ؛ يعنى معرفى و تبليغ ارزش هـاى اسـلامـى و ديـنـى . در مـقـدّمـه قـانـون اساسى جمهورى اسلامى ايران ، درباره رسانه هاى گروهى كشور چنين آمده است :
وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى (صـدا و سـيـما) بايستى در جهت روند تكاملى انقلاب اسلامى ، در خدمت اشـاعـه فـرهـنـگ اسـلامـى قرار گيرد و در اين زمينه از برخورد سالم انديشه هاى متفاوت بهره جويد و از اشاعه و ترويج خصلت هاى تخريبى و ضد اسلامى جدّا پرهيز كند.(340)
اگـرچـه در گـفـتـار بـالا، از ميان وسايل ارتباط جمعى ، تنها بر صدا و سيما اشاره و تاءكيد شـده اسـت ، امـّا سـيـنـمـا بـه لحـاظ بـرخـوردارى از بـرخـى ويـژگـى هـاى مـشـترك با راديو و تلويزيون ، از جمله توانايى تاءثير بر افكار عمومى ، بهره گيرى از تصوير و صدا و… از ايـن قـانـون بـيـرون نـيـسـت . در اصـل 175 قـانـون اسـاسـى نـيـز اصول ، خط مشى ها، اهداف و وظايف رسانه هاى گروهى تعيين شده اند.(341)
بـه هـر حـال ، از ويـژگى هاى فعّاليّت سينماى پس از انقلاب ، كوشش در انعكاس ‍ واقعيت هاى جـامـعـه ، ارج نـهـادن بـر ارزش هـاى اسـلامـى ، تـلاش بـراى رشـد فـضـايـل اخـلاقـى و بـازتابانيدن رويدادهاى دوران دفاع مقدّس است . از سوى ديگر، سينما در كـنار ديگر رسانه هاى همگانى ، عهده دار صدور پيام انقلاب اسلامى به ملّت هاى محروم و ستم ديـده جـهـان ، خنثى سازى توطئه هاى تبليغاتى استكبار جهانى عليه انقلاب اسلامى بوده است .بـه ويـژه ، در دوران كـنـونـى ، كـه امـپرياليسم جهانى در پيكار با انقلاب اسلامى به ميدان فرهنگى پاى نهاده است و مى كوشد جريانات انحرافى ، از جمله ليبراليسم فرهنگى ، را به ساخت رسانه هاى گروهى كشور نفوذ دهد، مرحله حسّاس و خطيرى در پيش روى سينما قرار دارد.
خلاصه بخش
در بـخـش نـخـسـت ايـن نـوشـتـار، كـه بـه بـررسـى ارتـبـاطـات و وسـايـل ارتـبـاط جمعى پرداخته شد، نخست موضوع ارتباطات را مورد بررسى قرار داديم . در جـمـع بـنـدى مـبـاحـث فـصـل اوّل مـى تـوان گفت كه يكى از ويژگى هاى زندگى كنونى ، وجود وسايل ارتباط جمعى پيشرفته اى است كه با رشته هاى نامرئى بى شمارى ، انسان ها را به يكديگر پيوند داده و جهان پهناور را به صورت دهكده اى كوچك درآورده است .
امـواجـى كـه بـه وسـيـله فـرسـتنده ها ارسال مى گردند، مرزها و ديوارها را در سرتاسر جهان درنـورديده و در گيرنده هايى كه در خانه هاى مردم قرار دارند، به صورت پيام هاى صوتى و تـصـويـرى ، افـكـار و ذهـن انـسـان ها را تحت تاءثير خود قرار مى دهند. همين تاءثيرگذارى رسـانـه هـا كـه هـرگـز از جـنـبـه هـاى سـازنـده و مخرّب خالى نيست ، مطالعه مقوله ارتباطات و تاءثير رسانه ها بر افكار انسان را مهم و ضرورى ساخته است .
صـاحـب نـظـران دانـش ارتـبـاطـات ، كـانـال هـاى ارتباطات را به سه گروه تقسيم مى كنند كه شـامـل كـانـال هـاى مـواصـلاتـى (تـرابـرى )، كـانـال هـاى مـخـابـراتـى و كانال هاى ارتباطاتى اجتماعى مى باشند. آنچه كه در اين درس ها بيشتر مورد مطالعه و تاءكيد است ، نوع اخير يعنى كانال هاى ارتباطى اجتماعى مى باشد.
بـرقـرارى ارتـبـاط در زنـدگى اجتماعى انسان ها امرى اجتناب ناپذير بوده و از دوران نخستين زنـدگـى بـشـر، در بـسـتـر زمـان دچـار تـحول و دگرگونى هاى فراوانى شده كه امروز به صـورت تـكـامـل يـافـتـه و پـيـچـيـده اى درآمـده اسـت . پـيـدايـش و تـكـامـل وسايل ارتباط جمعى نظير مطبوعات ، راديو، تلويزيون ، ماهواره و جز آن ها زاييده نياز بشر به برقرارى ارتباط با همنوعان خود مى باشد.
در فـرايـنـد ارتـبـاطـات ، آنـچه اهميت دارد، عنصر پيام است ، (پيام ) به همراه دو عنصر ديگر يـعـنـى مـنـبـع پـيـام و مـقـصـد پـيـام ، عـنـاصـر اصـلى ارتـبـاط را تـشـكـيـل مـى دهـنـد. پـيـام ، مـجـمـوعـه اى از الفـاظ، لغـت هـا، اشـكـال و جـز آن هـا اسـت كـه پـيـام دهـنـده به منظور تاءثير نهادن بر روى مخاطب خود، آن ها را تـوليـد و ارائه مـى كـنـد. بـدين ترتيب ، علت اصلى پيدايش رسانه ها جا به جايى و انتشار عـنـصـرى بـه نـام (پـيـام ) مـى بـاشـد. اهـمـيـت و ارزش وسايل ارتباط جمعى نيز ناشى از همين عنصر يعنى پيام است .
دنياى ارتباطات ، دنياى پيچيده و متنوعى است . با در نظر گرفتن اين كثرت و پيچيدگى ، مى توان برخى از وجوه آن را به ارتباطات سازمانى (يا ادارى )، ارتباطات اقتصادى ، ارتباطات مديريتى و ارتباطات سياسى تقسيم بندى كرد.
ارتباط جمعى در مقايسه با ساير اشكال ارتباطات از اهميّت بيشترى برخوردار است . زيرا، اين نـوع ارتـبـاط از اهـرم هـاى اصـلى تـبـليـغـات و خـبـررسـانـى اسـت كـه در شـكـل دهـى و هـدايـت افـكـار عـمـومـى نـقـش اسـاسـى را ايـفـا مـى كـنـد. در تـعـريـف وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى نـيـز گـفـتـه شـده وسـيـله ارتـبـاط جـمـعـى مـشـخـص كـنـنـده آن نـوع از وسـايـل ارتـبـاطـى اسـت كـه هـدف آن ها برقرارى رابطه با يك مخاطب يا گروه كوچكى نيست ، بلكه جمع را در نظر داشته و مورد توجه جماعت بسيارى است .
تـاءثـيـر وسايل ارتباط جمعى در اغلب موارد حالت غير ارادى و ناخودآگاه داشته و پيام آن به صـورت يـكـجـانـبـه جـريـان پـيـدا مـى كـنـد. ايـن ويـژگـى هـا سـبـب اهـمـيـّت وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى گـرديـده اسـت . بـه عـلاوه ، ايـن وسايل در سياست داخلى و خارجى كشورها كاربرد مؤ ثرى دارند.
در مـورد وسايل ارتباط جمعى سه نظريه عمده وجود دارد كه عبارتند از، نظريه نامحدود بودن قدرت رسانه ها، نظريه بى تاءثير بودن رسانه ها و نظريه مشروط بودن تاءثير رسانه ها. وسايل ارتباط جمعى ، از نظر ايفاى نقش ، به عنوان پديده اى چند وجهى شناخته شده اند. در يـك ديـد كـلى ، رسـانـه هـا را داراى دو نـوع كاركرد مخرّب و كاركرد سازنده مى يابيم . با در نـظـر گـرفـتـن ايـن واقـعـيت مى توان گفت كه اين ابزارها در دگرگونى هاى اجتماعى ، تغيير ارزش هـا، تهاجم و دفاع فرهنگى ، در مواقع جنگ و صلح ، استعمار ملت ها، بازسازى و رشد و تـوسـعـه جـوامـع ، ايجاد وحدت ملى و يا تفرقه و آموزش همگانى ، داراى كاربرد و نقش هاى مؤ ثرى مى باشند.
در خـصـوص تاءثيرگذارى وسايل ارتباط جمعى بر زندگى انسان از دو زاويه مى توان به مساءله نگريست . در ديد نخست ، اثرات رسانه ها را بر زندگى فردى انسان مى توان مطالعه كـرد و در ديـد دوم اثـرات اين وسايل را بر حيات اجتماعى انسان مى توان بررسى نمود. محور دوم از مـبـاحـث اصلى جامعه شناسى وسايل ارتباط جمعى است . يكى از نكته هاى مهم در بررسى اثـرات اجـتـمـاعى رسانه ها، تاءثير مثبت و منفى آن بر نهاد خانواده است . بى آن كه از اثرات مـنفى و مخرّب رسانه بر خانواده غفلت بورزيم و آن را ناديده بگيريم ، در يك ديد خوشبينانه مـى تـوان اثـرات مـثـبـت ايـن وسـايـل را، تـربـيـت صـحـيـح ، انتقال ارزش ها و هنجارهاى فرهنگى به خانواده ها، مرتبط ساختن دنياى خانواده با جهان خارج ، تحكيم علقه ها و همبستگى بين اعضاى خانواده دانست .
از ديـگـر جـنـبـه هـاى اجـتماعى وسايل ارتباط جمعى ، كاربردهاى ارزنده آن در فرايند آموزش و پـرورش اسـت . راديـو و تـلويـزيـون داراى ايـن قـابـليـت هـسـتـنـد كـه بـه عـنـوان وسـايـل آمـوزشـى و كـمـك آمـوزشـى بـه كـار رونـد و در ايـن زمـيـنـه نـسـبـت بـه سـايـر اشكال آموزش از مزيّت هاى چشمگيرى برخوردار هستند.
وسـايل ارتباط جمعى در زمينه زندگى سياسى انسان ها نقش دو جانبه اى را ايفا مى كنند. يعنى ضـمـن ايـن كـه در تـصـمـيـم گـيـرى سـياستمداران تاءثير مى گذارند، در اغلب موارد نيز به صـورت ابـزارى در دسـت حـاكمان در جلب افكار عمومى و همراه ساختن مردم با خود، به كار مى رونـد. هـمـين طور، كاربرد رسانه ها در تبليغ اديان و مسلك ها و استفاده هاى شايانى كه از اين ابزار در فعاليت هاى اقتصادى مى شود، به اهميت نقش هاى اجتماعى آن افزوده است .
در روند مطالعه و بررسى وسايل ارتباط جمعى ، از ميان برخى از مصاديق بارز رسانه ها مى تـوان بـه مـطـبـوعـات اشـاره كـرد. مـطـبـوعـات از شـنـاخـتـه شـده تـريـن وسـايـل ارتـباط جمعى است كه در برقرارى ارتباطات ، جابه جايى اطلاعات و تاءثيرگذارى بـر افـكـار عـمـومـى ، نـقـش آفرينى مى كند. اگر برخى از رسانه ها، با ظهور تلويزيون و ويـدئو و غـيـر آن هـا تـا حـدودى اهميّت خود را از دست داده اند، امّا مطبوعات نه تنها اهميّت خود را حـفـظ كـرده ، بـلكـه در رونـد بسط و گسترش دانش و پژوهش ، اهميّت بيشترى پيدا كرده است . جـنـبه پراهميت مطبوعات از نظر سياسى سبب گرديده تا بدان عنوان (ركن چهارم دموكراسى ) اطلاق شود.
امروز، كشورى را نمى توان يافت كه در آن روزنامه اى منتشر نشود و همه كشورهاى جهان داراى مطبوعات هستند. امّا فقط تعداد محدودى از كشورها داراى مطبوعات پرتيراژ بين المللى هستند كه از ميان آن ها مى توان به آمريكا، انگلستان و فرانسه ، اشاره كرد.
دسـتـگـاه چـاپ براى نخستين بار در دوره قاجار به دستور عباس ميرزا و توسط فردى به نام مـيـرزا زيـن العـابـديـن تـبـريـزى بـه ايـران آورده شـد و در سـال 1332 قـمـرى ، مـيـرزا صـالح شـيرازى اولين روزنامه را در ايران منتشر كرد كه (كاغذ اخـبـار) نـام داشت . دومين روزنامه ايران در اروميه به زبان آشورى و با نام (زاراريت باهرا) به معنى اشعه روشنايى انتشار يافت و دو سال بعد، روزنامه وقايع اتّفاقيه منتشر گرديد.
در بـررسى سير تاريخى مطبوعات در ايران به اين نكته مهم برمى خوريم ، كه مطبوعات در مـرحـله شـكـل گيرى خود از غرب تقليد مى كردند و به هويّت و فرهنگ ملّى توجّه چندانى نشان نـمـى دادنـد كـه البـتـه روزنـامـه وقـايـع اتـّفـاقـيـه از ايـن قـبـيـل مـطـبـوعـات مـسـتثنى مى باشد. به هر حال نسل اوليه مطبوعات ايران به شدّت تحت نفوذ استبداد بودند و تنها به عنوان زبان حكومت ايفاى نقش مى كردند. البته تعدادى از روزنامه ها نـيـز وجـود داشـتـنـد كـه در خـارج از كـشـور مـنـتـشـر و در خـارج و داخل توزيع مى شدند.

مطبوعات ايران در دوره ناصرالدين شاه به استثناى دوره كوتاه صدارت اميركبير نمونه كاملى از مـطـبـوعـات اسـتـبـدادى بـودنـد. نـخـسـتـيـن مـبـارزات مـطـبـوعـاتـى در جـريـان جـنـبـش تـنـباكو شـكـل گـرفـت . در دوره مـظـفرالدين شاه ، پس از مدت كوتاهى خفقان سياسى برقرار شد و با تعطيل شدن روزنامه ها، روزنامه ها و شب نامه هاى مخفيانه و زيرزمينى دور از چشم كارگزاران حـكـومـت مـنـتـشـر و تـوزيـع مـى شدند. در دوره مشروطيت سرپوش اختناق برداشته شد و در چنين فضايى كه استبداد قاجار رخت بر بسته بود، مطبوعات گسترش و در دوره پهلوى ها مطبوعات سه دوره متمايز را تجربه كرد. در فاصله سقوط رضاخان (شهريور 1320) تا كودتاى 28 مـرداد 1332 كـه هـنـوز ديـكـتـاتـورى رضـاخـان بـه وسيله پسرش محمّدرضا سايه خود را بر عـرصـه سـياسى و اجتماعى ايران نگسترانيده بود، مطبوعات از آزادى نسبى برخوردار بودند، امـّا پـس از كـودتـاى 28 مـرداد اخـتـنـاق مـانـع از فـعـاليـّت مـطـبـوعـات مستقل شد. با وقوع انقلاب اسلامى ايران در سال 1357 عصر جديدى در تاريخ حيات مطبوعات كـشور آغاز شد، عصرى كه ايران از ابتداى پيدايش مطبوعات تا آن زمان هرگز تجربه نكرده بود. در اين دوره مطبوعات اسلامى تولّد يافتند و رشد و شكوفايى چشمگيرى در كميّت و كيفيت مـطـبـوعـات پـديـد آمـد. وقـوع تـهـاجـم عـراق بـه جـمـهـورى اسـلامـى ايـران و هـشـت سـال دفـاع مـقدس سبب گرديد تا مطبوعات كشور در جذب نيرو و بسيج امت براى دفاع مقدس و معرفى چهره تجاوز و مظلوميّت ايران اسلامى به نحو مؤ ثرى ايفاى نقش نمايند.
مـبـحث ديگرى كه در مقوله رسانه ها جايگاه مهم و شاخصى دارد، خبرگزارى ها هستند. با اين كه حـدود 120 خـبـرگزارى در جهان امروز شمارش شده ، امّا فقط پنج خبرگزارى در مقياس جهانى قـادر بـه فـعـاليـّت در امـر جـمـع آورى و تـوزيـع خـبـر مـى باشند كه اين خبرگزارى ها به كـشـورهـاى قـدرتـمـنـد جـهـان غـرب تـعـلق دارنـد. ايـن خـبـرگـزارى هـا شـامـل رويتر، فرانس پرس ، آسوشيتد پرس ، يونايتدپرس و تاس مى باشند كه البته با فـروپـاشـى شـوروى ايـن تـعـداد بـه چـهـار خـبـرگـزارى قـدرتـمـنـد تقليل پيدا كرده است .
راديـو از ديـگـر وسـايل ارتباط جمعى است كه به لحاظ كارآيى شگفت انگيز و فراگير بودن دامـنـه امـواج و اثـرات آن ، در كـنـار روزنـامـه و تـلويـزيـون بـه عـنـوان (سـه غـول ) ارتـبـاط جـمـعى معروف شده است . اين رسانه ، يك وسيله كلامى گروهى است كه در امر ارتـبـاطـات اجـتماعى نقش مهمى ايفا مى كنند. اولين برنامه راديويى در دوم نوامبر 1920 پخش شد و به اين ترتيب ، راديو نيز به جرگه وسايل ارتباط جمعى پيوست . اين وسيله ارتباطى از نـظـر سـياسى و اجتماعى داراى اثرات چشمگيرى است . در ميان شبكه هاى فرستنده راديويى جـهـان تـعـدادى فـرسـتـنـده وجـود دارنـد كـه در سـطـح بـيـن المـللى مشغول فعاليّتند. راديو آمريكا و راديو انگليس از شناخته شده ترين اين شبكه ها مى باشند.
انـديـشـه ايـجـاد راديـو در ايران ، به دنبال ورود تلگراف و بى سيم در دوره حكومت رضاخان مـطرح شد. در سال 1316 اولين قدم در راه تاءسيس راديو در ايران برداشته شد و تعداد سه دسـتـگـاه فـرسـتـنـده مـوج كـوتـاه و مـتـوسـط خـريـدارى و شـروع بـه كـار كـرد. امـّا در سـال 1347 بـود كـه راديـو بـا سـازمان تلويزيون ادغام شد و سازمان راديو تلويزيون ملّى ايـران تـاءسـيس گرديد. از آن زمان به بعد فرستنده هاى راديويى در ايران رو به گسترش نـهـاد. پـس از انـقـلاب اسـلامـى ، راديـو نـيـز هـمـانـنـد ديـگـر وسايل ارتباط جمعى در خدمت بسط و گسترش فرهنگ اسلامى قرار گرفت .
ديـدن اشـيـاء از فـاصـله دور يـكـى از آرزوهـاى ديـرينه انسان بود، كه پيدايش تلويزيون در اوّل ژوئيـه 1941 بـه ايـن آرزو جـامـعـه عـمـل پـوشـانـيـد. در ايـن سـال آزمـايـش نـهـايـى مـربـوط بـه انـتقال تصاوير در نيويورك با موفقيت صورت گرفت و تـلويـزيـون نـيز در جمع رسانه هاى گروهى پاى به عرصه فعاليت نهاد. اگرچه امروز در تـمـامـى كـشـورهـاى دنـيـا مـردم تـلويـزيـون تـمـاشـا مى كنند امّا شبكه هاى بين المللى پخش و كـانـال تـلويـزيـونـى كـه مـى تـوانـنـد بـه نـقاط دوردست برنامه نمايش دهند، به تعدادى از كشورهاى سرمايه دارى غرب تعلق دارند.
تـلويـزيـون در ايـران از سـابـقـه فـعـاليـت چندان طولانى برخوردار نيست . نخستين فرستنده تـلويـزيـونـى در ايـران در مـهـرمـاه سـال 1337 افـتـتـاح شـد و در سـال 1345 پـخـش بـرنـامـه هـاى تـلويزيونى با فرستنده هاى پرقدرت آغاز شد. گسترش شبكه هاى تلويزيونى ايران به طور عمده در دوران پس از انقلاب اسلامى صورت گرفت . در ايـن دوره تـلويـزيـون هـمـانـنـد سـاير رسانه ها از نظر كاركرد، در خدمت اشاعه الگوى ملّى و اسـلامـى قـرار گرفت ، در حالى كه در دوره پهلوى ، اين رسانه به طور عمده از برنامه ها و محصولات غربى تغذيه مى شد و در خدمت تبليغ فرهنگ و الگوهاى فاسد غرب بود.
يـكـى از شـگـفـت انـگـيـزتـريـن پـديـده هـاى نـويـن در جـمـع وسـايـل ارتـبـاطـى ، ماهواره است . با ساخت و پرتاب ماهواره ، قدرت فرستنده هاى راديويى و تـلويـزيونى را مى توان تقويت و برنامه هاى تلويزيونى را به طور مستقيم و زنده در نقاط مـخـتـلف و دوردسـت جـهان پخش كرد. اگر چه اين ابزار پيشرفته سبب چيرگى انسان بر طبيعت گـرديـده و كـاربردهاى فراوان آن بسيارى از مشكلات را در امر ارتباطات و اكتشافات از پيش ‍ پـاى بـشـر بـرداشـتـه اسـت ، امـّا در زمينه ارسال برنامه هاى تلويزيونى و به طور كلى در خـصـوص فـعـّاليّت هاى فرهنگى ، به صورت ابزارى جهت تهاجم فرهنگى توسط غرب بر عليه هويت و فرهنگ بومى كشورها درآمده است ؛ تا جايى كه برخى از كشورها ممنوعيت و محدوديت هاى قانونى در استفاده از برنامه هاى تلويزيونى ماهواره اى برقرار كرده اند.
آغـاز فـكـر بـهـره بـردارى از نـخـسـتـيـن سـيـسـتـم مـاهـواره را سـال 1324 ش . (1945 مـيـلادى ) مـى دانـنـد در ايـن سال ، يك خلبان انگليسى به نام كلارك پيشنهاد پرتاب ماهواره مخابراتى را ارائه كرد. با فـرسـتـاده شـدن نـخـسـتـيـن قـمـر مـصـنـوعـى تـوسـط شـوروى هـا بـه مـدار زمـيـن ، در سـال 1336 ش . (1957 مـيلادى ) عصر جديدى در تكنيك ارتباطات آغاز شد و پس از شوروى ، آمـريـكـا بـه تـكـنـولوژى ساخت و پرتاب ماهواره دست يافت . در ايران ، براى نخستين بار در سـال 1348 ش . بـه مـنـظـور اسـتـفاده از ماهواره مخابراتى اقدام شد و پس از پيروزى انقلاب اسـلامـى ، بـه طـور گـسـتـرده اى از ايـن وسيله در ارتباطات مخابراتى و رسانه هاى گروهى استفاده شد.
ماهواره ها انواع مختلفى را شامل مى شوند كه از ميان آن ها مى توان به ماهواره هاى غير نظامى و مـاهـواره هـاى نـظـامـى اشـاره كـرد. بـا ورود كـامـپـيـوتـر بـه جـرگـه وسـايـل ارتـبـاطـى ، بـر پـيـچـيـدگـى رسانه هاى گروهى افزوده شد. و ظهور كامپيوتر سبب افـزايـش ‍ سـرعـت ، دقـت و سـهـولت در انـجـام محاسبات و طرّاحى هاى پيچيده گرديده است . اين وسيله نوظهور در جنبه هاى گوناگون از زندگى بشر، از صنايع نظامى گرفته تا توليد برنامه هاى تلويزيونى و سينمايى كاربرد دارد. برخى از رايج ترين كاربردهاى كامپيوتر عـبـارت از ارتـباطات ، آموزش ، امورادارى ، راهنمايى و رانندگى ، هواشناسى ، امور پزشكى ، امـور مـربوط به فرودگاه ها، مسائل اضطرارى نظير آتش نشانى ، حوادث دريايى و هوايى و سـرانـجـام در زمـينه وسايل ارتباط جمعى مى باشد. كاربرد كامپيوتر در توليدات رسانه اى شامل توليد گرافيك ، نقاشى هاى متحرك ، انيميشن ، توليد فيلم هاى سينمايى و تلويزيونى است . همچنين ، كامپيوتر در بخش عمده اى از صنعت چاپ و نشر كاربردهاى مؤ ثرى دارد.
ظـهـور ويـدئو در عرصه رسانه هاى تصويرى ، از وقايع عصر ارتباطات است . اگر چه اين وسـيـله بـه خـانـواده رسـانـه هـا تـعلق دارد، امّا از لحاظ كاركرد، فراگيرى و جامعيت ، با سه غـول ارتـبـاطـى يـعـنـى مـطـبـوعـات ، راديـو و تـلويـزيـون تـفـاوت دارد. ويـدئو شكل جديدى از امكانات تصويرى است كه به انسان اين امكان را مى دهد تا برنامه مورد نياز و دلخواه خود را بر روى نوار ضبط و در فرصتى مناسب تماشا كند.
ويدئو در ابتدا از نظر حجم دستگاه بسيار بزرگ تر از نمونه هاى فعلى اش بود و به علت هـزيـنـه هاى سنگين ، داراى كاربرد عام تر و همگانى پيدا كرد. اين وسيله صوتى ـ تصويرى نـوپـا در دهه 1980 ساخته شد و به سرعت جاى خود را در جمع رسانه ها گشود. رشد استفاده از ويدئو از بدو پيدايش آن نسبت به ساير رسانه ها، از شتاب بيشترى برخوردار بوده است .
ظـهـور ويـدئو در ايـران هـمـچـون ديـگـر رسـانـه هـا، نسبت به جوامع غربى با تاءخير زيادى صـورت گـرفـت . كـارشـنـاسـان بـر ايـن نـظـرنـد كـه در سـال هـاى آخـر رژيـم پـيـشـيـن ، ويـدئو بـه عـنوان يك تكنولوژى جديد كه از كارآيى بالايى بـرخـوردار بـود، در خـدمـت بـرنـامـه سـازى تـلويـزيـون قـرار گـرفـت . در سـال هـاى اخـيـر، ايـن وسـيـله پـاى خـود را بـه جمع خانواده ها گشود و بخشى از اوقات فراغت اعـضـاى خـانـواده هـا را بـه خود اختصاص داد. ويدئو از نظر كاركرد، داراى جنبه هاى مثبت و منفى اسـت . كـنـترل ورود و تكثير نوارهاى مبتذل ويديويى يكى از راه هاى كاهش بار منفى اين رسانه در جامعه مى باشد.
از لحـاظ تـاريـخى ، سينما دومين وسيله ارتباط جمعى به شمار مى رود. جنبه سرگرم كنندگى ايـن رسـانه در مقايسه با ديگر رسانه ها بيشتر است ؛ البته به لحاظ وجود برخى ويژگى ها براى سينما از جمله تواءم بودن صوت و تصوير، سبب گرديده تا توسط برخى از رژيم هـا بـه عـنـوان ابـزارى جـهـت قـالب بندى و جهت دهى افكار عمومى در جنبه هاى سياسى به كار گرفته شود. امروز اغلب فيلم هايى كه در پرده سينما و حتى در صفحه تلويزيون به نمايش مى آيند، محصول كمپانى هاى بزرگ فيلم سازى غرب نظير هاليوود، كمپانى متروگلدين ماير و كمپانى فوكس مى باشند.
سـيـنـمـا در ابـتـداى ورودش بـه ايـران سـه مـرحـله اسـاسـى را سـپـرى كـرد. مـرحـله اوّل ، بـه عـصـر فـيلم صامت اختصاص يافت ، مرحله دوم فيلم ناطق به وجود آمد و در مرحله سوم صنعت سينما پا گرفت . قبل از انقلاب اسلامى سينما وضعى متفاوت از ديگر رسانه ها نداشت ؛ ايـن ابـزار بـيـش از آن كـه در خـدمـت رشـد و تـعالى فرهنگ و بسط و گسترش ارزش هاى ملّى و اسلامى باشد، عامل گمراهى و ترويج فساد و بى بندوبارى بود.
پـس از طـلوع خـورشـيـد انـقـلاب اسـلامـى ، سـيـنـمـا پـس از طـى كـردن يـك دوره كـوتـاه افول و خاموشى ، فعاليت عادى خود را باز يافت ؛ امّا به لحاظ جهت گيرى ، موضوعات و هدف دسـتـخـوش تـحـوّل اسـاسى شد. در اين عصر، سينما در كنار ساير رسانه ها عهده دار تبليغ و ترويج ارزش هاى اسلامى شد.
بخش دوم
افكار عمومى

فصل يكم ـ آشنايى با افكار عمومى
فصل دوم ـ نمونه هاى تاريخى استفاده از افكار عمومى
فصل سوم ـ سنجش افكار
فصل يكم
آشنايى با افكار عمومى

1. كليّات
در عـصـر حـاضـر وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى بـه گـونـه اى چـشـمـگـيـر گـسـتـرش و تكامل يافته اند و از اين رو، تمام پهنه گيتى زير پوشش امواج رسانه ها قرار گرفته است و زنـدگـى انـسـان بـه گـونـه اى شـگـرف از كاركرد رسانه ها تاءثير مى پذيرد. افزايش اطلاعات و آگاهى هاى عمومى يكى از پيامدهاى اين پديده است و برايند نهايى اش ، مطرح شدن موضوعى مهم به نام (افكار عمومى )(342) است .
افكار عمومى ، تجلّى اراده انبوه مردم است كه در تحوّلات و رويدادهاى مهم كشورها سهمى بس مهمّ بر عهده دارد. در باور بيشتر جامعه شناسانِ وسايل ارتباط جمعى و به ويژه كارشناسان امور سـيـاسـى ، در بـسـيـارى مـوارد، افـكـار عـمـومـى پـايـه و عـلّت تـصـمـيـم هـاى سـيـاسـى اسـت .(343)
امـروزه ، شـنـاخـت افـكـار عـمـومـى ، چـگـونـگـى شـكـل گـيـرى و عـوامـل مـؤ ثـّر در آن ، اهـمـيـّتـى افـزون تـر يافته است ؛ چونان كه سازمان ها و مؤ سّسه هاى آمـوزشـى و پـژوهـشـى عـريـض و طـويل با هزينه هايى هنگفت و امكاناتى در خور، ضمن تربيت دانـشـجـويـان و دانـش پـژوهـان ، بـه گـردآورى اطلاعات درباره افكار عمومى و به تجزيه و تحليل و سنجش اين موضوع شگرف مى پردازند.
از جـمـله پـديـده هـايـى كـه بـه گـونـه اى مـسـتـقـيـم بـا افـكـار عـمـومـى مـرتـبـط اسـت ، وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت . در بـخـش نـخـسـت اين نوشتار، با تاريخچه ، انواع ، مصاديق و كـاركـردهـاى رسـانـه هـاى گـروهـى آشـنـا شـديـم و اينك به بررسى موضوع افكار عمومى ، چـگـونـگـى شـكـل گـيـرى ، عـوامـل مـؤ ثر و نمونه هاى تاريخى استفاده از آن و نيز جايگاه اين موضوع در نظام اسلامى ، موضوع سنجش افكار عمومى و جز آن مى پردازيم .
تاريخچه
اگرچه ريشه دقيق و خاستگاه راستين اصطلاح (افكار عمومى ) پوشيده مانده است ،امّا كاربرد اين واژه در متون كهن ، از قدمت آن حكايت مى كند. روميان از واژه (اجماع عمومى ) به جاى (افكار عمومى ) و البته در مفهوم قضائى آن سود مى جستند.(344) يونانيان نيز مترادف هاى اين واژه را به كار برده اند.
اصطلاح (افكار عمومى ) در اروپا طى قرون 16 تا 18 ميلادى در آثار نويسندگانى همچون ژان ژاك روسو، جان استوارت ميل و جرمى بنتام به كار رفت . روسو در آستانه انقلاب فرانسه بـراى نـخـسـتـيـن بـار اصـطلاح افكار عمومى را به كار برد و مك آيور نوشت : (فعّاليت بى پـايـان افكار عمومى ، پويايى دموكراسى است .) و بدين سان ، اندك اندك ، اين اصطلاح در مـيـان نـوشـتـه هـا و سـخـنـان فـيـلسـوفـان و انـديـشـمـنـدان سـيـاسـى نـمـودار گـشـت . امـّا بـا زوال فـئوداليـسـم ، پـديـدار شـدن شـهـرهـا، دگـرگـونـى شـيـوه هـا و وسـايل ارتباطى ، رواج صنعت چاپ ، پيدايش مطبوعات و ديگر رسانه ها، افكار عمومى اهميّتى افـزون تـر يـافـت و بـه صـورت يـكـى از عـوامـل سـرنـوشـت سـاز و تـعـيـيـن كـنـنـده درآمد.(345)
افـكـار عـمـومـى در فـرهـنـگ و تـعـاليـم اسلام به گونه اى شايسته مورد عنايت و توجه قرار گـرفته است . اين حقيقت را مى توان از تدبّر در آيات قرآن و احاديث و سيره نبوى به روشنى دريافت كه در صفحه هاى آينده ، بحثى مستقل در اين باره خواهد آمد.
بـه ايـن تـرتـيب ، مى توانيم دريابيم كه همواره چيزى به نام افكار عمومى در جوامع انسانى بـوده اسـت ، ولى اهـمـيـّتـى كـه امـروزه افـكـار عـمـومـى از آن بـرخـوردار اسـت بـه هـيـچ روى قـابـل مـقـايـسـه بـا روزگـاران كـهـن نـيـسـت . بـا ظـهـور وسايل نوين و پيشرفته ارتباط جمعى ، اين موضوع دستخوش تحوّلى ژرف شد و به صورت نيرويى بسيار مؤ ثر و سرنوشت ساز در حيات سياسى ـ اجتماعى جوامع درآمد.
اهميّت افكار عمومى
مـى تـوان گـفت كه افكار عمومى ، موجد جريان ها و رويدادهاى سياسى ـ اجتماعى است و به همين دليل است كه به زمامداران توصيه مى كنند پيش ‍ از اجراى هر سياستى ، نخست بايد زمينه لازم را در جـامـعـه فـراهـم كـنـند و بسترى بسازند كه سياست بر آن جارى شود و اين زمينه و بستر چيزى جز افكار عمومى نيست .(346)
امـروزه در كـشـورهـا افـكـار عمومى ، نيرويى سترگ به حساب مى آيد و دولت ها و كارگزاران كشورها، حتى در نظام هاى سياسى خودكامه ، ناچارند به آن توجه كنند. در برخى موارد افكار عـمـومـى چـنـان مـهـم و نيرومند است كه تصميم گيران و رهبران كشورها جز پيروى از آن چاره اى ندارند.(347)
بيشتر صاحب نظران و پژوهشگران علوم اجتماعى نيز از افكار عمومى به عنوان يكى از نيروهاى مـؤ ثـر در حـيـات سـيـاسـى جـوامـع بـشـرى يـاد كـرده انـد. بـه عـنـوان مثال ، آلفرد سووى از نويسندگان نامدار فرانسوى ، افكار عمومى را ضمير باطنى يك ملّت ، قـدرت گـمـنـام و نـيـرويـى سياسى خوانده است كه در هيچ قانون اساسى پيش بينى نشده است .(348) دكتر عبدالحميد ابوالحمد در كتاب (مبانى علم سياست )، از افكار عمومى به عـنـوان يـكـى از نـيروهاى مؤ ثّر در سياست ياد كرده است .(349) دكتر كاظم معتمدنژاد نـيـز بـر ايـن بـاور اسـت كـه اهـمـيـّت روزافـزون افـكـار عـمـومـى در اعـمـال قـدرت سـيـاسـى مـوجـب شده است كه رهبران دولتى براى جلب همكارى و حمايت مردم به تـمـايـلات آنـان تـوجـّه كـنـنـد و بـراى تـاءمـيـن خـواسـت هـا و نـيـازهـاى جـامـعـه هـمـّت گمارند.(350)
كـسـانـى كـه بـه گـونـه اى با جامعه سر و كار دارند ـ همچون آنان كه در گروه هاى اجتماعى وظـيـفـه رهـبـرى را بـر دوش دارنـد ـ هـيـچ گـاه نـمـى تـوانـنـد از افـكـار عـمـومـى غافل بمانند؛ به اين معنا كه ناگزيرند يا از آن پيروى كنند و يا با بهره گيرى از ابزارها و شـيـوه هـايـى ويژه ، آن را در سوى مورد نظر خود هدايت كنند. بى اعتنايى به افكار عمومى و نـاديـده گـرفـتـن آن مى تواند به سلب اعتماد عمومى از رهبران بينجامد و اين به مفهوم از دست رفتن پشتيبانى عمومى است . بنابراين ، رهبران سياسى در هرگونه تصميم گيرى مهم همواره نـگـاهـى بـر افـكـار عـمـومـى دارنـد؛ چـنـان كـه از نـاپـلئون بـنـاپـارت نـقـل اسـت : حـكومت را مى توان به زور سرنيزه به دست آورد، امّا براى حفظ آن حكومت ، به جاى سرنيزه ، بايد به افكار عمومى تكيه كرد.(351)
بـديـن سـان ، افـكـار عـمـومـى تـا حـدى اهـمـيـّت يـافـتـه اسـت كـه بـنياد و اساس هر حكومتى را تـشـكـيـل مـى دهـد. در حـقـيـقـت ، هر حكومتى به همان اندازه كه داراى پشتوانه افكار عمومى است ، نـيـرومـنـد يـا ناتوان خواهد بود. امّا بايد توجّه داشت كه افكار عمومى ، تنها مورد توجّه حكومت گـران و دولت مـردان نـيـسـت . بـلكـه تـمـامـى نـيـروهـاى سـيـاسـى و اجـتـمـاعـى فـعـّال در صـحـنـه جـامـعـه بر اين موضوع مهم ارج مى نهند. احزاب سياسى كه بر مسند قدرت نـشـسـتـه انـد، بـراى ايـن كـه بـر جـاى خـويش استوار بمانند، همواره مى كوشند به شيوه هاى مـختلفى ، حمايت و پشتيبانى افكار عمومى را به سوى خويش فراخوانند و نيز احزابى كه مى خواهند به قدرت رسند، همواره از افكار عمومى سود مى جويند.
ديگر نيروهاى اجتماعى نيز چنين اند؛ مثلا به هنگام بروز اختلاف ميان كارگران و كارفرمايان ، هـر دو جـنـاح مـى كـوشند افكار عمومى را با خود همراه سازند. همچنين ، اقليت هاى نژادى ، ملّى و مذهبى نيز هر يك كوشش خود را در جهت بسيج افكار عمومى به سود خود به كار مى گيرند.
مفهوم و تعريف افكار عمومى
الف ـ مـفـهـوم افـكـار عـمـومـى : در بـررسـى مـفـهـومـى افـكـار عـمـومـى بـه مـوارد ذيل مى توان اشاره كرد؛
1 ـ افـكـار عمومى ، افكارى است كه به صورت (رسمى ) براى عموم مردم بيان مى شود؛ با تـوجـّه بـه ايـن نـظـريـه ، مـخـالفان پنهان در نظام هاى ديكتاتورى ، از مصاديق افكار عمومى مـحـسـوب نـمـى شـونـد و افـكـار عـمـومـى مـوضوع هايى را در بر مى گيرد كه در روزنامه ها، راديـوهـا، تـلويـزيون ها و مجالس عمومى مطرح مى شوند. به اين ترتيب ، بسيارى از مسايلى كه فرصتى براى مطرح شدن از طريق كانال هاى رسمى را نمى يابند، جزو افكار عمومى به حساب نمى آيند.
2 ـ افـكـارى كـه دربـاره مـسـائل عـمـومـى جـامـعـه اسـت ؛ در ايـن مـفـهـوم ، واژه افـكـار عـمـومـى شامل مسائلى است كه در دايره حكومت است . از اين نظر، افكار پنهان و غير علنى مخالفان حكومت هـاى ديـكـتـاتـورى نـيـز تـا جايى كه با سياست هاى حاكمان مرتبط باشد، جزو مصاديق افكار عمومى است .
3 ـ افكارى كه (عموم مردم ) دارند و نه گروه هاى كوچك ؛ در اين معنى ، افكار عمومى افكارى است كه به توده مردم تعلق داشته باشد و نه گروه نخبگان و اقليت جامعه . مطابق اين مفهوم ، مـنـظـور از افـكـار عـمـومـى ، آن دسـتـه از عـقـايـدى اسـت كـه در جـامـعـه رواج پـيـدا كـرده اند.(352)
ب ـ تـعـريـف افـكـار عـمـومى : واژه افكار عمومى ، مركب از دو كلمه (افكار)(353) و (عموم )(354) است . (افكار) در اصطلاح عبارت از نظرها، قضاوت ها، و ارزيابى هـا در مـورد يـك پديده است كه در ذهن انسان به وجود مى آيد و سپس بيان و اظهار مى گردد. اين واژه هـنـگـامـى استعمال مى شود كه اختلاف نظر در خصوص موضوع و يا مساءله اى وجود داشته باشد و به اصطلاح بحث انگيز باشد.
واژه (عـمـوم ) بـه شـمـار زيـادى از مـردم دلالت دارد. افـكـار عـمـومـى بـه ايـن لحـاظ شـكـل مـى گـيرد كه يك موضوع يا رخداد توجّه تعداد زيادى را به خود جلب مى كند. به عنوان مـثـال ، عـده اى ، بـه خـاطـر شـنـيدن يك خبر از راديو، توجهشان به آن جلب مى شود. اين توجّه مشترك ، اساس تشكيل افكار عمومى است .(355)
نـخـسـتـيـن كـوشـش هـمـاهـنـگ دانـشـمـنـدان عـلوم اجـتماعى جهت ارائه تعريفى از افكار عمومى ، به سـال 1304 ش . / 1925 م . بـرمى گردد كه اعضاى يك ميزگرد از انجمن علوم سياسى آمريكا پـس از نشست ها و گفت وگوهاى فراوان ، به دليل وجود اختلاف نظر و تشتّت آراء، به تعريف قابل قبولى دست نيافتند.(356)
از مـيـان تـعـريـف هـاى مـتـعـدّدى كـه در خـصـوص افـكـار عـمـومـى شـده ، تـعـريـف ذيل را كه كامل تر به نظر مى رسد و مورد پذيرش (انجمن جهانى تحقيق افكار عمومى ) است مى توان برگزيد.
افكار عمومى ، مجموعه عقايد و افكار افراد جامعه نسبت به يك موضوع است كه آن افراد درباره آن موضوع داراى منافع و علايق مى باشند.(357)
دلايل توجّه به افكار عمومى
در بـرخـورد با انبوه مباحثى كه در رسانه ها راجع به پديده افكار عمومى صورت مى گيرد، اين سؤ ال در ذهن مطرح مى شود كه چرا افكار عمومى اين قدر مورد توجّه قرار گرفته و از آن سخن گفته مى شود؟ چرا روان شناسان ، جامعه شناسان ، پژوهشگران رشته ارتباطات ، علماى عـلم سـيـاسـت و روزنـامـه نـگـاران هـر يـك از زاويه اى در مورد اين پديده گفت وگو مى كنند؟ و دلايل توجه به افكار عمومى چه مى تواند باشد؟
اسـاسـا يـكـى از دلايـل مـطـرح شـدن پـديـده افـكـار عمومى در عصر انقلاب الكترونيك و انفجار اطـلاعـات ، تـلازم و پـيـوسـتـگـى دو مـفـهوم (رسانه ها) و (افكار عمومى ) است ؛ زيرا مخاطب رسـانـه هـا افـكـار عـمـومـى مـى بـاشـد و اثـرات آن دو نـسـبـت بـه هـم ، از مسائل مهم و تعيين كننده در عصر كنونى مى باشد.
دليـل ديـگـر تـوجـّه بـه افـكـار عـمـومى را بايد در طبيعت نظام دموكراسى جست وجو كرد. زيرا شالوده و اساس يك نظام دموكراتيك به مفهوم واقعى آن ، (مردم ) است و به اين ترتيب افكار عـمـومـى در كـانـون تـوجـّهـات قـرار مـى گـيـرد. سـومـيـن دليـل تـوجـّه بـه افـكار عمومى ، نياز دولت ها به نيروى عظيم توده مردم و حمايت آنان در اداره امـور اسـت ؛ چـرا كه پيشبرد سياست هاى ملّى بدون همكارى و حمايت قشرهاى گوناگون اجتماعى مـمـكـن نـيـسـت . همچنين هر گونه نوسازى و اصلاحات سياسى ـ اجتماعى و ايجاد دگرگونى در ابعاد فرهنگى و فكرى مستلزم جلب آراى عمومى است .
اگـر كـاركـردهـاى افكار عمومى را آن گونه كه جامعه شناسان بدان ها تاءكيد كرده اند، مورد تـوجـّه قـرار دهـيـم ، مـلاحـظـه مـى كـنـيـم كـه در بيشتر موارد افكار عمومى به عنوان يك نيروى بـازدارنـده و كـنـتـرل كـنـنـده اجـتـمـاعـى عـمـل مـى كـنـد و نـوعـى عـامـل نـظـارت اجـتماعى است . چنين كاركردهاى مثبت و ارزنده اى است كه افكار عمومى را در كانون توجّهات قرار داده است .
كاركردهاى افكار عمومى
افـكـار عـمـومـى كاركردهاى گوناگونى در جامعه دارد. برخى از مهم ترين اين كاركردهااز اين قرارند:
1 ـ افـكـار عـمـومـى وسـيله كنترل اجتماعى : در كشورهايى كه مسؤ ولين و مديران آن ها از طريق راءى مـردم انـتـخـاب مـى شوند، افكار عمومى نوعى نظارت اجتماعى بر تصميم ها و عملكردهاى آنـان و عـامـل مـؤ ثـر كـنـتـرل كـنـنـده مـى بـاشـد. ايـن كـنـتـرل از دو طـريـق اعمال مى شود.
اوّل ايـن كـه ، مـمـكـن اسـت عـمل مسؤ ولين با واكنش و بحث هاى شديد مردم روبه رو شود و افكار عـمومى ، آن ها را مجبور كند تا در سياست و اقدامات خود تجديد نظر كنند. در اين مورد مى توان بـه شـواهـد و نـمـونـه هـاى تـاريـخى فراوانى از جمله فشار افكار عمومى در پايان دادن به تجاوز نظامى آمريكا به ويتنام اشاره كرد.
دوم ايـن كـه ، امـكان بالقوه واكنش افكار عمومى مى تواند در برخى موارد از اقدامات مسؤ ولين جـلوگـيرى كند. به عنوان مثال ، اگر مسؤ ولين يك كشور در صدد دستگير كردن رهبر مخالفان باشند و احتمال بدهند كه پس از اين عمل ، افكار عمومى واكنش مخالفت آميز از خود نشان مى دهد، از اين اقدام صرف نظر و يا در صورت اقدام ، به سرعت وى را آزاد مى كنند.
2 ـ افـكـار عـمـومـى عـامـل انـسـجـام اجـتـمـاعـى : هـنـگـامـى كـه افـكـار عـمـومـى يـكـپـارچـه و مـتـشكّل مى شود، به افزايش وحدت اجتماعى و يگانگى ملّى كمك مى كند. مسؤ ولين در سايه اين وحـدت بـه راحـتـى بـا بـحـران هـاى اجتماعى روبه رو شده و بدان فايق مى آيند. تجربه هشت سال دفاع مقدس ‍ ايران در مقابل تجاوز رژيم عراق اين امر را به اثبات رسانده است .
رابطه دولت و افكار عمومى
رابطه ميان دولت و افكار عمومى فرايندى يك جانبه نيست ؛ بلكه رابطه اى دوجانبه وتعاملى اسـت . يـعـنـى از يـك سـو، افـكـار عـمومى مى تواند از طريق انتخابات ، رفراندوم ، تظاهرات سياسى ، شورش و انقلاب بر پديده سياست و قدرت تاءثير بگذارد و از سوى ديگر، دولت هـا و زمـامـداران بـا اعـمـال تـسلط كامل و سانسور رسانه هاى گروهى و برگزارى كنفرانس ها، هـمـايـش ها، مصاحبه ها و جز آن بر افكار عمومى تاءثير گذارده و به جهت دهى ، قالب بندى و هدايت آن بپردازند.
2. شكل گيرى افكار عمومى
افـكـار عـمـومـى از موضوعات مورد مطالعه در شاخه هاى مختلف علوم اجتماعى است . هر يك از اين شـاخـه هـا جـنـبـه خـاصـى از آن را مورد بررسى و مطالعه قرار مى دهند كه به طور مشخص مى تـوان بـه سـه رشـتـه عـلمـى بـا رويـكردهاى متفاوت اشاره كرد؛ روان شناسى اجتماعى ، جامعه شناسى و علم سياست .
بـرخـى از پـژوهـشـگـران عـلوم اجـتـمـاعـى بـر ايـن بـاورنـد كـه فـرايـنـد شـكـل گـيرى افكار عمومى مربوط به رشته جامعه شناسى است . برخى ديگر بر اين نظرند كـه تـبـيـيـن كـامل اين فرايند در حوزه مباحث روان شناسى اجتماعى قرار دارد و خواه ناخواه ، بحث مـربـوط بـه چگونگى شكل گيرى پديده افكار عمومى ، بسيارى از موضوع هاى روان شناسى اجتماعى را در بر مى گيرد.
امـّا از سـوى ديـگـر، بـرخـى مـعـتـقدند كه مطالعه پيرامون افكار عمومى در حوزه مطالعات علوم سـيـاسـى قـرار مـى گيرد، زيرا در اين علم ، آثار و كاركردهاى افكار عمومى بر نظام تصميم گيرى مورد توجّه قرار مى گيرد. به عنوان مثال ، مفهوم (نظارت اجتماعى ) كه از جانب برخى از جـامـعـه شناسان به عنوان يكى از مهم ترين كاركردهاى افكار عمومى مطرح گرديده ، ناظر بر آثار آن است ، و در حوزه مطالعات علوم سياسى قرار مى گيرد.
بـنـابـرايـن در مـيـان شـاخـه مـخـتـلف معرفت بشرى ، جامعه شناسى و روان شناسى اجتماعى از (چـگـونگى شكل گيرى ) افكار عمومى بحث مى كند، امّا علم سياست به بررسى و تعيين آثار افكار عمومى بر نظام تصميم گيرى و معادلات سياسى مى پردازد.(358)
عناصر لازم براى شكل گيرى افكار عمومى
بـرخـى از جـامـعـه شـنـاسـان وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى بـر ايـن بـاورنـد كـه وجـود حداقل سه عنصر ذيل براى تشكيل افكار عمومى لازم است :
الف ـ مـردم : بـراى تـشـكـيـل افـكـار عـمـومـى ، (مـردم ) نـخـسـتـيـن عامل به حساب مى آيند. يعنى ، افرادى بايد وجود داشته باشند كه داراى منافع مشترك باشند و بـدون وجـود آنـان ، افـكـار عـمـومـى نـيـز هـرگـز وجـود خـارجـى و تـحـقـّق عـيـنـى پـيدا نمى كند.(359)
ب ـ مـوضـوع خـبـر: دوّمـيـن عـنـصـر تشكيل دهنده افكار عمومى ، وجود (موضوع خبر) است . يعنى مـوضـوع يـا مـشـكـلى بـايـد وجـود داشـتـه بـاشـد تـا زمـيـنـه سـاز شـكـل گيرى افكار عمومى شود. البته موضوعات معمولى اثر چندانى ندارند و موضوعات مهم در اين زمينه كارسازند.
فرض كنيد خبرى از راديو پخش شده است . اگر اين خبر به تصادف قطارها، سقوط هواپيما و نـظـايـر آن مـربوط باشد و علت وقوع اين حوادث نيز در ضمن خبر، به اطلاع مردم برسد، در ايـن صـورت امـكان دارد افكار عمومى درباره اين مساءله به وجود نيايد؛ و افراد، پس از شنيدن مـوضوع با يك اظهار تاءسف آن را فراموش كنند؛ امّا اگر خبر مبهم باشد، در شرايط خاصى ، به تدريج افكار عمومى شكل مى گيرد.(360)
ج ـ انتشار خبر: اقدام ها و تلاش هايى نيز بايد صورت پذيرد تا (موضوع ) و يا (خبر) در سـطـح وسـيـعـى مـنـعـكـس و مـنـتـشـر گـردد و ذهـن هـا را بـه خـود جـلب كـنـد. ايـنـجـا است كه نقش وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى نـظـيـر راديـو، تـلويـزيـون ، مـطـبـوعـات و احـزاب سـيـاسـى و ده هـا عامل ديگر در شكل گيرى و فعال شدن افكار عمومى نمايان مى شود.(361)
عوامل مؤ ثر بر شكل گيرى افكار عمومى (362)
شـكـل گـيـرى افـكـار عـمـومـى ، فـرايـنـدى اسـت پـيـچـيـده كـه در آن عـوامـل بـسـيـارى دخـالت دارنـد. از جـمـله مـهـم تـريـن ايـن عـوامـل ، عـوامـل فـرهـنـگـى اسـت ، ايـن عـوامـل بـه طـور مـسـتـمـر بـا يـكـديـگـر در حـال تـعـامـل مـى بـاشـنـد. بـدون شـنـاخـت ايـن عـوامـل نـمـى تـوان بـه چـگـونـگـى شكل گيرى افكار عمومى پى برد.
الف ـ نـقـش عـوامـل فرهنگى : هر يك از ما، در گروهى متولّد مى شويم كه داراى فرهنگ ويژه اى اسـت . بـخـشـى از اين فرهنگ ، ممكن است ساخته و پرداخته همين گروه باشد، ولى بخش بزرگ تر آن ، ميراث پيشينيان است . زبانى كه با آن سخن مى گوييم ، لباسى كه بر تن مى كنيم ، مسكن و سرپناهى كه در آن زندگى مى كنيم ، باورها، قواعد اخلاقى و ارزش هايى كه بدان ها پايبنديم و بسيارى از وجوه ديگر زندگى ما بيان گر فرهنگ يا فرهنگ هايى است كه با آن ها عجين شده ايم .
فـرهـنگ ، راه هاى تفكّر، داورى ، عمل كردن و عكس العمل نشان دادن را در حوزه افكار عمومى هموار مـى سـازد. آن دسـتـه از عـوامـل فـرهـنگى كه بر افكار عمومى تاءثير مى گذارند، عبارتند از ايدئولوژى ها، افكار قالبى ، افسانه ها و اساطير، ارزش هاى فرهنگى و… كه به توضيح پيرامون هر يك مى پردازيم :
1 ـ ايـدئولوژى هـا: ايـدئولوژى مـجـمـوعـه اى از بـايـدهـا و نـبـايـدهـاى يـك جـامـعـه را تـشـكيل مى دهد كه از جهان بينى و اعتقادات آن جامعه نشاءت گرفته است و به همين لحاظ در متن افكار و باورهاى افراد جامعه جاى دارد. واكنش اعضاى يك جامعه نسبت به حوادث و پديده ها، تا حـدّ زيـادى مـتـاءثـر از هـمـيـن بـاورهـاسـت . بـنـابـرايـن ، ايـدئولوژى بـه عـنـوان يـك عـامـل در نـحـوه بـرخـورد و واكـنـش انـسـان هـا بـا مـسـايـل ، عامل مؤ ثر و تعيين كننده اى است .
در جـوامـعـى كـه بـاورهـا و تـفـكـرات ديـنى حضور فعال و مؤ ثرى در صحنه زندگى افراد و روابـط اجـتـمـاعـى دارنـد و مـردم به طور جدّى بدان ها پايبندند، ايدئولوژى از فرامين دينى و شريعت نشاءت گرفته و پايه هاى افكار عمومى نيز بر همين باورهاى دينى استوار مى گردد و گـاهـى بـسـيارى از عوامل مؤ ثر در جهت دهى و تغيير افكار عمومى را نيز خنثى و بى اثر مى سازد. به عنوان مثال در سال 1356 شمسى كه مبارزات ملّت مسلمان ايران عليه حكومت ستمشاهى پـهـلوى در جـريان بود؛ جوهره و ماهيت حركت سياسى ـ اجتماعى توده مردم را، عناصر و باورهاى ديـنـى شـكـل مى داد. در اين مقطع از انقلاب اسلامى ، تبليغات رسانه هاى گروهى نظير راديو، تـلويـزيـون ، روزنـامـه هـا و مطبوعات ، قدرت تاءثيرگذارى بر افكار عمومى را از دست داده بـود؛ زيرا جهت گيرى تبليغات آن ها با ايدئولوژى و فرهنگ مذهبى و جهت گيرى سياسى مردم متعارض بود.(363)
2 ـ افـكـار قـالبـى : بـسـيـارى از جـامـعـه شناسان ، به حضور كليشه هاى فرهنگى در افكار عـمـومـى اشاره داشته و نقش آن ها را در شكل گيرى افكار عمومى ، امرى روشن و بديهى دانسته انـد. پـيـش داورى هـاى قالبى درباره مسائلى عنوان مى شود كه با افراد به عنوان اعضاى يك گـروه نـژادى ، مـذهـبـى ، مـلّى و يـا اقـتـصـادى مـرتـبـط اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، عـكس العمل مخالفت آميز برخى از سفيدپوستان آمريكا نسبت به حضور دانش آموزان سياه پوست در مدارس سفيدپوستان ، نوعى پيش داورى نژادپرستانه و رفتار كليشه اى است كه از يك قرن پيش در ميان بسيارى از سفيدپوستان وجود داشته است . زبـان ما حاوى بسيارى از واژه هايى است كه بيانگر افكار قالبى مى باشند. هنگام يادگيرى زبان ؛ بسيارى از اين افكار قالبى را نيز فرا مى گيريم . بسيارى از داورى هاى ما نسبت به مـسـائل ، نـه نـاشـى از تـمـاس رودرروى مـا و نـه حاصل تجربه ، بلكه كلمات قالبى زبان بـسـيـارى از ايـن بـرخـوردهـا و داورى هـا و بـه عـبـارت ديـگـر افـكـار عـمـومـى را شكل مى دهند.
آنچه كه افراد بايد ادراك كنند فرهنگ آن جامعه ، براى آنان فراهم مى سازد. به همين جهت آنچه را كه انتظارش را داريم مى بينيم ، نه آنچه را كه هست . و همين طور، آنچه را مى شنويم كه مى خـواهـيم ، نه آنچه را كه هست ! در واقع ، هر كس همان گونه استنباط مى كند و معنى كلمات را مى فهمد كه سنّت ها و باورها و معيارهاى جامعه اش حكم مى كند.
كـنـش و واكـنـش هـاى قـالبـى در افـكـار عـمـومـى ، مـسـتـلزم تـفـكـر، انـديـشـه و تـاءمـّل زيـادى نـيـسـت . زمـانـى كـه در بـحث ها و قضاوت هاى اجتماعى نسبت به پديده ها افكار قـالبـى حـاكـم باشد، افكار عمومى نيز قالبى و كليشه اى خواهد بود و نتيجه هايى كه به دست مى آيد، نوعا قالبى خواهند بود.
3 ـ افـسـانـه هـا و اسـاطـيـر: افـسـانـه هـا و اسـاطـيـر نـيـز در شـكـل گيرى افكار عمومى مؤ ثر واقع مى شوند؛ زيرا آن ها از جمله افكار قالبى هستند كه در هـر فـرهـنـگـى وجـود دارنـد. در بـين پژوهشگران توافق اندكى درباره معنى اساطير وجود دارد. بسيارى ، آن را چيزى دانسته اند كه هيچ مبناى واقعى ندارد و بيان گر تخيّلات ، باورها، اميدها و آرزوهـاى غـيـر عـقـلانـى ذهـنـى اسـت . (مـاكـس وبر) جامعه شناس مشهور آلمانى ، ضمن تقسيم زنـدگـى انـسان به دو حوزه عقلانى و غير عقلانى ، بر اين باور است كه بخشى از رفتارهاى اجـتـمـاعـى انـسـان از حـوزه غـيـر عـقـلانـى او نـاشـى مـى شـونـد كـه البـتـه ايـن قبيل رفتارها تا حدود زيادى تحت تاءثير افسانه ها و اسطوره هاست .(364)
مـعـمـولا سـيـاسـت پـيـشـگـان ، بـراى اقـنـاع عامه مردم ، به حوزه غير عقلانى زندگى افراد مى پردازند و اين كار با استفاده از اسطوره ها و افسانه ها صورت مى پذيرد. زيرا افسانه ها در فـرهـنـگ عـامـيانه ريشه عميقى داشته و از اين جهت ، عامه آن را به آسانى باور مى كنند. اين امر نـشـان مـى دهـد كـه افـكـار عـمـومـى تـا حـدود زيـادى تـحـت تـاءثـيـر عـوامـل غـيـر عـقـلانـى قـرار دارد و بـراى دسـتـكـارى و جـهـت دهـى آن ، افـسـانـه هـا نقش مؤ ثرى دارند.(365)
4 ـ ارزش هـاى فـرهـنـگـى : بـرخـى از پـژوهـشـگـران در شـكـل گـيـرى افـكـار عـمـومـى ، بـر ارزش هـاى فرهنگى تاءكيد دارند. هر نسلى ، در فرهنگى پـرورش مـى يـابـد كـه بـسـيـارى از ارزش هـا و عـنـاصـر آن از نسل هاى پيشين بر جاى مانده است .
بـنـابـرايـن اگـر بـخواهيم افكار عمومى مردمى را تحت تاءثير قرار دهيم ، نه تنها بايد به افـكـار و عـقـايـدى كـه بـه آن هـا عرضه مى كنيم توجّه كنيم ، بلكه همچنين بايد به چگونگى برداشت آن ها از اين افكار و عقايد نيز توجّه داشته باشيم . معيارهاى داورى و استنباط اين افراد در واقـع هـمـان ارزش هـاى فـرهـنـگـى آن هـا اسـت . بـه عـنـوان مـثـال ، در راسـتـاى صدور انقلاب اسلامى ، هر گونه كوششى براى تاءثير نهادن بر افكار عـمـومى ملّت ها، بدون توجّه به ارزش هاى فرهنگىِ بومى آن ها و يا نفى و تقبيح اين ارزش ها، با مقاومت آن ها و يا شكست مواجه مى شود.
3. افكار عمومى و عوامل مؤ ثر بر جهت گيرى آن
در درس گـذشـتـه ، عـنـاصـر لازم بـراى شـكـل گـيـرى افـكـار عـمـومـى و عـوامـل مـؤ ثـر در شـكـل گـيـرى آن را بـررسـى كـرديـم . اكـنـون ايـن سـؤ ال مطرح است كه پس از اين كه افكار عمومى شكل گرفت چه عواملى به آن جهت مى دهند؟ و افكار عـمـومـى تـحـت تـاءثـيـر چـه عـوامـلى دگـرگـون شـده و در پـاره اى مـوارد نسبت به مساءله اى فعّال مى شود؟ چه كسانى به افكار عمومى جهت مى دهند؟
بـى شـك ، افـكـار عـمـومى تحت تاءثير برخى از عوامل قرار مى گيرد؛ امّا ميزان تاءثير آن ها متفاوت بوده و از لحاظ اهميّت و نقشى كه در افكار عمومى دارند، با يكديگر تفاوت دارند.
برخى از مهم ترين عواملى كه در افكار عمومى تاءثير مى گذارند عبارت اند از:
تـبـليـغـات ، رسـانـه هـاى گروهى ، احزاب سياسى ، مؤ سسات آموزشى و قوّه مقننه . اينك به بررسى نقش و تاءثير هر يك از اين عوامل در افكار عمومى مى پردازيم :
الف ـ تبليغات
تبليغ به معنى رساندن پيام يا خبر است .(366) تبليغات در معناى وسيع آن ، وسيله اى براى تصرّف در افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده :(367)
(تبليغات )(368) فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه هاى غير مستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان ، خط، تصوير، نمايش و…)(369)
اگـرچـه در عـصـر حـاضـر، شـاهـد تـوسـعـه رسـانـه هـا و تـبـليـغـات در اشـكـال سـيـاسـى ، تـجـارى ، فـرهـنـگـى و… هـستيم ، ليكن به باور اغلب جامعه شناسان ، از گذشته بسيار دور وسايل ارتباط جمعى در اشكال ساده و سنّتى آن وجود داشته است . در واقع ، تـبـليـغ پـديده اى نيست كه در يك مقطع خاصى از تاريخ به وجود آمده باشد، بلكه قدمت آن بـه قـدمـت خـودِ انـسـان اسـت كـه البـتـه بـا گـذشـت زمـان دسـتـخـوش تـطـوّر و تـحـوّل شـده و از صـورت ابـتدايى و اوليه به شكل بسيار پيچيده و پيشرفته كنونى درآمده است .(370)
بـه حـكـايـت تـاريخ مكتوب ، پادشاهان و سرداران بزرگ ، موفقيت هاى خود را بيشتر در سايه نـفـوذ و تـاءثـير تبليغات بر افكار و اذهان به دست آورده اند تا ساز و برگ نظامى و ارتش هـاى نـيـرومـنـد. كـوروش ، سـرزمـيـن هـاى (ليـدى ) و (بـابـل ) را بـدون جـنـگ و بيشتر به وسيله تبليغات فتح كرد. سنگ نوشته هاى به يادگار مانده از دوران هخامنشيان و ساسانيان چيزى جز يك پديده تبليغاتى نبوده و صفويان در سايه تبليغات ، وحدت ملّى را در ايران تحقّق بخشيدند.(371)
در عـصـر حـاضـر تـبـليـغـات تـاءثير فوق العاده اى در افكار عمومى دارد. در دنياى تجارت ، تبليغات به معناى مجموعه اعمال و گفتارى است كه توسط آن خريداران كالاها و خدمات ، مجذوب و فـريـفته مى شوند تا به خريد آن ها اقدام كنند. در دنياى سياست نيز، تبليغ با آگهى ها و عناوين ريز و درشت مطبوعات ، نطق ها و سخنرانى ها و جز آن انجام مى گيرد.(372)
افـكـار عـمـومـى هـمـيـشـه بـه صـورت حـاضـر و آمـاده در اخـتـيـار كـسـانـى كـه خـواهـان كنترل و هدايت آن هستند، نمى باشد، بلكه از راه تبليغات ماهرانه است كه زمامداران ، گروه ها و سازمان ها به آن سيطره پيدا مى كنند.
بـرخـى بـر ايـن بـاورنـد كـه مهم ترين هنر حكمرانان ، هنر به وجود آوردن رضايت ميان حكومت شـونـدگـان اسـت و ايـن امـر بـه وسـيـله تـبـليـغـات تـحـقـّق پـيـدا مـى كـنـد. در حـال حـاضـر، روش هـاى سـازمـانـدهـى افـكـار عـمومى به وسيله تبليغات ، چنان شناخته شده و تـكـامل يافته است كه به نظر مى رسد با توجّه به قابليّت انعطاف مردم ، هيچ محدوديتى در هدايت آن ها وجود ندارد.(373)
ب ـ رسانه هاى گروهى
تـاءثـيـر وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى در افـكـار عـمـومـى از امـور بـديـهى است . مطبوعات ، راديو وتلويزيون از شناخته شده ترين مصاديق رسانه هاى گروهى مى باشند كه هر يك ، تاءثير انـكـارنـاپـذيـرى در زندگى شهروندان عصر ارتباطات دارند كه به شرح اجمالى هر يك مى پردازيم .
1 ـ مـطـبـوعـات : روزنـامـه بـه طـور خاص و مطبوعات به طور عام در افكار عمومى تاءثير مى گـذارنـد. براى نشان دادن اهميّت سياسى مطبوعات ، بر آن نام (ركن چهارم ) دموكراسى نهاده اند.(374) روزنامه ها با روش ‍ انعكاس اخبار، با تحريفى كه در آن ها ايجاد مى كنند و بـا بـحـث دربـاره رخـدادهـاى سـيـاسـى ، در تـلاش بـراى نـفـوذ بـر افـكـار عـمـومـى هستند.(375)
مـطـبـوعـات از زمـان پـيـدايـش و گسترش خود، روز به روز اهميّت خود را در تحولات سياسى و اجتماعى نشان داده اند. هر روز ميليون ها نسخه روزنامه و مجلّه در سرتاسر دنيا انتشار مى يابد و سپاهى عظيم از خبرنگاران و روزنامه نويسان و متخصّصين حجمى سنگين از دستگاه هاى چاپ و تـكـثـيـر و شـمـار فـراوانـى از وسـايـل حـمـل و نـقـل و تـوزيـع ، سـازمـان هـاى عـريـض و طـويـل خـبـرگـزارى هـا و وسـايـل مـخـابراتى كوچك و بزرگ از تلفن گرفته تا ماهواره هاى پـيـشـرفـتـه همه و همه در كارند تا روزنامه ها را تهيّه كنند و به دست مردم بسپارند. اگر چه تـعـداد خـوانـنـدگان روزنامه ها با توجه به شرايط اقتصادى ، فرهنگى و سياسى در جوامع گـونـاگـون ، مـتـفـاوت اسـت امـّا اقـتـضاى ضرورت ها به گونه اى است كه تقريبا اعضاى هر خانواده به نوعى يا بخشى از اخبار و اطلاعيه هاى روزنامه سر و كار دارند.
مـطـبـوعـات همان گونه كه مى توانند وقايع و اخبار را بدون كم و كاست و صحيح انتشار دهند، مـى تـوانند با تحريف وقايع ، دروغ پردازى و وارونه جلوه دادن موضوعات و ديگر شگردهاى مـنـفـى ، مـوجـب انحراف افكار عمومى و ايجاد بدگمانى در جامعه بشوند و اين امر از بدو تولد مطبوعات تا كنون همواره از مشكلات دنياى مطبوعات و مردم بوده است .(376)
در حـال حـاضـر، روزنـامـه از وسـايل مهم در تاءثيرگذارى و جهت دهى افكار عمومى محسوب مى شود.
2 ـ راديـو: راديـو از ديـگـر وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى اسـت كـه به لحاظ برخوردارى از برخى ويژگى ها، به سهم خود در جهت دهى و تغيير افكار عمومى داراى نقش مى باشد. اين رسانه در بـرقـرارى ارتـباط نزديك تر بين افراد و جوامع ، نقش مهمّى را ايفا مى كند. اهميت راديو بيشتر از خصيصه كلامى بودن آن ناشى شده است ؛ زيرا جوامعى كه در آن فرهنگ شفاهى حاكم بوده و مـردم نـسـبت به استفاده از رسانه هاى مكتوب مانند مطبوعات كمتر از خود رغبت نشان داده و بيشتر بـه رسـانـه هاى شنيدارى مثل راديو و ديدارى مانند تلويزيون و سينما گرايش دارند، راديو و تلويزيون مخاطبين بيشترى دارند.
بـه ايـن تـرتـيـب ، جـوامع انسانى ساعاتى از شبانه روز وقت خود را در اختيار پيام هاى راديو قـرار مـى دهند و بدين وسيله افكار عمومى از راديو تاءثير مى پذيرد. برخى از ويژگى هاى راديـو، عـلاوه بـر كـلامـى بـودن ، سـهـولتِ انـتـقـال پـيـام ، سـرعـت انـتـقـال پـيـام و وسـعـت شعاع پيام مى باشد و اين سه ويژگى يعنى سهولت ، سرعت و وسعت شـعـاع پـيـام مـوجـب گـشـتـه تـا راديـو بـه عـنـوان رسـانـه اى مـمـتـاز مـطـرح بـاشـد. به همين دليـل راديـو در رديـف (وسايل خبرى توده گير) قرار گرفته است . به اين ترتيب ، ملاحظه مى كنيم ، اخبار حوادث و رويدادها قبل از آن كه به وسيله رسانه هاى مكتوبى همچون روزنامه ها در اختيار شهروندان قرار بگيرد، با سرعت در شعاعى وسيع از طريق امواج راديوها نه تنها در سطح كشور، بلكه در پهنه قاره ها پخش و منتشر مى گردد.
راديـو، نوعى وسيله ارتباط جمعى است كه در هر وضعيتى مى تواند با انسان همراه باشد. به عـنـوان مـثـال ، در مـنـزل ، مـحـل كـار، هـنـگـام رانندگى ، در حين سفر و… از قابليت پيام رسانى برخوردار است . همچنين ، استفاده از راديو مستلزم داشتن سطح معيّنى از آموزش و تحصيلات نيست و افراد با سواد و كسانى كه فاقد تحصيلات هستند، همه از اين وسيله استفاده مى كنند به همين لحـاظ، راديـو از جـمـله رسـانـه هـايـى مـحـسـوب مـى گـردد كـه در افـكـار عـمـومـى تـاءثـيـر دارد.(377)
3 ـ تـلويـزيون : تلويزيون از قوى ترين ابزارهاى نفوذ و تاءثيرگذارى بر افكار عمومى مى باشد؛ زيرا اين رسانه به لحاظ صوتى ـ تصويرى بودن ، در آنِ واحد هر دو حسّ بينايى و شـنـوايى انسان را تحت تاءثير خود قرار مى دهد.(378) كسى كه در آنِ واحد هم مى بيند و هم مى شنود، احتمال اين كه تحت تاءثير قرار بگيرد بيشتر است ، تا كسى كه فقط مى شنود و يا مطالعه مى كند.
دربـاره نـقش و ميزان نفوذ تلويزيون در گروه هاى مختلف اجتماعى و ساير جنبه هاى آموزشى و سـرگـرم كـنـنـده آن ، تحقيقات وسيع و مباحث زيادى صورت گرفته است . نتايج تحقيقات به عمل آمده توسط جامعه شناسان وسايل ارتباط جمعى نشان مى دهد كه تلويزيون نسبت به ساير وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى ، از قـدرت نـفـوذ بيشترى برخوردار بوده و در مقايسه با رقباى خود (راديـو و مـطـبـوعـات ) مـخـاطـبـيـنـى بـيـشـتـر در اخـتـيـار خـود دارد. بـه عـنـوان مـثـال اگـر قـرار بـاشـد مـطلب و يا خبر واحدى در روزنامه درج و در راديو و تلويزيون پخش گـردد، مـى توان پيش بينى كرد كه تعداد زيادترى از گروه هاى اجتماعى ترجيح مى دهند كه خـبـر مـزبـور را از تـلويزيون دريافت كنند؛ چرا كه جذابيت هاى هنرى ، صحنه آرايى ها و ده ها عـامـل ديـگـر، سـبب ايجاد انگيزش بيشتر در مخاطبين رسانه ها جهت رفتن به سمت تلويزيون مى گردد.(379)
ج ـ احزاب سياسى
در مورد نقش احزاب سياسى در زندگى سياسى و تاءثيرگذارى بر جهت گيرى افكارعمومى ، مـيان جامعه شناسان مناقشه چندانى وجود ندارد. فلسفه وجودى احزاب سياسى بسط و گسترش انديشه هاى خاص ‍ و حمايت از سياست هاى معيّنى است . نخستين و مهم ترين هدف يك حزب سياسى ، پـيـروزى در پـيكار با ديگر احزاب رقيب به منظور كسب قدرت سياسى و يا مشاركت در آن مى باشد.
تعليمات و آموزش هاى سياسى و تبليغات ، از ابزارهاى شناخته شده و اصلى پيكارهاى احزاب با يكديگر است . احزاب مى كوشند عقايد و تفكرات خود را در پهنه جامعه رواج بدهند در واقع ، يـكى از كارهاى ويژه احزاب ، آموزش سياسى و تبليغات است . در مبارزات انتخاباتى ، آموزش هاى سياسى و تبليغات اثر خود را به صورت بارزى نشان مى دهد.
ايـجـاد تـحـرّك در افـكـار عمومى و هدايت آن در مسير مورد نظر، به منظور پيدا كردن طرفداران بيشتر، كسب آراء بيشتر، با استفاده از كلاس هاى آموزشى ، مطبوعات حزبى ، اجتماعات ، تماس هـاى چـهره به چهره (فردى ) و شيوه هاى ديگر، توسط احزاب سياسى صورت مى پذيرد. با ايـن روش هـا، احـزاب در صـدد برمى آيند به شمار اعضا و هواداران و تعداد راءى دهندگان خود بيفزايند.(380)
د ـ قوّه مقننه
قوّه مقنّنه را آيينه و قالب دهنده افكار عمومى توصيف كرده اند. بحث هاى داغ درباره سياست هاى داخـلى و خـارجـى كـشـور، بـحـث هـاى آتـشـيـن و جـنـجـالى طـى جـلسـات تـصـويـب بـودجـه ، تـعـطـيـل مـوقـت جـلسـات مـجـلس ، انـتـقـاد، راءى عـدم اعـتـمـاد، سـؤ ال و استيضاح مقامات اجرايى كشور، از راه هاى اعمال نفوذ و تاءثيرگذارى بر اذهان توده هاست .(381)
ه‍ ـ رهبران
رهـبـران و پـيـشـوايـان ، نـقش مهمى در زندگى و افكار مردم دارند. اگرچه اين نقش دركشورهاى پـيـشـرفـتـه صـنـعـتـى بـه واسـطـه ظـهـور و تـكـامـل پـديـده هـايـى از قـبـيـل احـزاب سـيـاسـى و سـايـر مـؤ سـسـات و نـهـادهـا در حـال كـمـرنـگ شـدن و رو بـه اضـمـحـلال اسـت ؛ امـّا نـقـش رهـبـران در كـشـورهـاى در حـال تـوسـعـه ، بـه ويـژه جـوامـعـى كـه ديـن و اعـتـقـادات مـذهـبـى حـضـورى فـعـّال ، سرزنده و تعيين كننده در صحنه حيات سياسى ـ اجتماعى آن ها دارند، همچنان پابرجا و قوى است .
رهـبـرى امـام خـمـيـنـى (ره ) و نـقش آفرينى اين ابرمرد تاريخِ معاصر در جريان انقلاب اسلامى ايـران ، مصداق روشنى از نقش و تاءثير عنصر رهبرى در افكار عمومى است . رهبر كبير انقلاب با بسيج افكار عليه رژيم ستمشاهى و تقويت گرايشات انقلابى ، دين باورى و احياى شريعت اسلامى ، عالى ترين نمونه رهبرى را در هدايت و بسيج افكار ملّت ها به نمايش ‍ گذاشت .
در تـاريـخ معاصر نمونه هاى ديگرى از تاءثير رهبران در افكار عمومى را مى توان ذكر كرد كه گاندى و جمال عبدالناصر از آن جمله بودند. آن ها با بسيج افكار عمومى ، رويدادهاى مهمى در تاريخ معاصر به وجود آوردند.
فصل دوم
نمونه هاى تاريخى استفاده از افكار عمومى

1. نمونه هاى تاريخى استفاده از افكار عمومى
پـايـه قـدرت هـاى تـفـوق طـلب و سـلطـه جـو، بـر سـه اصـل اسـتـوار است كه شامل (تبليغات )، (تسليحات ) و (اطلاعات ) مى باشد. امّا تبليغات در مقايسه با دو عنصر ديگر از اهميت بيشترى برخوردار است .
نكته مهم در اهميت تبليغات اين است كه ، هدف از به كارگيرى تسليحات در اغلب موارد، تسخير خـاك و تـصرف سرزمين ها است ؛ در حالى كه هدف از تبليغات تاءثير نهادن بر باورها، نفوذ در افكار و تسخير انديشه هاست .
صـاحـبـان قـدرت ، از روزگاران كهن ، براى توسعه دامنه نفوذ خود و تحكيم پايه هاى قدرت خـود، در كـنـار اسـتـفـاده از اطـلاعـات و تـسـليـحـات ، هـمـواره از تـبـليـغـات در اشـكـال مختلفى بهره برده اند. در دنياى معاصر دولت ها كوشيده اند با استفاده از تكنولوژى ارتـبـاطـات و با به خدمت گرفتن ابزارهاى پيشرفته ، در افكار عمومى تاءثير نهاده و آن را در جـهـت هـدف ها و خواسته هاى خودشان هدايت كنند. در اين زمينه به نمونه هاى فراوانى برمى خـوريـم كـه در طـى آن ها رژيم هاى تفوق طلب كوشيده اند از افكار عمومى در جهت خواسته ها و مطامع خود بهره بردارى كنند.
از دهـه هـاى آغـازيـن قـرن حـاضـر، رژيـم هايى همچون شوروى سابق ، آلمان هيتلرى ، انگلستان صـهيونيست ها، ايالات متحده آمريكا و غيره كوشيده اند با به كارگيرى رسانه هاى گروهى در باورها و افكار انسان ها دگرگونى ايجاد كرده و از آن در راستاى مطامع و هدف هاى خود استفاده كنند.
تبليغات ماركسيستى
در اوايـل قـرن بـيـسـتـم ، با وقوع انقلاب ماركسيستى در روسيه تزارى و در پى استقرارحكومت سـوسـياليستى ، كوشش هاى تبليغاتى دامنه دارى توسط بلشويك ها آغاز شد. اين تلاش هاى تـبـليـغـاتـى به منظور اثرگذارى بر افكار و فراهم كردن زمينه مناسب براى صدور انقلاب صورت مى گرفت .
از سـال 1917 مـيـلادى بـه بعد براى صدور ايدئولوژى ماركسيسم ـ لنينيسم به سرزمين هاى تـحـت استعمار و نفوذ سرمايه دارى غرب ، برنامه هاى تبليغاتى دامنه دارى تدارك ديده و به مـرحـله اجـرا گـذاشـتـه شـد. كـنـتـرل و هـمـاهـنـگ سـاخـتـن بـرنـامه هاى تبليغاتى در شوروى از سال 1919 م . بخشى از استراتژى كمينترن (382) بود.
دولت هـاى سـرمـايه دارى غربى از تاءثيرات تبليغات رسانه هاى شوروى به شدّت نگران بـودنـد، بـه همين جهت دولت هاى بريتانيا و فرانسه ، شناسايى نظام جديد شوروى سابق را به قطع برنامه هاى تبليغاتى در سرزمين هاى مستعمره منوط كردند.(383)
در شـوروى سـابق ، تبليغ به صورت ابزارى اساسى و مهم در جهت آماده سازى و همسو ساختن مـردم بـا تـصـمـيـمـات حـزب كـمـونـيـسـت درآمـده بـود. در نـظـام كـمـونـيـسـتـى ، وسايل تبليغ در خدمت حزب قرار داشت . حزب كمونيست برنامه هاى تبليغاتى را به گونه اى تـنـظـيـم مـى كرد كه تمامى مراحل زندگى شهروندان را تحت پوشش قرار دهد. سرودها، بازى هـاى كـودكـان ، بـرنـامـه هاى تئاتر، كتاب ها، مطبوعات و حتى موسيقى هايى كه پخش مى شد، هـمـگـى تحت كنترل دقيق و نظارت حزب بودند. اين برنامه ها در راستاى هدايت افكار عمومى در مـسـيـر مـورد نـظـر دفـتـر سـيـاسـى حـزب كـمونيست تدارك ديده مى شدند. به اين ترتيب ، در چهارچوب نظام كمونيستى ، اهتمام و كوشش اصلى رژيم بر آموزش عمومى و خلق انسان جديد با هويت روسى تمركز يافته بود.
در شـوروى سـابـق ، جنبه هاى تربيتى برنامه هاى رسانه ها به جنبه هاى اقتصادى و تجارى غـلبـه داشـت . تـربـيـت تـوده هـاى كـارگـر طـبـق تـعـاليـم كـمـونـيـسـتـى و متشكّل ساختن آن ها تحت رهبرى حزب كمونيست از مهم ترين محورهاى كارى رسانه ها بود. در اين نـظـام ، رسـانـه هـاى گـروهـى تـوسـط دسـتـگـاهـى واحـد و نـيـرومـنـد نـظـارت و كـنـتـرل مـى شد. به همين جهت ، در پرتو نظام تبليغى كمونيستى ، فكر حاكم در سطح كشور، تنها فكرى بود كه مجاز شمرده مى شد. انتقاد يا تعدّد آرا اجازه رشد نداشت . به اين ترتيب ، در تـبـليـغـات مـاركـسـيـسـتـى ، افـكـار عـمـومـى بـا تـارهـاى مـسـتـحـكـمـى بـه بـنـد كشيده شده بود.(384)
تبليغات آلمان نازى
در تـاريـخ مـعـاصـر، مى توان بارزترين نمونه هاى به كارگيرى ابزارهاى تبليغاتى به مـنظورتاءثيرگذارى و جهت دهى بر افكار عمومى را در نظام هاى توتاليتر مشاهده كرد. رژيم شـوروى سـابـق بـه ويـژه در دوره زمامدارى استالين از نمونه هاى روشن نظام هاى توتاليتر بـود كـه بـررسـى وضـع افـكـار عـمـومـى در ايـن نـظـام ، در صـفـحـات پـيشين گذشت . رژيم نـاسـيـونـال سـوسـيـاليـسـت در آلمـان نـيز نمونه ديگرى از نظام توتاليتر بود كه در آن از رسانه ها در جهت كنترل و هدايت افكار عمومى به نحو مؤ ثرى استفاده شد.
جـامـعه آلمان پس از تجربه شكست جنگ جهانى اوّل و انعقاد پيمان ورساى ، بستر مساعدى براى شكل گيرى و رشد حكومت توتاليتر شد. در سال 1933 م . زمام قدرت در دست حزب نازى به رهـبـرى (آدولف هـيـتـلر) قـبـضـه شـد كـه هـدف آن ايجاد يك آلمان مقتدر ميليتاريست بود. روش ‍ حـكـومـتـى حـزب نـازى از اوايـل دهـه 1930 تـا 1945 مـبـتـنـى بـر خشن ترين نوع ديكتاتورى توتاليتاريسم و استفاده شديد از زور و تبليغات بود.
در كـتـاب (سـيـرى در انـديـشـه هـاى سـيـاسـى مـعـاصـر)، در مـورد خـصـوصـيـات اصلى نظام تـوتـاليـتـر، تـمـركـز قـدرت سـياسى در دست حزب واحد و وجود تنها يك ايدئولوژى رسمى دولتـى در جـامـعـه از بـارزتـريـن خصوصيات اين نوع رژيم ها دانسته شده است . در اين كتاب سومين خصوصيت رژيم توتاليترى اين گونه بيان شده است :
تـمـام وسـايـل ارتـبـاط جـمعى مانند راديو ـ تلويزيون ، مطبوعات ، كتاب ، سينما، همه و همه در اختيار و كنترل حزب و دولت بوده و بدين ترتيب ، اولا افكار عمومى به وسيله اين رسانه هاى هـمـگـانـى در جـهـتـى كـه مـورد نـظـر مـقـامـات حـزبـى و دولتـى اسـت ، شكل مى گيرد. و ثانيا از شكل گيرى و اشاعه نظرياتى كه مخالف خط مشى و سياست حزب و دولت است ، جلوگيرى به عمل مى آورند.(385)
به اين ترتيب ، در آلمان نازى ، استفاده از ابزار تبليغ در جهت تاءثيرگذارى و قالب بندى افـكـار عمومى چه در داخل آلمان و چه در فراسوى مرزهاى اين كشور به شدّت مورد توجه بود. حـكـومـت نـازى از ابـتـدا، بـراى در اخـتـيـار گـرفـتـن افـكـار مـردم ، بـه كـنـتـرل كـامـل وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى مـبـادرت ورزيـد. بـه هـمـيـن مـنـظـور وزارت خـانـه اى مـسـتـقل تاءسيس گرديد كه وظيفه برنامه ريزى و هماهنگ ساختن تبليغات را بر عهده داشت . در راءس اين وزارت خانه ، اُعجوبه اى به نام (گوبلز) قرار گرفت .
سـيـنـمـا، يـكـى از مـهـم تـريـن ابـزارى بود كه در جهت ساختن و پرداختن افكار عمومى در آلمان كـاربرد مؤ ثر و شايانى پيدا كرد. راديو نيز در كنار سينما با پخش برنامه هاى حساب شده بـه ويـژه در دوران جـنـگ جـهـانـى دوم ، چه در داخل مرزهاى اين كشور و چه در كشورهاى متخاصم آلمـان نـقـش مؤ ثرى در تاءثيرگذارى بر افكار عمومى ايفا كرد.(386) تصاوير و سـتـون هاى مطالب روزنامه نيز در راستاى قالب بندى كردن افكار عمومى منتشر مى شدند. در ميان همه ابزارهاى تبليغاتى ، هيچ يك به اندازه سينما مورد توجّه رايش سوم نبود. گوبلز در يـكى از نخستين سخنرانى هاى خود در مقام وزارت ارشاد و تبليغات عمومى اعلام كرد كه سينماى آلمان در پيشاپيش ‍ سربازان نازى رسالت فتح جهان را بر دوش دارد.
در آلمان نازى ، طيف گسترده اى از فيلم هاى تبليغاتى اعم از فيلم هاى كوتاه فرهنگى گرفته تـا مـسـتندهاى بلند و فيلم هاى پرآوازه ، اصول و مضامينى را كه با نازيسم پيوند داشتند بر اذهان و باورها رسوخ مى داد. در پايان سال 1930 گوبلز در صدد برآمد مركز سينماى رايش را در پايتخت براى پخش فيلم در سراسر آلمان بنياد نهد.
اصـل غـالب در فـلسـفـه تربيتى نازى ها كه در قالب تصاوير و فيلم هاى آموزشى تدوين و ارائه مـى شـد، هـدايـت در جـهـت دهـى سـيـاسـى جـوانـان آلمـان بـود. اصـول اسـاسـى نـازيـسـم بـه وسـيـله فـيـلم هـاى آمـوزشـى بـه نـسـل جـوان القـا مـى شـد. مـطبوعات ، راديو، تئاتر و سينما با برنامه ريزى دقيق در راستاى كنترل و هدايت افكار عمومى جامعه فعاليت مى كردند.(387)
تبليغات صهيونيستى
از هـنـگـامى كه دولت وقت انگليس با صدور اعلاميه بالفور(388) تاءسيس ميهن ملّى يـهـودرا در سـرزمـيـن فـلسـطـيـن اعـلام كـرد، هـسـتـه اوّليـه غـدّه سـرطـانـى اسـرائيـل در خـاورمـيـانه ايجاد گرديد و اين سرآغاز برهه اى ديگر از رويارويى و چالش هاى خـونـيـن مـسلمانان و صهيونيست ها بود. در اين فرايند، صهيونيزم به موازات آتش افروزى ها و دسـيـسـه هـاى نظامى ، با چنگ اندازى بر شبكه وسايل ارتباط جمعى بين المللى تكاپوى دامنه دارى را به منظور تصرف و قالب بندى افكار عمومى آغاز كرد.
سرمايه داران يهودى با در اختيار گرفتن وسايل ارتباط جمعى سعى در القاى افكار و نظرات خـويـش بـه جـهانيان داشتند. در سال 1931 ميلادى در سراسر جهان 204 روزنامه صهيونيستى منتشر مى شد و 50 روزنامه نيز داراى گرايشات صهيونيستى بودند. اين در حالى بود كه هيچ كتابى از نويسندگان مسلمان عرب در زمينه مساءله فلسطين فرصت و اجازه انتشار نمى يافت .
هـم اكـنـون نـيز مطبوعات فرانسه به طور مؤ ثر زير نفوذ يهوديان سرمايه دار قرار دارند و راديـوهـاى خـصـوصـى و دولتـى نـيـز در ايـن كـشـور بـه طـور غـالب بـا پول آنان به فعاليت خود ادامه داده و در نتيجه ، محور اصلى تبليغات آن ها در راستاى منويات و مـطـامع صهيونيزم جهانى تنظيم گرديده است . تمام فرستنده هاى تلويزيونى نيويورك در آمـريـكـا بـه وسـيـله يـهودى ها اداره مى شوند و اغلب امور انتشاراتى و روزنامه ها زير سيطره سـرمـايـه داران يـهـودى اسـت . از پـنـج خـبـرگـزارى مـهـم بين المللى ، چهار مؤ سسه در اختيار صـهـيـونـيـسم است . هشتاد درصد هنرپيشگان هاليوود و تهيّه كنندگان فيلم هاى سينمايى از اين مجموعه ، يهودى الاصل هستند.(389)
روزنـامـه نيويورك تايمز كه روزانه با تيراژى در حدود 1500000 نسخه در آمريكا منتشر و بـه اقـصـى نـقـاط جـهـان فـرسـتـاده مى شود، به يك نفر يهودى تعلّق دارد و سردبير آن نيز صـهـيـونـيـست مى باشد. سرويس خبرى نيويورك تايمز كه به 506 روزنامه ، آژانس خبرى و مـجـلّه ، خـبـر، مـقـاله و عـكـس ‍ مـى دهـد، طـرفـدار سـرسـخـت اسـرائيـل بـوده و از يـهـوديـان حـمـايـت مىكـنـد.(390) به اين ترتيب ، ملاحظه مى شود كه سرمايه داران يهودى رسانه هاى گروهى جهان غرب را به طور همه جانبه در زيـر نـفـوذ خـود گـرفـتـه انـد و در نـتـيـجـه ، شـبـكـه عـظـيـم و گـسـتـرده وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى بـيـن المـللى بـه نـحـو مـؤ ثرى در جهت هدف ها و خواست هاى نامشروع صهيونيزم به تبليغات مى پردازند.
يـكى از نمونه هاى شگفت انگيز توطئه تبليغاتى صهيونيزم عليه مسلمانان ، تبليغات فرقه گرايانه اسرائيل در جنگ اكتبر 1973 م . مى باشد كه در طى آن ، رسانه هاى رژيم اشغالگر قدس ، با ترفندهاى تبليغاتى ، افكار عمومى جامعه سوريه را دچار آشفتگى كرد. در طى اين بـرنـامـه تـبـليـغـاتـى ، اخـتـلافـات فـرقـه اى كـه مـحـور فـعـاليـت تـبـليـغـات راديـو اسـرائيـل بـود، شـدّت يـافـت و بـه صـورت يـك بحران داخلى درآمد. برايند نهايى اين تهاجم تبليغاتى تضعيف موضع كشور سوريه در مقابل اسـرائيـل بود. اين مورد يكى از صدها برنامه پيچيده و دقيق تبليغاتى صهيونيزم بود كه با استفاده از رسانه راديو به مرحله اجرا در آمد.
در جـريـان جـنـگ اعـراب و اسـرائيـل در اكـتـبـر 1973، يـكـى از خـبـرهـاى راديـو اسـرائيـل كـه تنش و بدگمانى زيادى در اردوى سورى ها ايجاد كرد، خبر اعدام (رافق حلاوه ) افسر دروزى ارتش سوريه بود. راديو اسرائيل در يك برنامه خبرى ادعا كرد كه سرهنگ رافق حـلاوه بـه اتـهـام قـصـور در انـجـام وظـايف ، به دستور حافظ اسد اعدام شده است . اين خبر كه واقـعـيـت نـداشـت ، سـبب برانگيخته شدن حسّ بدبينى در ميان اعضاى جوامع مذهبى ساكن سوريه شد. جامعه سوريه تركيبى از سنّى ها، دروزى ها و علويان است . پخش خبر اعدام شدن يك افسر ارشد دروزى ارتش ‍ سوريه به دستور حافظ اسد، حساسيّت شديدى را در اين جامعه برانگيخت .
راديـو اسـرائيـل در يـك برنامه ديگر، مصاحبه اى را پخش كرد كه گفته مى شد خبرنگاران با چـنـد نـفـر از دروزيـان سـاكـن بلندى هاى جولان به گفت وگو پرداخته است . اين دروزيان ادعا كـردنـد كـه رافـق حـلاوه را بـه خـوبـى مـى شناسند و حلاوه يكى از محترم ترين اعضاى جامعه دروزى و يـكـى از اعـضـاى بـرجسته حزب بعث بود. مرگ او توسط مصاحبه شوندگان تاءييد شد. در برنامه ديگرى ، راديو اسرائيل چنين گفت :
حلاوه يك قربانى بود. اگر حلاوه يك افسر علوى يا مسلمان بود، هيچ كس ‍ نمى توانست به او صـدمـه بـزنـد. امـّا چـون او اعـدام شـده ، مـقـامـات سـورى مـى خـواهـنـد گناه شكست نظامى خود در مـقـابـل ارتـش اسـرائيـل را بـه گـردن دروزى هـا بـيـنـدازنـد. از نـظر مقامات سورى ، دروزى ها اسرائيل را به حومه دمشق آورده اند.
راديـو اسـرائيـل بـا پخش اين نوع گزارش خبرى ، سعى در برانگيختن اختلاف ميان دروزى ها و غـيـر دروزى هـا در ارتـش سـوريـه داشـت . حـلاوه ، در واقـع اعـدام نـشـده بـود بلكه در نبرد با اسـرائيـل كشته شده بود. احتمالا ارتش اسرائيل از طريق شنود راديويى (از طريق بى سيم ) از خبر كشته شدن اين افسر سورى در جبهه نبرد مطّلع شده بود و با استفاده از اين خبر، با قلب واقـعـيـت و پـخش خبر دروغ از طريق رسانه هاى گروهى خود، نسبت به تخريب افكار عمومى در جامعه سوريه اقدام كرد.(391)
تـبـليـغـات فـرقـه گـرايانه و اختلاف آفرين رسانه هاى گروهى رژيم اشغالگر قدس به ويـژه در مـنـطـقـه خـاورميانه ، در راءس برنامه هاى تبليغاتى اين رژيم قرار دارد و به عنوان حـربـه اى مـؤ ثـر و كـارسـاز عـليـه كـشـورهـاى اسـلامـى مـنـطـقـه خـاورمـيـانـه بـه كـار مـى رود.(392)
بدين ترتيب ، رسانه هاى گروهى صهيونيزم در فعاليت هاى تبليغاتى خود به طور علنى و پـيـوسـتـه در راسـتـاى تـصـرّف افـكـار عـمـومـى و انـحـراف آن هـا نـسـبـت بـه مسائل جهان اسلام فعاليت مى كنند.
سلطه رسانه هاى گروهى آمريكا بر افكار عمومى
در نـظـام هـاى اسـتـكـبـارى ، رسـانـه هـا بـه عـنـوان ابـزارى جـهـت اعمال سلطه بر افكارعمومى به كار مى روند. ايالات متحده آمريكا يكى از بارزترين نظام هاى استكبارى است كه در آن ميلياردها دلار براى جنگ روانى و تبليغات روى ملّت ها سرمايه گذارى مى شود. بودجه تبليغاتى اين كشور تقريبا معادل نيمى از بودجه نظامى است .
دولت آمـريـكـا در تـعقيب سياست هاى سلطه گرايانه ، با به كارگيرى شبكه هاى ماهواره اى ، پـخـش بـرنامه هاى تلويزيونى ، توليد و صدور محصولات فرهنگى ، در اختيار داشتن بنگاه هـاى بـزرگ خـبـرگزارى در سطح جهان ، افكار عمومى را زير نفوذ تبليغاتى خود قرار داده و بـه بـمـبـاران فكرى ملت ها مبادرت مى ورزد. اين سخن آيزنهاور در عين كوتاه بودن ، به طور گويا و واضح هدف هاى امپرياليستى نظام استكبارى را در پخش ‍ رسانه ها تبيين مى كند. او در دسامبر 1955 اعلام كرد:
(بزرگ ترين جنگى كه در پيش داريم ، جنگى است براى تسخير اذهان انسان ها.)
همچنين ، (جيمى كارتر) رئيس جمهور اسبق آمريكا بر اين باور بود كه :
(يك دلار براى تبليغات بهتر است تا ده دلار براى تسليحات .) در رسـانـه هـاى گـروهـى آمـريـكـا بـراى ايـجـاد دگرگونى در طرز تفكّر، باورها، الگوهاى رفتارى ، اخلاق و آداب زندگى مردم دنيا، تبليغات بسيار پيشرفته اى صورت مى پذيرد كه در آن از علوم روان شناسى ، مردم شناسى و جامعه شناسى استفاده مى شود.
بـا مـطـالعـه تـاريـخ مـعـاصر، به نمونه هاى فراوانى از پديده فريب افكار عمومى و سوء اسـتـفـاده از آن توسط نظام امپرياليستى آمريكا در مناطق مختلف جهان برمى خوريم كه در زير، به چند مورد اشاره مى شود:
آمـريـكـا در ويـتـنـام : مـداخـله تـجـاوزگـرايـانـه آمـريـكـا در ويـتـنـام جـنـوبـى در سـال 1965 مـيـلادى صـورت گـرفـت . در جـريـان ايـن مـداخـله ، بـه مـوازات قتل و كشتار و تخريب با سلاح هاى مرگبار، تهاجم تبليغاتى شديدى عليه مردم اين سرزمين و بـه نـفـع حـكـومـت سـايـگـون بـه كـار گـرفـتـه شـد. آژانـس اطـلاعـاتـى آمريكا (A.I.S.U) در طـول هـفـت سـال در ويـتـنـام بـا حـمـايـت نـيـروهـاى مـسـلح در سـراسـر شـمـال ، جـنـوب و مراكز نفوذ (هوشى مينه ) در كشورهاى (لائوس ) و (كامبوج ) حدود پنجاه مـيـليون ورقه تبليغاتى ، يعنى بيش از هزار و پانصد ورقه براى هر نفر بر سر مردم فرو ريـخـت . پـوسـتـرهـاى سـيـاسـى ، پـرچـم ها، روزنامه ها، مجلاّ ت ، جزوه ها، كتب كاريكاتورى ، برچسب هاى ويژه و… ويتنام جنوبى را اشباع كرد.
در ايـن كـارزار، تـلويـزيون به عنوان يك وسيله تبليغاتى مورد بهره بردارى قرار گرفت . اسـتـوديـوها و ايستگاه هاى پخش برنامه ، ساخته و فعاليّت خود را آغاز كردند. شبكه هايى از فـرسـتـنـده هـاى راديـويـى كـه تـوسـط آن هـا پـيـام هـاى سـيـاسـى براى شنوندگان ويتنامى ارسـال مـى شـد، سـازمـان يـافـتـنـد. هـمـچنين هواپيماها، از طريق چتر نجات ، گيرنده هاى كوچك تـرانـزيـسـتـورى در خـاك ويـتنام فرو ريختند تا مردم با استفاده از آن ها پيام ها و برنامه هاى تبليغاتى آمريكاييان را بشنوند.(393)
در طى سال هاى 1965 تا 1974 ميلادى كه دوران اوج مداخلات آمريكا بود، بيش از 5/6 ميليون ويتنامى كشته يا زخمى شدند. بيش از 3/3 ميليون سرباز آمريكايى به تناوب در ويتنام مستقر شـدنـد و بمب افكن هاى آمريكايى هفت ميليون تن بمب ، يعنى نزديك به سه برابر مجموع بمب هايى كه در جنگ جهانى دوم و جنگ كره مورد استفاده قرار گرفته بود، بر فراز ويتنام تخليه كـردنـد. امّا سهمگين تر از اين جنايت فاجعه انگيز، تهاجم تبليغاتى سنگينى بود كه به طور تمام عيار بر عليه افكار مردم ويتنام به كار رفت .(394)
آمريكا در نيكاراگوئه : ويتنام آزمايشگاهى بود كه در آن آمريكايى ها آموزه هاى تازه اى براى به كارگيرى در ديگر نقاط جهان فرا گرفتند. نيكاراگوئه كشورى در آمريكاى لاتين از جمله سـرزمـيـن هـايـى اسـت كـه آمـوزه هـا در آن به كار گرفته شدند. در اين كشور تقريبا به طور همزمان با وقوع انقلاب اسلامى ايران ، انقلاب سانديستى به وقوع پيوست كه جهت گيرى آن با منافع و هدف هاى سرمايه داران كاخ سفيد همسويى نداشت .
هـنـگـامى كه جيمى كارتر زمام قدرت را به دست رونالد ريگان سپرد، (دكترين مناقشه خفيف )، يـا (جـنـگ كـم شـدّت ) در نـيـكـاراگـوئه بـه مـرحـله اجـرا گـذاشـتـه شـد. در سال 1982 ميلادى دولت ريگان ضمن اختصاص ‍ ميليون ها دلار كمك هاى نقدى و تسليحاتى به (كـنـتراها) (ضد انقلابيون نيكاراگوئه ) كه براى خرابكارى و كشتار مردم نيكاراگوئه به كار رفت ، برنامه هاى تبليغاتى دامنه دارى عليه اين كشور تدارك ديده و به مرحله اجرا درآمد. (جـنـگ كـم شـدّت )، در واقـع نـوعـى عـمـليـات چند پيكانه مى باشد كه يكى از حربه هاى آن عمليات تبليغاتى و روانى است . جنبه هاى تبليغاتى اين برنامه از يك سو مردم آمريكا را هدف بـمـباران فكرى قرار مى داد و از سوى ديگر، هدف تاءثيرگذارى بر افكار عمومى مردم جهان را نـسـبـت بـه آنـچـه كـه در نـيـكـاراگـوئه مـى گـذشـت ، تـعـقـيـب مـى كـرد. در داخـل آمـريـكا بمباران هايى از طريق رسانه ها به منظور تهييج احساسات مردم آمريكا و گرفتن تـاءيـيـد ضـمـنـى از آن هـا در مورد عملكرد كاخ سفيد در نيكاراگوئه صورت مى گرفت ، و در خارج ، تبليغات رعدآسا عليه مردم نيكاراگوئه براى به شكست كشانيدن انقلاب آنان به اجرا درمى آمد.(395)
آمـريـكـا در خـليـج فـارس : در 17 مـرداد مـاه 1369 بـا تـهـاجـم ارتـش عـراق بـه خـاك كويت و اشـغـال آن كـشـور، ارتـش آمـريـكـا در حـالى كـه خـود را آمـاده عمليات عليه عراق مى كرد، ماشين تـبـليغاتى اين كشور در جهت تاءثيرگذارى بر افكار عمومى فعاليت مضاعف خود را آغاز كرد. رسـانـه هـاى گـروهـى آمـريـكـا كه قبلا در مقابله با انقلاب كوبا، جنگ ويتنام ، انقلاب اسلامى ايـران و هـشـت سـال دفـاع مـقـدس بـا خـبـرسـازى ، سـخـن پـراكـنى و ده ها شگرد تبليغاتى در تـاءثـيـرگـذارى بـر افـكـار عـمـومـى داخـل آمـريـكـا و مـردم ديـگـر كـشـورهـا نـقـش قابل توجهى ايفا كرده بودند، در طول چندين ماه بحران در خليج فارس بار ديگر به فعاليت درآمـد. در سـال 1369 مـؤ سسات بزرگ مطبوعاتى و شبكه هاى بزرگ خبرگزارى ها، راديو و تـلويـزيـون آمـريـكـا، شـيوه هاى عجيبى را در جهت تصرف و قالب بندى افكار عمومى به كار گـرفتند. اين رسانه ها با استفاده از صحنه سازى ، نمايش دهى و سرگرم سازى ، خبرسازى و فـريـب كـارى خـبرى در راستاى هدف هاى كاخ سفيد افكار عمومى را از واقعيات منحرف كرده و به اين ترتيب نمونه ديگرى از فريب افكار عمومى را به نمايش گذاردند.
2. نقش افكار عمومى در نظام اسلامى
اگـر چـه خـاسـتـگـاه مـطالعات علمى و منظم افكار عمومى در مغرب زمين شناخته شده و دانشمندان غـربـى از پـيـشـگـامـانِ تـعـريـف و تـبـيـيـن ايـن پـديـده محسوب شده اند، امّا در هزار و چهارصد سـال قـبـل ، هـنگامى كه خورشيد اسلام از مكّه بر گيتى تابيدن آغاز كرد، در تعاليم حياتبخش اسلام ـ در قرآن و سيره نبى اكرم 6 ـ افكار عمومى به عنوان عنصر نظارت اجتماعى بر رفتار فرد و حكومت در قالب فريضه امر به معروف و نهى از منكر مورد عنايت و توجّه قرار گرفت . اسـتـخراج مصاديق و موارد آن از متن كتاب و سنت مستلزم پژوهش و تحقيق دقيقى است كه از حوصله بـحـث مـا خـارج اسـت و مـا در ايـن قـسـمـت بـه چـگـونـگـى شكل گيرى و عواملى مؤ ثر بر تكوين افكار عمومى در جامعه اسلامى مى پردازيم و سپس نقش ‍ افكار عمومى در نظام اسلامى را شرح خواهيم داد.
تكوين افكار عمومى در جامعه اسلامى
در جـامـعـه اسـلامـى ، عـلاوه بـر تـاءثـيـر رسـانـه هـاى گـروهـى و ديـگـر عوامل شناخته شده درافكار عمومى ، برخى عوامل ديگر نيز وجود دارند كه در تكوين هدايت افكار عـمـومـى نـقـش مـؤ ثـرى ايفا مى كنند و اين عوامل مختصّ به جوامع اسلامى بوده و نظاير آن ها در جوامع غير اسلامى نمى بينيم . برخى از اين عوامل عبارتند از:
تـريـبـون نـمـاز جـمـعـه : نـمـاز جـمـعـه از عـوامـل مـؤ ثـر در شـكـل گـيـرى و هدايت افكار عمومى سالم در جامعه اسلامى مى باشد. مطالبى كه در خطبه هاى نماز جمعه در زمينه هاى مختلف عنوان مى گردد، علاوه بر حضور مستقيم مردم ، به وسيله رسانه هـاى ارتـبـاط جمعى در سطح گسترده اى منتشر مى شود. به لحاظ معنويت حاكم بر پايگاه نماز جمعه ، نفوذ و تاءثير آن در افكار عمومى جامعه اسلامى بسيار عميق و گسترده است .
خطيب نماز جمعه به لحاظ برخوردارى از مقبوليت و شاءن و منزلت والا در نزد عموم و به لحاظ بـرخـوردارى از نـفوذ كلام ، با تبيين و تشريح مسائل سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى كـه بـا جـامـعه مسلمين در ارتباط است ، نقش اساسى را در روشنگرى جامعه ايفا مى كند. در حالى كه چنين كاركردى را در هيچ يك از نهادهاى تبليغاتى و ارتباطاتى جهان غرب نمى توان يافت كه تا اين ميزان از نفوذ و تاءثير برخوردار باشد.
مـسـجـد و اثـر آن در افـكار عمومى : كانون همايش و اجتماع مسلمانان و مركزى براى هدايت افكار عمومى به سوى نيكى و سعادت است . مسجد نهاد مقدسى است كه از كاركرد بسيار اساسى و مهم در پـهـنه تاريخ تمدن اسلامى برخوردار بوده و خاستگاه جنبش هاى اسلامى و قيام هاى تاريخ ‌سـاز عـليـه حـكـومـت هـاى فـاسـد و ظـالم در سـرزمـيـن هـاى اسـلامـى بـوده اسـت . در طـول تـاريـخ ، مـسـلمـان هـا در مـسـاجـد گـرد هـم مـى آمـدنـد و ضـمـن مـشـورت و تـبـادل افـكـار، بـه بـررسـى مـسـائل مـهـم جـامـعـه و تصميم گيرى و چاره انديشى در امور مى پرداختند.
مـردم بـا شـركـت در مـسـاجد به سخنان امام جماعت و سخنرانان گوش ‍ فرامى دهند و بدين وسيله آيـيـنـه ذهـن و دل خـود را هر روز با كلام الهى و ائمه معصومين (سلام اللّه عليهم اجمعين ) جلا مى بـخـشـنـد و ايـن فـرايـنـد بـه لحـاظ مـداومـت و اسـتـمـرار، در بـاورها و قلب ها رسوخ كرده و در رفتارهاى مردم نفوذى عميق پيدا مى كند.
در تـاريـخ ، مسجد خاستگاه شكل گيرى جنبش هاى اسلامى عليه استبداد و استعمار بوده است . در تـاريـخ مـعـاصـر بـسـيـارى از جـنـبش هاى اسلامى در كشورهايى همچون مصر، الجزاير، عراق ، سوريه و… از مسجد برخاسته اند.(396) مساجد در تاريخ مبارزات ملت مسلمان ايران نـيـز نـقـش مـهـمـّى ايـفـا كـرده اسـت . ايـن نـقـش ؛ بـيـش از هـر چيز از توان بسيج افكار عمومى ، سـازمـانـدهـى ، تـشكّل و هدايت آن براى تحقّق هدف هاى سياسى و اجتماعى نشاءت يافته است . خـاسـتـگـاه انقلاب اسلامى ايران مساجد بودند. اگرچه ديگر نهادهايى همچون دانشگاه ها نيز در تـجـمـيـع و فـعـال سـازى افـكـار عـمـومـى عـليـه رژيـم پـهـلوى مـؤ ثـر بـودنـد، امـّا در طـول مـبـارزات مـلت قـهرمان ايران عليه رژيم پهلوى ، مساجد نقش اساسى تر و گسترده ترى داشته اند و به عنوان كانون مبارزات توده مردم عليه رژيم حاكم محسوب مى گرديد.
مـسـاجـد در ايـران ، شـبـكـه وسـيـعـى را تـشـكـيل مى دهند كه وعاظ، خطبا و مبلّغين روحانى حتّى در دورافـتـاده تـريـن نـقـاط ايـن سرزمين با توده مردم رابطه برقرار مى كرده و با بسيج افكار عمومى ، قدرت اسلام را در مقاطعى همچون انقلاب اسلامى ، دفاع مقدس و ديگر مقاطع تاريخ به نـمـايـش ‍ گـذاردنـد. در دوران مـبارزات توده مردم عليه رژيم پهلوى ، شبكه سراسرى مساجد و روحـانـيـون محلى در عمل به صورت يك (تشكيلات سازمانى ) كارآمد به طور وسيعى در خدمت رهبر انقلاب قرار گرفتند.
بـه ايـن تـرتـيـب ، ملاحظه مى كنيم كه از ابتداى ظهور آيين اسلام تا كنون ، دو پهنه تاريخ ، هـمـواره يـكى از مهم ترين نهادهاى اسلامى بوده كه در بسيج افكار عمومى و جهت گيرى آن نقش قاطعى ايفا كرده است . حمله به مسجد گوهرشاد در دوره زمامدارى رضاخان و كشتار مردم ، واكنش ‍ حكومت وقت در مقابل نفوذ عميق مسجد در افكار عمومى و بسيج و هدايت آن عليه فساد حاكم بود. به توپ بستن حرم حضرت امام رضا7 توسط روس ها، حمله به مسجد كرمان توسط مزدوران رژيم پـهلوى و ده ها مورد ديگر، تاءييدى بر نقش بى نظير مساجد در تكوين و هدايت افكار عمومى و نـقـش تـاريـخـى آن در خـيـزش نـهـضـت هـا و انـقـلاب هـاى ضـد اسـتـبـدادى و ضـد استعمارى است .(397)
آيات عظام و مراجع تقليد: علماى اسلام به ويژه در مذهب تشيّع ، در تكوين و هدايت افكار عمومى مـؤ ثـرنـد؛ زيرا علماى اسلام در ميان مسلمانان از شاءن و منزلت والايى برخوردار مى باشند و نـظـريـات و كـلام آنان به طور وسيع و عميق در افكار عمومى نفوذ و تاءثير دارد. اين تاءثير بـه حـدّى است كه در برخى موارد حتى اثرات رسانه هاى گروهى همچون راديو، تلويزيون و مطبوعات را خنثى مى سازد.
قدرت علما و مراجع تقليد در بسيج افكار عمومى در مقاطع مختلفى از تاريخ معاصر جهان اسلام ، بـه ويـژه مـنـطـقه خاورميانه به وضوح ديده شده است . فتواى مرجع تقليد عالم تشيّع ، آيت اللّه شيرازى در تحريم تنباكو كه به موجب آن افكار عمومى به طور يكپارچه عليه حكومت وقت ايـران بـسـيـج شـد و نـيـروى استبداد و استعمار را به زانو درآورد، يكى از مصاديق روشن نقش ‍ علماى تشيّع در بسيج و هدايت افكار عمومى مى باشد.(398)
اسـاسا، شكل گيرى اغلب جنبش هاى ضد استعمارى و ضد استبدادى در ايران و منطقه مديون نقش علماى اسلام و قدرت آنان در بسيج افكار عمومى مى باشد كه از ميان آن ها، مى توان به نهضت مشروطيت ، ملّى شدن نفت ، قيام پانزده خرداد 1342، انقلاب اسلامى ايران و رويدادهاى دوران جنگ تحميلى عراق عليه ايران اشاره كرد.(399)
امـروزه نـقـش آيـات عـظـام و مـراجـع تـقـليد در جامعه ايران در بسيج افكار عمومى ، هدايت و سمت گـيـرى آن نـسـبـت بـه مـسـائل داخـلى و سـيـاسـت خـارجـى ، مسائل اقتصادى و فرهنگى ترديدناپذير است .(400)
نقش افكار عمومى در نظام اسلامى
در تـعـاليـم اسـلامـى ، افـكـار عـمـومـى بـه عـنـوان ابـزارى مؤ ثر جهت اصلاح جامعه ، نيروى بـازدارنـده و عـامـل نـظـارت هـمـگـانـى بـراى تـداوم سـلامـت اجـتـمـاع اهـمـيـت قـابـل تـوجـهـى دارد. ايـن مـقـوله در نـظـام اسـلامى كه اركان و اساس آن را تعاليم و باورهاى اسلامى تشكيل مى دهد، از نقش مؤ ثرى برخوردار است .
اگر نقش آراى عمومى در اداره كشور و نقش شوراها به عنوان اركان تصميم گيرى و اداره كشور و نـيـز امـر بـه مـعـروف و نـهـى از مـنـكـر را از مـصـاديـق روشـن حـضـور فعال افكار عمومى در صحنه سياست و حكومت بدانيم ، در اين صورت ، با نگرشى به قانون اسـاسـى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران ، نـشانه هاى بارزى از جايگاه و نقش افكار عمومى در نظام اسلامى را مى توان يافت .
الف ـ آراى عـمـومـى و نـقش آن در اداره كشور: در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران به آراى عـمـومـى در اداره كـشـور جـايـگـاه والايـى داده شـده اسـت . در اصل ششم قانون اساسى چنين آمده است :
در جمهورى اسلامى ايران امور كشور بايد به اتكاى آراى عمومى اداره شود، از راه انتخابات ، انـتـخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى ، اعضاى شوراها و نظاير اين ها، يا از راه همه پرسى در مواردى كه در اصول ديگر اين قانون معين مى گردد.(401)
در نـظـام اسلامى ، مردم از نقش اصلى و كليدى در امر حكومت برخوردارند و دولت اسلامى بدون حـمـايـت و پـشـتـيـبـانى آحاد ملت فاقد هرگونه قدرت و توانى خواهد بود، بنابراين ، قانون اسـاسـى حـراسـت و حـفـاظـت از اصـول مـلّى را از وظـايـف اصـلى و مـهـم آحـاد مـلت بـرشمرده است .(402)
اسـاسـا، (بيعت ) يكى از پايه هاى اصلى حكومت و زمامدارى در نظام اسلامى به حساب آمده كه بـه مـوجـب آن حـكـومـت در جـامـعـه تـحـقـّق و فـعـليـت پـيـدا مـى كـنـد. حـتـّى پـذيـرش و قـبـول عـامـّه مـردم يـكـى از شـرايـط لازم جـهـت تـحـقـّق و عـمـلى شـدن اصـل ولايـت فقيه در جامعه مسلمين است .(403) بنابر آنچه كه گذشت ، مى توان چنين نتيجه گرفت كه با در نظر گرفتن نقش و جايگاه آراى مردم در سياست و حكومت اسلامى ، افكار عمومى يكى از عوامل مؤ ثر و تعيين كننده مى باشد.
ب ـ نـظـارت همگانى و مسؤ وليت متقابل همگانى : در تعاليم اسلام ، مساءله احساس تعهد و مسؤ وليـت هـر فـرد در قـبـال جامعه به شدّت مورد توجّه قرار گرفته است . اين امر يكى از فروع ديـن مـقـدّس اسلام و از تكاليف مهم ، مؤ كّد و همگانى شمرده شده كه از آن تحت عنوان (فريضه امـر بـه معروف و نهى از منكر) ياد مى شود. در قانون اساسى ، امر به معروف و نهى از منكر بـه عـنـوان يـكـى از مـكـانـيـسـم هـاى نـظـارت هـمـگـانـى و مـسـؤ وليـت متقابل اجتماعى در نظر گرفته شده است :
در جمهورى اسلامى ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر وظيفه اى است همگانى و مـتـقـابـل بـر عـهـده مـردم نـسـبـت بـه يـكـديـگـر، دولت نـسـبـت بـه مـردم و مـردم نـسبت به دولت …)(404)
كـامل ترين و قوى ترين نظام سياسى ، نظامى است كه در درون خود ضامن بقا را داشته باشد و از مـصـونـيـّت ذاتـى در بـرابـر خـطـرهـاى نـاشـى از مـزدوران عـوامـل داخـلى و خـارجـى بـرخـوردار بـاشـد. نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى بـه دليـل ويـژگـى مـردمـى بـودن آن و بـا اتـكا به ايمان و اعتقاد مردم ، خود از يك ضمانت بزرگ تـوده اى بـرخـوردار اسـت . تـوده مـردم در نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى بـه دليل وظيفه سنگين الهى و دينى خود كه نسبت به حفظ نظام اسلامى و ارزش هاى آن دارند، همگى خود را مكلف به نظارت و اشراف بر امور كشور و چگونگى اداره آن مى بينند.
به اين ترتيب ، ملاحظه مى كنيم كه در نظام اسلامى ، افكار عمومى در قالب فريضه همگانى و تـكـليـف عـمـومـى (امـر بـه معروف و نهى از منكر) در حوزه هاى مختلف جامعه مسلمين از روابط فـردى و اجـتـمـاعـى گـرفـتـه تـا سـيـاسـت و حـكـومـت نـقـش فعال و مؤ ثرى را دارا مى باشد.(405)
ج ـ تاءثير افكار عمومى در حكومت اسلامى از طريق شوراها: قرآن مجيد يكى از خصلت هاى بارز جـامـعـه اسـلامى را حركت ، عمل و تصميم گيرى بر اساس مشورت و مشاركت عمومى در مديريت و اداره جامعه معرفى مى كند:
(وَاءَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ)(406)
و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آن ها است .
(وَشَاوِرْهُمْ فِي الاَْمْرِ)(407)
و در كارها با آن ها مشورت كن .
در مـتـون اسـلامـى و روايات ، استبداد راءى و اتكا به نظرات فردى بدون مشاركت همگانى به شـدّت مـذمـوم و محكوم دانسته شده است . طبق اصل يكصدم قانون اساسى ، براى پيشبرد سريع بـرنـامـه هـاى اجتماعى ، اقتصادى ، عمرانى و… از طريق مردم ، با توجه به مقتضيات محلى … شـورايـى بـراى هـر مـحـل تـشـكـيـل مـى گـردد كـه ضـمـن مـشـاركـت مـردم در امـور خـود، موجب دقت عمل و تسريع كارهاى اجتماعى و غيره شده و ساير مسؤ ولين و بخش هاى ديگر سياسى و ادارى با پشتيبانى و حمايت اين نهادها مى توانند بيشتر و سريع تر در امور محوله انجام وظيفه كنند.
با نگاهى به اصول قـانـون اسـاسى جمهورى اسلامى ايران از جمله اصول هفتم ، صدم و يكصد و چهارم ، ملاحظه مى كـنـيـم كـه تـشـكـيـل شـوراهـا از جـمـله مـجـلس شـوراى اسـلامـى ، شـوراى اسـتـان ، شـهـر، مـحـل و بـخـش ، روسـتـا، زمـيـنـه مـشـاركـت فعالانه آحاد ملت در تصميم گيرى و اداره امور فراهم گـرديـده و از طـريـق مـكـانـيـسـم شـورا، افـكـار عـمـومـى در مـسـائل اجـتـمـاعـى ، اقتصادى ، فرهنگى و سياسى عرصه مهيا و گسترده اى را براى فعاليت و ايفاى نقش در اختيار دارد.
فصل سوم
سنجش افكار

1. سنجش افكار
شناخت افكار عمومى و كسب آگاهى هاى دقيق در مورد جهت گيرى آن نسبت به موضوعات خاص كه از آن بـه عـنـوان (سـنـجـش افـكـار عمومى ) تعبير مى شود، در جوامع امروزى از اهميت شايانى بـرخـوردار اسـت . سـيـاسـت مـداران ، اقـتـصـاددانـان ، جامعه شناسان ، بازرگانان ، متخصّصين تـبـليـغـات ، مـطـبـوعـات ، روابط عمومى ها و جز آن ها به طور جدّى نيازمند شناخت و پيش بينى افـكـار عـمـومـى هـسـتـنـد. ايـنـان بـا صـرف وقـت و هـزيـنـه هـاى قـابـل تـوجـهـى مـى كـوشـنـد گـرايـش هـا و سـمت گيرى افكار عمومى را نسبت به مساءله مورد نـظـرشـان شـنـاخـتـه و از تـوانايى پيش بينى برخوردار باشند. پيدايش مؤ سسات بزرگ و عـريـض و طـويـل سـنـجـش افـكار در اين راستا مى باشد. همچنين ، ابلاغ شيوه هاى تخصّصى و تكنيك هاى پيشرفته افكارسنجى حاصل اين تكاپو است .
در تعريف افكارسنجى گفته شده :
افـكـارسـنـجـى عـبـارت اسـت از اجـراى اقدامات و تلاش ها جهت نشان دادن عقايد مردم نسبت به يك موضوع در يك محل خاص و در يك مقطع زمانى .(408)
اهميّت افكارسنجى
اهـمـيـّت سـنـجـش افكار، ازاهميّت پديده افكار عمومى ناشى مى گردد. در خصوص پديده افكار عـمـومـى ، اهـمـيـّت و جـايـگـاه آن ، در ابـتـداى ايـن بـخـش ‍ بـه تـفـصـيـل بحث و بررسى به عمل آمد. اينك نيز، يادآورى مى گردد كه در جوامع امروزى ، افكار عـمـومـى بـه عـنـوان مـنـشـاء نـويـن قـدرت و مـشـروعـيـت شـنـاخـتـه شـده اسـت . بـه هـمـيـن دليـل ، دولت هـا هـمـسوسازى و همراه كردن افكار عمومى با سياست ها و تصميمات خود را وجهه هـمـت خـويـش قـرار داده انـد. در واقـع ، افـكـار عـمـومـى بـه يـك نـيـروى تـعـيـيـن كـنـنـده تبديل گرديده و به طور روزافزون بر اهميت آن افزوده مى شود.
ابـهـام در مـورد واكـنـش مـردم نـسـبـت بـه پـديـده هـا و مـسـائل تـعـيين كننده ، و همچنين تعدّد منابع شـكـل گـيـرى آن از جـمـله عـوامـلى اسـت كـه افـكارسنجى را ضرورى ساخته است . سنجش افكار فـرايـندى است كه طى آن نسبت به جهت گيرى افكار در خصوص موضوعى نسبتا مهم اطلاعاتى مـنـسـجـم و مـفـيـد حـاصـل مـى شـود. بـه طـورى كـه بـا تـجـزيـه و تحليل اين داده ها امكان پيش بينى سمت گيرى افكار عمومى در مورد مساءله مورد نظر فراهم مى شود.
نكته مهم و حائز اهميّت اين است كه بدون كسب اطلاعات صحيح و دانش لازم در مورد افكار عمومى ، هـر گـونه تلاش در به حركت درآوردن ، جهت دادن و هدايت افكار عمومى در مسيرهاى مورد نظر، عملى بيهوده و ناموفق خواهد بود.(409)
در صـورتى كه تصميم گيرندگان و رهبران جامعه بدون شناخت جهت افكار عمومى ، تصميمى مهم و تعيين كننده در مورد جامعه اتخاذ و به مرحله اجرا درآوردند، در اين صورت در افقى تاريك و پـرابـهـام نـسـبـت بـه آيـنـده ، سـيـر كرده و قادر به پيش بينى نوع واكنش مردم نسبت به آن موضوع نخواهند بود.
پـس از پـيـروزى انـقـلاب اسلامى ، افكار عمومى در ايران بيش از پيش ‍ اهميّت يافت . زيرا با اسـتـقـرار نـظـام جـمـهـورى اسـلامى ، حضور مردم در صحنه هاى سياسى ـ اجتماعى به طور بى سـابـقـه اى افـزايـش پـيـدا كـرد؛ زيـرا يكى از هدف هاى جدّى انقلاب مشاركت مردم در سرنوشت سـيـاسـى و اجـتـمـاعـى خـود بـود. يـكى از لوازم تحقّق اين هدف ، وجود آگاهى از سمت گيرى و گـرايـش افـكار عمومى در مورد مسائل مهم و حياتى جامعه نظير دولت ، كاركردها و برنامه هاى اقتصادى و فرهنگى و مواضع آن در مورد ارزش هاى انقلاب اسلامى است . به اين ترتيب در يك كـلام مـى تـوان گـفـت كـه مـردم بـه شـدّت واجـد شعور و آگاهى سياسى و اجتماعى در خصوص پديده هاى ريز و درشت جامعه شده اند.
به هر حال ، مجموعه شرايط و متغيّرها سبب گرديده تا پژوهش ها و مطالعات منظّم و روشمند در مـورد پـديـده افـكـار عمومى ، نحوه شكل گيرى ، حساسيّت ها، نوسانات ، دگرگونى ها و جهت گيرى آن در موضوعات مهم اهميّت بيشترى پيدا كند.
تـاريـخـچـه پـيـدايـش مـؤ سـسـات افـكـار سـنـجـى و سـيـر تحوّل آن
نـخـسـتين كوشش ها در مورد سنجش افكار، در قرن هجدهم ميلادى صورت گرفت .در اين زمان ، در اروپـا بـه تـدريـج مـسـاءله شـنـاخت جمعيت و شمارش نفوس (سرشمارى ) مطرح مى گرديد. در اواخـر قرن نوزدهم ميلادى روش نمونه گيرى به كار گرفته شد كه كاشف آن (كيه ) جامعه شـنـاس فـنـلانـدى بود. در اين زمان تحقيقات و پژوهش در مورد افكار عمومى رنگ علمى به خود گرفت .(410)
كـوشـش هـاى روشمند و نسبتا پيشرفته تر در مطالعات افكار عمومى و با استفاده از ابزارهاى فـنّى به دهه 1930 برمى گردد. در اواسط دهه 30، (ژرژ گالوپ )، استاد روزنامه نگارى دانـشـگاه ميسورى آمريكا، روش علمى پژوهش در مورد پديده افكار عمومى را پى ريزى كرد. تا پـيـش از سـال 1936 افـكار عمومى از خلال روزنامه ها و به هنگام انتخابات عمومى مشخص ‍ مى شـد؛ امـّا از اين سال به بعد سنجش افكار عمومى به صورت مستقيم و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفت كه اطلاعات با ارزشى به علماى علم سياست داد.(411)
بـه ايـن ترتيب ، سال 1936 را به عنوان تاريخ رسمى ابداع و به كارگيرى سنجش افكار تعيين كرده اند. در اين زمان كه (روزولت ) به عنوان كانديداى رياست جمهورى آمريكا معرفى شـد، نـشـريـه اى بـه نـام (ريـدرز رايجست ) عقايد 24 هزار راءى دهنده را از طريق تماس هاى تلفنى گردآورى و سپس تجزيه و تحليل كرد.
نـتـيجه حاصله از اين تحقيقات بيانگر آن بود كه (روزولت ) در انتخابات پيروز خواهد شد. بـه طـور هـمـزمـان بـا ايـن نظرخواهى ، مؤ سّسه افكارسنجى (گالوپ ) با بهره گيرى از روش هـاى نـمـونـه گـيـرى ، بـا پـنـج هـزار نـفر مصاحبه كرد و پس از جمع بندى و تجزيه و تـحـليـل داده هـا، اعـلام داشت كه (روزولت ) در انتخابات برنده خواهد شد. پس از برگزارى انـتـخابات كه به پيروزى روزولت انجاميد، مقوله سنجش افكار بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت .
در سـال 1948، در جـريـان انـتـخـابـات ريـاسـت جـمـهـورى در آمـريكا، واقعه اى رخ داد كه به تـصـحـيـح روش هـاى سـنـجش افكار و رشد و غناى علمى آن به طور مؤ ثرى مدد رسانيد. در اين سـال ، تـمـام نـظرسنجى ها گوياى اين بود كه ترومن در انتخابات شكست خواهد خورد. امّا بر خـلاف تـمـام ايـن پـيش بينى ها، ترومن در انتخابات پيروز شد و اين به منزله نخستين شكستى بـود كـه دسـت اندركاران سنجش افكار تجربه مى كردند. امّا آنچه كه اين واقعه در پى خواهد داشت ، اين تجربه ارزشمند بود كه به موجب آن دانشمندان دريافتند كه هيچ گاه نبايد فريفته قـاطـعـيـت روش هـاى تـحـقـيـق شـد؛ بـلكـه مـى بـايـد بـا كـوشـش خـسـتـگـى نـاپذير، نسبت به تـكـمـيـل و تـصحيح روش هاى سنجش ‍ افكار همت گماشت . از آن زمان تا كنون روش هاى تحقيق و پـژوهـش در مـورد افـكار عمومى تكامل بيشترى پيدا كرده و مؤ سسات افكارسنجى نتايج و پيش بـيـنـى هـاى خـود را بـه واقـعـيـت نـزديـك تـر كـرده انـد و در عـيـن حال روز به روز بر ابعاد و تعداد مؤ سسات سنجش افكار در كشورهاى مختلف جهان افزوده مى شود.(412)
علائم و روش هاى افكار سنجى
همه گروه ها و مراكز اجتماعى ، علمى ، سياسى و اقتصادى متناسب با نيازهاى خاص خودشان به سـنـجـش افكار مى پردازند. اين فرايند سبب افزايش و گسترش مراكز سنجش افكار گرديده و هر روزه شيوه هاى جديدتر و پيچيده ترى براى سنجش افكار ابلاغ مى گردد.
بـراى پـى بـردن بـه گـرايـشات افكار عمومى و جهت گيرى آن در مورد مساءله مورد نظر، مى توان از علايم گوناگونى استفاده كرد. انتخابات به عنوان يك پديده فراگيرى كه در اغلب جوامع امروزين صورت مى پذيرد، يكى از اين علايم و راه هاى شناخت سمت گيرى افكار عمومى است .
در اغلب سيستم هاى سياسى ، براى شناخت گرايش افكار عمومى و تمايلات مردم ، از انتخابات اسـتـفـاده مـى شـود. قـبـل از راءى گـيـرى ، هـر يـك از كـانـديـدهـا ديـدگـاه هـاى خود را نسبت به مسائل مهم جامعه تشريح مى كنند و اين عمل تواءم با تبليغات جهت جلب افكار عمومى صورت مى گـيرد. به موازات اين فعاليت ها، از طُرُق گوناگون گرايشات و تمايلات مردم بررسى مى شـود. در اين حالت ، موقعيت يك كانديدا يا يك حزب و يا يك جناح سياسى در جامعه ، تا حدودى بيانگر سمت گيرى افكار عمومى است .
مـطـبـوعـات اگـر چـه خـود عـامـل هـدايـت و سـمـت دادن بـه افـكـار عـمـومـى اسـت ، امـّا در عـيـن حـال بـه مـثـابـه آيـينه اى است كه افكار عمومى را منعكس ‍ مى كند. (رفراندوم ) يكى ديگر از روش هايى است كه به وسيله آن مى توان به گرايشات افكار عمومى پى برد. روش ديگرى كـه در شـنـاخـت افـكـار عـمـومـى مـى تـواند مفيد باشد، (نظرخواهى ) است . از جمله تفاوت هاى رفـرانـدوم و نـظـرخـواهـى ، ايـن اسـت كـه رفـرانـدوم در مـورد مسائل اساسى تر و مهم ترى صورت گرفته و تقريبا تمامى افرادى را كه به سن قانونى جهت مشاركت در امور سياسى رسيده اند تحت پوشش قرار مى دهد، امّا نظرخواهى گروه محدودى را تحت پوشش قرار مى دهد.
مـحـقـّقـيـن افكار عمومى و مؤ سسات افكارسنجى ، در مطالعات و كاوش هاى علمى خود، روش هاى مـخـتـلفى را مورد استفاده قرار مى دهند. اين روش ها گرچه از نظر ابزارهاى سنجش و شيوه هاى تـحـقيق با هم متفاوتند، امّا از نظر هدف كه همانا كسب شناخت و پيش بينى در مورد گرايش افكار اسـت ، بـا هـم مـشـتـركند. از جمله روش هاى متداول در افكارسنجى ، روش (نظرخواهى ) است كه پيشتر بدان اشاره گرديد. اين سنجش افكار شامل مراحل ذيل مى باشد:
1 ـ معين نمودن هدف هاى تحقيق ؛
2 ـ تعريف و تعيين محدوده جامعه آمارى ؛
3 ـ انتخاب نمونه هاى كافى كه نماينده اين جامعه باشند؛
4 ـ تعيين گروه شاهد (گروهى كه به طور نمونه انتخاب شده تا از آن ها نظرخواهى شود.)؛
5 ـ تهيه پرسشنامه يا طرح سؤ الات مصاحبه ؛
6 ـ انـجام آزمايش ساده قبل از شروع (يعنى قبل از شروع كار اصلى ، يك بار آن را به صورت آزمايشى انجام دهيم .)؛
7 ـ اجراى پرسشنامه يا مصاحبه ؛
8 ـ جمع بندى و استخراج داده ها و جدول بندى نتايج ؛
9 ـ تجزيه و تحليل اطلاعات و تفسير نتايج به دست آمده .
بـه ايـن تـرتـيـب ، ملاحظه مى كنيم كه مؤ سسه هاى سنجش افكار با بهره گيرى از روش هاى علمى ، ضمن جمع آورى و تجزيه و تحليل اطلاعات ، به پيش بينى در مورد سمت گيرى افكار مبادرت مى ورزند.(413)
كاربردهاى افكار سنجى
افـكـارسـنـجى كاربردهاى فراوانى دارد. يكى از اين كاربردها، بهره گيرى از نظرسنجى در امـر بـرنـامـه ريـزى و تـصـمـيم گيرى هاى دولت ها مى باشد. دولت ها با استفاده از اطلاعات حـاصـله در مـورد تمايلات و گرايش افكار در جامعه ، با بصيرت و شناخت كافى به برنامه ريـزى مـى پـردازنـد. سازمان ها، شركت ها و مؤ سسات مختلف با بهره گيرى از داده هاى افكار سـنـجـى ، مـيـزان مـوفـقيّت خود را افزايش مى دهند. برخى از اين سازمان ها براى ادامه فعاليت نـاگـزيـر از انـجام نظرسنجى و استفاده از نتايج آن در برنامه هاى خود مى باشند. به عنوان مـثـال مـديـران رسـانـه هاى گروهى در فرايند برنامه ريزى ، توليد و پخش برنامه لازم از نـظـرات و تـمـايلات مردم آگاه شوند. برخى از مهم ترين كاربردهاى سنجش افكار به شرح زير مى باشند:
الف ـ ارزيـابـى عـمـلكـرد دسـتـگـاه هـاى ادارى در نـزد عـمـوم مـردم و انـتـقـال خـواسته هاى آن ها به سازمان ها در سيستم هاى ادارى ، مديران و تصميم گيرندگان از طـريـق بـخـشـنـامـه هـا، دسـتـورالعـمـل هـا و ديـگـر روش هـاى مـتـداول ادارى ، خـواسـتـه هـاى خـود را بـه پـايـيـن هـرم تـشـكـيـلات منتقل مى كنند؛ امّا اطلاعات مربوط به خواسته ها و تمايلات مردم چگونه از قاعده هرم به راءس تـشـكـيـلات كـه مـديـران و تـصـمـيـم گـيـرنـدگـان در آن قـرار دارنـد، منتقل مى شود؟
ممكن است هر دستگاهى براى كسب آگاهى از نظرات مردم در خصوص ‍ عملكرد خويش ، روش هايى اتـخـاذ كـنـد. يـك مـؤ سـّسـه نـظـرسـنجى مى تواند با بهره گيرى از روش هاى منسجم و علمى نـظـرات مـردم را در مـورد عـمـلكرد مؤ سّسه ها، سازمان ها و دستگاه هاى دولتى و غير دولتى ، گردآورى و تجزيه و تحليل كند. استفاده از اين داده ها در فرايند تصميم گيرى و اجرا، درصد موفقيت سازمان هايى را كه به طور مستقيم و غير مستقيم به مردم خدمت مى كنند، افزايش مى دهد.
ب ـ كـاربـرد ديـگـر سـنـجـش افـكـار مـقـوله اصـلاح و تـربـيـت اسـت . در جـامـعـه ده هـا مـشـكل و معضل وجود دارد كه مانع رشد و بالندگى جامعه مى گردد. عدم آگاهى افكار عمومى از جـنـبـه هـاى مـنـفـى مـشـكـلات يـكـى از دلايـل تـداوم آن هـا اسـت . بـه عـنـوان مـثـال كيفيت مصرف نان يكى از مشكلاتى است كه در جامعه ما تقريبا امرى همگانى بوده و عموميت دارد. انـجـام يك نظرسنجى دقيق و انعكاس نتايج حاصله از آن به نحو مؤ ثرى مى تواند از بد مصرف كردن نان و ضايعات آن بكاهد.

اين مقوله در مورد ساير مسائل اجتماعى نيز مى تواند صادق باشد. بدين ترتيب ، اگر سنجش افكار به طور صحيح اجرا و نتايج آن در اختيار ديگران قرار بگيرد، مردم به نقطه ضعف هاى اجـتـمـاعـى آگـاه شـده و نـيز عادات مثبت و نيكو تقويت مى گردد و در نهايت به اصلاح و تربيت اجتماع مى انجامد.
ج ـ تـسـهـيـل و تـصـحـيـح سـياست گذارى ، تصميم گيرى و اجرا يكى ديگر از كاربردهاى مثبت نـظرسنجى است . سياست گذاران و تصميم گيرندگان جامعه در حوزه هاى فرهنگى ، اقتصادى ، خـدمـاتـى و غيره با اطلاع از نظرات و خواسته هاى عموم مردم ، با بصيرت و روشن بينى مى توانند به جامعه خدمت كنند. انعكاس جنبه هاى مثبت و منفى يك سياست يا برنامه اقتصادى و يا يك تصميم فرهنگى ، مى تواند مديران را در اتخاذ تصميم هاى بعدى به طور مؤ ثرى يارى كند. اين فرايند در نهايت به تصحيح تصميم گيرى ها مى انجامد.
د ـ نـظرسنجى ها مى توانند داده هاى مفيدى در اختيار محققين علوم اجتماعى به ويژه جامعه شناسى و عـلم سـيـاست قرار دهد. يكى از مشكلات جدّى كه علوم اجتماعى در فرايند رشد و ترقّى خود در جامعه ما با آن روبه رو است ، كمبود داده هاى تجربى است . بسيارى از آرا و فرضيات در مورد مـسـائل اجـتـمـاعـى بـه دليـل فـقـدان ايـن قـبـيـل داده هـا در سـطـح مـلّى قـابـل بـررسى و تجزيه و تحليل دقيق نيست . نظرسنجى ها با جمع آورى داده هاى تجربى و ارائه آن هـا بـه مـراكـز پـژوهـشـى و دانـشـگـاه هـا، نـقـش مـؤ ثـرى در حـلّ مـسـائل اسـاسـى جـامـعـه ايـفـا كـرده و در عـيـن حـال بـه رشـد و تكامل علوم اجتماعى نيز مدد مى رسانند.(414)
2. شيوه ها و ابزارهاى جهت بخشيدن به افكار عمومى در جهان امروز
در دنياى امروز، رسانه هاى گروهى با زندگى روزمره انسان ها به طور عميقى عجين شده و در حـيـات فـردى و اجـتـمـاعـى آن هـا رسـوخ پـيدا كرده اند. تا جايى كه امروزه ميليون ها انسان در سـراسـر گـيـتـى ، دنـيـا را از دريـچـه هـمـيـن رسـانـه هـا مـى نـگـرنـد. اگـر چـه حـاصـل پـيـشـرفـت و گـسـتـرش شـبـكـه هـاى ارتـبـاط جـمـعـى ، تـبـادل افـكـار و اطـلاعـات ، دانـش هـا و هـنـرهـا، از مـيـان بـرداشـتـه شـدن مـسـافت ها و سرانجام تـبـديل شدن دنياى پهناور، به دهكده اى كوچك مى باشد، امّا اين ، تنها يك روى سكّه است . روى ديـگـر سـكـّه ايـن اسـت كـه وسـايـل ارتـبـاط جـمـعـى در غـالب مـوارد، تـحـت تـاءثـيـر بـرخـى عـوامـل ، بـه صـورت ابـزارى در جـهـت قـالب بـنـدى ، جـهـت دهـى ، هـدايـت و كـنـتـرل افـكـار بـشـر در دسـت صـاحـبـان و دارنـدگـان ايـن وسايل درآمده است .
دارنـدگـان وسـايـل ارتـبـاطات بين المللى كه تعداد اندكى از كشورهاى سرمايه دارى غرب را شـامـل مـى شـونـد بـا اسـتـفـاده از ايـن وسـايـل و بـا شـيـوه هـاى مـتـعـدّدى بـه كـنـتـرل و هـدايـت افـكـار عـمـومـى مردم دنيا مبادرت مى ورزند. در درس هاى گذشته با انواع اين وسـايل نظير راديو، مطبوعات ، خبرگزارى ها، تلويزيون ، ماهواره و جز آن ها آشنا شده و نسبت بـه ابـعـاد، تـاريـخـچـه و كـاركـرد آن هـا شـنـاخـت بـه دسـت آورديـم . اكـنـون بـا ايـن سـؤ ال روبه رو هستيم كه مديران و كارگزاران اين رسانه ها با استفاده از كدام شيوه ها به هدايت و جهت دهى افكار عمومى جهانيان اقدام مى كنند. بحث حاضر كوششى جهت يافتن پاسخ صحيح به اين پرسش ‍ است .
الف ـ مالكيت و كنترل سيستم هاى عمده ارتباط جمعى جهان
يـكـى از عـوامـل جـهـت دهـى و هـدايـت افـكـار عـمـومـى ، مـالكـيـت عـمـده وسـايـل مـدرن ارتـبـاط جـمـعـى اسـت . در حـال حـاضـر، وسـايـل ارتـبـاطـى پـيـشـرفـتـه ، نـظـيـر مـاهـواره هـاى پخش مستقيم برنامه هاى تلويزيونى ، تـلويـزيـون هـاى كـابـل دار، ويـدئوكـاسـت هـاى خـبـرى ، سـيـسـتـم هـاى اطلاعاتى كامپيوترى ، خـبـرگـزارى هـا و مراكز توليد محصولات فرهنگى به طور عمده در اختيار معدودى از كشورهاى صنعتى غرب مى باشند. خبرگزارى هاى بين المللى كه در اختيار چند كشور غربى قرار دارند، فـرايـنـد جـمـع آورى ، تـوزيـع و انـتـشـار اخـبـار رويـدادهـاى دنـيـا را در كـنـتـرل خـود دارند. به اين ترتيب ، ابتكار عمل در گزينش و انتشار خبرها و گزارش هاى خبرى به صورت مكتوب و يا صوتى ـ تصويرى ، در دست مالكان اين ابزارها و مراكز مى باشد.
در حـال حـاضـر فـقـط تـعداد اندكى از كشورهاى جهان كه بيشتر به دنياى سرمايه دارى غرب تـعـلّق دارنـد، از تـوانايى ساخت و تكنولوژى پرتاب ماهواره هاى مخابراتى ، تجسّمى و نيز مـاهـواره هـاى تـلويـزيـونى برخوردارند. در نتيجه ، ساير كشورها كه فاقد اين تكنولوژى و تـوانـايـى هـسـتـنـد در زمـيـنـه ارتـبـاطـات بـيـن المـللى و ارسـال يـا دريـافـت بـرنـامـه مـستقيم رسانه اى به صاحبان صنايع مدرن ماهواره اى وابستگى دارنـد و در نـهـايـت امـر، اين كشورهاى دارنده تكنولوژى به نمونه هاى بارزى مى توان اشاره كـرد. بـه عـنـوان نـمـونـه ، سـه شـبـكـه سـرتـاسـرى تـلويـزيـونـى مـشهور آمريكايى يعنى (C.B.A)، (C.B.N) و (S.B.C) و شـبـكـه تـلويـزيـونـى جـهـانـى جـديـد كـابـل دار آمـريكايى موسوم به (N.N.C) در جريان پوشش خبرى جنگ خليج فارس (تهاجم عـراق بـه كـويت و رويارويى متحدين آمريكا با رژيم بعث عراق ) و انعكاس حوادث و رويدادهاى مـربـوط بـه بـحـران كـويـت كـامـلا انـحـصـارگـرانـه و يـكـسـويـه عمل كردند و امپرياليسم ارتباطى را به وضوح نشان دادند.
نمونه ديگر، امپراتورى بسيار عظيم (دوبرت مردوك ) سرمايه دار معروف استراليايى است كـه در سـال هـاى اخـيـر بـه تـعداد زيادى از وسايل ارتباط جمعى استراليا، انگلستان ، ايالات مـتـحـده آمـريـكـا و بـه طـور كـلّى سـيـسـتـم هـاى تـلويـزيـونـى مـاهـواره اى و كابل دار غرب سلطه داشته و به عنوان (غول ارتباطى ) شهرت يافته است .(415)
بـه ايـن تـرتـيـب مـلاحـظـه مـى كـنـيـم كـه يـكـى از راه هـا و شـيـوه هـاى عـمـلى كـنـتـرل و جـهـت دهـى افكار عمومى ، تعلّق مالكيت رسانه هاى بين المللى به معدودى از افراد و كـشورهاى غربى است كه از اين طريق با سيطره بر رسانه ها، از آن ها در جهت مطلوب و دلخواه خود استفاده مى كنند.
ب ـ سرمايه گذارى هاى كلان در زمينه رسانه ها و تبليغات
بـرخـى از كـشـورهـاى پـيـشـرفـتـه غـرب ، بـه لحـاظ بـرخـوردارى از تـوان مـالى ، در زمينه وسـايـل پـيـشـرفـتـه ارتـبـاطـى ، سـرمـايـه گـذارى هـاى كـلانـى بـه عـمـل آورده انـد كـه از حـيـطـه امـكـانـات كشورهاى در حال توسعه جهان بسيار فراتر است . اين سـرمـايـه گذارى ها، فرصت و امكان كنترل و به كارگيرى رسانه هاى بين المللى را در مسير اهـداف آنان ميسّر ساخته و صاحبان اين سرمايه هاى عظيم در زمينه صنعت تبليغات و ارتباطات ، قدرت هدايت و كنترل افكار عمومى بين المللى را دارا مى باشند.(416)
بـه عـنـوان نـمـونـه ، بـه مـوجـب آخرين آمار موجود، در اواخر دهه 1980 ميلادى ، در ايالات متحده آمـريـكـا 1500 روزنـامـه روزانـه ، يازده هزار مجلّه ، ده هزار ايستگاه راديويى ، 1500 ايستگاه تلويزيونى و 2400 بنگاه نشر كتاب وجود داشته كه فراهم آمده از سرمايه گذارى هاى هنگفت در زمـيـنـه رسـانـه هـا اسـت . تـمـركـز مـديـريـت و كـارگـردانـى ايـن وسايل در دست عدّه كمى از كشورهاى سرمايه دارى سبب گرديده تا مقوله هدايت افكار و انديشه هـا و شـكـل دادن بـه بـاورهـا و آفـريـنـش ذهـنـيـت هـا در مـورد مـسـائل و پـديـده هـاى مـخـتـلف در بـخـش وسـيـعـى از جـهـان تـوسـط هـمـيـن كـشـورهـا رقـم بخورد.(417)
اين وضعيت در زمينه تبليغات نيز حاكم است . يعنى تعداد اندكى از كشورهاى نيرومند غربى به واسـطـه سـرمـايـه گـذارى در امـر تـبـليـغـات ، ابـتـكـار عـمـل را در دسـت دارنـد. بـه عنوان مثال ، در سال 1972 ميلادى ، بودجه تبليغاتى ايالات متحده آمـريـكـا بـالغ بـر 23130 مـيـليـون دلار بـوده و كشورهاى فرانسه و انگليس نيز به ترتيب 1660 و 1734 ميليون دلار به امر تبليغات تخصيص داده اند. در حالى كه بودجه تبليغاتى ايـران در هـمـيـن دهـه 34 مـيـليون دلار، مصر 32 ميليون دلار، مراكش 6/6 ميليون دلار و عربستان سعودى كمتر از پنج ميليون دلار بوده است .(418)
در نـتـيـجـه اين تفاوت فاحش در سرمايه گذارى در رسانه ها و تبليغات ، در دهه هفتاد ميلادى ، مـجـمـوعـا 61 درصـد از كـل بـازار تبليغاتى جهان به آمريكاى شمالى و 25 درصد به اروپا تـعـلّق پـيدا كرد؛ در حالى كه ، آسيا، آفريقا، آمريكاى لاتين و خاورميانه روى هم رفته سيزده درصـد از بـازار تـبـليغات جهانى را به خود اختصاص داده بودند!(419) جالب است تـوجـّه كـنـيـم كـه خـارجـيـان حتّى در نشريات بومى كشورهاى مذكور سرمايه گذارى كرده اند. وابـسـتـگـى كـشـورهـاى تـوسـعـه نـيـافـتـه جـهـان بـه كـشـورهـاى پـيـشرفته غربى در زمينه وسـايـل و تـجـهـيزات الكترونيكى ، دانش ‍ فنّى و تكنولوژى ارتباطات ، آموزش نويسندگان ، تـهـيـّه كـنـنـدگـان ، بازيگران ، خبرنگاران ، متصديان دوربين در مجموع فرايندى را به وجود آورده كـه در طـى آن تـبـليـغـات و فـراورده هـاى رسانه اى اين كشورها به طور مستقيم و يا غير مـسـتـقـيـم در كـنـتـرل كـشـورهاى غربى قرار دارد و در نهايت امر، ارزش ها، باورها و افكار جهان سـرمـايـه دارى غـرب بـه طـرز ظـريـفـى بـه مـردم ايـن قبيل كشورها القا مى گردد.
ج ـ انحصار در جمع آورى و انتشار اخبار
پـيـشـرفـت هـاى خـيـره كننده در صنعت ارتباطات ، اين امكان را فراهم كرده كه اخبار ازدور افتاده تـرين نقاط جهان در كوتاه ترين زمان ممكن جمع آورى و در سراسر دنيا به اطلاع مردم برسد. امـّا بـه دلايـلى ايـن سـيـسـتـم عـظـيـم ، مـهـم و پـيـشـرفـتـه در انـحـصـار و كنترل كشورهاى سرمايه دارى قرار دارد.(420)
بـه دلايـل اقتصادى تنها معدودى از كشورهاى جهان قادر به جمع آورى خبر در سطح بين المللى مـى بـاشند. زيرا گذشته از جنبه هاى تكنولوژيكى و تخصّصى مخابره سريع گزارش هاى خبرى ، اعزام خبرنگار به پايتخت يك كشور خارجى هزينه هاى هنگفتى كه در بر دارد؛ به علاوه ، حـقـوق ، هـزيـنـه اقـامـت ، هـزيـنـه تـلفـن و تـلگـراف نـيـز مـبـلغ كـلانـى را شـامـل مـى شـود كـه هـر كـشـورى از عـهـده تـاءمـيـن آن هـا بـرنـمـى آيـد. بـه هـمـيـن دليـل حـتـّى در كـشـورهـاى ثـروتـمـنـد جـهـان نـيـز تـنـهـا روزنـامـه هـاى انـگشت شمارى يك تيم كامل خبرى به كشورهاى مختلف جهان اعزام مى كنند و بسيارى از اين روزنامه ها مانند (نيويورك تـايمز)، (واشنگتن پست )، (ابزرور) و روزنامه تايمز با فروش خبر به ساير روزنامه ها، مخارج مربوط به جمع آورى خبر را تاءمين مى كنند.(421)
در حـال حـاضـر مـحـتـواى روزنامه ها در كنترل گروه كوچكى از خبرگزارى هاى بين المللى كه بـازار جـهـانـى خـبـر را در اخـتيار دارند، قرار دارد. اين خبرگزارى ها، رويتر، آسوشيتدپرس ، فـرانـس پـرس و يـونـايـتـدپـرس هـسـتـنـد كـه روزانـه در حـدود چـهـل مـيـليـون كـلمـه خـبـر در دنـيـا پـخـش مـى كـنـنـد. مـسـاءله اعـمـال سـلطـه بـر افـكـار عـمـومى با در نظر گرفتن انحصار اين چهار خبرگزارى كه تاءمين كنندگان اصلى و انحصارى اخبار مورد نياز رسانه ها هستند بسى گويا و آشكار است .
هـشـتـاد درصـد خـبـرهـايـى كـه تـوسـط اين خبرگزارى ها منتشر مى شود، مربوط به كشورهاى صـنـعتى با حدود بيست درصد جمعيت جهان است ، در حالى كه فقط بيست درصد ديگر اخبار آن ها بـه حـوادث و رويـدادهـاى هشتاد درصد از جمعيت جهان در ممالك جهان سوم اختصاص مى يابد. اين بـيـسـت درصـد اخبار نيز شامل جنبه هاى منفى پديده ها و حوادثى است كه توسط خبرنگاران اين خبرگزارى ها از گوشه و كنار كشورهاى جهان سوم دست چين و جهت انعكاس در رسانه ها انتخاب و مـخـابـره مـى شـوند.(422) حوادثى نظير جنگ ها، كودتاها، مرگ و ميرهاى ناشى از حـوادث طـبـيـعـى و غيره ؛ گويى در اين بخش از جهان ، جز حوادث ناگوار، رويدادى اتفاق نمى افتد تا خبر مربوط به آن به اطلاع مردم جهان برسد.(423)
د ـ انحصار در تبليغات
تـبـليـغـات از جـمـله عـواملى است كه در شكل دهى و هدايت افكار عمومى نقش ‍ انكارناپذيرى دارد. مـخـاطـب تـبـليـغـات ذهن و فكر انسان ها است . در بحث سرمايه گذارى هاى كشورهاى غربى به ويـژه آمـريـكـا در امـر رسـانـه هـا و تـبـليـغـات مـلاحـظـه كـرديـم كـه ايـن قـبـيـل كـشـورهـا بـا صـرف هـزيـنـه هـاى كـلانـى ، مـاشـين عظيم تبليغات را در مقياس جهانى در كـنـتـرل خـود دارنـد. نـتـيـجـه حـاصـله از ايـن مـخـارج در زمـيـنـه تـبـليـغـات ، اعـمـال انـحـصـار امـپـريـاليـسـتى به منظور بهره گيرى از آن در جهت شستشوى مغزى جهانيان ، تـحـقـيـر فـرهـنـگ هاى بومى كشورها، اشاعه باورها و افكار فاسد سرمايه دارى غرب ، ايجاد جـامـعـه مـصـرفـى و ايـجـاد نيازهاى كاذب براى مصرف كالاهاى تجملى غرب مى باشد. فرجام نـهـايـى ايـن سـيـاسـت ، كـنـتـرل افـكـار و انـديـشـه مـردم دنـيـا تـوسـط گـردانـنـدگـان وسايل ارتباطى غرب است .
در حال حاضر، بزرگ ترين سازمان هاى عظيم تبليغاتى آمريكا دقيقا همان سازمان هايى هستند كـه در سـطـح جـهـانى بزرگ ترين بنگاه هاى تبليغاتى محسوب مى شوند؛ حتّى در كشورهاى آلمـان ، فـرانـسـه ، انـگلستان ، استراليا و كانادا، نيمى از سازمان هاى بزرگ تبليغاتى به آمـريكا تعلق دارند. در بسيارى از كشورهاى اروپايى ، آسيايى و آمريكاى جنوبى سازمان هاى تبليغاتى عمده ، از شعبات سازمان هاى بزرگ تبليغاتى آمريكايى هستند.(424)
ايـن سـازمـان هـاى تـبـليـغـاتـى در واقـع بـه عنوان بازوهاى تبليغاتى دستگاه سياست خارجى كـشـورهـاى اسـتـكـبـارى ايـفـاى نـقـش مـى كنند. لبه تيز حملات تبليغاتى اين سازمان ها متوجه كـشورهايى است كه مشى مستقلى در نظام بين الملل در پيش گرفته و در جهت حفظ هويت و فرهنگ بـومـى خـود تـن بـه مـبـارزه و رويـارويـى بـا نـظام استكبارى مى دهند. پس از پيروزى انقلاب اسـلامى ايران ، محور اصلى تكاپو و فعاليت سازمان هاى تبليغاتى آمريكايى ، صهيونيستى و بـرخـى ديـگر از كشورهاى اروپايى ، ترسيم تصاوير خلاف واقع و منفى از اسلام و ارزش هـاى اصـيـل اسلامى و ملّى كشور جمهورى اسلامى ايران بوده است . استفاده از زبان تصوير در انـحـراف افـكـار عـمـومـى نـسـبـت بـه واقـعـيـات جـامـعـه ايـران اسـلامـى در بـيـن ايـن قـبـيـل كـشـورها شايع تر بوده است . به عنوان مثال مى توان به فيلم (بدون دخترم هرگز)، (شـيـريـن وحـشـى ) و تئاتر (شب هاى ايرانى ) اشاره كرد كه عليه مقدسات اسلام و انقلاب اسـلامى ساخته و به معرض نمايش ‍ گذاشته شد. تئاتر (شب هاى ايرانى ) كه در انگلستان به نمايش درآمد و از چهار كانال تلويزيون انگليس پخش شد، از كتاب موهن آيات شيطانى مايه و الهام گرفته است .(425)
5 ـ گزينش خبر
جـهـان بـسـتـر رويـدادهـا و حـوادث بـى شـمـارى اسـت . اخـبار اين رويدادها از طريق خبرنگاران و گـزارشـگـران بـه رسـانـه هـا مـنـتقل شده در مقياس هاى مختلف و به زبان هاى متعددى پخش مى شـونـد. اخـبـارى كـه روزانـه از طـريـق خـبـرگـزارى هـا جـمـع آورى مـى شـوند، حجم انبوهى را تشكيل مى دهند كه تنها بخش محدودى از آن ها فرصت و امكان انتشار پيدا مى كنند. در اين فرايند مساءله اى به نام انتخاب و گزينش خبر به ميان آيد.
انـتـخـاب خـبـر از بـيـن هـزاران خـبـر جـمـع آورى شـده جـهت انعكاس در رسانه ها، فرصت و زمينه اعمال نظر و انحراف افكار عمومى را براى گردانندگان رسانه ها فراهم مى آورد. اين كه كدام خبر انتخاب و كدام يك كنار گذاشته شود در حيطه اختيار گزارشگران ، سردبيران ، مترجمان و مديران و گردانندگان وسايل ارتباط جمعى قرار دارد كه اصطلاحا آنان را (دروازه بان ) مى نامند.(426)
يـك روزنـامـه پـرتيراژ مى تواند حداكثر حدود 10/1 اخبار دريافتى از خبرگزارى ها را منتشر كـند.(427) بنابراين انتخاب خبرها جهت انتشار امرى اجتناب ناپذير مى نمايد؛ امّا اين انتخاب بر مبناى كدام ضوابط و معيار صورت مى پذيرد؟ با مطالعه اوضاع حاكم بر رسانه هاى گروهى بين المللى ، گردانندگان اين وسايل با تكيه بر سليقه ها، ايدئولوژى ، زمينه هـاى ذهـنـى و جـهـت گيرى هاى سياسى و اغراض خود، مطالب و اخبار را دست چين كرده و در جوامع منتشر مى كنند.
بـديـن ترتيب دست چين كردن و گزينش جهت دار و مغرضانه خبرها جهت انعكاس يكى از شيوه هاى شـنـاخـتـه شـده در امـر هـدايـت و جـهـت دهى افكار عمومى مى باشد. يكى از خبرنگاران سابق مجله (كـريـسـتين ساينس ‍ مانيتور) در زمينه انتخاب مغرضانه خبرها توسط رسانه هاى غربى چنين مى گويد:
مـشـكـل بـسـيـارى از خـبـرگـزارى هـاى آمـريـكـايـى و اروپـايـى ايـن اسـت كـه فـقـط حـوادث جنجال برانگيز و پرغوغاى جهان اسلام و عرب را گزارش ‍ مى كنند.(428)
گردانندگان رسانه هاى بين المللى ، در فرايند انتخاب خبرها و گزارش هاى خبرى ، تنها آن دسـتـه از اخبار را برگزيده و بر بال امواج مى نشانند كه فقط گوياى نقاط ضعف كشورهاى جـهان سوم به ويژه جوامع اسلامى است و به اين شيوه افكار عمومى را در جهت دلخواه خود هدايت مى كنند.
در پـايان ، ذكر اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه عملكرد رسانه هاى گروهى استكبارى در منحرف كردن افكار عمومى از بسيارى از وقايع جهان ، فقط در شيوه هايى كه بدان ها اشاره شد خلاصه و محدود نمى شود؛ بلكه ده ها روش پيچيده و ظريف ديگرى نظير تحريف واقعيات ، كوچك جلوه دادن بعضى از رويدادهاى مهم و بزرگ جلوه دادن برخى از حوادث بى اهميّت در اذهان عـمـومـى ، سـانـسـور، كـتـمـان و عـدم انـعـكـاس رويـدادهـاى خـاص ، طـرح مـسـائل فـرعـى و بـى اهـميت به منظور تحت الشعاع قرار دادن رويدادهاى مهم ، ارائه تفسيرهاى راديويى مغرضانه به كار برده مى شوند.
خلاصه بخش
بخش دوم اين مجموعه ، به بررسى افكار عمومى اختصاص يافت . همان گونه كه ملاحظه شد، ظـهور و گسترش وسايل ارتباط جمعى آثار و تبعات متعدّدى در پى داشت كه اهميت يافتن پديده افـكـار عمومى ، از جمله اين آثار و تبعات مى باشد. اين پديده را تجلّى اراده توده مردم دانسته اند كه در تحولات و رويدادهاى مهم كشورها نقش اساسى ايفا مى كند.
ريـشـه تـاريـخـى و خاستگاه واژه افكار عمومى به طور دقيق روشن نيست ، امّا در لابه لاى متون قديمى و آثار مكتوب كهن اين واژه به كار رفته است و اين مساءله حكايت از قدمت طولانى آن دارد. رومى ها به جاى واژه (افكار عمومى )، از عبارات (اجماع عمومى ) استفاده مى كردند. يونانى هـا نـيـز از مـتـرادف هـاى ايـن واژه استفاده برده اند. در اروپاى قرن 16 تا 18، دانشواژه افكار عـمـومـى در آثـار نـويـسـنـدگـانـى هـمـچـون (روسـو)، (جـان اسـتـوارت ميل ) و (جرمى بنتام ) به كار رفت .
در اهميت افكار عمومى گفته شده كه اين پديده سبب بروز و ظهور جريان هاى اجتماعى ـ سياسى مـى گـردد كـه ايـن جـريـان هـا قـوى تـر از هـر جـريـان سـيـاسـى عـمـل مـى كـنـنـد. بـه هـمـيـن دليـل زمـامـداران نـاگـزيـرنـد قـبـل از اتـخـاذ تـدابـيـر و تـصميمات مهم ، واكنش افكار عمومى را در اين موارد بررسى كرده و بسترى فراهم كنند كه تصميمات جديد بدون هر گونه مانع جدّى در آن لباس تحقق بپوشد.
واژه افـكـار عـمـومـى از كـلمـه (افـكـار) و (عـمـوم ) تشكيل شده كه در اصطلاح ، آن را عبارت از نظرها، قضاوت ها و ارزيابى ها در مورد يك پديده دانـسـتـه انـد كـه در ذهـن انـسان ها پديد آمده و به يك صورت بيان مى گردد. در تعريف افكار عـمـومـى مـنـاقـشه فراوانى ميان اهل نظر وجود دارد. بعضى از صاحب نظران ، آن را به صورت ذيل تعريف كرده اند: افكار عمومى ، مجموعه عقايد افراد يك جامعه نسبت به يك موضوع است كه آن افراد درباره آن موضوع داراى منافع و علايق مى باشند.
تـلازم و پـيـوسـتـگـى دو مـفـهـوم (رسـانـه هـا) و (افـكـار عـمـومـى ) يـكـى از دلايـل تـوجـّه دانـشـمـنـدان بـه مـقـوله افـكـار عـمـومـى اسـت . عـامـل ديـگر توجّه بيش از پيش به پديده افكار عمومى را در طبيعت نظام دموكراسى دانسته اند. افـكـار عـمـومى يكى از موضوعات مورد مطالعه در شاخه هاى مختلف علوم اجتماعى است . فرايند شـكـل گـيـرى اين پديده موضوع مطالعه جامعه شناسى است . امّا در روان شناسى اجتماعى ، اين فرايند شكل گيرى ، تبيين مى شود و در علوم سياسى ، تمركز مطالعه بر روى كاركردهاى آن و آثـار ايـن مساءله بر نظام تصميم گيرى مى باشد. افكار عمومى به عنوان يكى از نيروهاى مـؤ ثر و تعيين كننده در سياست و اجتماع مى باشد و لازمه برخورد درست با اين پديده ، شناخت صـحـيـح عـناصر و مؤ لفه هاى آن است . به اين ترتيب ، اگر بخواهيم افكار عمومى را تغيير دهيم و يا آن را در مسيرى هدايت كنيم ، حتما بايد نسبت به آن آگاهى و شناخت دقيق داشته باشيم .
براى تشكيل افـكـار عـمـومـى ، حـداقـل سـه عـنـصـر لازم اسـت ، ايـن عـنـاصـر شامل (مردم )، وجود (موضوع ) و بالاخره انتشار خبر در سطح وسيع است تا به اين ترتيب ، افـكـار عـمـومـى شـكـل بـگـيـرد. شـكـل گـيـرى افـكـار عـمـومـى ، فـرايـنـد پـيـچـيـده اى است كه عـوامـل زيـادى در آن دخالت دارند. برخى از اين عوامل ، فرهنگى و برخى ديگر زيستى ـ روانى مـى بـاشـنـد. از مـهم ترين عواملى كه در افكار عمومى تاءثير مى گذارند، تبليغات ، رسانه هاى گروهى و احزاب سياسى ، مى باشند.
بـى شـك اهـميت افكار عمومى از ديد رژيم هاى سياسى پنهان نبوده و در روند تاريخ ، از آن در جـهـت تـحـقـّق اهداف و رسيدن به خواسته هاى خود بهره بردارى كرده اند. با جست وجو در متون تاريخى كه رويدادهاى سياسى معاصر را در خود حفظ كرده اند، به موارد بارز و متعددى برمى خـوريـم كـه حـكـومت ها چه در مورد ملت هاى خود و چه در فراسوى مرزهاى قانونى خود دست به اقداماتى زده اند كه به موجب آن افكار عمومى را منحرف و گمراه كرده اند. استالين در شوروى سـابـق بـا بـهـره گـيـرى از رسـانـه هـا بـه شـدّت افـكـار را كنترل و قالب بندى مى كرد. همين مساءله در جامعه آلمان هيتلرى نيز اتفاق افتاد. نازى ها با به خـدمـت گـرفـتـن مطبوعات ، راديو و به خصوص سينما، افكار عمومى را در مسيرى كه مورد نظر خودشان بود كاناليزه و هدايت مى كردند.
رژيـم صـهـيـونـيستى را بايد از آن جمله نظام هايى دانست كه به اهميت افكار عمومى به خوبى پـى بـرده و بـا كوشش هر چه تمام تر در گمراه ساختن آن نسبت به منافع شيطانى خود اقدام بـه عـمـل مـى آورد. نـمـونـه هـاى روشـنـى از ايـن قـبـيل فعاليت ها را در جريان جنگ هاى اعراب و اسـرائيـل به ويژه جنگ اكتبر 1973 مى توان مشاهده كرد. ايالات متحده آمريكا در به كارگيرى ابـزارهـاى پـيـچـيده و فنون تبليغاتى جهت اغوا و فريب افكار عمومى ، سرآمد ديگر رژيم هاى شـيـطـانى است . در تاريخ معاصر، آمريكا در نقاط مختلف جهان به موازات استفاده از سلاح هاى مـخـرب و كـشـتـار مـردم بـى گـنـاه كـشورها، از تبليغات فريبنده و اغواكننده استفاده كرده است . عوامل متعددى سبب تكوين افكار عمومى در جامعه مسلمين مى گردد كه تريبون نماز جمعه ، مساجد، وجـود آيـات عـظـام و مـراجـع تقليد از آن جمله مى باشند. در تعاليم اسلامى ، افكار عمومى به عـنـوان عـنـصـرى مـؤ ثـر در امـر اصـلاح جـامـعـه ، نـيـروى بـازدارنـده و عامل نظارت همگانى براى تداوم سلامت اجتماع ، از اهميت فراوانى برخوردار است .
سـنـجـش افـكـار يـكـى ديـگـر از مـحـورهاى اصلى در مبحث افكار عمومى است كه به بررسى آن پـرداخـتـيـم . در تعريف افكارسنجى گفته شده ، افكارسنجى عبارت از اجراى اقدامات و تلاش هـايـى جـهـت نـشـان دادن عـقـايـد مـردم نـسـبـت بـه يـك مـوضـوع در يـك مـحـل خـاص و در يـك مـقـطـع زمـانـى مـعـيـّن مـى بـاشـد. سـنـجـش افـكـار عـمـومـى از مـسـائل بـسـيـار مـهـمـى است كه در جوامع كنونى مورد توجه نهادهاى سياسى ، علمى و پژوهشى قرار گرفته و اين اهميت ، از خود پديده افكار عمومى نشاءت پيدا كرده است .
نـخـسـتـيـن كـوشش ها در مورد سنجش افكار، در قرن هجدهم ميلادى صورت گرفت و سپس در قرن بـيـسـتـم روش هـاى تـكـامـل يـافـتـه تـرى بـه كـار گـرفـتـه شـد. تـا پـيـش از سـال 1936 م . اطـلاع از افـكار عمومى از خلال روزنامه ها و بيشتر از راه انتخابات عمومى به دسـت مـى آمـد؛ امـّا از سـال 1936 م . بـه بـعـد سـنـجـش افـكـار بـا اسـتـفـاده از پـرسـشـنـامـه مـتـداول گـشـت . از ايـن رو، سـال 1936 م . را بـه عنوان تاريخ رسمى ابداع و به كارگيرى سنجش افكار قلمداد كرده اند. امروزه مؤ سّسه هاى مستقلى جهت پژوهش و سنجش ‍ افكار عمومى به وجود آمده اند.
افـكـارسـنـجـى داراى كاركردهايى است كه مهم ترين آن ها فراهم آوردن امكان برقرارى ارتباط بـيـن دسـتـگـاه هـاى ادارى و عـمـوم مـردم مـى بـاشـد. اصـلاح و تـربـيـت ، تسهيل و تصحيح فرايند سياست گذارى و اجرا، فراهم كردن داده هاى مفيد جهت استفاده محققين علوم اجتماعى به ويژه جامعه شناس ها از ديگر كاركردهاى مهم افكار سنجى است .
در جهان امروز كار رسانه هاى گروهى با زندگى روزمره انسان ها درآميخته و در حيات فردى و اجـتـمـاعـى آن هـا رسـوخ پـيـدا كـرده انـد. گـويـى ايـن وسـايـل جـزء جـدا نـشـدنـى از زنـدگـى بـشـر كـنـونـى اسـت . در حال حاضر ميليون ها انسان در سراسر گيتى ، دنيا را از دريچه همين رسانه ها مى نگرند. به ايـن تـرتيب در يك نگاه به اين نكته پى مى بريم كه همين رسانه ها يكى از بارزترين و مهم ترين ابزارهايى هستند كه به افكار عمومى جهت مى دهند.
دارنـدگـان وسايل ارتباط بين المللى كه تعداد اندكى از كشورهاى سرمايه دارى را در بر مى گـيـرنـد بـا اسـتـفـاده از رسـانـه هـاى پيشرفته ، با به خدمت گرفتن تكنيك هاى پيچيده و با صـرف هـزينه هاى هنگفت ، به هدايت و كنترل افكار جهانى مى پردازند. بارزترين شيوه هايى كـه در كـنـتـرل و جـهـت دهـى بـه افـكـار عـمـومـى بـه كـار گـرفـتـه مـى شـونـد، شـامـل مـالكـيـت و كـنـتـرل سيستم هاى عمده ارتباطى جهان ، سرمايه گذارى در زمينه رسانه ها و تـبليغات ، اعمال انحصار در جمع آورى و انتشار اخبار، انحصار در تبليغات و در نهايت دست چين كردن و گزينش خبر مى باشد.
منابع و مآخذ

ـ قرآن .
ـ ارتـبـاطـات انـسـانـى ، عـلى اكـبر فرهنگى ، جلد اوّل ، تهران ، انتشارات تهران تايمز، چاپ اوّل ، 1373.
ـ ارتـبـاطـشـنـاسـى ، مـهـدى مـحـسـنـيـان راد، تـهـران ، سـروش ، چـاپ اوّل ، 1369.
ـ اطلاعات عمومى يا دايرة المعارف اجتماعى ، عنايت اله شكيباپور، تهران ، انتشارات اشرافى ، بى تا.
ـ اطـلاعـات و ارتـبـاطـات ، عـبـدالحـسـيـن آذرنـگ ، تـهـران ، وزارت ارشـاد اسـلامـى ، چـاپ اوّل ، 1371.
ـ افكار عمومى ، آلفرد سووى ، ترجمه جمال شيرانى ، تهران ، كتاب هاى جيبى ، بى تا.
ـ افـكـار عـمـومـى و ارتـبـاطـات ، عـلى اسـدى ، تـهـران ، سـروش ، چـاپ اوّل ، 1372.
ـ اصول سياست خارجى و سياست بين الملل ، سيد عبدالعلى قوام ، تهران ، سمت ، 1370.
ـ اصـول عـلوم سـيـاسـى ، رضـا عـلومـى ، 3 جـلد، جـلد اول ، تهران ، اميركبير، چاپ دوم ، 1348.
ـ اصول علم سياست ، موريس دوورژه ، ترجمه ابوالفضل قاضى ، تهران ، اميركبير، 1369.
ـ امـپـريـاليـسـم تـبـليـغـى يـا تبليغات بين الملل ، محمّد على العوينى ، ترجمه محمّد سپهرى ، تهران ، سازمان تبليغات اسلامى ، 1369.
ـ بنيادهاى علم سياست ، عبدالرحمن عالم ، تهران ، نشر، نى ، 1373.
ـ بـهـره مـنـدى شـهـرونـدان تـهـرانـى از مطبوعات ، تهران ، عباس عبدى و سهراب زاده ، وزارت ارشاد، 1361.
ـ بـه سـوى سـيـاسـت هـاى ارتـبـاطـى واقـع بـيـنـانـه ، جـان . اى . آرل ، ترجمه خسرو جهاندارى ، سروش ، بى تا.
ـ پژوهشى در تبليغ ، محمّد تقى رهبر، تهران ، سازمان تبليغات اسلامى ، 1371.
ـ تاريخ اختراعات ، محسن جاويدان ، تهران ، 1370.
ـ تـاريـخ انـديـشـه سـيـاسـى در غـرب از طـالس تـا مـاركـس ، عـلى بـيـگـدلى ، 2 جـلد، جـلد اوّل ، تهران ، لادن ، 1374.
ـ تاريخ تحليلى مطبوعات ايران ، محيط طباطبايى ، تهران ، بعثت ، 1366.
ـ تـاريـخـچـه راديـو و تـلويـزيـون ، پـيـر آلبـر و ديـگـران ، جمشيد ارجمند، تهران ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1368.
ـ تـاريـخ سـانـسـور در مـطـبـوعـات ايـران ، انـتـشـارات كوئل كهن ، 2 جلد، جلد اوّل ، تهران ، آگاه ، 1360.
ـ تاريخ سياسى معاصر ايران ، جلاالدين مدنى ، 2 جلد، جلد دوم ، قم ، دفتر تبليغات اسلامى ، 1361.
ـ تاريخ سينما، جمال اميد، تهران ، نگاه ، 1373.
ـ تاريخ سينما در ايران از آغاز تا 1357، مسعود بهرامى ، تهران ، بى تا.
ـ تبليغات و جنگ روانى حسين حسينى ، تهران ، دانشگاه امام حسين 7، 1372.
ـ تحريم تنباكو، اولين مقاومت منفى در ايران ، ابراهيم تيمورى .
ـ تحليلى بر انقلاب اسلامى ، منوچهر محمدى ، تهران ، اميركبير، 1370.
ـ تلويزيون و آموزش مردم ، محمّد عباس زادگان ، تهران ، انتشارات حامد، 1357.
ـ جامعه شناسى ارتباطات ، باقر ساروخانى ، تهران ، انتشارات اطلاعات ، 1371.
ـ جامعه شناسى انحرافات : آسيب شناسى جامعوى ، داور شيخاوندى ، گناباد، مونديز، 1373.
ـ جـامـعـه شـنـاسـى راديـو و تـلويزيون ، ژان كازنو، ترجمه جمشيد ارجمند، تهران ، انتشارات راديو و تلويزيون ملّى ، 1354.
ـ جامعه شناسى سياسى ، حسين بشيريه ، تهران ، نشر، نى ، 1374.
ـ جامعه شناسى و تعليم و تربيت ؛ مبانى تربيت جديد، على شريعتمدارى ، تهران ، امير كبير، 1362.
ـ جـامعه شناسى وسايل ارتباط جمعى ، ژان كازنو، ترجمه باقر ساروخانى و منوچهر محسنى ، اطلاعات ، 1372.
ـ جنگ روانى ، دانشكده علوم و فنون سپاه ، بى نا، بى تا.
ـ جهان زير سلطه صهيونيزم ، انتشارات سپاه ، بى تا.
ـ چگونه روابط عمومى كنيم ، سعيد برزين ، تهران ، بهجت ، 1355.
ـ حـقـوق اسـاسـى و سـاخـتار حكومت جمهورى اسلامى ايران ، قاسم شعبانى ، تهران ، اطلاعات ، 1363.
ـ حـقـوق اسـاسـى و نـهـادهـاى سـيـاسـى ، ابـوالفـضـل قـاضـى ، 2 جـلد، جـلد اوّل ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1370.
ـ خلاصه مقالات تبليغ و تبليغات ، تهران ، سازمان تبليغات اسلامى ، 1370.
ـ دايرة المعارف ، م آزينفر، تهران ، انتشارات زرين ، بى تا.
ـ دايرة المعارف : اطلاعات عمومى جوانان ، عبدالحسين سعيديان ، تهران ، جاويدان ، 1356.
ـ دايرة المعارف دانش و تكنيك ، ترجمه عبدالحسين سعيديان ، تهران ، بى نا، 1358.
ـ دايرة المعارف يا گنجينه اطلاعات عمومى ، مهرداد مهرين ، تهران ، جاويدان ، 1356.
ـ درآمـدى بـر افـكار عمومى تبليغ و آوازه گرى ، رفيق سكّرى ، ترجمه حسين كرمى ، تهران ، همراه ، 1370.
ـ دنياى شگفت انگيز ارتباطات ماهواره اى ، سيد حسن حسينى ، تهران ، سروش ، 1367.
ـ ديدگاه هاى بررسى جنگ خليج فارس ، تهران ، دانشگاه علامه طباطبايى ، 1373.
ـ روش تحليل سياسى ، سيد محمّد عباس زادگان ، تهران ، خدمات فرهنگى رسا، بى تا.
ـ سياست ، ارسطو، ترجمه حميد عنايت ، تهران اميركبير، 1358.
ـ سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران ، بيژن ايزدى ، قم ، دفتر تبليغات اسلامى ، 1371.
ـ سيرى در انديشه هاى سياسى معاصر، على اكبر، تهران اَلَست ، 1370.
شناخت استكبار جهانى ، جواد منصورى ، مشهد، آستان قدس رضوى ، 1368.
ـ طرّاحى ، ساخت و كاربرد كامپيوترهاى كوچك ، اميراسعد انزانى ، جهاددانشگاهى دانشگاه تهران ، 1368.
ـ فرهنگ اصطلاحات روابط بين الملل ، غلامرضا على بابايى ، تهران ، نشر مفيد، 1369.

فرهنگ عميد، حسن عميد، 2 جلد، جلد اول ، تهران ، اميركبير، 1359.
ـ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، 1368.
ـ قدرت هاى جهان مطبوعات ، مارتين واكر، ترجمه م . قائد، تهران ، نشر مركز، 1372.
ـ گذر از نوگرايى ، حميد مولانا، ترجمه يونس شكرخواه ، تهران ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها، 1371.
ـ مبانى ارتباطات جمعى ، سيد محمّد دادگران ، تهران ، فيروز، 1374.
ـ مبانى تبليغ ، محمّد حسن زورق ، تهران ، سروش ، 1368.
ـ مـبـانـى جامعه شناسى ، ملودين ال دفلو و سايرين ، ترجمه حميد خضرنجات ، دانشگاه شيراز، 1371.
ـ مبانى علم سياست ، عبدالحميد ابوالحمد، تهران ، نوين ، 1370.
ـ مبانى علم سياست ، حشمت اله عاملى .
ـ مـطـبـوعـات ، پـيـر آلبـر، ترجمه فضل اله جلوه ، تهران ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1368.
ـ مطبوعات سياسى ايران در عصر مشروطيت ، عبدالرحيم ذاكر حسين ، دانشگاه تهران ، 1370.
ـ مقدمه اى بر جامعه شناسى وسايل ارتباط جمعى ، قائم مقامى .
ـ نـگـرشى بر نقش مطبوعات وابسته در روند انقلاب اسلامى ، تهران ، وزارت ارشاد اسلامى ، 2 جلد، ج اول ، 1361.
ـ نـگـرشـى جـديـد بـر علم سياست ، مونتى پالمر، لارى اشترن ، چارلز كاين ، ترجمه منوچهر شجاعى ، تهران ، دفتر مطالعات ، 1367.
ـ وسايل ارتباط جمعى ، كاظم معتمدنژاد، تهران ، علمى فرهنگى ، 1371.
ـ يك جهان و چند صدا، ش ، مك براير، ترجمه ايرج پاد، تهران ، سروش ، 1361.
ـ يورش هاى تبليغاتى آمريكا در ويتنام ، مصطفى ملكوتيان ، جهاد دانشگاهى ، تهران ، 1372.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *