نئوليبراليسم
نئوليبراليسم در وهله ي نخست نظريهاي در مورد شيوه هايي در اقتصاد سياسي است که بر اساس آنها با گشودن راه براي تحقق آزاديهاي کارآفرينانه و مهارت هاي فردي در چهارچوبي نهادي که ويژگي آن حقوق مالکيت خصوصي قدرتمند، بازارهاي آزاد و تجارت آزاد است، ميتوان رفاه و بهروزي انسان را افزايش داد. از نظر نئوليبراليسم، نقش دولت، ايجاد و حفظ يک چهارچوب نهادي مناسب براي عملکرد اين شيوههاست. مثلاً دولت بايد کيفيت و انسجام پول را تضمين کند. به علاوه، دولت بايد ساختارها و کارکردهاي نظامي، دفاعي، قانوني لازم براي تامين حقوق مالکيت خصوصي را ايجاد و در صورت لزوم عملکرد درست بازارها را با توسل به سلطه تضمين کند. از اين گذشته، اگر بازارهايي (در حوزههايي از قبيل زمين، آب، آموزش، مراقبت بهداشتي، تامين اجتماعي يا آلودگي محيط زيست وجود نداشته باشد، آن وقت، اگر لازم باشد، دولت بايد آنها را ايجاد کند ولي نبايد بيش از اين در امور مداخله کند.
بنيانگذار اين مکتب اويکن است و روستو، اشمولدرز، هايک و ارهارد از نمايندگان معروف اين مکتب هستند. آنها خواستار شرايط آزاد هستند و مکانيسم بازار را تاييد ميکنند و مخالف مداخله? دولت در اقتصاد هستند و با مالکيت اشتراکي بر زمين و ابزار توليد و سوسياليسم و هدايت اقتصاد مبارزه ميکنند. طرفداران اين مکتب چون اقتصاد ليبراليستي خالص را شکست خورده? نيروهاي مزاحم و مختل کننده و مخالف ميدانند لذا يک ليبراليسم نورماتيو و اقتصاد رقابتي تنظيم شده را پيشنهاد ميکنند. به اعتقاد نئوليبراليستها، ليبراليسم به جاي اين که به آزادي رقابت بيانديشد، آزادي انتزاعي را مورد توجه قرار ميدهند يعني فقط خود آزادي را هدف قرار ميدهد و اين عدم حساسيت به انعقاد قراردادهايي بود که به ايجاد کارتل و تراست و کنسرن و ساير راههاي ايجاد انحصار انجاميد و در واقع وقتي آزادي بالاترين هدف باشد ايجاد رقابت نميتواند هدف ليبراليسم باشد.
قواعد اساسي نئوليبراليسم عبارتند از:
بازارهاي آزاد تمرکز و ايجاد قدرت رقابت را مختل ميکند پس دولت وظيفه دارد به وسيله وضع قوانين کارتل از رقابت حفاظت نمايد.
ثبات ارزش پول.
تضمين مالکيت فردي.
مسوليت پذيري کامل هر عامل اقتصادي در برابر نتايج اعمال خود.
آزادي قرارداد(به جز قراردادهايي که باعث ايجاد انحصار گردد مانند قراردادهايي که باعث به وجود آمدن کارتل و تراست و کنسرن ميشود)
دولت ميبايست رقابت را تضمين کند. در واقع دولت فقط بايد قواعد بازي را مشخص کند و با ايجاد فضاي قانوني جريان رقابت را در چهارچوب آن ممکن سازد. ليبراليسم به معناي عدم مداخله? دولت نيست، چون به اين ترتيب دست قويترها باز گذاشته ميشود. دولت تنها حق دارد براي ايجاد شرايط رقابت مداخله کند و براي ايجاد آزادي عملي، آزادي انتزاعي را زير پا بگذارد.