اولین بازخواست از مؤمن چیست؟
همان وهله اول که بنده به پیشگاه خدا میآید، خطاب میرسد: «عبدی ماذا صنعت فی امانتی؟»، در امانتی که به تو دادم چه کردی؟ چه یاد گرفتی؟ برای چه یاد گرفتی؟
ملکالموت میپرسد: برای ما چشمروشنی چه آوردی؟ «و اعد القری لیومه النازل به» البته او این حرف را به همه نمیگوید؛ این مطلب را تنها به اشخاصی که در دنیا کار کردهاند و برای رفتن مجهز هستند، میفرماید: «و إن أثِمَ سَکَنَ النارَ و الذی بَعَثَ مُحمّدا بِالحَقِّ»؛ به آن کسی پیغمبر را مبعوث کرده، اگر شما به این عناوین توجه نکنید و این حقایق را نادیده بگیرید، در آتش ساکن خواهید شد واو «و الذی» واو قسم است. حضرت هم که هیچ وقت مبالغهگویی نمیکند؛ پس معلوم میشود که قضیه خیلی جدی است.
در سوره انشقاق آمده که نامه بعضی را از پشت سر به او تحویل میدهند، چرا؟ چون آنها احکام اسلامی را پشت سرشان انداخته بودند و دنیا را بر آخرت مقدم میداشتند؛ لذا اینجا هم با آنها پشت و رو برخورد میشود، امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: شما ببینید که آیا مقبلید یا مدبر؟ خودتان را به استاد عرضه کنید، آیا اقبال دارید به عوالم اخرویت؟ یا اینکه ادبار دارید؟
«لااله الا الله» باید بنده همیشه این حدیث که در تفسیر برهان است، نصب عینم باشد، « یا بُنَیَّ ، اجعَلْ فی أیّامِکَ و لَیالِیکَ و ساعاتِکَ نَصیبا لکَ فی طَلَبِ العِلمِ»؛ مبادا از این مسائل غفلت کنی که در ساعات روز و شب خودت، دنبال علم نباشی، داداش جان! هر کس که هستی باید علم، تقوی و یقین را تحصیل کنی! چنانچه به مرتبه یقین نرسی، لحظات آخر ممکن است که خسر الدنیا و الاخره از دنیا بروی! اگر به مرتبه یقین نرسی؛ مخصوصاً شیاطین در آن وقت حضور به هم میرسانند، که در آن لحظه آخر، شما را خاسر و خائب از دنیا ببرند.
«فَإِنَّکَ لَن تَجِدَ لَهُ تَضییعا مِثلَ تَرکِهِ»، اگر این ساعت را در ایام و لیالی عمرت ترک کنی ضرر و زیانی کردهای که هیچ وقت نظیر آن ضرر و زیان نکرده باشی! اصلاً عمر، ما به ازاء ندارد آقاجان، اگر ۱۰ تومان من گم شد، ۱۰ تومان را دو مرتبه تحصیل میکنم، اما اگر این ساعت طلب علم، از دست تو رفت، دیگر جایگزینی برای آن نخواهی یافت.