مکاتب اصلی اقتصادی – نئوليبراليسم

نئوليبراليسم نئوليبراليسم در وهله ي نخست نظريهاي در مورد شيوه هايي در اقتصاد سياسي است که بر اساس آنها با گشودن راه براي تحقق آزاديهاي کارآفرينانه و مهارت هاي فردي در چهارچوبي نهادي که ويژگي آن حقوق مالکيت خصوصي قدرتمند، بازارهاي آزاد و تجارت آزاد است، ميتوان رفاه و بهروزي انسان را افزايش داد. از…

ادامه مطلب

مکاتب اصلی اقتصادی – نئوکلاسيسم

نئوکلاسيسم نئوکلاسيسم عدم تحقق پيشبينيهاي اقتصاددانان کلاسيک با واقعيت و انتقادات شديدي که سوسياليست‏ها و پيروان مکتب تاريخي قديم به اصول مکتب کلاسيک کردند?باعث شد که تجديد نظر در اصول کلاسيک واجب وانمود کند.اقتصاددان انگليسي ويليام استانلي جونس چند سال بعد از کتاب سرمايه مارکس کتاب خود را با عنوان نظريه اقتصاد سياسي انتشار داد…

ادامه مطلب

مکاتب اصلی اقتصادی – فيزيوکراسي

فيزيوکراسي فيزيوکراسي يا فيزيو کراتيسم به معني تسلط طبيعت و در واقع آموزه اقتصاد ملي طبيعت ميباشد.دوران حيات اين مکتب از سال ???? همزمان با «تابلوي اقتصادي» دکتر کنه بنيان گذار اين مکتب تا سال ???? يعني در تاريخ انتشار کتاب معروف و ارزشمند «ثروت و ملل» آدام اسميت ميباشد. در واقع حيات اين مکتب…

ادامه مطلب

مکاتب اصلی اقتصادی – مکتب سوداگري يا مرکانتيليسم

مکتب سوداگري يا مرکانتيليسم   مکتب سوداگري يا مرکانتيليسم (به فرانسوي: Mercantilisme) از قرن شانزدهم تا نيمه قرن هجدهم رواج داشت و بيشترين سهم را در ايجاد خصلت تهاجمي خصومت و رقابت و استعمار در نظام اقتصادي سرمايه داري داشت. نظريات مکتب مرکانتيليست اگر چه متناسب با رونق تجارت و اهميت روز افزون مبادلات بينالمللي…

ادامه مطلب