پژوهشهای محیطزیست، سال ۴، شماره ۷، بهار و تابستان ۱۳۹۲، از صفحه ۱۰۳ تا ۱۱۴
ارزیابی اثر فنآوری اطلاعات و ارتباطات بر محیطزیست
نیلوفر مرادحاصل۱، امیرحسین مزینی*2
۱ استادیار پژوهشگاه فضای مجازی
۲ استادیار دانشگاه تربیت مدرس
(تاریخ دریافت: ۳۰/۱/۱۳۹۰؛ تاریخ تصویب: ۲۷/۳/۱۳۹۲)
چکیده
فنآوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) طی سالهای اخیر، ابعاد مختلف زندگی انسان را متأثر نموده است. مبانی نظری بحث حکایت از آن دارد که استفاده از فاوا میتواند به بهبود کیفیت محیطزیست کمک نماید. اما قابل مشاهده بودن این اثر در کشورهای مختلف با سطوح متفاوت از نظر توسعه یافتگی نیازمند مطالعات موردی است. مقاله حاضر به دنبال بررسی این موضوع بهصورت بین کشوری میباشد. بدینمنظور، پس از بررسی مبانی نظری بحث و استخراج مدل مربوطه با استفاده از روش دادههای تلفیقی (Panel Data)، به برآورد اثر فنآوری اطلاعات و ارتباطات بر کیفیت محیطزیست به تفکیک در دو گروه از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه (از جمله ایران) برای دوره زمانی ۲۰۰۵- ۱۹۹۰ پرداخته شده است.
نتایج حکایت از آن دارد که همزمان با افزایش شدت آلودگی ناشی از فعالیتهای اقتصادی، فنآوری اطلاعات و ارتباطات توانسته در کشورهای توسعه یافته روند فزاینده انباشت آلودگی را تعدیل نماید و از این مجرا کیفیت محیطزیست بهبود یابد. اما این موضوع در کشورهای در حال توسعه چندان محسوس نمیباشد. به نظر میرسد، تفاوت موجود میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در زمینه نهادینه شدن استفاده از فنآوری اطلاعات و ارتباطات در این رابطه نقش بهسزایی ایفا مینماید.
کلید واژهها: فنآوری اطلاعات و ارتباطات، محیطزیست، آلودگی، دادههای تلفیقی
سرآغاز
طی دهههای اخیر، اهمیت محیطزیست رفته رفته افزایش یافته و کیفیت محیطزیست از اهمیت بهسزایی برخوردار شده است. به طوریکه با رشد و توسعه جوامع، به کیفیت محیطزیست اهمیت بیشتری داده شده است و با وجود تفاوتهای اساسی در مصادیق و ماهیت مشکلات حوزه محیطزیست در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، کلیت این موضوع در تمامی کشورها قابل مشاهده میباشد. برای مثال، همزمان که در کشورهای در حال توسعه مواردی چون تخریب محیطزیست(۱) ناشی از استحصال غیراصولی منابع، نبود سیستمهای ارزیابی و اندازهگیری (پایش)(۲)، نبود قوانین محیطزیستی کارا و پدیدههایی چون گریزگاه آلودگی(۳) و … مشکل اصلی میباشند در کشورهای توسعه یافته نیز مباحثی چون مصرف کارای منابع و یافتن جایگزینهای بهینه برای آنها، مدیریت انتشار و دفع آلایندهها، پاسخگویی به افکار عمومی (برای مثال در قالب NGOهای حوزه محیطزیست)، رعایت ترتیبات حوزه محیطزیست و … دغدغه اصلی محسوب میشوند.
همانگونه که مطرح شد، با وجود تفاوت در ماهیت و مصادیق مشکلات در محیطزیست کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، مدیریت محیطزیست و حرکت در جهت حفظ و ارتقای آن یک دغدغه بینالمللی محسوب میشود. بنابراین، هر راهکار و ابزاری که بتواند کشورها را در این راستا کمک نماید، میتواند بهعنوان یک راهکار کلی بهحساب آید. بهرهگیری و استفاده از فنآوری اطلاعات و ارتباطات و قابلیتهای آن و در نتیجه انتقال فعالیتها به فضای مجازی، یکی از مهمترین (بسترها) و راهکارها در این راستا، چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای درحال توسعه، به حساب میآید. توضیح آن که فنآوری اطلاعات و ارتباطات، یکی عوامل مهم در متحول نمودن حیات بشر طی دهههای اخیر بوده است و تقریباً نمیتوان بخشی از زندگی امروزه بشر (بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم) را یافت که از قابلیتهای این فنآوری بهرهمند نشده باشد. ضمن آن که بدون شک بخش قابل توجهی از رشد و توسعه اقتصادی کشورها بهویژه کشورهای توسعه یافته طی دهه اخیر در سایه استفاده مطلوب از قابلیتهای این فنآوری و فرصتهای ایجاد شده از آن حاصل شده است. شکل (۱)، تصویری کلی از حوزه نفوذ و تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات را در ابعاد مختلف زندگی بشر نشان میدهد. همانگونه که ملاحظه میشود، بخشهای مختلف همچون سلامت و بهداشت، فرصتهای شغلی، کسب و کار، امنیت، محیطزیست، توسعه منطقهای، حقوق بشر و آموزش از قابلیتهای این پدیده بهرهمند میشوند، ضمن آن که در بسیاری از موارد این ارتباط میتواند دو سویه باشد.
شکل (۱): ارتباطات توسعهای فناوری اطلاعات و ارتباطات
Source: (Wakelin & Shadrach, 2001)
در این چارچوب، بهرهگیری از قابلیتهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در عرصههای مختلف بدون شک تبعات قابل توجهی در حوزه محیطزیست نیز از خود به جای گذاشته و میگذارد و این موضوع با توجه به نقش و اهمیت محیطزیست، بهویژه طی دهههای اخیر میتواند بهصورت خاص مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، بهنظر میرسد مطالعه و بررسی تبعات بهکارگیری فنآوری اطلاعات و ارتباطات بر محیطزیست در کشورهای مختلف با سطوح توسعه یافتگی متفاوت، میتواند دستاوردهای جدیدی را بهویژه برای سیاستگذاران به همراه داشته باشد.
به طورکلی، در ارتباط با اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر حوزه محیطزیست میتوان موضوع را از جنبههای مختلفی بررسی نمود. زیرا مصادیق و تبعات بهکارگیری این فناوری در شئون مختلف زندگی انسان مشهود بوده و قابل بررسی است. در کاملترین تقسیمبندی ارایه شده تبعات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر محیطزیست در سه رده مجزا به شرح زیر قابل تقسیم میباشند(Berkhout & Hertin, 2001)
الف- رده اول (سطح یک): در این سطح آن بخش از تبعات (پیامدها) محیطزیستی فناوری اطلاعات و ارتباطات بررسی میشود که صرفاً ناشی از تولید تجهیزات این حوزه و استفاده از آنهاست که به اصطلاح تبعات مستقیم نامیده میشوند و به دو گروه تبعات منفی و مثبت تقسیم میشوند. تبعات منفی، آن بخش از تبعات محیطزیست است که از فرایند تولید محصولات فاوا همچون: تولید سختافزارهای رایآنهای، کابلهای شبکه، مانیتورها، تبعات ناشی از دفع و معدومسازی تجهیزات فاوا و … حاصل میشود. تبعات مثبت نیز بیشتر ناظر به قابلیتهایی است که از تولید و عرضه محصولات فاوا بهدست میآید. برای مثال دستگاههای الکترونیکی نشانگر آلودگی، کنترلهای الکترونیکی و … .
ب- رده دوم (سطح دو): در این سطح، آن بخش از آثار محیطزیستی فاوا (همچون کاربرد فاوا در فرایند تولید، توزیع و مصرف)مدنظر میباشد که در قالب مجازیسازی و افزایش امکان دسترسی میان عاملین اقتصادی، بخشهای کلان اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهند.
ج- رده سوم (سطح سوم): این سطح به آن بخش از تبعات تحریککننده و انگیزشی فناوری اطلاعات و ارتباطات باز میگردد که باعث میشود از مجرای رشد اقتصادی بالاتر، مصرف کل اقتصاد (در مقایسه با حالتی که از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده نمیشود) افزایش یابد که به آثار ارتجاعی و بازگشتکننده(۴) معروف میباشند. نکتهای که در این رابطه جلب توجه مینماید، آن است که محاسبه آثار ارتجاعی فناوری اطلاعات و ارتباطات به راحتی امکانپذیر نمیباشد. چرا که در اقتصاد کلان همزمان که به دلیل استفاده از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات از مجرای رشد اقتصادی، مقداری تقاضای جدید ایجاد میشود که میتواند بهعنوان مثال باعث افزایش تقاضای مواد خام و انرژی شود. از سوی دیگر، بهکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات سبب کاهش استفاده از حاملهای انرژی و مواد اولیه میشود که میتوانند تا حدودی اثر یکدیگر را خنثی نمایند و آنچه در عمل مشاهده میشود، برآیند این دو اثر میباشد. ذکر این توضیح نیز ضروری است که اندازه نسبی هر یک از این آثار (در سه رده مطرح شده) یکسان نمیباشند و بدون شک آنچه در قالب تبعات بهرهگیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در رده دوم مطرح میشود، به مراتب قابل توجهتر از دو سطح دیگر است که موضوع مقاله حاضر میباشد. بدینمنظور با استفاده از دادههای بین کشوری به ارزیابی این موضوع در قالب فرضیه محیطزیستی کوزنتس میپردازیم.
در این مقاله، پس از مقدمه حاضر در بخش دوم به ادبیات موضوع پرداخته میشود که شامل چارچوب نظری و مروری بر بررسیهای انجام شده در زمینه تبعات محیطزیستی فنآوری اطلاعات و ارتباطات میباشد. در بخش سوم، به معرفی مدل انتخابی، دادهها و روش تخمین مدل پرداخته خواهد شد. در بخش چهارم، نتایج تخمین مدل و تحلیلهای کمی ارایه خواهد شد. بخش پنجم نیز به جمعبندی و نتیجهگیری اختصاص یافته است.
مروری بر ادبیات موضوع
چارچوب نظری
طی دو دهه اخیر، ارتباط میان سطح توسعه یافتگی جوامع و میزان دستیابی به استانداردهای محیطزیست و به تعبیری رعایت ملاحظات محیطزیستی در کانون توجه پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از مباحثی که در این حوزه، مطالعات مختلفی را به خود اختصاص داده ارتباط میان سطح درآمد (رشد اقتصادی) جوامع و میزان تخریب محیطزیست و عوامل مؤثر بر آن میباشد. بهعبارت دیگر کشورهای مختلف که در سطوح مختلفی از توسعهیافتگی قرار دارند، از نظر مخاطرات محیطزیستی در چه سطحی میباشند. این موضوع اساس فرضیه کوزنتس میباشد. این رابطه نام خود را از سیمون کوزنتس، برنده جایزه نوبل که برای اولین بار به رابطه بین سطح درآمد و توزیع درآمد (بهصورتU وارونه) پی برد، گرفته است (Kuzents, 1955). براساس فرضیه محیطزیستی کوزنتس، ارتباط میان سطح درآمد کشورها و میزان تخریب محیطزیست بهصورت یک U وارونه تعریف میشود. بدینمعنا که در مراحل اولیه رشد اقتصادی، تخریب محیطزیست تشدید میشود و به مرور زمان با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و … کشورها، رشد تخریب محیطزیست کاهش یافته و در ادامه، این پدیده به موازات رشد درآمد، کاهش مییابد. بهطورکلی، اقتصاددانان مکانیسمهای منحنی محیطزیستی کوزنتس را در قالب سه اثر مقیاس، اثر ساختاری و اثر تکنیکی تحلیل میکنند. بدینصورت که بر اثر مقیاس رابطه بین رشد اقتصادی و تخریب محیطزیست بر حسب مقیاس فعالیتهای اقتصادی بحث میشود. بر اثر ساختاری به فرایند تبدیل ساختار کشاورزی به ساختار صنعتی آلاینده و سپس به ساختار صنعتی متمرکز با آلایندگی کمتر تمرکز میشود. اثر تکنیکی نیز حکایت از آن دارد که در مراحل پایین رشد اقتصادی، تکنیکهای تولید همراه با تولید آلودگی هستند. اما در مراحل بالای توسعه اقتصادی با فناوریهای غیرآلاینده و تصفیهکنندهها، فرایند تولید با ایجاد آلودگی به مراتب کمتر همراه میباشد (Stokey, 1998) .
برخی از محققان معتقدند مطمئنترین راه برای بهبود وضعیت محیطزیست، حرکت کشورها به سمت اقتصاد خدماتی است که یکی از راههای رسیدن به اقتصاد خدماتی، توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات میباشد (Panayotou et al., 2000). بنابراین، مشاهده میشود که بسیاری از کشورها، سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات را یکی از استراتژیهای راهبردی خود جهت توسعه ملی قرار دادهاند. همزمان با این رویکرد در قالب مبانی نظری نیز تلاش شده است که ارتباط بین توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه تبیین شود.
لازم به ذکر است، از اولین بررسیها در زمینه ارتباط فناوری اطلاعات و ارتباطات و رشد اقتصادی میتوان به منحنی جیپ(۵) اشاره نمود. ادبیات این منحنی برای اولین بار در سال ۱۹۶۳ مطرح و به نام پیشنهاددهنده آن نامگذاری شد (Jipp, 1963). این منحنی ارتباط مثبت و شدت همبستگی میان رشد اقتصاد و فناوریهای ارتباطی را نشان میدهد که به طور معمول بر اساس دو متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه و شدت استفاده از تلفن استخراج میشود (Kenny, 2005). در ادامه، اقدامهای انجام شده در این رابطه (در حوزه تئوریک) طی دهه ،۱۹۹۰ بررسیهای زیادی، اثبات فرضیه کوزنتس و بررسی عوامل تأثیرگذار بر محیطزیست را با استفاده مدلهای Adhoc در دستور کار خود قرار دادند. این روند از اوایل دهه۲۰۰۰، با کمک مبانی خرد ادامه یافته و اثبات فرضیه منحنی کوزنتس با توجه به بنیآنهای خرد(۶) دنبال شده است. در این چارچوب، لیوینگسون و آندرونی مدلی را برای یک نفر و با فرض عدم وجود پیامد خارجی(۷) انتخاب کردند. ایشان فرض نمودند که آلودگی یک فرد یا یک بنگاه از مصرف حاصل میشود و با کاهش مصرف، آلودگی کاهش مییابد. به همین جهت، مطلوبیت را بهصورت تابعی از مصرف و آلودگی بهصورت زیر در نظر گرفتند (Levinson & Andreoni, 2000):
Ui=Ui(Ci,P) Uc> o ,Up< o رابطه (۱)
در رابطه فوق، منحنی مطلوبیت Ui تابعی از مصرف (Ci) و آلودگی (P) است و این مصرفکننده به دو طریق میتواند آلودگی را کاهش دهد، الف- تخصیص دادن منابع جهت تمیز نمودن محیطزیست. ب- جلوگیری از ایجاد آلودگی. پس تابع آلودگی بهصورت زیر تعریف شده است:
رابطه (۲)
P=P(C, E) C= ΣCi , E= ΣEi Pc> o ,PE< o
در رابطه (۲) متغیر E تلاش محیطزیست برای کاهش آلودگی کل جامعه است و همچنین آلودگی تابعی مثبت از مصرف (C) و تابعی منفی از تلاشها در حوزه محیطزیست (E) است که این تلاش میتواند به شکل توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد. همچنین فرض شده است که یک موجودی محدود به نام درآمد (Mi) بهصورت رابطه Mi=Ei+Ci وجود دارد که میتواند روی Ci و Ei صرف شود.
اگر از رابطه (۲) دیفرانسیل کامل گرفته شود، رابطه (۳) بهصورت زیر ایجاد میشود:
رابطه (۳) dP=Pc dC+PE (dM-dC)
اگر طرفین رابطه (۳) بر dM تقسیم شود، خواهیم داشت:
رابطه (۴)
رابطه (۴) بیان میکند که چگونه تغییرات درآمد بر آلودگی اثر میگذارد. عبارت افزایش آلودگی ایجاد شده توسط مصرفکننده را نشان میدهد و عبارت تلاشهای صورت گرفته در حوزه محیطزیست بهمنظور کاهش آلودگی را بیان میکند و زمانی آلودگی بدون تغییر باقی میماند که این دو عبارت با هم مساوی باشند. با یک جابهجایی در رابطه (۴) خواهیم داشت:
رابطه (۵)
شرایط لازم و کافی برای برقراری فرضیه منحنی محیطزیستی کوزنتس این است که در سطوح پایین درآمد و در سطوح بالای درآمد برقرار باشد (شکل ۲).
شکل )۲( :تغییرات درآمد و آلودگی
Source: (Levinson & Andreoni, 2005)
لازم به ذکر است، لوینسون وآندرونی در مطالعهای دیگر با جایگذاری رابطه (۲) در رابطه (۱) به تابع مطلوبیتی رسیدند که آن را با توجه به محدودیت درآمدی (Mi=Ei+Ci) به روش لاگرانژ حداکثر کردند و با حل شرایط اولیه F.O.C، مقدار بهینه مصرف فرد iام را بهدست آوردند و با جایگذاری مقدار بهینه مصرف و تلاشها در حوزه محیطزیست در رابطه (۲)، به نقطه بهینه آلودگی و برقراری فرضیه منحنی محیطزیستی کوزنتس رسیدند (Levinson & Andreoni, 2005).
مروری بر مطالعات انجام شده
بهطورکلی، در خصوص ارتباط میان استفاده از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات با رشد اقتصادی و کیفیت محیطزیست با توجه به بررسی صورت گرفته، بررسیهای موجود را میتوان به سه گروه کلی تقسیم نمود که عبارتند از:
در بخش اول از بررسیها، فقط به مطالعه اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد اقتصادی پرداخته شده است. در این بخش از بررسیها، تأثیر فناوری بر رشد به سه شکل (حالت) مورد بحث قرار گرفته است. در حالت اول، تأثیر این فناوری برکالاهای سرمایهای بررسی شده که نتیجه آن افزایش بهرهوری سرمایه بوده است؛ در حالت دوم این فناوری، بهرهوری نیروی کار را افزایش داده است و در حالت سوم فناوری، بهرهوری کل (و نه لزوماً بهرهوری کار یا سرمایه) را افزایش داده است که از آن به فناوری خنثی هیکس(۸) تعبیر میشود (Romer, 2010). در دهههای گذشته، به دلیل تأثیر اندک فاوا، اثر آن را در مدلهای رشد در نظر نمیگرفتند ولی در اواخر دهه ۱۹۹۰، همراه با رشد سرمایهگذاری فاوا و در دسترس قرار گرفتن حجم زیاد نهاده فاوا، این متغیر وارد مدل رشد اقتصادی شد. در سالهای اخیر، تعدادی از اقتصاددانان با ارایه الگوهای رشد درونزا، سعی در توضیح دانش و فناوریهای جدید بهعنوان عامل رشد نمودند. در ادبیات اقتصادی، برآورد تأثیر سرمایهگذاری فاوا بر بهرهوری کل و رشد اقتصادی به چهار روش قابل انجام است که عبارتند از: الف- حسابداری رشد (Jorgenson& Stiroh, 2006) ؛
ب- برآورد تابع تولید (Jorgenson & Stiroh, 2000)؛
ج- تئوری رشد اقتصادی در حالت پایدار (Pohjola, 2000)؛ و
د- روش پساندازهای اجتماعی (کمیجانی و محمودزاده، ۱۳۸۷).
در ایران نیز بررسیهایی در این حوزه انجام شده است. در برخی از تحقیقها به بررسی میزان تأثیر استفاده از اینترنت بر جریان صادرات در کشورهای منتخب پرداخته شده است (طیبی و همکاران، ۱۳۸۶). برخی بررسیهای دیگر، به مطالعه اثر فاوا بر اشتغال در بخش خدمات ایران پرداختهاند (محمودزاده و اسدی، ۱۳۸۶) و برخی دیگر به تخمین سهم فاوا از رشد اقتصادی ایران با رهیافت حسابداری رشد و با استفاده از روش تصحیح خطای برداری و دادههای سری زمانی ۸۲- ۱۳۳۸ در زیربازههای مختلف پرداختهاند. (کمیجانی، محمودزاده، ۱۳۸۷).
در بخش دوم از بررسیها به مطالعه اثر رشد اقتصادی بر کیفیت محیطزیست پرداخته شده است. از اولین بررسیهای انجام شده در این حوزه میتوان به مطالعه گروسمن و کروگر اشاره کرد که بهمنظور ارزیابی آثار محیطزیستی تجارت آزاد آمریکای شمالی مطالعهای را انجام دادند و توسط رابطهای رگرسیونی ارتباط میان آلودگی و رشد اقتصادی را بررسی کردند. نتیجه بررسیها، وجود یک رابطه به شکل U وارونه میان آلودگی هوا و تولید ناخالص داخلی را نشان داد (Grossman & Krueger, 1991). به همین ترتیب (شافیک و بندیوپادیا، ۱۹۹۲؛ بکرمن، ۱۹۹۲؛ سلدون و سانگ، ۱۹۹۴؛ گیلز و ماسک، ۲۰۰۳؛ شین و هاشیموتو، ۲۰۰۴؛ آزوماهو و همکارانش، ۲۰۰۶) فرضیه محیطزیستی کوزنتس را تأیید نمودند. (Shafik & Bandhopadhyay, 1992; Beckerman, 1992; Selden & Song, Giles, Mosk, 2003 Shen & Hashimoto, 2004; 1994; Azomahou, et al., 2006;).
در ایران نیز تحقیقهایی در مورد اثر رشد اقتصادی بر محیطزیست انجام شده است که اولین مطالعه در این حوزه مربوط به پژویان و مرادحاصل، تحت عنوان بررسی اثر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا در قالب منحنی محیطزیستی کوزنتس برای ۶۷ کشور میباشد )پژویان و مرادحاصل، ۱۳۸۶). البته به دنبال این مطالعه کارهایی در این زمینه انجام شده است. برای نمونه در مطالعهای رابطه بین درآمد و انتشار دیاکسیدگوگرد برای کشورهای خاورمیانه طی دوره ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ بررسی شده است (پورکاظمی و ابراهیمی، ۱۳۸۷) و مطالعهای دیگر به ارتباط بین آلودگی هوا و رشد اقتصادی (آزمون فرضیه محیطزیستی کوزنتس) در ۱۶ کشور منتخب توسعه یافته و در حال توسعه از جمله ایران پرداخته است (اصغرپور و موسوی، ۱۳۸۸).
بخش سوم از تحقیقهایی انجام شده، شامل بررسیهایی میشود که در آنها به مطالعه اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر محیطزیست پرداخته شده است. میتوان اینگونه مطرح نمود که در داخل کشور مطالعهای که بهصورت خاص به بررسی اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کیفیت محیطزیست پرداخته باشد، مشاهده نشد. اما از مطالعات انجام شده در سطح جهان، میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
پلپیس (۲۰۰۲) در مطالعه خود به بررسی تبعات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر محیطزیست با رویکردی منفی پرداخته است. این مقاله در رده اول از طبقهبندی ارایه شده در بخش مروری بر مبانی نظری قرار میگیرد. بدین مفهوم که چنانچه مدیریت فرایند تولید و دفع ضایعات محصولات سخت افزاری فاوا با دقت لازم صورت نگیرد، میتواند تبعات محیطزیستی جدی به همراه داشته باشد. بهگونهای که در بعضی موارد تبعات مثبت آن را تحت تأثیر قرار دهد (Plepys, 2002).
یی و توماس (۲۰۰۷) در مقاله خود که به مرور بررسیهای انجام شده در زمینه مطالعه اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات و کسب و کار الکترویکی بر محیطزیست اختصاص یافته کلیه بررسیهای انجام شده در دسترس، شامل: مقاله، پروژه تحقیقاتی، پایاننامه و … را مورد بررسی قرار دادند. ایشان ادعا مینمایند: چه بررسیهایی که بهصورت مورد کاوی و در سطح خرد انجام شدهاند و چه بررسیهایی که در سطح کلان و در قالب یک رویکرد آماری انجام شدهاند، هنوز به همگرایی کامل در خصوص اثر مشخص استفاده از فاوا بر فرایند پایداری محیطزیست نرسیدهاند (Yi & Thomas, 2007). بهعبارت دیگر مروری بر مطالعات انجام شده کماکان امکان قضاوت صریح در خصوص اثر استفاده از فاوا بر پایداری محیطزیست را نمیدهد و کماکان نیازمند مطالعات و روشهای جدیدی میباشیم. اضافه مینماید. برکاوت و هرتین (۲۰۰۱) نیز در مطالعه خود به نتایجی مانند آنچه در مقاله فوق بهدست آمده، دست یافتهاندBerkhout &) (Hertin, 2001.
اردمان و همکاران (۲۰۰۴) در مطالعه خود که به بررسی اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر پایداری محیطزیست پرداختهاند، ضمن تفکیک کاربردهای مختلف فنآوری اطلاعات و ارتباطات، به بررسی آثار آنها بر بخشهای مختلف پرداختهاند. نتایج این مطالعه که بهصورت توصیفی انجام شده است. به طورکلی حکایت از اثر مثبت کاربرد فاوا بر کاهش تولید گازهای گلخآنهای، میزان بازیافت زبالههای شهری و مصرف انرژی دارد (Erdmann et al., 2004).
مواد و روشها
معرفی مدل
با توجه به مبانی نظری مطرح شده، در این قسمت تلاش میشود اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر محیطزیست در چارچوب فرضیه کوزنتس بررسی شود. بدینمنظور از مدل گروسمن و کروگر با تعدیلاتی به شرح ذیل استفاده میشود(Grossman & Krueger, 1991) :
رابطه (۶)
در رابطه (۶)، نماد بیانگر لگاریتم متغیرها است و عرض از مبداء و وضرایب مدل میباشند. متغیرهای به کار گرفته شده به شرح زیر میباشند:
: لگاریتم شاخص آلودگی هوا (سرانه)، لگاریتم انتشار سرانه NOxـ هزار تن/ نفر،
: لگاریتم سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها- دلار/ نفر،
: مجذور لگاریتم سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها- دلار/ نفر،
: لگاریتم شاخص فاوا (لگاریتم شاخص ضریب نفوذ اینترنت)- درصدکاربران اینترنت در هر هزار نفر،
: لگاریتم شاخص تمرکزجمعیت- نفر در هر کیلومترمربع و
: جمله خطا
افزایش فعالیتهای بشر بهویژه پس از انقلاب صنعتی، باعث افزایش آلایندههای هوا به شکل گاز و یا ذرات ریز معلق در هوا شده است. ازجمله گازهای آلاینده اکسیدهای نیتروژن به اشکال مختلف (بسته به تعداد اتمهای اکسیژن) میباشند. به طور تقریبی تمامی دیاکسید نیتروژن موجود در جو بر اثر فعالیتهای بشر تولید میشود. انواع خودروها و نیروگاههایی که از سوخت فسیلی استفاده میکنند، منابع اصلی انتشار این گاز محسوب میشوند (بوتکین و کلر، ۱۳۷۹). بنابراین، در این مطالعه میزان انتشار گاز NOx بهعنوان شاخص آلودگی (متغیر وابسته) انتخاب شده است. در صورتی که بسیاری از مطالعات بین کشوری و بین المللی نیز در مورد اثبات فرضیه محیطزیستی کوزنتس از میزان انتشار گاز NOx بهعنوان شاخص آلودگی هوا استفاده نمودهاند. در این رابطه میتوان به مطالعات (کل و همکاران، ۱۹۹۷؛ خانا، ۲۰۰۲؛ فرانکل و رز، ۲۰۰۵) اشاره نمود Cole,et al., 1997) Khanna, 2002; (Frankel & Rose, 2005;.
همچنین برای نشان دادن وضعیت فنآوری اطلاعات و ارتباطات کشورها، از شاخص ضریب نفوذ اینترنت استفاده شده است که بهصورت تعداد کاربران اینترنت در هر هزار نفر نشان داده میشود و انتظار میرود تفاوتهای موجود میان کشورها را در این حوزه نشان دهد. انتظار میرود ضرایب این متغیر (بسته به تخمین مدل)، وضعیت اثرگذاری حوزه فنآوری اطلاعات و ارتباطات را بر شاخص آلودگی هوا نشان دهد.
روش برآورد
روش برآورد مدل کوزنتس در مطالعه حاضر، براساس دادههای تلفیقی (پانل)(۹) است. این روش ترکیبی از «اطلاعات سری زمانی»(۱۰) و «دادههای مقطعی»(۱۱) است. در هر یک از مدلهای سری زمانی و دادههای مقطعی، نارساییهایی وجود دارد که در مدل تلفیقی میتوان آنها را کاهش داد (Baltagi, 1995). در روش دادههای تلفیقی، ابتدا دو آزمون انجام میشود. برای تعیین حالت برابری عرض از مبدا کشورها با حالت تفاوت در عرض از مبدا کشورها از آزمون F و برای تعیین روش اثر ثابت(۱۲) و یا اثر تصادفی(۱۳) از آزمون هاسمن(۱۴) استفاده میشود که در این تحقیق پس از انجام این دو آزمون روش اثر ثابت انتخاب شده است. در مرحله بعد، آزمونهای ریشه واحد(۱۵) انجام و مشخص شد که تمام متغیرها انباشته از مرتبه اول هستند و در نهایت آزمون همجمعی(۱۶) دادههای تلفیقی، وجود رابطه همجمعی بین شاخص آلودگی و تولید ناخالص داخلی سرانه، شاخص فاوا و شاخص تمرکزجمعیت را نشان داد.
دادههای آماری
در این مطالعه، دو گروه کشورهای توسعه یافته عضو سازمان همکاری و گسترش اقتصادی(۱۷) شامل ایتالیا، فرانسه، دانمارک، ایالات متحد آمریکا، فنلاند، پرتغال، نروژ، اطریش، آلمان، یونان، ژاپن، استرالیا، بریتانیا، اسپانیا و سوئد و کشورهای در حال توسعه (منطقه آسیا) شامل ایران، مالزی، ازبکستان، پاکستان، ترکیه، فیلیپین، تایلند، قزاقستان، چین، تاجیکستان، امارات متحد عربی، عربستان سعودی، آذربایجان، بنگلادش و هندوستان انتخاب شدهاند. لازم به ذکر است که کلیه دادههای مربوط به کشورها از بانک اطلاعات آماری بانک جهانی (WDI, 2011) استخراج شده است.
یافتهها
مدل انتخابی به روش دادههای تلفیقی (و با توجه امکان دسترسی به اطلاعات) برای دوره زمانی ۲۰۰۵-۱۹۹۰ تخمین زده شده است. کلیه ضرایب تخمین زده شده مطابق با انتظارات و چارچوب تئوریک میباشند و با توجه به آماره آزمونها، کلیه ضرایب مدل به جزء شاخص فاوا برای گروه کشورهای آسیایی از نظر آماری و در سطح ۹۵ درصد معنیدار و قابل قبول میباشند. نتایج در جدول (۱) منعکس شده است.
جدول (۱): نتایج حاصل از برآورد مدل برای کشورهای منتخب (متغیر وابسته (LNP
شرح | کشورهای
درحال توسعه |
کشورهای
توسعه یافته |
||
ضرایب (ها) | آمارهt | ضرایب (ها) | آماره t | |
LNY | ۷۱/۱ | ۷۶/۲ | ۰۲/۷ | ۹۸/۱ |
LNY۲ | ۱۱/۰- | ۴۲/۲- | ۳۶/۰- | ۰۴/ ۲- |
LICT | ۰۰۱/۰- | ۱۷/۰- | ۰۳/۰- | ۵۱/۲- |
LPD | ۶۹/۰ | ۳۳/۳ | ۴۷/۱ | ۹۴/۱ |
در جدول (۱) مقادیر ستونهای اول و دوم از هر گروه کشورها به ترتیب بیانگر مقدار ضرایب (ها) و مقدار آمارهt میباشند. همانطور که ملاحظه میشود، مثبت بودن ضریب لگاریتم سرانه تولید ناخالص داخلی در دو مدل فوق، نشان از افزایش آلودگی به ازای افزایش تولید ناخالص داخلی دارد. به عبارت دیگر، آلودگی به ازای افزایش درآمد روند صعودی داشته است. این ضریب به صورت تلویحی این واقعیت را بیان میکند که رشد اقتصادی (افزایش درآمد در مراحل اولیه رشد) با ایجاد آلودگی و تشدید تخریب محیطزیست همراه است. این ضریب برای کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته بهترتیب برابر ۷۱/۱ و۰۲/۷ برآورد شده است. اما همانگونه که ملاحظه میشود، ضریب بهدست آمده برای متغیر مجذور لگاریتم سرانه تولید ناخالص داخلی (که بیانگر مراحل بالای رشد اقتصادی است) منفی میباشد. این ضریب حکایت از روند نزولی ارتباط میان درآمد و آلودگی دارد. بهعبارت دیگر، این ضریب بیانگر آن بخش از منحنی کوزنتس است که پس از نقطه عطف در مسیر نزولی قرار میگیرد.
ضریب بهدست آمده برای شاخص تمرکز جمعیت مثبت است. به این مفهوم که با افزایش (تمرکز) جمعیت در یک منطقه، آلودگی افزایش مییابد. این ضریب نشان میدهد که اگر چنانچه ده درصد تمرکزجمعیت افزایش یابد، با شرط ثابت بودن سایر شرایط، آلودگی به میزان ۴۷/۱ درصد در گروه کشورهای توسعه یافته و به میزان ۶۹/۰ درصد در گروه کشورهای در حال توسعه افزایش خواهد یافت. همانگونه که ملاحظه میشود، قدرمطلق مقدار بهدست آمده برای این متغیر در دو گروه کشورهای مورد بررسی به نسبت قابل توجه میباشد که میتواند حکایت از تأثیر قابل توجه زندگی بشر و تبعات آن بر ایجاد آلودگی داشته باشد.
مقایسه قدرمطلق ضرایب بهدست آمده برای متغیر رشد اقتصادی در هر دو گروه حکایت از آن دارد که در نیمه اول منحنی کوزنتس روند مثبت و صعودی میان رشد اقتصادی و آلودگی با شیب زیاد طی شده است. اما در فرآیند نزولی و کاهشی آن که نیمه دوم منحنی کوزنتس میباشد، شیب منحنی کاهش زیادی یافته است. بهعبارت دیگر، منحنی کوزنتس شکلی قرینه نداشته و شیب (صعودی) منحنی در نیمه اول به مراتب بیشتر از شیب (نزولی) منحنی در نیمه دوم است. این وضعیت در شکل (۳)، به تصویر کشیده شده است.
ضریب بهدست آمده برای متغیر فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای گروه کشورهای در حال توسعه در سطح ۹۵ درصد معنیدار نمیباشد. اما همین ضریب برای کشورهای توسعه یافته معنیدار است که حکایت از بهبود کیفیت محیطزیست به موازات گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات دارد. این ضریب نشان میدهد: چنانچه در کشورهای توسعهیافته ضریب نفوذ اینترنت به اندازه ده درصد افزایش یابد، با فرض ثابت بودن سایر شرایط، آلودگی هوا به میزان ۳/۰ درصد کاهش مییابد. همانگونه که ملاحظه میشود، این ضریب حکایت از آن دارد که فعالیتهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، نقش مؤثر و معناداری بر کاهش تخریب محیطزیست دارند.
شکل (۳) : منحنی کوزنتس برای کشورهای توسعه یافته
در مقایسه اثر نسبی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو گروه از کشورها مشاهده میشود که اثر مثبت فناوری اطلاعات و ارتباطات بر (کاهش) کیفیت محیطزیست در کشورهای در حال توسعه (آسیایی) از نظر جبری ناچیز میباشد. اما این اثر در کشورهای توسعه یافته معنیدار و مثبت ظاهر شده است که جلب توجه می نماید. بهنظر میرسد، بخشی از علت این موضوع را بتوان در نهادینه شدن و بلوغ کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای توسعه یافته جستجو کرد.
بحث و نتیجهگیری
در این مقاله، رابطه میان فناوری اطلاعات و ارتباطات و آلودگی محیطزیست در دو گروه کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته طی دوره ۲۰۰۵-۱۹۹۰. براساس فرضیه کوزنتس بررسی شد. نتایج به دست آمده نشاندهنده وجود یک رابطه به شکل U معکوس بین تولید ناخالص داخلی سرانه و شاخص آلودگی میباشد. همچنین براساس مدلهایی که برآورد شد، در گروه کشورهای در حال توسعه، رابطه معنیداری میان فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاهش آلودگی هوا بهدست نیامد. در حالیکه در گروه کشورهای توسعه یافته، این رابطه معنیدار و قابل توجه بود. بنابراین، میتوان اینگونه استدلال نمود که گسترش فعالیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات جدا از تبعات مطلوب در حوزه اقتصاد، میتواند تبعات محیطزیستی مناسبی را نیز به همراه داشته باشد.
بهنظر میرسد، مهمترین دلیل این امر انتقال، بخش قابل توجهی از فعالیتهای روزمره اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اداری و غیره از شکل فیزیکی به فضای مجازی و در قالب پدیدههایی چون تجارت الکترونیک، دولت الکترونیک، آموزش الکترونیک، بهداشت الکترونیک و مواردی از این دست میباشد که به اجمال در شکل (۱)، به تصویر کشیده شد. در این راستا، بهصورت نمونه میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
الف- فعالیتهای اداری، مانند: ثبت اسناد و املاک، درخواست پاسپورت و امثال آن در محیط الکترونیکی
ب- فعالیتهای بانکی، مانند: پرداخت قبوض، برداشت و انتقال پول وغیره در محیط الکترونیکی
ج- فعالیتهای تفریحی، مانند: بازیهای رایآنهای و بازدید از موزهها، گالریها و نمایشگاهها بهصورت الکترونیکی
د- کسب اطلاعات، مانند: مطالعه اخبار روزنامهها، آگاهی از وضعیت آب و هوا، ترافیک شهری، ساعات پرواز هواپیماها و غیره بهصورت الکترونیکی
ه- فعالیتهای تجاری، مانند: خرید و فروش کالا، موسیقی، فیلم و بستههای آموزشی و غیره بهصورت الکترونیکی
و- فعالیتهای علمی، مانند: انجام تحقیق، یافتن مقالات، دسترسی به منابع و کتب بهصورت الکترونیکی
ز- فعالیتهای آموزشی، مانند: برگزاری دورههای دانشگاهی، کارآموزی و غیره بهصورت الکترونیکی
ح- فعالیتهای سیاسی، مانند: شرکت در انتخابات، حضور در نظرسنجیها و غیره در فضای الکترونیکی
ط- فعالیتهای مسافرتی، مانند: رزرو بلیت سفر، رزرو هتل و کرایه اتومبیل بهصورت الکترونیکی
ی- کاریابی و درخواست کار: همچون آگاهی یافتن از فرصتهای شغلی، پرکردن فرم درخواست کار بهصورت الکترونیکی
موارد فوق مصادیقی هستند که در آنها در سایه قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، مراجعه حضوری به شدت کاهش یافته و به فضای مجازی (الکترونیکی) انتقال مییابد که بدیهیترین پیامد این وضعیت، کاهش تقاضا برای حملونقل و در نتیجه کاهش مصرف انواع مختلف حاملهای انرژی و متعاقب آن بهبود کیفیت و یا کاهش مخاطرات محیطزیست میباشد. به طورکلی اثر معنیداری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کاهش آلودگی هوا در قالب نتایج مدل برآورد شده در تحقیق حاضر، برای کشورهای توسعه یافته اثبات شد. اما برای کشورهای در حال توسعه، نیازمند گذر زمان و بررسیهای تکمیلی میباشد.
یادداشتها
- Environmental Degradation
- Environmental Monitoring
- Pollution Heaven
- Rebound Effects
- Jipp Curve
- Micro foundation
- Externality
- Hiks Neutrality
- Panel data
- Time series data
- Cross section data
- Fixed effects
- Random effects
- Hasman test
- Unit Root
- Cointegration
- Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD)
فهرست منابع
اصغرپور، ح.؛ موسوی، س. ۱۳۸۸. آزمون فرضیه زیستمحیطی کوزنتس: کاربرد تکنیک همجمعی تلفیقی، فصلنامه علوم اقتصاد، سال اول، شماره سوم.
بوتکین، د.؛ کلر، ا. ۱۳۷۹. مسائل محیطزیست: ( فرسایش لایه ازن- گرم شدن زمین- آلودگی هوا)، ترجمه کریمپور. ی.، آذربایجان غربی: انتشارات جهاد دانشگاهی.
پژویان،ج.؛ مرادحاصل، ن. ۱۳۸۶. بررسی اثر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال هفتم، شماره ۴.
پورکاظمی، م. ح.؛ ابراهیمی، ا. ۱۳۸۷. بررسی منحنی کوزنتس زیستمحیطی در خاورمیانه، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی ایران، شماره ۳۴.
طیبی، س. ک.؛ جباری، ا.؛ شاطری، م. ر.؛ کوچکزاده، م. ۱۳۸۶. بررسی میزان تأثیر اینترنت بر جریان صادرات (مطالعه تجربی هشت کشور منتخب عضو اتحاد «آسه آن + ۳» و ایران)، پژوهشهای اقتصادی ایران، ۹(۳۳).
کمیجانی، ا.؛ محمودزاده، م. ۱۳۸۷. نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در رشد اقتصادی ایران (رهیافت حسابداری رشد). پژوهشنامه اقتصادی.
محمودزاده، م.؛ اسدی، ف. ۱۳۸۶. اثرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد بهرهوری نیروی کار در اقتصاد ایران. فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۴۳.
Azomahou, T.; Laisney, F. & Van, P. N. 2006. Economic development and CO2 emissions: A nonparametric panel approach, Journal of Public Economics, vol.90.
Baltagi, B. H. 1995. Economic Analysis of Panel Data. Published by Willy & Sons Lt.
Beckerman, W. 1992. Economic growth and the environment: Whose growth? Whose environment?, World Development, 20.
Berkhout, F. & Hertin, J. 2001. Impacts of Information and Communication Technologies on Environmental Sustainability: speculations and evidence, SPRU- Science and Technology Policy Research, University of Sussex.
Cole, M. A.; Rayner, A. J. & Bates, J. M. 1997. The Environmental Kuznets Curve :An Emprical Analysis, Environment and Development Economics, No.2.
Erdmann, L.; Hilty, L.; Goodman, J. & Arnfalk, P. 2004. The future impact of ICTs on environmental sustainability, European Commission.
Frankel, j. A. & Rose ,A .2005. Is Trade Good or bad for the environment? Sorting out the casality, The Review of Economics and statistics ,87.
Giles, D. E. & Mosk, C. 2003. Ruminant eructation and a long-run environmental Kuznets curve for enteric methane in New Zealand: Conventional and fuzzy regression”, Econometrics Working Paper, vol. 0306, Canada: Department of Economics, University of Victoria.
Grossman, G. M. & Krueger, A. G. 1991. Environmental impacts of a North American Free Trade Agreement, National Bureau Of Economic Research, NBER Working paper ,3914.
Jipp, A. 1963. Wealth of nations and telephone density, Telecommunications Journal.
Jorgenson, D. W. & Stiroh, K. J. 2000. Raising the Speed Limit: US Economic Growth in the Information Age, Brookings Papers on Economic Activity.
Jorgenson, D. W. & Stiroh, K. J. 2006. Potential Growth of the U. S. Economy: Will the Productivity Resurgence Continue? ,Journal of Business Economics, No. 41:1.
Kenny, C. 2005. Reforming the posts: Abandonning the monopoly-supported postal universal service obligation in developing countries. AEI-Brookings Joint Center for Regulatory Studies. Related Publication 05-17.
Khanna, N. 2002. The income elasticity of non-point source air pollutants: revisiting the environmental Kuznets curve, Economics Letters, 77 .
Kuzents, S. S. 1955.Economic Growth and Income Inequality, American Economic Review ,45.
Levinson, A. & Andreoni, J. 2000. The simple analytics of the Environmental Kuznets curve, Jornal of Public Economics 80, PP: 269- 286.
Levinson, A. & Andreoni, J. 2005. Preferences, Technology and the Environment:Understandy the EKC Hypothesis, Economic Department Working Paper,WP0313,PP:4-9.
Panayotou, T.; Peterson, A. & Sachs, J. 2000. Is the environmental Kuznets curve driven by structural change? What extended time series may imply for developing countries, CAER II Discussion Paper no. 80, Harvard Institute for International Development, Cambridge, MA.
Plepys, A. 2002. The grey side of ICT. Environmental Impact Assessment Review 22.
Pohjola, M. 2000. Information Technology and Economic Growth: A Cross Country Analysis, UNU/WIDER Working Paper, No. 173.
Romer, D. 2010. Advanced Macroeconomics. Mcgraw-Hill Series in Economics.
Selden, T. M. & Song, D. 1994. Environmental quality and development: is there a Kuznets curve for air pollution emissions.Journal of Environmental Economics and Management, 27.
Shafik, N. & Bandhopadhyay, S. 1992. Economic Growth and Environmental Quality: Time Series and Cross Country Evidence. Background paper for World Development Report, World Bank, Washington, D.
Shen, J. Y. & Hashimoto, Y. 2004. Environmental Kuznets curve on country level: Evidence from China, Discussion Papers in Economics and Business 04-09, Osaka University.
Stokey, N. L. 1998. Are there limits to growth? International Economic Review, vol. 39(1).
Wakelin, O. & Shadrach ،B. 2001. Impact Assessment of Appropriate and Innovative Technologies in Enterprise Development، (www.enterprise-impact.org.uk/pdf/ICTs.pdf).
Word Development Indicators (WDI). 2011. data base.
Yi, L. & Thomas, H. R. 2007. A review of research on the environmental impact of e-business and ICT Environment International 33.