ارزیابی نقشICT درتوانمندسازی زنان روستایی
مطالعه موردی: روستای قرن آباد
حسنعلی فرجی سبکبار- استادیار دانشکده جغرافیا- دانشگاه تهران
Hassan@faraji.net
افشین خاکی- دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش در علوم اجتماعی- دانشگاه تهران
Afshin.khaki@gmail.com
مرتضی نعمتی – دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی – دانشگاه تهران
nematigeo@ut.ac.ir
چکیده
زنان به عنوان یکی از گروه های تاثیرگذار، نقش مهمی در جامعه روستایی بر عهده دارند. از اینرو افزایش مهارت های زنان روستایی می تواند نقش مهمی در ارتقای وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده روستایی و در نتیجه زندگی روستایی داشته باشد. در این مطالعه رابطه میان توانمندی زنان روستایی و میزان استفاده از ICT با شیوه تحلیلی توصیفی بررسی شده است. نتایج این مطالعه که به صورت میدانی در روستای قرن آباد انجام شده است، نشان می دهد که زنان در سطوح بالای استفاده از فناوری، درجات بالاتری از توانمندی را حائز هستند. در ابعاد توانمندی (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی) نیز تاثیرات ICT بر روی ابعاد فردی و روانی مشهودتر است. از طرفی استفاده از فناوری رابطه معناداری را با تغییر نگرش زنان نسبت به نقش زن در جامعه روستایی نشان می دهد.
کلید واژه ها: زنان روستایی، توانمندی، فناوری اطلاعات و ارتباطات
The evaluation of ICTs on rural women abilities
The Case: Gharnabad
Hasanali F.Sabokbar
Assistant Prof., Faculty of Geography. University of Tehran
Afshin Khaki
M.S. Candidate in research in social sciences
Morteza Nemati
Ph.D. Candidate in Geography and Rural Planning, University of Tehran
The women have important role in rural society as a effective group. Therefore, increasing the women skills has a important role in economic and social increasing the rural family and thereupon in rural life. At this article we study the relation between the level of ICT use and women abilities with analytical and descriptive method in Gharnabad case. The result of this research shows that women in high level of use of ICT have a higher level of ability. In ability dimension (economic, social, politic and psychological) the impacts of ICT on Individual and psychological dimension is obvious. In other hand, use of ICT has a significant correlation with change of viewpoint of women role in rural society.
Keyword: the rural women, ability, ICT,
ارزیابی نقشICT درتوانمندسازی زنان روستایی
مطالعه موردی: روستای قرن آباد
مقدمه
در سال های اخیر درخواست بهره گیری از راه کارهای مرتبط با ICT برای توسعه روستایی در کشورهای در حال توسعه قابلیت ها و امکانات زیادی را جهت ایجاد یک تحول به وجود آورده است. بدست دادن فرصت های فراوان برای بخش زیادی از جمعیت مناطق روستایی جهت عبور از شکاف دیجیتالی[۱] و دسترسی به منابع اطلاعاتی و فراهم آوری خدمات بوسیله فن آوری اطلاعات و ارتباطات، می تواند اولین مرحله این تحول باشد(Mathur, 2005,2). بر این مبنا منافع حاصل از انقلاب اطلاعات و ارتباطات تنها به شهروندان و اشخاص خاص محدود نمی شود، بلکه می تواند تاثیرات وسیعی بر اقتصاد ملی و جهانی در مفهوم کلان آن داشته باشد(Gunasekaran, 2007, 24).
در این ارتباط می توان اذعان کرد که توسعه دیجیتالی نواحی روستایی درهای جدیدی برای استفاده روستاها از امکانات نامحدود باز می کند و ارتباطات روستایی را به گونه ای که تاکنون تصور نشده است، تغییر می دهد(Malecki, 2003, 211) و بر این اساس دسترسی به تکنولوژی اطلاعات برای جوامع روستایی جهت جذب و نگهداشت مشاغل خود و زنده ماندن از نظر اقتصادی در حال تبدیل شدن به یک ضرورت است(Hollifield, 2003,135).
ارتباطات در مناطق روستایی با واقعیاتی مانند اختلاف شدید در خدمات ارتباطی و اطلاعاتی میان شهر و روستا، محدودیت خدمات عمومی، عدم وجود پرسنل ماهر، نیاز بالا به خدمات بهداشتی و آموزشی و مانند آن همراه است(Kawasumi, 2005, 2&3). امکاناتی که فنآوری های جدید اطلاعاتی و ارتباط برای چنین نواحی جهت چیره شدن به تاثیرات منفی فاصله از بازارهای مرکزی فراهم می کند، به اندازه ای قابل توجه و مهم است که می توان ادعای اغراق آمیز «مرگ فاصله ها» را مطرح کرد. در چنین شرایطی روستاها به عنوان سکونتگاه هایی که رفته رفته راه انزوا را در پیش می گرفتند، به یکباره امکانی گسترده و بی نظیر را برای ایجاد ارتباط با سایر مناطق به خود دیدند..(Seames, 2000, 13)
دو جنبه اصلی سواد ICT که امروزه به عنوان معیاری برای ارزیابی سواد افراد به شمار می آید، عبارتند از: ۱)استفاده از تکنولوژی دیجیتالی، ابزارهای ارتباطی، و شبکه ها برای دسترسی، مدیریت، جمع آوری، ارزیابی و ساختن اطلاعات جهت کاربرد در یک جامعه دانایی محور (International ICT Literacy Panel, 2002, 2)؛ و ۲) استفاده از تکنولوژی به عنوان ابزاری برای جستجو، سازماندهی، ارزیابی و ارتباط اطلاعاتی، بدست آوردن اطلاعات اساسی و استفاده از آنها(Holfeld, 2008, 1649). باید اذعان کرد که با گسترش اینترنت، پست الکترونیکی، خدمات تلفن بین المللی ارزان، تلفن همراه و سایر پیشرفت های ارتباطی اجزای جهان به هم پیوسته تر شده است(کمیسیون جهانی بررسی ابعاد جهانی شدن، ۱۳۸۴، ۳۷).
در این رهگذر برای گروه هایی از جمعیت روستایی مانند زنان روستایی که تاکنون به دلایل مختلف در انزوا و محدودیت اقتصادی و اجتماعی قرار داشته اند، فرصت های چشمگیری فراهم شده است تا از مجرای فناوری های نوین؛ که مرزهای جنسیتی در روابط انسانی را دچار چالش کرده است، فاصله جنسیتی را به عنوان یکی از موانع بروز توانمندی های خود کاهش دهند.
طرح مسئله
زنان را می توان از جمله گروه های اجتماعی تاثیرگذار در زندگی روستایی به شمار آورد. وضعیت زن در خانواده روستایی به گونه ای است که خانه داری و کارهای تولیدی را با هم انجام می دهد. زن روستایی در عین حال که خانه دار است و در نگاهداری و تعلیم و تربیت اطفال وظیفه مهمی بر عهده دارد، در امور زراعی، پرورش دام و طیور، صنایع دستی و گاه در فروش محصول و خرید مایحتاج خانواده فعالیت های مختلفی را انجام می دهد. بنابراین افزایش مهارت های آموزشی زن روستایی می تواند نقش مهمی در ارتقای وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار روستایی و در نتیجه زندگی روستایی داشته باشد. این در حالی است درصد بالایی از زنان روستایی از فقدان یا کمبود فرصت های مناسب جهت دستیابی به آموزش، استخدام و خدمات اجتماعی در رنجند.
در این ارتباط شکاف دیجیتالی[۲] جنسیت به عنوان پیامد جانبی شکاف اطلاعاتی[۳] مطرح می شود. منظور از شکاف دیجیتالی جنسیت، فاصله بین زنان و مردان در دسترسی به فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، تعداد کم دختران و زنان در دوره های تحصیلی مرتبط با فنآوری اطلاعاتی و ارتباطی و فقدان یا اندک بودن تعداد زنان در نهادهای تصمیم گیری مرتبط با فناوریهای مذکور است. مهمترین علت ایجاد شکاف دیجیتالی جنسیت، فقدان هدایت جنسیتی در سیاست ها و برنامه های حکومت ها در هر دو سطح کلان و خرد است(زاهدی،۱۳۸۴، ۵۲،). این در حالی است که در نتیجه کمبود اطلاعات و نبود مطالعات ویژه در زمینه شکاف اطلاعاتی میان شهر و روستا، بسیار مشکل است که هشدارهای لازم در خصوص ضرورت دسترسی ساکنان روستایی به اینترنت و فن آوری اطلاعات وارتباطات بیان شود(Akca, 2007, 411).
شکاف دیجیتالی را می توان بخشی از فرایند ورود به جامعه اطلاعاتی در نظر گرفت، چرا که اساسا متناسب با تفاوت های فردی و اجتماعی ایجاد چنین شکافی منطقی به نظر می رسد. این در حالی است که صاحبنظران و مدیران تلاش می کنند تا شکاف موجود به حداقل میزان خود برسد. برای دستیابی به رشد و توسعه پایدار و آموزش زنان، نیازمند درکی عمیق و درست از آموزش مجازی و نیز برنامه ریزی جامع با توجه به بسترها و زیرساخت های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تاریخی به منظور پیاده سازی و بومی سازی می باشیم(زمانی، ۱۳۸۴، ۲۳)
طی چند سال اخیر اقداماتی در زمینه توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در نواحی روستایی کشور انجام شده است که از آن جمله می توان به تاکید بر دستیابی به جامعه دانش بنیاد و اطلاعاتی و گسترش کاربرد فنّاوری اطلاعات در سطح ملی و روستایی درسند چشم انداز بیست ساله و برنامه چهارم توسعه، راه اندازی مراکز جامع خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات در چهار روستای کشور به کمک UNDP، تصویب پروژه تجهیز ده هزار روستای کشور به دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی و تدوین سند راهبردی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی کشور اشاره کرد.
این اقدامات، به خصوص ایجاد مراکز جامع خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی در چند روستای کشور از جمله قرن آباد، فرصت مناسبی را فراهم کرده تا ابعاد مختلف تاثیرگذاری این فناوری بر گروه های مختلف جامعه روستایی و به خصوص زنان روستایی بررسی و ارزیابی شود.
بر این اساس سئوال اصلی این پژوهش آنست که چه ارتباطی میان فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان در جامعه روستایی وجود دارد؟
در همین راستا سئوالات فرعی نیز می تواند متضمن همین مفهوم در ابعاد مختلف توانمندی زنان روستایی یعنی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی باشد.
چارچوب نظری تحقیق
در دهه ۱۹۷۰ بود که «دانیل بل»[۴] و «مانوئل کاستلز»[۵] به مفهوم «جامعه اطلاعاتی»[۶] توجه کردند. دانیل بل به عنوان یکی از نخستین نظریه پردازان جامعه اطلاعاتی، دانش را اساس تغییر در تولید از کالا به خدمات دانست. کاستلز نیز به تغییرات اقتصادی و کانون های جریان اطلاعات توجه داشت(Pekari, 2005, 3).
متناسب با نوع نگاهی که به موضوع جامعه اطلاعاتی وجود دارد، تعاریف متعددی نیز در این خصوص ارائه شده است. فرانک وبستر[۷] جامعه شناس انگلیسی بر این باور است که در رابطه با اینکه بر چه بعدی از جامعه اطلاعاتی تکیه می شود، تعاریف ارائه شده برای جامعه اطلاعاتی به پنج دسته فرهنگی، اقتصادی، شغلی، تکنولوژیک و فضایی تقسیم می شوند(وبستر، ۱۳۸۰، ۲۱).
در این ارتباط پیدایی و پیشرفت اینترنت، در ایجاد شرایط گذار از «جامعه صنعتی» به «جامعه اطلاعاتی»، جایگاه برجسته ای پیدا کرده است. شبکه اینترنت، که اکنون به قول برخی از محققان ارتباطی، ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتی سراسری کره زمین و به عبارت دیگر، «شبکه شبکه های اطلاع رسانی» جهان شناخته می شود، معرف ساختار تحول یافته یک شبکه اطلاعاتی است(معتمد نژاد، ۱۳۸۴، ۱۵). با این تفسیر می توان گفت که: «جامعه اطلاعاتی محصول استفاده از رایانه ها و سایر رسانه های الکترونیکی و دیداری و شنیداری است»(فیدر، ۱۳۸۰، ۱۳۵).
مفهوم جامعه اطلاعاتی که در واقع به دسترسی نامحدود زمانی و مکانی افراد به اطلاعات دلالت دارد، در درون خود مفهوم دیگری به نام شکاف دیجیتالی را متضمن می شود. مفهوم شکاف دیجیتالی، پیشتر به عنوان تفاوت در داشتن یا نداشتن، استفاده کردن یا نکردن و دانستن یا ندانستن چگونگی استفاده از کامپیوتر و اینترنت تلقی می شد(Cigdem, 2008, 2)، اما اخیرا کلمه کامپیوتر و اینترنت با عبارت «شکل های جدید فن آوری اطلاعات»[۸] عوض شده است (Van Dijk, 2006).
شکاف دیجیتالی به طور کلی به تفاوتهای اجتماعی اقتصادی در استفاده از ICT اطلاق می شود(Vehovar, 2006). در یک جمع بندی کلی دو حوزه برای شکاف دیجیتالی وجود دارد: شکاف دیجیتالی محلی و شکاف دیجیتالی بین المللی(Ono &Zzavodny, 2006).
بر اساس تعریف سازمان تعاون و توسعه اقتصادی (OECD)[۹]، شکاف دیجیتالی عبارت است از شکاف میان اشخاص، خانواده ها، مشاغل و نواحی جغرافیایی در تفاوت سطح اقتصادی اجتماعی با ملاحظه فرصت های دسترسی آنها به فن آوری اطلاعات و ارتباطات(Cigdem, 2008, 2). شکاف دیجیتالی زمانی روی می دهد که نابرابری در دسترسی به خدمات اطلاعاتی و ارتباطی در بین گروه هایی از جمعیت به وجود آید. این مسئله دارای ابعاد گوناگون جغرافیایی، جمعیتی، و اقتصادی اجتماعی است(Yaguchi, 2008, 340).
دیدگاههای موجود در مورد حذف شکاف دیجیتالی را به دو دستۀ کلی تقسیم کرد. گروه اول معتقدند شکاف دیجیتالی تنها با دسترسی جهانی به اینترنت قابل حل است (Adulis, 2001,5)براین اساس امروزه بسیاری از دولتها سعی دارند اقتصاد دیجیتالی و تجارت الکترونیکی را با حمایت از زیرساخت شاهراه های اطلاعاتی ارتقاء بخشند(Liou, 2002,7).
در مقابل دیدگاه اول، دیدگاه دیگری وجود دارد که عامل ایجادکننده شکاف دیجیتالی را وجود شکاف های اجتماعی و اقتصادی می دانند و شرط از بین رفتن شکاف دیجیتالی را از بین بردن شکاف اجتماعی بیان می کنند (Samiullah & Rao, 2002,177).
در خصوص مناطق روستایی مفهوم شکاف دیجیتالی موضوعیت بیشتری دارد. در مناطقی که ICT به درون نواحی روستایی نفوذ کرده، شواهد حاکی از تفاوت دسترسی به فنآوری بین لایه های جمعیتی است، که باعث شده شکاف اطلاعات دیجیتالی حتی در جوامع روستایی نیز به وجود آید. در این حال افزایش عدم تعادل اطلاعاتی ممکن است با پیامدهای معکوسی برای تعادل نیروی انسانی بازار همراه باشد(لینچ، ۱۳۸۶، ۱۷۲).
به نظر می رسد که هر تلاشی برای کم کردن شکاف دیجیتالی باید با تلا ش ها در زمینۀ مبارزه با شکاف اجتماعی، همراه شود. براین اساس، شکاف دیجیتالی به عنوان محصول دیگر شکاف ها شناخته می شود که اگر با آنها برخورد نشود ادامه یافته و رشد خواهد یافت. از این منظر، اینترنت به تنهایی تعیین کننده تغییر نیست؛ بلکه تنها یک ابزار و تسهیل کننده است. در این دیدگاه ها، زمینۀ اجتماعی که فنّاوریها در آن شکل می گیرد، تعیین کننده کاربردها و آثار آن محسوب می شود(Adulis, 2001,5).
به طور کلی کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه روستایی به صورت خاص در جنبه های زیر دسته بندی شده است:
- سیستمی برای حمایت تصمیم گیری مجریان،
- سیستمی برای توسعه خدمات رسانی به شهروندان، و
- سیستمی برای توسعه دسترسی شهروندان به اطلاعات و قادر ساختن آنها در زمینه اتصال به شبکه و به اشتراک گذاشتن اطلاعات(Vedakumari, 2005, 401).
بر این مبنا، فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای مناطق روستایی مزایای بیشماری را به همراه خواهد داشت. آکا[۱۰] (۲۰۰۷) مزایای فن آوری اطلاعات و ارتباطات برای مناطق روستایی را به صورت زیر تصویر نموده است:
شکل شماره(۱): نتایج احتمالی ICT برای محیط روستایی
Hasan Akca, 2007
میزان کاربرد فناوری نیز تحت تاثیر عواملی مانند سن، رفتار (عادت) جستجوی اطلاعات و انگیزه اقتصادی کاربران قرار دارد(Raju, 2005, 560). این در حالی است که کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در شهرها و روستاها روز به روز به یکدیگر نزدیک می شوند، لیکن مزایای این کاربردها برای روستاییان به مراتب بیشتر خواهد بود(جلالی، ۱۳۸۵، ۲۹).
با این تفاسیر به نظر می رسد که فناوری اطلاعات و ارتباطات اگر چه از طریق ایجاد شکاف دیجتالی فاصله میان گروه های مختلف اجتماعی مانند زنان و مردان را افزایش می دهد، اما در صورت وجود زمینه های لازم می توانند موجبات توانمندسازی گروه هایی از افراد جامعه که پیش از این در انزوا بوده اند را نیز فراهم سازد. از طرف دیگر یکی از نظریاتی که در خصوص توسعۀ روستایی مطرح است، نظریۀ توسعۀ پایدار روستایی است. توسعۀ پایدار روستایی فرایندی پویاست که موجب توانمند شدن همه مردم در تشخیص پتانسیل های خود و بهبود کیفیت زندگیشان با روش هایی می شود که به طور همزمان سیستم های حمایت از زندگی زمین را حفاظت کرده و افزایش می دهد((Moseley, 2003,20. در این رهگذر می توان جایگاه ویژه ای را برای فناوری اطلاعات و ارتباطات به واسطه فراگیر بودن آن در نظر گرفت.
روش شناسی پژوهش
پژوهش حاضر با استفاده از شیوه تحلیلی و توصیفی به بررسی مسئله پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان باسواد بالای ۱۵ سال در روستای قرن آباد از توابع بخش مرکزی شهرستان گرگان می باشد، که از جمله پیشروترین روستاهای کشور در زمینه توسعه ICT می باشد. این روستا دارای یک مرکز جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی است که بدلیل خدمات که در سالهای گذشته به روستاییان ارائه داده است، مورد توجه سازمان های بین المللی از جمله یونسکو قرار گرفته است و از این نظر می تواند به عنوان الگویی مناسب برای توسعه ICT روستایی در کشور به شمار آید.
تعداد نمونه نیز از طریق نمونه گیری تصادفی مشخص شد. از آنجا که کل زنان باسواد روستای قرن آباد ۷۲۰نفر می باشند بر مبنای فرمول کوکران ۶۳ نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شد. از این تعداد ۳۸ نفر کاربر ICT و ۲۵ نفر غیر کاربر می باشند. گروه شاهد در این پژوهش شامل زنان باسواد غیر کاربر ICT است.
فرضیه اصلی پژوهش آنست که رابطه معناداری میان میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی وجود دارد. فرضیه های فرعی نیز در خصوص هر کدام از ابعاد توانمندی زنان روستایی قابل طرح است.
شاخص های این پژوهش در دو گروه شاخص های میزان استفاده از فناوری و شاخص های توانمندی زنان در نظر گرفته شده است. به منظور ارزیابی توانمندی زنان در این دو گروه از زنان، شاخص های توانمندی در چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی با الهام از پرسشنامه های مطرح در این خصوص به صورت جدول شماره(۱) استخراج شد. این شاخص ها بوسیله گویه های استاندارد و در قالب یک پرسشنامه تدوین و در اختیار ۶۳ نفر از زنان روستا (در دو گروه زنان کاربر و زنان غیر کاربر) قرار داده شد:
جدول شماره(۱): مولفه ها و شاخص های توانمندی زنان در چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی
شاخص ها | مولفه ها |
کسب یا افزایش درآمد، توانایی بازپرداخت وام، قدرت پس انداز کردن | توانمندی اقتصادی |
احساس موفقیت در زندگی و داشتن توانایی های زیاد، احساس رضایت از خود، توانایی کمک موثر به اطرافیان درصورت بروز مشکل، احساس شرمندگی از خود در غالب اوقات، احساس بی فایده بودن در گاهی اوقات | عزت نفس |
احساس توان بهبود وضع آینده خود و خانواده، احساس ناتوانی در تغییر زندگی خود و خانواده با امکانات موجود، باور به حل مشکل با سعی و تلاش در صورت رویارویی با آن، خود اتکایی در مواجه با مشکل، احساس بی فایده بوده تلاش های فردی و بدتر شدن فزاینده وضع زندگی، توانایی حفظ خونسردی در برخورد با مشکلات، توان استفاده از مهارت ها برای اداره زندگی | خوداثربخشی |
خرید یا تغییر منزل، مدیریت خرج خانه، تعیین مدرسه و رسیدگی به مسائل تحصیلی فرزندان | استقلال فکری |
باور به داشتن توان در تغییر سرنوشت، باور به داشتن توان اثرگذاری بر رویدادهای جامعه، باور به داشتن توان از بین بردن فقر و نیازمندی | احساس قدرت |
شرکت در انتخابات، شرکت در راهپیمایی | توانمندی سیاسی |
شرکت در مجالس مذهبی مانند روضه خوانی، سفره و …، شرکت در فعالیت های خیریه مانند کمک به سالمندان وتهیه مواد خوراکی برای زلزله زدگان، همکاری با همسایگان و انجام فعالیت های گروهی | مشارکت اجتماعی |
شاخص های فناوری نیز بر اساس میزان و سطح استفاده از فناوری در قالب گویه هایی تنظیم و به همراه پرسشنامه توانمندی در اختیار پاسخگویان قرار گرفت. این گویه ها به نحوی تنظیم شد که از ساده ترین کاربری های رایانه و اینترنت شروع شده و به تدریج کاربری های تخصصی تر را در بر می گرفت.
در نهایت تمامی گویه ها بر مبنای طیف لیکرت (خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد) تنظیم و روایی آن بر مبنای آزمون آلفای کرونباخ برای مقیاس های مختلف بین ۷/۰ تا ۹/۰ بدست آمد که روایی قابل قبولی به شمار میآید. برای تحلیل داده های این پژوهش از نرم افزار SPSS شده است.
یافته های پژوهش
متناسب با ماهیت مسئله و جامعه آماری پژوهش، برای بررسی وجود یا عدم وجود همبستگی از آزمون t و برای محاسبه میزان همبستگی (با توجه به آنکه داده ها از نوع فاصله ایی می باشند) از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. بر این اساس فرضیه های آماری تحقیق به شرح زیر مفروض می باشند:
فرضیه صفر: همبستگی معناداری میان میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی وجود ندارد.
فرضیه جایگزین: همبستگی معناداری میان میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی وجود دارد.
با توجه به نتایج بدست آمده که در جدول شماره(۲) آورده شده، فرضیه صفر در سطح معنی داری ۹۹ درصد رد میشود و فرضیه جایگرین پذیرفته میشود، بدین معنی که وجود همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) و توانمندی زنان روستایی با اطمینان ۹۹ درصد تایید می شود. مقدار این همبستگی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون ۴۹۴/۰ برآورد شده است.
جدول شماره (۲): همبستگی میان شاخص کلان توانمندی زنان و سطح استفاده از فناوری
شاخص ها | شاخص فناوری | شاخص توانمندی | |
شاخص فناوری | ضریب همبستگی پیرسون | ۱ | ۰/۴۹۴(**) |
سطح معناداری | ۰ | ۰۰۰/۰ |
** Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
تایید وجود همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان روستایی بررسی این رابطه در سطوح جزیی تر توانمندی را ممکن می کند، از اینرو در ادامه وجود همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان در هر کدام از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی مورد بررسی قرار گرفته است.
بر اساس نتایج بدست آمده در جدول (۳) وجود رابطه همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان در بعد روانی در سطح معنی داری ۹۹ درصد تایید شده است که میزان همبستگی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون ۵۲۶/۰ می باشد. این در حالی است که وجود این رابطه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی تایید نمی شود.
در کنار این بررسی و با استفاده از دادهای جمع آوری شده و نتایج جدول (۳) وجود همبستگی بین توانمندی اجتماعی با توانمندی روانی و سیاسی در سطح معنی داری ۹۹ درصد تایید و مقدار آنها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بترتیب ۴۲۱/۰ و ۳۵۸/۰ برآورد شده است. همچنین وجود رابطه همبستگی بین توانمندی روانی با توانمندی سیاسی واقتصادی در سطوح معنی داری ۹۹ و ۹۵ درصد تایید و مقدار آنها استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بترتیب ۵۰۰/۰ و ۵۴۲/۰ برآورد شده است. در نهایت وجود همبستگی بین توانمندی اقتصادی با توانمندی روانی در سطح معنی داری ۹۵ درصد تایید و مقدار ضریب همبستگی پیرسون ۵۴۲/۰ بدست آمده است.
جدول شماره (۳): همبستگی میان مجموع شاخص های توانمندی زنان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی با سطح استفاده از فناوری
شاخص ها | شاخص فناوری | توانمندی اجتماعی | توانمندی روانی | توانمندی سیاسی | توانمندی اقتصادی | |
شاخص فناوری | همبستگی پیرسون | ۱ | ۰/۲۴۸ | ۰/۵۲۶(**) | ۰/۲۴۹ | ۰/۰۴۰ |
سطح معنی داری | ۰ | ۰/۰۶۲ | ۰/۰۰۰ | ۰/۰۶۰ | ۰/۸۵۴ | |
توانمندی اجتماعی | همبستگی پیرسون | ۰/۲۴۸ | ۱ | ۰/۴۲۱(**) | ۰/۳۵۸(**) | -۰/۰۳۹ |
سطح معنی داری | ۰/۰۶۲ | ۰ | ۰/۰۰۲ | ۰/۰۰۴ | ۰/۸۴۸ | |
توانمندی روانی | همبستگی پیرسون | ۰/۵۲۶(**) | ۰/۴۲۱(**) | ۱ | ۰/۵۰۰(**) | ۰/۵۴۲(*) |
سطح معنی داری | ۰/۰۰۰ | ۰/۰۰۲ | ۰ | ۰/۰۰۰ | ۰/۰۱۴ | |
توانمندی سیاسی | همبستگی پیرسون | ۰/۲۴۹ | ۰/۳۵۸(**) | ۰/۵۰۰(**) | ۱ | -۰/۱۰۰ |
سطح معنی داری | ۰/۰۶۰ | ۰/۰۰۴ | ۰/۰۰۰ | ۰ | ۰/۶۱۹ | |
توانمندی اقتصادی | همبستگی پیرسون | ۰/۰۴۰ | -۰/۰۳۹ | ۰/۵۴۲(*) | -۰/۱۰۰ | ۱ |
سطح معنی داری | ۰/۸۵۴ | ۰/۸۴۸ | ۰/۰۱۴ | ۰/۶۱۹ | ۰ |
** Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
* Correlation is significant at the 0.05 level (2-tailed).
در این مرحله از پژوهش به منظور ارائه نتایج دقیق تر، وجود همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان در زیر سنجه های توانمندی در ابعاد روانی و اجتماعی بررسی شده است.
از آنجا که رابطه همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و زیر سنجه های اقتصادی و سیاسی معنا دار نبوده، در این بخش تنها زیر سنجه های اجتماعی، روانی در جدول شماره (۴) آورده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده در جدول (۴) وجود رابطه همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان دربعد روانی با زیر سنجه های عزت نفس و استقلال فکری در سطح معنی داری ۹۹ درصد و با زیر سنجه های خود اثر بخشی و احساس قدرت در سطح معنی داری ۹۵ درصد تایید شده است. مقادیر آنها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بترتیب ۴۱۹/۰، ۳۹۴/۰ ، ۳۴۳/۰ و۳۰۸/۰ برآورد شده است. همچنین وجود رابطه همبستگی بین میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان در بعد اجتماعی با زیر سنجه تغییر نگرش نسبت به زنان در سطح معنی داری ۹۹ درصد تایید و مقدار آن ۳۹۴/۰ برآورد شده در حالیکه وجود چنین رابطه ای با زیر سنجه مشارکت اجتماعی تایید نشده است.
نتایج جنبی دادها در جدول (۴) وجود رابطه همبستگی معنادار بین عزت نفس افراد با خود اثر بخشی و تغییر نگرش نسبت به نقش زنان در سطح ۹۹ درصد و استقلال فکری در سطح معنا داری ۹۵ درصد به ترتیب با مقادیر ۰.۵۴۵،۰.۴۰۱و۰.۳۰۱ نشان می دهد. از طرفی وجود رابطه همبستگی معنادار بین خود اثر بخشی افراد با استقلال فکری و احساس قدرت در سطح ۹۹ درصد و به ترتیب با مقادیر۰.۶۰۶ و ۰.۳۹۵تایید شده است.
در نهایت استقلال فکری با احساس قدرت در سطح معناداری ۹۹ درصد واستقلال فکری با تغییر نگرش نسبت به زنان در سطح معنی داری ۹۵ درصد، به ترتیب با مقادیر۰.۴۵۴ و۰.۳۲۱ تایید شد.
جدول شماره (۴): همبستگی میان زیرسنجه های توانمندی زنان در ابعاد اجتماعی و روانی با سطح استفاده از فناوری
شاخص فناوری | توانمندی روانی | توانمندی اجتماعی | |||||||
عزت نفس | خود اثربخشی | استقلال فکری | احساس قدرت | مشارکت اجتماعی | تغییر نگرش نسبت به زنان | ||||
شاخص فناوری
|
همبستگی پیرسون | ۱ | ۰/۴۱۹(**) | ۰/۳۴۳(*) | ۰/۳۹۴(**) | ۰/۳۰۸(*) | ۰/۰۱۸ | ۰/۳۴۹(**) | |
سطح معنی داری | ۰ | ۰/۰۰۲ | ۰/۰۱۱ | ۰/۰۰۲ | ۰/۰۲۲ | ۰/۸۹۷ | ۰/۰۰۸ | ||
توانمندی روانی | عزت نفس
|
همبستگی پیرسون | ۰/۴۱۹(**) | ۱ | ۰/۵۴۵(**) | ۰/۳۰۱(*) | ۰/۲۱۶ | ۰/۰۲۸ | ۰/۴۰۱(**) |
سطح معنی داری | ۰/۰۰۲ | ۰ | ۰/۰۰۰ | ۰/۰۲۶ | ۰/۱۱۸ | ۰/۸۴۰ | ۰/۰۰۲ | ||
خوداثربخشی
|
همبستگی پیرسون | ۰/۳۴۳(*) | ۰/۵۴۵(**) | ۱ | ۰/۶۰۶(**) | ۰/۳۹۵(**) | ۰/۰۳۸ | ۰/۱۵۸ | |
سطح معنی داری | ۰/۰۱۱ | ۰/۰۰۰ | ۰ | ۰/۰۰۰ | ۰/۰۰۲ | ۰/۷۸۰ | ۰/۲۳۵ | ||
استقلال فکری
|
همبستگی پیرسون | ۰/۳۹۴(**) | ۰/۳۰۱(*) | ۰/۶۰۶(**) | ۱ | ۰/۴۵۴(**) | ۰/۱۲۳ | ۰/۳۲۲(*) | |
سطح معنی داری | ۰/۰۰۲ | ۰/۰۲۶ | ۰/۰۰۰ | ۰ | ۰/۰۰۰ | ۰/۳۴۶ | ۰/۰۱۱ | ||
احساس قدرت
|
همبستگی پیرسون | ۰/۳۰۸(*) | ۰/۲۱۶ | ۰/۳۹۵(**) | ۰/۴۵۴(**) | ۱ | ۰/۲۴۱ | ۰/۳۲۱(*) | |
سطح معنی داری | ۰/۰۲۲ | ۰/۱۱۸ | ۰/۰۰۲ | ۰/۰۰۰ | ۰ | ۰/۰۶۳ | ۰/۰۱۲ | ||
توامندی اجتماعی | مشارکت
|
همبستگی پیرسون | .۰۱۸ | .۰۲۸ | .۰۳۸ | .۱۲۳ | .۲۴۱ | ۱ | ۰/۰۰۸ |
سطح معنی داری | ۰/۸۹۷ | ۰/۸۴۰ | ۰/۷۸۰ | ۰/۳۴۶ | ۰/۰۶۳ | ۰ | ۰/۹۵۰ | ||
تغییر نگرش نسبت به نقش زنان | همبستگی پیرسون | ۰/۳۴۹(**) | ۰/۴۰۱(**) | ۰/۱۵۸ | ۰/۳۲۲(*) | ۰/۳۲۱(*) | ۰/۰۰۸ | ۱ | |
سطح معنی داری | ۰/۰۰۸ | ۰/۰۰۲ | ۰/۲۳۵ | ۰/۰۱۱ | ۰/۰۱۲ | ۰/۹۵۰ | ۰ |
** Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
* Correlation is significant at the 0.05 level (2-tailed).
جمع بندی و نتیجه گیری
وجود ارتباط مستقیم میان فناوری اطلاعات و ارتباطات و توانمندی زنان در جامعه روستایی را می توان به عنوان اصلی ترین نتیجه این پژوهش مورد تاکید قرار داد. به این معنی که استفاده کنندگان از فناوری در سطوح بالا از نظر شاخص های توانمندی در وضعیت بهتری قرار دارند. در این ارتباط و با بررسی های جزیی تر مشخص شد که استفاده از فناوری بروی ابعاد فردی و روانی افراد تاثیر گذارتر می باشد، و باعث توانمندی زنان در این زمینه ها شده است و حتی در بخش اجتماعی نیز استفاده از فناوری رابطه همبستگی معناداری با تغییر نگرش نسبت به زنان دارد که بیشتر یک خصوصیت فردی است. این امر می تواند ناشی از آن باشد که جنبه های اقتصادی و سیاسی استفاده از فناوری در جوامع روستایی یا هنوز به دلیل عدم وجود زمینه های لازم شکل نگرفته است و یا آنکه هنوز به عنوان یک کاربرد ضروری برای این فناوری مطرح نشده است.
در مجموع می توان اذعان کرد که فناوری اطلاعات و ارتباطات بدلیل ماهیت ویژه خود که به صورت خاص محدودیت های جنسی و سنی را چندان بر نمی تابد، می تواند نقش ارزنده ای در افزایش توانمندی زنان روستایی داشته باشد. همانگونه که نتایج این پژوهش نشان می دهد، زنان با بهره گیری از این فناوری می توانند شکاف اطلاعاتی خود با مردان را کاهش داده و از این طریق علاوه بر برخورداری از حقوقی که شایسته آنان است، نقش ارزنده ای در ارتقاء جایگاه خانواده روستایی از طریق تربیت فرزندان داشته باشند.
بر این اساس توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات به خصوص در نواحی روستایی می تواند با ایجاد زمینه های لازم برای بروز توانمندیهای زنان در ابعاد مختلف، فرصت های فراوانی برای این گروه از جامعه روستایی فراهم آورد.
با نظر به مبانی تئوریک این پژوهش می توان گفت فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند زمینه های لازم برای کاهش شکاف اطلاعاتی زنان و مردان در جامعه روستایی را فراهم کرده و از این طریق ضمن افزایش نقش زنان، موجب پویایی اجتماعی در محیط های روستایی شود.
منابع
- جلالی، علی اکبر(۱۳۸۵)، روستای الکترونیکی، انتشارات دانشگاه علم و صنعت، تهران، چاپ اول
- زاهدی، شمس السادات(۱۳۸۴)، شکاف دیجیتالی جنسیت، نمودی از نابرابری در جامعه اطلاعاتی، مجموعه مقالات همایش سراسری زنان و اینترنت در هزاره سوم، تهران
- زمانی، بی بی عشرت و همکاران(۱۳۸۴)، تاثیر آموزش مجازی بر کاهش نابرابری جنسیتی در آموزش، مجموعه مقالات همایش سراسری زنان و اینترنت در هزاره سوم، تهران
- فیدر، جان(۱۳۸۰)، جامعه اطلاعاتی، ترجمه علی رادباوه وهمکار، نشر کتابدار، تهران
- کاستلز، مانوئل (۱۳۸۴)، گفتگوهایی با مانوئل کاستلز، نشر نی، تهران
- کمیسیون بررسی ابعاد جهانی شدن(۱۳۸۴)، جهانی شدن منصفانه، ترجمه عبدالصمد علیقلیان، انتشارات شرکت علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول
- لینچ، کنت(۱۳۸۶)، روابط متقابل شهر و روستا در کشورهای در حال توسعه، انتشارات پیام، تهران، چاپ اول
- معتمد نژاد، کاظم(۱۳۸۲)، اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، انتشارات مرکز پژوهش های ارتباطات، تهران، چاپ اول
- وبستر، فرانک(۱۳۸۰)، نظریه های جامعه اطلاعاتی، ترجمه اسماعیل قدیمی، انتشارات قصیده سرا، چاپ دوم، تهران
- Dalberto (2001); Challenges to overcome the digital divide in Brazil: Building an Amazonian development information network; University of SaoPaulo, Prepared for the 2001 Independent Sector Spring Research Forum,Washington, DC.
- Akca, Hasan & Sayili, Kemal(2007), Challenge of rural people to reduce digital divide in the globalized world: Theory and practice, Government Information Quarterly 24, pp. 404–۴۱۳
- Aricigil Cilan (2008), Analyzing digital divide within and between member and candidate countries o f European Union, Government Information Quaterly, GOVINF-00529, PP. 4-7
- Gunasekaran, Vinoth(2007), Emerging wireless technologies for developing countries, Technology in Society 29,pp. 23–۴۲
- Hollifield, Ann & Donnermeye, Joseph F.(2003), Creating demand: influencing information technology, Government Information Quarterly 20, PP. 135–۱۵۰
- International ICT Literacy Panel (2002), Digital transformation: A framework for ICT literacy. Princeton, NJ: Educational Testing Services.online in: www.ets.org/
- Kawasumi, Yasuhiko (2005), Low cost broadband in rural areas (Report of case analysis by ITU-D SG2 rapportuer’s group), Japan Telecom Co., Ltd
- Jaeik (2002); New Landscape of Poverty Management through Land Information System; FIG XXII International Congress, Washington, D.C. USA, April, PP. 19-26.
- Malecki, Edvard J. (2003), Digital development in rural areas: potentials and pitfalls, Journal of Rural Studies 19, pp. 201–۲۱۴
- Mathur, Akshay(2005), ICT and Rural Markets: Opportunities for growth, The International Information & Library Review, online in: elsevier.com/locate/iilr
- Malclom.J (2003); Rural Development: principles and practice; SAGE
- Ono, H., & Zavodny, M. (2006), Digital inequality: A five country comoparison using Microdata. Scoaila Sceince Research, doi:10.1016/j.ssresearch.2006.09.001.
- Pekari, Catrin (2005), “Human rights in the information society”.Online in: esil-sedi.org/english/pdf/
- Raju, K.A.(2004), A case for harnessing information technology for rural development, The International Information & Library Review 36, pp. 233–۲۴۰
- Raju, Thammi & Rao Sudhakar(2005), Information Technology Enabled Poultry Expert System, Jornal of Rural Development, vol. 24 N0.(4), pp.555-562
- Yusaf & Srinivasa Rao (2002);Role of ICTs in Urban and Rural Poverty Reduction; CII-MOEF-TERI-UNEP Regional Workshop for Asia and Pacific on ICT & Environment: 2-3 may 2002, Delhi, available online on: http://www.teri.res.in/icteap/present/ session4/sami.doc
- Seames, Grimes (2000), rural areas in the information society: diminishing distance or increasing learning capacity?, journal of rural studies, pp.13-21
- (۲۰۰۶), Word science report. Available at: www.unesco.org
- universal access—the case of Ghana; Telecommunications Policy, vol. 27, available online on elsevier.com/locate/telpol
- Van Dijk, J. A. G. M. (2006), Digital divide research, achievements and shortcomings.
- Vedakumari, V.(2005), Information and Communication Technologies (ICTs) For Rural Development, Jornal of Rural Development, Vol 24(3), pp.399-408
- Vehovar, V., Sicherl, P., Hüsing, T., & Dolnicar, V. (2006), Methodological challenges of digital divide measurements. The Information Society, 22, 279−۲۹۰.
- Yaguchi, Kiyotaka(2008),The digital divide problem: An economic interpretation of the Japanese experience, Telecommunications Policy 32, pp.340–۳۴۸
[۱]. Digital Gap
[۲]. Digital Gap
[۳]. Information Gap
[۴]. Danial Bell
[۵] . Manuel Castells
[۶]. Information Society
[۷]. Frank Vebster
[۸] . New forms of information Technology
[۹] . Organization for Economic Cooperation and Development
[۱۰]. Hasan Akca