پیامدهای کاهش قیمت نفت بر حمل و نقل دریایی
کاهش درآمدهای نفتی را می توان از طریق تقویت صادرات فرآورده های نفتی، مواد پتروشیمی، تولیدات کشاورزی، معدنی و خدماتی جبران کرد. در واقع این حرکت در راستای تقویت اقتصاد مقاومتی است. یعنی مي بايست راهکارهایی پیدا کرد تا درآمدهایی که از طریق تحریم و صادرات نفت خام کاسته شده به طرق دیگر تامین شوند.
مهندس محمد سوری مشاور وزیر نفت در گفتگو با مانا آثار و پیامدهای مثبت و منفی کاهش قیمت نفت، تقویت صادرات غیرنفتی در راستای توجه به اقتصاد مقاومتی، فرصت و تهدید های ناشی از کاهش درآمدهای نفتی و چالش های حمل و نقل دریایی را تشریح کرد.مشروح این مصاحبه از نظرتان می گذرد:
كاهش قيمت نفت، چه تأثيري بر اقتصاد کشور خواهد گذاشت؟
زماني كه قيمت نفت كاهش مييابد چون بخشي از درآمد كشور از محل نفت تأمين ميشود طبعاً در اقتصاد كشور اثر منفي خواهد داشت و بدیهی است که باید با تلاش و فعاليتهاي ديگر راهحلهايي پيدا كنيم كه كمبود درآمد نفتي را جبران كنيم. البته با توجه به شرايط تحريم اين كار را نمی توان آسان گرفت.
پتانسيل توليد در كشور وجود دارد. در شهركهاي صنعتي كشور مراكز توليدي تقریباً با 25 درصد ظرفيت، كار ميكنند. بخشي از كمبود توليد به دليل نبود مواد اوليه، ماشينآلات، قطعات يدكي، كارشناس و متخصص و يا عدم امكان صادرات است.كمبود درآمد نفت می تواند با صادرات و طبیعتاً با تولید بیشتر واحدهای صنعتی جبران شود.
افزايش فعاليتهاي خدماتي ميتواند بسيار درآمدزا باشد براي مثال براساس آمارها، پرواز هواپيماهاي خارجي كه از آسمان ايران عبور ميكنند امسال 36 درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته است. عبور هر هواپيما از آسمان كشور بدون اينكه هزينهاي داشته باشد درآمد به دنبال خواهد داشت. اين كار يكي از راههاي افزايش درآمد است زيرا ایران بر سر راه نقاط عبوري از شرق به غرب قرار گرفته است. با توجه به مسألهاي كه در روسيه و اوكراين بوجود آمده، از نظر ایمنی هواپیماها ترجيح ميدهند كه بيشتر از فراز ايران عبور كنند.
فرصت دیگر توسعه پتانسیل پذیرش جهانگرد است. هنوز هم تعداد جهانگردان متقاضی سفر به ایران از ظرفیت پذیرش کمتر است. یکی از امتیازات منحصر به فرد توریسم ایجاد “اشتغال مستقیم” در اقتصاد است و از آنجا که خدمات توریستی قابل ماشینی کردن نیست و اشتغال زاست باید در شرایط تضییقات اقتصادی فعلی بسیار مورد توجه و پشتیبانی قرار گیرد.
همچنين از طريق افزايش صادرات تولیدات كشاورزي، معدنی و خدماتی به شرط رعایت استانداردهای جهانی صادرات و آموزش بازاريابي ميتوان كاهش قيمت نفت را جبران كرد. سيستم صنعتي كشور در این زمينه ها ضعف دارد. برخی محصولات صادراتی ما را حتی کشورهای فقیر نیز برگشت می دهند باید به این امر اهمیت زیادی داد.
آن ميزان از مواد نفتي را كه نتوان از كشور صادر كرد قابل فرآوري است زيرا فرآوردههاي نفتي را خيلي راحتتر ميتوان به كشورهاي همسايه فروخت. همچنين اگر نتوان گاز صادر كرد بايد صادرات مواد پتروشيمي را که محصول فراوری گاز است توسعه داد.
مفهوم اقتصاد مقاومتي هم همين است. يعني انعطاف هوشمندانه و نهایتاً پایداری در مقابل تحریم ها. مقاومت به معني دست روي دست گذاشتن نيست بلكه بايد راهكارهايي پيدا كرد تا درآمدهایی كه از طريق تحریم، صادرات نفت خام كاسته شده را به طرق ديگر جبران كرد.
كاهش قيمت نفت در بخش حملونقل دريايي چه تأثيري خواهد داشت؟
من امیدوارم که هر چه زودتر قیمت نفت به سطح عادی آن برسد چون این موضوع برای اقتصاد جهان مهم است. ولی كاهش قيمت نفت خواه ناخواه براي كشتيراني جمهوري اسلامي ايران و شركت ملي نفتكش ايران اثرات مثبت خواهد داشت. البته اين موضوع با عوامل ديگري هم مرتبط است. نرخ كرايه كشتيهاي شركت ملي نفتكش ايران يا كشتيراني جمهوري اسلامي ايران به تعداد كشتيهايي كه اكنون در بازار آماده سرويس هستند، مرتبط است. اگر ظرفیت حمل بار و تعداد كشتيها بيش از مقدار كالا باشد عرضه و تقاضا با يكديگر همخواني نخواهد داشت و شاهد اثرات منفي کاهش اجاره ها خواهيم بود. اگر تعداد كشتيهايي كه بايد اوراق ميشدند، اوراق نشده باشند و هنوز در بازار كار كنند، عرضه کشتی زياد خواهد شد. اگر كشتيهاي بيشتري در كشتيسازيها ساخته شود و وارد بازار شود شاهد اثرات منفي در کاهش اجاره ها ی حمل و نقل و کاهش کرایه ها خواهيم بود.
اما در هرحال قيمت نفت اثرات خود را بر اين بازار خواهد داشت. كاهش قيمت نفت براي كشورهايي كه ضعيفتر هستند به نحو مثبت محسوستر خواهد بود. براي مثال كشورهايی مانند پاكستان، هندوستان، بنگلادش، كشورهاي آفريقايي و برخي كشورهاي آسيايي بودجهاي را براي خريد انرژي مورد نياز خود پیش بینی ميكنند و زماني كه قيمتها مثلاً به نصف كاهش پيدا ميكند به اين معني است كه اين كشورها با همان بودجه ميتوانند دو برابر خريد داشته باشند. با توجه به اينكه نياز به نفت همواره وجود دارد بنابراين اين كشورها ميزان خريد و ذخیره نفت خود را افزايش ميدهند. اين به آن معني است كه حملونقل هم افزايش پيدا می كند به همين دليل كرايههاي حمل كشتيهاي نفت خام از يك ماه پيش تاكنون سه برابر شده است بنابراين كاهش قيمت نفت قدرت خريد برخي از كشورها را افزايش ميدهد كه به نفع كشتيهاي حملونقل نفت خام است. و در یک فاصله زمانی چند ماهه نیز باعث رونق کشتی های حمل کالاهای خشک خواهد شد.
كاهش قیمت نفت اثر خود را بر كشورهاي ثروتمند هم ميگذارد. كشورهاي ثروتمند دنيا مانند آمريكا، چين، كشورهاي اروپايي و … همواره سعي ميكنند ذخيره استراتژيكي نفت را داشته باشند. كه اگر زماني حادثهاي پيش آيد و يا ميخواهند قيمت نفت را كاهش دهند از ذخاير استراتژيك خود استفاده كنند.
در حال حاضر كه قيمت نفت كاهش يافته اين كشورها سعي ميكنند ذخاير استراتژيك خود را افزايش دهند. اکنون که نفت ارزان شده شايد نياز نباشد كه همه بودجه پیش بینی شده را صرف خريد نفت كنند بنابراين بخشي از بودجه انرژی را صرف خرید نفت خام و بقیه آن را به ساير سرفصلهاي بودجه منتقل می کنند و كالاهاي صنعتي يا ساير كالاهاي اساسي خريداري ميشود كه به اين ترتيب بر روي بازار تقاضای كشتيهاي كارگو يا كانتينري اثر مثبت ميگذارد.
كاهش قيمت نفت، قدرت خريد كشورهايي كه بودجه خاصي را داشتهاند با توجه به اينكه در حال حاضر براي خريد نفت بايد مبلغ كمتري را پرداخت كنند افزايش مي دهد که آن را در بخش ديگري خرج ميكنند و كالاهاي بيشتري را وارد ميكنند. بنابراين كاهش قيمت نفت هم بر روي حمل كالاهاي خشك و هم روي حمل كالاهاي نفتي اثر مثبت دارد. به طور مثال اگر قيمت نفت به شكل فعلي باقي بماند سال آينده، سه درصد به رشد اقتصادي چين اضافه ميشود. اما برعكس رشد اقتصادي كشورهاي توليدكننده و صادركننده نفت مثل کشورهای عضو اوپک و روسيه و نروژ كاهش مييابد.
آيا كاهش قيمت نفت ميتواند فرصتي را براي جايگزيني منابع گازي مخصوصاً گرايش به سمت خريد يا ساخت كشتيهاي گازبر ايجاد كند؟
خوشبختانه تقريباً تمام گازي كه به صورت LPG در كشور توليد ميشود صادر هم ميشود البته بيشتر از 10 تا 15 درصد ظرفيت صادراتي خود را نميتوانيم افزايش دهيم. LPG گاز طبيعي مايع است كه يا از مخزن چاه همراه با نفت خارج ميشود و يا به صورت مستقل از مخازن گازی حوزه های مربوطه استخراج می گردد.
در خصوص LNG هم هنوز پروژههاي آن در كشورمان به سرانجام نرسيده و به دليل تحريم متوقف شده است. به سادگي نميتوانيم اين پروژهها را عملياتي كنيم. زيرا دستگاهها، ماشينآلات، كمپرسورها و … بايد از كشورهاي خارجي خريداري شوند و چون در تحريم هستيم نميتوانيم اين دستگاه را وارد و پروژهها را به پايان برسانيم.
خوشبختانه تا 6 ماه آينده پنج فاز پارس جنوبي، به توليد ميرسد و هر فاز در روز 25 ميليون مترمكعب گاز توليد ميكند به عبارتي از پنج فاز روزانه 125 ميليون مترمكعب گاز استخراج ميشود. همزمان هم حدود 200 هزار بشكه در روز به توليد ميعانات گازي افزوده ميشود كه به لحاظ قیمت معادل نفت خام است.
بنابراين ميتوان صادرات گاز با خط لوله را زياد و كمبود نيازهاي بخش كشاورزي، صنايع و مصارف خانگي در زمستان را جبران كرد و ميتوانيم واردات گاز را متوقف كنيم همچنين ميتوانيم گازي را كه از طريق خط لوله به تركيه يا ارمنستان صادر ميكنيم را افزايش دهيم. عراق، كويت، امارات و پاکستان درخواست خرید گاز با خط لوله را دارند ميتوان صادرات گاز به اين كشورها را زياد كرد. از اين طريق ميتوان كاهش قيمت نفت خام را جبران کرد.
برای حمل گاز LNG بايد آن را تا منفي 163 درجه سانتيگراد سرد كرد تا مايع شود زماني كه مايع شد ميتوان آن را از طريق كشتيهاي مخصوص حمل LNG صادر كرد لذا تا زماني كه امكانات مايعسازي فراهم نشود امكانات صادرات هم وجود نخواهد داشت.
آينده شركتهاي حملونقل دريايي را پس از تحريمها چگونه ارزيابي ميكنيد؟
زماني كه در شركت ملي نفتكش ايران بودم و تحريمها هنوز اثر جدي نگذاشته بود بيشتر درآمد اين شركت مربوط به خارج از ايران بود. در برخي از سالها تا 82 درصد درآمد شركت ملي نفتكش ايران از خارج از ايران كسب ميشد. كشتيراني جمهوري اسلامي ايران هم همين وضع را داشت. اگر تحريمها برداشته شود قطعاً ميتوانيم دوباره وارد بازارهاي جهاني شويم و بازارهای از دست رفته را مجدداً بازگردانیم.
روابطي كه با شركتهاي بزرگ نفتي، ردهبنديهاي دنيا، كلوپهاي بيمه P&I و سازمانهاي بينالمللي دريانوردي مانند IMO و بيمكو داشتيم مجدداً برقرار ميشود و به شرايط عادی و شاید هم مطلوب باز ميگرديم.
البته مشروط بر این که بتوانیم هم بازاریابی فعالی به وجود آوریم و هم استاندارد کشتی هایمان را به وضعیت مطلوب برسانیم. زیرا تحریم اثرات منفی در حفظ استانداردها گذاشته است. برای رسیدن به این هدف هم نیاز به بودجه و هم نیاز به برنامه ریزی داریم.
به نظر شما در احكام دريايي كه قرار است در برنامه ششم لحاظ شود چه بندهايي بايد گنجانيده شود؟
براي تدوين احكام دريايي برنامه پنجم خيلي كار شد. جلساتي را در يكي از شاخههاي مجمع تشخيص مصلحت نظام تشكيل ميداديم. مديرعامل كشتيراني جمهوري اسلامي ايران، اینجانب و 6 نفر از وزراي سابق راه و ترابري، مديرعامل وقت سازمان بنادر و دريانوردي، مديراني از راهآهن و حملونقل زميني هم حضور داشتند. صحبتهاي زيادي در اين جلسات مطرح شد. اما متأسفانه كساني كه بايد اين برنامه را به مجلس ميبردند و در كميسيونها مطرح ميكردند و سپس بخشهاي انتخابي را به صحن علني مجلس ارائه می دادند نتوانستند آن را به سرانجام برسانند.
به نظر من مهمترين بخشي كه در برنامه بايد وجود داشته باشد معافيت مالیات بر خدمات صادراتی است. در حال حاضر ماليات براي ساير بخشها 25 درصد است اما از شركتهاي کشتیرانی بخشي از درآمد كه از خارج كشور بدست ميآيد مشمول ماليات نميشود اين روند بايد ادامه داشته باشد. در غير اين صورت با توجه به شرايط موجود اوضاع اين شركتها بسيار نامطلوب ميشود. بنابراين معافيت صادراتي يك بند بسيار مهم است كه اميدواريم مجدداً در مجلس تكرار شود. همچنین دولت باید برای بدهی شرکت های کشتیرانی به بانک ها و زیان هایی که از جهت تحریم ها متوجه آنها شده تدبیری بیندیشد و به کشتیرانی ها کمک کند. یادآور می شوم که این گونه حمایت ها در کشورهای دیگر دنیا اعم از پیشرفته یا در حال توسعه از طریق اجازه تغییر پرچم یا حمایت مستقیم دولتی رایج است و نباید آن را یک “درخواست ویژه” تلقی کرد.
در اين خصوص اگر معافيت پرسنل دريايي از ماليات هم اخذ شود به گونهاي كه آنها تا زماني كه در دريا هستند و شغلشان جزء مشاغل سخت است، معاف از ماليات باشند به اين طريق 25 درصد به درآمد آنها اضافه ميشود. معافيت پرسنل دریایی از سربازي يكي از موارد مهم است كه بايد در برنامه ششم به آن توجه شود.
لازم است ارتباطات منظم و مستمري با كميسيون حملونقل و كميسيون اقتصاد مجلس و ساير كميسيونهاي مرتبط با حملونقل دريايي وجود داشته باشد.
در حال حاضر هم به دستور مقام معظم رهبري توجه به دريا افزون شده است. بايد از اين موقعيت استفاده كنيم. ناوگان تجاری دريايي شاخهاي از قدرت دريايي است. شركتهاي كشتيراني و ناوگان شيلاتي بخشي از قدرت دريايي هستند. حتي حدود 5000 لنجي كه فعال هستند و براي كشور و خودشان درآمد كسب ميكنند قدرت دريايي ما محسوب ميشوند. برنامه ششم بايد به گونهاي نوشته شود كه از همه بخشها حمايت شود.
مهمترين چالش حملونقل دريايي را چه ميدانيد؟
تحريم اصليترين و مهمترين مشكلي است كه شركتها را در مضیقه قرار داده است. همين كه نميتوان از نظام بانكي و بيمههاي بينالمللي به صورت كامل استفاده كرد يك مسأله بسيار بزرگ است.
اگر با پيگيرهايي كه دولت و وزارت امورخارجه انجام ميدهد تحريمها تعدیل یا برداشته شود از مشکلات حملونقل دريايي كشور کاسته خواهد شد و به تدریج به شرایط مطلوب قبل از تحریم ها نزدیک می شویم.
ما در حال حاضر از دو ناوگان بزرگ دريايي برخورداريم كه دو شهبال كشور هستند اين دو شركت، کمک بزرگی به اقتصاد کشور کرده اند، و توانستند کالاهای صادراتی و وارداتی کشور را حمل کنند و شدت تحریم ها را کاهش دهند و طبیعتاً تحریم کنندگان را تا حد زیادی ناکام بگذارند. لذا با عنایات خداوند و تلاش پرسنل و مدیران این شرکت ها و با آینده نگری که از سال های قبل برای توسعه این دو ناوگان به عمل آمده بود کمک شایانی به اقتصاد مقاومتی کشور کردند، این چنین روش هایی ارزشمند است و امیدوارم در تاریخ کشور به عنوان یک حرکت پویا ثبت و ضبط شود. گرچه دوست و دشمن به این افتخار ملی معترف هستند.
اگر تحريمها برداشته شود شركت ملي نفتكش ايران به تنهايي ميتواند كل نفت خام كشور را صادر كند. كشتيراني جمهوري اسلامي ايران هم به همين گونه ميتواند حداکثر نياز واردات يا صادرات كشور را انجام دهد.
كشتيراني جمهوري اسلامي ايران و شركت ملي نفتكش ايران با دارا بودن انواع کشتي هاي مختلف هم در زمان جنگ تحمیلی و هم در زمان تحریم ناعادلانه و هم در آینده در خدمت کشور عزیزمان بوده و خواهند بود.
پتانسيل توليد در كشور وجود دارد. در شهركهاي صنعتي كشور مراكز توليدي تقریباً با 25 درصد ظرفيت، كار ميكنند. بخشي از كمبود توليد به دليل نبود مواد اوليه، ماشينآلات، قطعات يدكي، كارشناس و متخصص و يا عدم امكان صادرات است.كمبود درآمد نفت می تواند با صادرات و طبیعتاً با تولید بیشتر واحدهای صنعتی جبران شود.
افزايش فعاليتهاي خدماتي ميتواند بسيار درآمدزا باشد براي مثال براساس آمارها، پرواز هواپيماهاي خارجي كه از آسمان ايران عبور ميكنند امسال 36 درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته است. عبور هر هواپيما از آسمان كشور بدون اينكه هزينهاي داشته باشد درآمد به دنبال خواهد داشت. اين كار يكي از راههاي افزايش درآمد است زيرا ایران بر سر راه نقاط عبوري از شرق به غرب قرار گرفته است. با توجه به مسألهاي كه در روسيه و اوكراين بوجود آمده، از نظر ایمنی هواپیماها ترجيح ميدهند كه بيشتر از فراز ايران عبور كنند.
فرصت دیگر توسعه پتانسیل پذیرش جهانگرد است. هنوز هم تعداد جهانگردان متقاضی سفر به ایران از ظرفیت پذیرش کمتر است. یکی از امتیازات منحصر به فرد توریسم ایجاد “اشتغال مستقیم” در اقتصاد است و از آنجا که خدمات توریستی قابل ماشینی کردن نیست و اشتغال زاست باید در شرایط تضییقات اقتصادی فعلی بسیار مورد توجه و پشتیبانی قرار گیرد.
همچنين از طريق افزايش صادرات تولیدات كشاورزي، معدنی و خدماتی به شرط رعایت استانداردهای جهانی صادرات و آموزش بازاريابي ميتوان كاهش قيمت نفت را جبران كرد. سيستم صنعتي كشور در این زمينه ها ضعف دارد. برخی محصولات صادراتی ما را حتی کشورهای فقیر نیز برگشت می دهند باید به این امر اهمیت زیادی داد.
آن ميزان از مواد نفتي را كه نتوان از كشور صادر كرد قابل فرآوري است زيرا فرآوردههاي نفتي را خيلي راحتتر ميتوان به كشورهاي همسايه فروخت. همچنين اگر نتوان گاز صادر كرد بايد صادرات مواد پتروشيمي را که محصول فراوری گاز است توسعه داد.
مفهوم اقتصاد مقاومتي هم همين است. يعني انعطاف هوشمندانه و نهایتاً پایداری در مقابل تحریم ها. مقاومت به معني دست روي دست گذاشتن نيست بلكه بايد راهكارهايي پيدا كرد تا درآمدهایی كه از طريق تحریم، صادرات نفت خام كاسته شده را به طرق ديگر جبران كرد.
كاهش قيمت نفت در بخش حملونقل دريايي چه تأثيري خواهد داشت؟
من امیدوارم که هر چه زودتر قیمت نفت به سطح عادی آن برسد چون این موضوع برای اقتصاد جهان مهم است. ولی كاهش قيمت نفت خواه ناخواه براي كشتيراني جمهوري اسلامي ايران و شركت ملي نفتكش ايران اثرات مثبت خواهد داشت. البته اين موضوع با عوامل ديگري هم مرتبط است. نرخ كرايه كشتيهاي شركت ملي نفتكش ايران يا كشتيراني جمهوري اسلامي ايران به تعداد كشتيهايي كه اكنون در بازار آماده سرويس هستند، مرتبط است. اگر ظرفیت حمل بار و تعداد كشتيها بيش از مقدار كالا باشد عرضه و تقاضا با يكديگر همخواني نخواهد داشت و شاهد اثرات منفي کاهش اجاره ها خواهيم بود. اگر تعداد كشتيهايي كه بايد اوراق ميشدند، اوراق نشده باشند و هنوز در بازار كار كنند، عرضه کشتی زياد خواهد شد. اگر كشتيهاي بيشتري در كشتيسازيها ساخته شود و وارد بازار شود شاهد اثرات منفي در کاهش اجاره ها ی حمل و نقل و کاهش کرایه ها خواهيم بود.
اما در هرحال قيمت نفت اثرات خود را بر اين بازار خواهد داشت. كاهش قيمت نفت براي كشورهايي كه ضعيفتر هستند به نحو مثبت محسوستر خواهد بود. براي مثال كشورهايی مانند پاكستان، هندوستان، بنگلادش، كشورهاي آفريقايي و برخي كشورهاي آسيايي بودجهاي را براي خريد انرژي مورد نياز خود پیش بینی ميكنند و زماني كه قيمتها مثلاً به نصف كاهش پيدا ميكند به اين معني است كه اين كشورها با همان بودجه ميتوانند دو برابر خريد داشته باشند. با توجه به اينكه نياز به نفت همواره وجود دارد بنابراين اين كشورها ميزان خريد و ذخیره نفت خود را افزايش ميدهند. اين به آن معني است كه حملونقل هم افزايش پيدا می كند به همين دليل كرايههاي حمل كشتيهاي نفت خام از يك ماه پيش تاكنون سه برابر شده است بنابراين كاهش قيمت نفت قدرت خريد برخي از كشورها را افزايش ميدهد كه به نفع كشتيهاي حملونقل نفت خام است. و در یک فاصله زمانی چند ماهه نیز باعث رونق کشتی های حمل کالاهای خشک خواهد شد.
كاهش قیمت نفت اثر خود را بر كشورهاي ثروتمند هم ميگذارد. كشورهاي ثروتمند دنيا مانند آمريكا، چين، كشورهاي اروپايي و … همواره سعي ميكنند ذخيره استراتژيكي نفت را داشته باشند. كه اگر زماني حادثهاي پيش آيد و يا ميخواهند قيمت نفت را كاهش دهند از ذخاير استراتژيك خود استفاده كنند.
در حال حاضر كه قيمت نفت كاهش يافته اين كشورها سعي ميكنند ذخاير استراتژيك خود را افزايش دهند. اکنون که نفت ارزان شده شايد نياز نباشد كه همه بودجه پیش بینی شده را صرف خريد نفت كنند بنابراين بخشي از بودجه انرژی را صرف خرید نفت خام و بقیه آن را به ساير سرفصلهاي بودجه منتقل می کنند و كالاهاي صنعتي يا ساير كالاهاي اساسي خريداري ميشود كه به اين ترتيب بر روي بازار تقاضای كشتيهاي كارگو يا كانتينري اثر مثبت ميگذارد.
كاهش قيمت نفت، قدرت خريد كشورهايي كه بودجه خاصي را داشتهاند با توجه به اينكه در حال حاضر براي خريد نفت بايد مبلغ كمتري را پرداخت كنند افزايش مي دهد که آن را در بخش ديگري خرج ميكنند و كالاهاي بيشتري را وارد ميكنند. بنابراين كاهش قيمت نفت هم بر روي حمل كالاهاي خشك و هم روي حمل كالاهاي نفتي اثر مثبت دارد. به طور مثال اگر قيمت نفت به شكل فعلي باقي بماند سال آينده، سه درصد به رشد اقتصادي چين اضافه ميشود. اما برعكس رشد اقتصادي كشورهاي توليدكننده و صادركننده نفت مثل کشورهای عضو اوپک و روسيه و نروژ كاهش مييابد.
آيا كاهش قيمت نفت ميتواند فرصتي را براي جايگزيني منابع گازي مخصوصاً گرايش به سمت خريد يا ساخت كشتيهاي گازبر ايجاد كند؟
خوشبختانه تقريباً تمام گازي كه به صورت LPG در كشور توليد ميشود صادر هم ميشود البته بيشتر از 10 تا 15 درصد ظرفيت صادراتي خود را نميتوانيم افزايش دهيم. LPG گاز طبيعي مايع است كه يا از مخزن چاه همراه با نفت خارج ميشود و يا به صورت مستقل از مخازن گازی حوزه های مربوطه استخراج می گردد.
در خصوص LNG هم هنوز پروژههاي آن در كشورمان به سرانجام نرسيده و به دليل تحريم متوقف شده است. به سادگي نميتوانيم اين پروژهها را عملياتي كنيم. زيرا دستگاهها، ماشينآلات، كمپرسورها و … بايد از كشورهاي خارجي خريداري شوند و چون در تحريم هستيم نميتوانيم اين دستگاه را وارد و پروژهها را به پايان برسانيم.
خوشبختانه تا 6 ماه آينده پنج فاز پارس جنوبي، به توليد ميرسد و هر فاز در روز 25 ميليون مترمكعب گاز توليد ميكند به عبارتي از پنج فاز روزانه 125 ميليون مترمكعب گاز استخراج ميشود. همزمان هم حدود 200 هزار بشكه در روز به توليد ميعانات گازي افزوده ميشود كه به لحاظ قیمت معادل نفت خام است.
بنابراين ميتوان صادرات گاز با خط لوله را زياد و كمبود نيازهاي بخش كشاورزي، صنايع و مصارف خانگي در زمستان را جبران كرد و ميتوانيم واردات گاز را متوقف كنيم همچنين ميتوانيم گازي را كه از طريق خط لوله به تركيه يا ارمنستان صادر ميكنيم را افزايش دهيم. عراق، كويت، امارات و پاکستان درخواست خرید گاز با خط لوله را دارند ميتوان صادرات گاز به اين كشورها را زياد كرد. از اين طريق ميتوان كاهش قيمت نفت خام را جبران کرد.
برای حمل گاز LNG بايد آن را تا منفي 163 درجه سانتيگراد سرد كرد تا مايع شود زماني كه مايع شد ميتوان آن را از طريق كشتيهاي مخصوص حمل LNG صادر كرد لذا تا زماني كه امكانات مايعسازي فراهم نشود امكانات صادرات هم وجود نخواهد داشت.
آينده شركتهاي حملونقل دريايي را پس از تحريمها چگونه ارزيابي ميكنيد؟
زماني كه در شركت ملي نفتكش ايران بودم و تحريمها هنوز اثر جدي نگذاشته بود بيشتر درآمد اين شركت مربوط به خارج از ايران بود. در برخي از سالها تا 82 درصد درآمد شركت ملي نفتكش ايران از خارج از ايران كسب ميشد. كشتيراني جمهوري اسلامي ايران هم همين وضع را داشت. اگر تحريمها برداشته شود قطعاً ميتوانيم دوباره وارد بازارهاي جهاني شويم و بازارهای از دست رفته را مجدداً بازگردانیم.
روابطي كه با شركتهاي بزرگ نفتي، ردهبنديهاي دنيا، كلوپهاي بيمه P&I و سازمانهاي بينالمللي دريانوردي مانند IMO و بيمكو داشتيم مجدداً برقرار ميشود و به شرايط عادی و شاید هم مطلوب باز ميگرديم.
البته مشروط بر این که بتوانیم هم بازاریابی فعالی به وجود آوریم و هم استاندارد کشتی هایمان را به وضعیت مطلوب برسانیم. زیرا تحریم اثرات منفی در حفظ استانداردها گذاشته است. برای رسیدن به این هدف هم نیاز به بودجه و هم نیاز به برنامه ریزی داریم.
به نظر شما در احكام دريايي كه قرار است در برنامه ششم لحاظ شود چه بندهايي بايد گنجانيده شود؟
براي تدوين احكام دريايي برنامه پنجم خيلي كار شد. جلساتي را در يكي از شاخههاي مجمع تشخيص مصلحت نظام تشكيل ميداديم. مديرعامل كشتيراني جمهوري اسلامي ايران، اینجانب و 6 نفر از وزراي سابق راه و ترابري، مديرعامل وقت سازمان بنادر و دريانوردي، مديراني از راهآهن و حملونقل زميني هم حضور داشتند. صحبتهاي زيادي در اين جلسات مطرح شد. اما متأسفانه كساني كه بايد اين برنامه را به مجلس ميبردند و در كميسيونها مطرح ميكردند و سپس بخشهاي انتخابي را به صحن علني مجلس ارائه می دادند نتوانستند آن را به سرانجام برسانند.
به نظر من مهمترين بخشي كه در برنامه بايد وجود داشته باشد معافيت مالیات بر خدمات صادراتی است. در حال حاضر ماليات براي ساير بخشها 25 درصد است اما از شركتهاي کشتیرانی بخشي از درآمد كه از خارج كشور بدست ميآيد مشمول ماليات نميشود اين روند بايد ادامه داشته باشد. در غير اين صورت با توجه به شرايط موجود اوضاع اين شركتها بسيار نامطلوب ميشود. بنابراين معافيت صادراتي يك بند بسيار مهم است كه اميدواريم مجدداً در مجلس تكرار شود. همچنین دولت باید برای بدهی شرکت های کشتیرانی به بانک ها و زیان هایی که از جهت تحریم ها متوجه آنها شده تدبیری بیندیشد و به کشتیرانی ها کمک کند. یادآور می شوم که این گونه حمایت ها در کشورهای دیگر دنیا اعم از پیشرفته یا در حال توسعه از طریق اجازه تغییر پرچم یا حمایت مستقیم دولتی رایج است و نباید آن را یک “درخواست ویژه” تلقی کرد.
در اين خصوص اگر معافيت پرسنل دريايي از ماليات هم اخذ شود به گونهاي كه آنها تا زماني كه در دريا هستند و شغلشان جزء مشاغل سخت است، معاف از ماليات باشند به اين طريق 25 درصد به درآمد آنها اضافه ميشود. معافيت پرسنل دریایی از سربازي يكي از موارد مهم است كه بايد در برنامه ششم به آن توجه شود.
لازم است ارتباطات منظم و مستمري با كميسيون حملونقل و كميسيون اقتصاد مجلس و ساير كميسيونهاي مرتبط با حملونقل دريايي وجود داشته باشد.
در حال حاضر هم به دستور مقام معظم رهبري توجه به دريا افزون شده است. بايد از اين موقعيت استفاده كنيم. ناوگان تجاری دريايي شاخهاي از قدرت دريايي است. شركتهاي كشتيراني و ناوگان شيلاتي بخشي از قدرت دريايي هستند. حتي حدود 5000 لنجي كه فعال هستند و براي كشور و خودشان درآمد كسب ميكنند قدرت دريايي ما محسوب ميشوند. برنامه ششم بايد به گونهاي نوشته شود كه از همه بخشها حمايت شود.
مهمترين چالش حملونقل دريايي را چه ميدانيد؟
تحريم اصليترين و مهمترين مشكلي است كه شركتها را در مضیقه قرار داده است. همين كه نميتوان از نظام بانكي و بيمههاي بينالمللي به صورت كامل استفاده كرد يك مسأله بسيار بزرگ است.
اگر با پيگيرهايي كه دولت و وزارت امورخارجه انجام ميدهد تحريمها تعدیل یا برداشته شود از مشکلات حملونقل دريايي كشور کاسته خواهد شد و به تدریج به شرایط مطلوب قبل از تحریم ها نزدیک می شویم.
ما در حال حاضر از دو ناوگان بزرگ دريايي برخورداريم كه دو شهبال كشور هستند اين دو شركت، کمک بزرگی به اقتصاد کشور کرده اند، و توانستند کالاهای صادراتی و وارداتی کشور را حمل کنند و شدت تحریم ها را کاهش دهند و طبیعتاً تحریم کنندگان را تا حد زیادی ناکام بگذارند. لذا با عنایات خداوند و تلاش پرسنل و مدیران این شرکت ها و با آینده نگری که از سال های قبل برای توسعه این دو ناوگان به عمل آمده بود کمک شایانی به اقتصاد مقاومتی کشور کردند، این چنین روش هایی ارزشمند است و امیدوارم در تاریخ کشور به عنوان یک حرکت پویا ثبت و ضبط شود. گرچه دوست و دشمن به این افتخار ملی معترف هستند.
اگر تحريمها برداشته شود شركت ملي نفتكش ايران به تنهايي ميتواند كل نفت خام كشور را صادر كند. كشتيراني جمهوري اسلامي ايران هم به همين گونه ميتواند حداکثر نياز واردات يا صادرات كشور را انجام دهد.
كشتيراني جمهوري اسلامي ايران و شركت ملي نفتكش ايران با دارا بودن انواع کشتي هاي مختلف هم در زمان جنگ تحمیلی و هم در زمان تحریم ناعادلانه و هم در آینده در خدمت کشور عزیزمان بوده و خواهند بود.
منبع : خبرگزاری مانا