خلاصه کتاب موج فتنه از جمل تا جنگ نرم

بسم الله الرحمن الرحیم ۱

فتنه‌شناسی. ۲

اهمیت بحث.. ۲

معناشناسی فتنه. ۳

فراگیری سنت آزمایش… ۳

ویژگی‌های فتنه‌ ۴

  1. آغازی ناشناخته و پوشیده ۴
  2. ۲. فضای گردبادی.. ۵
  3. ۳. آسیب‌زننده آگاهان‌ ۵
  4. ۴. فروخورنده فتنه‌گران. ۵
  5. شخصیت‌محوری به جای حقیقت محوری.. ۵
  6. مشتبه‌سازی حق و باطل. ۶

بستر‌های اجتماعی ایجاد فتنه. ۶

۱.ثروت‌گرایی و مال‌پرستی. ۷

  1. دین‌داری غیرعالمانه. ۷
  2. شبهه‌افکنی‌های بی‌مبنا ۷
  3. روابط ناسالم اداری و حکومتی: رشوه ۷
  4. روابط ناسالم اقتصادی.. ۸
  5. نادانی و بی‌تفاوتی مردم ۸

عوامل پیدایش فتنه. ۹

عوامل شکل‌دهنده رفتارهای انسان. ۹

  1. خودخواهی و هواپرستی. ۹

۱-۱. ریاست‌‌طلبی. ۹

۲-۱. دنیاطلبی. ۱۰

  1. بدعت‌گذاری در دین. ۱۰

شگردهای فتنه‌گران. ۱۲

۱.استفاده از شیوه‌های مبارزه نرم ۱۳

  1. استخدام چهره‌های موجه و مقدس.. ۱۳
  2. استفاده از شعارهای خوب و جذاب.. ۱۳
  3. سخن‌گفتن از اصول متعالی انسانی. ۱۴
  4. تحریک احساسات.. ۱۴
  5. شبهه‌افکنی. ۱۵
  6. تفرقه‌افکنی. ۱۵
  7. جلب حمایت‌های خارجی. ۱۶
  8. ایجاد سازمان‌های اجتماعی مردم‌نهاد ۱۶
  9. ایجاد فاصله میان مردم و حکومت.. ۱۷
  10. درآمیختن حق و باطل. ۱۷

پیامدهای فتنه. ۱۷

۱.پیامدهای منفی فتنه. ۱۷

۱-۱. پیدایش «تشکیلات فتنه». ۱۸

۲-۱. فراموش‌شدن ارزش‌ها ۱۸

  1. پیامدهای مثبت فتنه. ۱۸

۱-۲. جداسازی مرزها ۱۸

۲-۲.پختگی اجتماعی و سیاسی. ۱۸

۳-۲. به فعلیت‌رسیدن استعدادها ۱۹

شیوه‌های مبارزه با فتنه. ۱۹

۱.شیوه‌های در امان ماندن از گردباد فتنه. ۱۹

۱-۱.عمل بر اساس یقین. ۱۹

۲-۱. رجوع به قرآن. ۱۹

۳-۱. تمسک به اهل بیت پیامبر. ۲۰

۲.شیوه‌های مبارزه کوتاه مدت و روبنایی. ۲۰

۱-۲.جلوگیری از مسلح شدن فتنه‌گران. ۲۰

۲-۲.مقاومت در برابر خواسته‌های نامشروع فتنه‌گران. ۲۰

۳-۲. بردباری و مدارا ۲۰

۴-۲. هوشیاری در برابر فرصت‌طلبان. ۲۱

۵-۲. روشن‌گری و افشاگری.. ۲۱

۶-۲. نشان دادن ظاهری بودن وحدت فتنه‌انگیزان. ۲۲

۷-۲. تلاش در جهت آرام کردن اوضاع. ۲۲

۸-۲. جداکردن صف فتنه‌گران و فتنه‌زدگان. ۲۳

۹-۲. برخورد به هنگام و شجاعانه. ۲۳

۳.شیوه‌های مبارزه بلند مدت و زیربنایی. ۲۳

۱-۳.ترویج ارزش‌ها ۲۴

۲-۳.تقویت باورها ۲۴

۳-۳. تهیه طرح جامع تعلیم و تربیت اسلامی. ۲۴

۴-۳. ایجاد روحیه حقیقت‌شناسی. ۲۴

۵-۳. تقویت دانش دشمن‌شناسی. ۲۵

جمع‌بندی.. ۲۵

 

فتنه‌شناسی

خلاصه‌ای از کتاب «موج فتنه از جمل تا جنگ نرم» نوشته احمدحسین شریفی

اهمیت بحث

وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ؛ (بقره/۱۹۱)

وَالْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ؛ (بقره/۲۱۷)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ؛ (بقره/ ۱۹۳)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه؛ (انفال/۳۹)

اصولاً چون فتنه‌گری در اغلب موارد، جز در آخرین فازهای خود، از سنخ تهاجم فرهنگی و براندازی نرم است، راه مبارزه و جهاد علیه آن نیز از سنخ مبارزه فرهنگی و جهاد فکری و فرهنگی است.

معناشناسی فتنه

واژه فتنه در زبان عربی کاربردهای مختلفی دارد: «داغ کردن» (یوم هم علی النار یفتنون)؛ «وسیله آزمایش» (انما اموالکم و اولادکم فتنه)؛‌ «حجت و دلیل» (ثم لم تکن فتنتهم الا ان قالوا و الله ربنا ما کنا مشرکین) و …. ریشه همه آنها یک چیز است و آن عبارت است از «اختلال همراه با اضطراب.» فتنه نسبت به وضع سابق و نظم ظاهری موجود، امری ناپسند و شرّ به شمار می‌آید؛ زیرا متضمن اختلال و اضطراب است اما نسبت به نتیجه‌ای که از آن حاصل می‌شود خیر یا شر بودن آن بستگی به نوع مواجهه افراد یا جوامع با آن دارد.

به اضطراب‌ها و تزلزل‌های درونی و باطنی و روحی که در حوزه باورهای دینی و نظام ارزشی فرد پیدا می‌شود نیز «فتنه» گفته می‌شود. به تعبیر دیگر، به اموری که موجب چنین تزلزل‌ها و اضطراب‌هایی در حوزه‌های اعتقادی و باورها و ارزش‌های فرد می‌شود، «فتنه» گفته می‌شود. به امتحان و بلا و اختبار نیز به این دلیل فتنه گفته می‌شود که موجب اضطراب و تزلزل و نگرانی انسان می‌شود. به دلیل نگران بودن نسبت به نتیجه امتحان، انسان دچار اضطراب و تزلزل می‌شود. به همین دلیل به امتحان نیز فتنه گفته می‌شود

فراگیری سنت آزمایش

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ. (عنکبوت، ۲-۳)

سنت آزمایش سنتی فراگیر و همگانی است. کیفیت آزمایش‌ها و مواد آزمون در هر موردی متناسب با استعدادها و توانمندی‌ها و ادعاها، متفاوت است. «هر کسی را خدمتی داده قضا/ در خور آن گوهرش در ابتلا». به هر اندازه‌ای که انتظارات از یک فرد بالا رود و به هر مقداری که ادعاهای او بزرگ‌تر و جدی‌تر باشد، به همان مقدار هم آزمایش‌های او بزرگ‌تر و دشوارتر و سخت‌گیرانه‌تر خواهد بود. به همین دلیل، آزمایش‌های پیامبران از بقیه انسان‌ها سخت‌تر و شکننده‌تر بوده است. یکی از یاران پیامبر از او پرسید: «سخت‌ترین و شدیدترین بلاها بر چه کسانی نازل می‌شود؟» شاید این پرسش‌گر انتظار داشت از پیامبر بشنود «مشرکان، ‌منافقان، کافران و فاسقان»؛ اما با کمال تعجب، از پیامبر اکرم شنید: «پیامبران و در رتبه بعد صالحان و به همین ترتیب هر کسی که به اینان نزدیک‌تر باشد، بلای او سخت‌تر و شدیدتر است.» و بعد فرمول و قاعده کلی سختی‌ها و آزمایش‌های فردی را بیان کرده، فرمود: «هر کسی به اندازه دینش آزمایش می‌شود. اگر در دینش استوار باشد، آزمایش ‌او شدیدتر است و اگر ضعفی در دین داشته باشد، آزمایش او نیز ضعیف‌تر و سبک‌تر خواهد بود.» به همین دلیل است که گفته‌اند: «هر که در این بزم مقرب‌تر است/ جام بلا بیشترش می‌دهند».

همین فرمول درباره ‌جوامع نیز جریان دارد. هیچ انسان و هیچ جامعه و هیچ گروهی از آزمون الهی در امان نیست. بلکه امتحان‌ها باید پشت سر گذاشت تا به منزلگه مقصود رسید. با شرکت در یک کلاس و موفقیت در آزمون پایانی آن نمی‌توان مدعی رسیدن به هدف نهایی شد. هر چه بالاتر رویم آزمون‌ها جدی‌تر و دشوارتر خواهند شد. مگر آنکه بخواهیم از شرکت در مراحل بالاتر تحصیلی انصراف دهیم و ناتوانی خود را از ادامه تحصیل اعلام نماییم. اما اگر خواستار رسیدن به قله‌های علمی هستیم باید همه آزمون‌های مربوط را با موفقیت پشت سر بگذاریم. هر کسی که در هر زمینه‌ای ادعایی داشت باید متناسب با آن ادعا آزمایش شود. جلال‌الدین رومی:

صد هزاران امتحان است ای پدر       هر که گوید من شدم سرهنگ در

گر نداند عامه او را ز امتحان            پختگان راه جویندش نشان

چون کند دعویّ خیاطی کسی                    افکند در پیش او شه اطلسی

که ببرّ این را به غلطان فراخ            ز امتحان پیدا شود او را دو شاخ

گر نبودی امتحان هر بدی              هر مخنث در وغا رستم بدی

ویژگی‌های فتنه‌

                                    آغازی ناشناخته و پوشیده

                                    فضای گردبادی

                                    آسیب‌زننده به آگاهان

ویژگی‌های فتنه                  فروخورنده فتنه‌گران

                                   شخصیت‌محوری به جای حقیقت‌محوری

                                   مشتبه‌سازی حق و باطل

… ان الفتن اذا اقبلتْ شبَّهت و اذا ادبرت نبَّهتْ. یُنکَرْنَ مقبلاتٍ و یُعْرَفْنَ مدبرات. یَحُمْنَ حَومَ الریاح، یُصِبْنَ بلداً و یُخْطِئْنَ بلداً. اَلا و انَّ اخوفَ الفِتَن عندی علیکم فتنهُ بنی امیه، فإنَّها فتنهٌ عَمیاءٌ مُظلمهً: عمَّتْ خُطَّتُها و خَصَّتْ بَلِیَّتُها، و اصاب البلاء مَن ابصر فیها، و اخطأ البلاءُ من عمِی عنها. …

«فتنه‌ها هنگامی که روی می‌آورند شبیه حق می‌باشند و آنگاه که می‌روند و به پایان می‌رسند، حقیقت خود را می‌نمایانند و هوشیار می‌سازند. ناشناخته می‌آیند و شناخته شده می‌روند. همچون گردباد می‌گردند و شهری را ویران می‌کنند و شهری را وامی‌گذارند. آگاه باشید که نزد من بیمناکترین فتنه‌ها برای شما فتنه بنی امیه است زیرا که آن، فتنه‌ای کور و تاریک است. همگان را در برمی‌گیرد و مصیبتش خاص مؤمنان است و گرفتاریش به کسانی می‌رسد که از آن آگاهی دارند و بی‌خبران را آسیبی نمی‌رساند.» (نهج البلاغه، خ۹۳، ص۸۶)

۱. آغازی ناشناخته و پوشیده

«یُنکَرْنَ مقبلاتٍ و یُعْرَفْنَ مدبرات»: فتنه‌ها در آغاز برای بسیاری از مردمان ناشناخته‌اند. همچون جنین می‌ماند که سلامت یا نقصان او و همچنین جنسیت و سایر ویژگی‌های جسمانی‌اش پوشیده و پنهان است. فتنه‌ها از راه‌های پنهان وارد می‌شود: «تَبدَءُ فی مدارج خفیه» از راه‌هایی وارد می‌شود که بسیاری از مردم در نگاه اول نسبت به آنها حساسیتی نشان نمی‌دهند. فتنه‌انگیزان به صورت آرام سنگر‌های اجتماعی و دینی را یک به یک فتح می‌کنند و یا سنگرنشینان را با خود همسو می‌نمایند و یا دست کم آنان را نسبت به هدف پنهانی خود مغفول می‌کنند. بسیاری از مردم عادی متوجه نمی‌شوند که اینان دشمن‌اند و لذا نمی‌توانند رفتاری متناسب با رفتار یک دشمن را با آنان تنظیم نمایند.

۲. فضای گردبادی

«یَحُمْنَ حَومَ الریاح، یُصِبْنَ بلداً و یُخْطِئْنَ بلداً.» افراد به هنگام گرفتار آمدن در فضای گردبادی هوش و حواس خویش را از دست می‌دهند و اندیشه خود را به درستی نمی‌توانند به کار گیرند. به همین دلیل ممکن است در جهتی صد در صد خلاف هدف اصلی خود به راه بیافتند. حتی اگر کسی از بیرون گردباد به آنان بگوید مسیر خود را اشتباه می‌روید، اصلاً‌ نمی‌شنوند و اگر هم بشنوند، نمی‌توانند تصمیم درستی اتخاذ نمایند. این درست شبیه فضای فتنه است.

وجه دیگر این تشبیه این است که همانگونه که گرفتار شدگان در فضای گردبادی اختیار خود را از کف می‌نهند و همچون پر کاهی می‌مانند که به هر جا خاطرخواه گردباد باشد، خواهند رفت؛ فتنه زدگان نیز چنین حالتی دارند؛ عملاً افسار حرکت آنان در اختیار فضای غبارآلودی است که فتنه‌انگیزان ایجاد کرده‌اند.

وجه دیگر این تشبیه این است که فتنه نیز همچون گردباد است که اختیار آن در دست کسی نیست. حتی در اختیار مبدء گردباد نیست. وقتی گردباد فتنه در فضای جامعه‌ به حرکت درآید کنترل آن حتی در اختیار فتنه‌گران نیست.

۳. آسیب‌زننده آگاهان‌

«اصاب البلاء مَن ابصر فیها، و اخطأ البلاءُ من عمِی عنها»: فتنه‌گران ابتدا می‌کوشند «شخصیت» و یا حتی «شخص» کسانی که پشت پرده افکار و اندیشه‌ها و نقشه‌های آنان را می‌دانند ترور کرده و از سر راه خود بردارند. به همین دلیل، کسانی که از فتنه‌ها آگاهی دارند و نسبت به آنها هشدار می‌دهند، مورد غضب ارباب فتنه قرار می‌گیرند. بی‌جهت نیست که در فتنه اخیر بیشترین حملات به ساحت مقام معظم رهبری صورت گرفت. او بود که فتنه را به زیبایی شناخت و فرمول فتنه را کشف کرد و از همان ابتدا سرانجام آن را برای همه ملت ایران به صراحت تبیین نمود و نهایتاً با کمک یاران بصیر و ملت وفادارش چشم فتنه را از حدقه بیرون کشید.

۴. فروخورنده فتنه‌گران

فتنه‌‌گران عموماً گمان می‌کنند آتش فتنه صرفاً خرمن مخالفان‌شان را می‌سوزاند و به خود آنان آسیبی وارد نمی‌شود! در حالی که فتنه‌گران و فتنه‌انگیزان خود هیزم آتش فتنه خواهند شد: «من شَبَّ نار الفتنه کان وَقوداً لها.» این بدان دلیل است که فتنه‌ها همچون گردبادند که اختیار آنها از دست گردانندگانشان خارج می‌شود به همین دلیل منافع خود آنان را نیز با خود می‌برد.

۵. شخصیت‌محوری به جای حقیقت محوری

یکی دیگر از ویژگی‌های فتنه، شخصیت‌محوری به جای حقیقت‌محوری است. در شرایط فتنه، شخصیت افراد است که معیار حقیقت قرار می‌گیرد! شخصیت افراد و سوابق درخشان آنان، راهزن اندیشه و فکر انسان می‌شود. تمرکز بر گذشته افراد و بزرگنمایی پیشینه آنان، مانع دیدن وضعیت فعلی و پیشبینی آینده آنان خواهد شد. خزیمه بن ثابت، هر چند در رکاب امام علی به صحنه نبرد آمد، اما شمشیر خود را از نیام بیرون نیاورد و هرگز به خود اجازه مبارزه با اصحاب جمل را نداد! امام علی در پاسخ یک شخص متحیر: «به راستی که امر بر تو مشتبه شده است؛ حق و باطل با میزان شخصیت افراد شناخته نمی‌شوند. حق را بشناس تا اهل حق را نیز بشناسی؛ و باطل را بشناس تا اهل باطل را نیز بشناسی.»

۶. مشتبه‌سازی حق و باطل

«اذا اقبلت شَبَّهتْ و اذا ادبرت نبَّهتْ»: یکی از ویژگی‌های فتنه این است که حق و باطل را با هم مشتبه می‌سازد. سران فتنه ‌با ترفندهای مختلف و با استفاده از ابزارهای تبلیغی و رسانه‌ای و با بهره برداری از نفوذی که در افکار عمومی دارند و بعضاً با استخدام چهره‌های موجّه و مقبول اجتماعی و سیاسی و دینی تلاش می‌کنند امور باطل را حق جلوه دهند. به همین دلیل امام علی، یکی از ویژگی‌های فتنه را چنین معرفی می‌کند که با شبهه وارد می‌شود. فتنه ‌بر بستر شبهه و ابهام می‌روید. فتنه‌انگیزان از فضاهای شبهه‌آلود و مبهم بیشترین بهره را می‌برند. آن حضرت در جا‌های دیگر نیز همگان را توصیه می‌کند که از شبهات دوری کنند، زیرا شبهات زمینه‌ساز فتنه و وسیله‌ای برای گمراهی مردم‌اند: «از شبهه دوری کنید؛ زیرا شبهه به قصد فتنه و گمراه کردن ساخته شده است.» آن حضرت ضمن نامه‌ای خطاب به معاویه می‌نویسد: «از شبهه و آمیختگی آن به حق و باطل بپرهیز. زیرا دیر زمانی است که فتنه پرده بر خود افکنده و تیرگی‌های آن دیده‌ها را پوشانده است.»

بستر‌های اجتماعی ایجاد فتنه

                                    ثروت‌گرایی و مال‌پرستی

                                    دین‌داری غیر عالمانه

                                    شبهه‌افکنی‌های بی‌مبنا

                                    روابط ناسالم اداری و حکومتی: رشوه

                                   روابط ناسالم اقتصادی

                                   نادانی بی‌تفاوتی مردم

یا علی، انَّ القومَ سَیُفتَنون باموالِهم، و یَمُنُّون بدینِهم علی ربِّهم، و یَتَمَنَّون رحمَتَه، و یَأمَنُون سَطْوَتَه و یَستَحِلُّون حرامَه بالشبهاتِ الکاذبه، و الاهواءِ الساهیهِ، فَیَسْتَحِلُّون الخَمْرَ بالنبیذ، و السُّحْتَ بالهدیه و الرِّبا بالبیع؛ «ای علی، دیری نپاید که امت اسلامی با اموالشان دچار فتنه می‌شوند. آنان با دینداری خود بر خدا منت می‌گذارند و رحمتش را آرزو می‌کنند و خود را از قهر الهی مصون می‌پندارند و با شبهات دروغین و هوس‌های غافلانه حرام او را حلال می‌سازند، شراب را به نام آب انگور و رشوه را به اسم هدیه و ربا را به عنوان معامله مباح می‌شمارند.» (نهج البلاغه، خطبه۱۵۶، ص۱۵۶.)

۱.ثروت‌گرایی و مال‌پرستی

«انَّ القومَ سَیُفتَنون باموالِهم»: پیامبر اکرم در سخن دیگری فرموده‌اند هر امتی به گونه‌ای دچار فتنه می‌شود؛ فتنه امت اسلامی هم فتنه مالی است: «ان لکل امه فتنه و فتنه امتی المال». بررسی تاریخی نیز این حقیقت را تأیید می‌کند. مطالعه تاریخ زندگی کسانی همچون زید بن ثابت (از حزب قاعدین)، ابوموسی اشعری (از گروه مقدس‌مآبان تهی‌مغز)، طلحه بن عبیدالله و زبیر بن عوام (از سران حزب ناکثین)، و حتی برخی از سران حزب مارقین و نهروانیانِ ظاهراً دین‌گرا نشان می‌دهد که انگیزه مالی یکی از مهم‌ترین علل مخالفت آنان با حکومت علوی بود.

۲. دین‌داری غیرعالمانه

«و یَمُنُّون بدینِهم علی ربِّهم، و یَتَمَنَّون رحمَتَه، و یَأمَنُون سَطْوَتَه»: به هر اندازه که تعداد ناآگاهان از حقایق دینی در جامعه زیاد شود، به همان اندازه باید منتظر وقوع فتنه بود. این نوع دین‌شناسی منشأ پیدایش تفکر مرجئه شد. اینان کسانی بودند که گمان می‌کردند ایمان صرفاً امری قلبی و زبانی است. اگر کسی به زبان، اظهار ایمان کند و قلباً‌ نیز مؤمن باشد، هر چند به مقتضای دستورات خدا عمل نکند، مؤمن است و مستحق بهشت! به همین دلیل اینان گمان می‌کردند که هیچ گناهی مانع از نجات و سعادت انسان‌های مؤمن نخواهد شد. روشن است که چنین تفکری و چنین برداشتی نسبت به دین و دین‌داری آثار بسیار مخربی بر اخلاق و رفتار اجتماعی مردم خواهد گذاشت!

۳. شبهه‌افکنی‌های بی‌مبنا

نتیجه شیوع شبهه در جامعه، بی‌توجهی به ارزش‌ها و احکام دینی خواهد بود. به تعبیر پیامبر، شبهات بی‌مبنا و خواسته‌های غفلت‌آفرین موجب می‌شود که حرام خدا، ‌حلال و حلال خدا، حرام دانسته شود: «یستحلون حرامَه بالشبهات الکاذبه و الاهواءِ الساهیه.»

۴. روابط ناسالم اداری و حکومتی: رشوه

همواره عده‌ای در جامعه می‌خواهند با سوء استفاده از ضعف عقیدتی و اخلاقی برخی از مدیران اهداف خود را جلو ببرند. اینان برای حل مشکلات خود ممکن است رشوه‌های هنگفتی را به اسم هدیه‌ای ناقابل از سوی فردی خیرخواه برای صرف در امور خیریه و کمک به مظلومان و فقرا به حاکمان دهند!

پیامبر اکرم: شیوع چنین مسأله‌ای را زمینه‌ساز وقوع فتنه در جامعه می‌داند. پیامبر یکی از مسلمانان قبیله بنی‌اسد را به عنوان عامل جمع زکات به جایی فرستاد و بعد از بازگشت مشاهده کرد که مأمور زکات علاوه بر زکاتِ جمع‌آوری شده، مقداری از اموال را با خود به خانه برد و در پاسخ این پرسش که چرا اینها را به بیت المال تحویل نمی‌دهی، گفت اینها هدایایی بود که توسط مردم به خود من داده شد. پیامبر اکرم به شدت برآشفت و در یک سخنرانی عمومی فرمود: «چه شده است عاملی را که به کاری می‌گمارم می‌گوید: این مال شماست و این را به من هدیه داده‌اند؟ آیا در خانه پدر و مادرش نشسته است تا ببیند باز هم برای او هدیه می‌آورند یا نه؟ سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست اگر کسی از شما چیزی را از اینگونه اموال بردارد، روز قیامت آن را بر گردنش حمل خواهد کرد.»

۵. روابط ناسالم اقتصادی

جامعه رباخوار، جامعه‌ای حرام‌خوار و ناسالم و مستعد وقوع فتنه است. پیامبر اکرم پیشبینی کرد که امت اسلامی با تغییر نام ربا، آن را حلال می‌شمارند. گمان می‌کنند خداوند الفاظ را حرام کرده است و اگر لفظ را عوض کنند، حکم نیز عوض می‌شود. احکام و ارزش‌های الهی را ناظر به الفاظ و واژه‌ها می‌پندارند و نه محتوا و حقیقت! به همین دلیل با ترفندی ناآگاهانه و حیله‌ای سطحی‌نگرانه به جای کلمه ربا از الفاظی همچون بهره پول و کارکرد حساب و امثال آن استفاده می‌کنند و بدین ترتیب گمان می‌کنند به وظیفه دینی خود عمل کرده‌اند! اگر چنین وضعی در جامعه اسلامی حاکم شود، زمینه لازم برای وقوع فتنه فراهم می‌شود: «فیستحلون … الربا بالبیع». امام صادق وقتی دید رباخواری در توجیه عمل خود با تغییر عنوان می‌گوید کار من «ربا» نیست بلکه «لِباء» است، فرمود اگر دستم به او می‌رسید و توانایی لازم را داشتم، گردنش را می‌زدم. (لباء در لغت: نخستین شیری که مادر به نوزادش می‌دهد.)

۶. نادانی و بی‌تفاوتی مردم

بدون تردید، یکی از مهم‌ترین عوامل ضربه‌هایی که در طول تاریخ بر پیکر جامعه اسلامی وارد شده است جهل و نادانی و بی‌تفاوتی مردم نسبت به مسائل کلان اجتماعی و اهداف و آرمانی‌های اسلامی بوده است. اگر مردم نسبت به مسائل کلان جامعه، آرمان‌های والای خود و همچنین نسبت به مسائل و مشکلاتی که سر راه رسیدن به آرمان‌های خود دارند، غافل باشند، به سهولت آلت دست فتنه‌انگیزان خواهند شد. اربابان فتنه در خواسته‌های اساسی و اصلی مردم تغییر ایجاد می‌کنند و ذائقه اجتماعی را آنگونه که می‌خواهند دگرگون می‌سازند. فتنه‌گران می‌کوشند توجه مردم را از مسائل کلان به مسائل خرد جلب کنند. با بزرگنمایی نقاط ضعف حکومت اسلامی و تکرار آنها، می‌کوشند همه موفقیت‌های آن را از دید مردم دور کنند. زمانی در کار خود موفق می‌شوند که مردم نسبت به حقایق و واقعیت‌های اجتماعی ناآگاه باشند و از اهداف و آرمان‌های خود غافل شوند.

عوامل پیدایش فتنه

انمابَدءُ وقوعِ الفِتَن اهواءٌ تتبع و احکامٌ تُبتَدَع، یُخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجالٌ رجالاً علی غیر دین الله.

همانا پیدایش فتنه‌ها هواهایی است که پیروی می‌شوند و بدعت‌هایی است که گذارده می‌شوند. در چنین شرایطی با کتاب خدا مخالفت می‌شود و مردانی مردان دیگر را پیروی می‌کنند. (نهج البلاغه، خ۵۰، ص ۴۳.)

عوامل شکل‌دهنده رفتارهای انسان

هر کار اختیاری که از انسان سر می‌زند و در نتیجه «سبک زندگی» افراد، معلول دو دسته از عوامل است:

  • (۱) عوامل شناختی، نگرشی و بینشی؛
  • (۲) عوامل روحی و گرایشی و انگیزشی.

در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در جمهوری اسلامی ایران و بازجویی‌های صورت گرفته از برخی بانیان اغتشاش، نشان می‌دهد که انحراف فکری چگونه توانسته است زمینه ایجاد انحرافات عملی آنان و در نتیجه بستر فتنه در کشور را پدید آورد.

۱. خودخواهی و هواپرستی

خودخواهی موجب می‌شود در مواردی که خواسته‌های انسان با موازین دینی و الهی سازگاری ندارد، به توجیه رفتارش و یا به تأویل‌های ناشایسته‌ای از معارف دینی دست بزند. از دیدگاه چنین افرادی معیار ارزش کارها، موافقت و سازگاری‌شان با هوس‌ها و خواهش‌های نفسانی آنان است. هر کاری که مطابق امیال و خواسته‌های آنان باشد، خوب و هر کاری که مخالف امیال و اهداف شخصی و گروهی‌شان باشد، بد است.

تحلیل روان‌شناختی مسأله به این صورت است که برخی افراد تأثیرگذار در جامعه از حکومت وقت توقعاتی شخصی دارند، ‌توقعاتی از قبیل دستیابی به پست و مقام، یا بهره‌برداری بیشتر از ثروت‌ها و امکانات ملی و امثال آن. اما می‌بینند توقعات و خواسته‌های آنان به دلیل غیر قانونی و ناعادلانه بودن مورد توجه حکومت عدل قرار نمی‌گیرد. اینان برای تحقق خواسته‌های خود و دستیابی به امیال و هوس‌هایشان اقدام به راه‌اندازی تشکلات، گروه‌ها، حزب‌ها، جبهه‌هایی می‌کنند. ویترین فعالیت‌ خود را مبارزه با بی‌عدالتی و بی‌قانونی قرار می‌دهند. اما پشت پرده اقدامات آنان چیزی جز ریاست‌طلبی و خودخواهی و حب جاه نیست.

یکی از نشانه‌های تشکیلات و احزاب فتنه‌انگیز و فتنه‌خیز این است که معمولاً بعد از یک ناکامی و شکست در دست‌یابی به قدرت تأسیس می‌شوند.

۱-۱. ریاست‌‌طلبی

طلحه و زبیر نخستین کسانی بودند که با امام علی بیعت کردند؛ اما پس از پایان مراسم بیعت، خصوصی به نزد آن حضرت رفتند و خواستار مشارکت در امر حکومت شدند! و ادعا کردند که اساساً‌ انگیزه اصلی آنان از بیعت همین بوده است! و به امام علی تأکید کردند که باید در امور حکومتی و تصمیمات کلان کشوری با آنان رایزنی شود و از اینکه آن حضرت در تصمیمات خود و تقسیم قدرت و نحوه توزیع ثروت با آنان مشورت نمی‌کند سخت برآشفته و معترضانه از آن حضرت توضیح خواستند! آنان وقتی دیدند که نمی‌توانند در تصمیمات حکومت مرکزی به سود خود نقش‌آفرینی کنند؛ از امام علی خواستند دست کم مسؤولیت برخی مناطق جهان اسلام از قبیل بصره و کوفه را به آنان واگذارد و مدعی بودند با این کار شاید اندکی از حق از دست رفته آنان در دوران خلفای گذشته جبران شود! و وقتی که از این راه هم نتوانستند به مقصود خود برسند، فتنه جمل را راه‌اندازی کردند.

عامل اصلی ایجاد فتنه صفین نیز همین ریاست‌طلبی و خودخواهی و هواپرستی حاکمان شام بود. معاویه سال‌ها بعد از شهادت امام علی به صراحت بیان کرد که جنگ او با آن امام و یارانش برای دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی نبوده است. هدف او احیای روزه و نماز و حج و زکات نبوده است. او به دنبال حکومت و ریاست و خلافت بوده است.

۲-۱. دنیاطلبی

امام صادق می‌فرماید در یکی از مناجات‌های حضرت موسی با خداوند، خطاب رسید که «ای موسی بدان که دنیادوستی آغاز همه فتنه‌ها است. …» امام علی، در این باره می‌فرماید: «آگاه باشید که دوستی دنیا اساس همه گناهان، دروازه همه بلاها و مجمع هر فتنه‌ای است.»

آن امام عزیز در تحلیلی کلی، انگیزه مشترک همه مخالفان خود، اعم از ناکثین، قاسطین و مارقین، را دنیاطلبی می‌داند و می‌فرماید: «چون به کار برخاستم گروهی پیمانِ بسته شکستند و گروهی از جمع دینداران بیرون جسته و گروهی دیگر با ستمکاری دلم را خستند. گویا هرگز کلام پروردگار را نشنیدند یا شنیدند و کار نبستند که می‌فرماید: «سرای آن جهان از آن کسانی است که برتری نمی‌جویند و راه تبه‌کاری نمی‌پویند و پایان کار، ویژه پرهیزگاران است» آری به خدا دانستند، لیکن دنیا در دیده آنان زیبا بود و زیور آن در چشم‌هایشان خوش نما.»

علت خودداری زید بن ثابت دنیازدگی بود. کسی که سرمایه او به اندازه‌ای باشد که شمش‌های طلا و نقره‌اش را با تبر جدا کنند، چگونه می‌تواند با حکومت علی کنار آید؟

نگاهی به کارنامه اقتصادی سران فتنه جمل نیز همین حقیقت را نشان می‌دهد که عامل اصلی پیدایش این فتنه دنیاطلبی و ثروت اندوزی آنان بود.

دنیا طلبی سران فتنه قاسطین نیز بر همگان روشن است. عمرو بن عاص در ابتدای خلافت امام علی در نامه‌ای خطاب به معاویه نوشت: «هر کار که می‌توانی انجام بده؛ زیرا فرزند ابوطالب، چنانکه چوب را پوست می‌کنند، تو را از هر مال و سرمایه‌ای که داری، جدا خواهد کرد.»

شاید گمان شود که عامل دنیاطلبی و زراندوزی را نتوان درباره‌ فتنه‌گران نهروان بیان کرد. زیرا دنیاطلبی با شب‌زنده‌داری و نماز و روزه‌ طولانی چندان قابل جمع نیست! اما نباید فراموش کرد بسیارند کسانی که دین را پلی برای دستیابی به دنیا قرار می‌دهند. مالک اشتر، صحابی بصیر امام علی، چه زیبا این حقیقت را درباره خوارج فهمیده بود آنگاه که خطاب به آنان می‌گفت: «ای گروه پیشانی سیاه! گمان می‌کردیم نماز شما از سر بی‌رغبتی به دنیا و شوق به لقاء الله است؛ در حالی که اکنون می‌بینیم از مرگ گریزان و به سوی دنیا شتابانید.»

۲. بدعت‌گذاری در دین

بدعت در حقیقت مکمل عامل اول، یعنی هوا و هوس، است. ابزاری است در دست هوس‌رانانی که اطلاعاتی از دین دارند و سعی می‌کنند با تمسک به آیات و احادیث و ارائه تفاسیر خاصی از آنها راهی برای توجیه هوا و هوس خود بیابند. بدعت در دین معمولاً از سوی عالمان صورت می‌گیرد و نه مردم عادی. لغزش این گروه است که موجب لغزش جمع کثیری از مردمان می‌شود. مگر غیر از این است که بدعت‌های صورت گرفته در صدر اسلام موجب شد عده بسیاری از مردم مسلمان و صحابه پیامبر قربه الی الله دست به جنایت‌هایی هولناک علیه خاندان پیامبر و شهدای کربلا زدند. «کل یتقربون الی الله بدمه»؟ مگر عمر بن سعد برای تحریک و تهییج سپاهیان خود به جنگ با امام حسین و یاران مظلومش، با شعار «یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری» دستور حمله به خیام امام حسین را صادر نکرد؟

 

شگردهای فتنه‌گران

                                    استفاده از شیوه‌های مبارزه نرم

                                    استخدام چهره‌های موجه و مقدس

                                    استفاده از شعارهای خوب و جذاب

                                    سخن گفتن از اصول متعالی انسانی

                                   تحریک احساسات

                                   شبهه‌افنکی

                                    تفرقه افکنی

                                    جلب حمایت‌های خارجی

                                    ایجاد سازمان‌های اجتماعی غیر دولتی

                                    ایجاد فاصله میان مردم و حکومت

                                    درآمیختن حق و باطل

در گذشته، فتنه‌ها عموماً بعد از فراهم شدن ناخواسته بسترها و زمینه‌ها توسط عده‌ای از افراد بانفوذ رهبری می‌شدند. اما امروزه مطالعات فراوان مردم‌شناختی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، سیاسی، منطقه‌ای و تاریخی درباره یک ملت صورت می‌گیرد تا نقاط قوت و ضعف آن به دست آید و بهترین، سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین شیوه برای براندازی نظام حاکم بر آن جامعه به کار گرفته شود.

فتنه‌های این دوران، همراه با برنامه‌ریزی‌های راهبردی دقیقی صورت می‌گیرند. با شناخت‌ شگردهای فتنه‌گران بهتر می‌توان به مقابله با فتنه پرداخت. هدف اصلی بسیاری از فتنه‌ها علیه جمهوری اسلامی جایگزینی حکومتی لیبرال به جای حکومت اسلامی است. برای تحقق این هدف لازم است از قبل زمینه‌های فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و ذهنی آن فراهم شود. به همین دلیل، بدون داشتن یک برنامه استراتژیک بزرگ و جامع، دستیابی به چنین هدفی غیر ممکن است. فتنه‌ای می‌تواند مؤثر باشد، که برای همه‌ قدم‌های بعدی خود برنامه‌ داشته باشد. طبیعتاً اگر فتنه‌گران تجزیه و تحلیلی استراتژیک از وضعیت یک جامعه نداشته باشند، نمی‌توانند فهم درستی از قدم‌های بعدی و حوادث آینده داشته باشند، فقط جلوی چشم خود را می‌بینند و به همین دلیل احتمال پیروزی آنان بسیار ضعیف است. افزون بر داشتن برنامه استراتژیک، برای اجرایی کردن استراتژی‌ها نیازمند تاکتیک‌ها و روش‌های کنش متناسب با هر موقعیت خاص هستند.

تفاوت دیگر: در فتنه‌های مدرن، حمایت‌های خارجی از فتنه‌گران قدرتِ مانور آنان را افزایش می‌دهد. در گذشته به این شکل نبود. فتنه‌ها بیشتر بُعد داخلی داشتند. جین شارپ، یکی از تئوریسین‌های کودتاهای مخملی و انقلاب‌های رنگین، به فتنه‌گران توصیه می‌کند که در برنامه‌ریزی استراتژیک خود از جمله اموری که باید متناسب با وضعیت اجتماعی مردم و با توجه به حساسیت‌های آنان در نظر بگیرند این است که مشخص کنند چه زمانی و چه نوع کمکی از چه گروه خارجی برای پیشبرد اهداف آنان مفیدتر است: آیا کمک‌ها از طریق سازمان‌های غیردولتی همچون جنبش‌های اجتماعی، گروه‌های دینی و سیاسی و اتحادیه‌های کارگری صورت گیرد، مفیدتر است یا از طریق نهادهای بین‌المللی و رسمی.

۱.استفاده از شیوه‌های مبارزه نرم

بر اساس فرمول فتنه، نه مبارزات چریکی و نه مبارزات سخت هیچ کدام در ابتدا به کار گرفته نمی‌شوند. فتنه‌گران تلاش می‌کنند ابتدا بسترهای اجتماعی لازم را فراهم نمایند و حتی الامکان از طریق نرم به هدف نایل شوند. در عین حال، وقتی زمینه لازم فراهم شود و طرفداران زیادی را گرد خود جمع کرده باشند و از طرفی مبارزه نرم به جایی نمی‌رسد ممکن است از طریق جنگ و مبارزات خیابانی تلاش کنند با تسخیر مراکز حساس، قدرت حاکم را سرنگون کنند.

۲. استخدام چهره‌های موجه و مقدس

داستان روضه‌خوانی که قربه الی الله همیشه یک روضه غیر مستند را (بدون آنکه خودش بداند) می‌خواند! که معلوم شد با چند واسطه به یکی از مخالفان اسلام می‌رسد. آن روضه ساختگی، به قصد تخریب و انحراف در حقیقت عاشورا، اگر بخواهد مقبول مردم شود، باید از زبان خود عاشورائیان گفته شود! باید از زبان چهره‌های مقدس و تأثیرگذار و به واسطه افراد مورد اطمینان و خوش‌سابقه صورت گیرد! همین ماجرا را در بسیاری از فتنه‌ها می‌بینیم. فتنه‌گران اصلی برای آنکه بتوانند به اهداف خود برسند، با ترفندهای مختلف می‌کوشند سخن خود را از زبان چهر‌ه‌های موجه و مقدس بیان‌ کنند.

۳. استفاده از شعارهای خوب و جذاب

بسیاری از فتنه‌گران چنین وانمود می‌کنند که خواهان امنیت و آرامش مردم و اصلاح امور جامعه‌‌اند: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ».

منافقان زمان پیامبر، به منظور کارشکنی در کار آن حضرت و برنامه‌ریزی برای حرکت‌های براندازانه، کوشیدند از راه تأسیس مسجد (مسجد ضرار) به هدف خود نایل شوند. نیت اصلی آنان ضربه زدن به اسلام و ارتباط با مخالفان خارجی و کارشکنی در فعالیت‌های دولت اسلامی بود؛ اما با استفاده از قالبی زیبا و از راه تأسیس مسجد به انگیزه حمایت از مردم و ضعیفان و پیرانی که رفتن به مسجد «قبا» برای‌شان دشوار بود، می‌خواستند به هدف خود دست یابند: «وَ الّذِینَ اتخَذُوا مَسجِداً ضِرَاراً وَ کفْراً وَ تَفْرِیقَا بَینَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصاداً لِّمَنْ حَارَب اللّهَ وَ رَسولَهُ مِن قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسنى وَ اللّهُ یَشهَدُ إِنهُمْ لَکَذِبُونَ» (توبه، ۱۰۷)

در فتنه سقیفه یکی از بهانه‌هایی که برای کنار زدن امیر مؤمنان داشتند این بود که اگر علی جانشین پیامبر شود، موجب جنگ و آشوب در جامعه شده و به مصلحت جامعه نوپای اسلامی نیست! این سخن خلیفه دوم قابل تأمل است که گفت: «علی … سزاوارترین مردم برای حکومت است؛ ولی قریش تاب عدالت او را ندارد؛ زیرا اگر حکومت را بر عهده گیرد، راهی برای گریز از حق باقی نمی‌گذارد، و در آن صورت، مردم بیعت خود را می‌شکنند و در برابر او می‌ایستند!» خلیفه دوم، به شهادت منابع اهل سنت، می‌گفت: «پیامبر در واپسین ساعات عمر خویش می‌خواست درباره خلافت علی وصیت کند؛ اما من برای جلوگیری از فتنه، او را از این کار بازداشتم!» عمر می‌گفت چون علی در جنگ‌های زمان پیامبر بسیاری از قریشیان و کفار را کشته است، حال اگر خلیفه شود، موجب اختلاف و دودستگی در جامعه اسلامی خواهد شد!

استفاده ابزاری معاویه از قرآن در جنگ صفین؛

استفاده از نماد رنگ سیاه از سوی بنی عباس برای مقابله بنی امیه و دستیابی به قدرت آنان با استفاده از رنگ سیاه و به منظور جلب توجه شیعیان و برخورداری از حمایت آنان و با شعار «یا لثارات الحسین»، توانستند حکومت امویان را از بین ببرند. اما همین که به حکومت رسیدند نه تنها علویان و شیعیان را در حکومت راه ندادند که بیشتر و شدیدتر از امویان با امامان شیعه و رهبران شیعه برخورد کردند.

۴. سخن‌گفتن از اصول متعالی انسانی

هیچ فتنه‌گری هرگز خود را مخالف قانون و عدالت و مردم‌معرفی نمی‌کند. بلکه دائماً حاکمان وقت را متهم به بی‌قانونی و ظلم و مردم‌ستیزی می‌کنند. آنان همواره از اصول متعالی انسانی دم می‌زنند. از صلح و عدالت و آزادی و امنیت سخن می‌گویند، شعارهایی که همواره و همه جا خواسته همگان بوده است. البته معنای این سخن این نیست که هر کس چنین شعارهایی داد واقعاً فتنه‌گر است. اما نباید فراموش کرد، که فتنه‌گران نیز چنین شعارهایی سر می‌دهند. در حالی از قانون‌گرایی و امنیت و صلح و آزادی و عدالت سخن می‌گویند که مرتکب بدترین قانون‌شکنی‌ها می‌شوند و با مجموعه رفتارهای خود، امنیت مردم و آزادی آنان را به خطر می‌اندازند و بدین ترتیب به حقوق اجتماعی آنان تجاوز می‌کنند! و در حالی خود را مدافع اصول اخلاقی معرفی می‌کنند که خود بدترین بی‌اخلاقی‌ها را مرتکب می‌شوند. بدترین تهمت‌ها را به مخالفان خود می‌زنند و ناجوانمردانه‌ترین شایعه‌ها و دروغ‌ها را علیه مخالفان دامن می‌زنند!

۵. تحریک احساسات

استفاده عایشه از این شگرد برای مقابله با امام علی. همه مورخان اذعان کرده‌اند یکی از سرسخت‌ترین دشمنان عثمان، عایشه همسر پیامبر بود. او مدت‌ها بود در شهر مکه عَلَم مخالفت با عثمان را برافراشته بود و آروزی مرگ او را در سر داشت. و به گونه‌های مختلف مردم را تحریک می‌کرد که علیه او قیام نمایند. اما به محض شنیدن خبر قتل عثمان و بیعت مردم مدینه با امام علی با اینکه به سوی مدینه در حال حرکت بود، سفر خود را نیمه تمام گذاشت و به مکه باز گشت و موضع خود را درباره عثمان به طور کامل تغییر داد و در کنار حجر اسماعیل به صورت علنی و آشکار به مخالفت با امام علی پرداخت و با سخنرانی‌های احساسی و عاطفی خود کوشید مردم را به بهانه خون‌خواهی عثمان علیه امام علی بسیج نماید. وی که به دلیل همسری پیامبر محبوبیت فراوانی در بین مردم داشت و به تعبیر امام علی «اطوع الناس فی الناس» بود، توانست با تحریک احساسات مردم و استفاده از موقعیت اجتماعی خود بسیاری از آنان را علیه امام علی تحریک کند و طولی نکشید که مکه را به عنوان پایگاهی برای مخالفان حکومت مرکزی قرار داد و بعد از مدتی طلحه و زبیر نیز به او ملحق شدند.

معاویه نیز برای برپایی فتنه صفین از پیراهن خون آلود عثمان و انگشتان قطع شده نائله، همسر عثمان، بهره بسیار برد. وی به مدت یک سال، پیراهن خون آلود خلیفه را بر منبر آویخت و گاه نیز در انظار عمومی آن را بر تن می‌کرد. معاویه آن قدر با احساسات دینی مردم بازی کرد که گروهی از مردم شام با خود عهد کردند تا وقتی قاتلان خلیفه را به سزای اعمال‌شان نرسانند، از همسران خود کناره بگیرند و آسایش و راحتی را بر خود حرام کنند! شواهد نشان می‌دهد معاویه از همان زمان که مخالفت‌های عمومی علیه عثمان اوج گرفته بود، به این مسأله می‌اندیشید. این نکته نیز از دید عثمان مخفی نبود، از این رو، وقتی امتناع معاویه را در یاری رساندن به خود دید، او را مورد خطاب قرار داده، گفت: «تو می‌خواهی من کشته شوم و سپس به خون‌خواهی من برخیزی». بسیار روشن بود که معاویه هرگز دنبال خون‌خواهی عثمان نیست و فقط می‌خواهد با این مسأله احساسات مردم را برانگیزاند تا به مطامع دنیوی خود برسد. به همین دلیل وقتی به طور کامل قدرت را به دست گرفت، هیچ سخنی در این باره به میان نیاورد و حتی در پاسخ به دختر عثمان که مجازات قاتلان پدرش را می‌خواست، گفت: «این کار نشدنی است و تو به همین راضی باش که دختر عموی خلیفه مسلمینی!»

۶. شبهه‌افکنی

برخی از افراد، به منظور فتنه‌افکنی متشابهات قرآن را گرفته و بدون ارجاع آنها به محکمات، تفاسیر بی‌مبنا را پایه کار خود قرار می‌دهند. اینان به منظور ایجاد ابهام و تردید در دل مؤمنان و در نتیجه انحراف افکار عمومی، به متشابهات تمسک می‌کنند: فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ …؛

۷. تفرقه‌افکنی

مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرماید: ۱/۱/ ۱۳۸۶: «یک بخش از جنگ روانی دشمن دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومی، مذهبی (شیعه و سنی)‌ اختلافات جناحی، اختلافات صنفی را ترویج می‌کنند.»

یک جامعه یک‌پارچه و متحد، به طور طبیعی سدّ محکمی است در برابر هر گونه فتنه‌انگیزی. فتنه‌گران زمانی می‌توانند ماهی مراد خویش را صید نمایند که در صفوف متحد مردم شکاف ایجاد نمایند. دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی و زبانی می‌تواند زمینه مناسب برای ایجاد فتنه را فراهم سازد. ایجاد و تقویت گرو‌ه‌های مخالف نظام یکی از شگردهایی است که مخالفان نظام برای براندازی آن به کار می‌برند. به نظر می‌رسد رشد قارچ گونه گروه‌های معنویت‌گرا در کشورهای اسلامی از جمله در کشور جمهوری اسلامی ایران، باید با حساسیت و دقت بیشتری مورد مطالعه قرار گیرد.

یکی از استراتژیست‌های نومحافظه کار آمریکایی به نام مایکل روبین تأکید می‌کند که مهم‌ترین محور و مورد مصرف بودجه جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی باید کمک به گسترش فدرالیسم قومی در ایران باشد.

ادوارد ان. لوتواک (Edward N. Luttwak) از عناصر ارتشی و مشاوران نظامی آمریکا معتقد است یکی از راه‌های تضعیف دولت ایران، ترویج قومیت‌گرایی در ایران است. باید با تحریک قومیت‌هایی نظیر بلوچ‌ها، کردها، اعراب خوزستان و آذری‌ها ایران را به سوی تجزیه سوق داد.

دانیل برت (Daniel Bertt) از اعضای حزب کارگر انگلستان، فعالیت‌های گسترده‌ای در خصوص عشایر و قومیت‌های عرب خوزستان دارد. در شهر لندن انجمنی با عنوان انجمن دوستی اهوازی‌ها- انگلیسی‌ها تأسیس شده است که یکی از اعضای مؤثر آن همین آقای برت است. وی در مقاله‌ای با عنوان «فدرالیسم: تنها راه حل اقلیت‌های ایران» به تحریک عرب‌های اهوازی بپردازد. وی می‌کوشد تا هویتی مستقل از ایرانی بودن به عرب‌های اهوازی بدهد. جالب است که تحت حمایت انگلیس و آمریکا رسانه‌هایی همچون شبکه الاهواز و شبکه المستقلبات و به منظور ترویج و تبلیغ قومیت‌گرایی راه‌اندازی شده است.

۸. جلب حمایت‌های خارجی

سران فتنه می‌کوشند بعد از انجام تحرکاتی در داخل و کسب موفقیت‌هایی، از طریق حمایت‌های مادی و معنوی خارجی و قدرت‌های بیگانه، دستیابی به اهداف خود را آسان کنند. تلاش می‌کنند با استفاده از رسانه‌های بیگانه‌، از طریق حمایت قدرتمندان و استفاده از منابع مالی آنان، از طریق دریافت کمک‌های فکری و نظری و از طریق تحت فشار دادن قدرت موجود زودتر به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کنند. البته تئوریسین‌های انقلاب‌های مخملی و کودتاهای رنگی نیز به فتنه‌گران توصیه می‌کنند که اگر می‌خواهند از کمک‌های خارجی، آمریکایی و اروپایی، بهره‌مند شوند لازم است ابتدا جربزه و توانمندی خود در ایجاد شورش‌های خیابانی و حرکت‌های به اصطلاح مردمی را نشان بدهند. جین شارپ در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی می‌گوید: «در صورت وجود حرکت‌های مخالف داخلی، حمایت‌های جهانی از آنها می‌تواند بسیار مفید واقع شود. برای مثال، تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی، ممنوعیت‌ها، قطع روابط دیپلماتیک، اخراج از سازمان‌های بین‌المللی، محکومیت توسط بخش‌های مختلف سازمان ملل متحد و موارد مشابه می‌تواند کمک عظیمی برای این حرکت‌ها باشد. به هر حال، در غیاب یک نهضت مقاومت قدرتمند داخلی، احتمال وقوع موارد بالا کم بوده، در صورت اجرا نیز تأثیر چندانی نخواهند داشت.» . از دیکتاتوری تا دموکراسی، جین شارپ، ص۱۱.

۹. ایجاد سازمان‌های اجتماعی مردم‌نهاد

یکی از راه‌های براندازی نرم، ایجاد و تقویت گروه‌های اجتماعی مستقل و سازمان‌های به اصطلاح مردمی است. از طریق این سازمان‌های اجتماعی مردم‌نهاد بهتر و سریع‌تر می‌توان در لایه‌های مختلف اجتماعی نفوذ کرد. این سازمان‌ها طیف وسیعی را در بر می‌گیرند از سازمان‌های معنوی و اخلاقی گرفته، تا سازمان‌های اقتصادی و فرهنگی، ورزشی، تجاری، دانش‌آموزی، گروه‌های موسیقی، انجمن‌های ادبی و امثال آن. طراحی هدفمند این سازمان‌ها و به کار گماشتن نیروهای مورد نظر در آنها، می‌تواند در مواقع لازم اهداف فتنه‌گران را در سطوح مختلف جامعه پیش ببرد. این سازمان‌ها زمینه‌های شکل‌گیری مقاومت‌های سازمانی در برابر نظام حاکم را فراهم می‌کنند. در حالی که انسان‌های منفرد، غیر سازمانی، هر چه هم قوی و پرتلاش باشند، نمی‌توانند فشار قابل توجهی بر نظام حاکم وارد سازند. برخی از تئوریسین‌های انقلاب‌های مخملی نیز تأکید کرده‌اند که ایجاد چنین سازمان‌هایی پیش‌نیاز موفقیت در مبارزات بعدی است. فایده دیگر چنین سازمان‌هایی این است که فتنه‌گران در موقع لزوم می‌توانند با هزینه‌ای بسیار اندک و در زمانی کوتاه همه‌ آنها را در قالب شوراهایی برای اداره امور حکومت، پس از براندازی نظام حاکم، به کار بگیرند.

۱۰. ایجاد فاصله میان مردم و حکومت

تا مقبولیت مردمی حکومت دینی پا بر جا باشد، فرمول فتنه، نه تنها کاربردی نخواهد داشت که نتیجه عکس می‌دهد. به همین دلیل تئوریسین‌های فتنه تلاش می‌کنند این ارتباط وثیق اعتقادی را از طریق ایجاد شبهه در مشروعیت دینی نظام اسلامی و عرفی و عادی جلوه دادن حکومت دینی، سست کرده و از میان بردارند. آنان سعی می‌کنند زمینه اعتقادی و دینی حکومت را از بین ببرند و در نتیجه ارتباط ایمانی و عمیق میان مردم و رهبری را به ارتباطی طبیعی و عادی تبدیل کنند.

۱۱. درآمیختن حق و باطل

«اگر باطل با حق آمیخته نمی‌شد حق‌جویان آن را می‌شناختند و اگر حق به باطل پوشیده نگردد، دشمنان مجال طعنه زدن به آن را نمی‌داشتند. لیکن اندکی از حق و اندکی از باطل را می‌گیرند و با هم می‌آمیزند و در این هنگام شیطان فرصت می‌یابد تا بر دوستانش مسلط گردد و کسانی که لطف خداوند از پیش شامل حالشان شده است، نجات می‌یابند.» (نهج، خ۵۰)

طبیعی است کسی که می‌خواهد در جامعه اسلامی و در میان مسلمانان فتنه‌گری کند، نمی‌تواند علناً با معارف اسلامی و ارزش‌های دینی مخالفت کند، و الا در همان ابتدا با شکست مواجهه خواهد شد. و یا نمی‌تواند به صورت آشکار انگیزه‌های باطنی خود را برای مردم بازگو نماید. اگر مردم بدانند که ارباب فتنه ‌دنبال منافع دنیوی خود و به دنبال کسب قدرت برای خود هستند، هرگز حاضر نیستند هیزم آتش آنان شوند. به همین دلیل، فتنه‌گران می‌کوشند آمیزه‌ای از سخنان حق و باطل را به شکلی جذاب و تأثیرگذار به مردم ارائه دهند. لباسی از حق را بر اندام انگیزه‌های باطل خود بپوشانند. اگر بگویند ما قانون خدا و مقررات دینی را قبول نداریم، کسی از آنها نمی‌پذیرد اما با شعار حقوق بشر و دموکراسی جلو می‌آیند. هر چند اینها الفاظی زیبا هستند اما در پشت این الفاظ زیبا، غالباً انگیزه‌های شیطانی نهفته است.

پیامدهای فتنه

۱.پیامدهای منفی فتنه

۱-۱. پیدایش «تشکیلات فتنه»

امام علی، «برپایی و گسترش پرچم‌های گمراهی» است. فتنه موجب می‌شود فتنه‌گران هویت جمعی و تشکیلات اجتماعی منظم‌تر و منسجم‌تری پیدا کنند. پیامد فتنه این است که کسانی که تا قبل از وقوع فتنه هیچ شناخت و آشنایی‌ای نسبت به یکدیگر نداشتند، همدیگر را پیدا می‌کنند. امکانات‌ و نیروهای پراکنده خود را هماهنگ‌تر و منسجم‌تر می‌سازند. نتیجه پیدایش «تشکیلات فتنه» این می‌شود که فتنه‌گران می‌کوشند مرام‌نامه و اساس‌نامه‌ای برای خود تدوین کنند. مبانی فکری خود را ساماندهی نمایند. برای آینده تشکیلات خود برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند تا بتوانند تأثیرگذاری بیشتری در جامعه داشته و نیروهای بیشتری را جذب نمایند.

۲-۱. فراموش‌شدن ارزش‌ها

ایجاد شبهه در دین و باورهای اجتماعی مردم، بی‌توجهی به مقررات اسلامی و ضوابط اداری و اقتصادی نظام اسلامی، ثروت‌گرایی و مال‌اندوزی، بدعت در دین و هواپرستی از جمله بستر‌ها و عوامل ایجاد فتنه بودند. طبیعتاً اگر در نتیجه این علل و عوامل فتنه‌ای رخ دهد، حاصلی جز از بین رفتن احکام و ارزش‌های اسلامی نخواهد داشت.

۲. پیامدهای مثبت فتنه

۱-۲. جداسازی مرزها

فتنه‌ها همچون غربال‌می‌مانند که ریز و درشت را از یکدیگر جدا می‌کنند. آنگاه معلوم می‌شود در زیر این خاکسترهای نرم و لطیف چه آتش‌های سوزانی نهفته بوده است و در زیر آن الفاظ زیبا و جذاب چه اراده‌های پلیدی پنهان بوده است و این یکی از بزرگ‌ترین خدمات فتنه به جامعه اسلامی است. فتنه‌، باطن‌گشا است. باطن افراد را آشکار می‌کند. چه بسا برای خود افراد نیز امر مشتبه شود و خود را خیرخواه بدانند. اما ناگهان در اثر وقوع فتنه‌ای، و بعضاً در آخرین امتحان، همه ‌داشته‌های خود را از دست می‌دهند و پرونده مردودی خود را تحویل می‌گیرند:

گر تو نقدی یافتی مگشا دهان                             هست در ره سنگ‌های امتحان

سنگ‌های امتحان را نیز پیش                             امتحان‌ها هست در احوال خویش

گفت یزدان ز ولادت تا به حین                  یفتنون کل عام مرتین

امتحان بر امتحانست ای پدر                     هین بکمتر امتحان خود را مخر

بلعم باعور و ابلیس لعین                          زامتحان آخرین گشته مَهین

۲-۲.پختگی اجتماعی و سیاسی

اگر میزان حساسیت مردم نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی را قبل و بعد از وقوع فتنه‌ها مقایسه کنیم، تفاوت چشم‌گیری در داوری‌ها و تحلیل‌های آنان می‌بینیم. وقوع یک فتنه در جامعه اسلامی، موجب می‌شود مردم در تحلیل‌های سیاسی خود و در شناخت دوست و دشمن ده‌ها درجه رشد کنند. اصولاً ملت‌هایی که در سختی‌ها و مصیبت‌های بزرگ اجتماعی رشد می‌کنند، در مقایسه با سایر ملت‌ها از درک و شعور سیاسی و اجتماعی بسیار بالاتری برخوردارند. نوع نگاه آنان به حوادث اجتماعی و موضع‌گیری‌ها و تصمیمات سیاسی خیلی عمیق‌تر و دقیق‌تر و حساس‌تر است.

۳-۲. به فعلیت‌رسیدن استعدادها

در بلاها و مصیبت‌های سخت و طاقت‌فرسا است که به قول رودکی «فضل و بزرگواری و سالاری» نمایان می شود. چوب عود زمانی می‌تواند آن بوی مطبوع خود را ظاهر سازد که آتش بگیرد. تا این سوزش نباشد، چنان عطری هم در فضا پراکنده نمی‌شود. و تا سوز درون نباشد، سخن مطبوع و دلنشین هم شنیده نخواهد شد. به قول سعدی:

قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود / چون همی سوزد جهان از وی معطر می‌شود

به تعبیر شهید مطهری، شاهکارهایی که بشر پدید آورده است اغلب معلول دو عامل‌اند: عشق و مصیبت.

فتنه‌های اجتماعی نیز می‌تواند چنین نتیجه‌ای برای حیات اجتماعی و سیاسی یک ملت داشته باشد.

شیوه‌های مبارزه با فتنه

امروزه برای ایجاد فتنه در یک جامعه سال‌ها برنامه‌ریزی می‌شود. تحقیقات مختلف جامعه‌شناختی، مردم‌شناختی و روان‌شناختی گسترده‌ای درباره جامعه هدف صورت می‌گیرد. از طریق مطبوعات، رسانه‌ها، رمان‌ها، کتاب‌های درسی و غیر درسی و فعالیت‌های تفریحی و گردشگری، ترویج مدها و مدل‌های جدید، ترویج روحیه مصرف‌گرایی و مصرف‌زدگی،‌ سیاه‌نمایی نسبت به فعالیت‌های انجام شده، و مهم‌تر از همه از راه ایجاد شبهه در باورها و ارزش‌های مورد قبول جامعه هدف، و به طور کلی از همه راه‌های ممکن، می‌کوشند آرام آ‌رام حساسیت‌های دینی و ارزشی مردم را تضعیف نمایند و بدین ترتیب بسترهای لازم برای براندازی نظام حاکم را فراهم سازند تا با کمترین هزینه بتوانند به هدف خود دست یابند. به همین دلیل، مبارزه با فتنه در دوران حاضر نیز کار ساده و سهلی نیست. نیازمند برنامه‌ریزی‌های دقیق و فعالیت‌های شبانه‌روزی است.

۱.شیوه‌های در امان ماندن از گردباد فتنه

۱-۱.عمل بر اساس یقین

تنها به چیزهایی که یقین داریم عمل کنیم. تصمیمی را اتخاذ کنیم که هیچ تردیدی در درستی آن نداریم. بدین شیوه، هم از گردباد فتنه‌ها نجات می‌یابیم و هم فتنه‌گران را ناامید و خلع سلاح خواهیم کرد. زیرا ابهام و شایعه و اتهامات بی‌اساس و دروغ بهترین و کم‌هزینه‌ترین ابزار فتنه‌گران است. امام علی: «اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم.» رعایت تقوای الهی در فضای فتنه یعنی اینکه همه تصمیمات انسان فقط بر اساس امور یقینی باشد. و از مسائل شبهه‌ناک و گوش دادن به شایعات بیش از هر زمان دیگری پرهیز شود.

۲-۱. رجوع به قرآن

اگر اندیشه‌ها و افکار متضاد در فضای فتنه را بتوان به درستی بر قرآن عرضه کرد، آنگاه می‌توان حق و باطل آنها را تشخیص داد. پیامبر اکرم در حدیثی عیار عبور از فتنه‌ها را چنین بیان می‌کند:

فاذا التبست علیکم الفتن کقِطَعِ اللیل المُظلِم فعلیکم بالقرآن؛ زمانی که فتنه‌ها چون ظلمت و تاریکی یکپارچه شما را فراگرفت، پس به قرآن پناه ببرید.»

۳-۱. تمسک به اهل بیت پیامبر

این سفارشی است که پیامبر اکرم برای نجات از فتنه‌های بعد از خود به برخی از یارانش کرد. آن حضرت خطاب به عمار فرمود: «ای عمار، بعد از من فتنه‌هایی رخ خواهد داد. در آن شرایط از علی و حزب علی پیروی کن؛ چرا که علی با حق است و حق با علی. …»

۲.شیوه‌های مبارزه کوتاه مدت و روبنایی

۱-۲.جلوگیری از مسلح شدن فتنه‌گران

شاید به همین دلیل است که امام صادق از خرید و فروش سلاح در زمان فتنه نهی کرده و در پاسخ کسی که گفت من اسلحه خرید و فروش می‌کنم، فرمود: «لاتبعه فی فتنه؛ به هنگام فتنه، از فروش سلاح خودداری کن.»

۲-۲.مقاومت در برابر خواسته‌های نامشروع فتنه‌گران

فتنه‌گران می‌کوشند با برنامه‌ریزی و گام‌به گام اهداف خود را جلو ببرند. در هر مرحله‌ای ممکن است خواسته‌ای جزئی و کوچک را مطرح کنند. سطحی‌نگران گمان می‌کنند که این خواسته جزئی مهم نیست و مصلحت حفظ نظام اسلامی اقتضا می‌کند از برخی قوانین کوتاه آمده و خواسته‌های آنان مورد توجه قرار گیرد. اما کافی است یک گام با آنان همراهی شود، آنگاه باید منتظر نتایج هولناک آن بود. طلحه و زبیر هرگز آن انگیزه نهانی و نهایی خود را در ابتدای کار بر زبان نیاوردند. خواسته اولیه آنان در ظاهر خواسته چندان حساسیت‌برانگیزی نبود. درخواست مشارکت در امر حکومت؛‌ حکومت بر شهرهای بصره و کوفه و … عملیاتی کردن مرحله‌ اصلی و فاز نهایی فرمول فتنه با رفتن به مکه.

یکی از شگردهای سیاسی براندازی نرم این است که در جایی که امکان براندازی یک نظام وجود ندارد، مخالفان کاری کنند که دست کم حاکمیت را مجبور نمایند تا برخی امتیازات را به آنان اعطا کند. جین شارپ و رابرت هِلوی درباره اهمیت این شگرد می‌گویند: «در برخی موارد ممکن است رژیم به این نتیجه برسد که پذیرفتن برخی از نیازها و خواست‌های گروه‌های مردمی، با مصالح حاکمیت منافاتی ندارد. تغییر نگرش حاکمان، در بعضی موارد، نتایجی درخشان برای مردم به ارمغان آورده است. همچنین متقاعد شدن حاکمیت به دادن برخی امتیازات، موجب کسب اعتبار و وجهه قانونی برای گروه‌های مبارز می‌شود، که این امر باعث کاهش تهدید‌ها و مخاطرات بالقوه‌ای می‌شود که معمولاً متوجه گروه‌های سیاسی است و از همه مهم‌تر نیروهای مبارزه را برای روزهای حساس و بحرانی حفظ می‌کند. …»

به تعبیر مقام معظم رهبری، [باج ندادن به فتنه‌گران]

۳-۲. بردباری و مدارا

امام علی حتی در مقابل تقاضای عمومی نسبت به زندانی کردن سران فتنه، می‌فرمود هر کس تا زمانی که به رویارویی مسلحانه علیه حکومت اسلامی برنخیزد و اقدام به توطئه علیه نظام اسلامی نکند، در امان خواهد بود. امام علی۷ با آنکه از انگیزه طلحه و زبیر برای رفتن به مکه آگاه بود و می‌دانست جز جنگ افروزی مقصود دیگری ندارند با آنان مدارا کرد و در پاسخ به پیشنهاد ابن عباس که از وی می‌خواست آن دو را زندانی کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: «آیا از من می‌خواهی آغازگر ستم باشم … و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز! به خدا قسم از رفتار عادلانه … که خدا مرا بدان امر فرموده، روی نمی‌گردانم.»

آن حضرت در برخورد با خوارج نیز همین روش را برگزید. حتی گستاخی خوارج به جایی رسیده بود که بارها به هنگام ایراد خطبه از سوی آن حضرت سخنان او را قطع می‌کردند و شعار می‌دادند «به حکمیت تن دادی و پستی را پذیرفتی، حکم جز خدا را نیست.» اما عکس العمل امام در مقابل آنان این بود که شما را از نمازگزاردن در مساجد باز نمی‌داریم؛ سهمیه بیت المالتان را قطع نمی‌کنیم و تا زمانی که دست به شمشیر نبرده‌ و علیه نظام اسلامی توطئه نکرده‌اید، با شما نمی‌جنگیم.

۴-۲. هوشیاری در برابر فرصت‌طلبان

«کن فی الفتنه کابن اللبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب؛ در فتنه‌ها همچون شتر دوساله باش؛ نه پشتی دارد تا سوارش شوند و نه پستانی تا شیرش را دوشند.» نه یاریگر فتنه‌انگیزان باید بود و نه مورد سوء استفاده آنان قرار گرفت. رفتار انسان در هنگام فتنه باید به گونه‌ای باشد که فتنه‌انگیزان نتوانند در او طمع برند و بر پشت او سوار شوند و او را نردبام رسیدن به امیال و خواسته‌های حیوانی خود قرار دهند.

۵-۲. روشن‌گری و افشاگری

امام علی با برخی از قاعدین گفتگو کرد. با طلحه و زبیر به کرات گفتگو کرد و حتی حاضر شد بخشی از دارایی‌هایی خود را به آنان بدهد تا بدین وسیله از تصرف در اموال عمومی درگذرند و با فتنه خود موجب ریختن خون انسان‌هایی بی‌گناه نشوند!

گفتگوها و نوشته‌های امام علی با معاویه نیز به حدی شد که محققی همچون ابن ابی الحدید آرزو می‌کند ای کاش کار امام علی۷بدانجا نمی‌رسید که معاویه خود را همسان او بپندارد و در پاسخ نامه‌های پندآموز و نصایح الهی او سخنانی وقیح و شرم‌آور درباره آن حضرت بنویسد!

امام علی در نامه‌ای خطاب به مردم کوفه به افشاگری درباره سران فتنه جمل پرداخت و دلایل آنان برای مقابله با خود را بهانه‌‌ای بیش ندانست. آن حضرت در سخنی جداگانه به افشاگری درباره طلحه پرداخت و در تحلیل مخالفت او با خود، فرمود: «به خدا طلحه بدین کار نپرداخت، و خونخواهی عثمان را بهانه نساخت، جز از بیم آنکه خونِ عثمان را از او خواهند که در این باره متهم می‌نمود و در میان مردم آزمندتر از او به کشتن عثمان نبود.» امام علی همین سخن را درباره عایشه و زبیر، دیگر سران فتنه جمل، نیز فرمودند: «آنان به دنبال خونی هستند که خود ریخته‌اند.»

در جریان فتنه نهروان نیز روشنگری‌های امام موجب نجات بسیاری از فتنه‌زدگان شد. حدود دو سوم از جمعیت دوازده هزار نفری خوارج نهروان مجدداً به سپاه امام علی برگردند و نسبت به فتنه نهروان آگاهی یابند.

۶-۲. نشان دادن ظاهری بودن وحدت فتنه‌انگیزان

در تئوری‌فتنه، اصل بر این است که به منظور تقویت جبهه فتنه همه کسانی را که کمترین وجه مشترک را دارند در زیر یک پرچم جمع نمایند. به اصطلاح وحدت نقطه‌ای داشته باشند. لازم نیست یک خط مشترک داشته باشند، اگر در یک نقطه هم مشترک باشند، کافی است. به همین دلیل جبهه فتنه اتحاد و وحدتی بسیار شکننده دارد. یکی از اندیشمندان و نظریه پردازان سیاسی غرب به نام ریچارد رورتی (۱۹۳۱-۲۰۰۷) در سفری که در سال ۱۳۸۴ به ایران داشت، خطاب به حاضران در جلسه گفت: «در کشوری مانند ایران که حاکمیت آن از پایگاه گسترده مردمی برخوردار است، مخالفان نمی‌توانند ائتلاف و پیوند خود را با تشکیل حزب و یا جبهه سیاسی حفظ کنند، توصیه این نظریه‌پرداز کهنه‌کار این است که اگر قرار باشد در کشوری مثل ایران یک اپوزیسیون قوی و پر جمعیت شکل گیرد، باید محور ائتلاف از «خط» به «نقطه» تبدیل شود.

وحدت نقطه‌ای هر چند در کوتاه مدت موجب افزایش کمّی فتنه‌گران و جبهه مخالفان می‌شود، اما در دراز مدت یکی از نقاط ضعف جدی برای آنان محسوب می‌شود. زیرا چنین وحدتی، کاملاً شکننده است. برای مبارزه با فتنه‌گران باید از همین نقطه ضعف آنان استفاده کرد و افکار عمومی را نسبت به وحدت صوری و ظاهری آنان آگاه نمود. با نگاهی به فتنه‌های دوران امام علی۷ می‌توان همین وحدت نقطه‌ای را در برخی از آنها مشاهد کرد. وجه مشترک همه مخالفان علی۷ در یک جمله سلبی خلاصه می‌شد و آن اینکه «علی نباید حاکم باشد.» اما در بُعد ایجابی شاید هیچ نقطه مشترکی نداشتند. آنان حتی نمی‌توانستند متحدانه و به صورت یکپارچه نماز جماعتی را برگزار نمایند. امام علی:‌ «هر یک از آن دو امیدوار است که حکومت به او برسد، و آن را به سوی خود می‌کشاند، و از دوستش برمی‌گرداند … هر یک کینه دوستش را در دل دارد و دیری نپاید که این واقعیت آشکار گردد. به خدا سوگند اگر آنچه می‌خواهند به چنگ آورند یکی از آنها دیگری را به هلاکت رساند و او را از میان بردارد.»

وحدت سران جمل از این سنخ بود. طلحه و زبیر، مسببان واقعی قتل عثمان، با مروان بن حکم، داماد عثمان و از مدافعان جانی او، و خویشاوندان و وزیران و استانداران عثمان از قبیل سعید بن عاص، مغیره بن اخنس و عبدالرحمن بن عوام، همگی در یک جبهه‌اند. و معاویه نیز با تمام توان در کار حمایت معنوی از این گروه بود. برای هر کدام نامه‌ای جداگانه فرستاده بود که اگر علی را از سر راه بردارید با شما بیعت خواهم کرد! و در پایان نیز این وحدت ظاهری فرو شکست و وقتی مروان دید که طلحه از ادامه جنگ با علی به تردید افتاده و رمق ادامه مبارزه را ندارد؛ تیری در کمان گذاشت و او را از پای درآورد! و آخرین جمله طلحه چه جمله عبرت‌آموزی بود برای همه فتنه‌گران: «خون هیچ مرد بزرگی چون من پایمال نشد!»

۷-۲. تلاش در جهت آرام کردن اوضاع

امام علی بعد از جریان حکمیت و بهانه‌گیری‌های برخی از اصحابش در پاسخ به این پرسش که «چرا میان خود و آنان، برای داوری و حکمیت، مدت و مهلت قرار دادی؟» و چرا شتابزده و به سرعت عمل نکردی؟ فرمود: «علتش این بود که نادان خطای خود را به وضوح بداند و آگاه بر عقیده خودش استوار بماند. و شاید که خداوند در این مدت صلح و آرامش کار این ملت را اصلاح کند. و مجبور نشود به عجله جستجوی حق را واگذارد و از آغاز به گمراهی گردن گذارد.»

امام علی چند مسأله را به عنوان فایده مهلت قرار دادن برای داوری و حکمیت بر می‌شمارد:

  1. برخورد صبورانه موجب می‌شود تا کسانی که نسبت به واقعیت‌ها آگاهی لازم را ندارند بتوانند در فرصتی مناسب به تحقیق و بررسی بپردازند و از ابعاد مختلف مسأله آگاهی یابند.
  2. کسانی که بر حقایق امور آگاهی داشتند، با رفع پار‌ه‌ای از ابهامات بر دانایی و ایمانشان افزوده شود و استوارتر بر عقیده خود بمانند و با دلگرمی و باور بیشتری به دفاع از عقیده و آرمان خود بپردازند.
  3. در این مدت احتمال قانع ساختن افراد ناآگاه به وسیله اندیشمندان و نخبگان وجود داشت. نخبگان جامعه باید ابعاد مختلف طرح پیچیده شامیان و مکر و حیله شیطانی آنان را برای دیگران می‌شکافتند.
  4. حقیقت این است که در شرایط التهاب و اضطراب و دلهره و شتاب بسیاری از مردمان نمی‌توانند ارزیابی درستی از اوضاع داشته باشند و بدخواهان نیز می‌توانند به شبهه‌افکنی خود ادامه دهند، اما در شرایط آرام و عادی بهتر می‌توان حقایق را شناخت و شناساند.

۸-۲. جداکردن صف فتنه‌گران و فتنه‌زدگان

بسیاری از کسانی که در جبهه فتنه قرار دارند، فریفته شعارهای زیبا و فریبنده سران فتنه می‌شوند. آنان را نباید خیلی سرزنش کرد. امام علی: «ما کل مفتون یُعاتَب». بسیاری از کسانی که فریب فتنه را می‌خورند از نادانی خود آگاه نیستند. در چنگال‌های نامرئی فریب‌کاری و دغلکاری فتنه‌گران گرفتار آمده‌اند اما خود نمی‌دانند. گمان می‌کنند به صورت مستقل تصمیم‌گرفته‌اند؛ گمان می‌کنند به صورت خودجوش و از روی اندیشه و فکر و عقیده حرکت کرده‌اند، در حالی که در زندان فریب و نیرنگ فتنه‌گران گرفتار شده‌اند. به همین دلیل، به محض اینکه به آگاهی برسند و فرصتی برای تأمل در حوادث اطراف خود به دست آورند، دیگر حیله و فریب فتنه‌گران کارگر نخواهد بود. دیگر به عنوان هیزم آتش فتنه، خود را هزینه جاه‌طلبی‌ها و قدرت‌طلبی‌ها و قانون‌شکنی‌های عده‌ای خاص نخواهند کرد.

۹-۲. برخورد به هنگام و شجاعانه

وقتی که فتنه ‌بروز پیدا کرد، باید شجاعانه با آن به مبارزه برخاست؛ هر چند فتنه‌انگیزان از یاران و دوستان و هم‌رزمان پیشین انسان باشند. البته اقدام شجاعانه و قاطع در مقابل فتنه‌گران نباید موجب شود که مرزهای اخلاقی و حدود اسلامی شکسته شود. اقدام شجاعانه و قاطعانه در چارچوب موازین اخلاقی سیره امام علی در برخورد با مخالفان خود بود.

فتنه خوارج در روزهای پایانی جنگ طولانی مدت صفین پدید آمد و فتنه‌گران نیز همان همرزمان و سربازان و دوستان امام بودند. و غالب آنان از قاریان و حافظان قرآن بودند. اما آن حضرت در برخورد با این فتنه بسیار شکننده، با افتخار می‌گوید: «من فتنه را نشاندم و کسی جز من شجاعت این کار را نداشت؛ از آن پس که موج تاریکی آن برخاسته بود و گزند آن همه جا را فرا گرفته.»

۳.شیوه‌های مبارزه بلند مدت و زیربنایی

دستور قرآن کریم در مبارزه با فتنه این است که «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ».

راه مبارزه با فتنه ترویج فرهنگ اسلامی و الهی است. این جهاد و مبارزه نرم باید تا جایی ادامه یابد که توان مخالفان دین و نظام اسلامی به حداقل برسد به گونه‌ای که نتوانند هیچ ضربه‌ای به نظام اسلامی وارد سازند. در جنگ‌های نرم، هر یک از افراد در خط مقدم جبهه هستند، بنابراین باید هر کدام از آنان، در حد توان، تجهیزات لازم برای مبارزه و مقابله با دشمن را داشته باشد. باید همواره فضا به گونه‌ای باشد که تشخیص حق و باطل برای جامعه سهل باشد. قدرت تبلیغی و رسانه‌ای و علمی نظام اسلامی باید تا حدی باشد که فتنه‌گران توانایی فریب مردم را نداشته باشند

۱-۳.ترویج ارزش‌ها

اگر یکی از علل پیدایش فتنه در جامعه اسلامی ضعف اخلاقی افراد است، برای خشکاندن ریشه‌های فتنه لازم است اخلاق اسلامی در همه ‌سطوح و ساحت‌های زندگی مردم ترویج شود. نظام جامع اخلاقی و رفتاری انسان مسلمان تدوین گردد و عملیاتی شود. اخلاق اجتماعی، اخلاق سیاسی، اخلاق علم‌اندوزی، اخلاق نقد، اخلاق جنسی، اخلاق خانواده، اخلاق معاشرت، اخلاق شهروندی و امثال آن همگی بر اساس مبانی اسلامی و به شیوه‌ای کاربردی برای سطوح مختلف، تدوین گردد و محور فعالیت‌های تربیتی و تعلیمی قرار گیرد.

۲-۳.تقویت باورها

اگر ضعف در خداشناسی وجود داشته باشد، به تبع آن این ضعف در سطحی شدیدتر در دین‌شناسی و پیامبرشناسی افراد نمایان خواهد شد و به تبع آن به صورتی قوی‌تر و مخرب‌تر در امام‌شناسی نیز نمود پیدا می‌کند و در نهایت و به طریق اولی و به شکل شدیدتر و عمیق‌تری ضعف در اعتقاد به ولایت فقیه و نظام مردم‌سالاری دینی را نیز در پی خواهد داشت. در چنین صورتی نباید از مردم انتظار داشت از روی اعتقاد دینی خود از حکومت اسلامی و نظام ولایی و مردم‌سالاری دینی دفاع کنند و در راه حفظ نظام جانفشانی نمایند و از ایثار جان و مال و مقام در راه دفاع از این نظام دریغی نداشته باشند

۳-۳. تهیه طرح جامع تعلیم و تربیت اسلامی

خیل عظیم نوجوانان و جوانانی که بخش زیادی از عمر خود را در مدارس و دانشگاه‌ها می‌گذرانند، ایجاب می‌کند به آموزش و پرورش آنان به صورت جدی‌تری پرداخته شود. اگر به منابع درسی و آموزشی آنان توجه نشود و مدارس و دانشگاه‌های ما، به ویژه در رشته‌های علوم انسانی، صرفاً جای جولان نظریه‌های غربی و سکولار باشد، باید هر زمانی انتظار وقوع فتنه‌های بزرگی را داشت. حقیقت این است که باور و اعتقاد مقدمه لازم برای عمل است؛ اگر کسی در باورهای خود نسبت به یک موضوع دچار تردید شود، پای او به میدان عمل باز نمی‌شود و اگر ما نظام تعلیمی و تربیتی خود را مورد بازنگری جدی قرار ندهیم، دیری نمی‌پاید که جامعه ایمانی ما از درون تهی خواهد شد.

۴-۳. ایجاد روحیه حقیقت‌شناسی

اگر یکی از شرایط و بسترهای پیدایش فتنه، شخصیت‌محوری به جای حقیقت‌محوری است، یکی از راه‌های مبارزه با آن نیز ترویج روحیه حقیقت‌محوری است. اگر برای برخی از یاران امام علی، وجود عمار در سپاه امام، معیار حقیقت راه امام بود! روشن است که در همه روزگاران نمی‌توان عمار را معیار حقیقت دانست. در این روزگار باید به دنبال شناخت خود حقیقت بود. تا از دام فتنه و فریب رهایی یافت. البته روشن است که تزریق چنین روحیه‌ای در میان عموم مردم کاری زمان‌بر و بسیار حرفه‌ای و هنرمندانه است و این وظیفه‌ای است که در روزگار حاضر بیش از هر زمان دیگری بر دوش همه دلسوزان اسلام و فرهنگ و نظام اسلامی سنگینی می‌کند.

امام علی در توصیف جنگ با اهل قبله و شرایط مبارزان چنین جنگی، می‌فرماید: «قد فتح باب الحرب بینکم و بین اهل القبله و لا یحمل هذا العَلَم الا اهلُ البَصَر و الصبرِ و العِلم بمواضع الحق.»

۵-۳. تقویت دانش دشمن‌شناسی

هر انسانی برای خوب زیستن نیازمند دو نوع آگاهی است: آگاهی نسبت به خوبی‌ها و آگاهی نسبت به بدی‌ها. به همین دلیل، می‌توان گفت یکی از راه‌های مبارزه‌با فتنه‌ها، تقویت دانش دشمن‌شناسی است. اگر کسی می‌خواهد راه حق را طی نماید و در صراط حقیقت استوار بماند، حتماً نیازمند شناخت راه باطل و باطل‌گرایان است. یکی از راه‌های تشخیص حق و باطل، برای بسیاری از مردمان عادی، شناخت اهل باطل است. تأکید حضرت امام و رهبری معظم انقلاب بر اینکه اگر دشمنان و رادیوهای بیگانه به امری تشویق کردند، مردم ما باید خلاف آن را عمل نمایند، و اگر از فردی یا جریانی دفاع کردند، مردم باید حساسیت ویژه‌ای به آنها داشته باشند، حاکی از همین حقیقت است. امام علی نیز بر این حقیقت تأکید می‌کند که هرگز به حقیقت و سعادت دست نمی‌یابید مگر آنکه روی‌برتافته‌گان از راه حق و درماندگان از سعادت را بشناسید:

«واعلموا انکم لن تَعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه و لن تأخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تَمَسَّکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه» (خطبه ۱۴۷، ص۱۴۴.)

جمع‌بندی

قرآن می‌فرماید:

وَالْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره، آیه ۲۱۷)

در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (توبه، ۳۳)

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (صف، ۸-۹)

و نُریدُ انْ نَمُنَّ علی الذین اسْتُضعِفُوا فی الارضِ و نَجعَلهم ائمهً و نَجعلهم الوارثین؛ (قصص، ۵)

و لَقَد کَتَبْنا فی الزَّبورِ مِن بعدِ الذِّکرِ انَّ الارضَ یَرِثُها عِبادی الصّالِحون (انبیاء، ۱۰۵)

البته ممکن است ما این صلاحیت و لیاقت را نداشته باشیم که در این راه در خدمت دین باشیم. اما وعده الهی تخلف ناپذیر است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (مائده، ۵۴)

اما وظیفه ما این است که:

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ؛ (بقره/ ۱۹۳)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه؛ (انفال/۳۹)

شیوه این مبارزه:

فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ (بقره، ۱۹۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *