روشهایی برای حل مساله

روشهایی برای حل مساله:

تکنیک های حل مسئله راه حلی جهت برطرف کردن مشکل ارائه نمی کنند،بلکه وسیله ای هستند برای شناسایی علل بوجودآمدن مشکلات. تحلیلگر با استفاده از قدرت نوآوری و خلاقیت خود و تیم حل مسئله، نسبت به برطرف کردن مشکل، راه حل ارائه نماید.در دنیای دگرگونی ها اگر ما نتوانیم خود را با سیر شتابان تحولات سازگار سازیم و دانش ، محصول یا خدمت جدیدی برای عرضه نداشته باشیم ، دچار زوال خواهیم شد.

از دلایل عدم بروز خلاقیت در سازمان ها ، نبود یک سیستم مدون جهت آموزش خلاقیت ، عدم وجود محیط سازمانی مناسب برای ایجاد خلاقیت و مدیریت نامناسب خلاقیت می باشد. برای تبدیل سازمان به یک سازمان خلاق و نوآور نیاز به ارائه روش ها و راهکارها و تدوین الگوی مناسب و بومی حس می شود.پديده خلاقيت و نوآوري مثل بسياري از خصيصه هاي انساني در آحاد نوع بشر يافت مي شود و اين انگيزشها و شرايط محيطي و فردي است كه، عامل خلاقيت را آشكار مي كند.خلاقيت بعنوان يك حالت رواني و ذهني كه در قلمرو علم روانشناسي است ظهور مي كند و از آنجايي كه عمده كار و فعاليت انسان در سازمانها انجام مي شود، عامل ايجاد و پرورش خلاقيت در محدوده علم و هنر مديريت قرار مي گيرد . مديران مي توانند ظهور خلاقيت را در سازمانها با ايجاد زمينه هاي مناسب، تسريع ويا با ايجاد فضاي نامناسب آن را عقيم نمايند.              

خلاقيت ميلي ذاتي است كه در وجود انسان به وديعه نهاده شده و انسان مظهر خلاقيت الهي است(مطهري،1372) .تحولات پرشتاب جهاني در عرصه علم و صنعت، جوامع بشري را بر آن داشته تا با نگرشي جديد به دارايي هاي غير عيني، در صدد افزايش توانايي هايي خود، براي همگامي با اين تغييرات باشد. در حقيقت سكون و بي حركتي در دنياي متغير امروز چه برای یک سازمان و چه برای یک کشور در هر اندازه که باشد، نتیجه ای جز نابودی به همراه نخواهد داشت. امروزه خلاقيت و نو آوري نه به عنوان يك نياز بلكه به عنوان شرط بقاء هر سازمان یا جامعه تلقي گرديده و بر آموزش و كسب مهارت هاي لازم در بكارگيري اين استعداد ويژه بشري تاكيد بسياري شده است.” كليدي ترين مساله در جامعه ما و تمام جوامع در حال توسعه ،خلاقيت است .يعني مساله اي كه با آن درست برخورد نشده است.خلاقيت نه ژنتيكي است و نه مربوط به نژادي خاص، بلكه اكتسابي است. حتي دركشور هاي پيشرفته نيز اگر سيستم هاي خلاق آنها ازكار بيافتد، از رقابت ها عقب مي افتند و نابود مي شوند لذا تنها راه نجات كشورهاي در حال توسعه خلاقيت است و راه ديگري ندارند.”(خوشنویس 1387)

بديهي است براي همگامي يا اين تحولات، ارائه ايده ها و نظريه هاي جديد و باز سازي علوم مختلف امري اجتناب ناپذيرمي باشد و خلاقيت ( عليرغم قدمت تاريخي آن ) به عنوان شاخه اي جديد در علوم بشري به معناي مجموعه توانايي ها و خصيصه هايي كه منجر به ارائه كيفيت هاي تازه اي از مفاهيم و معاني گرديده و منشاء ابتكارات و نوآوري ها مي باشد مطرح است. خلاقيت از جنس تفكر بوده و يك توانايي محسوب مي گردد، در نتيجه قابل پرورش يافتن و يا در صورت عدم توجه، محكوم به تحليل رفتن است.

مقصود از آموزش خلاقيت، پي بردن افراد به ذاتي بودن آن در عين حال تاثير پذيري شگرف آن از محيط اطراف و امكان پرورش آن در تمامي انسان ها بدون در نظر گرفتن سن، جنس، تحصيلات و يا شغل مي باشد.

اهداف آموزشی موردنظر در نگارش این متن به شرح زیر می باشد :

1 -آشنایی با ضرورت بکارگیری نیروی خلاق چه از نظر فردی و چه از نظر سازمانی

2- شناخت كافي نسبت به مفاهيم هوش و خلاقيت وتفاوت بين اين دو كسب نمايند

3- با عوامل موثر بر خلاقيت، باور هاي غلط نسبت به اين عوامل و ويژگي هاي افراد خلاق آشناگردند

4- آگاهی از موانع موجود در بروز و يا افزايش استعداد خلاقيت

5- شناخت و بكارگيري تكنيك هاي موجود پرورش خلاقيت

6- آگاهی مدیران از راهکارهای ایجاد خلاقیت در سازمان و خصوصیات مدیران خلاق

7- نظامند کردن فعالیت های مرتبط با خلاقیت در سازمان و ارائه مدل

8- آشنایی با تکنیک های خلاقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *