محمد قصاع: هدف از نگارش این مقاله بررسی جایگاه ادبیات علمی- تخیلی در گسترۀ ادبیات داستانی بعد از سال ۱۳۵۷ است.
ادبیات علمی- تخیلی
تعاریف گوناگونی از ادبیات علمی -تخیلی وجود دارد. با نگاهی به داستانهای کوتاه و رمانهای علمی- تخیلی میتوان موارد اصلی کاربری این شاخۀ ادبی را به شرح زیر برشمرد:
الف- بیان نظریههای علمی ثابتشده یا ثابتنشده در قالب داستان و ارائۀ پیشبینیهایی از آینده و پیشرفت آتی علم و فناوری و گمانزدن علمی دربارۀ مسائل علمی انسانی و اجتماعی در گذشته، حال یا آینده.
اغلب نویسندگانی که از این کاربری استفاده کردهاند، دانشمندانی شناختهشده در علوم فیزیک، ریاضی و نجوم هستند یا دستکم در یکی از رشتههای علمی تخصص بسیار دارند. تعدادی از این نویسندگان عبارتند از ژول ورن، هوگو گرنسبک، آرتور سیکلارک، ایزاک آسیموف، لری نیون، گریگوری بنفورد، پل اندرسون، دیوید برین، جنتری لی.
همین کاربری است که عدۀ زیادی از جوانان را به سمت علم و تحقیق و طرح سؤال جذب و جلب میکند. تعداد زیادی از دانشمندان امروز غرب، در دوران جوانی با عشق و علاقه و کنجکاوی فراوان، داستانهای علمی- تخیلی مطالعه میکردهاند.
ب- بیان تأثیر نظرات علمی و پیشرفت علم و فناوری و گاه حتی سقوط و نزول علم تجربی، بر جوامع و انسانها در آینده به منظور شناسایی مشکلات نسلهای آینده و ارائۀ راهحلهای نظری و اعلام خطر به جوامع در قالب داستان.
شاید تعجبآور باشد اما حقیقت این است که مسائلی مانند آلودگی محیط زیست و ازدیاد جمعیت، تسلط ماشین بر انسان، تأثیر مخرب رایانهها بر روح و روان و رفتار انسانها و اثرات پیشرفت لگامگسیخته و بیهدف صنعت و سرمایهداری برای نخستین بار در همین داستانهای علمی- تخیلی مطرح شدهاند. به همین دلیل است که عدهای به درستی ادبیات علمی- تخیلی را یکی از انسانیترین شاخههای ادبیات داستانی میدانند.
در این گروه میتوان به نویسندگانی مانند رابرت ا.هینلین، روبرت سیلوربرگ، ری برادبری، فرانک هربرت، اچ.جی.ولز، فلیپ ک.دیک، هری هریسون، کارل چابک اشاره کرد.
پ- ایجاد بهت و شگفتزدگی و برانگیختن حیرت و غافلگیرکردن خواننده و ایجاد تعلیق، شاید این یکی از مهمترین کاربریهای اولیۀ چنین داستانهایی باشد که به طور ویژه در داستانهای کوتاه خودنمایی میکند. حالت شگفتزدگی در خواننده با ایجاد چرخشهای ناگهانی و غیرمنتظره در طرح داستان، آن هم به دلیلی منطقی و علمی به دست میآید. به همین دلیل است که چنین داستانهایی از جذابیت خارقالعادهای برخوردار هستند.
بدون تردید یکی از مهمترین استادان استفاده از این کاربری، ادگار آلنپو است و اغلب داستانهای علمی- تخیلی او چنین خصلتی دارند. او انگیزش بهت را حتی به داستانهای پلیسی نیز تعمیم داد و آگاتا کریستی نیز به او تأسی جسته است. علاوه بر او میتوان از نویسندگان دیگری نام برد؛ از جمله ری برادبری، ایزاک آسیموف.
در داستانهای علمی- تخیلی، گاه جنبۀ داستانپردازی یا قصهگویی یا ماجراپردازی غالب است، گاه مباحث نظری و علمی خط قالب بر داستان میشود و گاه نویسنده، بیش از هر چیز به بیان تخیلاتش میپردازد. تقویت ماجراسازی و قصهگویی، رمان علمی- تخیلی را به پیکرۀ اصلی ادبیات داستانی نزدیک میکند؛ به گونهای که گاهی فقط به وسیله کارشناسان، قابل تشخیص میشوند.
از طرفی دیگر، تقویت بعد تخیل، داستان را به سمت شاخۀ ادبی تخیلی یا فانتزی سوق میدهد. هرگاه مسائل علمی داستان، اصول ثابتشده علمی باشد، آن را داستان علمی مینامند. به هر حال شدت و ضعف هر بعد، یعنی داستانی، علمی و تخیلی، آنها را از ادبیات علمی- تخیلی دور نمیکند، بلکه در مجموع طیفی از داستانهای علمی- تخیلی با شدت و ضعف در زمینههای متفاوت به وجود میآید.
مضامین و عناصر داستانهای علمی- تخیلی
مهمترین عناصر و مضامین مطرح در ادبیات علمی- تخیلی:
۱- سفر در زمان
۲- سفر در فضا و سیارات و کهکشانهای دیگر
۳- سفر در زمان و فضا
۴- سفر به ابعاد دیگر
۵- داستانهای آرمانشهری، ضد آرمانشهری و زمانشهری
۶- روباتها
۷- جنگهای فضایی
۸- خلق یا اکتشاف دنیاهای جدید
۹- زمینگونهسازی
۱۰- موجودات بیگانه یا فضایی در انواع هوشمند یا غیرهوشمند، جانوری، گیاهی، متخاصم، دوست یا بیاعتنا
۱۱- اصلاح و تغییر ژنتیکی
۱۲- اَبَرانسانها
۱۳- نیروهای ویژۀ انسانی مانند تلهپاتی، روحی و …
۱۴- علوم فضایی، اخترشناسی
۱۵- سفینههای فضایی
۱۶- اسلحههای پرتویی، غیرمتعارف و نو
۱۷- مبارزۀ علمی با بلایا و جبرهای طبیعی
۱۸- حکومت واحد جهانی
۱۹- ارائۀ پیشنهادهای علمی غیرمتعارف مانند آسانسور فضایی و …
۲۰- مسکونیسازی سیارههای دیگر
۲۱- ایستگاههای فضایی
۲۲- نخستین تماس و برخورد با موجودات فضایی و چگونگی آن
و …
تعداد عناصر و مواد داستانی علمی- تخیلی بسیار زیاد و متنوع است و با ظهور هر نویسنده مبتکر جدید بر تعداد آن افزوده میشود. ما در اینجا فقط به موارد عمده، اشاره کردیم. البته لازم به ذکر است که در رمانها، اغلب از ترکیبی از تعدادی از عناصر فوق استفاده میشود.
شروع ادبیات علمی- تخیلی در ایران
همۀ علاقهمندان به این شاخۀ ادبی و کسانی که موجودیت و ارزش این شاخۀ ادبی را به رسمیت نمیشناسند و آن را حتی مضر هم میدانند، دربارۀ زمان و چگونگی ظهور و رشد ادبیات علمی- تخیلی در ایران، اشتراک نظر دارند. آنها معتقدند ادبیات علمی- تخیلی از پنج یا در نهایت شش دهه پیش با ترجمۀ آثار ژول ورن وارد ایران شد و با استقبال جوانان و نیاز روزافزون بازار به اینگونه کتابها و داستانها باعث افزایش ترجمه چنین داستانهایی شد. آنها نیز مانند کارشناسان و منتقدان غربی بر این باورند که ادبیات علمی- تخیلی جدید در اواخر قرن هجدهم میلادی در اروپا متولد شده و در آمریکا رشد یافته است و در ایران هیچ سابقه و ریشهای ندارد و وارداتی است. در اینجاست که آنها به دو دسته تقسیم میشوند. عدهای به آن علاقهمند شده و خواهان واردات بیشتر هستند و عدهای دیگر با نگرانی خواستار توقف واردات و تعطیلی این شاخۀ ادبی هستند و انواع و اقسام برچسبها، که گاه هیچ ربطی به نقد ادبی ندارند، بر آن میزنند.
ولی آیا به راستی این گمان صحیح است؟ آیا ادبیان ایران کهن و چه ادبیات معاصر پارسی با آنچه که امروز ادبیات علمی- تخیلی نامیده میشود، بیگانه است؟
با کمی تحقیق و تفکر به راحتی و با اطمینان خاطر میتوان گفت که این گمان، اشتباه و خطاست. بروز چنین اشتباهی ناشی از دو دلیل مهم است. نخست عدم آشنایی و شناخت محتوایی از ادبیات علمی- تخیلی و دیگر نادیدهگرفتن موقعیت زمانی و مکانی نویسندگان و زمان نگارش داستانها.
اگر با دو ابزار فوق به ادبیات کهن و معاصر پارسی رجوع کنیم، میتوانیم تعداد زیادی داستان علمی- تخیلی بیابیم البته بدون آنکه چنین نامی بر خود داشته باشند. از جمله داستان پرواز کیکاووس و جام جم در شاهنامۀ فردوسی و داستان حیبنیقظان که به وسیلۀ چند نویسنده از جمله ابنسینا نوشته شده است.
اینگونه داستانها با پیشرفت علوم تجربی در دنیای اسلام ظهور و بروز یافتند و رشد کردند و با رکود و نزول آن، به خاموشی گراییدند. تا همین پنجاه یا شصت سال پیش و از حدود نیم قرن پیش که ایرانیان بار دیگر به فراگیری علم روی آوردند، زمینه برای ظهور داستانهای علمی- تخیلی نیز فراهم شد. با توجه به اینکه حیات ادبیات علمی- تخیلی وابسته به حیات و گسترش و پیشرفت علم است، ورود و ظهور مجدد اینگونه داستانها همگام با پیشرفت علم در ایران، همراه و اجتنابناپذیر شد. پس در واقع در ایران آنچه بر این شاخۀ ادبی رفته است، انقطاع یا گسستگی تاریخی است، نه عدم وجود سابقه تاریخی.
ظهور داستانهای علمی- تخیلی جدید در ایران
به نظر میرسد نخستین آثار علمی- تخیلی که به زبان فارسی ترجمه شد، کتابهای ژول ورن بود. او یکی از بنیانگذاران ادبیات علمی- تخیلی در غرب محسوب میشود. باید توجه داشت که او در دورانی کتاب مینوشت که هنوز نام «علمی- تخیلی» برای این گونه داستانهای علمی ابداع و انتخاب نشده بود. این کار به وسیله هوگو گرنسبک در دهۀ دوم قرن بیستم انجام شد. تمام آثار ورن به فارسی ترجمه شدهاند، گاه به طور کامل و اغلب مثلهشده، آن هم به دور از ظرافتها و اصول ترجمه. بیشتر این مترجمان با بینش و تفکر علمی- تخیلی بیگانه بودند و به صورت تخصصی با این شاخۀ ادبی روبهرو نمیشدند.
به غیر از ژول ورن، بعضی کنابهای جک لندن مانند «پاشنه آهنین» و «طاعون سرخ» که با بینش ضدآرمانشهری و توجه به «دوران پس از فاجعه» نوشته شده است، ترجمه شده و تأثیر خوبی بر جا گذاشتند. در ضمن میتوان به کتاب سفرنامۀ گالیور و آثار ولتر مانند «میکرومگاها» و «کاندید» اشاره کرد.
تعدادی داستان کوتاه ترجمهای و مقاله «به ویژه درباره بشقابپرندهها» از ذبیحالله منصوری نیز باقی مانده است.
با پیشرفت جهشی هنر هفتم یعنی سینما، که به شدت مورد استقبال ایرانیان قرار گرفت و با حضور گستردۀ تفکر علمی- تخیلی در این عرضه، ناگهان اندیشۀ علمی- تخیلی جدید، به وسیله فیلم و سینما وارد ایران شد. این فیلمها که عدۀ زیادی آنها را به غلط فیلمهای فضایی مینامند، نظر همه به ویژه جوانان را جلب کرد. از میان این فیلمها مجموعه «پیشتازان فضا» -که هنوز هم در آمریکا تولید میشود- و فیلم «۲۰۰۱، یک اودیسۀ فضایی» از مقبولیت ویژهای برخوردار شدند.
در سال ۱۳۴۹ انتشارات جیبی، کتاب «راز کیهان» نوشته آرتور سی.کلارک را با ترجمه پرویز دوایی چاپ کرد. «راز کیهان» در اصل، همان کتاب «۲۰۰۱، یک اودیسۀ فضایی» نوشته آرتور سی.کلارک است که به وسیلۀ استنلی کوبریک به فیلم تبدیل شد، فیلمی که همیشه در خاطر علاقهمندان به سینمای علمی- تخیلی باقی خواهد ماند. این کتاب مهمترین اثر ترجمهشدۀ علمی- تخیلی پیش از انقلاب است و تأثیر آن بر علاقهمندان، مترجمان و نویسندگان داستانهای علمی- تخیلی کنونی ایران انکارناپذیر است. همچنین میتوان از کتابهای «شهر طلا و سرب» و «برکۀ آتش» نوشته جان کریستوفر نام برد که با توجه به گرایش آنها به گرده سنی نوجوان به وسیله کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیدند. از همینجا بود که ترجمه آثار علمی- تخیلی کمکم شروع شد و با استقبال خوانندگان روبهرو شد.
در زمینه تألیف، نردیکترین آثار به ادبیات علمی- تخیلی، بعضی کتابهای صادق هدایت است که عبارتند از:: «پیش از آدم»، «میمونهای کوه دماوند» و «گاف.لام.میم» البته به شرط آن که نیهلیسم و پوچگرایی را از آن داستانها جدا و دور کنیم، چرا که ادبیات علمی- تخیلی به لحاظ ماهوی با نیهیلیسم همگرایی ندارد. بنابراین در زمینه آثار تألیفی علمی- تخیلی در دوران پیش از انقلاب، ایران دچار فقر جدی بود.
به این ترتیب ادبیات علمی- تخیلی گرچه پیش از انقلاب و طی دوران سهساله ظاهر شد، اما وجودش بیشتر مدیون فیلم و سینما بود و به لحاظ ادبی نه به یک جریان تبدیل شد و نه چیزی برای نقد و بررسی داشت و در این زمینه نه مجلهای چاپ میشد و نه انجمن یا کانون وجود داشت، حتی مترجم یا نویسندهای که به طور تخصصی در این زمینه کار کند، وجود نداشت.
تحولات ادبیات علمی- تخیلی پس ازسال ۱۳۵۷
یکی دو سال پس از انقلاب و در پی وقفهای کوتاه، بار دیگر ترجمۀ داستانها و رمانهای علمی- تخیلی با حرکتی آهسته شروع شد. مترجمان –که تعدادشان کم بود- جسته و گریخته کتابهایی از آرتور سی.کلارک و ایزاک آسیموف را ترجمه کردند. به این ترتیب تا چند سال، سالی ۲ تا ۵ عنوان کتاب علمی- تخیلی ترجمه و منتشر میشدند.
حرکت پسندیده و مؤثر دیگر، اقدام مجلۀ «دانشمند» بود که افزون بر چاپ ویژهنامۀ علمی- تخیلی، چند داستان کوتاه علمی- تخیلی ترجمهای را نیز به چاپ رساند. این مجله که در آن دوران جایگاه ویژهای میان دانشجویان و دانشپژوهان داشت، علاقۀ جوانان را به این داستانها برانگیخت و به طور غیرمستقیم بر روند رشد این آثار در بازار کتاب تأثیر گذاشت. ظاهراً مجلۀ «دانستنیها» که مورد علاقۀ جوانان بود نیز چند داستان کوتاه در همان سالهای ابتدایی نشر خود به چاپ رساند و در همین مدت هم فیلمهای علمی- تخیلی، کماکان به تأثیرگذاری و جلب جوانان به سوی اندیشه و تفکر علمی- تخیلی ادامه میدادند.
اما تحول اساسی از حدود نیمه دوم دهه ۶۰ پیش آغاز شد، زمانیکه تعدادی از همان جوانان علاقهمند به داستانها و فیلمهای علمی- تخیلی به طور جدی به کار ترجمه اینگونه کتابها همت گماشتند و اغلب به یک یا دو کار بسنده نکردند. ناشران نیز که با موج علاقۀ نوجوانان و جوانان به این شاخۀ ادبی روبهرو شده بودند، به نشر آثار ترجمه آنان پرداختند.
تعدادی از این مترجمان عبارتند از: پیمان اسماعیلیان خامنه، محمد قصاع، ناصر بلیغ، حسین ابراهیمی (الوند)، هوشنگ غیاثی، حسن اصغری و شهریار بهترین.
توجه: بسیار مایلم در «یک پزشک» به نحوی با این مترجمان به نام و تأثیرگذار ارتباط برقرار کنم و اگر بشود در قالب پستهایی با آنها مصاحبههایی داشته باشم. اگر توانایی برقراری این ارتباط را دارید، بسیار ممنونم میشوم این لطف را در حق من و خوانندگان یک پزشک بکنید.
البته مترجمان دیگر هم هستند که یک یا دو کار ارائه دادهاند اما معرفی تمام آنها در این مختصر امکانپذیر نیست. در همین زمینه، مهمترین ناشران عبارتند از: نشر افق، شقایق، نقطه، پاسارگاد و مرکز چاپ و نشر بنیاد. بعضی ناشران نیز یک یا دو کار علمی- تخیلی به چاپ رساندهاند، ولی نه به صورت حرفهای و تخصصی.
به این ترتیب تعداد زیادی عناوین جدید از کتابهای علمی- تخیلی به خوانندگان عرضه شد و هنور هم عرضه میشود. از طرفی با ترجمۀ اغلب آثار کلارک و آسیموف و به دلیل توجه و نیاز خوانندگان، اکنون از نویسندگان دیگری که اغلب در غرب، از جایگاه بالایی برخوردارند، کتابهایی ترجمه شده و میشود؛ از جمله ری برادبری، روبرت سیلوربرگ، هینلین، اچ.جی.ولز و پل اندرسون.
اما در زمینۀ داستانهای کوتاه، افزون بر چاپ کتابهای مجموعهای، مجلات نیز گاه و بیگاه داستانهایی چاپ کردهاند، اما نه به صورت منظم و همیشگی.
تا آنجا که نگارنده مطلع است، به غیر از آثار ژول ورن، تاکنون بیش از صد عنوان کتاب علمی- تخیلی در ایران چاپ شده است که به جز تعدادی انگشتشمار، همگی مربوط بعد از سال ۵۷، به ویژه بین سال ۶۵ تا ۷۷ هستند.
نفاط ضعف روند رشد ادبیات علمی- تخیلی
اندیشه و جریان رشد ادبیات علمی- تخیلی در ایران دچار سه نقطهضعف اساسی نیز هست:
الف- عدم وجود انجمن یا کانون و مجلۀ کاغذی ویژۀ این شاخۀ ادبی. هماکنون در آمریکا و کشورهای اروپای غربی و شرقی، مجلههای علمی- تخیلی با شمارگان بسیار زیاد و عناوین متنوع چاپ و منتشر میشوند اما در ایران چنین مجلهای وجود ندارد. (خوشبختانه به یاری اینترنت، شاهد انتشار مجلههایی دیجیتال در حیطه داستان علمی تخیلی بودهایم، اما مسملما این کافی نیست.)
از انجمنها و کانونهای علمی- تخیلی به شیوهای که در غرب بسیار رایج هستند، اثری وجود ندارد. این انجمنها مکانی برای تبادل افکار، بحث و نقد نظرات و حتی ارائۀ نظریههای علمی هستند به گونهای که تعدادی از آنها با مراکز تحقیقاتی مهم دنیا از جمله ناسا در ارتباطند. همین انجمنها با اهدای جوایز به نویسندگان و هنرمندان به گسترش هنر و ادبیات و اندیشۀ علمی- تخیلی کمکهای انکارناپذیری میکنند.
ب- کمبود آثار تألیفی، ظهور و رشد ادبیات علمی- تخیلی جدید، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، مدیون آثار ترجمهای است. با گذشت زمان، اشتیاق خوانندگان باعث رشد ترجمۀ کتابهای جدید علمی- تخیلی غربی شد. اما بسیار طبیعی است که نویسندگان غربی کتابهایشان را با توجه به اصول فرهنگی، فکری، اجتماعی، اخلاقی و حتی سیاسی و اعتقادی خود مینویسند و طبیعی است که گاه اصول مورد توجه آنها با فرهنگ اسلامی- ایرانی تفاوت داشته باشد.
به طور مختصر اشاره شد که در ادبیات کهن پارسی ردی قوی از داستانهای علمی- تخیلی و فانتزی (تخیلی) وجود دارد که انکارناپذیر است ولی این امر به دلیل انقطاع یا گسیختگی تاریخی نادیده گرفته میشود.
از طرفی دیگر، یکی از وظایف ادبیات علمی- تخیلی جستوجو و یافتن و پیشبینی مشکلات بشری در آیندههای دور و نزدیک و پیداکردن راهحلهای آن است که از این لحاظ ماهیتی انسانی دارد و درست به همین دلیل با دین و مذهب بیگانه نیست. هستند نویسندگانی غربی که میانۀ خوبی با مذهب ندارند اما مترجمان ایرانی تاکنون کتابی از آنها ترجمه و چاپ نکردهاند.
آیا میتوان آرتور سی.کلارک را فردی ضدمذهبی نامید؟ کتابهای «پایان طفولیت»، مجموعۀ چهارجلدی «اودیسه»ها و مجموعه چهارجلدی «راما»ها و «ریشتر۱۰» مفاهیمی عرفانی ارائه میدهند. اصولاً کسانی که دارای اندیشه و ذهنیت علمی- تخیلی هستند، به هستی با دیدی کلان مینگرند. دید کلان به هستی، با مفاهیمی مانند شعور مطلق حاکم بر هستی، خودآگاهی هستی، ذات هستی، روح هستی و یا در نهایت با مفهوم خدا بیگانه نیست.
شاید مهمترین ابزار برای رفع بینشهای غلط، ارائۀ آثار تألیفی با مشخصات و خصوصیات فرهنگی- اعتقادی و منطبق بر افکار ایرانی- اسلامی باشد. همینجا است که با ضعف عمدۀ این شاخه ادبی در ایران روبهرو میشویم.
نگارنده با وجود پیگیری و جستوجوی فراوان، به غیر از چند داستان که با کمی اغماض و صرفنظر از بعضی مسائل تخصصی شاید بتوان علمی- تخیلی نامیدشان، هیچ اثر تألیفی در پیش از انقلاب نیافت. در ده سال ابتدای انقلاب نیز به غیر از دو اثر از آقایان محمود حکیمی و خلخالی که فقط برای ایجاد جذابیت از تعدادی عناصر داستانی علمی- تخیلی استفاده کرده بودند، چیزی یافت نشد. این آثار نیز به لحاظ محتوایی، علمی- تخیلی نبودند، بلکه ماهیتی سیاسی- دینی- عقیدتی داشتند.
با افزایش آثار علمی- تخیلی و ایمان جوانان ایرانی به توانایی و خلاقیت خود، لزوم خلق آثار تألیفی بر کارشناسان، آشکار و مسلم شد و کمکم تعدادی از نویسندگان که متوجه علاقۀ جوانان به این شاخۀ ادبی شده بودند، تلاش کردند از این قالب برای نوشتن داستان استفاده کنند، اما هیچیک از این آثار به جز پوستهای نازک، شباهتی با آنچه ادبیات علمی- تخیلی نامیده میشود، نداشت.
خوشبختانه طی ۱۵ سال اخیر، این طلسم شکسته شد و ما شاهد انتشار تعدادی کتاب رمان و داستان کوتاه در این زمینه در مجلات بودهایم.
شاید شروع واقعی این راه را بتوان کتاب «جهش خاطرات روز بعد» نوشتۀ محمد قصاع (نویسنده همین مقاله)، که توسط نشر البرز چاپ شد، دانست. من (قصاع) در این کتاب علاوه بر توجه به محتوایی به ادبیات علمی- تخیلی و رعایت اصول این شاخۀ ادبی، به اصول فرهنگی شرقی- اسلامی نیز توجه کردهام. در ضمن داستان کوتاه «تماس» این جانب نیز در مجلۀ «ادبیات داستانی» چاپ شده است.
کتاب دیگری را که میتوان مورد توجه قرار داد، «آخرین بنیاد کهکشانی» ترجمه و تألیف داوود ارکانی است. این اثر با وجود نقطه ضعف خودکوچکبینی فرهنگی، به هر حال در گوشهای از طیف ادبیات علمی- تخیلی جای دارد و از این بابت جای خوشحالی است.
در ضمن تعدادی داستان کوتاه نیز اینجا و آنجا در مجلات چاپ شدهاند که متأسفانه به دلیل عدم دسترسی به منابع، از ذکر نام آنها خودداری میشود.
هنوز هیچیک از استادان محترم دانشگاهها حتی یک داستان کوتاه علمی- تخیلی به رشته تحریر درنیاوردهاند. حتی در رشتههای ادبیات فارسی یا انگلیسی نیز یک واحد به بررسی ادبیات علمی- تخیلی اختصاص نیافته است و این امر فقط دو دلیل میتواند داشته باشد: اول ناآگاهی یا بیتوجهی عمدی به این شاخۀ مهم ادبی و دوم به رسمیت-نشناختن این قالب داستانی. وضعیت در زمینه سینما و فیلمنامهنویسی که خود فرزندان ادبیات هستند، به همان اندازه تأسفانگیز و ناچیز است.
پ- سومین نقطه ضعف این شاخۀادبی نوعی غربزدگی ضعیف است که بیشتر از ذهنیت شرطیشده و عادتی خوانندگان و مترجمان و نویسندگان برمیخیزد.
متأسفانه علاقهمندان ایرانی به علت آنکه بیست سال رمانهای ترجمهای علمی- تخیلی خواندهاند یا فیلمهای علمی- تخیلی آمریکایی و اروپایی تماشا کردهاند و چون در اینگونه داستانها پیوسته با اسامی فرنگی اشخاص و شهرها، دستگاهها و اصطلاحات روبهرو بودهاند، به سختی میتوانند داستانی با اسامی و اصطلاحات ایرانی را بخوانند و علمی- تخیلیبودن آن را بپذیرند.
این نقطه ضعف حتی در میان ناشران، منتقدان و حتی بعضی نویسندگان نیز مشاهده میشود. برای مثال در کتاب «آخرین بنیاد کهکشان» نویسنده نهتنها به خوانندۀ عادی اجازه نمیدهد آنچه را که تألیف کرده از داستانهای ترجمهای تشخیص دهد بلکه در داستانها از اسامی غربی نیز استفاده کرده است. چرا؟ مگر ایرانی نمیتواند دانشمند باشد؟ یا روزی به فضا دست یابد؟ یا روزی دوباره جایگاه علمی خود را در جهان باز یابد؟ مگر در آمریکا همین ادبیات علمی- تخیلی نبوده است که دو نسل را به سوی علم و تحقیق جذب کرد و به دانشمندانی برجسته تبدیل کرد؟ چرا تعداد زیادی از دانشمندان آنها پیش یا پس از بازنشستگی، به نوشتن داستانهای علمی- تخیلی میپردازند؟
خوشبختانه زمینه برای زدودن این تصور اشتباه از ذهن خوانندگان و علاقهمندان به داستانهای علمی- تخیلی فراهم شده است و این امر فینفسه قدمی به پیش است.
به تناسب وضعیت بد بازار کتاب در ایران، انتشار گاه و بیگاه بعضی از کتابهای علمی-تخیلی در ایران، هرگز نتوانسته است جایگاه این ژانر ادبی را به سالهای طلایی دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ برگرداند.
معمولا ناشران و مترجمان در این سالها بسیار کمجرأت ظاهر شدهاند و شهامت آن را نداشتهاند که به جز نویسندگانی مثل آسیموف، سی کلارک، ری بردبری، به سراغ ترجمه داستانهای دیگران بروند یا مجموعه داستانهای منتخب گلچین کنند و منتشر کنند.
خوشبختانه دنیای اینترنت تا حدی عطش دوستداران علمی تخیلی را برطرف کرده است، مثلا مجله اینترنتی شگفتزار، شاید تنها مجلهای باشد که هماینک در اختیار داریم.
میزان دانلود بالای کتابهای علمی -تخیلی در سایتهای دانلود کتاب نشان میدهد که جوانان و نیاز میانسالانی علاقهمند به علمی- تخیلی کم نیستند.
بیشک ترجمه یا تألیف، روندی نیست که بخواهد بیمزد ادامه پیدا کند، شاید نشر و فروش الکترونیکی داستانهای علمی- تخیلی بتواند جوابگوی این نیاز باشد.
در پایان جهت تجدید خاطره نگاهی میاندازیم به روجلدهای تعدادی از رمانهای علمی تخیلی ترجمهشده در ایران در سالهای دور و نیز سالهای اخیر:
منبع : یک پزشک