بازارهای مالی در هر کشوری به دو گروه تقسیم می شود :
بازار سرمایه: در بازار سرمایه ابزارهایی است که سررسید آنها بیشتر از یک سال است و همچنین ابزارهای بدون سررسید دادو ستد میشوند مانند سهام.
بازار پول: در این بازار ابزارهایی دادوستد میشوند که سررسید آنها حداکثر یک سال است.
بازار پول ابتدا به جهت نگهداری نقدینگی مردم تشکیل شد و به عنوان یک محل امن برای نگهداری و محافظت از پول در مقابل سرقت از آن تعبیر میشد. اما با گستردهشدن دنیا، دولتها یاد گرفتند که شاید بتوان از بانکها به عنوان ابزاری برای کاهش تقاضا در بازار کالا و خدمات استفاده کرد. به همین دلیل شروع به تبلیغ برای جذب نقدینگی مازاد مردم در حسابهای بانکی کردند، تا به این وسیله حجم نقدینگی در دست مردم را کاهش داده و کنترل نمایند و از سرازیر شدن ناگهانی این حجم عظیم نقدینگی به بازار کالا جلوگیری کنند و به این طریق، بتوانند تقاضا و نهایتاً تورم را در بازار کالا و خدمات کنترل کنند. از طرف دیگر نقدینگی جمع شده در حسابهای بانکی خود میتوانست به صورت وام و تسهیلات در اختیار بخشهای تولیدی جوامع قرار گیرد و تولید را افزایش دهد.
بازار پول تا مدتها توانست نقش تعادلآفرین بین عرضه و تقاضا در بازار کالا و خدمات را بازی کند تا اینکه بحث کنترل نقدینگی در بازار پول به میان آمد.
با ایجاد بحرانها مردم به بانکها هجوم آوردند و نقدینگی حسابهای خود را طلب میکردند و در این مقطع و زمان بود که ضعف اصلی بازار پول نمایانگر شد.
در واقع بازار پول توان لازم برای کنترل و حفظ تعادل بین عرضه و تقاضا در شرایط بحرانی را به طور کامل نداشت. پس باید راه دیگری یافته و به کار گرفته میشد.
بازار پول بازاری برای داد و ستد پول و دیگر داراییهای مالی جانشین نزدیک پول است که سررسید کمتر از یک سال دارند. همچنین میتوان از بازار پول به عنوان بازار ابزارهای مالی کوتاهمدت با ویژگی اندک بودن ریسک عدم پرداخت، نقدشوندگی و ارزش اسمی زیاد نام برد. تمرکز فعالیت این بازار در استفاده از ابزارهایی است که به اشخاص و بنگاههای تجاری این امکان را میدهند که به سرعت نقدینگی خود را به میزان مطلوب درآورند.
۱. اسنادخزانه
۲. پذیرش بانکی
۳. اوراق تجاری
۴. گواهی سپرده
۵. دلار اروپایی
ابزارهای بازار پول
۱. اسناد خزانه: اسناد خزانه، اوراق بهادار کوتاهمدتی هستند که توسط دولت منتشر میشوند و سررسید آنها بهطور معمول سه ماه، شش ماه و یکسال است. این اسناد هنگام فروش به صورت تنزیل شده(به مبلغی کمتر از مبلغ اسمی) به فروش میرسند و در تاریخ سررسید، دارنده آن مبلغ اسمی سند را دریافت میکند. پس در ردیف ابزارهای تنزیل شده بازار پول قرار میگیرند.
۲. پذیرش بانکی:پذیرش بانکی که دستور پرداخت مبلغ معینی به حامل آن در تاریخ معینی است، از جمله قدیمیترین و کوچکترین(از نظر حجم و مبلغ) ابزارهای بازار پول به شمار میرود. در هر حال این ابزار به منظور تأمین مالی کالاهایی که هنوز از فروشنده به خریدار منتقل نشده است مورد استفاده قرار میگیرد. بدینترتیب که این اوراق توسط یک مؤسسه تجاری و در وجه یک بانک تجاری خصوصی کشیده میشود و وقتی که بانک مزبور آن را یعنی بپذیرد به عنوان یک پذیرش بانکی شناخته میشود.
۳. اوراق تجاری: نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت – با سررسید ۲۷۰ روز یا کمتر- است که توسط شرکتهای مالی و مؤسسات غیرمالی منتشر میشود. اوراق تجاری برای شرکتهایی که در کوتاه مدت به وجه نقد نیاز دارند، ابزار مالی مؤثری محسوب میشود. همچنین این اوراق میتوانند به عنوان راهکار تأمین مالی میانمدت و حتی درازمدت نیز مورد استفاده قرار گیرند.
۴. گواهی سپرده: گواهی سپرده جوانترین و در عین حال مهمترین ابزار بازار پول است. این گواهی از اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی مطرح شد و به دلیل انعطافپذیری، تنوع و بازار دست دوم سازمان یافته، به سرعت گسترش یافت.
گواهی سپرده، سندی است که توسط یک مؤسسه سپردهپذیر(بهطور معمول یک بانک) در قبال مبلغ مشخصی پول که نزد آن سپرده شده، منتشر میشود. این گواهی دارای سررسید و همچنین نرخ بهره معین است.
به طور معمول گواهی سپرده قابلمعامله براساس بازار در نظر گرفته شده برای فروش به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم میشود.
نهادهای بازار پول
بانک مرکزی و دیگر واسطههای مالی بانکی از قبیل، بانکهای تجاری و مؤسسات اعتباری غیربانکی ازمهمترین نهادهای بازار پول به شمار میآیند. در کنار این واسطههای مالی، شرکتهای تجاری، دولت و مؤسسات دولتی، صندوقهای سرمایهگذاری، کارگزاران و معاملهگران و در نهایت سرمایهگذاران نیز نقش مهمی در این بازار ایفا میکنند.
ساختار بانک مرکزی
بانک مرکزی دو نقش اساسی را ایفا مینماید :
۱. بانک مرکزی بانک دولت است. (نیازها و خدمات مالی دولت را برآورده میسازد.)
۲. بانک مرکزی بانک بانکهاست. (خدمات مالی به بانکهای تجاری ارائه میدهد.)
ترازنامه این بانک با توجه به ۲ بخش کاری میباشد.
بخش داراییهای ترازنامه بانک مرکزی شامل : داراییهای خارجی اسکناس و مسکوک بدهی بخش دولتی بدهی بانکها
|
بخش بدهیهای ترازنامه بانک مرکزی شامل : اسکناس و مسکوک سپرده ها سپردههای بخش دولتی حساب سرمایه بدهیهای ارزی
|
پول پرقدرت (پایه پولی)
پایه پولی یا پول پر قدرت (High Powered Money) به جمع ستون بدهیها یا جمع ستون داراییها ترازنامه بانک مرکزی گفته میشود.
بدهیهای بانک مرکزی شامل اسکناس و مسکوک نزد مردم به علاوه سپرده بانکها نزد بانک مرکزی است و داراییهای بانک مرکزی شامل طلا، ارز و بدهیهای دولت و بانکها به بانک مرکزی است.
معادله H=R+C مبین آن است که پول پر قدرت(پایه پولی) H برابر است با جمع اسکناس و مسکوک به علاوه سپردههای بانکی است.
نکته ۱: پول پر قدرت در برابر شبهپول تولید شده ناشی از فعالیت بانکهای تجاری و تعاملات اقتصادی مردم است.
نکته ۲: حجم پول در گردش تنها وابسته به پایه پولی نیست و با فعالیت بانکهای تجاری و مردم در تعاملات اقتصادی نیز مرتبط است. طبق فرمول حجم پول در گردش برابر D0/R است که D0 حجم پول اولیه (پول پر قدرت) و R نرخ ذخیره قانونی بانکها نزد بانک مرکزی است.
سیاست پولی
در اجرای سیاست پولی، بانک مرکزی میتواند مستقیماً از قدرت تنظیمکنندگی خود استفاده نموده و یا به طور غیرمستقیم از اثرگذاری بر روی شرایط بازار پول به عنوان انتشاردهنده پول پرقدرت(اسکناس و مسکوک در جریان و سپردههای نزد بانک مرکزی) استفاده نماید. بر همین اساس دو نوع ابزار سیاست پولی قابل تفکیک میباشد که ابزارهای مستقیم (عدم اتکا بر شرایط بازار) و غیرمستقیم (مبتنی بر شرایط بازار) سیاست پولی نامیده میشوند.
۱- ابزارهای مستقیم
۲- ابزارهای غیرمستقیم
در سایر کشورها سیاست پولی به سه بخش تقسیم می شوند: عملیات بازار باز نرخ سپرده قانونی- نرخ تنزیل و ابزارهای غیرمستقیم
نسبت سپرده قانونی :
نسبت سپرده قانونی از جمله ابزارهای سیاست پولی بانک مرکزی میباشد. بانکها موظفند همواره نسبتی از بدهیهای ایجاد شده و بطور اخص سپردههای اشخاص نزد خود را در بانک مرکزی نگهداری کنند. بانک مرکزی از طریق افزایش نسبت سپرده قانونی حجم تسهیلات اعطایی بانکها را منقبض و از طریق کاهش آن، اعتبارات بانکها را منبسط مینماید. بر طبق ماده (۱۴) قانون پولی و بانکی نسبت سپرده قانونی از ۱۰ درصد کمتر و از ۳۰ درصد بیشتر نخواهد بود و بانک مرکزی ممکن است برحسب ترکیب و نوع فعالیت بانکها نسبتهای متفاوتی برای آن تعیین نماید.
ابزارهای غیرمستقیم
عملیات بازار باز (اوراق مشارکت بانک مرکزی) :
اجرای بهینه سیاستهای پولی توسط بانک مرکزی، توسط ابزار اصلی و محوری عملیات بازار باز صورت میگیرد که به بانکها انعطاف لازم را در مدیریت نقدینگی و مداخله در بازار پولی اعطاء مینمایند. وراق قرضه بهجهت مبتنی بودن بر بهره، اصولاً در اسلام پذیرفتهشده نیست. لیکن اوراق مشارکت و سهیم نمودن سرمایهگذاران در فعالیتهای اقتصادی و پرداخت سودهای واقعی نهتنها با مانع مواجه نیست بلکه مورد تشویق نیز میباشد.
(برای اولین بار، براساس ماده ۹۱ قانون برنامه سوم به بانک مرکزی اجازه داده شد که با تصویب شورای پول و اعتبار، از اوراق مشارکت بانک مرکزی استفاده نماید.)
نرخ تنزیل مجدد :
نرخ تنزیل مجدد نرخی است که با آن بانک مرکزی “اوراق بهادار” بانکهای تجاری را تنزیل میکند. چون بانک تجاری یک بار این اوراق را برای مشتریان خود تنزیل کرده است، تنزیل این اوراق به وسیله “ بانک مرکزی” ، تنزیل مجدد خوانده میشود .
اگر هدف کاهش حجم اعتبارات باشد، بانک مرکزی نرخ تنزیل مجدد را افزایش میدهد . افزایش نرخ بهره باعث کاهش تقاضا برای وام میگردد اما افزایش نرخ بهره از طرف دیگر “فعالیت اقتصادی” را کاهش میدهد. کاهش وامهای اعطایی بانکهای تجاری به مشتریان حجم سپردهها را کاهش میدهد و باعث کاهش قدرت خرید مردم و در نتیجه کاهش تقاضا و سطح عمومی قیمتها میگردد
درآمدهای بانک
مکانیزم کسب درآمد بانکها را می توان در دو دسته کلی طبقهبندی نمود :
۱. درآمدهای مشاع: بخشی از درآمد بانک است که به واسطه مشارکت با افراد به دست میآید.
دریافت سپردههای مدتدار از مشتریان، سرمایهگذاری سپردهها در کسب وکارهای مختلف و ارائه تسهیلات مدتدار به مشتریان سبب ایجاد درآمدی برای بانک میشود که این درآمد ناشی از اختلاف نرخ سود سپردهها و تسهیلات اعطایی و همچنین سود حاصل از سرمایهگذاریها است.
درآمدهای مشاع در صورت سود و زیان بانکها شامل :
سود و وجه التزام دریافتی از تسهیلات :
· درآمد معاملات سود تسهیلات
· وجه التزام دریافتی از تسهیلات
· وجه التزام دریافتی بابت سایر
سود دریافتی از محل سپرده گذاریها و سرمایه گذاریها :
· سود اوراق مشارکت
· سود سپرده قانونی
· سود حاصل از فروش طرحهای سرمایهگذاری
· سود سهام و سود فروش سهام
۲. درآمدهای غیرمشاع: دستهای دیگر از درآمدهای بانک است که به واسطه دریافت کارمزد خدمات ارائه شده و ارائه مشاورههای مالی و سرمایهگذاری حاصل میشود. از جمله این درآمدها :
۱- خدمات اعتبار اسنادی
۲- خدمات ضمانتنامه بانکی
۳- خدمات بانکداری الکترونیک
۴- خدمات ارزی
۵- کارمزد نگهداری اسناد و اوراق بهادار مشتریان
۶- صدور انواع چکها و…
اهمیت این درآمد (غیرمشاع) را باید در تفاوت آن با درآمدهای مشاع جستوجو نمود و این تفاوت را اینگونه میتوان بیان نمود که اگر در کسب درآمدهای مشاع که ناشی از اختلاف نرخ سود سپردهها و تسهیلات اعطایی و همچنین سود حاصل از سرمایهگذاریها است و با توجه به بهای تمامشده پول که از دو آیتم اصلی:
۱- هزینههای تخصیص منابع(بهرهای)
۲- هزینههای غیرپولی(شامل هزینه های اداری، پرسنلی و هزینه مطالبات) تشکیل شده است.
درنتیجه با معوقشدن تسهیلاتی که بانکها درآمد خود را مخصوصاً در سالهای قبل بر سود کسب شده از آنها متمرکز نمودهاند نه تنها آن هزینهها پوشش لازم پیدا نمیکند بلکه هزینههای دیگر تحمیل شده ناشی از این معوقات را که در حال حاضر به عنوان بیماری سیستم بانکی محسوب می گردد، تحمیل بانک ها می نماید و از ارزش آن درآمد (مشاع) کاسته شده و اهمیت آن را کمرنگتر مینماید، اما درمقابل درآمدهای غیرمشاع بهعنوان یک درآمد نقدی تاًثیر بیشتری در سودآوری بانکها از خود نشان میدهد که باعث شده بانکها با پیبردن به اهمیت این درآمد(غیرمشاع) با تبلیغات خدمات متنوع خود رقابت خود را در کسب سهم بیشتر از این نوع درآمد در بازار را شروع نمایند.
حقالوکاله در بانکها
حقالوکاله مبلغی است که بانکها مجازند در قبال بکارگیری منابع سپردههای سرمایهگذاری از سپردهگذاران دریافت نمایند که این دریافت بدین صورت انجام میپذیرد که در پایان هر سال بعد از اینکه سود مشاع بین سپردهگذاران و بانک تسهیم گردید، بانکها از سهم قابلپرداخت به سپردهگذاران میزان حقالوکاله خود را کسر نموده سپس سود قابل پرداخت به سپردهگذاران را اعلام و آن را با سود علیالحساب پرداختی مقایسه و تعدیل مینمایند.
حقالوکاله میتواند شامل هزینههای اداری بانکها برای تجهیز و اداره سپردههای سرمایهگذاری نیز شود، در هر صورت مبلغ دیگری تحت هیچ عنوان توسط بانکها از سپردهگذاران اخذ نخواهد شد.
ذخیره خاص و عام
طبق قوانین بانک مرکزی بانکها موظف هستند هنگام گزارشگری مالی، با بررسی وضعیت تسهیلات اعطایی، میزان ذخیره مطالبات مشکوکالوصول را در قالب دو بخش ذخیره عام و ذخیره خاص محاسبه نمایند.
قوانین بانک مرکزی از بانکها میخواهد ذخیره مطالبات مشکوکالوصول را در مورد بخشی از تسهیلات که از طریق وثایق دریافتی پوشش داده نشده است، بر اساس درصدهای مشخص شده برای هر طبقه از تسهیلات سررسید گذشته (۲تا ۶ ماه از سررسید آخرین قسط پرداختی گذشته است) ۱۰ درصد، معوق (۶تا ۱۸ماه از سررسید آخرین قسط پرداختی گذشته است)۲۰ درصد، مشکوکالوصول (بیش از ۱۸ ماه از سررسید آخرین قسط پرداختی گذشته است) ۵۰ الی ۱۰۰ درصد محاسبه نمایند.