نرخ بهره بانکی

مقدمه

            در نظام‏های بانکداری متداول استفاده از نرخ بهره به عنوان یک ابزار سیاست پولی مؤثر مورد توجه قرار گرفته است. متغیر نرخ بهره به عنوان قیمت در بازار مالی یکی از متغیرهای مهم اقتصادی است. نرخ بهره بانکی به عنوان هزینه سرمایه از دیدگاه سرمایه‏گذار و هزینه فرصت پول از دیدگاه سپرده‏گذار محسوب می‏شود و از این رو نیروهای موجود در بازار سرمایه نرخ تعادلی بهره را تعیین می‏نمایند. در نظام بانکداری غیر ربوی، بانکها به عنوان وکیل سپرده‏گذار منابع حاصله را به صورت اعطای تسهیلات به متقاضیان پرداخت نموده و مطابق با قراردادهای منعقده سهم خود را از سود دریافت و به سپرده‏گذار عودت می‏دهند لذا در این نظام، تعیین نرخ سود به بازدهی فعالیتهای اقتصادی بستگی دارد که این نرخ نیز در حمایت از بخشهای مختلف اقتصادی تغییراتی در آن صورت می‏گیرد که به تبع آن آثار و پیامدهایی در اقتصاد کشور به جای می‏گذارد.

تعریف

بهره : مبلغی که در مقابل استفاده از سرمایه پرداخته یا احتساب می‏شود. این مبلغ معمولاً به صورت اندازه‌مطلق یا به درصد سرمایه مورد بحث بیان می‏گردد. اندازه برحسب درصد را اندازه بهره یا میزان ربح Interest rate گویند. عناصر بهره عبارتند از :‌

الف) پرداخت برای خطر احتمالی از دست دادن سرمایه به وسیله وام دهنده

ب)پرداخت برای اقدام به واریز

پ)‏ پرداختی که با وضع بازار نسبت به تقاضای سرمایه و عرضه سرمایه تغییر می‏کند و به عنوان بهره خالص یا بهره ویژه و محض شناخته شده است بدین سان اندازه‏های بهره‌ درازمدت معمولاً‌ زیادتر از اندازه‏های بهره کوتاه مدت‏اند زیرا متضمن خطر احتمالی بیشتر از تغییر در میزان بازده اوراق بهادار درازمدت می‏باشد و اندازه بهره با هم بالا و پایین می‏روند. به طور کلی اندازه پایین بهره و عرضه فراوان سرمایه بسط اقتصادی را تشویق می‏کند و یک اندازه بهره بالا همراه با سرمایه نایاب از این کار جلوگیری می‏نماید.

ادبیات موضوع

            نرخ بهره از دیرباز مورد بحث و مجادله بوده است. فیلسوفان، رهبران مذهبی و اصلاحگران اجتماعی هر یک به نوعی مزایا و معایب نرخ بهره را طرح نموده‏اند. در جوامع ابتدایی در اعطای وجوه قابل استقراض و وام نقش نرخ بهره ناشناخته بود. اما در برخی جوامع نظیر بابل، مصر و یونان نرخ بهره برای وام‏گیرندگان نقش داشت. برخی فلاسفه یونانی نیز مخالف پرداخت بهره توسط قرض‏دهنده و قرض‏گیرنده بودند. برای مثال، افلاطون از قرض دادن پول در قبال نرخ بهره استقبال می‏کرد. اما ارسطو اخذ نرخ بهره از وجوه برای مقاصد غیره مولد را محکوم می‏کرد. در یونان باستان نیز به لحاظ قانونی، اخذ بهره از وجوه ممنوع بود.

                قبل از دوران کلاسیک در قرن ۱۷ و ۱۸، نظریه مرکانتلیست‏ها در مورد نرخ بهره چنین بود که این نرخ، به پول تعلق می‏گیرد نه به سرمایه. مرکانتلیستها معتقدند نرخ بهره به عنوان قیمت پول توسط عرضه ذخایر اندوخته شده تعیین می‏شود. نیم قرن بعد هیوم در سال ۱۷۵۲ در رساله سیاسی خود مطرح نمود که نرخ بهره توسط عرضه و تقاضای سرمایه تعیین می‏شود. برخلاف مرکانتلیستها که معتقدند فراوانی حجم پول منجر به کاهش نرخ بهره می‏شود. هیوم معتقد بود افزایش در حجم پول تأثیر چشمگیری بر افزایش سطح قیمتها در اقتصاد ندارد و عرضه سرمایه بستگی به پس‏اندازهایی دارد که خود تابع عادات و رفتارهای مصرفی است.

                به اعتقاد کلاسیک عوامل پولی نقش اساسی در تعیین نرخ بهره کوتاه مدت و بلندمدت دارد. بسیاری از کلاسیکها نظیر استورات میل معتقد بود که متغیرهای پولی در بلندمدت عامل تعیین نرخ بهره نمی‏باشد و حجم بیشتر یا کمتر پول در بلندمدت فاقد تأثیر‏گذاری لازم بر نرخ بهره است. کلاسیکها براساس نظریه غیرپولی نرخ بهره معتقدند جریان متغیرهای واقعی در قالب عرضه پس‎انداز و تقاضای سرمایه‏گذاری بر نرخ بهره اثر می‏گذارد.

                (فریدمن) معتقد است که عرضه و تقاضای پول تعیین کننده درآمد ملی، و ثبات در عرضه پول، میزان بیکاری را در سطح تعادلی خود حفظ کرده و هرگونه تغییری در عرضه پول موجب تغییر ارزش اسمی تولید ناخالص ملی می‏شود. فریدمن بر موجودی واقعی تأکید کرده و معقتد است که افزایش در قدرت خرید واقعی سبب می‏شود تا افراد افزایش قدرت خرید خود را صرف خرید زمین، خانه، یخچال، اتومبیل، طلا و سایر کالاهای دیگر کنند.

 

مطالعات انجام شده (نرخ بهره و آثار آن به برخی از متغیرهای اقتصادی)

            تا قبل از دهه ۱۹۷۰ اقتصاددانان فرض می‏کردند که نرخهای پایین بهره مخارج سرمایه‏گذاری و رشد اقتصادی را مطابق نظریات نئوکلاسیک و کینز افزایش خواهد داد. مکینون و شاو (۱۹۷۳) از اولین کسانی بودند که با این موضوع مخالفت کردند. این دو معتقدند که افزایش نرخهای بهره منجر به افزایش پس‏انداز و حجم اعتبارات مالی شده و در نتیجه میزان سرمایه‏گذاری، تولید و اشتغال افزایش می‏یابد.

                مینسکی (۱۹۷۵) نرخ بهره را به عنوان مهمترین عامل بی‏ثباتی در اقتصاد سرمایه‏داری می‏داند. مانیکو و میرن (۱۹۹۸) موضوع هدف‏گذاری نرخ بهره کوتاه مدت توسط بانک مرکزی را مورد مطالعه قرار داده و اعتقاد دارد که تغییرات نرخ بهره غیرقابل پیش‏بینی می‏باشد. وینبرگن (۱۹۸۳) استدلال می‏کند که تغییر نرخ بهره در هر سطح معینی از دارائیها می‏تواند موجب توزیع دارائیها و انتقال سرمایه شود. وی آثار انتقال سرمایه‏ای متغیر نرخ بهره و پیامدهای تورمی آن را مطمع نظر قرار می‏دهد.

                لارنس (۱۹۸۹) تثبیت نرخ بهره را موجب انحراف پارامترهای پولی از کارکردهای طبیعی خود می‏داند و معتقد است اتخاذ سیاستهای پولی مستقیماً بر تغییرات نرخ بهره اثر‏گذار است. جیووایننی (۱۹۸۵) ارتباط کشش نرخ بهره با پس‏انداز و مصرف را در الگوی کینزی تحلیل نموده است. لیدرمن وبلیجر (۱۹۸۷) ساختار نرخ بهره در طول دوره اصلاحات مالی در کشور آرژانتین را مورد بررسی قرار داده و اهمیت نقش نرخ بهره در پیش‏بینی وقایع در آینده و وجود فرصتهای سودآور موقتی و کانالهای اثرگذاری سیاست پولی به نرخ بهره را خاطرنشان کرده‏اند. درنبوچ ورینوزو (۱۹۸۹) با بیان اهمیت عوامل مالی در توسعه اقتصادی به تفاوت بازده میان عوامل مالی در آسیا و آمریکای لاتین پرداخته و به نقش بازارهای کنترل نشده در بسیج پس‏اندازها و تخصیص سرمایه‏گذاریها تأکید نموده‏اند. گومز (۱۹۹۴) موضوع نرخ بهره، تورم و هدف کل را در چهارده کشور در حال توسعه مورد بررسی قرار داده است.

                در یک دسته بندی کلی می‏توان کشورها را به دو گروه تقسیم‏بندی نمود:

کشورهای شیلی، آرژانتین، اروگوئه، فیلیپین و ترکیه که در نتیجه آزادسازی بازارهای مالی، با کاهش تولید، رشوه‏خواری نهاد مالی و غیرمالی، افزایش نرخ تورم و بدتر شدن تراز پرداختها، با عدم تعادلهایی در حوزه کلان اقتصاد مواجه شدند.

                کشورهایی نظیر اندونزی، سریلانکا، کره جنوبی، که نظام انعطا‏ف‏پذیر نرخ بهره‏ای را با تدبیر ویژه‏ای آغاز نمودند. روش تدریجی با توجه به مقررات‏زدایی و پرهیز از اصلاحات مالی شدید در حوزه کلان اقتصاد، منجر به نرخ رشد اقتصادی بالاتری‏ گردید. شرایط پایدار در اقتصاد کلان این کشورها، سیستم قوی نظارتی در نظام بانکی و حرکت تدریجی از یک نظام بهره کنترلی به سمت یک نظام انعطاف‏پذیر از ویژگیهای سیاست‏گذاری در این کشورها محسوب می‏شود.

پیامدهای تغییر آشکار یا پنهان نرخ بهره بانکی

            برخی بر این باورند که باید نرخ سود بانکی پول را کاهش داد و برخی دیگر بر این باور که نرخ سود بانکی پول بایستی بیشتر از نرخ تورم باشد تغییر نرخ بهره بانکی همواره در عملکرد اقتصادی کلیه جامعه‏ها ـ اعم از پیشرفته یا در حال رشد ـ بی‏اندازه مؤثر، درخور توجه و سرنوشت‏ساز بوده و هست. زیرا این تغییر به بیانی اساسی تغییر کم و کیف سایر انواع بهره است این تغییر در ممالک فاقد نظام پولی سنجیده و پیشرفته اثری به مراتب تعیین‏کننده‏تر دارد. از آنجا که تغییر نرخ بهره بانکی در فرآیند جهت‏گیریهای اقتصادی به ویژه اقتصادهای ملی و محلی چشم‏گیر و سرنوشت‏ساز می‏باشد. بنابراین اخذ هرگونه تصمیم در این باره به ویژه افزایش آن باید به دور از جهت‏گیریهای سیاسی مقطعی و یا ساده‏اندیشی و ساده‎پنداری ‏باشد. به بیان دیگر هرگونه تغییری در نرخ بهره بانکی باید مبتنی بر بررسی‏های جامع و همه جانبه آثار و پیامدهای آن به منظور انطباق با استراتژی ملی ـ اقتصادی کشور باشد چون جبران پیامدهای ناشی از تغییرات نرخ بهره بانکی مستلزم صرف زمانی بس طولانی و هزینه‏های سرسام‏آور است.

                افزایش نرخ بهره از حد و حدود تورم مجاز ـ و نه تورم جاری ـ فراهم ساز موجبات کاستی‏های اقتصادی غیرقابل جبران است که از آن جمله می‏توان فهرست‏وار به فرار سرمایه، کاهش میزان سرمایه‏گذاری، کاهش تولید ملی، افزایش هزینه تولید و به تبع آن عدم امکان حضور در بازارهای صادراتی، افزایش در نرخ بیکاری،‌افزایش نرخ تورم لجام گسیخته، سوق یافتن سرمایه‏های کوچک و متوسط به فعالیتهای خدماتی و به تبع آن افزایش قیمت نهایی تولید و توسعه قاچاق و در نهایت ورشکستگی تجار و ایجاد انحصار اشاره کرد.

                کاهش نرخ بهره بانکی باعث افزایش میل به سرمایه‏گذاری و به تبع آن ایجاد فرصتهای شغلی جدید می‏شود و همچنین باعث می‏شود هزینه تولید کاهش یافته و تولید ملی افزایش یابد و به تبع آن باعث رونق صادرات کشور می‏شود. کاهش نرخ بهره با تأثیرگذاری بر هزینه تولید نرخ انواع کالا را کاهش خواهد داد و باعث کاهش تورم خواهد شد. بنابراین کاهش نرخ سود بانکی به نوعی موجب ایجاد امنیت اقتصادی می‏شود. هر مقدار نرخ سود تسهیلات بانکی کاهش یابد تردیدی نیست که ضریب امنیت سرمایه‏گذاری و اقتصادی افزایش می‏یابد و منابع مالی از طریق سیستم بانکی و دولت در اختیار بخش‏های غیردولتی با هدف ایجاد اشتغال گذاشته می‏شود و ثبات و امنیت اقتصادی نیز ایجاد می‏شود.

 

صنعت بانکداری در ایران

            پس از پیروزی انقلاب اسلامی صنعت بانکداری در ایران دولتی اعلام شد و سیستم آن نیز در قالب عقود اسلامی از ربوی به بدون ربا تبدیل شد. در نظام ربوی، بانک با نرخ بهره مشخص به متقاضیان وام می‏داد بدون آنکه توجه کند این تسهیلات در خدمت چه کاری قرار می‏گیرد. اما در سیستم بانکداری بدون ربا بانک در کارهای شرعی و حلال با متقاضیان در قالب یکی از عقود اسلامی مشارکت نموده و در نرخ سود مورد انتظار آنها سهیم می‏شود. گرچه تغییر نظام بانکی از ربوی به بدون ربا می‏توانست با قراردادن نرخ سود در قبال تولید منشأ تحولات مثبتی باشد اما موانعی از تحقق این امر جلوگیری کرد.

                بانکها نتوانسته‏اند وظیفه و نقش خود در اقتصاد را ایفا کنند. بانکها در جمع‏آوری پس‏اندازهای مردم ناتوان بوده زیرا رقیب قدرتمندی در این راه نداشته‏اند در کشورهای پیشرفته بنگاههای اقتصادی دیگر مانند بازار بورس، تعاونی‏ها و انواع شرکتها وجود دارند که هر یک بسته به میزان سودآوری و تنوع خدماتشان بخشی از پس‏اندازهای مردم را جذب می‏نمایند و این رقابت موجب ارتقای کیفی و تنوع خدمات می‏شود. انحصاری بودن بازار تجهیز منابع برای بانکها در ایران سیستم خشک و انعطاف‏ناپذیری بر آنها حاکم نموده که دیگر انگیزه‏ای برای تغییر نداشت. بانکها در جذب پس‏اندازهای مردم آفت دیگری را به وجود آورد و آن اینکه بانک با گرفتن سود بیشتر از تسهیلات و دادن سود کمتر به سپرده‏ها از ایفای نقش واقعی خود در اقتصاد دورتر شده و ناکارآتر گردیدند. بالابودن نرخ تورم و ناچیز بودن نرخ سود واقعی سپرده‏های بانکی عامل دیگری بود که مانع توفیق بانکها در جذب پس‏اندازهای مردم شد. نرخ تورم بالا خود معلول افزایش نقدینگی ناشی از تأمین کسری بودجه از طریق سیستم بانکی است. تأمین کسری بودجه از طریق استقراض از سیستم بانکی از بدترین شیوه‏های جبران کسری بودجه است که با تزریق پول به اقتصاد نقدینگی را افزایش می‎دهد. میزان نقدینگی از طریق ضریب فزاینده چندین برابر پول تزریقی افزایش یافته و به واسطه رابطه مستقیمی که با نرخ تورم دارد موجب افزایش آن نیز می‏شود.

                بانکهای خصوصی در سال ۱۳۸۱ در قالب‏ ۴ بانک در کشور تأسیس و شروع به فعالیت نمودند. علی‏رغم وجود پاره‏ای از مشکلات، نقش این بانکها در بخش بانکی کشور، بسیار قابل توجه و چشمگیر بوده است. به نحوی که از نظر شاخص‏هایی مانند : تجهیز منابع و اعطای تسهیلات در پایان سال ۱۳۸۳ نسبت به سال اول فعالیت خود به ترتیب از افزایشی معادل ۱۰و ۱۳ برابر برخوردار بوده است. این بانکها به علت اینکه شرکتهای دولتی سهامدار آنها می‏باشند به نوعی تحت تأثیر دولت نیز قرار دارند اما کیفیت خدمت رسانی آنها به طور محسوسی بهتر از بانکهای دولتی است و در ایفای نقش خود کارآتر عمل می‏کنند.

                تنها راه بهبود صنعت بانکداری در ایران خارج شدن دولت از این صنعت و قراردادن آن در اختیار مردم است دولت باید به طور واقعی از این صنعت کنار بکشد و فقط بر عملکرد آنها نظارت نماید که این نظارت نیز باید از طریق بانک مرکزی دارای استقلال دنبال شود. استقلال بانک مرکزی از دولت این تضمین را ایجاد می‏کند که بانکها با نظارت این بانک بتوانند با سیاستهای پولی مناسب وضع اقتصاد را بهبود بخشند.

عوامل مؤثر بر تعیین نرخ سود در اقتصاد ایران

            در عملیات بانکی بدون ربا از نظر ماهیت دو نوع عقد وجود دارد : عقود مشارکتی و عقود غیرمشارکتی. در عقود مشارکتی ماهیت مشارکت بر عدم تملیک به ضمان بنا شده است. به این معنی که عاملین و مشارکین از سرمایه خود رفع ید ننموده ، بلکه مالکیت آنان استمرار می‏یابد در حالیکه در عقود غیرمشارکتی یا عقود با بازدهی ثابت، بانک می‏تواند حداقل یا حداکثر نرخ سود را تعیین نماید و لذا تحولات آتی و تغییرات احتمالی وضعیت مالی فعالیت مذکور جهت سود و زیان، ارتباطی به سود و مطالبات بانک ندارد.

                در حالیکه در بسیاری از کشورها برای تعیین نرخ بهره، از نرخ‏های مبنا استفاده می‏شود، در کشور ما از آنجا که نظام بانکی کشور مبتنی بر عملیات بانکی بدون ربا است، تعیین نرخ‏های سود با ملاحظه بازدهی اقتصادی در بخش واقعی و نگاه حمایتی از بخش‏های اقتصادی انجام می‏پذیرد. بطوریکه در تعیین حداقل نرخ سود مورد انتظار بانک از تسهیلات اعطایی توجه و تأکید بر متوسط بازدهی و عملکرد بخش واقعی بوده و معمولاً‌ به شاخص تورم و تحولات شاخص‏های اقتصاد کلان و همچنین ملاحظات سیاسی در حمایت از برخی از بخش‏های اقتصادی تأکید می‏گردد. در این روش نیز بری تحقق عدالت، باید نرخها به گونه‏ای تنظیم گردند که حداقل، کاهش ارزش پول سپرده‏گذاران را جبران نماید و در عین حال در یک جایگاه منطقی نسبت به شاخص‏های دیگر اقتصادی کشور قرار داشته باشند. اما براساس جدول شماره ۱ نرخ بهره حقیقی در اغلب سنوات گذشته بخصوص نرخ سود سپرده‏ها منفی بوده است.

 

جدول شماره ۱: میانگین نرخ سود وزنی سپرده‏ها و تسهیلات بانکی (ارقام به درصد)

دوره نرخ وزنی سپرده‏ها نرخ وزنی تسهیلات نرخ تورم نرخ سود حقیقی سپرده‏ها نرخ سود واقعی تسهیلات
۷۲ـ۱۳۶۸ ۹ ۴/۱۳ ۹/۱۸ ۹/۹ـ ۵/۵ـ
۷۸ـ۱۳۷۴ ۶/۱۲ ۲/۱۷ ۶/۲۵ ۱۳ـ ۴/۸ـ
۸۲ـ۱۳۷۹ ۲/۱۲ ۱/۱۷ ۹/۱۳ ۶/۱ـ ۳/۳

مأخذ : گزارشات سالانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی

 

بررسی نرخ سود بانکی در طول برنامه سوم توسعه

            در طول سالهای اجرای برنامه سوم توسعه، براساس مصوبات شورای پول و اعتبار، سیستم بانکی کشور شاهد کاهش در نرخهای سود بوده است. بطوریکه کاهش انتظارات تورمی و همچنین کاهش نرخ تورم از یک سو و افزایش توان اعتباری بانکها به جهت کاهش نسبت سپرده قانونی و بهبود شرایط اقتصادی کشور را می‏توان عمده‏ترین دلایل اتخاذ این تصمیم برشمرد.

                نرخهای سود علی‏الحساب سپرده‏های مدت‏دار که تا پایان سال ۷۹ روند یکسانی را طی می‏کرد در سال ۸۰ دستخوش تحولات اساسی شدند. در این سال نرخ سود سپرده‏های کوتاه‏مدت، کوتاه مدت ویژه، یکساله هر کدام یک درصد و سپرده‏های پنج ساله ۵/۱ درصد کاهش یافتند. البته برای سپرده‏های دوساله تا چهارساله در دامنه ۱۳ تا ۱۷ درصد برای بانکها حق تصمیم‏گیری و انتخاب گذاشته شد (جدول شماره۲).

                براساس جدول شماره ۳ ملاحظه می‏گردد که طی سالهای برنامه سوم توسعه به طور طبیعی (طبق دستور شورای پول و اعتبار) و با هدف تحرک سرمایه‏گذاری، کاهش هزینه‏های تولید و در نهایت افزایش فعالیتهای تولیدی کاهش نرخ بهره صورت پذیرفته است. در این میان کاهش نرخ تسهیلات در بخش صادرات از ۱۸ درصد در آغاز برنامه به ۱۴ درصد در سال ۱۳۸۳ چشم‏گیر بوده است. این نرخ در بخش بازرگانی و خدمات از حداقل ۲۳ درصد در سال ۸۰ به حداقل ۲۱ درصد در سال ۸۳ رسیده است و در بخشهای کشاورزی، صنعت و معدن و ساختمان به ترتیب به نرخهای ثابت ۵/۱۳، ۱۵ و ۱۵ درصد در سال ۸۳ رسیده است که تغییرات چشم‏گیری در این بخشها صورت نگرفته است.

 

جدول شماره۲: نرخ سود سپرده‏ها(علی‏الحساب)

سال کوتاه مدت کوتاه مدت ویژه یکساله دوساله سه ساله چهارساله پنج ساله
۱۳۷۹ ۸ ۱۰ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۵/۱۸
۱۳۸۰ ۷ ۹ ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷
۱۳۸۱ ۷ ۹ ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷
۱۳۸۲ ۷ ۹ ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷
۱۳۸۳ ۷ ۹ ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷ـ۱۳ ۱۷

مأخذ : مصوبات شورای پول و اعتبار

 

جدول شماره ۳: نرخ‏های سود مورد انتظار تسهیلات بانکی

سال کشاورزی صنعت و معدن مسکن و ساختمان بازرگانی و خدمات متفرقه صادرات
۱۳۷۹ ۱۳ـ۱۶ ۱۷ـ۱۹ ۱۵ـ۱۶ ۲۲ـ۲۵ ۱۸
۱۳۸۰ ۱۴ـ۱۵ ۱۶ـ۱۸ ۱۵ـ۱۶ (حداقل)۲۳ ۱۸
۱۳۸۱ ۱۳ـ۱۴ ۱۵ـ۱۷ ۱۴ـ۱۵ (حداقل)۲۲ ۱۷
۱۳۸۲ ۵/۱۳ ۱۶ ۱۵ (حداقل)۲۱ ۱۵
۱۳۸۳ ۵/۱۳ ۱۵ ۱۵ (حداقل)۲۱ ۱۴

مأخذ : مصوبات شورای پول و اعتبار

 

 

 

بررسی سپرده‏ها و تسهیلات اعطایی بانکهای دولتی در طول برنامه سوم توسعه

                جدول شماره ۴: مانده سپرده‏ها و مانده کل تسهیلات اعطایی بانکهای دولتی

                                                                                                                                                (ارقام به میلیارد ریال)

سال مانده سپرده‏ها مانده کل تسهیلات اعطایی
۷۹ ۲۴۹۴۶۵ ۱۸۰۵۴۵
۸۰ ۳۲۰۶۷۱ ۲۴۱۸۹۶
۸۱ ۴۴۲۵۵۹ ۳۴۲۳۴۵
۸۲ ۵۵۱۳۸۰ ۴۵۹۱۳۰
۸۳ ۶۹۵۷۷۰ ۶۱۶۱۳۴

 

مانده کل سپرده‏ها در پایان سال ۷۹ در بانکهای دولتی ۲۴۹۴۶۵ میلیارد ریال بوده در حالیکه این مانده در پایان سال ۸۳، ۶۹۵۷۷۰ میلیارد ریال می‏باشد لذا مانده کل سپرده‏‏ها در پایان سال ۸۳ نسبت به ‎سال‎۷۹، ۴۴۶۳۰۵ میلیارد ریال افزایش داشته است. به طور متوسط سپرده‏های بانکهای دولتی در طی سالهای ۷۹ الی ۸۳ رشدی حدود ۳۰ درصد را نشان می‏دهد.

مانده کل تسهیلات اعطایی بانکهای دولتی طی سالهای ۷۹ الی ۸۳ از رشدی معادل ۴۳۵۵۸۹ میلیارد ریال برخوردار بوده است. بیشترین رشد مانده تسهیلات اعطایی مربوط به سال ۸۳ با ۱۵۷۰۰۴ میلیارد ریال بوده است. بانکهای دولتی به طور متوسط از ۳۶ درصد رشد طی سالهای مذکور برخوردار بوده‏اند.

بررسی طرح منطقی کردن نرخ سود تسهیلات و سپرده‏ها در سال ۱۳۸۵

            شورای پول و اعتبار در روزهای پایانی سال ۸۴ دو مصوبه داشت که طی آنها نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکهای دولتی را برای سال ۸۵ نسبت به سال ۸۴ تا دو درصد کاهش داد و همچنین نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات برای بانکهای خصوصی را ۳ درصد بالاتر از نرخ سود سپرده و تسهیلات بانکهای دولتی اعلام کرد که این نرخ به عنوان حداقل سود مورد انتظار خواهد بود.

                روشن است که این تغییرات نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکی تأثیراتی بر اقتصاد کشور و صنعت بانکداری خواهد گذاشت. در ذیل به بررسی این طرح می‎پردازیم :

                در بیشتر کشورهای صنعتی نرخ بهره کمی بالاتر از نرخ تورم است و برای این است که میل به پس‏انداز در جامعه کاهش پیدا نکند و همواره مردم بخشی از درآمدهایشان را در بانک و مؤسسات شبیه بانک پس‏انداز کنند در غیر این صورت اگر پول خود را در داخل بانک بگذارند و بعد اصل و فرع آن را بگیرند قدرت خریدش کمتر از زمانی است که آن را داخل بانک گذاشته بودند بنابراین قطعاً پس‏اندازی صورت نگرفته است. در ایران نیز با کاهش نرخ بهره مردمی که بانک را مطمئن‏ترین محل برای پس‏انداز خود انتخاب کرده بودند سپرده‏های خود را از بانکها خارج نموده و آن را به سمت بازارهای غیرمتشکل پولی نظیر طلا، ارز، بورس اوراق بهادار، خرید و فروش اتومبیل و مسکن و … انتقال خواهند داد و باعث عدم تعادل در این بازارها می‏شوند و چون نوسانات در این بازارها بالاست و سرمایه‏گذار احساس امنیت نمی‏کند ممکن است باعث خروج سرمایه از کشور شود.

                در پی این تغییرات نرخ بهره، در بازار طلا شاهد افزایش قیمت ناگهانی سکه بودیم که می‏توان گفت شاید یکی از دلایل آن ناشی از حجم نقدینگی بالا باشد ولی با توجه به قیمت نفت و دخالت و قدرت دولت در زمینه بازار ارز و کم و زیاد کردن عرضه ارز در کشور و بنابراین تثبیت قیمت آن شاید این تغییر نرخ بهره در بازار ارز خیلی مؤثر نباشد بنابراین افرادی که راغب بودند سرمایه‏های خود را در بانکها سپرده‏گذاری کنند برای اینکه از تورم در امان باشند سپرده‏های خود را به سمت نزول و ربا و یا خرید سکه و ارز سوق می‏دهند و این امر موجب افزایش نرخ طلا و ارز خواهد شد و این یعنی تورم بیشتر. بنابراین اگر تورم بالا باشد مردم میل به پس‏انداز در بانکها را از دست می‏دهند و بنابراین سرمایه‏ای ایجاد نمی‏گردد که به صورت وام به متقاضیان تعلق بگیرد بنابراین با کاهش نرخ بهره ممکن است به جای اینکه شاهد افزایش تسهیلات باشیم شاهد کاهش آن هم باشیم در واقع تسهیلات بیش از آنکه تابعی از نرخ سود باشند تابعی از حجم منابع در دسترس هستند بنابراین با زیاد شدن تقاضا برای تسهیلات بانکها نیز سختگیریهای خود را برای پرداخت تسهیلات مضاعف می‏کنند و متقاضیان را وادار به ارائه مدارکی که شاید منجر به هزینه‏های زیادی برای آنها شود می‏کنند.

                کاهش نرخهای سود بانکی موجب افزایش شکاف بین نرخهای سود در بازارهای رسمی و بازارهای غیر پول شده و رانتهای اقتصادی را افزایش خواهد داد در این وضعیت کارآفرینان واقعی کنار زده می‏شوند و رانت جویان به میدان می‏آیند و منابع پولی را کسانی در اختیار می‏گیرند که به انحاء مختلف دسترسی به منابع پولی بانکها دارند و انگیزه‏های کسب سود مانع از تخصیص بهینه منابع به بخشهای تولیدی خواهد شد. از طرفی دیگر کاهش نرخ سود دریافتی از تسهیلات تأثیر قابل توجهی بر صورتحساب سود و زیان و شاخص‏های عملکرد بانکها خواهد داشت. این کاهش، درآمدهای مشاع بانک را کاهش داده و موجب زیان‏دهی بانک خواهد شد و بانک را با بحران نقدینگی مواجه خواهد ساخت. با کاهش درآمد بانک و سقوط آن به زیرخط سودآوری، درآمدهای مالیاتی دولت از بانکها نیز متعاقباً کاهش خواهد یافت.

                کاهش نرخ بهره باعث تشویق سرمایه‏گذاری و افزایش میل به سرمایه‏گذاری می‏شود و هزینه تولید را کاهش می‏دهد لذا موجب افزایش تولید ملی می‏شود و مازاد عرضه را در جامعه بوجود می‏آورد و این عامل اصلی در جهت کنترل قیمتها و جلوگیری از افزایش و سرعت بالا رفتن قیمتها می‏شود و این مازاد عرضه باعث رونق صادرات می‏شود. کاهش نرخ بهره با تأثیرگذاری بر هزینه تولید و کاهش آن نرخ انواع کالا را کاهش خواهد داد و باعث کاهش تورم خواهد شد و باعث ایجاد بازارهای رقابتی در جامعه و به تبع آن تشویق سرمایه‏گذاری خارجی می‏شود. از طرفی دیگر افزایش میل به سرمایه‏گذاری باعث ایجاد فرصتهای شغلی جدید می‏شود و در واقع سبب افزایش نرخ مؤثر اشتغال و در نهایت منجر به کاهش نرخ بیکاری خواهد شد آن هم در جامعه‏ای که اکنون بیش از هر زمان به ایجاد فرصتهای شغلی جدید احتیاج دارد فرصتهایی که تنها از طریق انواع سرمایه‏گذاریهای تولیدی اعم از کالا و خدمات می‏توان به آن دست یافت. بنابراین دولت می‏باید هرگونه حمایتی که منجر به بالا رفتن تولید و افزایش سرمایه‏گذاری می‏گردد را گسترش دهد.

                کشورهایی که به رونق تولید توجه دارند، پایین بودن هزینه سرمایه و اعتبارات و تسهیلات بانکی یکی از عواملی است که در ترغیب صاحبان سرمایه و عاملین اقتصادی می‏تواند نقش مؤثر داشته باشد و آنها را ترغیب می‏کند از منابع بانکی برای ایجاد یک ایده اقتصادی و تبدیل آن به یک فعالیت اقتصادی یا گسترش و استمرار فعالیتهای اقتصادی که احتیاج به تزریق منابع جدید دارند مبادرت ورزند.

                در کشور ایران موانعی بر سر راه تولید وجود دارد که باعث شده از تمام ظرفیتهای تولیدی به طور کامل استفاده نشود یکی قیمت تمام شده بالا برای کالا و دیگری کالاهای جایگزین که به صورت واردات وارد بازار می‏شوند، نظام مالیاتی نامناسب، نظام ارزی نامناسب و دیگری توزیع نامناسب اعتبارات و منابع بانکی بین متقاضیان وام و تسهیلات می‏باشد که متأسفانه نظام بانکی توزیع مناسب اعتبارات ندارد و روابط و سلایق شخصی توسط مدیریت پولی بانکها این جریان را از مسیر صحیح خود منحرف کرده است و باعث شده که کاهش نرخ بهره به جای آنکه مولد باشد و به افزایش تولید بینجامد آثار تورمی و غیر مولد داشته باشد. بنابراین برای کاهش نرخ تسهیلات حتماً‌ باید سیاستهای تکمیلی و شیوه‏های مناسب اجرایی و نحوه توزیع مناسب اعتبارات در سیستم بانکی وجود داشته باشد. بنابراین برای کمک به امر تولید باید بخش تولید در اولویت اول دریافت تسهیلات بانکی قرار گیرد و بخشهای واردات و بازرگانی باید تا حد امکان از سیستم دریافت تسهیلات خارج شوند. کاهش نرخ سود تسهیلات در جهت تولید قدم مثبتی است، اما به خاطر افزایش دستمزدها در سال جاری و ثابت ماندن قیمت ارز و تعرفه‏های گمرکی، شاید تأثیر چندانی بر تولید و کاستن از هزینه‏های آن نگذارد از طرف دیگر چون میل نهایی به مصرف در اکثر حقوق بگیران بالاست افزایش سطح حقوق و دستمزد بدون افزایش معادل تولید می‎تواند در تشدید تورم مؤثر باشد. بنابراین دولت باید با حمایت‏های غیرپولی و مزایای متعدد غیرنقدی به حقوق بگیران اهداف خود را عملی سازد.

                تعیین کردن نرخ سود سپرده و تسهیلات برای بانکهای خصوصی را شاید بتوان گفت دخالت بیش از اندازه در بازار پول است. در بازارهای اقتصادی عرضه و تقاضا تعیین‎کننده‌ قیمت است و قیمت در بازار پولی نرخ بهره می‏باشد دولت اگر نرخ بهره مربوط به بانکهای دولتی را کنترل کند در بلندمدت نیز نرخ سود بانکهای خصوصی قابل تعدیل خواهد بود. رابطه بانکهای خصوصی با سپرده‏گذاران و متقاضیان تسهیلات نه فقط در ایران بلکه در اغلب کشورهای جهان یک رابطه قراردادی است و الزامات قانونی ناظر بر این روابط در درجه اول تعهدات و تکالیفی است که بانکها نسبت به سپرده‏گذاران و سهامداران خود دارند. بنابراین، اگر خواهان اقتصادی باز و آزاد هستیم باید تمامی ابزار و مکانیزمهای آنرا فراهم کنیم، نمی‏توانیم از یک سو به بانکهای خصوصی مجوز فعالیت بدهیم و از سوی دیگر کنترلهای غیرمعمول بر آنها اعمال کنیم چون قطعاً‌ آثار مثبتی در بازار پولی به دنبال نخواهد داشت و موجب خروج سپرده‏ها از این بانکها به سمت بازارهای غیرپولی و همچنین موجب گسترش رانت و ربا در جامعه می‏شود. کاهش اجباری نرخ بهره این بانکها موجب می‏شود که این بانکها سوددهی کمتری داشته باشند بنابراین تلاش خواهند کرد که تفاوت نرخ ۱۷ درصد مصوب برای تسهیلات را تا نرخهای معطوف به سوددهی موردنظر خود را از طریق گرفتن حق العمل و کارمزد و کمیسیون پوشش دهند.

                بنابراین کاهش نرخ سود بانکی به تیغه دولبه‏ای می‏ماند که از یک سو به حمایت از سرمایه‏گذاران و تولیدکنندگان می‏پردازد و باعث افزایش تولید و اشتغال و رونق صادرات می‏شود و از سوی دیگر موجب افت جذب نقدینگی در سیستم بانکی و انتقال به بخش واسطه‏گری و موجب رباخواری و رانت و تورم در جامعه می‏شود.

                بهتر است کاهش نرخ سود بانکی به صورت دستوری نباشد بلکه کاستن از نرخهای سود بانکی نیازمند شرایطی است که براساس آن نرخها براساس فشار مکانیزم بازار دچار کاهش شوند و این شرایط زمانی محقق می‏شود که نظام بانکداری فعلی به نظام بانکداری رقابتی تبدیل گردد. به این ترتیب بهترین راه برای اصلاح نظام بانکی کشور ایجاد رقیب برای بانکهاست. لذا دولت با توجه به ساختار اقتصادی و سیاسی می‏تواند با اجازه فعالیت بانکهای خارجی در داخل کشور این اصلاحات را محقق سازد. بنابراین وقتی صحنه فعالیتهای بانکی کشور از حالت انحصاری به رقابتی نزدیک شود مسلماً‌ نرخ سود بانکی به سمت نرخ سود پایین حرکت خواهد کرد. همچنین کاهش هزینه‏های غیرعملیاتی بانکها در میزان کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی مؤثر است.

                نکته دیگری که باید در طرح منطقی کردن نرخ سود بانکها مورد توجه قرار گیرد این است که طرح منطقی کردن نرخ سود بانکها با میزان نرخ تورم در جامعه ارتباط مستقیم و تأثیرگذاری از یکدیگر دارند بنابراین منطقی کردن نرخ سود بانکها، زمانی نتیجه مثبت در پی خواهد داشت که نرخ تورم نیز در کشور کاهش یابد چون بدون ملاحظه‌ این امر نظام بانکی کشور دچار مشکل خواهد شد وبرای اعطای تسهیلات نیاز به یارانه خواهد داشت که این امر در افزایش میزان تورم مؤثر خواهد بود.

به طور کلی می‏توان مزایا و معایب کاهش نرخ سود بانکی را به صورت زیر عنوان کرد :

 

 

مزایای کاهش نرخ سود بانکی :

۱)کاهش نرخ بهره بانکی هزینه تولید را کاهش خواهد داد و باعث افزایش میل به سرمایه‏گذاری خواهد شد و موجب افزایش تولید ملی و به تبع آن افزایش درآمدهای مالیاتی و نیز افزایش سرعت گردش پول در جامعه خواهد شد. افزایش تولید ملی جامعه را با افزایش کالا مواجه خواهد ساخت لذا باعث رونق صادرات می‎شود.

۲) کاهش نرخ بهره بانکی افزون بر افزایش میل به سرمایه‏گذاری باعث ایجاد فرصتهای شغلی جدید می‏شود و در واقع سبب افزایش نرخ مؤثر اشتغال و کاهش نرخ بیکاری خواهد شد.

۳)کاهش نرخ بهره با تأثیر‏گذاری بر هزینه تولید و کاهش آن باعث می‏شود که قیمت تمام شده کالا کاهش یابد بنابراین نرخ انواع کالا کاهش خواهد یافت و باعث کاهش تورم خواهد شد.

۴) کاهش نرخ بهره باعث آزادسازی سرمایه‏های انباشته و ایجاد بازارهای رقابتی و به تبع آن باعث توسعه‌ همه جانبه کشور می‏شود و باعث ورود سرمایه‏های کلان به جامعه می‏شود.

معایب کاهش نرخ سود بانکی :

۱)با کاهش نرخ بهره این امکان وجود دارد که افرادی که بانک را محلی برای پس‏انداز خود انتخاب کرده بودند، سپرده‏های خود را از بانکها خارج نموده و آن را به سمت بازارهای دیگر انتقال دهند و با این کار منابع بانکها را کاهش دهند و بانکها که با کاهش نرخ بهره با افزایش تقاضا برای تسهیلات روبرو شده‏اند، منابع کافی برای اعطای تسهیلات نداشته باشد.

۲) با کاهش نرخ بهره سرمایه‏ها به سمت بازارهای غیرمتشکل پولی نظیر طلا، ارز، بورس اوراق بهادار و خرید و فروش اتومبیل و مسکن و روانه می‏شود و باعث ایجاد نوسان در بازارهای ذکرشده می‏شود و با ایجاد عدم تعادل در این بازارها، قیمت در این بازارها افزایش یافته و باعث می‏شود که تورم دامن زده شود.

۳) کاهش نرخ‏های سود بانکی موجب افزایش شکاف بین نرخهای سود در بازارهای رسمی و بازارهای غیررسمی پول شده و انگیزه رانت و ربا را در جامعه افزایش خواهد داد.


  • جمع‏بندی

            نرخ بهره به عنوان یک ابزار سیاست پولی و همچنین به عنوان قیمت در بازار مالی یکی از متغیرهای مهم اقتصادی است و به عنوان هزینه سرمایه از دیدگاه سرمایه‏گذار و هزینه فرصت پول از دیدگاه سپرده‏گذار محسوب می‏شود.

                این نرخ از دیرباز مورد بحث و مجادله بوده است. در جوامع ابتدایی در اعطای وجوه قابل استقراض و وام نقش نرخ بهره ناشناخته بود اما در برخی جوامع نظیر بابل، مصر و یونان نرخ بهره برای وام گیرندگان نقش داشت.

                براساس مطالعات انجام شده کشورهای شیلی، آرژانتین، اروگوئه، فیلیپین و ترکیه در نتیجه آزادسازی بازارهای مالی، با کاهش تولید، رشوه خواری نهادهای مالی و غیر مالی، افزایش نرخ تورم و بدتر شدن تراز پرداختها با عدم تعادلیهایی در حوزه کلان اقتصاد مواجه شدند. کشورهایی نظیر اندونزی، سریلانکا،‌ کره جنوبی، که نظام انعطاف‎پذیر نرخ بهره‏ را با تدبیر ویژه‎ای آغاز نمودند شرایط پایدار در اقتصاد کلان این کشورها، سیستم قوی نظارتی در نظام بانکی و حرکت تدریجی از یک نظام بهره کنترلی به سمت یک نظام انعطاف پذیر از ویژگیهای سیاست گذاری در این کشورها محسوب می‏شود.

                در ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بهره‏هایی که از وامها گرفته می‏شد ضوابط شرعی نداشتند، بنابراین پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ملی شدن بانکها، قانون عملیات بانکی بدون ربا تصویب گردید و نرخ سود تسهیلات در قالب عقود اسلامی و براساس بازدهی واقعی بخشهای مختلف اقتصادی و نگاه حمایتی از این بخشها تعیین شد. بطوریکه در تعیین حداقل نرخ سود مورد انتظار بانک از تسهیلات اعطایی توجه و تأکید بر متوسط بازدهی و عملکرد بخش واقعی بوده و معمولاً به شاخص تورم و تحولات شاخصهای اقتصاد کلان و همچنین ملاحظات سیاستی در حمایت از برخی از بخشهای اقتصادی تأکید می‏گردد.

                سیستم بانکی کشور در طول برنامه سوم توسعه شاهد کاهش در نرخ‏های سود بوده است که عمده‏ترین دلایل آن را می‏توان کاهش انتظارات تورمی و همچنین کاهش نرخ تورم از یک سو و افزایش توان اعتباری بانکها به علت کاهش نسبت سپرده قانونی و بهبود شرایط اقتصادی کشور برشمرد که در این میان کاهش نرخ تسهیلات در بخش صادرات از ۱۸ درصد در آغاز برنامه به ۱۴ درصد در سال ۱۳۸۳ چشم‏گیر بوده است.

                شورای پول و اعتبار در اواخر سال ۸۴ نیز نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکی برای سال ۸۵ را تغییر داد واضح است که این تغییرات تأثیراتی بر اقتصاد کشور و صنعت بانکداری خواهد گذاشت در بیشتر کشورهای صنعتی نرخ بهره کمی بالاتر از نرخ تورم است و برای این منظور است که میل به پس‏انداز در جامعه کاهش پیدا نکند و همواره مردم بخشی از درآمدهایشان را در بانک و مؤسساتی از این قبیل پس‏انداز کنند در غیر این صورت اگر نرخ تورم بالاتر باشد قطعاً پس‏اندازی صورت نگرفته و فرد زمانی که پولش را از بانک خارج می‏کند . قدرت خریدش کمتر از زمانی است که آن را داخل بانک گذاشته بود. با کاهش اخیر نرخ بهره در کشورمان با وجود نرخ تورم بالاتر، افرادی که بانک را مطمئن‏ترین محل برای پس‏انداز انتخاب کرده بودند سپرده‏های خود را از بانک خارج می‏نمایند و بانکها را با مشکل منابع جهت ارائه تسهیلات روبرو می‏کنند چون با این کاهش صف متقاضیان جهت دریافت تسهیلات نیز طویلتر می‏شود و به تبع آن نیز بانکها سختگیریهای خود را در جهت اعطای تسهیلات بیشتر می‏کنند و افرادی که پول خود را از بانکها خارج نموده‏اند به سمت بازارهای غیرپولی نظیر طلا، ارز، بورس اوراق بهادار، خرید و فروش اتومبیل و مسکن و … انتقال خواهند داد و باعث عدم تعامل در این بازارها می‏شوند که شاید بتوان افزایش قیمت سکه را اخیراً ناشی از حجم بالای نقدینگی دانست که این خود باعث تورم می‏شود بنابراین کاهش نرخ‏های سود بانکی باعث شکاف بین نرخهای سود در بازارهای رسمی و بازارهای غیررسمی شده و رانتهای اقتصادی را افزایش داده و انگیزه نزول و ربا خواری را در جامعه گسترش خواهد داد. همچنین این کاهش بر صورتحساب سود و زیان بانکها نیز تأثیر خواهد گذاشت و درآمدهای مشاع آنها را کاهش خواهد داد و با کاهش درآمدهای بانک، درآمدهای مالیاتی دولت از بانکها نیز کاهش خواهد یافت.

                کاهش نرخ بهره بانکی با افزایش میل به سرمایه‏گذاری باعث ایجاد فرصتهای شغلی جدید و در واقع افزایش نرخ مؤثر اشتغال و در نهایت منجر به کاهش نرخ بیکاری خواهد شد. کاهش نرخ بهره همچنین هزینه تولید را کاهش خواهد داد و موجب افزایش تولید ملی و به تبع آن افزایش درآمدهای مالیاتی و همچنین رونق صادرات می‏شود و همچنین با کاهش نرخ انواع کالا باعث کاهش تورم خواهد شد. بنابراین باید هرگونه حمایتی که منجر به بالارفتن تولید و افزایش سرمایه‏گذاری می‏گردد صورت گیرد و باید سعی شود موانع از سر راه تولید برداشته شود و اعتبارات و منابع بانکی به نحو مناسب بین بخشهای مختلف توزیع شود و بخش تولید در اولویت دریافت تسهیلات بانکی قرار گیرد.

                در مورد بانکهای خصوصی نیز تعیین نرخ سود سپرده و تسهیلات برای آنها شاید دخالت بی‏اندازه در بازار پولی باشد. لذا اگر خواهان اقتصادی باز و رقابتی هستیم باید ابزار و مکانیزم‏های آنرا فراهم کنیم. نمی‏توانیم از یک سو به بانکهای خصوصی اجازه فعالیت دهیم و از سوی دیگر کنترلهای غیرمعمول بر آنها داشته باشیم. بنابراین باید سعی شود تا حد امکان کاهش نرخ سود بانکی به صورت دستوری نباشد و با ایجاد بازارهای رقابتی در بین بانکهای داخلی و همچنین اجازه فعالیت بانکهای خارجی جهت تقویت رقابت بین آنها نظام بانکداری فعلی را به نظام بانکداری رقابتی تبدیل کنیم و به این ترتیب مکانیزم بازار خود باعث کاهش نرخ بهره خواهد شد. همچنین کاهش هزینه‏های غیرعملیاتی بانکها در میزان کاهش نرخ سود مؤثر است. طرح منطقی‏کردن نرخ سود بانکها زمانی نتیجه مثبت خواهد داشت که نرخ تورم در کشور نیز کاهش یابد چون بدون ملاحظه این امر اقتصاد کشور بخصوص نظام بانکی کشور دچار مشکل خواهد شد.

بررسی طرح منطقی کردن نرخ سود تسهیلات و سپرده‏ها در سال ۸۵

            شورای پول و اعتبار در مصوبه مورخ ۲۰/۱۲/۸۴ خود نرخ سود تسهیلات را برای سال ۸۵ دو درصد کاهش داد و آن را به ۱۴ درصد رساند. این شورا همچنین نرخ سود سپرده‏های بانکی را نسبت به سال ۸۴ تا ۲ درصد کاهش داد که یک درصد آن از سود سپرده‏های بلندمدت کاهش می‏یابد به این ترتیب نرخ سود سپرده‏ها از ۱۷ درصد به ۱۶ درصد برای سپرده‏های پنج ساله تغییر یافت و تعیین نرخ سود سپرده‏های کوتاه مدت در اختیار بانکها گذاشته شد. این نرخ تا پیش از این برای سپرده‏های کوتاه مدت ۷%، کوتاه مدت ویژه ۹ درصد، یکساله ۱۳ درصد، دو ساله، سه ساله و چهارساله بین ۱۳ تا ۱۷ درصد بود. این شورا همچنین در جلسه مورخ ۲۷/۱۲/۸۴ خود نرخ سود تسهیلات و سپرده‏های بانکی را برای بانکهای خصوصی نیز تغییر داد. این نرخ برای بانکهای خصوصی ۳ درصد بالاتر از نرخ سود سپرده و تسهیلات بانکهای دولتی اعلام شد که این نرخ به عنوان حداقل سود مورد انتظار خواهد بود. بنابراین نرخ سود سپرده و تسهیلات بانکهای خصوصی و مؤسسات اعتباری غیردولتی به ترتیب حداکثر ۱۹ درصد و حداقل ۱۷ درصد خواهد شد. تا پیش از این نرخ سود سپرده بانکهای خصوصی بین ۱۹ تا ۲۲ درصد و نرخ سود تسهیلات بالاتر از ۲۵ درصد بود.

                روشن است که این تغییرات نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکی تأثیرات و پیامدهای مثبت و منفی خاص خود را بر اقتصاد کشور و صنعت بانکداری خواهد داشت بنابراین در ذیل به بررسی و تأثیرات مورد انتظار این تغییر بر اقتصاد کشور از دو دیدگاه می‏پردازیم.

تأثیرات مورد انتظار کاهش نرخهای سود بانکی به اقتصاد کشور

دیدگاه مثبت :‌

  • کاهش نرخ بهره بانکی افزون بر افزایش میل به سرمایه‏گذاری باعث ایجاد فرصتهای شغلی جدید می‏شود و در واقع سبب افزایش نرخ مؤثر اشتغال و در نهایت منجر به کاهش نرخ بیکاری خواهد شد آنهم در جامعه‏ای که اکنون بیش از هر زمان به ایجاد فرصتهای شغلی جدید احتیاج دارد. فرصتهای جدید که تنها از طریق انواع سرمایه‏گذاریهای تولیدی ـ (اعم از کالا و خدمات) ـ می‏توان به آن دست یافت.
  • کاهش نرخ بهره بانکی و افزایش میل به سرمایه‏گذاری افزون بر اینکه هزینه تولید را کاهش خواهد داد و موجب افزایش تولید ملی و به تبع آن افزایش درآمدهای مالیاتی و نیز افزایش سرعت گردش پول در جامعه خواهد شد. افزایش تولید ملی عملاً‌ جامعه را با افزایش کالا مواجه خواهد ساخت و باعث رونق صادرات می‏شود.
  • کاهش نرخ بهره به هر صورت با تأثیرگذاری بر هزینه تولید و کاهش آن نرخ انواع کالا را کاهش خواهد داد و باعث کاهش تورم خواهد شد.
  • کاهش نرخ بهره به افزایش حجم معاملات در بازار بورس اوراق بهادار و به تبع آن رونق خصوصی سازی را منجر خواهد شد.
  • کاهش نرخ بهره باعث آزادسازی سرمایه‏های انباشته و ایجاد بازارهای رقابتی و به تبع آن باعث توسعه همه جانبه کشور می‏شود و باعث ورود سرمایه‏های کلان به جامعه می‏شود.
  • نرخ بهره باید حداکثر تک رقمی باشد تا صنعتگر بتواند محصول خوب و با کیفیت تولید نماید و در رقابت حضوری فعال داشته باشد در حال حاضر بانکهای ایرانی نمی‏توانند با بانکهای خارجی رقابت نمایند زیرا بهره بانکی بانکهای خارج از ایران ۲ تا ۴ درصد در ۱۲ماه می‏باشد. بنابراین مسلم است در چنین شرایطی نیز بانکها نمی‏توانند حمایت شایسته‏ای از تجارت و صنعت داشته باشند بنابراین کاهش بهره بانکی یکی از اصولی است که قبل از پیوستن به WTO باید آن را مدنظر قرار داد.

دیدگاه منفی

۱)تأثیر بر روی نرخ تورم

در یک تقسیم‏بندی کلی می‏توان علل تورم را به دو دسته تقسیم کرد :

اولین نوع تورم، تورم ناشی از فشار هزینه‏های تولیدی است. بدین معنی که با افزایش قیمت نهاد‏ه‎های تولیدی، قیمت تمام شده کالاها و خدمات افزایش یافته و تولیدکنندگان به منظور بقا در صنعت، قیمت فروش کالاها و خدمات را افزایش داده و از این رو قیمتها افزایش می‏یابد.

                نوع دیگر تورم ، تورم ناشی از فشار تقاضا است بدین معنی که به دلیل عدم تناسب عرضه و تقاضای کالاها و خدمات در اقتصاد وجود مازاد تقاضای مصرف کنندگان نسبت به عرضه تولیدکنندگان، قیمتهای تعادلی کالاها و خدمات افزایش می‏یابد.

                در ایران تصور می‏شود که تورم از نوع دوم بوده و بیشتر ناشی از فزونی تقاضای کل نسبت به عرضه کل کالاها و خدمات می‏باشد. برای کنترل اینگونه تورم‏ها باید تقاضای کل کاهش یابد و یکی از ابزارهای کنترل تقاضای کل سیاستهای انقباضی پولی است. به منظور اجرای سیاست انقباضی پولی باید نرخهای بهره بانکی افزایش یابد تا از یک سو تقاضا برای پول و اعتبار کاهش یابد و از سوی دیگر انگیزه‏های پس‏انداز تشویق و تقویت گردد. از این رو کاهش نرخهای سود بانکی سیاست انبساط پولی بوده و با هدف کنترل تورم کاملاً‌ در تضاد می‏باشد.

۲)تأثیر کاهش نرخ سود بانکی بر ایجاد رانتهای اقتصادی و تخصیص ناکارای منابع

            کاهش نرخ‏های سود بانکی موجب افزایش شکاف بین نرخهای سود در بازارهای رسمی و بازارهای غیرپول شده و رانتهای اقتصادی را افزایش خواهد داد. در این وضعیت کارآفرینان واقعی کنار زده می‏شوند و رانت‏جویان به میدان می‏آیند. منابع پولی را کسانی در اختیار می‏گیرند که به انحا مختلف دسترسی به منابع پولی بانکها دارند و انگیزه‏های کسب سود مانع از تخصیص بهینه منابع به بخشهای تولیدی خواهد شد.

 

۳) تأثیر‎کاهش‎نرخهای سود‎بانکی بر‎افزایش‎حجم منابع سرگردان و خروج سرمایه از کشور

            از آنجایی که هزینه‏های اداری و پرسنلی بانکها به منظور جبران کاهش درآمدهای ناشی از کاهش نرخ سود تسهیلات در کوتاه مدت امکان پذیر نبوده و بانک برای حیات و بقاناگزیر باید نرخهای سود پرداختی به سپرده‏ها را کاهش دهد، از این رو کاهش نرخهای سود بانکی انگیزه‏های پس‏انداز در بانکها را کاهش داده و حجم قابل توجهی از منابع بانکها را به سمت بازارهای دیگر از جمله ارز، بورس اوراق بهادار، خرید و فروش اتومبیل، مسکن و … سوق خواهد داد و احتمالاً‌ موجب بروز عدم تعامل در این بازارها خواهد شد. از سویی عدم پرداخت سود مناسب به صاحبان سرمایه و عدم وجود فرصتهای مناسب سرمایه‏گذاری در داخل کشور انگیزه‏های خروج سرمایه از کشور را افزایش خواهد داد.

۴) تأثیر بر صورتهای مالی بانک

            کاهش نرخ سود دریافتی از تسهیلات تأثیر قابل توجهی بر صورتحساب سود و زیان و شاخص‏های عملکرد بانک خواهد داشت. این کاهش درآمدهای مشاع بانک را کاهش داده و موجب زیان‏دهی بانک خواهد شد. در کوتاه مدت تسهیلات گیرندگان قبلی با انگیزه استفاده از تسهیلات جدید ارزان قیمت، وامهای قبلی را تسویه نموده و بانک را با بحران نقدینگی مواجه خواهند ساخت. با کاهش درآمد بانک و سقوط آن به زیر خط سودآوری، درآمدهای مالیاتی دولت از بانکها نیز متعاقباً‌ کاهش خواهد یافت.

۵) تأثیر در افزایش فساد اداری

            کاهش نرخهای سود تسهیلات به دلیل افزایش شکاف بین نرخهای رسمی و نرخهای بازار غیررسمی پول، موجب افزایش انگیزه‏های فساد اداری در بانکها خواهد شد و بانکها برای کنترل آن مجبور به صرف هزینه‏های پرسنلی و اداری بیشتری برای تقویت سیستمهای نظارتی و بازرسی خود خواهند شد.

                کاهش نرخ سود و تسهیلات در بانکهای خصوصی نیز از یک طرف موجب کاهش رقابت‎پذیری بانکهای خصوصی در کشور می‏شود و از طرف دیگر با توجه به نرخ سود بالاتری که برای بانکهای خصوصی در مقابل بانکهای دولتی در نظر گرفته شده آنان می‏توانند همچنان سپرده‏های خوبی را مانند گذشته جذب کنند کاهش نرخ سود سپرده‏ها روند رشد سپرده‏ها را کاهش می‏دهند اما تغییری در حجم این سپرده‏ها رخ نخواهد داد.

                بنابراین کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی به تیغه دولبه‏ای می‏ماند که از یک سو به حمایت از سرمایه‏گذاران و تولیدکنندگان می‏پردازد و باعث افزایش تولید و اشتغال می‏شود و از سوی دیگر موجب افت جذب نقدینگی در سیستم بانکی و انتقال به بخش واسطه‏گری و موجب فساد و رانت و تورم در جامعه می‏شود.

                کارشناسان معتقدند که شیوه کاهش نرخ سود بانکی نباید به صورت دستوری باشد بلکه کاستن از نرخهای سود بانکی نیازمند شرایطی است که براساس آن نرخها براساس مکانیزم بازار دچار کاهش شوند و این شرایط زمانی محقق می‏شود که نظام بانکداری انحصاری دوقطبی فعلی به نظام بانکداری رقابتی تبدیل گردد. به این ترتیب بهترین راه برای اصلاح نظام بانکی کشور ایجاد رقیب برای بانکهاست. بنابراین دولت با توجه به ساختار اقتصادی و سیاسی می‏تواند با اجازه فعالیت بانکهای خارجی در داخل کشور این اصلاحات را محقق سازد. بنابراین وقتی صحنه فعالیتهای بانکی کشور از حالت انحصاری به رقابتی نزدیک شود مسلماً‌ نرخ سود بانکی به سمت نرخ سود واحد و پایین حرکت خواهد کرد. همچنین کاهش هزینه‏های غیر عملیاتی بانکها در میزان کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی مؤثر است و این کاهش هزینه‏ها حداقل به میزان یک درصد در کاهش نرخ بهره بانکی مؤثر است.

                نکته دیگری که باید در طرح منطقی کردن نرخ سود بانکی مورد توجه قرار گیرد این است که طرح منطقی کردن نرخ سود بانکها با میزان نرخ تورم در جامعه ارتباط مستقیم و تأثیرگذاری از یکدیگر دارند بنابراین منطقی کردن نرخ سود بانکها زمانی نتیجه مثبت در پی خواهد داشت که نرخ تورم نیز در کشور کاهش یابد چون بدون ملاحظه این امر نظام بانکی کشور دچار مشکل خواهد شد و برای اعطای تسهیلات نیاز به یارانه خواهد داشت که این امر در افزایش میزان تورم مؤثر خواهد بود.

جمع‏بندی

            نرخ بهره به عنوان یک ابزار سیاست پولی و همچنین به عنوان قیمت در بازار مالی یکی از متغیرهای مهم اقتصادی است و به عنوان هزینه سرمایه از دیدگاه سرمایه‏گذار و هزینه فرصت پول از دیدگاه سپرده‏گذار محسوب می‏شود.

                در ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بهره‏های سنگین از تسهیلات گرفته می‏شد که باعث خروج سرمایه از کشور و ناامنی‏های بسیار اقتصادی در کشور گردید. بنابراین پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ملی شدن بانکها، قانون عملیات بانکی بدون ربا تصویب گردید و نرخ سود تسهیلات در قالب عقود اسلامی و براساس بازدهی واقعی بخشهای مختلف اقتصادی و نگاه حمایتی از این بخشها تعیین شد بطوریکه در تعیین حداقل نرخ سود مورد انتظار بانک از تسهیلات اعطایی توجه و تأکید بر متوسط بازدهی و عملکرد بخش واقعی بوده و معمولاً‌ به شاخص تورم و تحولات شاخص‏های اقتصاد کلان و همچنین ملاحظات سیاستی در حمایت از برخی از بخشهای اقتصادی تأکید می‏گردد که در این روش باید نرخها به گونه‏ای تنظیم گردد که حداقل، کاهش ارزش پول سپرده‏گذاران را جبران نماید و در یک جایگاه منطقی نسبت به شاخص‏های دیگر اقتصادی کشور قرار داشته باشد اما نرخ بهره حقیقی در کشورمان در اغلب سنوات گذشته بخصوص نرخ سود سپرده‏ها منفی بوده است.

                سیستم بانکی کشور در طول برنامه سوم توسعه شاهد کاهش در نرخ‏های سود بوده است که عمده‏ترین دلایل آن را می‏توان کاهش انتظارات تورمی همچنین کاهش نرخ تورم از یک سو و افزایش توان اعتباری بانکها به علت کاهش نسبت سپرده قانونی و بهبود شرایط اقتصادی کشور برشمرد. که این کاهش با هدف تحرک سرمایه‏گذاری و کاهش هزینه‏های تولید و در نهایت افزایش فعالیتهای تولیدی صورت گرفته است که در این میان کاهش نرخ تسهیلات در بخش صادرات از ۱۸ درصد در آغاز برنامه به ۱۴ درصد در سال ۱۳۸۳ چشم‏گیر بوده است.

                شورای پول و اعتبار در اواخر سال ۸۴ نیز نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکی برای سال ۸۵ را تغییر داد که این کاهش شامل ۲درصد در نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکی دولتی می‏باشد و همچنین نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات برای بانکهای خصوصی را ۳درصد بالاتر از بانکهای خصوصی اعلام کرد. بنابراین نرخ سود تسهیلات در بانکهای دولتی به ۱۴ درصد و در بانکهای خصوصی به ۱۷ درصد رسید که این کاهش باعث تأثیرات مثبت و منفی بر اقتصاد کشور می‏شود. که از دید مثبت باعث افزایش میل به سرمایه‏گذاری، کاهش هزینه‏های تولید و به تبع آن افزایش تولید و کاهش تورم، ایجاد فرصتهای شغلی جدید، افزایش معاملات در بازار سرمایه و رونق خصوصی سازی، آزادسازی سرمایه و ایجاد بازارهای رقابتی می‏شود و همچنین یکی از لازمه‏های پیوستن به WTO می‏باشد.

                از دید منفی کاهش نرخ بهره با هدف کنترل تورم در تضاد است چون انتظار می‏رود تورم در ایران ناشی از فشار تقاضاست و برای مهار آن سیاستهای انقباضی لازم است در حالیکه کاهش نرخ بهره سیاست انبساط پولی می‏باشد. همچنین کاهش نرخ بهره باعث ایجاد رانتهای اقتصادی و تخصیص ناکارآی منابع، افزایش حجم منابع سرگردان و خروج سرمایه از کشور، تأثیر منفی بر صورتهای مالی بانکها و نیز افزایش فساد اداری و کاهش رقابت پذیری بانکهای خصوصی می‏شود.

                مشکل صنعت بانکداری در کشور ما غیررقابتی بودن این صنعت می‏باشد چون اگر بانکها رقبایی چون بانکهای خارجی در کشور داشتند نرخ بهره خود به خود براساس مکانیزم بازار کاهش می‏یافت و همچنین بانکها می‏توانند با کاهش هزینه‏های غیرعملیاتی خود در کاهش میزان نرخ سود تسهیلات مؤثر باشند و در این صورت نیازی به دستوری برخورد کردن با این نرخ نبود.

                نرخ تورم نکته مهم دیگری است که باید در طرح منطقی کردن نرخ سود سپرده‏ها و تسهیلات بانکی مورد توجه قرار گیرد چون بدون توجه به این مورد سیستم بانکی کشور دچار مشکل خواهد داشت و برای اعطای تسهیلات نیاز به یارانه پیدا خواهد کرد که این خود به افزایش این نرخ دامن می‏زند و مشکلاتی را در اقتصاد کشور ایجاد خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *