درآمدي بر نقش ورزش در حوزه مطالعات جامعه شناختي و راهكارهاي براي گسترش آن

درآمدي بر نقش ورزش در حوزه مطالعات جامعه شناختي و راهكارهاي براي گسترش آن

محمد حسن شربتیان

درآمدي بر نقش ورزش در حوزه مطالعات جامعه شناختي و راهكارهاي براي گسترش آن

چكيده

جامعه شناسي ورزش به مطالعه ارزش ها ، هنجارهاي فرهنگي وتعامل مؤثر نهاد اجتماعي ورزش با ساير نهادهاي جامعه پرداخته است. مطالعات و پژوهش در زمينة مراسم، آيين ها، نمادها، ارزش هاي مشترك، ابزار سلطه، خشونت گرايي، تجاري شدن، سرمايه اجتماعي و فرهنگي، سياسي شدن، رسانه اي شدن از مهمترين موضوعات جامعه شناسي ورزش است. جامعه شناسي ورزش با پارامترهايي چون بسيج منابع انساني و مالي، تشكيلات سازمان يافته، گسترش روابط بين الملل، نوعي سرگرمي و تفريح رسانه اي، ارتقاي آگاهي محوري، سلامت رواني و جسمي، افزايش اعتماد ،رشد توريسم، تخليه هيجانات و انفعالات روحي، پرورش اخلاق انساني و اجتماعي و… رابطه دارد. مسائل جامعه شناختي در حوزه ورزشي با نوعي آگاهي با كنش هاي ورزشي، شناخت رفتارهاي ارزشمندانه، پرخاشگرانه، خشونت طلبانه، استفاده از داروهاي مجاز و غير مجاز، انگيزه هاي رواني در ميادين ورزش، افزايش حرمت، اعتماد به نفس، كمك به بهبود دورنماي اشتغال، پيامدهاي نامطلوب انحرافي- اقتصادي و اجتماعي تيم هاي ورزشي، گسترش تجارت و بازاريابي كالاهاي ورزشي، مسائل خصوصي سازي ورزش، سياست زدگي در حوزه ورزش، مي تواند همراه باشد.مهمترين كاركردهاي تعريف جامعه شناسي ورزشي شامل”شرايط فيزيكي،مهارتهاي فيزيكي،جنبه هاي نهادي و رقابتي و برانگيخته شدن مشاركت افراد” مي باشد. جامعه شناسي ورزش در حوزه فرهنگ موقعيت ورزش را در سلسله مراتب علمي و فرهنگي مانند ساير عناصر فرهنگي از قبيل دين، هنر، ادبيات و… مورد بررسي قرار مي دهد. ورزش از منظر جامعه شناختي امري بيروني و نوعي فرايند اجتماعي است، و مي تواند در حوزه تقويت و ارتقاء سرمايه هاي( اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و انساني) مورد اهميت قرار گيرد؛ و به عنوان يك پديده مؤثر بر روي سياست، وفاق و تعادل اجتماعي اثر گذارد. از سوي ديگر علل رشد از خودبيگانگي و مافياي اقتصادي كه در ورزش وجود دارد و جامعه را دچار انحطاط اخلاقي كرده است. در جامعه شناسي ورزش قابل بررسي پژوهشي است. جامعه شناسي ورزش هدفش علاوه بر رابطه متقابل ورزش با ساير نهادهاي اجتماعي، شناخت زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي به كاربرده شده در ورزش كاربردها، پيامدهاي اجتماعي، آسيب هاي فرهنگي، انحرافات ورزشي، تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي است.جامعه شناس ورزشي شيوه ها و روش هاي تحقيق منظم و دقيق علمي جامعه شناسي را در جهت تأثيري كه كنش ها و روابط متقابل افراد بر فعاليت هاي ورزشي در محيط هاي ورزشي مي گذارد، مورد بررسي قرار مي دهد. جامعه پذيري از طريق ورزش يا در ورزش بر مكانيسم يادگيري، شكل گيري باورها، مهارت ها، رفتارها، عادات، نقش ها و هويت هاي جنسي تأكيد مي كند.رويكرد كاركردگرايي جامعه پذيري ورزش نوعي هماهنگي با اهداف جامعه است كه از سوي نهادهاي اجتماعي شكل مي گيرد. رويكرد تضاد در حوزه جامعه پذيري ورزشي اين پديده را نوعي بي عدالتي و نابرابري بين طبقات جامعه، و اين پديده را در خدمت جامعه سرمايه داري مي داند. بر اساس چنين حوزه مطالعاتي بين رشته اي در علوم انساني با تاكيد بر روش كتابخانه اي و اسنادي راهكارهايي را براي اشاعه اجتماعي و فرهنگي اين پديده در جامعه بيان مي كنيم.

كليد واژه

پديده اجتماعي تام، جامعه شناسي ورزش، جامعه پذيري، فرهنگ، منافع اجتماعي

مقدمه

ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي از دهه 80 به بعدِ قرن بيستم به اين سمت در حوزه مطالعات اجتماعي و فرهنگي به بررسي ارزش هاي اجتماعي و هنجارهاي فرهنگي يك جامعه پرداخته و به صورت ارتباط متقابل و مؤثر در قالب يك حوزه بين رشته اي بين علوم تربيت بدني و علوم اجتماعي از زواياي مختلف و ابعاد نو و تازه مورد توجه قرار گرفته است.

اين پديده از ديدگاه مكاتب اجتماعي و فرهنگي نقش مؤثري در تبيين و تفسير مسائل اجتماعي، به عنوان يك رشته نوپا دارد. مطالعات اجتماعي در حوزه ورزش در قالب پژوهش هاي جامعه شناختي و انسان شناسي يكي از حوزه هاي نوپاي محققان و انديشمندان علوم اجتماعي محسوب مي شود؛كه پژوهشگران اجتماعي عصر حاضر را به كاوش فرا خوانده است. ورزش به عنوان پديده اجتماعي همراه با فرایند جامعه پذيري در هر جامعه اي مكانيسم هاي اجتماعي و فرهنگي را به دنبال دارد. و اين آموخته هاي فرهنگي و اجتماعي زمينه هاي ديگر زندگي را تحت تأثير قرار مي دهد، براثر ايجاد چنين فرايندي اشاعه اي مي توان فعاليت هاي جمعي و گروهي يك جامعه را به صورت موفقيت آميزي در نظر گرفت.

طرح مسأله

ورزش در حوزه مطالعات اجتماعي به عنوان پديده اجتماعي كه كنش متقابل مشاركت كنندگان اعم از ورزشكاران، مربيان، هواداران، و سازمان هاي اجتماعي درگير را به همراه دارد؛ و همچنين به عنوان نوعي توليد دانش علمي در جهت تفسير، فهم، تبيين الگوهاي رفتار انساني و حل مسائل اجتماعي قابل بررسي است.

از منظر اجتماعي و فرهنگي مطالعة بررسي مسائل ورزشي در هر جامعه اي را بايد نوعي آگاهي به كنش هاي ورزشي و مسائل عمومي دانست، شناخت رفتارهاي ارزشمندانه، پرخاشگرانه، خشونت طلبانه، استفاده از داروهاي مجاز و غير مجاز ، انگيزه هاي رواني در ميادين ورزش، پيامدهاي نامطلوب انحرافي- اقتصادي و اجتماعي تيم هاي ورزشي، گسترش تجارت و بازاريابي كالاهاي ورزشي، مسائل خصوصي سازي ورزش، سياست زدگي در حوزه ورزش، و… مي تواند از مهمترين مسائل بارز بين رشته اي مطالعات فرهنگي و اجتماعي(انسان شناختي، جامعه شناسي) با ورزش باشد، بر اين اساس در مقاله حاضر سعي بر اين داريم كه نقش ورزش را به عنوان يك پديده جامعه شناختي در عصر حاضر مورد واكاوي قرارداده و با ارائه راهبردها و راهكارهاي اجتماعي و فرهنگي به اهميت اين حوزه بين رشته اي بپردازيم.

ضرورت ورزش به عنوان نهاد اجتماعي

ورزش به عنوان نهاد اجتماعي در عصر حاضر مي تواند در زمينه ارتباط توانايي هاي بدني مورد اهميت و مطالعه قرار گيرد. در واقع در عصر حاضر در جامعه صنعتي امروز ورزش بخشي از روند تحولات كلي جامعه را با خود به همراه مي آورد و افكار عمومي را تحت تأثير قرار مي دهد. بر اين اساس ورزش در جامعه داراي رنگ و بوي فرهنگي است و هر جامعه اي از اين پديده مطابق با فرهنگ حاضر دريافت خاص دارد. چنين نسبيت فرهنگي از پديده ورزش در حوزه مطالعات اجتماعي كه ناشي از خلاقيت هاي اجتماعي و فرهنگي ملت هاست، بيانگر اين است كه پديده ورزش به عنوان يك محصول فرهنگي، اجتماعي مستقل از جامعه نيست و در متن نظام اجتماعي تكامل پيدا مي كند.

هر جامعه اي داراي مبناي ارزشي و هنجارهاي خاص است بر اين اساس سهيم شدن در رضايت اجتماعي در ورزش قاعدتاً بر مبناي نظام ارزشي و هنجاري در يك جامعه معين انجام مي شود. پس« ورزش بيان نظام اجتماعي، فرهنگي و تصويري از نظام ارزشي و هنجاري جامعه است كه در آن ورزش انجام مي شود، ورزش بازتاب بحران هاي اجتماعي، گرايش ها، مدها، شيوه هاي نگرش و… در يك جامعه است. خلاصه هرچيزي كه در جامعه است در ورزش نيز وجود دارد. ورزش دنياي كوچك شده دنياي جامعه است.» ( ويس،1379: 16)

نهاد ورزش را در جامعه بايد نوعي نظام سازمان يافته و پايداري از الگوهاي اجتماعي دانست كه برخي از رفتارهاي تائيد شده و يكنواختي را در اعضاي مشاركت كننده ورزشي در جهت برآورده كردن نيازهاي بنيادي جامعه بوجود مي آورد. با توجه به اين امر هر نهاد اجتماعي در جامعه داراي چند ويژگي است« نخست اينكه هر نهادي هدف اصلي اش برآورده شدن نيازهاي اجتماعي خاصي است….. دوم: اينكه نهادها ارزش هاي غايي اعضايشان را متبلور مي سازند. سوم: اينكه نهادها به نسبت پايدارند، چندان كه الگوهاي رفتاري جا افتاده در نهادها، به صورت بخشي از سنت فرهنگي يك جامعه در مي آيند. چهارم: مباني اجتماعي نهادها چندان گسترده اند كه فعاليت هايشان پهنة وسيعي از جامعه را مي پوشانند؛ هر تغيير چشمگيري در يك نهاد، احتمالاً دگرگوني هايي در نهادهاي ديگر به بار مي آورد. پنجم: اينكه گرچه همة نهادهاي يك جامعه به هم وابسته اند، ولي هر نهادي بر محور يك رشته هنجارها، ارزش ها و الگوهاي رفتاري مورد انتظار، به شدت ساختارمند و سازمان يافته است. ششم: اينكه آرمان هاي يك نهاد معمولاً پذيرفتة اكثريت عظيمي از اعضاي جامعه است، حال آنچه آن ها در اين نهادها عملاً مشاركت داشته باشند و چه نداشته باشند.» ( كوئن،1381: 11-110) بر اساس اين اهداف نهاد اجتماعي ورزش درجوامع امروزه هدفش رسيدن به انسجام اجتماعي، بيانگر هويت ملي و ارزشي جوامع، نهادي براي گذاران اوقات فراغت، رشد ناخالص درآمد ملي، هدايت و تربيت صحيح افراد جامعه و.. مي باشد. در نهاد اجتماعي ورزش منش ها، الگوهاي اخلاقي و ارزشي، رفتارهاي پهلواني، همياري و حمايت، افتادگي و جوانمردي و.. به عنوان ارزش هايي غايي به ورزشكار آموخته مي شود. نهاد ورزش به عنوان يك نهاد پايدار در جامعه امروز با توجه به آداب و سنني كه در جامعه حاكم است در فرهنگ يك جامعه ريشه داونيده است و در طي زمان و مكان دگرگون شده، اما به عنوان نهاد اثرگذار در فرهنگ ملت ها باقي مانده است.

اين نهاد اجتماعي در عصر حاضر ساير نهادهاي اجتماعي را تحت تاثير خود قرار داده است، وحتي برخي از كاركردهاي نهاد خانواده، اقتصاد، آموزش و… را برآورده مي كند.چنين نهاد اجتماعي در دنياي امروز پيروان و طرفداران بسياري را چه آنان كه مشاركت ورزشي در اين نهاد دارند و يا ندارند، به خود جذب كرده و به صورت علاقه وافر افراد جامعه و حتي دنيا پيگير مسائل آن مي باشند.

ورزش از منظر اجتماعي و فرهنگي در جامعه صنعتي با اصولي از انصاف، عينيت، برابري يا نابرابري فرصت ها، قابليت اندازه گيري و مقايسه پذيري دارد؛ و همراه با دستاوردها و توانمندي ها براي همه افراد جامعه قابل فهم است. در كنار اين اصول، فعاليت هاي ورزشي بازتابي از ارزش هاي پذيرفته شده و قابل درك در تعامل متقابل است كه مي تواند زمينه سازگاري اجتماعي را بيان كند. در واقع در جريان كنش ورزشي كه نشات گرفته از همان ساختارهاي ارزشي در روند جامعه پذيري است اين امر شكل مي گيرد. و حتي تاثير و دگرگوني نظام ارزشي و هنجاري جامعه در پيدايش مدل هاي ورزش اثرگذار است.

ورزش را بايد يك نوع ضرورت رفتار اجتماعي و جامعه تلقي كرد كه مي تواند رقابت و مهارت جسماني را در جامعه به عنوان نوعي رفتار تقويت كند بر اين اساس « ورزش رفتاري اجتماعي است كه هسته اصلي آن را رقابت مبتني بر مهارت جسماني را تشكيل مي دهد. اين رفتار شامل طيف وسيعي از بازي هاي كودكان تا مسابقات ورزشكاران حرفه اي مي شود. ورزش يكي از پديده هاي اجتماعي جهانشمول، يكي از مهمترين نهادهاي جوامع صنعتي است، جمعيت زيادي در ورزش هاي تفنني( تفريحي) يا رقابتي و يا در تربيت بدني شركت مي كنند و يا نظاره گر مسابقات ورزشي، از طريق حضور در ورزشگاه ها و يا زا طريق تلويزيون هستند، بنابراين علاقه به ورزش بسيار فراگير تر از انجام فعاليت هاي ورزشي است.» ( منفرد،1386: 1)

ورزش در دنياي اجتماعي خود تاكيد بر فعاليت ها و الگوهاي سازماني و گروهي مي كند، چون الگوهاي مشاركتي متمركز است، بايد بر اساس شناخت از جامعه به صورت حرفه اي اين الگو را بسط و اشاعه داد. روند اشاعه چنين الگويي از طريق ورزش مي تواند فرایند مثبت اجتماعي را جهت حل معضلات اجتماعي در سطح خرد(فرد،خانواده ها، محلات و..) و سطح كلان (ملي،منطقه اي، بين المللي) مورد توجه قرار دهد؛ بنابراين مشاركت در ورزش توسط گروه هاي اجتماعي و تشويق جامعه بيانگر اين است كه « ورزش به عنوان زمينه اي موثر براي يادگيري ارزش ها و باورهاي مورد قبول و براي كسب و يژگي هاي منش مطلوب، امري ارزشمند نگريسته مي شود. و عليرغم وجود انتقادات مداوم بخاطر وجود اين باور كه ورزش ارزش هاي مناسب نظير خود انظباطي، رفتار جوانمردانه و قدرداني كار سخت، رقابت و نيل به هدف را آموزش مي دهد، حمايت اجتماعي بسيار قوي براي مشاركت ورزشي وجود دارد. اكثريت ادعاها صورت گرفته درباره ارزش مشاركت ورزشي براي نقش ورزش به عنوان يكي از كارگزاران جامعه پذيري تأكيد دارند. اما عليرغم وجود باورهاي فرهنگي قوي شواهد اندكي براي حمايت از ادعاهاي صورت گرفته در مورد نقش ورزش در فرایند جامعه پذيري وجود دارد… و يا حتي اينكه مشاركت ورزشي منجربه ساخت منش، توسعه اخلاقي، به جهت گيري رقابتي يا تيمي شهروندي خوب يا ويژگي هاي ارزشمند شخصيتي مي شود. مي توان كمتر مشاهده كرد.» ( تيموري آسفچي،1389: 31)

ورزش و پديده اجتماعي

پديده اجتماعي از نگاه دوركيمي[1] امري اجباري و خارجي است، و به صورت يك شي عينيت يافته مي تواند مورد مطالعه قرار گيرد. ورزش در چارچوب مطالعات جامعه شناختي مستلزم توصيف اين پديده به مثابه يك پديده اجتماعي است كه جامعه را با خود درگير كرده و تحولات عظيمي را بر ساختار جامعه مي گذارد و افكار عمومي را به دنبال مي كشاند. در حوزه مطالعات جامعه شناختي ورزش، برخي استدلال بر اين مفهوم مي كنند كه ورزش نوعي برساخته اجتماعي است كه در فرهنگ ها، دوره هاي زماني گوناگون تعريف متفاوتي از آن وجود دارد. « برخي از جامعه شناسان، ورزش را نهاد يا رفتار اجتماعي مي دانند كه توانايي هاي فيزيكي افراد را در چارچوب مقرارت عرضه مي دارد.» (رحمتي،1389: 4) در عصر جديد يكسري از جامعه شناسان بر اساس كاربردهاي ورزشي در جامعه 4 عامل را در تعريف ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته اند.

«1-شرايط فيزيكي كه ناظر به برخورداري از مهارت هاي فيزيكي و توانايي كاربرد آنها ست. 2-مهارتهاي فيزيكي پيچيده كه مستلزم برخورداري از قدرت، هماهنگي، تعادل،سرعت، چالاكي، دقت و پايداري در عملكرد فيزيكي است.3- جنبه نهادي و رقابتي كه بر مقرارت و قوانين استاندارد، تقويت و تضمين مقررات و قوانين توسط مقامات رسمي، وجود سازمان و فراگيري رسمي مهارت ها اشاره دارد.4- برانگيخته شدن مشاركت افراد كه با تركيبي از عامل هاي دروني و رضايت حاصل از پرداختن به فعاليت ورزشي، پويايي تحرك و نشاط را مربوط به آن و عامل هاي بيروني و پاداش هاي بيروني مانند پول، مدال و شهرت ارتباط دارد.» ( همان: 5-4) بر اساس اين عوامل و تعاريفي كه بيان شد ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي به صورت نهادينه شده بر ساختارهاي تثبيت شده جامعه چون هنجارها، منزلت ها، نقش ها، روابط اجتماعي، ضوابط نسبتاى پايدار دلالت مي كند.

ورزش به عنوان يك امر خارجي در جامعه كه به صورت جبري مورد پذيرش همگان بايد قرار گيرد، در قالب هنجار ورزشي شامل قواعد رسمي و غير رسمي حاكم بر كنش هاي متقابل، (رقابت) در عرصه فعاليت ورزشي است. كاركرد اصلي اين قواعد حاكم بر تنظيم روابط متقابل در حيطه عملكرد ورزشي است. موقعيت هاي ورزشي بيشتر تاكيد بر وضعيت ساختاري سازمان ورزش مي كند كه در اين الگوي سازمان يافته هريك از افراد و موقعيت ها از چه حقوق و وظايف خاص برخوردار است.

از سوي ديگر ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي در جامعه بصورت عيني و خارجي نوعي رقابت فيزيكي است كه اينگونه ناظر به نوعي اجراي كنش متقابل در فعاليت ورزشي است. به عبارت ديگر ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي شامل فعاليتي است كه در آن افراد و گروه ها با توسل به مهارت ها جسماني، درعرصه هاي مختلف كه شكست و پيروزي وجود دارد با يكديگر كنش متقابل (رقابت) دارند.

از بعد ديگر ورزش را بايد نوعي ساختار سازماني و جمعي دانست؛ كه اين ساختار اجتماعي در جامعه دربردارنده مؤلفه هاي زيادي مانند قواعد اداري شفاف، حمايت رسمي و غير رسمي، هيات هاي تنظيم كننده فعاليت هاي ورزشي، سلسله مراتب موقعيتي، جامعه اي در چارچوب قواعد حاكم بر سازمان بروكراتيك داراي تقسيم كار معين، سلسله مراتبي از وظايف، مسئوليت ها، حسابگري، نظم و دقت، عقلانيت در جهت اهداف تعيين شده براي آن دانست.اين ابعاد و زواياي مطرح شده براي پديده ورزش بيانگر اين است كه ورزش و رويدادهاي آن را بايد از حركات فيزيكي، بازي و سرگرمي متمايز كرد و به صورت نوعي رقابت در عرصه هاي مختلف اين فعاليت ها و رويدادها را مورد واكاوي قرار داد.

ورزش از يك بُعد نوعي بازي رقابتي است؛ و بازي تنها بخشي از ورزش به عنوان پديده اجتماعي است در كنار اين بُعد ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي چون داراي شبكه اي رسمي و سازماني است به عنوان امري عيني، اجباري و خارجي از انسان در هر جامعه اي وجود دارد. پس در مجموع مي توان گفت كه « ورزش نهادي است اجتماعي كه مي تواند شيوه زندگي اكثريت قريب به اتفاق مردم را تحت تاثير قرار دهد و به عنوان فعاليت رسمي و نهادي شده و جزئي منظم و هدفمند از زندگي اجتماعي به شمار آيد.» ( صديق سروستاني،1372: 47)

ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي، فرهنگي پيوندي اندام وار با مجموعه نهادها و ساختارهاي اجتماعي دارد. « بدين معنا كه دستاوردهاي ورزشي و فعاليت هاي آن به طور يك شاخص عمومي است كه از يكسو مي توان از طريق آن دربارة سطح پيشرفت اجتماعي و فرهنگي يك جامعه داوري كرد و از سوي ديگر پيشرفت و ترقي ورزش نيز به ساختار عوامل اجتماعي حاكم برجامعه وابسته است و نهاد ورزش مانند ساير پديده هاي اجتماعي به عنوان يك وضعيت اجتماعي در ساختار جامعه وجود دارد و حيات دارد و همانگونه كه بر نهادهاي درون جامعه تأثير مي گذارد، از شرايط و نوسانات مختلف اجتماعي متاثر گشته و تاحد زيادي تابع جريانات اجتماعي عمل مي كند.» ( قاسمي و همكاران،1388: 16) از دلايل مهم ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي فراگير، اين است كه با بسياري از مظاهر زندگي اجتماعي افراد جامعه ارتباط نزديكي دارد. ورزش با پديده ها و نهادهايي چون خانواده، اقتصاد، آموزش و پرورش، مذهب، اوقات فراغت، سياست، حقوق، فرهنگ، رسانه هاي جمعي و بهداشت ارتباط تنگاتنگ و پيوسته اي به طور مستمر دارد.

ورزش و فرهنگ

ورزش يكي از عناصر اساسي فرهنگ هر جامعه است كه ريشه هاي بسيار كهن در الگوها، آيين ها، مراسم هاي مختلف يك جامعه دارد. متاسفانه در جامعه حال حاضر ما ايرانيان ورزش چندان اهميتي ندارد، و برخي از افراد جامعه حاضرند براي هر كار و الگوي رفتاري ديگر در فرهنگ حال حاضرشان وقت و فرصت گذارند، اما وقت مناسبي براي انجام اين الگوي سلامتي نخواهند گذاشت، حتي اوقات فراغت مناسب خودشان را با اين فعاليت ها حاضر نيستند پركنند.

در جامعه ما اكثر افراد با فعاليت هاي ورزش بيگانه هستند، اگر اجباري در كار نباشد، تمايل به انجام اين امر ندارند. متاسفانه سوادرسانه اي و آگاهي هاي عميقي هم در ساختار آموزشي و فرهنگي ما براي نهادينه كردن اين فعاليت سالم از سوي نهادهاي اجتماعي جامعه به صورت مستمر و پايدار ،جباري و نهادينه شده شكل نگرفته است.« در ادبيات تحقيق، انسان شناسي جسماني و فرهنگ مطالعه علمي ورزش در جامعه داراي نماياي زيادي نيست. كوزنس و استامپ معتقدند كه علت عدم توجه به ورزش بعنوان يك موضوع مهم تاريخي ناشي از فقدان ارتباط كاركرد ورزش با ديگر حوزه هاي است كه در شكل دهي به تاريخ داراي نقش مهمي اند. با آنكه توجه به ورزش در فرهنگ هاي گذشته وجود دارد ولي طبيعتاً اين توجه در اين فرهنگ ها محدود شده مي باشد. با وجود اهميت ورزش در جوامع مختلف اين حوزه از علم جامعه شناسي با غفلت و كوتاهي محققان و پژوهشگران در امر تحقيق و بحث هاي علمي روبرو است. اما دانشجويان و محققان مي توانند با پرداختن به ورزش و فرهنگ و با كار كردن در اين حوزه امكان پيشرفت اصول علمي اين رشته را فراهم آورند.» ( پارسامهر،1388: 18)

از مهمترين اهداف انديشمندان اجتماعي در حوزه فرهنگ و ورزش اين است كه به مطالعه آداب، سنت ها، نظام هاي ارزشي ورزش بپردازد.در حوزه مطالعات اجتماعي اين مساله وجود دارد كه جايگاه ورزش در سلسله مراتب علمي و فرهنگي مانند ساير عناصر فرهنگي از قبيل دين، هنر، ادبيات و… جايگاه اساسي و مهمي دارد. با توجه به اينكه اين پديده جايگاه بين المللي دارد اما همچنان در فرهنگ جوامع از منزلت و موقعيت رفيعي برخوردار نيست، با توجه به اين امر مي توان گفت از نظر جايگاه علمي تعداد انديشمندان تربيت شده در اين رشته نسبت به ساير حوزه هاي فر هنگ كمتر مي باشد.

در فرهنگ جامعه ما كه در عصر حاضر گرفتار سطحي زدگي و سياستزدگي شده است، مسائل، بحث ها و سوالاتي وجود دارد كه لازمة آن ريشه در فرهنگ دارد، خصوصاً نسل جوان حاضر جامعه ما نتوانسته پاسخ مناسبي در پيوند اين عنصر با فرهنگ دست يابد، پس لازمه حل اين مسائل، مشكلات و نيازهاي هوشمندانه از سوي نسل جوان، اجراي طرح هاي پژوهشي دقيق، اجراي دقيق و موشكافانة راهبردها، راهكارها و برنامه هاي اين پژوهش ها در سطح جامعه است؛ و تنها زماني اين امر ممكن است، كه سوالات اساسي مربوط به آن پاسخ داده شود.مطمناً نياز به درك وسيع تر روابط بين ورزش با ساير عناصر فرهنگي جامعه و پيوند متقابل در ايران امروز امري ضروري به نظر مي رسد. مطمناً ورزش بر سياست، اقتصاد، دين، خانواده، رسانه، آموزش و پرورش، ارتش، تكنولوژي، هنر،علم ، ادبيات و… تاثير مي گذارد. ما به شناخت دقيق تر و گسترده تر، اين روابط و همچنين علل و تاثيرات اين روابط نياز ضروري داريم.

جامعه شناسي و ورزش

جامعه شناسي ورزش رشته اي است نسبتاً جديدي همانند ساير شاخه هاي جامعه شناسي است،كه به توصيف، تبيين و تفسير واقعيت اجتماعي بنام ورزش و ابعاد آن در جامعه مي پردازد؛ و چگونگي تحول و دگرگوني هاي ورزشي را در طي زمان و مكان مورد بررسي قرار مي دهد.«جامعه شناسي ورزش به بررسي و مطالعه فرايندهاي اجتماعي مي پردازد.فرايندهاي اجتماعي پويايي است كه در كنش متقابل با يكديگر عناصر موجود در ساختار و فرهنگ اجتماعي را تقويت مي كند يا آن ها را به شكل هاي تازه اي در مي آورد.حيطه عمل اين فرايندها، افزون بر سطح خرد كه ناظر به روابط بين افراد و گروه هاي كوچك است، سطح كلان را نيز در بر مي گيرد.» (رحمتي،1389: 6)

ورزش به عنوان يك واقعيت اجتماعي كه با كنش هاي متقابل پيوسته از نوع رفتار رقابتي همراه است؛ و نشأت گرفته از فرهنگ موجود مي باشد، ساختار خود را تقويت مي كند. اين نوع فرایند رقابتي هم در سطح خرد و هم كلان بر ساختار جامعه اثر دارد و افكار عمومي و مخاطبان بسياري را به خود در جامعه و سراسر جهان تحت تاثير قرار مي دهد.

ورزش به عنوان يك فرایند در حوزه جامعه شناختي در سطح كلان به صورت انتزاعي يكي از خرده نظام هاي نظام اجتماعي است،كه درون آن شبكه هاي اجتماعي بزرگ و پيچيده مشغول به فعاليت مي باشند، اين فرایند علاوه بر رقابت، مبادله اجتماعي، تخصيص منابع،روابط منزلتي، قدرت،كجروي، ستيز، همكاري، سازگاري، جامعه پذيري عملكرد گروهي، خشونت و پرخاشگري را با خود به همراه مي دارد.

در حوزه مطالعات جامعه شناختي مي توان ورزش را مرتبط با حوزه هاي اشاره شده مورد پژوهش قرار دارد.

الف) در واقع بعد تاريخي و سير تكاملي را مي توان به طور عام و حتي ريشه برخي از شاخه هاي ورزشي را كه چگونه در جامعه به صورت سازمان يافته شكل گرفته بررسي كرد.

ب) ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي با ساير حوزه هاي زندگي بشر مانند خانواده، سياست،آموزش و پرورش، اقتصاد، رسانه هاي جمعي، رابطه تنگاتنگ و پيچيده كرد.

ج) ورزش به عنوان يك مهارت و فعاليت از طريق مكانيسم ها و سازوكارهاي خاص خود مي تواند در جامعه نهادينه شود. و افكار عمومي و مخاطبان بسياري را به خود جلب كند و به پارامترهاي چون بدن، جنسيت، طبقه اجتماعي، نژاد، قوميت، معلوليت ناتواني و…. شكل خاصي بدهد.

د) ورزش به عنوان يك سازمان اجتماعي،رفتار جمعي و گروهي را به همراه دارد و انگاره هايي از كنش متقابل رايج در هر محيط خاص ورزشي را مي تواند مورد بحث و مطالعه قرار دهد؛ كه چگونه ايجاد شده است.

هـ)وجود عوامل فرهنگي، ساختاري در جامعه مي تواند بر موقعيت ورزش در هر زمان و مكاني اثر گذارد و تجربيات ورزشي را براي جامعه رقم زند، در واقع فرايندهاي چون جامعه پذيري، رقابت، ستيز، همكاري، تضاد، قشربندي اجتماعي و تحولات اجتماعي در ارتباط با اين پديده مي تواند قابل پژوهش باشد.

بر اساس چنين ارتباطي ميان ورزش با ساير پديده هاي اجتماعي بايد اذعان كرد كه، جامعه شناسي ورزش نه به افراد بلكه به محيط اجتماعي موجود در ورزش، گروه هاي اجتماعي درگير آن، سازماندهي اين محيط ها، چگونگي تأثيرگذاري افراد و برخي از سياست ها در اين محيط ها و چگونگي تغيير چنين محيط هايي از طريق كنش ها و روابط بين افراد و… شكل مي گيرد.

جامعه شناسي ورزش به عنوان يكي از رشته هاي نوپا در دهه آخر قرن بيستم مورد مطالعه قرار گرفته است« جامعه شناسان با تأخير به اهميت ورزش به عنوان يك پديده تمام عيار فرهنگي- اجتماعي پي برده اند. تنها پس از آنكه ورزش با بسيج منابع انساني و مالي كلان در چارچوب تشكيلات سازمان يافته و قانونمند در اقتصاد ملي، در روابط بين المللي و در رسانه هاي گروهي، حضوري همه جانبه يافت، نهاد دانشگاهي و مؤسسات تحقيقاتي به موضوع ورزش به عنوان رفتار و عادت واره اي كه ساختار اجتماعي را بازتاب مي كند توجه كردند.» ( دوفرانس،1385: 7) بر اين اساس« جامعه شناسي ورزش را بايد نوعي مطالعه كنش متقابل مشاركت كنندگان ورزش در آن و توليد دانشي دانست كه براي تفسير، فهم و تبيين الگوهاي رفتار انساني و حل مسائل اجتماعي انسان در فعاليت هاي ورزشي بوجود آمده است.» ( تيموري آسفچي،1385: 1)

تبيين جامعه شناسي ورزش نوعي آگاهي است كه به كنش ورزشي با توجه به مسائل عمومي شكل مي گيرد. جامعه شناسي ورزش به رابطه متقابل حوزه ورزش با حوزه اجتماعي و تأثيرات متقابل بر يكديگر شكل گرفته است. در واقع« بخش اعظم جامعه شناسي ورزش به ميزان تأثير پذيري و تأثير گذاري هريك از اين پديده هاي اجتماعي با فعاليت هاي ورزشي مي باشد كه در هر جامعه اي متناسب با شرايط وضعيت آن جامعه مورد بررسي قرار مي گيرد.» ( نادريان جهرمي،1387: 25) در واقع ورزش به عنوان يك پديده جامعه شناختي در ارتباط با ساير پديده هاي مورد مطالعه در حوزه جامعه شناختي موجود در ساختار جامعه مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.

با توجه به اين امر مي توان در حوزه مطالعات جامعه شناختي ورزش قلمرو مطالعاتي آن را شامل مسائل زير دانست.

الف) نحوه تكوين و تكامل سازمان هاي ورزشي.

ب) موقعيت و منزلت اقتصادي و اجتماعي ورزشكاران.

پ) رابطه بين فرایند ورزشي و مسئله اجتماعي شدن.

ت) تاثير ورزش بر اوقات فراغت افراد.

ث) پيوند ورزش با مسائل اجتماعي و پيوندهاي كجروانه.

ج) ورزش و رسانه هاي جمعي.

چ) ورزش و انحرافات اجتماعي از قبيل نژاد پرستي، خشونت و فساد

خ) رابطه ورزش با ساير نهادهاي اجتماعي اوليه و ثانويه.

د) نقش ورزش در توسعه پايدار و همه جانبه.

ذ) نقش ورزش در اقتصاد و بالعكس و…

بنابراين ورزش از منظر مطالعات جامعه شناختي بيشتر از جنبه بيروني و به عنوان فرايندهاي اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد. حوزه مطالعاتي اين شاخه كمك بسياري به نحوه مديريت آن مي كند كه چگونه مي توان استعدادهاي ورزشي را در جامعه بازيافت و نهادينه كرد، اين پديده چه نقشي و جايگاهي بر روي طبقات اجتماعي دارد كه مرتبط با اين استعدادها و خلاقيت ها مي باشد.

ورزش از منظر جامعه شناختي مي تواند در حوزه سرمايه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و انساني مورد اهميت قرار گيرد و حتي به عنوان يك پديده مؤثر بر روي سياست، وفاق و تعادل اجتماعي اثر گذارد. از سوي ديگر مي توان علل رشد از خودبيگانگي و مافياي اقتصادي كه در ورزش وجود دارد و جامعه را دچار انحطاط اخلاقي كرده است و تنها اين پديده را به صورت يك حرفه تخصصي و ابزاري تحت پيروزي بيان مي كند و ابعاد اخلاقي ارزشي كمال انساني و اجتماعي را بي معنا كرده است، مورد ارزيابي و مطالعه قرار داد.

بنابراين جامعه شناسي ورزش قسمتي از علم ورزش است و فرد در مرحله اول به تحقيق رفتار و كردار اجتماعي- ورزشي مي پردازد. در اين رابطه بايستي از ورزش به عنوان يك نهاد اجتماعي نام برد. كه در آن فعل و انفعالات فيزيكي، بدني و همچنين روابط انساني- اخلاقي فرم مي گيرد؛ و رفتار اجتماعي انسان سرچشمه اش بر پايه كنش و واكنش بنا نهاده شده است، و يك نوع انتظارات چند جانبه مي باشد و بر اساس استانداردها ( نرم ها) و ارزش هاي اجتماعي- اخلاقي جهت يابي مي شود.

جامعه شناسي ورزش علمي است تحقيقي،كه با نظريه ها، تعاريف روش ها و با تكنيك تحقيقي- علمي عملكرد و فرایند تكامل ورزشي به عنوان قسمتي از نظام اجتماعي جامعه، در تكاپو مي باشد.علم جامعه شناسي ورزش از جهتي با علم ورزش و از سوي ديگر با جامعه شناسي رابطه مستقيم دارد. و از طرفي با جامعه شناسي ويژه(خاص) خويشاوندي نزديكي دارد. جامعه شناسي ورزش مي تواند در مرحله بعدي شناخت و آگاهي خود را در رابطه با جامعه شناسي تحقيقي و جامعه شناسي اجتماعي تكميل تر كند.

موضوع جامعه شناسي ورزش

جامعه شناسي ورزش در معناي عام همانطور كه در سطور قبل بيان شد، بدنبال شناخت تاثير جامعه و نهادهاي آن بر رشد و رونق ورزش و از سوي ديگر تاثير ورزش بر جامعه، نهادهاي آن، گروه هاي اجتماعي مختلف، طبقات اجتماعي متنوع اجتماع، افكار عمومي، صاحبان حاكميت، دولت و سياست و… مي باشد.از نگاه تخصصي جامعه شناسي ورزش در پي شناخت موضوعاتي مانند علل و و عوامل اثر گذار بر مشاركت و عدم مشاركت افراد در فعاليت هاي ورزشي مي باشد.

جامعه شناسي ورزش سعي بر اين دارد كه در جهت دهي راهكارها براي سازماندهي مجدد ساختار ورزش، برنامه ريزي براي ارائه ساخت يابي و سازماندهي رفتارهاي پرخطر ورزش چون (خشونت، ونداليسم، تهديد هاي ورزشي و…) افكار عمومي، رسانه ها، جامعه و صاحبان سياست را با خود همراه كند.

موضوع جامعه شناسي ورزش اشاره به تاثيرگذاري مشاركت افراد جامعه در فعاليت هاي ورزشي مي كند، بر اين اساس براي گروه هاي سني مختلف جامعه اعم از كودكان، نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و سالمندان از نگاه اجتماعي و فرهنگي پارامترهاي مؤثر تشويق و ترغيب به فعاليت هاي ورزشي را بيان مي كند.« مثلاً در مورد مشاركت يا عدم مشاركت زنان متأهل در ورزش به مسائلي چون نبود فرصت كافي براي مراقبت از كودكان، يا نداشتن پول كافي براي سپردن كودكان خود به مراكز نگهداري كودك، انتظار مردان از زنان خود براي مراقبت از فرزندانشان به عنوان مادر و فقدان وسايل حمل و نقل از خانه به مراكز ورزشي را به عنوان بخشي از دلايل عدم مشاركت زنان متأهل در ورزش مورد توجه قرار مي دهد. به همين منظور جامعه شناسان براي بهبود ورزش زنان بخصوص زنان متاهل توصيه هاي مانند، نياز به مراقبت دو جانبه از كودك از سوي هر دو والدين يا توصيه دسترسي به برابر به امكانات، توصيه به تغيير روابط سنتي بين زنان و مردان و ارتقاء كيفي اين روابط در جهت بهبود وضع زنان در خانه و جامعه را مطرح مي نمايند.» ( پارسامهر،1388: 16) در كنار اين موضوعات جامعه شناسي ورزش به نگرش هاي انتقادي از وضعيت موجود در ورزش با ديدي نقادانه به طرح مسائل پرداخته و راهكارهايي براي آن بيان مي كند.

اهداف جامعه شناسي ورزش

در يك تقسيم بندي كلي مي توان مهتمرين اهداف اين حوزه از فعاليت هاي انساني از نگاه مطالعات جامعه شناختي چنين بيان كرد.

  • جامعه شناسي ورزش هدفش از مطالعات علمي ورزش اين است كه رابطه متقابل بين ورزش با ساير نهادهاي اجتماعي را مورد بررسي قرار دهد.
  • جامعه شناسي ورزش به شناخت زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي تاثير گذار در تغييرات ورزشي در در درون يك جامعه است مي پردازد.
  • جامعه شناسي ورزش به شناخت، كاربردها، پيامدهاي اجتماعي، آسيب هاي فرهنگي، انحرافات ورزشي، تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي در ورزش چون سازگاري، رقابت، برخوردها و… مي پردازد.

بنابراين در حوزه مطالعه جامعه شناختي هدف اين است كه گسترش ورزش را به عنوان يكي از ابعاد مهم از روند زندگي جامعه در نظر گيريم، كه اين پديده بر رفتار انسان اثر گذار است؛ و اين حوزه به بررسي ارتباط جامعه و ورزش مي پردازد.

به نظر كوكلي[2] اهداف عمده جامعه شناسي ورزش چنين است «1- بررسي ارتباط بين ورزش و ساير جنبه هاي جامعه چون خانواده، تعليم و تربيت، سياست، اقتصاد، رسانه هاي گروهي مذهب تشكيلات اجتماعي، رفتار گروهي و الگوهاي واكنش اجتماعي كه در ورزش رخ مي دهد.2-عوامل فرهنگي و ساختاري و موقعيتي كه ورزش و تجارب ورزشي را متأثر مي سازد. 3-فرايندهاي اجتماعي كه در حاشيه جانبي ورزشي رخ مي دهد. فرايندهاي چون اجتماعي شدن، رقابت و مسابقه، همكاري و اتحاد مخالفت( تضاد) ايجاد تحرك و تحول اجتماعي.» ( قديمي،1386: 1)

جامعه شناس ورزش

جامعه شناس ورزش شيوه ها و روش هاي تحقيق منظم و دقيق علمي را كه بر پايه ديدگاه ها و نظريات جامعه شناسي بنا شده است در جهت شناخت تاثيري كه كنش ها و روابط متقابل بين افراد بر ورزش و محيط هاي ورزشي مي گذارد، مورد بررسي قرار مي دهد. پس جامعه شناس ورزش« شخصي است كه روي شناخت نقش ها، شرايط توسعه و سهم ورزش در جامعه مطالعه مي كند.» ( انشل و ديگران،1376: 228) وظيفه اساسي جامعه شناس ورزش اين است كه ورزش را به عنوان يك پديده جمعي و اجتماعي با روش هاي منظم و دقيق حوزه مطالعات اجتماعي مورد موشكافي قرار دهد.

جامعه شناس ورزش بايد تاثير ورزش در حوزه اجتماعي شدن افراد، نقش ورزش در كاهش آسيب هاي اجتماعي و انحرافات جامعه،رابطه طبقه اجتماعي با ورزش و فعاليت هاي مشاركتي در اين حوزه در جامعه، اثر ورزش در تغيير طبقه اجتماعي، روابط متقبل بين ورزش و سياستريال ورزش و دين، ورزش و فرهنگ، ارتباط ورزش با هبستگي اجتماعي ملي و بين المللي، تاثير ورزش بر الگودهي به افراد جامعه، تاثير ورزش به عنوان يك نهاد اجتماعي در ساختار جامعه امروز و…. توجه عميقي داشته باشد.

جامعه پذيري و ورزش

اجتماعي شدن يا جامعه پذيري[3] از مهمترين كاركردهاي جامعه است كه هريك از نهادهاي اجتماعي جامعه سهم خاصي صورت همگاني و اجباري در جامعه پذيريشهروندان دارند؛ و از اين طريق جامعه را به سمت اجراي هنجارهاي اجتماعي و رعايت ارزش هاي انساني و اخلاقي سوق مي دهند؛ بر اين اساس « جامعه پذيري يا اجتماعي شدن عملي يا فعاليتي است كه انسان بدون شخصيت خاص و بدون هويت خاص را كه فرد غير اجتماعي و فاقد ويژگي شخصي است، به فرد اجتماعي داراي شخصيت مشخص وهويتي متمايز از ديگران تبديل مي كند.» ( منادي،1387: 27)

جامعه پذيري از طريق ورزش هم مي تواند يكي از مهمترين كاركرد هاي جوامع صنعتي امروز باشد. همانطور كه در سطور قبل اشاره كرده ايم ورزش در جوامع صنعتي عصر حاضر به عنوان يكي از نهادهاي اجتماعي تأثير گذار بر ساختار جامعه و فرهنگ يك ملت مي تواند اثرات بسياري بگذارد.

جامعه پذيري از طريق ورزش به اين معناست كه وجود هنجارها، ارزش هاي حاكم بر روح ورزش بتواند بر فرد، انديشه و عقيده او اثر گذارد و انديشه و رفتار فرد را تبديل به مرام ديگر كند. ورزش در عصر حاضر مي تواند هم از طريق اخلاق و ارزش اجتماعي پسنديده بر فرد اثر گذارد و هم از طريق مكانيسم هاي رفتاري از خودبيگانگي، انحراف آميز فرد را تحت تأثير قرار دهد. در جامعه صنعتي امروز كه رشد از خودبيگانگي و فردگرايي و انتشار مسائل انحراف آميز و پيامدهاي آسيب زا و خشونت گرا از طريق ورزش بر ساختار جوامع اثرمي گذارد پديده اجتماعي ورزش از طريق اخلاق جوانمردي، گذشت، انصاف، و… مي تواند كمك بسياري به جامعه پذيري افراد از همان دوران كودكي تا بزرگسالي بنمايد.

در واقع عضويت افراد در تيم هاي ورزشي سبب اين مي شود كه در هنگام تمرين و انجام بازي بازيكنان ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي را بپذيرند و رعايت كنند، انجام چنين فرايندي جامعه پذيري منجربه تقويت همبستگي اجتماعي شده است. از نظر نيكسون و فراي انديشمندان جامعه شناسي ورزشي معتقدند« حاصل جامعه پذيري از طريق ورزش، يادگيري و شكل گيري باورها، نگرش ها، بهبود مهارت ها، و جامعه پذيري نقش ها و هويت جنسي است. اين آموخته ها به زمينه هاي ديگري زندگي ورزشكاران قابل انتقال است و موجب مي شود كه در زمينه هاي ديگر حيات خود نيز در فعاليت هاي گروهي و جمعي به صورت موفقيت آميزي عمل مي كنند. به عبارت ديگر آموزه هاي تربيتي كسب شده در فعاليت هاي ورزشي به موقعيت هاي ديگر زندگي ورزشكار منتقل مي شوند.» ( صداقت زادگان،1384: 61)

در واقع ورزش به عنوان يكي از كارگزاران جامعه پذير عصر حاضر و همچنين به عنوان يك نهاد اجتماعي جديد توانسته است از طريق عضوگيري در گروه هاي ورزشي يا از طريق وسايل ارتباط جمعي و سايت هاي رايانه اي جامعه پذيري را كه محدود و بسته بود، به گستره وسيعي از گروه هاي داوطلبانه انتقال يابد. در واقع اين امر بيشتر با استقبال جوانان و نسل نوجوان روبرو شده است و فرصت دستيابي به فرایند جامعه پذيري از طريق عضويت يا پيگيري مسائل ورزشي به سهولت انجام مي پذيرد.

در واقع نهاد اجتماعي ورزش به صورت خاص و ويژه فرایند جامعه پذيري را فراتر از خانواده و ساير نهادها در عصر حاضر گسترش مي دهد. وجود تنوع افراد در گروه هاي داوطلبانه غيرخويشاوند، تمرين هاي مداوم و مستمر در گروه هاي ورزشي مي تواند ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي را تقويت كند و اين تقويت و همبستگي و انسجام اجتماعي را در برخواهد داشت.

در حوزه جامعه پذيري از بعد ورزشي بايد اشاره به اين كنيم كه ورزش به عنوان عرصه اي مؤثر براي يادگيري ارزش ها و باورهاي مورد قبول و براي كسب ويژگي هاي منش مطلوب، مورد توجه مي باشد. در واقع از طريق جامعه پذيري ورزشي مي توان ارزش هاي مناسبي نظير خود انضباطي، رفتار جوانمردانه، قدرداني، كار سخت، رقابت و نيل به هدف را آموزش داد و همچنين حمايت اجتماعي بسيار قوي براي مشاركت ورزشي بوجود آورد.« اكثريت ادعاها دربارة ارزش مشاركتي ورزش بر نقش ورزش به عنوان يكي از كارگزاران جامعه پذيري تأكيد دارند. اما عليرغم وجود باورهاي فرهنگي قوي، شواهد اندكي براي حمايت از ادعاهاي صورت گرفته در مورد نقش ورزش در فرآيند جامعه پذيري وجود دارد.(مطالعات مقايسه اي بين روان ورزشكاران و روان غير ورزشكار و مطالعات مقايسه كننده زنان بسيار اندك است) و حمايت اندكي از اين ايده كنند كه ورزش براي جامعه پذيري كامل و مناسب ضروري است، يا اينكه مشاركت در ورزش منجربه ساخت منش، توسعه اخلاقي، جهت گيري رقابتي يا تيمي، شهروندي خوب با ويژگي هاي ارزشمند شخصيتي مي شود. ورزش ظاهراً تفاوت اندكي ايجاد مي كند. ورزشكاران‌ و غيرورزشكاران‌ از جهت‌ بسياري‌ از ويژگي‌هاي‌ شخصيتي‌ و جهت‌گيري‌هاي‌ ارزشي، قابل‌ مقايسه‌ هستند. مشاركت‌ ورزشي‌ هيچ‌ تأثير عمومي‌ روي‌ خودپنداري ندارد. اين‌ مشاركت‌ سبب‌ كاهش‌ پيشداوري‌ نمي‌شود، وجود آن‌ براي‌ توسعه‌ قدرت‌ رهبري‌ ضروري‌ نيست‌ و سازگاري‌ اجتماعي‌ الزاماً‌ افزايش‌ نمي‌يابد. نتيجه‌ عمومي‌ مورد قبول‌ جامعه‌شناسان‌ ورزش‌ اين‌ است‌ كه‌ زماني‌ كه‌ يك‌ تأثير جامعه‌ پذيري‌ آشكار يافت‌ مي‌شود، اين‌ تأثير نتيجه‌ فرايند گزينشي‌ است‌ كه‌ كودكان‌ و جوانان‌ را به‌ ورزش‌ جذب‌ كرده‌ و آنها را در ورزش‌ نگه‌ مي‌دارد، كساني‌ كه‌ با ارزش ها و ويژگي‌هاي‌ رفتاري‌ مورد تقاضاي‌ مربيان‌ راحت‌ بوده‌ و همين‌ منجر به‌ موفقيت‌ در ورزش‌ مي‌شود. كساني‌ كه‌ فاقد اين‌ ارزش ها و خصايص‌ مطلوب‌ هستند يا هيچ‌ علاقه‌اي‌ به‌ ورزش‌ نشان‌ نمي‌دهند، يا داوطلبانه‌ ورزش‌ را كنار مي‌گذارند (يعني‌ ترك‌ ورزش‌ كردن) و يا غيرداوطلبانه‌ (يعني‌ مربيان‌ آنها را كنار مي‌گذارند. » (تيموري آسفچي،1389: 2)

بالاخره‌ اين‌كه، جامعه‌پذيري‌ جوانان‌ و بزرگسالان، چه‌ مشاركت‌ كنندگان‌ در ورزش‌ و چه‌ غيرمشاركت‌ كنندگان، از طريق‌ تجلي‌ ورزش‌ در وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ صورت‌ مي‌گيرد. وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ از طريق‌ مديريت‌ تصوير ذهني دستكاري‌ سمبل‌ها و تفسير ورزشي، به‌ جامعه‌پذيري‌ مي‌پردازند. محصول‌ ورزشي‌ تبليغ‌ شده‌ در رسانه‌ كه‌ منعكس‌ كننده‌ ارزش هاي‌ محافظه‌ كارانه، اقتدارطلب‌ و مليت‌ گرايانه‌ مي‌باشد، به‌ گرمي‌ مورد پذيرش‌ مخاطبان‌ خود قرار مي‌گيرد؛ اين‌ محصول‌ بر آنها تحميل‌ نمي‌شود. « در شكل‌ پيام هاي‌ ارزشي‌ موجود در نمايش‌ ورزش‌ محتواي‌ سياسي‌ ضمني‌ وجود دارد. بعنوان‌ مثال، ونر در مطالعه‌ و شرح‌ مسابقه‌ سوپر باول دريافت‌ كه‌ محتواي‌ ارزشي‌ اين‌ مسابقه‌ بشدت‌ كار سخت، فردگرايي‌ شديد و غرور ملي‌ را تأييد و تصديق‌ مي‌كند. وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ به‌ يك‌ معنا، خالقان‌ فرهنگ‌ بوده‌ و به‌ ما اطلاعاتي‌ در مورد آنچه‌ كه‌ مورد قبول‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ مورد قبول‌ نيست، ارايه‌ مي‌دهند. بدين‌سان، وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ از طريق‌ نمايش‌ و تفسير رويدادهاي‌ ورزشي، نظم‌ تثبيت‌ شده‌ و وفاق‌ ارزشي‌ را تقويت‌ مي‌نمايند. اين‌ نمايش‌هاي‌ ورزشي‌ از طريق‌ وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ مي‌توانند بر ايده‌هاي‌ ما در مورد ورزش، ادراك‌ ما نسبت‌ به‌ جنسيت، نژاد، روابط‌ اجتماعي‌ و رفتار مناسب‌ و مقتضي‌ و بر تبعيت‌ و پيروي‌ ما از ارزش هاي‌ خاص، تأثير گذارند.» ( همان: 3)

پژوهش هاي اجتماعي شدن يا جامعه پذيري در ورزش با توسعه جامعه شناسي ورزش ارتباط مستقيم داشته است. طي دهه 60 و 70 براي تبيين جنبه هاي گوناگون شركت در فعاليت هاي ورزشي تلاش بسياري شده است؛ و اغلب مطالعات جامعه پذيري در حوزه ورزش حول دو مساله متمركز بوده است. « يكي پيشايندهاي شركت در ورزش يعني اينكه چگونه دقت چه شرايطي شخص به ورزش رو مي آورد و ديگر پيامدهاي شركت در ورزش اين دو فرایند را اجتماعي شدن را در نقش اجتماعي ورزش و اجتماعي شدن از طريق نقش اجتماعي ورزش نيز ناميده اند؛ لذا در اغلب منابع دو عنوان اجتماعي شدن در ورزش و اجتماعي شدن از طريق ورزش به چشم مي خورد. در اولي فرد در نقش ورزشي مانند ورزشكار اجتماعي مي شود. در دومي به يادگيري نگرش ها، ارزش ها، مهارت ها، و گرايش ها كلي، مانند جوانمردي، انظباط اشاره دارد كه تصور مي شود در فعاليت هاي ورزشي حاصل آيد. اجتماعي شدن از طريق ورزش عبارت است از تأكيد ورزش بر باورها و نگرش ها و…» ( عبدالله پور،1388: 2)

رويكردهاي كاركردگرايي جامعه پذيري از طريق ورزش بر اين مبناست كه ارزش فرد را قادر مي سازد كه با جامعه هماهنگ شود.اين هماهنگي از سوي تشويق و ترغيب خانواده، مربيان، معلمان به مشاركت ورزشي (افراد شكل مي گيرد. در مقابل رويكرد تضادگرايان در حوزه جامعه پذيري ورزشي اين عقيده اند كه نوعي بي عدالتي و نابرابري ورزشي بين طبقات جامعه وجود دارد طبقات مسلط از طريق ورزش ارزش ها و هنجارهاي خود و به طبقات پايين تحت سلطه اعمال مي كنند و اين روابط طبقاتي از طريق ورزش نسل به نسل منتقل مي شود. بنابراين رويكرد تضادگرا فرایند جامعه پذيري يا اجتماعي شدن از طريق ورزش را براي تشكيل نيروهاي كارآمد و در جهت سلطه سرمايه داري امري نابرابر داشته است و حتي از طريق جامعه پذيري ورزشي مي توان تقسيم كار، رهبري اقتدارگرا و انجام نقش هاي تخصصي را نيز به اعضاء آموزش داد. « در اين رويكرد فرایند جامعه پذيري از طريق ورزش به نيازهاي سرمايه داري خدمت مي كند. افرادي كه داراي قدرت اقتصادي هستند از آن براي حفظ امتيازات خود استفاده مي كنند. با وجود اين مي بينيم كه شركت در فعاليت هاي ورزشي از طرف جامعه تشويق مي شود نگرش منفي نسبت به ورزشي تاكنون نتوانسته است از ارزشمندي براي ايجاد خوي شهروندي بكاهد.» ( صداقت زادگان،1384: 63)

بنابراين جامعه پذيري ورزشي علاوه بر اينكه به آموزش مهارت ها از طريق مشاركت در فعاليت هاي ورزشي توجه مي كند، همچنين روابط متقابل و پيوندهاي شبكه اجتماعي را بين افراد حفظ و تقويت مي نمايد، مي تواند مهارت هاي اجتماعي، احساس هويت را در برگيرد. در واقع كاركردهاي بيان شده در حوزه جامعه پذيري ورزشي علاوه بر اينكه حوزه ورزشي ساختار ورزشكاران و يا علاقمندان به ورزش را تحت تاثير قرار مي دهد، اين كاركردها توانسته بر ساير حوزه هاي زندگي هم اثر گذارد و توانمندي هاي اعضاء تيم هاي ورزشي را بالاتر ببرد.

ورزش و منافع اجتماعي

اكثريت اعضاي جامعه با فوايد ورزش آشنا هستند، اين مساله در جوامع ناشي از سياست هاي عمومي جامعه است، يعني جامعه از طريق هنجارها و ارزش هاي موجود افراد و افكار عمومي را به سمت انجام فعاليت هاي ورزشي سوق مي دهند. ورزش علاوه بر اين امر كه نوعي سودمندي اجتماعي براي هر جامعه تلقي مي شود، داراي منافع اجتماعي خردتري چون « افزايش حرمت و اعتماد به نفس، صاحب قدرت و اختيار شدن گروه هاي فاقد مزيت هاي اجتماعي، اصلاح و بهبود توانايي هاي اجتماع به پذيرش ابتكار و نوآوري، تقليل در جرم و خرابكاري، تخلف و انحراف اجتماعي، افزايش همبستگي، تشويق بهترين بودن در جامعه، كمك به بهبود دورنماي اشتغال، ايجاد اشتغال و درامدهاي جديد، افزايش توليد بوسيله افزايش سطح سلامت نيروي كار، بهبود و افزايش سلامت عمومي در جامعه و ساير كاركردهاي فردي و اجتماعي آن را به عنوان بخشي از كاركردهاي آشكار ورزش در جامعه بر شمرد. (پارسامهر: 25)

در جامعه ايران امروزه ورزش به عنوان يكي از ابزراهاي قدرت توانسته نقش مهمي را براي افراد و صاحبان دولتي ايجاد كند، اين نوع قدرت تا به امروز به ساختار جامعه ورزشي ما آسيب هاي فراواني وارد كرده است و عدم تخصص گرايي را براي جامعه آسيب زده ورزشي من به همراه آورده است، متاسفانه از بعد ديگر افراد ورزشكار و تيم ها و فدراسيون هاي ورزشي هم به عناوين مختلف وارد حوزه سياست شده اند و بدون تجربه و دانش تخصصي كافي در امر سياسي و تنها به دليل وجود قهرمان پروي و منافع مالي به حوزه سياست پاگذاشته اند و به اين ساختار آسيب هايي در طي دهه هاي مختلف وارد كرده اند.

نتيجه گيري

ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي به بررسي ارزش ها و هنجارهاي فرهنگي يك جامعه پرداخته و به صورت ارتباط متقابل و مؤثر زواياي مختلف و ابعاد نو رفتار انساني رامورد توجه قرار مي دهد.اين پديده اثر گذار در عصر حاضر از طريق مراسم، آيين ها، نمادها، ارزش هاي مشترك، ابزار سلطه، خشونت گرايي، تجاري شدن، سرمايه اجتماعي و فرهنگي، سياسي شدن، رسانه اي شدن و… به عنوان يكي از مهمترين نهادهاي جامعه مدرن صنعتي و پساصنعتي است، كه بخش اعظم جمعيت هر كشور را به اشكال گوناگون با خود همراه كرده است.

ورزش به عنوان پديده اجتماعي تام، بسيج منابع انساني و مالي، تشكيلات سازمان يافته، گسترش روابط بين الملل، نوعي سرگرمي و تفريح رسانه اي، ارتقاي آگاهي محوري، سلامت رواني و جسمي، افزايش اعتماد و سرمايه اجتماعي،رشد توريسم، تخليه هيجانات و انفعالات روحي، پرورش اخلاق انساني و اجتماعي و… را به همراه دارد.

از منظر مطالعات جامعه شناختي، بررسي مسائل ورزشي با نوعي آگاهي به كنش هاي ورزشي، شناخت رفتارهاي ارزشمندانه، پرخاشگرانه، خشونت طلبانه، استفاده از داروهاي مجاز و غير مجاز، انگيزه هاي رواني در ميادين ورزش، افزايش حرمت و اعتماد به نفس، كمك به بهبود دورنماي اشتغال، پيامدهاي نامطلوب انحرافي- اقتصادي و اجتماعي تيم هاي ورزشي، گسترش تجارت و بازاريابي كالاهاي ورزشي، مسائل خصوصي سازي ورزش، سياست زدگي در حوزه ورزش، و… مي تواند همراه باشد.

جامعه شناسان بر اساس كاربردهاي ورزشي در جامعه چهار عامل را در تعريف ورزش به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته اند.اين عوامل شامل شرايط فيزيكي،مهارتهاي فيزيكي جنبه نهادي و رقابتي و برانگيخته شدن مشاركت افراد مي باشد. از مهمترين اهداف انديشمندان اجتماعي در حوزه پيوند فرهنگ با ورزش در اين است كه به مطالعه آداب، سنن، نظام هاي ارزشي مرتبط با فعاليت هاي ورزشي در جامعه بپردازد. در حوزه مطالعات اجتماعي اين مسأله وجود دارد كه جايگاه ورزش در سلسله مراتب علمي و فرهنگي مانند ساير عناصر فرهنگي از قبيل دين، هنر، ادبيات و… آيا مهم است؟

ورزش از منظر جامعه شناختي بيشتر از جنبه بيروني و به عنوان فرايند اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد. ورزش مي تواند در حوزه سرمايه هاي( اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و انساني) مورد اهميت قرار گيرد و حتي به عنوان يك پديده مؤثر بر روي سياست، وفاق، تعادل و منافع اجتماعي اثر گذارد. از سوي ديگر علل رشد از خودبيگانگي و مافياي اقتصادي كه در ورزش وجود دارد و جامعه را دچار انحطاط اخلاقي كرده است ،قابل بحث و بررسي است.

در يك تقسيم بندي كلي جامعه شناسي ورزش هدفش رابطه متقابل ورزش با ساير نهادهاي اجتماعي، شناخت زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي، كاركردها، پيامدهاي اجتماعي، آسيب هاي فرهنگي، انحرافات ورزشي، تحولات و دگرگوني هاي اجتماعي است.جامعه شناس ورزش شيوه ها و روش هاي تحقيق منظم و دقيق علمي جامعه شناسي را در جهت تاثيري كه كنش ها و روابط متقابل افراد بر فعاليت هاي ورزشي در محيط هاي ورزشي مي گذارد، مورد ضرورت قرار مي دهد.

جامعه پذيري ورزشي به اين معناست كه وجود هنجارها، ارزش هاي حاكم بر جامعه بر فعايت هاي ورزشي افراد اثر گذارست. جامعه پذيري ورزش به عنوان عرصه اي مؤثر براي يادگيري و كسب ويژگي هاي منش مطلوب، مي باشد. رويكرد كاركردگرايي جامعه پذيري ورزش نوعي هماهنگي با اهداف جامعه است كه از سوي نهادهاي اجتماعي شكل مي گيرد. رويكرد تضاد در حوزه جامعه پذيري ورزشي اين پديده را نوعي بي عدالتي و نابرابري بين طبقات جامعه مي داند، طبقات مسلط از طريق ورزش ارزش ها و هنجارهاي خود و به طبقات پايين تحت سلطه اعمال مي كنند، و ورزش در خدمت جامعه سرمايه داري دانسته است.

پيشنهادات و راهكارها

  • برنامه ريزان آموزش عالي در دانشگاه ها در حوزه مطالعات بين رشته اي اهميت علمي و پژوهشي به ايجاد مطالعات جامعه شناختي و انسان شناسي ورزش دهند.
  • رسانه هاي جمعي جامعه با فراهم نمودن ميزگردها، مصاحبه هاي تخصصي و بين رشته اي ورزش را با حوزه فرايند جامعه پذيري پيوند زنند و آموزش مستمر به شهروندان دهند.
  • تبليغات اجتماعي در حوزه جامعه پذيري ورزش در محيط هاي ورزشي مي تواند كمك بسياري به اجتماعي شدن ورزشي شهروندان به نمايد.
  • آموزش مديران ورزشي در سطوح ملي- منطقه اي از سوي وزارت ورزش و نهادهاي زير مجموعه براي آشنايي با مهمترين مسائل جامعه شناختي ورزش امري ضروري و مستمر مي باشد.
  • تعليم برنامه هاي متنوع براي ورزشكاران، مربيان و هواداران تيم هاي ورزشي در حوزه تقويت و استمرار اخلاق اجتماعي از سوي سازمان ها و نهادهاي ورزشي امري ضروري به نظر مي رسد.
  • تشويق و ترغيب محققان و پژوهشگران اجتماعي به انجام مطالعات علمي و كاربردي اثرات مثبت و پيامدهاي منفي ورزش در حوزه جامعه شناختي بيشتر بايد تقويت شود.
  • ارائه تدابير اجتماعي و نظارت بر حوزه مسائل مرتبط با ورزش از منظر جامعه شناختي و ساير رشته هاي مرتبط در سازمان هاي ورزشي جامعه كمتر مورد اهميت قرار گرفته است.
  • جدايي سياست در حوزه فعاليت هاي ورزشي و عدم استقرار مديران متخصص به امر ورزش و دانش همه جانبه تربيت بدني در جامعه ما بايد امري لازم و ضروري در نظر گرفته شود.
  • حاكميت و برنامه ريزان ورزش اجتماعي آن بايد بتوانند از طريق پديده ورزش اعتماد اجتماعي، جامعه به خصوص نسل جوان را ارتقاء دهند كه اصلاً به اين مساله توجه نمي شود.
  • رشد توريسم ورزشي پايدار در جامعه ايران با توجه به پوشش و تنوع محيطي جزء ضرورت هاي سازمان ورزش جامعه ما بايد قرار گيرد، كه به اين مساله چندان اهميتي داده نشده است.
  • متوليان ورزش جامعه بايد بتوانند بر اساس شايسته سالاري تخصصي و اسلامي نيروهايي مجربي را در حوزه هاي ورزش براساس دستاوردهاي روز و فني عصر حاضر به صورت مسمتر پرورش دهند، كه اين مساله چندان اهميت داده نشده است.
  • سياست هاي اجتماعي و فرهنگي متناسبي بايد در نهاد قانونگذار جامعه و كميته تخصصي ورزش براي جلوگيري از انحطاط اجتماعي و فرهنگي ورزش جامعه ما اتخاذ شودآ اين تادبير و استراتژي ها نبايد شتابزدگي سطحي، سياسي و ديني داشته باشد.
  • نظارت جامعه ما به صورت اجتماعي بايد آنقدر قوي در حوزه ورزش باشد كه از فسادهاي اقتصادي،اخلاقي و رسانه اي در حوزه ورزش قبل از وقوع جلوگيري كند.
  • تدابيري از سوي رسانه ها براي پاسداشت اخلاق و احترام به بزرگان ورزشي وتقويت اين كاركردها، همچنين بزرگداشت آيين ها و مراسم هاي فرهنگي و مردم شناختي ورزشي در جامعه ما بيشتر بايد مورد ضرورت قرار گيرد.
  • كنترل نهادينه شده اجتماعي از سوي سازمان هاي مرتبط با ورزش در حوزه مساله شايعه و دروغ در بين افكار عمومي در مهمترين ورزش هاي جامعه ما بايد موكدا و پيوسته تقويت شود.

منابع

اچ. انشل، مارك و ديگران،(1376). واژه نامة علوم ورزشي. ترجمه حسين سند گل و ديگران، چاپ اول، انتشارات كميته المپيك، تهران.

پارسا مهر، مهربان،(1388). جامعه شناسي ورزش، چاپ اول، انتشارات دانشگاه يزد، يزد.

پارسا مهر، مهربان،. ديدگاه هاي نظري در جامعه شناسي ورزشو تربيت بدني، در دست چاپ و ويراستاري

تيموري آسفچي، عباس،(1385). درآمدي بر جامعه شناسي ورزش، قابل دسترس در http://www.fasleno.com

تيموري آسفچي، عباس،(1389). جامعه پذيري ورزش و رابطه آن با مور بين الملل، قابل دسترس در http://www.fasleno.com

دوفرانس، ژاك،(1385). جامعه شناسي ورزش. ترجمه عبدالحسين نيك گهر، چاپ اول، نشر توتيا، تهران.

رحمتي، محمد مهدي،(1388). جامعه شناسي خشونت ورزشي. چاپ اول،شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران.

صداقت زادگان، شهناز،(1384). جامعه پذيري از طريق ورزش. فصلنامه المپيك، شمارة4( پياپي 33)، سال سيزدهم انتشارات كميته المپيك جمهوري اسلامي ايران، تهران. قابل دسترس در www.sid.ir

صديق سروستاني، رحمت الله،(1372). درآمدي بر جامعه شناسي ورزش. فصلنامه المپيك، شمارة1، انتشارات كميته المپيك جمهوري اسلامي ايران، تهران.

قاسمي، وحيد، ذوالاكتاف، وحيد، علي وند، علي،(1389). جامعه شناسي ورزش ( ونداليسم و اوباشگري در ورزش فوتبال). چاپ اول، انتشارات جامعه شناسان، تهران.

قديمي، بهرام،(1386). جامعه شناسي ورزش، روزنامه ايران، نسخه شماره 1623 قابل دسترس در آشيو سايت روزنامه ايران.

عبدالله پور،سجاد،(1388). نقش ورزش در سلامت رواني- اجتماعي قابل دسترس در www.migna.ir

كوئن،بروس،(1381). درآمدي بر مباني جامعه شناسي. ترجمه محسن ثلاثي. چاپ سيزدهم، نشر توتيا، تهران.

منادي، مرتضي،(1386). درآمدي بر جامعه شناختي بر جامعه پذيري. چاپ اول، انتشارات جيحون، تهران.

منفرد، حسين،(1386). جامعه شناسي ورزش و تربيت بدني. قابل دسترس در http:/monfared-hosein.blogfa.com

نادريان جهرمي، مسعود،(1387). مباني جامعه شناسي در ورزش . چاپ اول، نشر بامداد صبح، تهران.

ويس، اُتمار،(1389). مباني جامعه شناسي ورزش. ترجمه كرامت الله راسخ، چاپ اول، نشر ني، تهران.

1-E.Durkheim

[2] -Coakley

[3] -Socialization

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *