گونه های تصمیم گیری:
۱- تصمیم گیری غیرفعال(حال گرایی)
۲- تصمیم گیری انفعالی(گذشته گرایی)
۳- تصمیم گیری فعال(آینده گرایی)
۴- تصمیم گیری فوق فعال(آینده سازی)
۱- تصمیم گیری غیرفعال(حال گرایی):
هدف:ادامه ثبات و حفظ وضع موجود.سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند!با مقاومت در برابرتغییر،بدون تغییر می مانند.و از موقعیتی که دارند و راهی که دنبال می کنند،خرسند هستند.فلسفه مدیریت آنها محافظه کاری است.آنها ثبات و بقاء را می جویند.براین باورند که غالب تغییرات اجتماعی و محیطی اموری فریبنده ،سطحی یا موقتی است.و تغییرات تدریجی است. تمام تصمیم های مهم در راس صورت می گیرد.ظاهرا خود را فعال نشان می دهند.حال گرایان بیشترمیل دارند آن چیزی را بخواهند که می توانند بدست آوردند نه اینکه برای بدست آوردن آنچه که می خواهند تلاش کنند.آنها فقط در برابر تهدیدهای جدی واکنش نشان می دهند و نه در برابر فرصت ها.
۲- تصمیم گیری انفعالی(گذشته گرایی):
هدف:دستیابی به گذشته .بهترین حالت حفظ گذشته است.رفع شکاف و اختلاف بین حال و گذشته و بازسازی گذشته است.تمرکز بر روی اصالت ها ست.آنها در مقابل تغییرات مقاومت نشان داده و بلکه تلاش کرده تغییرات قبلی را نیز خنثی کرده و به موقعیت گذشته باز گردند.تجربه بهترین معلم آنهاست!فلسفه مدیریت آنها واپس گرایی و تحجر است.واکنش آنها در برابر اغلب پیشنهادات برای تغییر این است:امتحان کردیم به درد نمی خورد!تکنولوژی در نظر آنها عامل اساسی گرافتاریهاست.از ارتکاب خطا و اشتباه واهمه دارند.
سه جاذبه این نوع تصمیم گیری:
-باورداشتن تاریخ(چیزی که روی می دهد تازه نیست و قبلا روی داده است).
– پیوستگی و مداومت در کار بر خلاف گسستگی(از این شاخه به آن شاخه پریدن).
– احساس امنیت به افراد و عدم ورود به زمینه های ناآشنا.
۳- تصمیم گیری فعال(آینده گرایی):
هدف:پیش بینی آینده است.می توان شرایط لازم را مهیا کرد آینده می تواند ادامه گذشته باشد،هرچند الزامی وجود ندارد که چنین باشد.آنها بر این باورند که آینده بهتر از امروز و بهتر از گذشته خواهد بود.پس تغییر را باید شتاب داد.آنها تلاش می کنند آینده را پیش بینی کنند و چیزی فراتر از بقاء می خواهند،آنها می خواهندکه رشدکنند.برنامه ریزی آینده نگر و حل مسئله بیشتربرمنطق،علم و تجربه مبتنی است.بر خلاف گذشته گرایان علم و تکنولوژی را می ستایند.بیشتر نگران از دست دادن فرصت هستند تا نگران اشتباه.و شیفته روشهای علمی در کار هستند.
۴- تصمیم گیری فوق فعال (آینده سازی):
هدف:خلق جدید.تمرکز بر آنچه می خواهیم.بازسازی دوباره، مشروط به:
-عملی بودن آنچه می سازیم(از نظر تکنولوژی)
– امکان پذیر بودن حفظ آنچه می سازیم در محیط(ازنظر اقتصادی)
– توافق ذینفعان بر روی آن(برد – برد)
– یادگیری و تطبیق
مسئله را حل نمی کنیم بلکه آنرا کاملا از بین می بریم.افق دیدمان را از حرکت از وضع موجود به سوی آینده،و حرکت از آینده به سوی وضع موجود تغییر می دهیم.اینان بازگشت به گذشته را نمی پذیرند،با وضعیت موجود موافق نیستندو آینده ای را که در پیش رو دارند نمی پسندند.آینده تحت تاثیر آفرینندگی است.آینده سازان سعی می کنند از تهدیدات پیشگیری کنند،نه اینکه فقط برای برخورد با تهدیدات آماده شوند.سعی می کنند فرصت ها را ایجاد کنند،نه اینکه فقط از فرصت ها استفاده کنند.آینده سازان بنا را بر بقاء یا رشد نمی گذارند و سعی می کنند با افزایش توانمندی کنترل سرنوشت خود را بدست گیرند و آرمان گذار هستند.(طرح خاورمیانه بزرگ!) و گامهای بلندمدتی برای توسعه مستمر و طراحی آینده های آرمانی بر می دارند.دیگر تجربه بهترین آموزگار نیست و هر جا که ممکن باشد آزمایش را جانشین تجربه می کنند .