مکاتب اصلی اقتصادی – نئوکلاسيسم

نئوکلاسيسم

نئوکلاسيسم عدم تحقق پيشبينيهاي اقتصاددانان کلاسيک با واقعيت و انتقادات شديدي که سوسياليست‏ها و پيروان مکتب تاريخي قديم به اصول مکتب کلاسيک کردند?باعث شد که تجديد نظر در اصول کلاسيک واجب وانمود کند.اقتصاددان انگليسي ويليام استانلي جونس چند سال بعد از کتاب سرمايه مارکس کتاب خود را با عنوان نظريه اقتصاد سياسي انتشار داد و در آن اصول اقتصاد سرمايهداري را بر پايه مطلوبيت مورد ارزيابي قرار داد.

 

در همين زمان مکتب اتريش نيز با ارائه نظريات کارل منگر ? بوهم باورک و فردريش ويزر شکل گرفت که بر اساس آن ارزش يک کالا به وسيله مطلوبيت نهايي سنجيده ميشود و ارزش کالا با با برآورد ذهني مصرف کننده مشخص ميشود.يعني اينکه مصرف کننده فکر ميکند يک کالا تا چقدر برايش سودمند و با ارزش است.و قيمت کالا نيز در ميان دو مرز مطلوبيت مصرف کننده از آن کالا و مطلوبيت توليد کننده قرار ميگيرد.مرز بالاي قيمت مطلوبيت کالا از نظر خريدار و مرز پايين قيمت مطلوبيت کالا از نظر فروشنده تعيين ميشود.يعني يک خريدار تا چه ميزان حاضر است بابت يک کالا بپردازد و يک فروشنده پايينترين قيمتي را که با آن حاضر است کالا را به فروش برساند چقدر است.

 

لئون والراس بنيانگذار مکتب لوزان در سال ???? در فرانسه نيز بر پايه نظريه مطلوبيت نهايي، نزولي بودن منحني تقاضا را ثابت کرد.به اين شکل مکتب مارژيناليسم بوجود آمد.در حقيقت مارژيناليستها همان نظريات کلايسکها و طرفداران سرمايهداري در مورد آزادي، رقابت و اصل بودن نفع شخصي قبول دارند، اما اصل مطلوبيت را جايگزين نظريه ارزش-کار نمودند و به جاي اينکه تعين قيمت را در طرف عرضه ببينند آن را در طرف تقاضا جستجو ميکنند.بر همين اساس اقتصادداناني که به بازسازي افکار کلاسيک همراه با حفظ اصول و مباني آن خواه با استفاده از نظريه مطلوبيت نهايي يا بدون آن پرداختند به نيو کلاسيسمها معروف شدند.با پيدايش اين مکتب اصول سرمايهداري دچار تغيير نگرديد، و اصول اصلي آن مانند ليبراليسم اقتصادي، رقابت و تعادل اقتصادي خودکار همچنان باقي ماندند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *