راهكارهاي توسعه منابع انساني در سازمانهاي نوين
بي ترديد منابع انساني در همه اعصار و قرون، مهمترين عامل دستيابي به توسعه بشمار ميرفته و همواره بعنوان موتور توسعه مطرح شده است. در عصر حاضر نيز كه بشر به پيشرفتهاي فوق العاده در زمينه علوم و تكنولوژي دست يافته، به رغم نقش تكنولوژي در تحقق توسعه اقتصادي و صنعتي، نه تنها از اهميت منابع انساني كاسته نشده بلكه توجه به موضوع” منابع انساني” بعنوان خالق و بكار گيرنده فن آوري، ضرورتي روز افزون يافته است.
در توسعه منابع انساني در سازمان همواره بايد ظرفيتهاي جديد انساني شناسايي شوند تا توسعه قابليتها و كيفيتهاي انساني بصورت يك فرآيند دائمي انجام شود.
توسعه منابع انساني:
توسعه منابع انساني به مفهوم توليد فكر وايده توسط كاركنان سازمان است ومفهوم جديد آن ايجاب مي كند كاركنان به كيفيت ها و مهارت هايي مجهز شوند كه با دلسوزي و تعهد كامل توانمنديها ، انرژي، تخصص و فكر خود را در راستاي تحقق مأموريت هاي سازمان قرار دهند و به طور دائم براي سازمان ارزش هاي فكري وكيفي جديدي پديد آورند.
در مفهوم جديد توسعه منابع انساني داراي مؤلفه هاي زير است:
- ايجاد آگاهي علمي و ارتقاء دانش كاركنان
- توليد رفتارهاي علمي و متعادل در كاركنان
- ايجاد ارزش افزوده بعنوان كيفيت در كاركنان
- ارتقاء قابليتهاي كاركنان
- توسعه مهارتهاي انجام كار
- به روز كردن اطلاعات كاركنان
- توانايي حل مسائل به شكل علمي
- درست انجام دادن كار
- تصميم گيري عقلايي
- رشد شخصيت هماهنگ در كاركنان
- توانايي تركيب اطلاعات و ساختن مجموعه هاي جديد
آموزش مستمر كاركنان:
مهم ترين ركن هر نظامي را نيروي انساني تشكيل مي دهد كه مي تواند كشور را به سوي اهداف توسعه هدايت كند . استفاده صحيح از نيروي انساني به مثابه ارزشمند ترين و بزرگترين ثروت هر جامعه به صورت مسئله اي حائز اهميت همواره مورد توجه دولت ها بوده است ، به عبارت ديگر مي توان گفت كه انسان هم هدف توسعه و هم عامل آن محسوب مي شود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل توجهي به نحوه ي اداره و مديريت اين ثروت و منبع حياتي بستگي يافته است .
در مفهوم توسعه منابع انساني در سازمان، هدف ايجاد مهارتهايي است كه فرد بتواند خود را براي احراز مشاغل بالاتر و يا مسئوليت سنگين تر آماده كند ، بنابراين برنامه هاي آموزشي توسعه منابع انساني به منظور رشد افراد بدون ارتباط با مشاغل جاري يا آتي سازمان است؛ اين بدان معنا نيست كه نتيجه حاصل از برنامه هاي آموزشي توسعه در مسائل جاري يا آتي افراد سازمان بدون استفاده باشد بلكه برنامه هايي طراحي مي شوند ودر يك كلام هدف برنامه آموزشي توسعه اين است كه سازمان را هميشه زنده وپا بر جا نگهدارد تا روند انطباق و تغيير روش ها وسياست ها در سازمان به سهولت انجام پذيرد . توسعه منابع انساني داراي فرآيندي مشتمل بر معاينه وتشخيص و پيشگيري و درمان است براي اينكه اين فرآيند بطور كامل منجر به توسعه منابع انساني شود ، ارزيابي عملكرد بايستي رابطه تنگاتنگي با آموزش نيروي انساني داشته باشد . در فرآيند توسعه منابع انساني كار معاينه وتشخيص را ارزيابي عملكرد و كار پيشگيري و درمان را آموزش از طريق برقراري آموزشهاي مورد نياز و جهت دار انجام مي دهد.
آموزش يكي از پيچيده ترين وظايف در اداره امور هر سازمان و به ويژه در مديريت نيروي انساني است . پس از نظام جذب ، نظام بهسازي و به كارگيري مناسب منابع انساني قرار دارد . در حقيقت آموزش از مهم ترين اقدامات و برنامه هاي هر سازماني بوده و نظام آموزشي تكميل كننده نظام استخدامي به شمار مي رود باعث توانمندي نيروي انساني موجود شده و موفقيت هاي آتي را تضمين مي كند آموزش مستمر و بهسازي باعث بينش و بصيرت عميق تر دانش و معرفت بالاتر و توانايي و مهارت بيشتر انسان هاي شاغل در سازمان براي اجراي وظايف محول شده و در نتيجه موجب نيل به توسعه منابع انساني و هدف هاي سازماني با كار آيي و ثمربخشي بهتر و بيشتر است .
بطور كلي هدف از آموزش مستمر كاركنان در سازمان را مي توان در موارد زير خلاصه نمود:
1- تسهيل در راه نيل به اهداف سازماني .
2- ايجاد هماهنگي در نحوه انجام كارها و جلو گيري از تداخل وظايف و مسئوليت ها و دوباره كاري ها در سازمان .
3- شكوفا كردن استعدادهاي نهفته كاركنان و تقويت روحيه و ايجاد ثبات در سازمان
4- كاهش در نظارت هاي مستقيم و غير مستقيم .
5- ايجاد رضايت شغلي و كاهش ميزان تمرد و كشمكش و غيبت و ساير رفتارهاي ناهنجار و تقليل سطح هزينه ها و حوادث .
6- تقليل ميزان هزينه هاي عمومي و بهبود كمي و كيفي محصولات و يا خدمات ارائه شده توسط سازمان .
7 – تقويت حس وفاداري و ايجاد حس انعطاف پذيري لازم و همبستگي كاركنان نسبت به سازمان .
8- ايجاد اعتبار و ارزش كاركنان و ارتقاي سطح زندگي كاركنان از طريق ارتقاي شغلي و تامين آتيه آنها .
9- ايجاد زمينه رشد و موفقيت در امور شغلي ، اجتماعي ، انفرادي ، خصوصي .
10- كمك به افزايش كارآيي فردي و اثربخشي سازماني .
بهره گيري از مشاركت كاركنان:
بهره گيري از مشاركت كاركنان در مديريت و اجراي برنامه در سازمان امروزه يكي از اصول اساسي در مديريت كيفيت بشمار مي رود.
كاركنان جوهره سازمان بوده و مشاركت آنها باعث خواهد گرديد تا توانايي هايشان مزيت سازمان محسوب گردد. ايجاد انگيزه، تعهد و مشاركت كاركنان نسبت به سازمان، نوآوري و خلاقيت در پيشبرد اهداف سازمان را به ارمغان خواهد آورد.
ايجاد مسووليت پاسخگويي كاركنان در رابطه با عملكردشان و همچنين ايجاد اشتياق در مشاركت و همكاري ايشان زمينه ساز توسعه هرچه بهتر منابع انساني سازمان و در نتيجه بهبود مستمر در سازمان خواهد بود.
بكارگيري اصل مشاركت كاركنان در سازمان عموما باعث مي گردد كه:
• كاركنان اهميت همكاري و نقش خود را در سازمان درك كنند.
• كاركنان محدوديت هاي عملكردشان را شناسايي كنند.
• كاركنان مالكيت مسايل را پذيرفته و مسووليت حل آنها را عهده دار شوند.
• كاركنان عملكرد خود را در راستاي مقاصد و اهداف شخصي ارزيابي نمايند.
• كاركنان فعالانه فرصت هاي افزايش صلاحيت، دانش و تجربه خود را جستجو نمايند.
• كاركنان آزادانه دانش و تجربيات خود را به اشتراك گذارند.
• كاركنان آشكارا در خصوص مسايل و عواقب آن بحث كنند.
بدين منظور پيشنهاد مي شود در برنامه ريزيهاي سازمان از روش برنامه ريزي تعاملي كه بر سطح بالايي از مشاركت كاركنان تأكيد دارد استفاده شود. مشاركت در سازمان مي تواند قدرت و نفوذ، وحدت و انسجام را توسعه دهد و در نتيجه بهتر مي تواند وظايف تعيين شده را انجام دهد.
نقش فناوري اطلاعات در توسعه منابع انساني:
در دنياي فعلي، فناوري اطلاعات، خميرمايه توسعه انساني در سازمان و جامعه است و محورهاي اساسي توسعه منابع انساني و ماهيت آن را نيز متناسب با نياز جامعه و انسانها تعيين مي كند. در توسعه منابع انساني، همواره بايستي ظرفيتهاي جديد انساني را شناخت، تا توسعه قابليتها و كيفيتهاي انساني به صورت يك فرآيند دائمي انجام شود. تحقق اين امر در گرو بهرهگيري از فناوري اطلاعات است، چون در فرآيند فناوري اطلاعات دائماً اطلاعات توليد، پردازش، توزيع و مديريت ميشود، بنابراين، فناوري اطلاعات زماني حلال مشكلات خواهد بود كه در خدمت توسعه و پرورش انسانها قرار گرفته و قابليتهاي انساني باهم تلفيق و به توسعه و بهرهوري منجر گردد.
مفهوم فناوري اطلاعات:
فناوري اطلاعات قبل از اينكه يك سيستم سختافزاري و مجموعهاي از الگوها باشد يك نظام فكري و فرهنگي است و ميتوان آن را فرهنگ توليد اطلاعات ناميد.
بدون ايجاد فرهنگ توليد اطلاعات، نظام IT نمي تواند دوام داشته باشد. بنابراين، آنچه در
IT مهم است تفكر اطلاعات گرا است. فناوري اطلاعات از اتصال و تركيب مجموعهاي از فكرهاي مفيد توليد شده شكل ميگيرد و كامپيوتر و سوپركامپيوترها و سيم و كابل و ابزارهايي از اين قبيل نيست. در فناوري اطلاعات، فكر انسانهاي خردمند است كه توليد اطلاعات ميكند.
فناوري اطلاعات (IT) يعني روشهاي توليد و جمعآوري اطلاعات و استفاده از آن در جامعه و سازمان فناوري اطلاعات با كوچككردن، ارزان كردن و كاربري ساده برنامههاي كامپيوتري باعث شده دسترسي به اطلاعات از هرجا و توسط هر شخص به راحتي صورت گيرد. پايگاههاي اطلاعاتي برگرفته از مفهوم فناوري اطلاعات فرآيندهاي پيچيده درون سازماني را تسهيل كرده و بااتصال سازمانها به همديگر، شبكههاي سازماني را بنا نهاده است و ديدگاههاي ميان مدت مديران به ديدگاههاي بلندمدت بدل شده است. بهطور كلي در مفهوم فناوري اطلاعات مولفههاي زير وجود دارد:
فرهنگ توليد اطلاعات؛ اطلاعات گرايي؛ جمعآوري اطلاعات؛ خلاصه سازي اطلاعات؛ تحليلگري؛ حساسيت اطلاعاتي؛ پردازشگري؛ تفكر شبكهاي؛ بهينهسازي؛ يكپارچهسازي؛ پژوهشنگري؛ روشسازي؛ ذخيرهسازي؛ انتقال اطلاعات.
بطور خلاصه فناوري اطلاعات در ابعاد زير مي تواند به توسعه انساني منجر شود:
- توسعه حرفه اي
- نهادينه شدن تغيير و نوآوري
- تقويت مهارت ادراكي
- تقويت مهارت تصميم گيري
- ايجاد روحيه پژوهشي در كاركنان و ….
مي توان گفت فناوري اطلاعات بعنوان مجموعه افكار توليد شده كه بوسيله مكانيسمهاي سخت افزاري در اختيار افراد و سازمانها قرار مي گيرد قادر است نقش عمده اي را توسعه منابع انساني در سازمان ايفا كند.
نتيجه:
در مفهوم جديد توسعه منابع انساني، انسانهاي سازماني بايستي به كيفيتهايي مجهز شوند كه هيچگونه مشكلي با سازمان نداشته باشند و با دلسوزي و تعهد و بينشي علمي، تمام توانمنديها، انرژي،تخصص و فكر خود را در راستاي تحقق مأموريتهاي سازماني قرار دهند و دائماً براي سازمان ارزشهاي فكري و كيفي جديدي توليد كنند. درك اهميت منابع انساني سازمان و توسعه آن از مهمترين عوامل كليدي در موفقيت و اثربخشي سازمان است زيرا تنها مزيت رقابتي پايدار سازمان، انسانهاي مشغول بكار در آن هستند. براي موفقيت و ارتقاء اثربخشي سازمان بايستي همواره سيستمها و سرمايه هاي سازماني را در جهت حمايت از سرمايه گذاري در جهت توسعه منابع انساني سوق داد.
به بيان ديويد ج. مك لافلين(1984) بايد ابتكار عمل را در دست گرفت و محيطي را فراهم ساخت تا استعدادهاي دروني و نهفته افراد در آن شكوفا شود و در نتيجه آن سلامت و بهبود سازمان تأمين گردد.
آموزش مستمر و بهره گيري از مشاركت افراد در سازمان بطور مستقيم با پرورش و شكوفايي بالقوه استعداد كاركنان مرتبط است و مي تواند در توسعه منابع انساني نقش عمده اي را ايفا نمايد. علاوه بر آن امروزه ارائه دانش لازم و تغيير و جهت دهي به آن در منابع انساني از طريق فناوري اطلاعات به سهولت انجام مي گيرد و كاركنان يك سازمان يا جامعه را در ابعاد مختلف توسعه مي بخشد.
بنابر اين توجه به سه موضوع كلي مطرح شده مي تواند در توسعه منابع انساني در سازمانهاي امروزي مفيد و مؤثر واقع شود.
منابع و مآخذ:
– بافورد، جيمز ا و آرتور جي بديان(1375) ، مديريت در ترويج(ترجمه دكتر محمد چيذري) ، تهران: مديريت مطالعات و بررسيها- وزارت جهاد سازندگي
- سلطاني، ايرج(1382) ، نقش تكنولوژي اطلاعات در توسعه منابع انساني، ماهنامه تدبير، شماره 138
- وارث، سيد حامد(1377) ، ظهور تكنولوژي اطلاعات، ماهنامه تدبير، شماره87
- استفاده از بانك مقالات فارسي سايت http:www. Mydocument.ir