رازی به رضای خداوند باشیم

پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می‌کرد.   از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در  لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در…

ادامه مطلب

خلاصه کتاب موج فتنه از جمل تا جنگ نرم

بسم الله الرحمن الرحيم 1 فتنه‌شناسي. 2 اهميت بحث.. 2 معناشناسي فتنه. 3 فراگيري سنت آزمايش… 3 ويژگي‌هاي فتنه‌ 4 آغازي ناشناخته و پوشيده 4 2. فضاي گردبادي.. 5 3. آسيب‌زنندة آگاهان‌ 5 4. فروخورندة فتنه‌گران. 5 شخصيت‌محوري به جاي حقيقت محوري.. 5 مشتبه‌سازي حق و باطل. 6 بستر‌هاي اجتماعي ايجاد فتنه. 6 1.ثروت‌گرايي و…

ادامه مطلب

مروری بر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران پیش از اسلام

مروری بر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران پیش از اسلام*   احسان یارشاطر احمد تفضّلی، که یادش به خیر باد، دانش و دلیری را با وارستگی جمع داشت. موضوع تخصّص او زبان‌های میانة غربی ایران، بخصوص پهلوی و پارتی و همچنین محتوای آثار این زبان‌ها بود. بنابراین نه تنها به پژوهش در مباحث زبانشناسی این…

ادامه مطلب

داستان کوتاه : شیوه ی مدیریت در بعضی جاها ؟؟؟

دو خلبان نابينا که هر دو عينک‌هاي تيره به چشم داشتند، در حالي که يکي عصايي سفيد در دست و ديگري به کمک يک سگ راهنما حرکت مي‌کرد در کنارسايرخدمه پرواز وارد هواپيما شدند. با دیدن این صحنه، صداي خنده ناگهاني مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دیدند که دو خلبان به…

ادامه مطلب

داستان کوتاه : فرصت رشد

کلیدواژه‌ها : نقد ؛ نقادی ؛ تفکر نقاد ؛ پرسشگری ؛ تبدیل تهدید به فرصت ؛ تحمل نظرات مخالف ؛ تعارض سازمانی متن حکایت عالمی در میان مردم محبوبیت زیادی داشت، همه مسحور گفته هایش می شدند. همه، به جز اسحاق، که همیشه با تفسیرهای او مخالفت می کرد و اشتباهات او را به یادش می…

ادامه مطلب

داستان کوتاه : دزد و باغبان قصر

کلیدواژه‌ها : انگیزش ؛ مشارکت کارکنان ؛ تعلق سازمانی متن حکایت روزی حاکم شهری دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن بزنند. وزیر حاکم که مردی خردمند بود پیش حاکم رفت تا علت را جویا شود و جان باغبان بیچاره را نجات دهد. وزیر پس از انجام تشریفات معمول پرسید: «حاکم به سلامت…

ادامه مطلب

داستان کوتاه : گاهی برای یافتن باید سکوت کرد

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر…

ادامه مطلب

داستان کوتاه : هزينه آموزش

 یکی از کارکنان شرکت آی. بی. ام اشتباه بزرگی مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد. این کارمند به دفتر واتسون (بنیانگذار شرکت آی. بی. ام) احضار شد و پس از ورود گفت: «تصور می کنم باید از شرکت استعفا دهم». تام واتسون گفت: شوخی می کنید ما همین الان مبلغ…

ادامه مطلب