مالکیت خانوادگی، غیر خانوادگی شرکت‌ها و مدیریت سود

مالکیت خانوادگی، غیر خانوادگی شرکت‌ها و مدیریت سود

علیرضا مهرآذین[1]، بشیر قبدیان[2]*، امید فروتن2، محمد تقی پور2

چکیده

در این تحقیق ، مالکیت خانوادگی، غیرخانوادگی شرکت ها و مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی این تحقیق ابتدا تعریف و سپس شناسایی شرکت های خانوادگی و سپس بررسی و مقایسه مدیریت سود بین این شرکت ها و شرکت های غیرخانوادگی است. پس از بررسی کلیه شرکت های بورسی، تعداد 31 شرکت با توجه به شاخص تعریف شده به عنوان خانوادگی مشخص شد و پس از تفکیک آن ها به صنایع مربوطه ، به همین تعداد و از همان صنایع، به روش نمونه‌گیری تصادفی شرکت هایی دیگری انتخاب و در گروه غیرخانوادگی قرار گرفت. برای انجام آزمون فرضیه، از مدل جونز تعدیل شده (دچاو و دیگران، 1995) به منظور اندازه‌گیری مدیریت سود و همچنین رگرسیون چندمتغیره و آزمون T استیودنت برای انجام مقایسه میانگین‌ها بین دو گروه مستقل استفاده گردید. نتیجه تحقیق نشان داد که بین ساختار مالکیت شرکت‌ها و مدیریت سود رابطه معنی‌داری وجود دارد و به طور میانگین شرکت‌های غیرخانوادگی بیشتر مدیریت سود انجام می‌دهند.

واژه های کلیدی: شرکت خانوادگی، شرکت غیرخانوادگی، مدیریت سود

مقدمه

اهمیت شرکت های خانوادگی در دنیای اقتصاد به حدی است که چیزی حدود 35 درصد (175 شركت) از 500 شركت بزرگ آمريكايي از نوع شركت هاي خانوادگي مي باشند (امیدوار،1389). به همین منظور در بسیاری کشورها ، شاخص‌های متعددی برای تعریف اینگونه شرکت‌ها ارایه گردیده است و پژوهشگران در سال های اخیر به دلیل اهمیت این شرکت‌ها پژوهش های مختلفی را در مورد این شرکت‌ها انجام داده اند. در ایران، متاسفانه به دلیل شفافیت کم، اطلاعات افشا شده در مورد ماهیت و مالکیت شرکت‌ها و به تبع عدم تشخیص و تفکیک شرکت های خانوادگی (شرکت هایی که یک یا چند خانواده به خصوص در اجرای سیاست های کلی و راهبردی شرکت، نقش کلیدی ایفا می کنند) تاکنون تحقیقات زیادی در مورد اینگونه شرکت ها صورت نگرفته است. از طرفی به دلیل اهمیت سود به عنوان یکی از اساسی ترین ابزارهای تصمیم گیری سرمایه گذاران و وجود مقوله مدیریت سود به عنوان ابزاری برای دستکاری سود توسط مدیران ، این پژوهش کوشش می‌کند تا ابتدا شرکت های خانوادگی را تعریف و شناسایی نموده و سپس رفتار مدیریت سود را در این شرکت ها و شرکت های غیر خانوادگی بررسی نماید.

در شرکت های خانوادگی عموماً بخش زیادی از سهام در اختیار یک یا چند سهامدار عمده حقیقی از اعضای یک خانواده است و اعضای خانواده در پست های مدیریتی و عملیاتی مشغول کار هستند. طبق پژوهش های انجام شده، مشخص شده اگر میزان سهم مدیران از حدی بیشتر باشد، می تواند این انگیزه را در آنها ایجاد کند تا وضعیت مالی و عملکرد مطلوب‌تری را ارایه دهند، همچنین سهامداران عمده نیز می‌توانند از طریق کنترل رفتار مدیران بر روی تصمیمات و فعالیت‌های شرکت تأثیر‌گذار باشند(محمدی،1388).

در شرکت های خانوادگی ممکن است به دلیل ساختار مالکیت خاص این شرکت ها، حفظ منافع خانواده بر حفظ منافع سهامداران جزء ارجحیت یابد، در نتیجه به دلیل اینکه سهامداران جزء کمتر به اطلاعات مهم و اساسی شرکت دسترسی دارند، همواره این خطر احساس می‏شود که منافع این گروه در معرض خطر به خصوص در بلند مدت قرار گیرد (Abdolmohammad,2010). نبود شاخصی مناسب برای شناسایی شرکت های خانوادگی و لزوم توجه بیشتر و عمیق تر در ساختار مالکیت شرکت ها، همچنین مطالعات بسیار محدود در این مورد در ایران، ضرورت انجام پژوهش در مورد شرکت های خانوادگی در بازار سرمایه کشور را مشخص می کند.

بیان مسأله

ساختار مالکیت شرکت ها می‌تواند بسیار متنوع باشد و طیف وسیعی از سهامداران حقیقی و حقوقی می‏توانند در این ساختار ایفای نقش کنند. حضور سهامداران حقیقی از یک خانواده یا فامیل با در اختیار داشتن درصد بالای سهام و یا حضور آن ها در هیأت مدیره به نوعی خانوادگی بودن مالکیت شرکت را نشان می‌دهد (Anderson,2003). در شرکت‌های خانوادگی به علت وجود سهامدار عمده حقیقی و یا وجود اعضای خانواده در هیأت مدیره، ممکن است سایر سهامداران این گمان را داشته باشند که منافع خانواده، به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان تصمیم گیری برای شرکت، بر منافع سایر سهامداران در اولویت قرار گیرد.

طبق تئوری حسابداری(Hendriksen and Van Breda, 1993) هدف اصلی گزارشگری سود، فراهم آوردن اطلاعات سودمند برای اشخاصی است که بیشترین علاقه را به گزارشات مالی دارند. با فرض اینکه مدیریت، به منافع شخصی خویش می‌اندیشد، مدیران ممکن است سود حسابداری را دستکاری، یا به زبانی دیگر سود را مدیریت نمایند، تا بیشترین منافع را بدست‌آورند. نقش مهم «سود» به عنوان شاخصی مناسب در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاران ، و این امر که مدیران این توانایی را دارند که با دستکاری سود اطلاعات گمراه‌کننده‌ای، در اختیار استفاده کنندگان از اطلاعات قرار‌دهند، و وجود مقوله مدیریت سود به عنوان ابزاری برای دستکاری سود توسط مدیران نیاز به توجه بیشتر به ساختار مالکیت شرکت‌ها و تحلیل بیشتر اطلاعات ارایه شده توسط آنها را نشان می‌دهد.

در ایران، برخلاف شرکت ها ی صاحبنظر در زمینه حسابداری و مطالعات مالی، تاکنون شاخص مناسبی، متناسب با شرایط بازار سرمایه کشور برای تعریف شرکت های خانوادگی – در عین وجود اینگونه شرکتها- ارایه نگردیده است و بیشتر تحقیقات متوجه مالکیت های نهادی بوده است.

سوال اصلی این تحقیق این است که، اگر سهامداران عمده، و اعضای هیأت مدیره دارای سهام قابل توجه، از اعضای یک خانواده یا فامیل باشند ، تأثیر وجود این سهامداران بر سایر جنبه‌های شرکت چگونه است و آیا موجب بروز تفاوت با سایر شرکت‌ها به خصوص از دیدگاه اعمال مدیریت بر سود خواهد شد؟

پیشینه پژوهش

در سال های اخیر، در ایران، تحقیقات فراوانی در مورد مدیریت سود انجام پذیرفته است اما در مورد ساختار مالکیت شرکت ها، بیشتر تحقیقات متوجه مالکیت‌های نهادی و سهامداران عمده حقوقی بوده است و به ساختار های مالکیت خصوصی و خانوادگی کمتر توجه شده است .

نمازی و کرمانی(1387) به بررسی تأثير مالكيت بر عملكرد شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و دریافتند بين مالكيت نهادي و عملكرد شركت، رابطه‌ منفي و معنادار وجود دارد، همچنین بين مالكيت خصوصي و عملكرد نيز رابطه‌ معناداري مشاهده شد، ولي نوع اين رابطه را نمي‌توان تعيين كرد.مرادزاده و ناظمی اردکانی (1387) به بررسی رابطه مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود پرداختند و نتایج نشان داد بین مدیریت سود و مالکیت نهادی رابطه منفی معناداری وجود دارد.

میشرا و همکاران (Mishra . etal , 2001) نشان دادند كه در شركت هاي با مالكيت خانوادگي، ارزش شركت به صورت معناداري از شركت‌هاي با مالكيت غيرخانوادگي بيشتر است. اندرسون و ريب (Anderson, Reeb, 2003) با استفاده از اطلاعات شركت هاي اس‌اندپي500 ، دريافتند كه شركت‌هاي خانوادگي در مقايسه با شركت‌هاي غيرخانوادگي، عملكرد بهتري از خود نشان داده اند. ونگ (Wang, 2006) به این نتیجه رسید مالكيت متمركز، جريان اطلاعات حسابداري را براي افراد بيروني، كند مي‌كند. همچنين عدم تقارن اطلاعاتي باعث كاهش افشا در حسابداري مي‌شود واعضاي خانواده در شركت، انگيزه و فرصت اين را خواهند داشت كه سود حسابداري را دستكاري كنند. بنابراين، براي مالكيت خانوادگي كيفيت سود كمتري به وجود می‌آيد.

عبدالحمدی و وال (Adolmohammadi, Kvall, 2010) به بررسی اولویت های مدیریت سود در شرکت های خانوادگی و غیرخانوادگی شرکت های نروژی بین سال های 2000تا 2007 پرداختند. نتایج نشان داد که شرکت‌های خانوادگی نسبت به شرکتهای غیرخانوادگی هموار سازی سود بیشتری انجام می‌دهند ، همچنین شرکت‌های خانوادگی با اهرم مالی بالا از تمایل بیشتری برای انجام مدیریت سود نسبت به شرکت‌های غیرخانوادگی با اهرم مالی بالا برخوردارند.

فرضیه پژوهش

بین ساختار مالکیت شرکت‌ها از نظر خانوادگی و غیرخانوادگی بودن و مدیریت سود رابطه معنی‌داری وجود دارد.

نوع و روش پژوهش

روش پژوهش حاضر از نوع استقرایی (حرکت از جزء به کل) است، که با استفاده از روش همبستگی مقطعی به توصیف رابطه بین ساختار مالکیت شرکت ها از نظر خانوادگی، غیرخانوادگی بودن و مدیریت سود می‌پردازد. همچنین با توجه به طرح کلی گردآوری داده‌ها که از داده های تاریخی استفاده گردیده است، این تحقیق از نوع پس رویدادی تلقی می‌شود. متغیر مستقل: خانوادگی یا غیرخانوادگی بودن مالکیت شرکت

مهم ترین مسأله در تحقیقات مربوط به شرکت های خانوادگی، تعریف اینگونه شرکت ها است. شركت‌هاي خانوادگي را از جنبه هاي گوناگون، مي‌توان تعريف كرد. عضويت اعضاي خانواده در هيأت مديره، درصد مالكيت سهم از سوي اعضاي خانواده و كنترل يا نفوذ قابل ملاحظه‌ خانواده در شركت، از عواملي است كه شركت هاي خانوادگي به وسيله‌ آن، تعريف مي‏شود. ‏‏به طور مثال اهرهاردت و نواک (Ehrhardt , Nowak , 2000) شركت هاي خانوادگي را شرکت هایی تعریف نموده اند كه يك يا چند نفر از يك يا دو خانواده، صاحب حداقل پنجاه درصد از حقوق صاحبان سهام باشند. اندرسون و ریب در سال 2003 میزان تملک هجده درصد از سهام عادی توسط خانواده را شرط تعریف شرکت های خانوادگی عنوان نموده اند. ویلالونگا و آمیت (Villalonga , Amit , 2006)شرکت خانوادگی را این طور تعریف نموده اند: «شركتي كه موسس يا يكي از اعضاي نسبي يا سببي خانواده، عضو هيأت مديره، مدير اجرايي يا مالك حداقل 5 درصد از سهام شركت، به صورت فردي يا گروهي باشند». در همین سال ونگ در پژوهش خود شرکتی را خانوادگی تعریف نموده كه ميزان زيادي از سهام آنان، در دست اعضاي خانواده باشد و اين افراد به طور فعالي، در مديريت و هيأت مديره‌ شركت، مشاركت داشته باشند.

در سال 2010 مرکز تحلیل گران و انتشاردهندگان داده های بورس آلمان شاخص «خانوادگی دکس پلاس[3]» را برای تعریف شرکت های خانوادگی ارایه نمود که طبق آن شرکتی به عنوان خانوادگی معرفی می شود که یکی از دو شرط زیر را دارا باشد:

الف) خانواده موسس حداقل 25 درصد سهام عادی را دراختیار داشته باشد.

و یا

ب)یکی از اعضای خانواده در هیأت مدیره عضویت داشته و حداقل 5 درصد از سهام عادی را در اختیار داشته باشد.

در ایران ، کمیته تدوین استانداردهای حسابداری در بند 8 استاندارد حسابداری شماره 20 عنوان می کند، درصورتیکه سهامداران حداقل 20 درصد از قدرت رأی در واحد سرمایه پذیر را داشته باشند ، در این صورت بر شرکت نفوذ قابل ملاحظه دارند.

همچنین طبق مادة‌107 قانون تجارت ايران كليه شركت هاي سهامي عام ملزم به تشكيل هيأت مديره اي از صاحبان سهام مي‌باشند كه مي‌بايست تعداد اين هيأت حداقل 5 نفر باشند، لذا منطقاً مي توان استنباط نمود، چنانچه سهامداري مالك 20 درصد سهام شركت باشد به عنوان يكي از اعضای هيأت مديره مطرح و از اين طريق مي تواند بر عمليات شركت اعمال كنترل نمايد.

با توجه به مطالبی که ذکر شد ، و پس از بررسی شرایط شرکت های ایرانی و استفاده از نظرات خبرگان، در این پژوهش از دو شرط زیر برای تعریف شرکت های خانوادگی در ایران استفاده شده است:

الف ) سهامدار حقیقی مالک حداقل 20 درصد سهام عادی شرکت باشد.

یا

ب ) یکی از اعضای هیأت مدیره ، خود ، به‌ تنهایی مالک حداقل 5 درصد سهام عادی و یا مجموع سهام عضو حقیقی هیأت مدیره و اعضای خانواده و فامیل وی ، حداقل 5 درصد مجموع سهام عادی شرکت باشد. شرکت های غیرخانوادگی نیز شرکت هایی هستند که هیچ یک از شرایط ذکر شده را نداشته باشند.

متغیر وابسته: مدیریت سود

در ادبیات حسابداری تعریف روشن و همگانی از مدیریت سود وجود ندارد، زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب‌های مالی مشخص نمی‌باشد. مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که از قضاوت های شخصی مدیران در گزارشگری مالی استفاده شده و ساختار معاملات به جهت تغییر گزارشگری مالی دست کاری شود. این عمل یا به قصد گمراه نمودن برخی از سهامداران و سرمایه گذاران در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت است یا با هدف تأثیر بر نتایج قراردادهایی می‌باشد که انعقاد آنها منوط به دستیابی به سود مشخصی است.

اسکیپر(Schipper) مدیریت سود را این چنین تعریف نموده است :«دخالت عمدی در فرآیند گزارشگری برون سازمانی با هدف به دست آوردن برخی مزایای شخصی از سوی مدیران یا سهامداران».

از آنجا که مدیریت سود به طور مستقیم قابل اندازه گیری نیست، ادبیات مدیریت سود چند روش برآورد مدیریت سود بالقوه را پیشنهاد می کند. این روش ها شامل روش اقلام تعهدی اختیاری، روش اقلام تعهدی خاص، روش جمع اقلام تعهدی، روش تغییرات حسابداری و روش توزیع است. عمومی ترین روش که در این تحقیق نیز مورد استفاده قرار گرفته، روش اقلام تعهدی اختیاری (مدل جونز تعدیل شده) است، که فرض می کند مدیران برای مدیریت سود اساساً به اختیارات خود در خصوص اقلام تعهدی اختیاری تکیه می‌کنند. اقلام تعهدی شامل اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری است که اقلام اختیاری توسط مدیریت تعیین می شوند و مدیران از توانایی اعمال اختیار برای گزینش روش های حسابداری و برآوردهای مربوط به اقلام اختیاری و تعیین زمان شناسایی این اقلام، برخوردارند. لذا این روش مستلزم تفکیک اقلام تعهدی به اجزای اختیاری و غیراختیاری است، سپس اقلام تعهدی اختیاری به عنوان نمادی برای مدیریت سود استفاده می‌شوند. مدیریت اقلام تعهدی اختیاری مانند تغییر در تعیین میزان هزینه مطالبات مشکوك الوصول از طریق انتخاب روش‌های حسابداری و برآوردهای حسابداری انجام می‌شود.

داده های متغیر مستقل شامل اطلاعات مربوط به درصد سهامداران و ترکیب اعضای هیأت مدیره و درصد سهام این اعضا است که از گزارش هیأت مدیره به مجمع عمومی صاحبان سهام بدست آمده است و داده های مربوط به متغیر وابسته شامل سود، مجموع دارایی ها، درآمد شرکت، حساب های دریافتنی، اموال، ماشین آلات و تجهیزات و جریان وجه نقد منعکس شده در ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجه نقد حسابرسی شده و یادداشت‌های پیوست صورت های مالی شرکت های نمونه است که از بانک اطلاعاتی کتابخانه و سایت بورس اوراق بهادار و نرم افزار ره آورد نوین 3 استخراج گردیده است، همچنین برای انجام آزمون های آماری از نرم افزار SPSS 19 استفاده شده است.

جامعه و نمونه آماری پژوهش

جامعه آماری شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1383 تا 1390می‌باشد.

نمونه، شامل شرکت ‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است، که اولاً باید سال مالی آن‌ها به پایان اسفند ختم شده، ثانیاً اطلاعات آن‌ها از ابتدای سال مالی 1383 تا پایان سال مالی 1390 (8 سال) موجود باشد، و ثالثاً اعضای نمونه جزو شرکت‌های سرمایه‌گذاری نباشند. برای انتخاب نمونه آماری، کلیه شرکت‌های بورسی را با معیار‌های در نظر گرفته شده برای شرکت‌های خانوادگی تطبیق داده و پس از انتخاب این شرکت‌ها، آنها در یک گروه قرار داده شد، و پس از تفکیک این شرکت‌ها به صنعت، به میزان سهم هر صنعت، شرکت‌های دیگری به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در گروه غیرخانوادگی قرار داده شد.

پس از بررسی گزارش های هیأت مدیره به مجامع عمومی کلیه شرکت های بورسی در این دوره زمانی تعداد 38 شرکت در نمونه گیری اولیه انتخاب شدند، که پس از بررسی های بیشتر و به دلیل عدم افشای کافی و نبود اطلاعات مورد نظر در مورد برخی شرکت‌ها در نهایت، تعداد 31 شرکت به عنوان شرکت خانوادگی شناسایی و انتخاب و به همین تعداد نیز شرکت های غیرخانوادگی از همان صنایع انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.

ارایه و تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش

به منظور آزمون فرضیه تحقیق، ابتدا به بررسی کلیه گزارشات هیئت مدیره شرکت ها به مجمع عمومی صاحبان سهام به منظور پیدا کردن شرکت های خانوادگی منطبق با شرایط تعیین شده برای شناسایی اینگونه شرکت ها پرداخته، و پس از تعیین نمونه ها در دو گروه خانوادگی و غیرخانوادگی و تفکیک نمونه ها به 7 صنعت خودرو و ساخت قطعات، ساخت محصولات فلزی، فلزات اساسی، محصولات شیمیایی، محصولات غذایی و آشامیدنی بجز قند و شکر، مواد و محصولات دارویی و سایر، از مدل تعدیل شده جونز ( دچاو و دیگران[4]) به منظور به دست آوردن اقلام تعهدی اختیاری که معیار اندازه‌گیری میزان مدیریت سود می‌باشد، استفاده شده است. لازم به ذکر است، صنایع قند و شکر، محصولات کانی غیرفلزی، لاستیک و پلاستیک، ماشین آلات دستگاه های برقی، محصولات کاغذی و منسوجات به دلیل کم بودن تعداد نمونه ها در یک گروه و با عنوان سایر طبقه بندی شده اند.

پس از گروه بندی نمونه ها و تفکیک آن ها به صنعت، ابتدا ، مجموع اقلام تعهدی را از روش زیر و با توجه به اطلاعات موجود محاسبه می‌کنیم:

که:

TA : جمع كل اقلام تعهدي

: NIمعرف سود خالص قبل از اقلام غیر مترقبه ،

OCF : وجه نقد حاصل از عملیات،

پس از به دست آوردن کل اقلام تعهدی برای هر شرکت در سالهای مورد آزمون ، ارتباط مجموع اقلام تعهدی با متغیر‌های فروش و اموال، ماشین آلات و تجهیزات و حساب های دریافتنی، به وسیله برازش معادله رگرسیون زیر برای هر سال – شرکت برای هر دسته از صنایع برآورد شده است :

که :

:TA معرف مجموع اقلام تعهدی،

: A مجموع دارایی‌ها ،

: REV مجموع درآمد (فروش)

: REC حساب‌های دریافتنی ، و

: PPE معرف اموال ، ماشین آلات و تجهیزات است.

برای هر سال- شرکت مدل رگرسیونی برای هر دسته از صنایع به دست می‌آید که رگرسیونهای مربوط به صنایع مختلف و برآورد ضرایب مربوط به هر صنعت در زیر مشخص شده‌اند.

جدول شماره1. ضرایب و آزمون معنی‏داری رگرسیون به تفکیک صنایع

بررســـی مــدل در صنعـــت خــودرو و ساخــت قطـعــات
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.857
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 0.697 3 0.0000
خــــطا 0.252 29  
کــــل 0.949 32  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.35
0.13
2814.13
بررســـی مــدل در صنعـــت ساخـت مـحصـولات فـلـزي
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.306
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 0.058 3 0.059
خــــطا 0.564 75  
کــــل 0.622 78  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.03
0.11
2012.97-
بررســـی مــدل در صنعـــت فلزات اساسی
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.562
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 0.493 3 0.004
خــــطا 1.068 34  
کــــل 1.561 37  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.22
0.11
13023.20
بررســـی مــدل در صنعـــت محصولات شیمیایی
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.553
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 0.480 3 0.0000
خــــطا 1.093 58  
کــــل 1.573 61  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.12
0.23
3344.23
بررســـی مــدل در صنعـــت محصولات غذایی و آشامیدنی به جز قند و شکر
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.543
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 0.322 3 0.0000
خــــطا 0.768 73  
کــــل 1.090 76  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.09
0.24
1747.90-
بررســـی مــدل در صنعـــت مــواد و محـصولات دارويـــي
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.853
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 2.194 3 0.0000
خــــطا 0.819 91  
کــــل 3.013 94  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.68
0.11
7376.24-
بررســـی مــدل در صنعـــت ســایـــر صنـــایــــع
آماره‌های رگرسیون ضریــــب همبســـتگی 0.405
آزمون‌معنی‌داری رگرسیون   مجموع مربعات درجه آزادی P-Value
مــــدل 0.258 3 0.001
خــــطا 1.309 91  
کــــل 1.567 94  
برآورد پارامترها پارامتر برآورد
0.13
0.15
1816.19-

پس از برآورد ضرایب مربوط به هر صنعت، با استفاده از روابط زیر ابتدا اقلام تعهدی غیراختیاری و سپس اقلام تعهدی اختیاری را که معیار اندازه گیری مدیریت سود می باشد، در دو گروه خانوادگی و غیرخانوادگی محاسبه و فرضیه تحقیق را از طریق انجام آزمون مقایسه میانگین ها در دو گروه ذکر شده بررسی نموده ایم.

در مرحله آخر، اقلام تعهدی اختیاری (DA) به شرح زیر محاسبه شده است :

اقلام تعهدی اختیاری که همان باقیمانده های رگرسیون ها می‌باشند برای گروه های مختلف صنعت از معادلات زیر قابل محاسبه است.

جدول شماره2. معادلات مربوط به اقلام تعهدی اختیاری به تفکیک صنایع

صنعت معادله مربوط به محاسبه اقلام تعهدی اختیاری
خودرو و ساخت قطعات
ساخت محصولات فلزي
فلزات اساسي
محصولات شيميايي
محصولات غذايي و آشاميدني
مواد و محصولات دارويي
سایر صنایع

بررسی توزیع اقلام تعهدی اختیاری

بر اساس جدول میانگین مقادیر اقلام تعهدی اختیاری نزدیک به صفر می‌باشد و حداقل و حداکثر مقدار برای آن 0.507- و 0.393 می‌باشد و در سال84 بیشترین مقدار میانگین اقلام تعهدی اختیاری را شاهد هستیم و در سال 90 این مقدار به کمترین میزان خود رسیده است.

جدول شماره 3. آماره های توصیفی اقلام تعهدی اختیاری به تفکیک سال

سال میانگین انحراف معیار کمینه بیشینه
83 0.009 0.088 0.196- 0.209
84 0.027 0.122 0.203- 0.393
85 0.023 0.105 0.241- 0.375
86 0.002- 0.102 0.313- 0.207
87 0.020 0.118 0.266- 0.389
88 0.001 0.108 0.199- 0.322
89 0.006 0.109 0.237- 0.305
90 0.014- 0.129 0.507- 0.196

پس از بدست آوردن اقلام تعهدی اختیاری، به منظور بررسی فرضیه تحقیق با انجام آزمون T استیودنت سعی در کشف تفاوت بین دو گروه داشته ایم .

بیان آماری فرضیه تحقیق عنوان می‌کند:

فرضیه صفر: میانگین اقلام تعهدی اختیاری در دو گروه برابر است (فرضيه تحقيق رد می شود ).

فرضیه مقابل: میانگین اقلام تعهدی اختیاری در دو گروه برابر نیست(فرضيه تحقيق رد نمی شود).

و به بيان ديگر :

بین ساختار مالکیت شرکت ها از نظر خانوادگی و غیرخانوادگی بودن و مدیریت سود رابطه معنی داری وجود ندارد:

بین ساختار مالکیت شرکت ها از نظر خانوادگی و غیرخانوادگی بودن و مدیریت سود رابطه معنی داری وجود دارد:            

برای استباط فرضیه پژوهش با توجه به حجم نمونه و نرمال بودن مقادیر مدیریت سود (1.007= K-S و0.263P=) بوسیله آزمون T استیودنت سعی در کشف تفاوت بین دو گروه داشته‌ایم.

نتایج مربوط به این آزمون در جدول شماره 4 بیان شده است.

جدول شماره 4. نتایج آزمون فرضیه

نوع میانگین اقلام تعهدی اختیاری کولموگروف-اسمیرنف P-Value نتیجه آزمون
خانوادگی 0.002- 0.263 0.04 تایید فرضیه
غیرخانوادگی 0.019

همانطور که ملاحظه می گردد میانگین اقلام تعهدی در گروه غیرخانوادگی بیشتر از خانواگی است در نتیجه با توجه به آماره آزمون و مقدار احتمال (P-Value =0.04) مي‌توان نتيجه گرفت كه فرضیه صفر يا اين فرضیه كه «بین ساختار مالکیت شرکت ها از نظر خانوادگی و غیرخانوادگی بودن و مدیریت سود رابطه معنی‌داری وجود ندارد.» در سطح معني‌داري 5 درصد رد مي‌شود و می‌توان با 95 درصد اطمینان پذیرفت که:

بین ساختار مالکیت شرکت ها از نظر خانوادگی و غیرخانوادگی بودن و مدیریت سود رابطه معنی‌داری وجود دارد و شرکت های غیرخانوادگی به طور میانگین نسبت به شرکت های خانوادگی بیشتر مدیریت سود انجام می دهند.

نتیجه گیری

بررسی رفتار شرکت های خانوادگی می تواند اطلاعات ارزنده‌ای را در اختیار استفاده کنندگان از اطلاعات مالی قرار دهد، که متاسفانه در ایران تاکنون شاخص مناسبی برای شناسایی اینگونه شرکت ها ارائه نگردیده است. ویژگی بارز این تحقیق ارائه شاخصی متناسب با شرایط بازار سرمایه کشور با استفاده از تحقیقات گذشته و استفاده از نظرات خبرگان به منظور شناسایی و معرفی شرکت های خانوادگی در بورس است. اهمیت حضور شرکت های خانوادگی به گونه ای است که پس از بررسی‌های انجام شده مشخص شد، از میان شرکت های حاضر در بورس در سال 1390، 38 شرکت ( نزدیک به یازده درصد) خانوادگی بودند و بیشترین شرکت‌های خانوادگی در چهار صنعت ساخت محصولات فلزی، محصولات غذایی و آشامیدنی، محصولات دارویی و محصولات شیمیایی حضور داشتند. بررسی آمار توصیفی تحقیق نشان می دهد، بیشترین میزان اقلام تعهدی اختیاری در سال 1384 که بازار بورس دچار نوسانات غیرعادی گشته بود، به بیشترین میزان خود در دوره مورد بررسی رسیده، در سال های اخیر به علت توجه بیشتر سازمان بورس برای کارآمدتر شدن بازار سرمایه و الزام برای ارائه اطلاعات شفاف‌تر توسط شرکت‌ها، اقلام تعهدی اختیاری در سال 1390 به کمترین میزان خود در دوره مورد بررسی رسیده است. توجه به تفاوت‌های دو گروه این نکته را مشخص می کند که عموماً شرکت‌های غیرخانوادگی به لحاظ بنیادی از وضعیت مناسبتری نسبت به شرکت‌های خانوادگی برخوردارند و سهام این شرکت ها برای سرمایه‌گذاران از جذابیت بیشتری برخوردار است، و این امر ممکن است به علت وجود سهامداران عمده حقوقی قدرتمند در ساختار مالکیت و مدیریت این شرکت‌ها باشد که بنوعی موجب اطمینان خاطر بیش‌تر سایر سرمایه‌گذاران شده و به شرکت ثبات بیش‌تری در مواجه با نوسانات اقتصادی می‌بخشد. از سوی دیگر در این تحقیق مشاهده شد اکثر شرکتهای غیرخانوادگی از نظر اندازه نسبت به شرکتهای خانوادگی بزرگتر بودند. همان گونه که واتز و زیمرمن(1986) بیان می‌کنند با افزایش اندازه شرکت شرکت در معرض فشارهای سیاسی بیش‌تری قرار گرفته و انگیزه مدیریت برای اعمال نظر در فرآیند تعیین سود و انجام مدیریت سود افزایش می‌یابد. از این‌رو ممکن است شرکت های خانوادگی به علت کوچکتر بودن اندازه شرکت، و مناسبات درون خانواده از انگیزه کمتری برای انجام مدیریت سود برخوردار باشند.

منابع.

1- امیدوار،علیرضا،رستگار،حسین،عقدایی،مونا،1389،حاکمیت شرکتی در شرکت‌های خانوادگی پاکستان،مرکز ترویج حاکمیت شرکتی،آبان 1389.

2- محمدی،محمد، 1388 ، بررسی کیفیت سود شرکت‌های خانوادگی و غیرخانوادگی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ،پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز.

3- مرادزاده،مهدی،ناظمی اردکانی،مهدی،غلامی،رضا،فرزانی،حجت‌اله،1388 ، بررسی رابطه بین مالکیت نهادی سهام و مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، فصلنامه بررسی های حسابداری و حسابرسی،دوره16،شماره56، ص ص98-85 .

4- مهرآذین، علیرضا، 1386، ارزیابی مدل های کشف مدیریت سود، پایان نامه دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران.

5- نمازي، محمد ، كرماني، احسان، 1387، بررسي تاثير مالكيت بر عملكرد شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بررسي هاي حسابداري و حسابرسي، شماره53، ص ص 100-83 .

  1. Abdolmohammadi, M. kvall, E. 2010. Earnings Management Priorities of Private Family Firms. American Accounting Association Annual Meeting, 31 July2010, San Francisco, CA.

  1. Anderson, R.C. Reeb, D. 2003. Founding family ownership and firm performance : Evidence from S&P500. Journal of Finance, 58:1301-1328 .
  2. Dax Plus Family Index’s. 2010. Deutche Bourse Issuer Data & Analytics,13 January 2010,p 8.
  3. Dechow, P. Dichev, D. 2002. The Quality of Accruals and Earnings; the Role of Accrual Estimation Errors. The Accounting Review, 77: 35-59.
  4. Dechow, P. Sloan, R. , Sweeney ,A. 1996. Cause and consequences of Earnings Manipulation: An Analysis of firms subject to enforcement actions by the SEC. Contemporary Accounting Research, 13: 1-36.
  5. Ehrhardt, O. Nowak, E. 2003. The Effect of IPOs on German Family- owned Firms: Governance Changes, Ownership Structure and Performance. Journal of Small Business Management, 41:222-232.
  6. Hendriksen, E. Van Brada, M. 1991. Accounting Theory, 5th Edition, New York:IRWIN.

.

  1. Mishra, C. Randqy, T. Jenssen, J. 2001. The Effect of Founding Family Influence on Firm Value and Corporate Governance. Journal of International Financial Management and Accounting , 12:235-259.
  2. Schipper, K. Vincent, L. 2003. Earning Quality. Accounting Horizons, 17:97-110.
  3. Villalonga, B. Amit, R. 2006. How do family ownership, control and management affect firm value? Journal of Financial Economics, 80 : 385-417.
  4. Wang, D. 2006. Founding Family Ownership and Earning Quality. Journal of Accounting Research, 44:619-656.
  5. Watts, R. Zimmerman, J. 1986. Positive Accounting Theory. Prentice-Hall, Englewood Cliffs, NJ.

[1] استادیار گروه حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور

[2] کارشناس ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور

*نویسنده مسئول: بشیر قبدیان تلفن:09153528700 Email: b_gh258@yahoo.com

1- Dax Plus Family Index.

این شاخص در سال 2010 توسط مرکز تحلیل گران و انتشاردهندگان داده های بورس آلمان به منظور تعریف شرکت های خانوادگی ارایه گردیده است و مورد تایید دانشگاه مونیخ و سازمان بورس و اوراق بهادار آلمان نیز می باشد.

1- Dechow,et. al.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *